عليرضا بهداد
اگر توسعه معادن و صنايع معدني (فولاد، سيمان، مس، آلومينيوم و...) را تنها راه توسعه صنعتي کشور ندانيم، قطعاً يکي از مهم ترين عوامل توسعه کشورهايي همچون ايران است که در حال پيمودن راه پيشرفت هستند. احمدعلي هراتي نيک معاون وزير صنايع و معادن و رئيس سازمان توسعه و نوسازي معادن و صنايع معدني ايران (ايميدرو) در گفت وگو با «اعتماد» علاوه بر اينکه اوضاع معادن و صنايع معدني کشور را در سال 2008 تحليل مي کند، به استقبال سال 2009 رفته و يک پيش بيني نيز براي اين بخش از اقتصاد دنيا ارائه مي دهد. در اين گفت وگو نيز وي وضعيت توليد فلزات اساسي در کشورمان را مورد بررسي قرار مي دهد.
---
-ماه هاي پاياني سال 2008 دنيا با پديده يي به نام «بحران اقتصادي» مواجه شد که اين پديده اثر قابل توجهي بر اقتصاد جهان به ويژه صنايعي همچون خودرو، فولاد، مس و ساير صنايع معدني گذاشت. شما به عنوان مدير تخصصي بخش معدن و صنايع معدني کشور چه تحليلي از اين بحران و اثر آن بر کشورمان داريد؟
مي توانم ادعا کنم بحران جهاني کمترين تاثير را بر صنايع معدني ما داشته است. ببينيد امروز اکثر توليدکنندگان فولاد و ساير فلزات اساسي در دنيا با مشکل فروش و افزايش هزينه ها مواجه شده اند. آنها انرژي ارزان ندارند و مواد اوليه به سهولت، در دسترس شان نيست.
بنابراين کوچک ترين اثر بر اقتصاد جهان تاثيرات قابل توجهي بر آنها دارد که اثر آن را ديديد. برخي معادن بزرگ تعطيل شدند، کارخانه هاي بزرگ توليدکننده فولاد در معرض ورشکستگي قرار گرفتند و درنهايت توليد و فروش آنها کاهش يافت. اما در کشور ما بحران تا اين اندازه عمق نداشت. شايد بپرسيد مثلاً چون فولاد و برخي از فلزات در ايران به قيمت جهاني به فروش رسيده، اکنون واحدهاي توليدي صنايع معدني ما با مشکل مواجه شده اند. نمي گويم اصلاً اثري نداشته اما اثر آن مثل کشورهاي غربي نبوده است. ما امروز در صنايع معدني کشور از مزيت هاي نسبي بسيار خوبي همچون انرژي ارزان و مواد اوليه فراوان برخورداريم. از طرفي کشور سال ها تحت تحريم بود و تمامي اين موارد دست در دست هم داده تا ما در صنايع فولاد، مس، آلومينيوم و... تقريباً روي پاي خودمان بايستيم و در حال حاضر که شما از بحران صحبت مي کنيد، به خوبي مي بينيد بحراني به ما وارد نشده است.
به اعتقاد من نتيجه تحريم ها در سال هاي متمادي باعث شد واحدهاي بزرگي همچون فولاد مبارکه به وجود بياوريم، مس سونگون را راه اندازي کنيم، دانش ساخت فولاد، آلومينيوم و مس را بومي کنيم. پس وقتي که در اين صنايع همه چيز را به دست آورد ه ايم چنين بحران هايي در ما تاثير بسزايي نخواهد داشت.
-حتي اگر بخواهيد با توليدکنندگان ديگر دنيا به رقابت بپردازيد؟
بله، در رقابت با دنيا هم ما پيروزيم. قبلاً گفته ام الان هم مي گويم بخش معدن و صنايع معدني ايران تنها بخشي است که از سال ها پيش آماده حضور در WTO است. اين بحران هم آزمون بزرگي براي صنايع معدني کشور بود که مي بينيد به رغم رکود در دنيا صنايع ما هم اکنون سرپا هستند.
-ولي اگر واردات داشته باشيم، شايد ديگر نتوان چنين ادعايي داشت؟
ما با واردات مخالف نيستيم اما حرف مان اين است که در کشور خودمان توليد داريم. اتفاقاً توليدمان هم جوابگوي نياز کشور است. آيا نبايد با تعرفه از ورود برخي کالاها جلوگيري کرد؟ شما وضعيت امروز فولادسازي هاي داخلي را ببينيد. تعرفه واردات صفر است. اين موضوع باعث شده در شرايط بحراني اقتصاد دنيا که شرايطي غيرعادي است، برخي فلزات با قيمت پايين تر از توليد داخلي وارد کشورمان شود. در اين اوضاع تدبير اين است که دولت روي برخي تعرفه ها تجديدنظر کند.
-ولي شما که گفتيد مي توانيم در دنيا با توليدکنندگان فلزات رقابت کنيم؟
بله روي حرفم هم هستم اما در شرايط عادي. در شرايط غيرعادي مثل بحران جهاني که چند ماه بيشتر به طول نمي انجامد، بايد تدبير به خرج داد. به هر حال ما توان داريم اما از همه مهم تر حفظ اين توان رقابتي است که در شرايط غيرعادي امروز از هر چيز ديگري مهم تر است.
-با توجه به وضعيت سال 2008 پيش بيني شما از وضعيت معادن و صنايع معدني دنيا در سال 2009 چيست؟
شکوفايي مواد معدني و محصولات صنايع معدني تابعي از وضعيت اقتصاد جهاني است. امروز صنايع بزرگي همچون خودروسازي، ساختمان و برخي پروژه هاي عمراني در غرب با رکود مواجه شده است. بديهي است اين رکود به صنايع معدني و معادن نيز تعميم داده مي شود. اما اين وضعيت دائمي نيست. من معتقدم سال 2009 قيمت فلزات که امروز به نصف کاهش يافته نسبت به سال قبل افزايش يافته و قدري متعادل تر شود. چون زمان رکود در دنيا بسيار کوتاه تر از آن چيزي است که ما فکر مي کنيم.
-آقاي مهندس شما رياست سازماني را برعهده داريد که در واقع همان وزارت معادن و فلزات سابق است، بسياري از طرح هاي وزارت صنايع و معادن در سازمان تابعه شما در دست اجرا است. مي خواهم بدانم آيا بحران اقتصادي بر اجراي اين طرح ها اثري داشته يا خير؟
طبق برنامه يي که براي امسال مشخص کرده ايم، قرار است 44 طرح به بهره برداري برسد که تلاش مي کنيم تا آخر سال عملي شود. بيشتر طرح هاي مذکور هيچ مشکلي ندارد و کار آنها با سرعت پيش مي رود. البته پنج طرح از اين طرح ها با مشکلاتي مواجهند که اميدواريم بتوانيم آنها را رفع کنيم تا اسفندماه آماده بهره برداري شود.
-اين 44 طرحي که نام برديد، چه اهدافي را دنبال مي کنند؟
براي اجراي اين 44 طرح پنج هزار و 933 ميليارد تومان (معادل 2100 ميليارد تومان به اضافه7/3 ميليارد دلار) هزينه صرف شده است. طبيعتاً اين حجم سرمايه گذاري مي تواند تاثير مثبتي بر اقتصاد کشورمان داشته باشد چرا که براي 10 هزار نفر اشتغال مستقيم به همراه دارد و 37 هزار فرصت شغلي را به طور غيرمستقيم به دنبال خواهد داشت.
بهره برداري از اين طرح ها باعث مي شود تا پايان امسال پنج ميليون تن به ظرفيت فولاد، 50 هزار تن به ظرفيت مس کاتد و 250 هزار تن به ظرفيت آلومينيوم اضافه شود به عبارت ديگر ظرفيت فولاد کشور از 11 ميليون به 16 ميليون تن افزايش مي يابد. توليد شمش آلومينيوم به 485 هزار تن مي رسد و 262 هزار تن مس کاتد در کشور توليد خواهد شد. در بخش معدن نيز توليد سنگ آهن دانه بندي به 1/25 ميليون و زغال سنگ به دو ميليون و 30 هزار تن رسيده است چون برخي از طرح هاي معدني را چندي پيش با حضور رئيس جمهوري يا معاون اول وي يا وزير صنايع و معادن و خودم به بهره برداري رسانده ايم.
-اينهايي که گفتيد عمدتاً طرح هايي است که در دولت قبل پايه ريزي شده است.
ببينيد در بخش معدن و صنايع معدني که در تخصص من است اين يک حرف بي معني است که بگوييم طرح را چه کسي آغاز کرد يا چه کسي به بهره برداري رساند. بنده سال ها است در بخش معدن و صنايع معدني (به ويژه در بخش فولاد) مشغول فعاليت هستم. روزي مشغول ساخت فولاد مبارکه بودم (در دولت آقاي هاشمي)، يک روز هم در شرکت فولاد خوزستان و روزي ديگر مديرعامل شرکت ملي فولاد در دولت آقاي خاتمي شدم و اکنون در دولت نهم به اين پست رسيده ام. تجربه به من مي گويد فعاليت هاي صنعتي پايه يي کاملاً علمي دارد. اگر چه سياستگذاري دولت ها مهم است اما توسعه صنعتي زنجيره يي دارد که همه دولت ها آن را ادامه مي دهند. پس نگوييم فلان دولت اين کار را کرد. مهم اين است که کشور امروز در بخش معدن و صنايع معدني روي پاي خود ايستاده و توسط متخصصان خود به فعاليت ادامه مي دهد.
-خب شما در اين دولت چه طرح هايي را آماده بهره برداري کرده ايد؟
با ابلاغ اصل 44 قانون اساسي توسط رئيس محترم جمهوري فکر کنم سازمان هايي چون ايميدرو ديگر اجازه آغاز طرح جديدي را نداشته باشند مگر آنکه در برخي نقاط محروم، دولت مصوبه جديدي را دستور دهد. بنابراين ما سعي مي کنيم تمام پروژه هاي خود از جمله طرح هاي استاني فولاد را به بهره برداري برسانيم. البته قانون تا سال 1393 به ما فرصت داده تکليف واحدهاي خود را مشخص کنيم اما فکر مي کنم ما زودتر از اين زمان تکليف واحدهاي خود را مشخص کنيم و طرح نيمه تمامي نداشته باشيم.
-اشاره کرديد به طرح هاي فولادي استاني. شنيده ايم براي تامين منابع ارزي اين طرح ها با مشکلاتي مواجه شده ايد. لطفاً توضيح دهيد.
در ابتدا قرار بود براي تامين منابع ارزي اين طرح ها مساعدت هايي از سوي دولت محترم صورت گيرد اما به دليل برخي مشکلات قانوني اين امر محقق نشد. از طرف ديگر قرار شد سازمان با استفاده از منابع خودش اين طرح ها را اجرا کند به طوري که بخشي از طريق فروش شرکت هاي ايميدرو به بخش خصوصي و بورس تامين شود اما به دليل گرفتاري دولتي اين منابع به حساب ايميدرو واريز نشد. تصميم اين شد که پنج طرح از اين هشت طرح را با سرعت بيشتري جلو ببريم و تمام منابع خود را روي آنها متمرکز کنيم و آن سه طرح ديگر که از نظر پيشرفت کار عقب هستند را به بخش خصوصي واگذار کنيم. البته ممکن است شرکت هاي بزرگ فولادسازي مبارکه، ذوب آهن و خوزستان را نيز در اجراي پنج طرح فولادي شريک کنيم يا آنکه اجراي آن را کلاً به دست آنها بسپاريم.
-اين طرح هاي استاني چه زماني به بهره برداري مي رسند. ممکن است در سال آينده آماده بهره برداري شوند؟
در طرح هاي استاني ما دو بخش داريم؛ يکي احياي مستقيم و يکي فولادسازي. به عبارت ديگر در هر واحد فولادي دو کار به طور همزمان دنبال مي شود و حتي با دو مناقصه متفاوت. در بخش اول احياي مستقيم است و در بخش توليد، توليد شمش فولاد. بخش احياي مستقيم در حال حاضر سرعت بيشتري دارد و فکر مي کنم سال آينده سه تا پنج طرح از اين طرح ها آماده بهره برداري باشد اما بخش فولادسازي آنها زمان بيشتري مي برد که مي توانم قول بدهم تا سال 1390 تمامي اين طرح ها به بهره برداري کامل خواهند رسيد و شاهد توليد فولاد در آنها خواهيم بود.
-در سال 1390 وضعيت توليد فولاد به چه شکلي خواهد بود؟
ما در آن سال به ظرفيت توليد 30 ميليون تن دست مي يابيم. طرح هاي استاني به ظرفيت هشت ميليون تن، طرح هاي توسعه يي ذوب آهن و مبارکه به ظرفيت پنج ميليون تن و طرح هاي فولاد بندرعباس طرح هاي فولادي هستند که ظرفيت توليد فولاد در کشورمان را به مرز 30 ميليون تن مي رسانند. اجازه بدهيد درباره فولاد يک نکته را يادآوري کنم. در فولادسازي به روش احياي مستقيم توانسته ايم تکنولوژي آن را بومي کنيم. ما تقريباً مي توانيم اعلام کنيم دانش فولادسازي را به دست آورده ايم و امروز قادريم طراحي، ساخت تجهيزات، اجرا و بهره برداري در يک طرح بزرگ فولادي را به تنهايي انجام دهيم.
-اشاره کرديد که اصل 44 ديگر اجازه اجراي پروژه ها را به ايميدرو نخواهد داد. با توجه به سند چشم انداز فکر نمي کنيد بخشي از اهداف اين سند که توسعه معادن و صنايع معدني است، اجرايي نشود؟
ما کنار مي رويم که بخش خصوصي مشارکت کند. اصولاً فرض ما بر اين است که بخش خصوصي جاي سازمان هاي دولتي را به خوبي پر مي کند. البته وزارت صنايع و معادن نيز حتماً به عنوان نماينده دولت و حکومت در اين بخش بر اين مسائل نظارت خواهد کرد و نخواهد گذاشت شاخص هاي توليد در اين بخش دچار رکود شود.
-ايميدرو در حال حاضر بسياري از شرکت هاي سودده بزرگ خود را به بورس و بخش خصوصي واگذار کرده است که مي گويد پول آن نيز به حساب دولت ريخته شده، منابع مالي ديگر خود را نيز به توسعه مناطق محروم اختصاص داده است. با اين وضع چگونه مي خواهيد پروژه هاي بزرگ خود را به اتمام برسانيد؟
با بازنگري اصل 44 و ابلاغ اخير آن توسط رئيس محترم جمهوري، طبيعتاً سازوکارهاي اقتصادي کشور تغيير مي يابد. پول به دست آمده از فروش سهام نيز مستقيماً به خزانه برمي گردد و آنگاه دولت براساس اهداف خود آن را به بخش هاي مختلف تخصيص مي دهد. اگر دولت طرحي را تصويب کرد، طبيعتاً براي آن بودجه يي نيز در نظر مي گيرد و ما به عنوان مجري آن طرح را اجرا مي کنيم، ما هم اصراري نداريم از خود پروژه يي بسازيم. ما يک دستگاه دولتي هستيم که مي توانيم نقش نظارتي نيز بر عهده داشته باشيم. اين نقش نيز اهميت کمي ندارد. فراموش نکنيد در نهايت سازمان صاحب 20 درصد سهام شرکت هاي خود است. بنابراين اينکه گفته مي شود ايميدرو تضعيف شده (که گاهي شما در روزنامه تان مي نويسيد) حرف درستي نيست. ايميدرو به همان اندازه که از حجم شرکت هاي خود مي کاهد، به همان اندازه نيز از حجم پروژه هاي اجرايي خود خواهد کاست.
-اجراي بخشي از سند چشم انداز بر عهده سازمان شماست. فکر مي کنيد با 20 درصد سهم بتوانيد آن اهداف را محقق کنيد؟
بخشي از طرح هايي که براي افق 1404 تعريف شده هم اکنون در حال اجراست. ايميدرو اکنون 21 ميليارد دلار طرح در سطح کشور در حال اجرا دارد که به آنها خواهد رسيد يعني ما در سال 1404 به 55 ميليون تن فولاد، 800 هزار تن مس کاتد و 1500 تن آلومينيوم مي رسيم. البته اعتقاد دارم در سال هاي گذشته براي صنعت آلومينيوم آن طور که بايد، کاري نشده است. به همين خاطر است که مي بينيد با وجود اينکه پايه گذاري صنعت آلومينيوم ما که قدمت آن بيش از بسياري از کشورهاي منطقه است اما توليدمان نسبت به آن کشورها بسيار کم است که بايد در اين خصوص تحرک بيشتري به خودمان بدهيم.
-به غير از فولاد، مس و آلومينيوم سند چشم انداز در بخش معدن و صنايع معدني چه اهداف ديگري را دنبال مي کند؟
براساس اهداف کمي که براي ايميدرو در نظر گرفته شده تا سال 1404 ، 200 ميليون تن انواع محصولات معدني شامل 88 ميليون تن سنگ آهن، 3/4 ميليون تن زغال سنگ، 300 هزار تن روي و پنج تن شمش طلا به توليد خواهد رسيد. در اين سال سهم ارزش افزوده فلزات اساسي به کل صنعت 12 درصد و سهم ارزش افزوده کاني هاي غيرفلزي به کل صنعت 5/9 درصد پيش بيني شده است. همچنين سهم صادرات معدن و صنايع معدني به کل صادرات غيرنفتي به 25 درصد خواهد رسيد و متوسط رشد فروش به ميزان 9 درصد در سال خواهد شد. در بخش سرمايه گذاري ان شاءالله نسبت سرمايه گذاري مستقيم خارجي به توليد ناخالص داخلي حداقل سه درصد است و کاهش هزينه سرمايه گذاري حداقل پنج درصد مي شود. در بخش بازار برنامه ريزي شده رتبه اول توليد فولاد، آلومينيوم، مس و مواد معدني را در خاورميانه به دست بياوريم و جزء 10 شرکت برتر دنيا به لحاظ فروش شويم.
- قرار بود تيرماه ذوب آهن را نيز وارد بورس کنيد اما اين کار محقق نشد. مي خواهم بدانم زمان دقيق واگذاري اين شرکت کي فرا مي رسد؟
از نظر ما ذوب آهن تمامي شرايط واگذاري را دارد ولي تصميم نهايي با سازمان خصوصي سازي است. اين سازمان هنوز در حال ارزشيابي ذوب آهن است. فکر مي کنم پس از مشخص شدن وضعيت واگذاري شرکت مخابرات و بانک ها نهايتاً تا آخر امسال وضعيت ذوب آهن مشخص شود. البته اخيراً يک هيات 13نفره از کارشناسان روسي مجدداً براي خريد ذوب آهن در اين شرکت مستقر شده اند.
-اگر مذاکرات شرکت روسي و مديرعامل ذوب آهن به نتيجه برسد، آيا امکان دارد سهام مديريتي آن به بخش خصوصي واگذار شود؟
اين به نظر دولت و سازمان خصوصي سازي بستگي دارد. شايد دولت مصلحت بداند اين اقدام را انجام دهد البته ذوب آهن تامين کننده اصلي مصالح ساختماني و تنها توليدکننده بزرگ تيرآهن کشور است. شايد به همين دليل کارخانه يي استراتژيک محسوب شود. البته کارخانه هاي فولاد آريان و کارخانه آقاي احراميان در يزد به دنبال توليد تيرآهن نيز هستند. اما مقياس توليد آنها پايين تر از ذوب آهن است. من فکر مي کنم دولت بلوک هاي سهام 25 تا 30 درصدي را براي فروش به خارجي ها اختصاص دهد. ذوب آهن امروز زيان ده نيست. اين شرکت جاذبه زيادي براي واگذاري دارد. البته اين اتفاق تنها محدود به ذوب آهن نيست. در اين سه سال فعاليت هاي قابل توجهي در بخش معدن و صنايع معدني داشته ايم که من قصد ندارم خودم را تنها عامل آن بدانم بلکه مي خواهم بگويم مجموعه صنايع معدني کشور در اين مدت واقعاً پيشرفت قابل ملاحظه يي ايجاد کرده اند. گندله سازي، فولاد سازي، آلومينيوم سازي، معدن و مس همه در اين سال ها شاهد رشدهاي بالا بوده اند.
-در بخش معدن پروانه بهره برداري کليه معادن بزرگ کشور به نام ايميدرو صادر شده است. چه زماني قصد داريد اين معادن را به بخش خصوصي واگذار کنيد؟
واگذاري معادن به راحتي صنايع معدني نيست. مهم ترين موضوع در واگذاري معادن اين است که معادن جزء انفال هستند و براساس قانون معادن مصوب سال 1377 اجازه واگذاري به بخش خصوصي را نداريم. بايد اين قانون اصلاح شود تا موانع قانوني پيش روي واگذاري معادن بزرگ برداشته شده و بتوانيم معادن را واگذار کنيم.