يكشنبه، 8 دي 1387 - شماره 1854
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
ارکستر سمفونيک ناسيونال اوکراين قطعات درويشي و عليزاده را اجرا کرد
شب نشيني صدا هاي متفاوت



گروه فرهنگي؛ بعدازظهر جمعه، ساعت 16 تالار وزارت کشور ميزبان تماشاگران نخستين اجراي حسين عليزاده و محمدرضا درويشي به همراه بخش ساز هاي زهي ارکستر سمفونيک ناسيونال اوکراين به رهبري ولاديمير سيرنکو بود. با وجود اينکه کنسرت در حوزه موسيقي بي کلام قرار مي گرفت اما استقبال جالب توجهي از اين برنامه صورت گرفته بود. در بخش اول اين برنامه قطعه 53 دقيقه يي کليدر ساخته محمدرضا درويشي بر اساس بخش هايي از رمان محمود دولت آبادي اجرا شد.

درويشي پيش تر و در جريان نشست رسانه يي اين کنسرت اعلام کرده بود شنيدن اين قطعه براي مخاطب معمولي موسيقي دشوار است. اين تصور وجود داشت که با توجه به شناخت درويشي از موسيقي نواحي و همچنين مکان رخداد داستان در رمان دولت آبادي (روستايي در سبزوار مشهد) آهنگساز نيز بايد به سمت استفاده از موسيقي نواحي مي رفت اما موسيقي درويشي که تنها توسط بخش زهي ارکستر سمفونيک ناسيونال اوکراين اجرا شد بيشتر سمت و سوي ميني ماليستي داشت و روايتي متفاوت از اين رمان نام آشنا محسوب مي شد. در بخش دوم اين برنامه ابتدا قطعه «شيشه رنگي» از ساخته هاي هوشيار خيام با حضور خود او به عنوان تکنواز اجرا شد. در ادامه گروه به اجراي قطعه «عصيان» پرداخت. اين قطعه را حسين عليزاده در سال 63 و هنگام اقامت در خارج از کشور براي ارکستر ساز هاي زهي، ساز هاي کوبه يي و هارپ نوشته است اما براي اجراي اخير اين قطعه را هوشيار خيام تنظيم مجدد کرده و پيانو جايگزين هارپ شده بود.

خود او نيز در اين قطعه به عنوان تکنواز پيانو حضور داشت. براي بخش بعدي برنامه که بسياري از حاضران در تالار انتظار اجراي آن را مي کشيدند، ني نوا ساخته شناخته شده حسين عليزاده در نظر گرفته شده بود. براي اجراي اين قطعه پاشا هنجني (ني يک) و وفا مصباحي (ني دو) در کنار ارکستر اوکرايني قرار گرفتند. قطعه پاياني اين کنسرت نيز شامل اجراي تنظيم جديد قطعه «ترکمن» بود. براي اجراي اين قطعه حسين عليزاده به همراه مسعود شعاري و بهداد بابايي روي صحنه حاضر شدند. به رسم اين کنسرت اين قطعه هم با تنظيمي تازه از هوشيار خيام اجرا شد. اجراي اين قطعه با حضور خود حسين عليزاده شور و هيجان عجيبي در تالار ايجاد کرد. اين برنامه روز جمعه در دو نوبت اجرا شد. در اجراي اول بعد از تشويق ممتد مردم عليزاده به همراه رهبر ارکستر دوباره روي صحنه حاضر شد ولي به اجراي قطعه ديگري نپرداخت. اما بعد از شدت گرفتن تشويق ها در اجراي دوم (ساعت 21) عليزاده بار ديگر به همراه ديگر تکنوازان اين قطعه روي صحنه رفتند و بخش هايي از قطعه ترکمن را مجدداً با همراهي ارکستر اجرا کردند.

روز گذشته نيز سومين و آخرين اجراي اين برنامه در تالار بزرگ کشور برگزار شد. از جمله ميهمانان ويژه اين برنامه در اجراي اول مي توان به پرويز مشکاتيان، منوچهر صهبايي، کامبيز روشن روان، حسين دهلوي، هوشنگ، ارسلان و اردشير کامکار، مصطفي کمال پورتراب، سعيد فرجپوري، علي اکبر شکارچي، رامين بهنا، نيکي کريمي، پرويز پرستويي و سعيد حجاريان اشاره کرد. شايد بسياري از مخاطبان اين کنسرت با چهر ه يي متفاوت از حسين عليزاده روبه رو شدند. وجود قطعه يي مثل عصيان در کارنامه کاري حسين عليزاده براي بسياري عجيب بود. اين قطعه پيش از اين تنها يک بار و در کاست آلبوم «آواي مهر» منتشر شده بود و يکي از کمتر شنيده شده ترين آثار حسين عليزاده محسوب مي شود. رپرتوار انتخابي، حضور در کنار ارکستر سمفونيک، برگزاري کنسرت در قالب موسيقي بي کلام، همچنين سمت و سوي موسيقي نمايش «ميهمانسراي دو دنيا» از ساخته هاي عليزاده که چندي پيش در مجموعه تئاترشهر روي صحنه رفت نشان مي دهد عليزاده به روز ها و موسيقي متفاوتي مي انديشد. همچنين اجراي قطعه کليدر در يک کنسرت بزرگ مي توانست نشاني از اين باشد که محمدرضا درويشي آهنگساز مي خواهد از زير سايه درويشي پژوهشگر و محقق خارج شود و بيشتر به فعاليت هاي موسيقايي خود بپردازد.
مشاور فرهنگي رئيس جمهور؛
ماجراي تخريب تئاتر شهر سياسي است
مدتي است موضوع رسيدگي به وضعيت ساخت و سازهاي اطراف مجموعه تاريخي هنري تئاتر شهر تهران و تخريب هاي ناشي از آن تبديل به موضوع داغ رسانه ها شده است. سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در اين باره تشکيل جلسه مي دهد و به چمران رئيس شوراي شهر تهران و قاليباف شهردار تهران نامه هشدار مي دهد، شهردار اعلام مي کند تهديدي وجود ندارد، صفارهرندي وزير ارشاد با ارسال نامه از قاليباف، براي حفظ بناي تئاتر شهر تضمين مي خواهد، قاليباف موضوع را به شهردار قبلي مرتبط مي کند، سخنگوي شوراي شهر تهران مشکل را حاد نمي داند و... اما مشاور فرهنگي رئيس جمهور اين موضوع را به مسائل سياسي مرتبط مي داند و مي گويد؛ «اين داستان ورود به بحث هاي سياسي است و اصل و ريشه آن خيرخواهانه نيست. اين اولين باري نيست که کنار يک ساختمان، گودبرداري و ساختمان ديگري ساخته مي شود. بالاخره اصولي براي ساخت وساز وجود دارد. مهندسان عمراني بايد در اين باره اظهارنظر کنند.» جواد شمقدري در بخش ديگري از حرف هايش مي گويد؛ «قطعاً هيچ کسي قصد صدمه زدن به مجموعه تئاتر شهر را ندارد. در اين زمينه جنجال از هر طرف که باشد درست نيست. اينکه مسوولان فرهنگي در اين باره جروبحث کنند بي منطق است. اگر قرار است اعتراضي باشد بايد از سوي مهندسان عمراني باشد. قرار است اظهارنظرها در اين زمينه تخصصي باشد نه سياسي.» به گزارش فارس مشاور هنري رئيس جمهوري درباره گودبرداري کنار تئاتر شهر مي گويد؛ «بعيد مي دانم جاي نگراني در زمينه مجموعه تئاتر شهر وجود داشته باشد. دامن زدن به جنجال هاي موجود پسنديده نيست. بايد مترو، مسجد و... ساخته شود. تئاتر شهر هم آسيبي نبيند و حفظ شود.» پيش از اين محمدحسين صفارهرندي وزير ارشاد در نامه يي خطاب به محمدباقر قاليباف شهردار تهران آورده بود؛ ادامه هر نوع عمليات ساختماني در اطراف اين سازه مهم، منوط به تضمين موارد فوق از سوي شهرداري به عنوان کارفرما و مدير اين پروژه ساختماني است.

او در بخشي از اين نامه به بازديدهاي به عمل آمده از مجموعه تئاتر شهر اشاره مي کند؛ «در پي بازديد به عمل آمده از مجموعه تئاترشهر و مشاهده شکاف هاي بزرگ در بخش هايي از ساختمان، به نظر مي رسد گودبرداري عميق در ضلع جنوبي مجموعه احتمال آسيب جدي به سازه اصلي را افزايش داده است که اين امر تاييد کارشناسان بازديدکننده از جمله تيم اعزامي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري را به همراه داشته است.» محمدباقر قاليباف شهردار تهران نيز در رابطه با اظهارات وزير ارشاد در رابطه با سهل انگاري شهرداري تهران در نگهداري از مجموعه تئاتر شهر چنين پاسخ داد؛ «طبق بررسي هاي انجام گرفته به سازه تئاتر شهر هيچ خسارتي وارد نشده و احتمال آسيب ديدگي سازه نيست. اما سوالم از وزير ارشاد اين است که بگويند خاکبرداري مجموعه وليعصر در چه دوره يي انجام گرفته است. در دوره مديريت من اين اتفاق نيفتاده است. تنها کاري که توانستم براي جبران خرابکاري گذشته انجام بدهم ايجاد يک ديوار حائل بود تا بيش از اين خسارت وارد نشود. پروژه همين طور معطل مانده است. از روزي که تصميم گرفتند اين کار را انجام بدهند، کار از اساس اشتباه بوده است. اين مساله ربطي به ايستگاه مترو ندارد.» قاليباف خطاب به وزير ارشاد در پايان چنين مي گويد؛ «مي خواهم به آقاي وزير عرض کنم مديريت قبلي به عنوان مسوول آغاز و انجام اجراي اين کار غيراستاندارد بايد پاسخگو باشند نه مديريت فعلي.»
«مادر» بهترين فيلم جشنواره پروين اعتصامي
«اين جشنواره در حمايت از زنان فيلمساز و جهت تکريم مقام شامخ زن برگزار مي شود و اين شاعر نمادي از نگاه معيار ما در سينماي حقيقت طلب ايران در نگاه به انسان و هستي است.»محمدرضا جعفري جلوه که در اختتاميه جشنواره پروين اعتصامي حضور داشت با بيان اين مطلب پروين اعتصامي را يکي از برترين شاعران معاصر دانست. وي اين طور ادامه داد؛ «پروين اعتصامي طالب هويت، نقاد واقعيت و به اميد حقيقت زيست و در اين محفل سينمايي مي توان گفت تصاوير نوشته شده پروين پر از نگاه هاي سينمايي است و مي توان او را شاعره يي مصور ناميد.» او در پايان درباره اين جشنواره گفت؛ «اين جشنواره بازتاباننده افکار، افعال و تفکرات چنين بانويي است و پيوند اين پرده با ادبيات متعهد و اقتباس در سينما مي شود.» در اين مراسم با نمايش کليپي از ژاله علو از اين بانوي هنرمند تقدير شد. علو به همراه محمدعلي کشاورز روي صحنه رفت و اين هنرمند پس از حضور روي صحنه گفت؛ «من از ديرباز عاشق پروين اعتصامي بودم و گويا ارتباط عجيبي با آنچه او در شعرهايش گفته، داشته ام. شايد عشق اين بانو من را هم شاعر کرده و افتخار مي کنم که به نام اين بانو از دست محمدعلي کشاورز جايزه ام را مي گيرم.» فيلم مادر به عنوان بهترين فيلم با موضوع زن از سوي داوران اين جشنواره انتخاب شد. جايزه فيلم مادر را ليلا حاتمي گرفت و در ادامه از زهرا حسيني نويسنده کتاب «دا» نيز تجليل شد. رضا پورحسين و عبدالله باکيده جوايز بخش قاب سبز را اهدا کردند و در ادامه رخشان بني اعتماد، ژاله علو، فرناز قيصري پور، زهرا حق شعار و مجيد جوزاني براي اهداي جوايز نيلوفر سيمين روي صحنه آمدند. بني اعتماد پس از حضور در صحنه گفت؛ «خوشحالم اين جشنواره با اهداف خوبي که از سال اول داشته هر سال برگزار مي شود و همه ساله با بازنگري در انتخاب فيلم و جوايز شکل جامع تر و کامل تري به خود مي گيرد.»
آغاز گمانه زني ها براي حضور سينماي ايران در جشنواره برلين
«طبق اطلاع، تاکنون حضور هيچ فيلمي از سينماي ايران در جشنواره برلين قطعي نشده است و نتايج هيات انتخاب تا هفته دوم ژانويه اعلام مي شود.» محمد طباطبايي کارشناس بين المللي سينماي ايران با توضيح اين مطلب مي گويد؛« «آنيکه لوکه» به نمايندگي از جشنواره فيلم «برلين» به روال چند ساله اخير چند هفته گذشته به تهران آمد و اغلب فيلم هاي جديد سينماي ايران را مورد بازبيني قرار داد. او تعدادي از فيلم ها را ديد و برخي از فيلم ها باقي ماند که قرار شد دست اندرکاران آن فيلم ها نسخه دي وي دي مربوط را تا قبل از 31 دسامبر در آخرين روزهاي سال ميلادي به اين جشنواره ارسال کنند.» او توضيحاتي را درباره فيلم هاي ايراني ضميمه حرف هايش مي کند و مي گويد؛ «اسامي فيلم هاي قطعي جشنواره فيلم برلين، هفته دوم ژانويه

- طي 16 روز آينده- اعلام مي شود. و طبق روال هرساله فيلم هاي ايراني که براي جشنواره برلين انتخاب مي شوند، نمي توانند همزمان در بخش «بين الملل» فيلم فجر به نمايش درآيند.» به گزارش ايسنا جشنواره فيلم برلين از 17 تا 27 بهمن ماه- پنج تا 15 فوريه- همزمان با برگزاري جشنواره فيلم فجر در آلمان برگزار مي شود. او درباره فيلم هايي که براي نماينده جشنواره برلين به نمايش درآمد اين طور توضيح داد؛ «از جمله فيلم هايي که براي نماينده جشنواره «برلين» در ايران به نمايش درآمد، مي توان از «زاد و بوم» ابوالحسن داودي، «درباره الي» اصغر فرهادي، «آن سوي رودخانه» احمدي مطلق، «صداها» فرزاد موتمن، «بيست» عبدالرضا کاهاني، «هفت و پنج دقيقه» عسگرپور و... نام برد و تعدادي فيلم ديگر هم قرار شد ارسال شود. فيلم «وقتي همه خوابيم» به دليل اينکه هنوز کاملاً آماده نبود و آقاي بيضايي ترجيح دادند فيلم به اين شکل براي نماينده جشنواره برلين به نمايش درنيايد، نمايشي نداشت.»
به دستور مسوولان فرهنگسراي هنر
اجراي قطعات پاپ کنسرت ثمين لغو شد
گروه فرهنگي؛ کنسرت موسيقي اساتيد آموزشگاه ثمين به درخواست مسوولان فرهنگسراي هنر در شب دوم نصفه اجرا شد. اساتيد موسيقي آموزشگاه ثمين که براي برگزاري کنسرت در شب هاي پنجشنبه و جمعه در دو بخش اپرايي و پاپ برنامه ريزي کرده بودند در شب دوم اجرا با مخالفت مسوولان فرهنگسراي هنر (محل برگزاري کنسرت) روبه رو شدند و تنها بخش ابتدايي کنسرت را اجرا کردند. ثمين وطن دوست مدير آموزشگاه وطن در گفت وگو با اعتماد مي گويد؛ «اين اولين بار نيست که گروه موسيقي ثمين کنسرت برگزار مي کند. اين گروه سال پيش در فرهنگسراي نياوران و همچنين در همين فرهنگسرا اجراهايي را داشتند و هيچ مشکلي هم پيش نيامد.» او با اشاره به شب اول برگزاري کنسرت در فرهنگسراي هنر مي گويد؛ «در شب اول، گروه قطعات تدارک ديده در هر دو بخش اپرايي و پاپ را اجرا کردند و تنها قطعه اي ايران از قطعات پاپ که قرار بود توسط رشيد وطن دوست خواننده اصلي قطعه اي ايران اجرا شود با اعلام تمام شدن وقت اجرا و خاموشي سالن از اجرا بازماند.» ثمين وطن دوست اتفاقات بعد از اجراي اول را اين طور بيان مي کند؛ «بعد از اجراي شب اول، معاون موسيقي فرهنگسراي هنر به ما اعلام کرد بايد برنامه اجراي دوم اين کنسرت لغو شود. مسوولان آموزشگاه بلافاصله کاغذهايي به در و ديوار فرهنگسرا چسباندند و از لغو اجراي دوم کنسرت خبر دادند.» او با اشاره به داشتن مجوز از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي اجراي قطعات گروه مي گويد؛ «تمام قطعات ما از ارشاد مجوز داشت و دليلي براي لغو اجراي دوم نبود. اما شهرام صارمي معاون موسيقي فرهنگسرا اصرار داشت کنسرت شب دوم بايد لغو شود و آن را خواسته مدير فرهنگسراي هنر جناب توکلي مي دانست که تنها چند روز از رياست شان مي گذشت.» پدرام مرنديز سرپرست گروه موسيقي ثمين نيز در گفت وگو با اعتماد درباره لغو اجراي شب دوم مي گويد؛ «ما متوجه شديم بدحجابي دو خانم همخوان گروه باعث رنجش مسوولان فرهنگسرا شده. با اعلام اينکه گروه اين خانم ها در اجراي دوم حضور نخواهند داشت و با وساطت افراد مختلف قرار شد کنسرت موسيقي اين گروه در شب دوم هم اجرا شود.» او اتفاقات شب دوم کنسرت را اين طور توضيح مي دهد؛ «قطعات اپرايي اجرا شد اما با اينکه اجراي دوم بدون حضور دو خانم همخوان و گروه شان برگزار مي شد زماني که نوبت اجراي قطعات پاپ رسيد مسوولان فرهنگسرا از ما خواستند سالن را ترک کنيم و هيچ قطعه پاپي اجرا نشد.» او درباره توضيح مسوولان فرهنگسرا براي لغو بخش دوم برنامه مي گويد؛ «آنها گفتند برنامه شما به خاطر بدحجابي و بي احترامي به فرهنگسرا لغو شده است.» اين در حالي است که روابط عمومي فرهنگسراي هنر با تاييد خبر لغو قسمت دوم کنسرت موسيقي ثمين در گفت وگو با اعتماد علت اين موضوع را از سوي رياست فرهنگسرا اين طور بيان مي کند؛ «گروه موسيقي ثمين به تعهدات خود عمل نکرد. اجراي برنامه هاي اين گروه با آنچه از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مجوز گرفته بود، مغاير بود.» خاتمي کارشناس روابط عمومي فرهنگسرا برخلاف آنچه مسوول برگزاري کنسرت توضيح داد، مي گويد؛ «متاسفانه گروه موسيقي ثمين براي اجراي قطعات ديگري از ارشاد مجوز گرفته بود اما زمان برگزاري کنسرت اقدام به اجراي قطعات ديگري کردند.»
دردسر خانواده شکيبايي براي نصب سنگ قبر
علاقه مندي فردي به خسرو شکيبايي و تلاش براي نصب سنگ قبر دلخواهش بر مزار شکيبايي، مشکلاتي را براي خانواده اين هنرمند به وجود آورده است. جمشيد مراديان هنرمند مجسمه ساز که طراحي سنگ قبر خسرو شکيبايي را بر عهده داشته است، با اعلام اين خبر مي گويد؛ «بدون اجازه خانواده مرحوم خسرو شکيبايي و مقامات بهشت زهرا (س)، يکي از علاقه مندان به خسرو شکيبايي سنگ قبري را روي مزار ايشان گذاشته بود که چندان مناسبتي با شخصيت اين هنرمند نداشت. اين سنگ قبر برداشته شد و با نظر خانواده مرحوم شکيبايي، طراحي سنگ قبر ايشان، با توجه به مقام و موقعيت اين هنرمند، به من سپرده شد که بعد از طراحي و اجرا روي مزار ايشان نصب شد. اما باز مشاهده کرديم همان فرد سنگ قبر مورد نظر خود را روي سنگي که من طراحي کرده ام، گذاشته است. اين شخص که علاقه زيادي به مرحوم شکيبايي داشته است، اصرار دارد سنگ قبر دلخواهش را روي مزار اين هنرمند بگذارد، در حالي که سنگي که من براي ايشان طراحي کرده ام، با توجه به ويژگي هاي اين هنرمند، جايگاهش در جامعه، بر اساس اصول زيبايي شناسي و با اجازه و توافق خانواده اش همراه است.» مراديان با گله مندي از اقدام اين فرد ناشناس به فارس مي گويد؛ «سنگ گرانيتي که روي آن طراحي کرده ام و امضاي مرحوم شکيبايي روي آن است، سنگ بسيار گرانقيمتي است که اگر بخواهيم سنگي را که اکنون روي آن چسبانده شده است، برداريم و از سنگ اصلي جدا کنيم، قطعاً سنگ اصلي آسيب خواهد ديد.» اين هنرمند مجسمه ساز از پليس بهشت زهرا(س) خواست توجه بيشتري نسبت به حراست و حفاظت از سنگ قبر هنرمندان داشته باشد.
پيشنهاد به اداره نظارت معاونت سينمايي وزارت ارشاد
بگوييد به «چارچنگولي» نديد مجوز داديم


امير پوريا



نوجوان که بودم، مادر نزديک ترين دوستم که هنوز هم هست، فرزند ديگري را باردار بود و با همان دوستم از پياده رويي مي گذشت. گداي عليلي را ديد که کنار پياده رو نشسته بود و پاهاي معلول و سوخته اش را به عادت تکدي گران بيرون انداخته بود تا دل مردم بيشتر به رحم و درد آيد و به او بيشتر پول بدهند. مادر که نمي خواست و نبايد در دوران بارداري چشمش به زشتي ها بيفتد، از گدا و پاي عليل اش رو گرداند و واکنشي گله آميز نشان داد که چرا چنين مي کني و مردم را به چندش مي اندازي؟ گدا که عادت داشت از مردم عکس العملي جز ترحم نبيند، زبان به نفرين گشود که «الهي سرً زا بري»، دوست من هم به دفاع از حرمت مادرش از کوره در رفت و با لگد، بساط گداي بددل و بدزبان را بر هم زد. طبعاًً مردم اطراف معرکه، او را نکوهش کردند که چرا عليل بينوايي را زده؛ بايد گذشت مي کرده و مي رفته. ولي من هميشه به دوستم حق داده ام. چون اين را خوب دريافت که مورد ترحم قرار گرفتن، چگونه مي تواند آدمي را بي رحم کند؛ بي رحم تر از هر آدم عادي و سالم. و نگذاشت اين بار آدم بي رحم، باز از مزاياي ترحم مردمان سوءاستفاده کند. اين قصه از دو جهت به فيلم «چارچنگولي»، به ابتذال تعجب آورش و به فروش بالاي تاسف انگيزش در اين دوران ابتلاي سينماي ما به بيماري مزمن و عودکرده «فيلمفارسي»سازي، ربط پيدا مي کند؛ نخست اينکه مظلوم نمايي دائمي اين سينما با استناد به مشکلات اقتصادي، موجب شده که حکم همان متکدي ترحم انگيز را بيابد و عملاً از فرط عادت به ترحم همگان، به اوج بي رحمي برسد و از فروش هر فيلمي به هر قيمتي چنان مشعوف و ذوق زده شود که حتماً به هر اعتراضي همچون اين نوشته، همان نکوهشي را نثار مي کند که مردم اطراف آن گدا، به دوست من ابراز مي کردند. حتماً خواهند گفت چرا دست سينمايي را که تا اين حد ضعيف و تحت فشار و طفلکي است، رو مي کني و نمي گذاري حتي با تکيه بر سخيف ترين نوع نگاه و شوخي پردازي هم که شده، به رونق اين سينما کمک کند. و دوم؛ اوايل فيلم صحنه يي هست که همچون همان رفتار عادت شده گداي عليل، دست به هم چسبيده احمد/ بهرام (جواد رضويان) و شهرام (رضا شفيعي جم) را برهنه و با درآوردن لباس شان در کلانتري نشان مي دهد و در ادامه هم رويکرد توأم با سوءاستفاده را تا انتها به پيش مي برد. تمام موقعيت هاي مثلاً کميک و اغلب بي لطف و بي نمک فيلم حول محور همين دست شکل مي گيرد و اين فرافکني غريب، بارها غيراخلاقي تر از بيرون انداختن پا توسط تکدي گران، فيلم را به تنها نمونه تاريخ سينماي کمدي ايران و جهان بدل مي کند که مبنايش تمسخر نقص عضو دو آدم است؛ و حيرت انگيز آنکه سازنده اش بي ذره يي خجلت، اين ايده را برگرفته از زندگي دو آدم واقعي به هم چسبيده - لاله و لادن بيژني- مي داند که بابت همين عارضه جسماني، از دنيا رفتند. اما در بحث از ميزان ابتذال فيلم، مشکل اينجاست که بابت حرمت قلم و معذوريت هاي طبيعي مطبوعات، نمي توان شوخي هاي باورنکردني فيلم را نقل کرد. اينکه بهرام بي دليل و بدون ارتباط با قصه (اصلاً مگر فيلم قصه يي دارد؟،) مدام با اشعار کهن فارسي لودگي مي کند و مثلاً به نتايجي مانند «چرا عاقل کند کاري که بازآيد به کنعان غم مخور» مي رسد، البته در حد بازي با کلمات به شيوه بچه هاي دوره راهنمايي است. اينکه دو کوتوله يا دو آدم خيلي چاق هميشه دو طرف دايي (فتحعلي اويسي) ايستاده اند، البته از کليشه هاي قديمي فيلم هاي جاهلي است. اينکه دوربين و تدوين موقع خوانده شدن اسامي بستگان و آشنايان صحنه تدفين، پيش از روضه خواني توهين آميز با تکرار واژه هاي «روز ولنتاين» (،) گروه سازنده فيلم را از سعيد سهيلي تا عباس بلوندي نشان مي دهد، البته کاملاً بي کاربرد و زائد است. اينکه فيلم نسخه شفابخش افراط و تفريط بهرام و شهرام را در هيئت برادر کوچک شان عرضه مي کند، البته با تکرار تعبير «برادر تعادل» به تمسخر مي انجامد و حتي تنها مضمون احتمالي قابل طرح براي فيلم را از اعتبار مي اندازد. همه اينها درست. ولي اين موارد را در هر فيلم مبتذل ديگر اين سال هاي اين سينما داشته ايم و بدترين فاجعه اين است که گويا ديگر حضور اين بي مزگي هاي خنک از «شارلاتان» و «شاخه گلي براي عروس» ديروز تا همين «خواستگار محترم» و «دلداده» امروز، برايمان طبيعي جلوه مي کند. جنبه استثنايي و نامعمول فيلم «چارچنگولي» که مي گويم نمي توان به راحتي وصفش را به چاپ رساند و... پيشتر در بحث مفصلي در «ضميمه» روزانه همين روزنامه (پنجشنبه گذشته) به اين نکته پرداخته ام که توجيهاتي از قبيل «مردم همين ها را مي خواهند» يا «مشکل از سخافت نگرش سينماگران است» نمي تواند بار گناه نهادهاي نظارتي را در اين زمينه کاهش دهد. وزارت ارشاد که همواره اهل فرهنگ را مسوول پاسخگويي به فراز و فرودهاي محتوايي آثارشان مي داند، حالا بايد در اين مورد پاسخگو باشد. براي توضيح ضايعه يي که با اکران اين فيلم رخ داده، دو راه براي دوستان مي ماند؛ يا آنکه از اين پس به هر فيلم و اثري که حاوي هر نوع اشاره صريح جنسي بود، بي نگراني از اينکه حتي آن را با شوخي طرح کرده و اتفاقاً قبحش را از بين برده، مجوز بدهند يا جميعاً ادعا کنند بابت سوابق خودي کارگردان، اطمينان کرده اند و بي آنکه «چارچنگولي» را ببينند، به آن مجوز نمايش داده اند. شخصاً توجيه دوم را پيشنهاد مي کنم که به رغم باورناپذيري ، آبرومندتر است،

amirpouria@gmail.com
عناوين اين صفحه
شب نشيني صدا هاي متفاوت
ماجراي تخريب تئاتر شهر سياسي است
«مادر» بهترين فيلم جشنواره پروين اعتصامي
آغاز گمانه زني ها براي حضور سينماي ايران در جشنواره برلين
اجراي قطعات پاپ کنسرت ثمين لغو شد
دردسر خانواده شکيبايي براي نصب سنگ قبر
بگوييد به «چارچنگولي» نديد مجوز داديم
پيشنهادها
چهره ها

پيشنهادها
? نمايش 11 فيلم در سينما حقيقت؛ 11 فيلم مستند داستاني و انيميشن در سالن سينما حقيقت به نمايش درمي آيد. اين فيلم ها از ساعت 14 امروز و در دومين روز از همايش «تصوير عاشورا» در سالن سينما حقيقت مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي به نمايش عمومي درخواهد آمد. تماشاي اين فيلم ها و حضور در نشست تخصصي آن براي عموم آزاد است و علاقه مندان مي توانند به سالن «سينما حقيقت» واقع در خيابان سهروردي شمالي، ميدان شهيد قندي، شماره 15 مراجعه کنند.

? انتشاردومين آلبوم گروه خورشيد؛ دومين آلبوم گروه موسيقي خورشيد به آهنگسازي مجيد درخشاني بعد از چهار سال منتشر شد. اين آلبوم که عنوان «بودن و سرودن» را دارد با صداي محمد معتمدي در دستگاه بيات ترک امروز در بازار موسيقي منتشر شد. اين اثر شامل شش قطعه با اشعاري از شفيعي کدکني است.

? پخش فيلم «گرسنه» از شبکه چهار؛ فيلم سينمايي «گرسنه» به کارگرداني هنينگ کارلسن امروز ساعت 30/20 در قالب برنامه سينما اقتباس از شبکه چهار پخش مي شود. اين فيلم سياه و سفيد را کارلسن سال 1966 به مدت 110 دقيقه و با نقش آفريني پر اسکارسون، گونل ليندبلوم، سيگريد هورنه ـ راسموسن و اسوالد هلموت ساخت.


چهره ها

? شان پن در «پالم اسپرينگز»؛ شان پن بازيگر و کارگردان امريکايي نيز به عنوان آخرين سينماگر دعوت شده به جشنواره فيلم «پالم اسپرينگز» در مراسم افتتاحيه اين رويداد سينمايي حاضر مي شود. مراسم افتتاحيه اين فستيوال با حضور سينماگراني چون داستين هافمن و کلينت ايستوود روز 6 ژانويه (17دي) برپا خواهد شد.


? انتشار «آن سوي تاريکي» پري زنگنه؛ «آن سوي تاريکي» پري زنگنه مجوز انتشار گرفت. اين کتاب درباره نابينايي و نابينايان ايران و جهان است و تاريخچه نابينايان و مدرسه هاي نابينايان در دنيا و همچنين خاطرات زندگي پري زنگنه - هنرمند عرصه موسيقي - را دربرمي گيرد. اين هنرمند سال ها مشغول نگارش اين کتاب بوده است که پيشتر نام «آن سوي نابينايي» را بر آن نهاده بود و با تغيير نام، در چند روز آينده از سوي انتشارات کتابسرا منتشر خواهد شد.

? درگذشت دالي واسرمن؛ دالي واسرمن فيلمنامه نويس و نمايشنامه نويس مطرح امريکايي و خالق آثاري چون نمايشنامه «پرواز برفراز آشيانه فاخته» در 94سالگي درگذشت. واسرمن که به خاطر آثاري چون «مرد منچا» و فيلمنامه «يک قدم با عشق و مرگ» شناخته مي شود، به علت عارضه قلبي در «آريزونا» با عالم هنر وداع گفته است.



روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام