دوشنبه، 9 دي 1387 - شماره 1855
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
12 دختر ثروتمند در دام خواستگار هزارچهره
مرد کلاهبردار با فريب دختران جوان 300 ميليون تومان کلاهبرداري کرد



گروه حوادث؛ مردي فراري با بازي در نقش افراد تحصيلکرده و ثروتمند سر راه دختران پولدار قرار مي گرفت و با خواستگاري از آنان دست به کلاهبرداري ميليوني مي زد. به گزارش خبرنگار ما نخستين شکايت عليه اين خواستگار هزارچهره از سوي دختري به نام مينا مطرح شد و اين جوان با مراجعه به شعبه 4 دادياري دادسراي ناحيه 27 تهران، خواستار دستگيري مردي به نام منوچهر به جرم کلاهبرداري 60 ميليون توماني شد.

مينا گفت؛ يک روز به شکل کاملاً اتفاقي منوچهر سر راهم سبز شد. او جلوي مرا گرفت و گفت از من خوشش آمده است و مي خواهد به خواستگاري ام بيايد. اول حرفش را جدي نگرفتم اما وقتي اصرار کرد و چند روز ديگر هم سر راهم قرار گرفت ماجرا را به خانواده ام اطلاع دادم و بالاخره با موافقت آنها منوچهر به تنهايي به خواستگاري ام آمد. او در آن جلسه گفت پدر و مادرش مقيم کشور هلند هستند و خودش نيز به تازگي به ايران بازگشته است. اين مرد که خودش را مهندس کامپيوتر معرفي کرده بود ساعتي درباره ثروت خانوادگي اش حرف زد و لحن مودبانه او باعث شد من و والدينم به او اطمينان کنيم و با خوشحالي از اينکه فرصت مناسبي براي ازدواج پيش آمده است، به او جواب مثبت بدهيم. منوچهر قصد داشت در تهران يک شرکت بزرگ راه بيندازد و چون اين کار گرفتاري هاي زيادي داشت قرار عقد و عروسي را براي بعد از تاسيس شرکت گذاشتيم. دختر فريب خورده ادامه داد؛ مدتي از اين ماجرا گذشت تا اينکه احساس کردم نامزدم ناراحت و افسرده است، وقتي علت را پرسيدم توضيح داد براي افتتاح شرکت به کمک پدرش احتياج داشت اما چون وضع مالي او کمي به هم ريخته است نمي تواند از هلند برايش پول بفرستد. من اين موضوع را با خانواده ام در ميان گذاشتم و پدرم براي اينکه داماد آينده اش را از گرفتاري نجات بدهد زميني را که در اطراف تهران داشت، فروخت و 60 ميليون تومان به منوچهر قرض داد اما از سه روز بعد از اين ماجرا نامزدم ناپديد شد و هيچ اثري از او نيست. با اعلام جرم دختر جوان عليه منوچهر، پرونده به دستور داديار اميراسماعيل رضوانفر به پليس آگاهي ارجاع شد و گروهي از کارآگاهان به جست وجو براي يافتن خواستگار کلاهبردار پرداختند. چندي بعد دومين شکايت مشابه ثبت شد اين بار دختري به نام سحر از خواستگارش که خود را پزشک معرفي کرده بود، شکايت کرد و گفت؛ مردي به نام مجيد بعد از خواستگاري از او با اين بهانه که مشکلي برايش پيش آمده، 10 ميليون تومان از خانواده اش پول گرفته و فراري شده است.

در حالي که هنوز ارتباط ميان دو شکايت فاش نشده بود طي مدت دو ماه 10 دختر ديگر نيز به دادسراي ناحيه 27 مراجعه و هر يک اظهارات مشابهي را تکرار کردند. همگي آنها از خانواده هاي ثروتمندي بودند که در دام خواستگار قلابي گرفتار شده بودند. متهم خودش را به هر يک از اين دختران با نامي متفاوت معرفي و از عناوين مهندس، پزشک، تاجر، دانشجو و... استفاده کرده بود.

اگر چه گفته هاي شاکيان در برخي جزييات متفاوت بود، توصيف آنها از ظاهر خواستگار شياد شباهت زيادي داشت و ترسيم چهره فرضي متهم نيز ثابت کرد هر 12 کلاهبرداري توسط يک نفر اجرا شده است. با گسترده تر شدن ابعاد اين پرونده کارآگاهان نيز دامنه تحقيقات شان را وسيع تر کردند و از آنجايي که احتمال مي دادند خواستگار هزارچهره يک مجرم حرفه يي باشد به مرور تصاوير تبهکاران سابقه دار پرداختند. در اين مرحله بود که شباهت جواني به نام رضا با چهره نگاري متهم تحت تعقيب توجه پليس را برانگيخت. رضا به جرم سرقت و زورگيري همراه با ضرب و جرح به پنج سال حبس محکوم، اما بعد از گذراندن بخشي از محکوميت خود با سپردن وثيقه فراري شده بود. بعد از آنکه مالباختگان تاييد کردند اين متهم همان مرد هزارچهره است، کارآگاهان با اطلاعاتي که از وي در اختيار داشتند توانستند او را در خانه يکي از بستگانش در اطراف تهران به دام بيندازند.

اين مرد بعد از دستگيري با ارائه يک جلد شناسنامه خودش را به نام ديگري معرفي و ارتکاب هرگونه جرمي را انکار کرد اما بررسي شناسنامه نشان داد اين مدرک هويتي قلابي است. ماموران سپس مخفيگاه رضا را بازرسي و 11 جلد شناسنامه جعلي ديگر پيدا کردند و متوجه شدند 12 شناسنامه قلابي در واقع از ابزار جرم اين مرد بوده و او در هر خواستگاري از يکي از آنها استفاده مي کرده است. سرانجام رضا در بازجويي ها به کلاهبرداري از 12 دختر ثروتمند اقرار کرد و گفت با جلب اعتماد و فريب دادن آنان در مجموع مبلغ 300 ميليون تومان به دست آورده است. بنابراين گزارش خواستگار هزارچهره اکنون در بازداشت به سر مي برد وتحقيقات از وي ادامه دارد.
پزشکي قانوني راز قتل مرد چوپان را آشکار کرد
متهم به رغم انکار قتل با توجه به نظريه متخصصان پزشکي قانوني به قصاص محکوم شد


گروه حوادث؛ حکم قصاص سارق جوان که متهم است يک چوپان را کشته و جسدش را دفن کرده توسط قضات شعبه 40 ديوان عالي کشور تاييد شد.

به گزارش خبرنگار ما، دو سال پيش خانواده مرد چوپاني به نام اسماعيل به ماموران پليس خبر دادند وي مفقود و گوسفندانش هم سرقت شده است. با طرح اين شکايت بررسي هاي ماموران آغاز شد تا اينکه پليس دريافت جوان معتادي که براي تهيه مواد مخدر خود در آن منطقه اقدام به سرقت مي کرده، به طور ناگهاني صاحب تعداد زيادي گوسفند شده و تعدادي از آن را هم فروخته است.

ماموران که حدس مي زدند گوسفندان متعلق به اسماعيل باشد، عباس مرد معتاد را براي بازجويي دستگير کردند. وي در بازجويي ها اعتراف کرد اسماعيل را با انگيزه سرقت حيواناتش به قتل رسانده است. مرد معتاد گفت؛ براي تهيه مواد به پول احتياج داشتم و به همين خاطر سرقت مي کردم.

روز حادثه، اسماعيل را ديدم که گوسفندانش را براي چرا به کوه برده بود، چند بار سعي کردم بدون اينکه متوجه شود گوسفندي را از ميان گله اش بدزدم اما نشد، تصميم گرفتم به بهانه صحبت نزديک او شوم، وقتي به مرد چوپان رسيدم در فرصتي مناسب وي را به پايين پرت کردم و اسماعيل بر اثر برخورد سرش با سنگ جان باخت.

وي ادامه داد؛ پس از آن گودالي زير درختي که آن اطراف بود کندم و جسد را در آنجا دفن کردم، سپس گله را به سرقت بردم و گوسفندانش را فروختم.

با تکميل تحقيقات و صدور کيفرخواست پرونده براي محاکمه متهم به شعبه 5 دادگاه کيفري استان فارس فرستاده شد.

متهم در جلسه دادگاه وقتي در برابر اتهام قتل قرار گرفت جرم خودش را انکار کرد و گفت؛ من اسماعيل را به قتل نرساندم بلکه او هنگامي که داشت با من صحبت مي کرد ليز خورد و به پايين کوه پرت شد. از آنجايي که من به شدت ترسيده بودم براي اينکه متهم به قتل نشوم، جسد را زير درختي دفن کردم.

با توجه به ادعاي جديد متهم قضات شعبه 5 از پزشکي قانوني خواستند يک بار ديگر علت دقيق مرگ اسماعيل را اعلام کند و ادعاي متهم را تحت بررسي قرار دهد، متخصصان نيز با بررسي مجدد اعلام کردند، اسماعيل بر اثر شکستگي جمجمه و خونريزي شديد مغزي جان باخته است. شکستگي در جمجمه اسماعيل جايي قرار دارد که نشان مي دهد او را پرت کرده اند و اگر قرار بود او تعادلش به هم بخورد و به زمين بيفتد قطعاً در نواحي ديگري از جمجمه شکستگي ايجاد مي شد. ضمن اينکه آثار دفاعي نيز در بدن مقتول مشخص است. با توجه به اين نظريه و به رغم انکار متهم وي يک بار ديگر محاکمه و به قصاص محکوم شد. پس از آن عباس و وکيل مدافعش به راي صادره اعتراض کردند و پرونده به شعبه 40 ديوان عالي کشور فرستاده شد. هيات قضات شعبه 40 ديوان با بررسي پرونده اعلام کردند راي صادره مطابق قانون است. به اين ترتيب اعتراض عباس رد شد.

با توجه به تاييد حکم، عباس يک قدم ديگر به چوبه دار نزديک شد و نام او در فهرست اعداميان قرار گرفت.
عمليات پليس براي دستگيري شيک پوش سه ميليارد توماني


گروه حوادث؛ وعده هاي مرد شيک پوش براي حل مشکلات اداري مردم، باعث شد عده زيادي فريب او را بخورند و سه ميليارد تومان به اين کلاهبردار بپردازند.

به گزارش خبرنگار ما چندي قبل مردي با مراجعه به پليس آگاهي استان تهران از کلاهبرداري شخصي که خود را از کارمندان بلندپايه سازمان هاي دولتي معرفي کرده بود خبر داد و اعلام کرد اين مرد شياد با ادعاي اينکه مي تواند مشکلات اداري مربوط به زمين اش را حل کند چند ميليون تومان از وي گرفته است. شاکي که فيروز نام دارد، گفت؛ مدت ها است براي ساخت و ساز در زميني که حوالي کرج دارم با مشکلات اداري زيادي مواجه هستم. پس از آنکه تمام راه هاي قانوني را بدون رسيدن به نتيجه طي کردم با مردي به نام فرخ آشنا شدم که ادعا مي کرد در دستگاه هاي دولتي نفوذ دارد و به راحتي مي تواند مشکلم را حل کند. او اعلام کرد 10 درصد ارزش زمين را به عنوان کارمزد دريافت مي کند و چون ارزش زمين من حدود 150 ميليون تومان است، او 15 ميليون تومان براي انجام اين کار از من گرفت. فرخ بسيار شيک پوش بود و حرف هايي که مي زد نشان مي داد سمت مهمي دارد و من مطمئن بودم به زودي مشکل مرا حل مي کند. انتظار من براي حل شدن مشکل اداري زمين مدتي طول کشيد و هر وقت در

اين باره از فرخ سوال مي کردم او مي گفت پيگير کار است و به زودي مشکل حل مي شود. چندماهي از پرداخت 15 ميليون تومان گذشت تا اينکه وقتي براي پيگيري ماجرا با فرخ تماس گرفتم به تماسم پاسخ نداد. تماس هاي مکرر من ادامه داشت تا اينکه فهميدم او از من کلاهبرداري کرده است. اين شاکي ادامه داد؛ چند جلسه يي که فرخ را ملاقات کردم او آنقدر با مهارت صحبت مي کرد که من هيچ وقت از او حتي کارت شناسايي هم نخواستم تا اينکه سرانجام اين بلا بر سرم آمد. در پي اين شکايت پرونده در اختيار کارآگاهان مبارزه با کلاهبرداري پليس آگاهي قرار گرفت. افسران پليس با بررسي محتويات اين پرونده و مطابقت آن با چند پرونده مشابه ديگر اين فرضيه را مطرح کردند که به احتمال زياد متهم تمام پرونده ها يک نفر است.

طبق اظهارات به ثبت رسيده يک شاکي ديگر که او نيز به خاطر مشکلات اداري در دام فرخ گرفتار شده بود هنگامي که مرد شياد براي گره گشايي از مشکل اداري چندين ميليون تومان از وي پول خواسته و با مخالفت وي روبه رو شده بود به او پيشنهاد کرده بود برايش وام تهيه کند. اين شاکي توضيح داد؛ وقتي براي انجام کارهاي مربوط به ملکم به يکي از سازمان هاي دولتي رفته بودم در ميان شلوغي و ازدحام جمعيت فرخ به من نزديک شد و گفت مي تواند به راحتي مشکل مرا حل کند. او از من 10 ميليون تومان پول خواست اما چون من اين پول را نداشتم پيشنهادش را رد کردم. اما او گفت براي تهيه اين مبلغ حاضر است به من وام بدهد. او گفت در صورتي که سه ميليون تومان به او بدهم او پس از چند ماه به من 10 ميليون تومان وام خواهد داد. او که ظاهر آراسته يي داشت با حرف هايش مرا فريب داد و اعتمادم را به خود جلب کرد. اين شاکي ادامه داد؛ فرخ مدتي با وعده وعيدهايش مرا سرگرم کرد تا اينکه ديگر به تماس هاي تلفني ام پاسخ نداد و من فهميدم او کلاهبردار است. اظهارات شاکيان نشان مي داد متهم کاملاً حرفه يي است و توانسته از اين راه پول هاي کلاني به جيب بزند. در ادامه با کمک مالباختگان تصوير فرضي فرخ ترسيم شد و در اختيار واحدهاي گشتي پليس آگاهي قرار گرفت. سپس با استفاده از بانک هاي اطلاعاتي هويت اصلي متهم فاش شد و کارآگاهان پي بردند نام واقعي او اکبر است. تلاش هاي پليسي که عمليات ويژه يي را طراحي کرده بودند از کنترل تمام افراد مرتبط با اکبر و همچنين تحت نظر قرار دادن اماکني که احتمال حضور او در آنجا وجود داشت ادامه يافت تا اينکه سرانجام اين مجرم حرفه يي شناسايي و دستگير شد. اکبر پس از انتقال به پليس آگاهي و هنگامي که تحت بازجويي قرار گرفت به کلاهبرداري اقرار کرد و گفت از اين راه صاحب سه ميليارد تومان شده است. او گفت؛ «روزها در مراکز اداري پرسه مي زدم و افرادي را که مشکلات خاصي داشتند شناسايي مي کردم و با معرفي خود به عنوان فردي ذي نفوذ به آنها وعده حل مشکلاتشان را مي دادم و از طعمه هايم که به من اطمينان کرده بودند مبالغ کلاني مي گرفتم و پس از مدتي مخفي مي شدم.» اين فرد ادامه داد؛ از آنجا که خودم را صاحب شغلي مهم و حساس معرفي مي کردم هيچ يک از مالباختگان از من هيچ مدرک شناسايي نمي خواستند و من فقط با حرف هايم آنها را فريب مي دادم و سرهنگ هادئي رئيس پليس آگاهي استان تهران درباره اين پرونده گفت؛ « در بازرسي از مخفيگاه متهم چندين کارت شناسايي جعلي با عناوين مختلف دولتي و بيش از 30 برگ تصوير اسناد و مدارک زمين ها و ساختمان هاي مختلف کشف و در ادامه فرد ديگري که با او همکاري مي کرد نيز شناسايي و دستگير شد.» بنا به گفته اين مقام انتظامي تحقيقات براي روشن شدن نقش متهم ديگر پرونده همچنان ادامه دارد و هر دو در بازداشت به سر مي برند.
دکتر قلابي اموال شرکت توليدي را غارت کرد


گروه حوادث؛ جواني که با ارائه مدرک دکتراي قلابي اعتماد مديران يک شرکت بزرگ توليدي را جلب کرده و در آنجا استخدام شده بود پس از مدتي با غارت اموال شرکت متواري شد. به گزارش خبرنگار ما ماجرا از زماني آغاز شد که مديران يک شرکت بزرگ توليدي از غيبت چند روزه مدير فني کارخانه شان به نام نعيم مطلع شدند. آنها براي اطلاع از علت اين غيبت با شماره تلفن هايي که در پرونده او ثبت شده بود تماس گرفتند اما پي بردند همه شماره ها اشتباه است.

به دنبال اين موضوع يکي از صاحبان شرکت به خانه نعيم مراجعه کرد اما افرادي که در آنجا زندگي مي کردند گفتند فردي با اين نام نمي شناسند. در حالي که سرنوشت نعيم در هاله يي از ابهام قرار داشت مديران شرکت بار ديگر پرونده استخدامي او را مرور کردند تا شايد از طريق مدرک تحصيلي بتوانند ردي از اين مرد بيابند. مديران شرکت طي نامه يي به دانشگاه محل تحصيل نعيم خواستار ارائه اطلاعات بيشتري از او شدند. انتظار براي پاسخ اين نامه چند روزي به طول انجاميد تا اينکه سرانجام نامه يي از سوي دانشگاه به دفتر شرکت رسيد که در آن ضمن ابراز بي اطلاعي از نعيم عنوان شده بود شخصي با مشخصات او هرگز در آنجا تحصيل نکرده و مدرک ارائه شده از سوي وي جعلي است. مديران شرکت در پي دريافت اين نامه پي بردند نعيم با ارائه مدرک جعلي آنها را فريب داده و با در اختيار داشتن مبلغ زيادي به عنوان تنخواه و همچنين خودروي شرکت گريخته است. آنها با تشکيل پرونده يي در دادسراي امور جنايي تهران خواستار دستگيري نعيم و بازپس گيري اموال شان شدند.

يکي از اعضاي هيات مديره شرکت که پيگيري پرونده را برعهده گرفته بود در اين باره گفت؛ مدتي قبل در پي راه اندازي شرکت براي استخدام مدير فني از طريق چاپ آگهي در روزنامه اقدام کرديم. افراد زيادي براي اين کار به شرکت مراجعه کردند اما در نهايت نعيم با ارائه مدرک دکترا مورد قبول هيات مديره قرار گرفت و در ادامه به عنوان مدير کارخانه مشغول به کار شد. او دو ماه مديريت کارخانه را برعهده داشت و براي رفاه حال وي يک دستگاه پژو 206 به همراه لپ تاپ در اختيارش قرار داديم. همچنين حدود 10 ميليون تومان نيز به عنوان تنخواه به او داده بوديم تا براي مخارج روزانه کارخانه هزينه کند اما به يکباره ناپديد شد. شاکي ادامه داد؛ چون ما در اين مدت به نعيم اطمينان پيدا کرده بوديم مدارک ديگري نيز در دسترس او قرار داديم که همه آنها را همراه خود برده است. در پي اين شکايت پرونده به پليس آگاهي ارجاع شد و کارآگاهان با انجام چهره نگاري از نعيم تلاش هاي خود را براي دستگيري او آغاز کردند. تحقيقات پليس چند هفته به طول انجاميد اما سرانجام بررسي ها مثمرثمر واقع شد و نعيم به دام افتاد. وي پس از دستگيري ضمن پذيرش اتهامش بيکاري را علت اين اقدام دانست و در مورد چگونگي جعل مدرک تحصيلي اش گفت؛ طرح مدرک دکترا را از طريق مراجعه به سايت دانشگاه الگوبرداري و در ادامه به وسيله کامپيوتر آن را جعل کردم. با توجه به اعترافات نعيم پرونده با صدور قرار مجرميت براي صدور راي به شعبه 1159 مجتمع قضايي بعثت ارجاع شد. صبح روز گذشته قاضي محمدرضا گيوکي ضمن تفهيم اتهام به نعيم از وي خواست از خود دفاع کند. متهم بار ديگر ماجراي استخدامش در شرکت را شرح داد و از دادگاه درخواست عفو و بخشش کرد.

رئيس دادگاه پس از شنيدن اظهارات متهم و شاکي پرونده صدور راي را به وقت ديگري موکول کرد. قاضي گيوکي در مورد اين پرونده گفت؛ عنوان مجرمانه در اين پرونده جعل و استفاده از سند مجعول است و در صورتي که اين جرم به اثبات برسد متهم علاوه بر جبران خسارات وارده به شش سال حبس محکوم خواهد شد.
عناوين اين صفحه
مرد کلاهبردار با فريب دختران جوان 300 ميليون تومان کلاهبرداري کرد
متهم به رغم انکار قتل با توجه به نظريه متخصصان پزشکي قانوني به قصاص محکوم شد
عمليات پليس براي دستگيري شيک پوش سه ميليارد توماني
دکتر قلابي اموال شرکت توليدي را غارت کرد
مرگ هشت نفر بر اثر انفجار در کارخانه صنايع دفاعي زرين شهر
نجات ماهيگيران توفان زده از مرگ
مرگ يک متهم به قتل در زندان
سرقت موتورسيکلت براي خريد مواد مخدر
کلاهبرداري 500 ميليوني هفت مرد شياد
سرقت وجه نقد از پيشخوان بانک ها
برادرزاده طلاهاي عمه اش را ربود

مرگ هشت نفر بر اثر انفجار در کارخانه صنايع دفاعي زرين شهر
رئيس کارخانه صنايع دفاعي زرين شهر اصفهان از وقوع انفجار مرگبار در اين کارخانه خبر داد. مجيد ناصر در اين باره گفت؛ در ساعت 40/22 شامگاه شنبه در بخشي از خط توليدي مواد ناريه کارخانه، انفجاري رخ داد که بر اثر اين حادثه ضمن تخريب محل انفجار، متاسفانه هشت تن از کارکنان کارخانه جان خود را از دست دادند. وي خاطرنشان کرد؛ کارشناسان در حال بررسي علت وقوع اين انفجار هستند.


نجات ماهيگيران توفان زده از مرگ
سرنشينان يک فروند قايق ماهيگيري که در آب هاي جنوب کشور گرفتار شده بودند با تلاش امدادگران پايگاه دريايي جمعيت هلال احمر نجات يافتند.

به گزارش ايسکانيوز پنج ماهيگير به خاطر شرايط نامساعد جوي و توفان شديد در آب هاي «کنگان» بوشهر گرفتار شدند و قايق موتوري شان بر اثر نقص فني از کار افتاد و در حالي که سرنشينان قايق به دليل دريا زدگي با خطر مرگ رو به رو بودند هلال احمر «کنگان» در جريان واقعه قرار گرفت و امدادگران پايگاه دريايي با جست وجو در منطقه، قايق مورد نظر را به ساحل بردند و ماهيگيران بعد از درمان مقدماتي، روانه بيمارستان شدند.


مرگ يک متهم به قتل در زندان
جوان 28 ساله که به جرم ارتکاب قتل در زندان به سر مي برد پيش از فرا رسيدن زمان محاکمه بر اثر بيماري در زندان فوت شد. به گزارش فارس عصر پنجم شهريور سال 83 ماموران کلانتري مولوي از کشف جسد يک زن در خانه اش باخبر شدند و با حضور در محل حادثه دريافتند زن 74 ساله يي به نام فاطمه بر اثر بريده شدن شريان هاي حياتي گردنش به قتل رسيده است. علي دلداري داديار واحد اظهارنظر دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت؛ با آغاز تحقيقات مشخص شد اين پيرزن تنها زندگي مي کرده و همسايه ها پس از آنکه 48 ساعت از فاطمه بي خبر بودند به منزل وي رفتند و با جسد بي جان وي مواجه شدند. دلداري افزود؛ با بررسي هاي انجام شده مشخص شد از خانه مقتول سرقت شده است. همين امر باعث شد بازپرس پرونده به يکي از همسايه ها به نام شهرام که جواني 28 ساله بود مظنون شود. شهرام پس از دستگيري و بازجويي به ارتکاب قتل اعتراف کرد و گفت با انگيزه سرقت از خانه فاطمه وي را به قتل رسانده و سپس طلاهاي او را به سرقت برده است. وي ادامه داد؛ تحقيقات در خصوص اين پرونده ادامه داشت تا اينکه هفته گذشته شهرام بر اثر ابتلا به بيماري در زندان فوت شد و به اين ترتيب پيش از آنکه قاضي در خصوص پرونده وي تصميم بگيرد زندگي اش خاتمه يافت.


سرقت موتورسيکلت براي خريد مواد مخدر
مرد معتادي که براي تامين هزينه مواد مخدرش موتورسيکلت مي دزديد دستگير شد. سرهنگ «مهدي يارندي» معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي استان تهران در تشريح جزييات اين خبر گفت؛ اواخر آذرماه ماموران کلانتري 24 کمالشهر کرج حين گشت زني در سطح حوزه استحفاظي خود به جوان موتورسواري که حرکات و رفتارهاي مشکوکي از خود نشان مي داد مظنون شدند و وي را زير نظر گرفتند. اين فرد با مشاهده ماموران و متوجه شدن اين موضوع که تحت کنترل است بلافاصله اقدام به فرار کرد و ماموران نيز به تعقيب او پرداختند تا اينکه پس از مدتي تعقيب و گريز موفق به دستگيري وي شدند. يارندي ادامه داد؛ ماموران پليس با انجام تحقيقات مقدماتي پي بردند متهم دستگير شده به نام «عليرضا ب» از سارقان حرفه يي موتورسيکلت است به همين دليل وي را براي شناسايي محل هاي سرقت و مالباختگان در اختيار ماموران پليس آگاهي استان تهران قرار دادند و متهم در بازجويي ها به پنج فقره سرقت موتورسيکلت و دو فقره سرقت گوشي همراه اعتراف کرد. سرهنگ يارندي افزود؛ در ادامه پيگيري ها، با انجام اقدامات اطلاعاتي دو مالخر به نام هاي «امير الف» و «حسين الف» به ترتيب 19 و 20 ساله که اقدام به خريد اموال مسروقه از «عليرضا» کرده بودند در کرج شناسايي و دستگير شدند. اين مقام انتظامي خاطرنشان کرد «عليرضا» 21 ساله در رابطه با شگرد سرقت خود گفت؛ ابتدا سوژه مورد نظر را در نقاط مختلف شهر انتخاب و با تعقيب آن، پس از پارک موتورسيکلت توسط صاحبش، چنانچه فاقد قفل و لوازم ايمني بود، بلافاصله با بريدن سيم سوئيچ، آن را سرقت مي کردم و هر دستگاه موتورسيکلت مسروقه را به قيمت 30 هزار تومان مي فروختم. يارندي خاطرنشان کرد؛ «عليرضا» انگيزه سرقت ها را اعتياد به ماده مخدر کراک و تامين هزينه آن عنوان کرد. معاون اجتماعي فرمانده انتظامي استان تهران با اعلام اين خبر در هشداري به خانواده ها و جوانان گفت؛ اين جوان 21 ساله که معتاد شده براي تامين هزينه مواد دست به سرقت مي زد و بر اثر استفاده از سرنگ هاي آلوده به ايدز نيز مبتلا شده است. از آنجا که خانواده به عنوان اساسي ترين واحد جامعه نقش بسزايي در دور نگه داشتن فرزندان از مواد مخدر دارد خانواده ها بايد با شناخت دقيق نيازهاي جوانان که متاسفانه بيشترين شمار معتادان را تشکيل مي دهند نسبت به علل و ريشه هاي اعتياد آگاهي پيدا کنند و با درک جوانان و کمک به آنان در عبور از مرحله جواني، مانع از گرايش آنان به سوي مواد شوند.


کلاهبرداري 500 ميليوني هفت مرد شياد
هفت زن و مرد کلاهبردار که با چک هاي جعلي از افراد زيادي کلاهبرداري کرده اند دستگير شدند.

سرهنگ محمدحسين محمدي رئيس پليس آگاهي استان قزوين در اين باره گفت؛ آذرماه سال جاري 14 نفر که همه از اهالي تهران بودند با مراجعه به پليس آگاهي تاکستان اعلام کردند از فردي و همدستانش شکايت دارند. شاکيان گفتند اين فرد و همدستان شان اموال و وسايل آنها را با پرداخت چک هاي جعلي يا بلامحل خريده و متواري شده اند.

رئيس پليس آگاهي استان قزوين اضافه کرد؛ پليس آگاهي تاکستان تحقيقات خود را آغاز و اموالي را که از طريق کلاهبرداري خريداري شده بود نظير تراکتور، کانکس، دستگاه جوشکاري، کمپرسور و... توقيف کرد و متهم نيز با استفاده از روش هاي پليسي دستگير شد. وي افزود؛ از آنجا که متهم در اظهارات خود گفت اين اموال را از فردي ديگري که ساکن قزوين است دريافت کرده متهم دوم نيز بازداشت شد و در نهايت هر دو متهم به جرائم ارتکابي اعتراف کردند و گفتند از دو سال قبل با همدستي افرادي از جمله برادر متهم دوم، يک زن در تهران و بيش از سه نفر ديگر در کرج و هشتگرد اقدام به جعل چک، صدور چک بلامحل و دريافت چک از بانک با مدارک جعلي کرده اند. وي يادآور شد؛ متهمان توضيح دادند در شهرستان هشتگرد شرکت صوري راه اندازي کرده بودند و وسايل و اموال مختلفي را براي اين شرکت قلابي خريداري و از اين طريق 70 ميليون تومان کلاهبرداري کرده اند.

محمدي خاطرنشان کرد؛ به رغم ادعاهاي متهمان احتمال مي رود اين افراد 500 ميليون تومان کلاهبرداري کرده باشند و چون ارتکاب جرائم در حوزه قضايي تهران و هشتگرد اتفاق افتاده از اين رو پرونده به حوزه قضايي شهرستان هشتگرد ارجاع و تاکنون 25 شاکي پرونده نيز شناسايي شده اند. اين مقام انتظامي خاطرنشان کرد هم اکنون هر هفت متهم اين پرونده در بازداشت به سر مي برند.


سرقت وجه نقد از پيشخوان بانک ها
سارقان حرفه يي که از روي پيشخوان بانک ها سرقت مي کردند، سرانجام توسط کارآگاهان پليس آگاهي استان آذربايجان شرقي دستگير شدند.

سرهنگ مداحي رئيس پليس آگاهي استان آذربايجان شرقي درباره اين پرونده گفت؛ متهمان با استفاده از يک خودرو به يکي از شعب بانک ها در تبريز مراجعه و دو نفر از اعضاي باند به داخل بانک رفته و وجوه نقد مشتريان را که روي پيشخوان رها شده بود، سرقت کرده و با استفاده از خودرويي که آماده مقابل بانک قرار داشت، متواري مي شدند.

وي افزود؛ با اعلام مرکز فوريت هاي پليسي 110 مبني بر وقوع اين سرقت کارآگاهان در کوتاه ترين زمان ممکن خود را به محل حادثه رسانده و با دريافت مشخصات خودرو سارقان با اعلام آن به تمام واحدهاي گشتي، بلافاصله به تعقيب سارقان پرداختند و موفق شدند رد سارقان را در حالي که خودرو را رها کرده بودند، به دست آورند. متهمان قصد داشتند با استفاده از خودروي ديگري فرار کنند اما پس از چند ساعت تعقيب سايه به سايه و کنترل دقيق محورهاي استان دستگير شدند. در بازرسي از سارقان علاوه بر کشف ميليون ها تومان پول نقد سرقت شده از پيشخوان بانک ها يک قبضه اسلحه نيز به دست آمد.

سرهنگ مداحي عنوان کرد؛ متهمان در بازجويي ها به سرقت خود از بانک اعتراف کردند و با صدور قرار روانه زندان شدند.


برادرزاده طلاهاي عمه اش را ربود
گروه حوادث؛ برادرزاده خيانتکار که طلاهاي عمه اش را به سرقت برده بود توسط پليس دستگير شد.

به گزارش خبرنگار ما يک هفته پيش زني به شعبه 2 بازپرسي ناحيه 6 تهران مراجعه کرد و گفت؛ زماني که برادرزاده ام محمد کودک بود پدر و مادرش فوت شدند و من او را بزرگ کردم. در اين مدت هم به دليل اختلاف کهنه يي که با خواهرم داشتم با او قهر بودم اما محمد به خانه وي رفت و آمد مي کرد تا اينکه مدتي قبل شوهرم فوت شد و من که درگير مراسم عزاداري بودم از محمد غافل شدم پس از پايان مراسم متوجه شدم 30 ميليون تومان از جواهراتم گم شده است.

وي ادامه داد شکايتي را به پليس تحويل دادم اما هيچ مظنوني نداشتم معرفي کنم تا اينکه چند روز پيش محمد به من گفت مي خواهد با خواهرم که با من قهر بود به کيش برود من هم مخالفتي نکردم. وقتي او از سفر برگشت اخلاقش تغيير کرده بود چند روزي گذشت او يک روز به طور ناگهاني با من دعوا و قهر کرد و از خانه خارج شد. محمد دفترچه تلفنش را در خانه جا گذاشته بود، من آن را برداشتم داخل کمد بگذارم يکدفعه کارت يک طلافروشي از لاي آن بيرون افتاد.مي دانستم محمد کاري با طلافروشي ندارد و اين کارت ممکن است مرا به طلاهايم برساند. به شماره يي که روي آن بود زنگ زدم و مشخصات يکي از جواهرات گم شده ام را دادم و متوجه شدم جواهراتم

در آن مغازه است.

با شکايت اين زن پليس به طلافروشي رفت و صاحب آن را دستگير کرد. اين مرد گفت طلاها کاغذ خريد داشت و من آن را از جواني به نام محمد خريدم.

پس از اينکه مشخص شد فروشنده جواهرات برادرزاده شاکي است پسر جوان دستگير شد. وي گفت؛ من به تحريک عمه کوچکم اين جواهرات را سرقت کردم عمه ام به من مي گفت اين جواهرات حق من است و آنقدر اين حرف را تکرار کرد و برايم داستان بافت که باورم شد عمه بزرگم حق مرا خورده است.

در حال حاضر محمد در بازداشت به سر مي برد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام