دوشنبه، 9 دي 1387 - شماره 1855
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
نقدي بر گذر مترو از چهارباغ
رويايي به نام اصفهان

احسان رعنايي* / e.ranaei@gmail.com

رهگذران و گردشگران چهار باغ اصفهان به خصوص در زمان صفويه، شهري را در طول يک محور به ظاهر عبوري مي ديده اند که گرد همايي عناصري همچون مسجد، مدرسه، بازار، کاخ، دولتخانه و تفرجگاه هاي خصوصي يا عمومي در امتداد معبري منحصربه فرد به لحاظ ساماندهي عبور و مرور سواره و پياده در زمان خود، آن را تشکيل مي داده است.

در انتهاي جنوبي اين محور خطي، کاخ هزار جريب در ميان باغ وسيع و مربع شکل هزار جريب با دو حوض سنگي بزرگ در دو طرف به عنوان استراحتگاه شاهي قرار داشته که محل کاخ در ميدان آزادي فعلي بوده است. هر گوشه اين باغ توسط برج هاي کبوتر مشخص مي شده که اکنون يکي از آنها در انتهاي خيابان شيخ صدوق و ديگري در غرب دانشگاه اصفهان پابرجاست. ورودي اين باغ، سردر عظيم و بي مانند و محل آن نزديک به تقاطع خيابان نيکبخت فعلي و چهار باغ بالا استوار بوده و در مقابل آن حوض بزرگ زيبايي آب را در آبراه مياني به جريان مي انداخته است.(تصويربالا) در سوي شمالي خيابان در کنار ورودي باغ ها و کاخ هاي دولتخانه صفوي کاخ جهان نما در دو طبقه در محل فعلي دروازه دولت رو به چهار باغ و تداعي کننده هنر و نبوغ خيره کننده استادان هنرمند برپا بوده است. در طول خيابان، مدرسه چهار باغ به عنوان موزه يي عظيم از انواع کاشي کاري و گره چيني است. مدرسه يي که با عبور از ميان حياط و برخورداري از آب جاري، يگانگي خود را به رخ مي کشد. در کنار مدرسه بازارچه بلند محل داد و ستد روزمره بوده است. علاوه بر اينها در دو سمت خيابان سردر باغ هاي سلطنتي وجود داشته که دقت و توجه زيادي شده تا در نهايت زيبايي ساخته شوند و اعجاز و آفرين هر بيننده را بر انگيزند. سرتاسر خيابان و در وسط آن معبري سنگي براي آب تعبيه شده بود تا علاوه بر سيراب کردن باغ ها، فضاي زنده و فرح بخشي را تداعي کند. پل الله وردي خان (سي وسه پل) نيز با ديوارهاي بلند هماهنگ با ديوارهاي خيابان با طاق ها و غرفه هايي براي تماشاي مناظر اطراف رودخانه دسترسي چهار باغ عباسي به چهار باغ هزار جريب در دو سوي زاينده رود را فراهم کرده است.

اين طرح جامع، نشان دهنده ذهنيتي دورانديش و نگرشي همه جانبه و دليل پايداري و منحصر به فردي چهار باغ است، آنچنان که مورد توجه و تحسين گردشگران خارجي قرار گرفته است. بسياري از اين افراد پس از سياحت در شهرها و کشورهاي گوناگون و گردش در باغ ها، کاخ ها و خيابان هاي معروف جهان با ديدن اصفهان، سواي از آنکه شهر را بهشتي بديع وصف کرده اند، از گردش در چهار باغ به شگفت آمده اند. دلاواله جهانگرد ايتاليايي قرن 17با طيب خاطر اعتراف مي کند «خيابان پوپولو در رم و خيابان پورجورنال در ناپل و خيابان هونرآل در شهر پالرمو، هيچ کدام به پاي آن (چهار باغ) نمي رسد.» ژان اوتر فرانسوي در قرن 18 اينجا را روي هم رفته جاي شاد و دلنواز و گردشگاهي بي نظير مي داند و دکتر برگش در قرن 19 مي نويسد؛ «چهار باغ واقعاً يک خيابان زيبا، باشکوه و بي مانند است و در اين خيابان هم مانند ساير آثار اصفهان شکوه طبيعت و هنر انساني با هم به طور هماهنگ آميخته شده است و يک اثر بديع و تماشايي به وجود آورده است.»1

---

اين گنجينه ارزشمند صدها سال در طول نسل هاي بشري و دگرگوني هاي تاريخي و طبيعي پابرجا مانده و امروز به عنوان يادگاري بي نظير براي نسل حاضر خودنمايي مي کند. بي تفاوتي و ناآگاهي نسبت به اينچنين اسناد بي همتايي که ذره ذره اجزايش، ارزش هاي معنوي و تشخص يک نسل و جامعه را در برگرفته، آن هم در شرايطي که گاه جريان اختلاف و حتي درگيري هاي فرزندان يک خانواده را بر سر مسائل مربوط به حق السهم از ارث والدين مي بينيم و مي شنويم، جاي تعجب فراوان دارد. از طرفي اين گمان که متولي اصلي حراست و حفاظت از مناطق و بناهاي تاريخي دولت و نهادهايي چون سازمان ميراث فرهنگي است، ارتباط بسياري از ما با شناسنامه گوياي فرهنگي و اجتماعي مان را تضعيف و زمينه هرگونه اقدام نسنجيده و احياناًً لجوجانه و منفعت طلبانه را مهيا مي کند. براي نمونه مي توان به بلاي مخرب و لجام گسيخته يي که سال هاست بر گريبان بافت قديمي اصفهان چنگ انداخته، اشاره کرد. امروزه به جاي بسياري از بناهاي تاريخي و فضاهاي سبز طبيعي چه مي بينيم؟ نه تنها تلاشي براي مرمت و احياي آنچه از دولتخانه و باغ هزار جريب و چهار باغ قديم باقي مانده، انجام نگرفته بلکه در نزديکي محل جهان نما، برج جهان نما چنان قد علم کرده که مدت ها نگراني و اعتراض کارشناسان داخلي و بين المللي را به دنبال داشته و دارد. در نزديکي محل سردر و کاخ هزار جريب نيز محوطه هاي ويرانه وسيع، مته ها و دستگاه هاي غول پيکر که به بهانه ساخت ايستگاه مترو کف چهار باغ و ميدان آزادي را زير و رو کرده اند، مي بينيم. محوطه هايي که اطرافشان با صدها متر حصار به صورتي بسته شده که درون آنها به راحتي قابل رويت نباشد. بايد بدانيم که امروزه کف اصلي و بقاياي آبراه ها و حوض هاي سنگي زير لايه هاي آسفالت و از سطح فعلي خيابان پايين تر است (با استناد به پياده رو جلوي سردر مدرسه چهار باغ که با چند پله به سطح پياده روي امروزي مي رسد) و يک حفاري کم عمق هم مي تواند سنگفرش ها و آبراه هاي نفيس را خرد و نابود کند. در محل کارخانه هاي تاريخي ويران شده يي که مي توانستند موزه هاي صنعت قديم باشند، يا در نزديکي حريم سرسبز زاينده رود شاهد رشد ساختمان هاي مرتفع و تخريب نماي زيباي پل هاي رودخانه و درختان اطراف آب و ايجاد شلوغي و ترافيک و نابساماني هستيم.

پس از آغاز عمليات عمراني و قطع بسياري از درختان تنومند چهار باغ، علاوه بر مبهم بودن سرنوشت کف اصلي چهار باغ شامل سنگفرش ها و آبراه هاي وصف شده، خبري از وضعيت بقاياي سردر باغ هزار جريب و حوض سنگي نزديک آن و همچنين بقاياي حوض سنگي نزديک کاخ در دست نيست. اگر تکه يي از اين آثار در زير خاک باقي مانده بهتر است تا اينکه به همراه انبوهي از نخاله ها و خاک هاي حاصل از تخريب و گود برداري در مناطق خارج از شهر به دور ريخته شده باشد، تا شايد آيندگان به جاي نفرين بر عاملان نابودي، به احياي آن آثار همت گمارند.

---

در سال هاي اخير بر اساس تشخيص عده يي که به صرف در اختيار داشتن قدرت اجرايي و تبليغاتي تمامي فعاليت هاي خود را خدمت رساني و تلاش براي رفاه عمومي و عناويني اينچنين بيان مي کنند، نه تنها چهار باغ فرصتي نيافته تا به صورت شايسته احيا شود بلکه تبديل به مسيري آماده براي عبور مترو شده است. سواي پيامدهاي عبور مترو از اين محور که صاحبنظران بسياري نسبت به خطر آن هشدار داده اند و متاسفانه صداي آنها آن گونه که بايد به گوش عموم مردم نمي رسد، حتي به اعتقاد برخي کارشناسان، با استفاده از وسايل حمل و نقل منظم و سريع السير مي توان مشکل ترافيک را تا حد زيادي کاهش داد. در حالي که بهانه برخي از مسوولان اصفهان در طرح هاي بتني و حجيم، سهولت در حمل و نقل و کاهش ترافيک است. اين سوال مطرح مي شود که آيا آسفالت خيابان ها و کوچه ها و سرويس دهي تاکسي ها و اتوبوس ها مورد رضايت شهروندان بوده است؟ آيا شهرداري براي دسترسي مستقيم مردم به شهرک هاي صنعتي اطراف اصفهان حتي يک دستگاه ميني بوس در نظر گرفته است؟ تاکنون چند بار رئيس شوراي شهر يا شهردار اصفهان حاضر شده اند حتي به عنوان حرکتي نمادين با دوچرخه به محل کار خود بروند؟ آيا رسيدگي به اين موارد که سال هاست استفاده مردم از دوچرخه يا وسايل نقليه عمومي را مشکل ساخته، تاثير بهتر و بادوام تري در کاهش ترافيک ندارد؟ و آيا نمي توان مانند بسياري از کشورهاي پيشرفته، با حفظ ميراث تاريخي و طبيعي از امکانات نوين استفاده کرد؟ البته اگر نيت کساني که سنگ خدمت رساني به سينه مي زنند، به ثبت رساندن پروژه هاي دهان پر کن نباشد.

همان گونه که شهروندان در ظاهر شاهد يک طرح عمراني عظيم هستند، لازم است به پيچيدگي هاي فراوان آن نيز توجه کنند. مدت زمان طولاني تثبيت و اجرا، انتقادات و مخالفت هاي بسياري از صاحبنظران و فرهيختگان، اظهارنظرهاي ضد و نقيض دست اندرکاران و تغييرات مديريتي در سازمان قطار شهري و ميراث فرهنگي مي تواند تداعي کننده ابهامات فراوان در مسائل گوناگون طرح باشد. متاسفانه شاهد اعلام علني حفر تونل مترو زير محور چهار باغ عباسي از سوي رئيس شوراي شهر بوده ايم در حالي که دستور قضايي بر توقف عمليات قبل از ورود به چهار باغ و مصوبه هاي شوراي عالي ترافيک وزارت کشور بر عبور مترو غير از محور چهار باغ تاکيد داشته اند. و مساله اينجاست که دست اندرکاران با چه مجوز منطقي و قانوني پروژه را به اين صورت پيش برده و به راحتي اعلام مي کنند؟ و آيا نمايندگان مردم در شوراي شهر به روشني در جريان چگونگي روند طرح بوده اند؟ اگر منشاء اصلي تصميمات و بررسي مسائل مالي و اجرايي طرح، جايي غير از گفت وگوهاي مبهم و پشت پرده رئيس شوراي شهر، شهردار ، رئيس پيشين و فعلي سازمان قطار شهري و تعداد محدودي از دوستان ايشان است، چرا برخي اعضاي شوراي شهر از مطرح نشدن مسائل مربوط به اين پروژه در جلسات شورا سخن مي گويند؟ اشاره به اين مساله بجاست که طبق نظريه مشورتي اداره کل امور حقوقي و اسناد و مترجمان قوه قضائيه، «با عنايت به بعضي از اصول قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و برخي از مواد قوانين موضوعه، آنچه دولت به صورت مالکيت عمومي در اختيار دارد، متعلق به عموم مردم يعني ملت است به بيان ديگر دولت به نمايندگي از ملت آن را در اختيار دارد و توسط دولتمردان آن را تصدي و اداره مي کند و چنانچه هر يک از دولتمردان در اداره و تصدي اموال عمومي موصوف مرتکب تعدي يا تفريط شود هر يک از افراد ملت من باب امر به معروف و نهي از منکر حق اعتراض و بر اين اساس اختيار دارد به دادستان که طبق بند الف ماده 3 (اصلاحي 28/7/1381) قانون تشکيل دادگاه هاي عمومي و انقلاب، حافظ حقوق عمومي است، مراجعه و دادخواهي کند. دادگستري مرجع تظلمات عمومي است و هر يک از متضرران از اقدامات غيرقانوني مسوولان مملکتي و ساير افراد جامعه مي توانند به دادگستري مراجعه - عند اللزوم با پرداخت هزينه هاي قانوني - اعلام شکايت کنند. بنابراين چنانچه شهرداري بر اساس اجازه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مرتکب اقداماتي شده باشد که سبب تزلزل بنيان آثار فرهنگي، تاريخي گردد، بنا به دادخواهي هر يک از افراد ملت، دادستان محل مکلف به رسيدگي و تعقيب متهمان به ارتکاب جرم، اعم از مباشر و معاون، بر اساس ماده 560 قانون مجازات اسلامي مصوب 1375 خواهد بود.» لذا حساسيت عموم نسبت به عملکرد مديران، به عنوان مصداق امر به معروف و نهي از منکر، لازم و مهم است.

پيشبرد يک طرح کلان توسط مديران شهر بدون توجه و التزام به مصوبات قانوني، آن هم بدون اطلاع بسياري از شهروندان از پيچيدگي ها و چالش هايش، زنگ خطري براي جامعه و موردي است که بايد شديداً مورد توجه مقامات قضايي و عموم مردم باشد. اگر ارزش بافت قديم شهر را ندانيم، و از حقوق خود در پاسداري از آن بي خبر بمانيم، مسلماً تا چند سال ديگر به جاي يک مجموعه گردشگري يکتا، مسيري پردود و ترافيک و شلوغ براي آدم ها و ماشين ها و گدايان و دستفروش ها و مشاغل ترمينالي و ولگردهايي که در شلوغي ها پرسه مي زنند، مي بينيم که بسياري از آنها نه براي لذت از چهار باغ، که براي استفاده از مترو در رفت و آمدند. افسوس دلسوزان از خرابي تدريجي مدرسه چهار باغ و بازارچه بلند و سي وسه پل را مي بينيم و شاهد تنزل اعتبار اصفهان از ديدگاه افراد و مجامع فرهنگي بين المللي خواهيم بود، در صورتي که با احياي اصفهان قديم با فاصله يي مناسب از ساختار نوين شهر و با جذب روزافزون گردشگران و علاقه مندان که بدون زحمت، براي سياحت در فضاي سنتي و تاريخي به اصفهان سفر مي کنند، مي توان يگانگي اصفهان را دوباره به تصوير کشيد. لازم به تاکيد است اگر روند فعلي، آن هم در محل حساس و مهمي چون شهر اصفهان و از سوي مسوولاني که از جايگاه اداري خاصي در سطح کشور برخوردارند، به همين طريق به پيش رود، آنگاه نه تنها از زيبايي اصفهان تاريخي جز رويايي بر جا نمي ماند و اين مسوولان توجيه مناسب براي عبور خط شرقي- غربي مترو از ميدان نقش جهان و نزديکي مسجد جامع اصفهان خواهند داشت، بلکه بي توجهي و بي احترامي نسبت به ارزش هاي تاريخ و طبيعت مملکت، توسط مسوولان رده پايين در نقاط ديگر کشور تبديل به سنت مي شود. اگر فاجعه تخريب ميراث بشري گسترش يابد، همه افراد نسل حاضر مسوول آن هستيم.

* عضو جمعيت دوستداران محيط زيست (طبيعت ياران)

پي نوشت ها؛-----------------------

1- «اصفهان از ديد سياحان خارجي» ، فيروز اشراقي

2- «گل هاي سرخ اصفهان» (سفرنامه کلودانه) ، ترجمه فضل الله جلوه

چهارباغ ميراث مشترک فرهنگي
دکتر شاهين سپنتا

با توجه به اهميت و جايگاه ويژه شهر اصفهان که گنجينه ارزشمند و يکتاي فرهنگ و معماري در جهان است، بي گمان ايجاد مترو در اين کلانشهر از ضروري ترين و مفيدترين خدمات جهت رفاه شهروندان و حفظ محيط زيست اين شهر يگانه است. اما نظر به ارزش هاي والاي بافت تاريخي اين شهر به ويژه خيابان چهارباغ، خيابان سپه و ميدان نقش جهان، به نظر مي رسد عبور مترو از اين مسير چه در مرحله «ساخت تونل» و چه در مرحله «بهره برداري»، به زيان آثار ارزشمندي چون مسجد و مدرسه چهارباغ، سي و سه پل و ديگر بناهاي تاريخي و فرهنگي خواهد بود و با توجه به نظرات مستدل کارشناسان شايسته است مسوولان شوراي شهر اصفهان، شهرداري و مجريان پروژه مترو هرچه سريع تر نسبت به توقف احداث مترو در محور تاريخي شهر و استفاده از مسير جايگزين اقدام کنند؛

يکي از موارد، بي توجهي به مصوبه شصت و ششمين جلسه شوراي عالي هماهنگي ترافيک شهرهاي کشور به تاريخ 22/ 12/85 است که در آن آمده ؛ «... خط يک قطار شهري اصفهان در مسير شمالي - جنوبي حد فاصل ميدان امام حسين تا ميدان انقلاب با فاصله گرفتن از محور چهارباغ به سمت خيابان شمس آبادي عبور کند» و برخلاف تفسير عباس حاج رسولي ها رئيس شوراي شهر و عبدالجواد زعفراني مديرعامل متروي اصفهان منظور از اين مصوبه به هيچ وجه عبور مترو از پياده رو غربي چهارباغ نيست.

همچنين طبق اعلام دفتر حفظ و احياي بناها و محوطه هاي تاريخي سازمان ميراث فرهنگي، عبور مترو از چهارباغ عباسي در هيچ يک از مراجع سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري تاييد و تصويب نشده است.

همچنين بايد به اين نکته توجه داشت که مشخصات قطارهاي مختلف و سرعت آنها متفاوت است و هريک تاثيراتي جداگانه دارند. درحالي که هنوز قطاري خريداري نشده است و مطالعاتي انجام نشده است که نشان دهد اگر قطار از تونل مترو رد شود، چه وضعيتي پيش مي آيد.

برپايه نظرات کارشناسي دفتر حفظ و احياي بناها و محوطه هاي تاريخي سازمان ميراث فرهنگي، مترو اصفهان از چند جهت به آثار تاريخي محوطه چهارباغ عباسي آسيب وارد مي کند؛ يکي به آثار موجود در محوطه چهارباغ مانند آثار و بقاياي تاريخي که اگر ايستگاه ها در محور چهارباغ ايجاد شوند، حفاري ها به آنها صدمه خواهند زد و ديگري از جهت توزيع جمعيت در ايستگاهي که قطعاً در اين منطقه بايد ايجاد شود و جمعيتي که به آن داخل يا از آن خارج مي شود. همچنين تاثير لرزش ناشي از حرکت واگن هاي مترو روي سازه هاي تاريخي، مهم ترين مساله است و اگرچه ممکن است، اين لرزش ها ملموس نباشند، ولي در فرآيندي چندساله اين لرزش ها آسيب هايي را به سازه هاي تاريخي وارد مي کنند.

بر همين بنيان، حتي با در نظر گرفتن ادعاي مجريان پروژه مترو اصفهان در مورد سهم 8 درصدي مترو در جابه جايي و انتقال مسافران شهري، به نظر مي رسد اجراي پروژه مترو اصفهان براي رفع بار ترافيکي شهر، يک اقدام غيرکارشناسي است و مديران شهر مي توانستند با عملکرد بهتري درباره مهندسي ترافيک، پروژه مترو را در مسير چهارباغ اجرا نکنند.

همچنين بر پايه ديدگاه مهندس محمد کوشافر عضو هيات علمي دانشگاه و دبير شبکه تشکل هاي غيردولتي زيست محيطي اصفهان، ميزان انطباق مترو اصفهان با توسعه پايدار توسعه بايد مورد بررسي قرار گيرد. وي با تاکيد بر لزوم ارزيابي پيامدهاي زيست محيطي، به ماده 105 قانون برنامه سوم توسعه اشاره مي کند که طبق آن دستورالعمل ارزيابي اين مولفه عبارت است از بررسي اثرات پروژه بر توسعه شهري، توريسم، زيبايي شناسي، هيدرولوژي و... و مطالعات تاريخي، فرهنگي، اجتماعي و زيست محيطي بايد با ارزش هاي برابر به کار گرفته شود. اما در زمينه طرح مترو، تمرکز مطالعات روي مولفه اقتصادي بوده و درخصوص دو مولفه ديگر کارشناسي جامع علمي انجام نشده است، در هر حال انتخاب چهارباغ ضعف غيرقابل انکار اين کارشناسي را اثبات مي کند. بنابراين پروژه مترو به سمت ناپايداري ميل مي کند.

گفتني است پروژه مترو اصفهان در حالي از بافت تاريخي اصفهان به ويژه خيابان چهارباغ عبور مي کند که بنا به نظر دکتر محمدعلي دادخواه درباره اهميت ميراث فرهنگي خيابان چهارباغ، در دو سوي اين خيابان آثار ارزشمندي وجود دارد که در پهنه گيتي يگانه است. کاخ هشت بهشت متعلق به حدود پانصد سال قبل است. ديگري بناي ارزشمند بازارچه بلند است که به نحو چشم نواز و دل انگيزي فرهنگ و شکل دادو ستد قرن ها پيش را در نهايت انسجام و استحکام در مقابل چشمان ما به نمايش گذاشته و در مقابل توفان قرن ها ايستاده و خم به ابرو نياورده است. ديگر بنا، مدرسه چهارباغ است که معماران آن را موزه انواع کاشي هاي معرق و خشتي نام نهاده اند. همچنين، در غرب خيابان چهارباغ ساختمان سابق هتل امريکن است که به دوران جنگ جهاني اول برمي گردد. اين ساختمان هم از لحاظ تاريخي و هم از لحاظ معماري ارزشمند است و بايد در حفظ آن کوشيد. همه اين آثار بي نظير و ظريف در کنار هم به گونه يي است که چهارباغ و آثار اطراف آن را به عنوان يک مجموعه ميراث فرهنگي و طبيعي بشري نشان مي دهد و تکليفي عظيم را بر دوش همه انسان هاي آزاده و فرهنگ مند مي گذارد زيرا با توجه به ماده 27 اعلاميه جهاني حقوق بشر که نگهداري و حراست از اين آثار در زمره حقوق بشر آمده و در نهايت به عنوان ميراث مشترک فرهنگي محسوب شده، هر انساني حق دارد براي پايداري، استواري و نگهداري آن تلاش کند.
عناوين اين صفحه
رويايي به نام اصفهان
چهارباغ ميراث مشترک فرهنگي
خطرات گذر مترو از بافت تاريخي*

خطرات گذر مترو از بافت تاريخي*
در پي تلاش هاي گروه هاي مختلف مردم و سازمان هاي غيردولتي دوستدار ميراث فرهنگي و محيط زيست براي منصرف کردن مسوولان شهرداري و شوراي شهر اصفهان از تخريب ميراث فرهنگي و محيط زيست اين شهر به بهانه گذر مترو از بافت تاريخي، گروهي از مردم در نامه يي سرگشاده به مرتضي بختياري استاندار اصفهان، از وي خواستند از اين روند مخرب جلوگيري کند. در بخشي از اين نامه سرگشاده آمده است؛ تلاش برخي از مديران شهري براي عبور تونل متروي اصفهان از بافت تاريخي شهر نگراني هاي فراواني را براي مردم فرهنگ دوست شهر اصفهان به وجود آورده است. تلاش براي عبور مترو از بافت تاريخي در حالي صورت مي گيرد که شوراي عالي ترافيک در سال هاي 1381 و 1385 حکم بر عدم عبور مترو از خيابان چهارباغ بالا داده است و همچنين بازپرس شعبه 5 دادگستري اصفهان در پي شکايت بيش از دو هزار نفر از شهروندان اصفهاني دستور به توقف عبور مترو از محور خيابان چهارباغ عباسي داده است.

حتي اگر چهارباغ عباسي، مدرسه علميه چهارباغ و سي و سه پل و ديگر آثار باستاني براي برخي از مديران شهري بي ارزش و کم ارزش باشد ولي بي توجهي به دستورات عالي ترين مرجع تصميم گيري درخصوص مسائل ترافيکي و همچنين سرپيچي از حکم قضايي اتفاقي بي نظير و غيرقابل قبول است. همچنين در کنار اين مسائل، خسارات بين المللي ناشي از عدم ثبت جهاني 120 اثر تاريخي محور چهارباغ عباسي نشان از تحميل هزينه هاي گزاف فرهنگي، هنري و تاريخي براي شهر اصفهان دارد.

امروز ميراث تاريخي فرهنگي ايران در معرض آسيب جدي و غيرقابل جبراني قرار گرفته است و مديران استان در معرض آزموني هستند که ساليان سال ملاک وطن دوستي و فرهنگ دوستي آنها خواهد بود. متاسفانه در ماه هاي گذشته هر بار که شهروندان اصفهاني با اعتراض نسبت به عبور مترو از بافت تاريخي خواهان اجراي قانون شده اند، برخي از مديران شهري به طرق مختلف مخالفان خود را به سياسي رفتار کردن متهم کرده اند و از پاسخگويي و اجراي قانون فرار کرده اند.

در همين راستا گروهي ديگر از شاکيان پرونده متروي اصفهان که در سال 1385 با وکالت به دکتر دادخواه، خواستار پيگيري قانوني اين پرونده شده بودند، با ارسال دوباره شکوائيه يي به دادستان دادسراي عمومي و انقلاب استان اصفهان، با توجه به وظيفه قانوني دادستاني، خواستار تعقيب مديران قانون شکن و مقابله با متخلفان شدند. اين شکوائيه پس از چندين بار ارسال نامه براي بازپرس پرونده طي هفته هاي اخير از سوي شاکيان و درخواست تعقيب متخلفان، زماني براي دادستان تنظيم شد که نه تنها تغيير محسوسي در روند اجراي پروژه مشاهده نشد، بلکه شهروندان شاهد حفاري در نزديکي سي و سه پل، قطع مجدد درختان چهارباغ در نزديکي ميدان آزادي و اعلام حمايت استاندار از اجراي طرح بدين شکل بودند. در بخشي از اين شکوائيه آمده است؛

از آن روي که در هر جامعه يي، تنظيم امور و رعايت نظم و پاسداري از حقوق افراد نيازمند قانون است و وجه مميزه قانون آن ضمانت اجرا و تحقق انجام آن است، در نظام هاي قانون مدار و حقوق نوشته، مبنا بر اين پايه استوار است که قانون شکنان مورد پرس وجوي حافظان قانون قرار گيرند.

نظر به اينکه رسالت دادستان ها، نظارت بر رعايت حقوق جامعه است و بي گمان بزرگ ترين مسووليت افتخارآميز دادستاني در همين موضع بروز و ظهور مي کند و عدول از اين مهم همه اعتبارات قانون و اجراي آن را به چالش مي کشد، امضا کنندگان ذيل اين شکوائيه توجه دادستان محترم را به يک آسيب بزرگ که رخداد اندوهباري را تداعي مي کند، جلب مي کنند؛

دادستان محترم، به خوبي واقفيد که شعبه پنجم بازپرسي دادسراي شما پس از پرسش از اداره حقوقي قوه قضائيه مبادرت به صدور قرار مبني بر تعطيل و توقف طرح عبور مترو از خيابان چهارباغ کرد. اکنون احراز شده است که مديران شهري هيچ توجهي به اين دستور قضايي روا نداشته اند و به رغم تصميم بازپرسي محترم شعبه پنجم دادسرا، به کار خود ادامه داده اند. لذا به موجب اين شکوائيه اعلام مي دارد که شايسته است با توجه به ماده 42 قانون آيين دادرسي کيفري مبادرت به تعقيب همه مديران و مسوولاني که گام در پي ادامه طرح عبور قطار شهري از چهارباغ عباسي برداشته اند، کند.

بي اعتنايي از همه افراد زشت و زيانبار است. اما اين نحوه رفتار از ناحيه مديران شهري و مقامات مسوول يک فاجعه اجتماعي است که در صدر تکاليف دادستاني مقابله با اين نحو قانون ستيزي انتظار و تکليف قانوني آن است که سريعاً با اين متخلفان مقابله شود.

* نامه سرگشاده گروهي از مردم اصفهان به استاندار


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام