دوشنبه، 9 دي 1387 - شماره 1855
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش تصويري
گزارش تصويري
سحر طلوعي؛ لحظه هاي مضحک در خانواده بوش ها کم نبوده است و جالب اينکه بيشتر شان ثبت شده اند. مثل آن زمان که در يک ميهماني رسمي جرج بوش پدر تصميم گرفت دو انگشتش را به نشانه شاخ بالاي سر باربارا (همسرش) بگيرد و عکاس هم به سرعت دکمه شاتر را فشار داد. (باربارا بعد ها گفت همسرش به اين کار عادت دارد و در بسياري از عکس هاي خانوادگي و غيرخانوادگي اين عادت ثبت شده است.)يا در اين عکس که بند قلاده سگ خانوادگي بوش پدر دور پاي مامور فرودگاه مريلند پيچيده و باربارا ( مادر) مشغول بازکردن آن است. (جرج بوش پسر را در گوشه تصوير ببينيد که بي توجه به اتفاق افتاده منتظر پياده شدن پدر است.) روزهاي آخر حضور در کاخ سفيد براي بو ش ها جور ديگري به يادماندني شده است؛ داستان لنگه کفش هاي خبرنگار عراقي، جنگ ناتمام عراق و افغانستان و بحران اقتصادي خاطرات چهل و سومين رئيس جمهور امريکا.
گزارش تصويري
احتمالاً اين عکس حتي در آلبوم خانوادگي وودي آلن يا خانم کريستين آلبانل هم جايي نداشته باشد. ديدار وزير فرهنگ فرانسه با کارگردان صاحب نام امريکايي آنقدرها مهم و تاثيرگذار نيست (دست کم خبر اين ديدار در صفحه اول روزنامه هاي فرانسوي يا امريکايي چاپ نشد و...) اما از جاذبه مرموز کوچه پس کوچه هاي پاريس نمي توان گذشت؛ جاذبه يي که وزير و کارگردان را واداشته گشتي در خيابان هاي پايتخت فرانسه بزنند و گپ و گفتي کنند (مثل بازيگران فيلم پيش از غروب لينک ليتر) جاذبه يي که همينگوي از آن با لقب جشن بيکران ياد مي کند. پاريس جولانگاه بعدي کارگردان پير است؛ جولانگاهي که روزگاري پولانسکي را واداشت تا فرانتيک (ديوانه وار) را بسازد يا کلاه بره چپ ها را از سر نينوچکا (فيلمي از لوبيچ) برداشت. پيرمرد بامزه و باهوش هاليوودي مي تواند تصوير خاطره انگيزتري از پاريس را برايمان تدارک ببيند.
گزارش تصويري
فروشنده دوره گرد ترک هيچ وقت فکر نمي کرد روزي نخست وزير يکي از مشتري هايش باشد. شيشه اتومبيل هاي تشريفات آنقدر سياه و مات نيست که آن سوي پنجره (سويي که زندگي وراي اصول امنيتي مقامات سياسي جريان دارد) ديده نشود. اردوغان در راه بازگشت به دفتر نخست وزيري هوس «سيميت» (شيريني کنجدي ترکي) مي کند. راننده ماشين را نگه مي دارد، نخست وزير پياده مي شود و سيميت مي خرد و جالب اينکه پولش را هم مي پردازد، بي تخفيف. حضور دوربين در آن لحظه کمي واقعي بودن داستان را زير سوال برده است. شايد هم کار، کار پاپاراتزي ها بوده.
گزارش تصويري
فرض کن بدنش از فولاد، بتن، محکم و نشکن باشد، حريف بمب مي شود؟ انفجارهاي گاه به گاه عراق را ناامن و خشن کرده است و پليس و نظاميانش را واداشته براي مقابله با آن سخت تمرين کنند. چه فايده که مقابل بمب ها تسليم شوند و زانو بزنند. روز گذشته تعدادي از دانشجويان دانشکده نظامي عراق فارغ التحصيل شدند و براي در دست گرفتن امور امنيتي بغداد به ميدان آمدند. قرارداد امنيتي تصويب شده و نظاميان خارجي کم کم بايد عراق را ترک کنند.
گزارش تصويري
داستان يونان هنوز تمام نشده است. آتش جوانان و معترضان يوناني تندتر از آن است که با اظهار تاسف پليس و خودداري آنها فرو بخوابد. بعد از حمله به خودروي شخصي وزير محيط زيست و وزير شهر سازي حالا نوبت ماشين هاي پليس يونان است که واژگون شود و آتن را نا آرام تر از هر زماني به تصوير بکشد. پليس يونان اجازه ندارد با معترضان برخورد تند و مسلحانه بکند. آنها تنها ناظر و شاهد ماجرا هستند شايد جوانان پرجوش و خروش آرام بگيرند و مساله را با گفت وگو حل کنند. تيري که به اشتباه از اسلحه پليس بر تن نوجوان 16ساله نشست و او را کشت و آتش اين سه هفته اخير يونان را روشن کرد.
گزارش تصويري
کت و کلاه قرمز، ريش بلند و انبوه سفيد و کوله يي پر از هديه، همه اينها نشانه هاي آغاز سال جديد است و تولد مسيح(ع). بابانوئل، پدر کريسمس يا سانتاکلوز با سورتمه اش از راه مي رسد و بزرگ و کوچک از کوله اش چيزي مي گيرند. عکس اول سنت هر سال مردم مينسک (پايتخت بلاروس) را نشان مان مي دهد؛ مردمي که در ميدان بزرگ شهر جمع مي شوند و منتظر از راه رسيدن هدايا مي مانند. معلوم نيست چرا اين سه بابانوئل کيسه هدايا بر دوش مي دوند. دزد نيستند اما بدجور نگاه اهالي شهر مينسک را به خود جلب کرده اند. عکس دوم هم حرکت نمادين بابانوئل فلسطيني را به نمايش گذاشته است. سنگ، هديه يي است که بابانوئل براي نظاميان اسرائيلي آن سوي مرزهاي غيرقانوني (ديوار حائل) رام الله تدارک ديده. ديوار حائلي که قرار شد برچيده شود اما نشد؛ ديواري که سرزمين يکپارچه را به دو بخش اسرائيلي و فلسطيني تقسيم کرده و ميان مردم فاصله انداخته و کينه و نفرت آفريده. اوضاع رام الله به ناآرامي غزه در غرب نيست. دست کم آنقدر آرام هست که براي تولد مسيح(ع) لباس سانتاکلوز بپوشند و جشن بگيرند و در فکر آغاز سال نو باشند. آسمان غزه اما رفت و آمد موشک ها را نگاه مي کند و مردمي که آواره شده اند. در اين ميان عکس سوم هم در نوع خود جالب است و احساس سرباز هاي امريکايي را در آغاز سال نو به خوبي نشان مي دهد؛ احساس مرگ. جمجمه بالاي درخت نوئل براي سربازان امريکايي جانشين ستاره هميشگي درخت کاج شده است.

سربازان امريکايي هر لحظه منتظرند از سوي فرماندهان شان براي اعزام به عراق و افغانستان فراخوانده شوند. آنها هر لحظه بوي مرگ را استشمام مي کنند. سربازان امريکايي مي دانند در سال جديد هم اميدي به آرامش نيست. هر چند طبق توافق امنيتي دوران حضور نظاميان خارجي در عراق سر آمده و آنها کم کم بايد اين کشور را ترک کنند و به خانه هايشان بازگردند.
عناوين اين صفحه
گزارش تصويري
گزارش تصويري
گزارش تصويري
گزارش تصويري
گزارش تصويري
گزارش تصويري

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام