شنبه، 7 دي 1387 - شماره 1853
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: رسانه
نگاهي به پديده حريم خصوصي
ورود ممنوع


بنفشه پورناجي / b.pournaji@yahoo.com

تنگدست ترين مردمان حق دارند در کلبه خود با تمام نيروهاي شاه مخالفت کنند. شايد کلبه او سست باشد. شايد سقف آن بلرزد، شايد باد آن را از جا بکند، شايد توفان وارد آن شود و شايد باران وارد آن شود. اما شاه حق ندارد به آن وارد شود. هيچ کدام از نيروهاي او نيز جرات ندارند از آستانه در ويرانه آن گامي فراتر نهند. (ويليام پيت نماينده مجلس انگلستان در قرن 18 ميلادي) همانگونه که از مضمون اين عبارت استنباط مي شود، موضوع قلمرو شخصي که امروزه از آن به عنوان حريم خصوصي ياد مي شود، ريشه در گذشته دارد؛ قلمروي که انسان ها مايل نيستند ديگري در آن گام نهاده، امنيت و آسايش آنان را سلب کند... مثال ملموس اين موضوع را در جامعه ما مي توان در واکنش هاي گوناگون به موضوع «نصب دوربين مداربسته در مناطق جرم خيز» دانست که اخيراً به يکي از پرچالش ترين مباحث ميان مردم، مسوولان نيروي انتظامي، حقوقدانان و... تبديل شده است. کار تا جايي بالا گرفت که رئيس جمهور طي نامه يي خطاب به فرمانده پليس، اين اقدام را نشانگر بدبيني به مردم دانست که تبعات آن تقابل نيروي انتظامي و مردم خواهد بود. اگرچه بسياري از مخالفان اجراي اين طرح با توجيه ورود به «حريم خصوصي» افراد با اجراي آن مخالفند. اما به گفته علاءالدين بروجردي رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، نصب دوربين ربطي به حريم خصوصي ندارد و براي کنترل مجرمان است. اسماعيل احمدي مقدم فرمانده ناجا نيز از عملکرد پليس در نصب دوربين ها دفاع کرده، اظهار مي دارد؛ پليس با نصب دوربين ها قصد کنترل زندگي شخصي شهروندان را ندارد. موافقان اين طرح از تجربه کشور هاي پيشرفته دنيا در اين زمينه و ارتباط آن با بحث امنيت اجتماعي ياد مي کنند. به عقيده برخي اگر دوربين هاي نصب شده در مترو لندن نبود، شاهد فاجعه يي بزرگ تر از 11 سپتامبر بوديم. متن زير قصد دارد با نگاهي به تعاريف حريم خصوصي به رابطه آن با بحث دموکراسي و دسترسي آزاد به اطلاعات بپردازد. در پايان به قوانين موجود در اين رابطه و موانع حريم خصوصي نگاهي خواهيم داشت.

از نظر لغوي حريم به معناي آنچه از پيرامون خانه و عمارت که بدان متعلق باشد... مکاني که حمايت و دفاع از آن واجب بوده، خصوصي به معناي شخصي و داخلي است. حريم خصوصي به معناي مکان و محلي است که اختصاص به فرد داشته و دفاع از آن واجب است و تعرض نسبت به آن ممنوع تلقي مي شود.

اگرچه مساله حريم خصوصي از بعد حقوق اجتماعي جزء حقوق اوليه انسان ها است و در مباحث حقوق بشر از آن ياد شده است، اما در ميان فهرست بين المللي موضوعات پيرامون حقوق بشر شايد دشوارتر از تعريف «حريم خصوصي» باشد.

حريم خصوصي يکي از حقوق اساسي بشر و مرتبط با حفظ مقام انسان و ديگر ارزش هايي است که کرامت انساني بشر به ارمغان مي آورد. بر پايه اين حق، يک شخص يا گروه مي تواند مسائل شخصي زندگي خود را خارج از محدوده دسترسي ديگران نگه داشته يا مسائل اطلاعاتي مربوط به خود را کنترل کند. اين حق به ويژه در مورد اشخاص مشهور جامعه، جنبه مهم تري پيدا مي کند. بي توجهي به حريم خصوصي اشخاص علاوه بر نقض حقوق اساسي آنها گاهي منجر به حوادثي مي شود که جبران آن امکان پذير نيست؛ حوادثي که مي تواند مسير زندگي عادي اشخاص را مختل کرده، حتي منجر به پايان زندگي يک شخص شود. شکسته شدن حريم خصوصي افراد از هر قشر و رده يي که باشند، باعث ناامني رواني و اجتماعي مي شود.

به عقيده کامبيز نوروزي حقوقدان، «حريم خصوصي واژه يي است که به تازگي در ادبيات حقوقي، سياسي و اجتماعي ايران وارد شده است. البته مضمون آن وجود داشته ولي خود واژه حريم خصوصي واژه جديدي است که به دنبال مسائل مربوط به جامعه مدني به ادبيات سياسي، اجتماعي و... ايران وارد شده است. به تبع همين جديد بودن هم ظاهراً کمي سخت شده است. حريم خصوصي بخشي از زندگي افراد متعارف است که اشخاص به لحاظ عرفي مايل نيستند ديگران در اين حوزه وارد شوند. واژه عرف در اينجا مهم است و يک مفهوم تقريباً محلي به حريم خصوصي مي دهد. براي مثال آنچه در جامعه انگلستان يا عربستان رسم است در جامعه ايران به گونه ديگري است. هر يک از ما در زندگي مان مسائلي وجود دارد که نمي خواهيم کسي آنها را بداند. مثال بسيار ساده آن ميزان درآمد است.»

مصداق بارز اين امر نگراني مردم از ارائه اطلاعات به دولت بود؛ پرسش هايي که در قالب «طرح اطلاعات اقتصادي خانوارهاي ايراني» مطرح شد و طي آن مسوولان خواستار ارائه جزئياتي از مردم در مورد ميزان درآمد و دارايي هاي آنان شدند. دليل اصلي اين نگراني آن بود که اکثر آنان طرح پرسش ها را ورود دولت به حريم خصوصي خود تلقي مي کردند.

حريم خصوصي از کي مطرح شد

به رسميت شناختن حريم خصوصي ريشه يي عميق در تاريخ بشر دارد. ردپاي آن را حتي مي توان در اديان مختلف نيز ديد.

کشورهاي مختلف در طول قرن ها بعد هر يک از حريم خصوصي حمايت هاي خاصي کردند. در سال 1776 ميلادي مجلس سوئد قانون «دسترسي به اسناد عمومي» را تصويب کرد که براساس آن همه اطلاعاتي که در اختيار دولت است، بايد براي مقاصد مشروع به کار گرفته شود.

در دهه 1890 دو تن از قضات دادگاه عالي ايالات متحده امريکا به نام هاي «ساموئل وارن» و«لوئيس برانديس» در مقاله يي با عنوان «حق حريم خصوصي» براي نخستين بار اين مساله را به عنوان يک بحث جدي و صريح حقوقي مطرح و حريم خصوصي را «حق افراد براي تنها بودن» تعريف کردند. به نظر آنان حريم خصوصي از جمله ارجمندترين حقوق در يک دموکراسي است و حمايت از آن بايد در قانون اساسي بازتاب يابد. آنان حق حريم خصوصي را همچون «حق رهايي از مزاحمت» تلقي کرده اند. در پي انتشار اين نوشته، اين تلقي از حريم خصوصي به تدريج در سراسر ايالات متحده امريکا به عنوان بخشي از حقوق عرفي پذيرفته شد. «رابرت اليس اسميت» سردبير مجله حريم خصوصي، حريم خصوصي را چنين تعريف کرده است؛ «تمايل هر يک از ما به داشتن فضاي فيزيکي که مي توانيم در آن از مداخله، مزاحمت، اضطراب و آشفتگي يا پاسخگويي رها باشيم و تلاش براي کنترل زمان و شيوه افشاي اطلاعات شخصي درباره خودمان.» «ادوارد هال» فرهنگ شناس امريکايي با طرح موضوع فاصله بين اشخاص يک طبقه بندي چهارقسمتي از فاصله بين افراد در روابط اجتماعي ارائه مي دهد. هرچند هال به طور مستقيم مساله حريم شخصي را مطرح نمي سازد، اما از تعاريفي که از طريق آن فاصله حاکم بر روابط افراد را عنوان مي کند، مي توان تا حد زيادي اين مساله را به حريم شخصي مرتبط دانست. وي مي گويد؛ هر انسان يا هر موجود زنده يي براي خود قلمروي متصور است که به سختي به ديگران اجازه عبور از آن را مي دهد. وي با طرح «فاصله روانشناختي» مي نويسد؛ با تجاوز از اين فاصله و نزديک تر شدن کسي يا حيواني، چه انسان و چه حيوان، احساس اضطراب را عميق مي کند. در واقع مي توانيم آن را مرز نهفته يي تصور کنيم که گروه را در بر مي گيرد.

هال در تکميل اين نظر اظهار مي دارد؛ در طبيعت حيوانات و نيز انسان رفتاري وجود دارد که ما آن را «بوم پايي» يا «قلمروجويي» مي ناميم. براي به تحقق رساندن اين رفتار آنان اين احساس را اين گونه به کار مي گيرند که فاصله خود را با ديگران تنظيم و جايي براي خود معين کرده و آن ديگري را در وراي آن تصور کنند. فاصله ويژه يي را که انتخاب مي کنند، بستگي به تبادل آنها با ديگران دارد يعني رابطه يي از کنش متقابل افراد و اينکه چه احساسي دارند و چه مي کنند.

حق دسترسي آزادانه به اطلاعات و حريم خصوصي

حريم خصوصي يک حق بنيادين بشري و به منزله سنگ بناي منزلت انساني و ارزش هاي ديگر همچون آزادي اجتماعات و آزادي بيان و از جمله مهم ترين حقوق انساني در دوران مدرن به شمار مي رود. از همين رو حريم خصوصي در سراسر دنيا و در بسياري مناطق و فرهنگ هاي گوناگون به رسميت شناخته شده است.

مصداق بارز اين تعريف در ميان افراد مشهور و به ويژه چهره هاي هنري و هنرپيشگان بسيار ملموس است. کوچک ترين رفتار اين افراد در سطح جامعه بازتاب گسترده دارد. زندگي شخصي و خانوادگي اينان که حريم خصوصي شان تلقي مي شود، اتفاقاً بيشترين جذابيت را براي مردم دارد تا جايي که ورود خبرنگاران به زندگي شخصي آنان آرامش شان را سلب مي کند.

«ادوارد بلوشتاين» رئيس پيشين دانشگاه نيوجرسي(راتگرز)، حريم خصوصي را علاقه به شخصيت انساني مي داند. از منظري ديگر تعريف حريم خصوصي بستگي تام به فرهنگ و زمينه هاي اجتماعي و محيطي دارد. در بسياري از کشور ها اين مفهوم با مقوله حفظ اطلاعات که حريم خصوصي را در معناي مديريت اطلاعات شخص تفسير مي کند، پيوند خورده و در هم ادغام شده است. در عين حال محافظت از حريم خصوصي معمولاً به عنوان ابزاري براي ترسيم محدوده خطوطي که جامعه مي تواند در امور افراد دخالت کند، تلقي مي شود. يکي از مهم ترين مسائلي که در حيطه حريم خصوصي مي گنجد، مساله اطلاعات شخصي است.

قوانين مرتبط با چگونگي دسترسي به اطلاعات شخصي مانند اطلاعات مالي، پزشکي و دولتي افراد در اين حيطه قرار مي گيرد. مساله پست هاي الکترونيکي، تلفن ها، پست و ساير اشکال ارتباطات در زمره اطلاعات شخصي و در حوزه «حريم ارتباطات» است. چندي پيش نشريه «گاردين» لندن در تيتر اولش گزارش داد برنامه تحقيق پزشکي سازمان خدمات درماني بريتانيا حريم خصوصي را تهديد مي کند. براساس برنامه جديد دولت، قرار است محققان پزشکي به اطلاعات شخصي دسترسي داشته باشند. اما «سازمان ديده بان اطلاعاتي» اين برنامه را از لحاظ اخلاقي غيرقابل پذيرش دانسته و به اين روزنامه اعلام کرده با اين اقدام، حريم خصوصي ميليون ها بيمار نقض مي شود. رسوايي اخلاقي بيل کلينتون در زمان رياست جمهوري وي، افشاي مساله بارداري دختر سارا پيلن معاون مک کين در جريان مبارزات انتخاباتي آنان و صدها مصداق جهاني و داخلي اين چنيني اين پرسش را مطرح مي سازد که آيا رسانه هاي گروهي حق ورود به چنين عرصه هايي را دارند؟ به اعتقاد برخي از متخصصان، آزادي اطلاعات به طور طبيعي شامل دسترسي شهروندان به اطلاعات پيرامون زندگي خصوصي افراد نمي شود.

اين قاعده کلي از منظر برخي صاحب نظران هنگام بحث درباره زندگي خصوصي برخي کسان به ويژه آنان که در دموکراسي ها و به نمايندگي از سوي مردم سرنوشت آنان را در دست گرفته اند، قابل تامل مي شود.

به عقيده نوروزي وقتي ما در جامعه راه مي رويم يک ديوار نامرئي با خود داريم که اين ديوار مانع مي شود ديگران بتوانند از چهره و تصوير ما براي تکثير استفاده کنند. البته اين بحث جزئياتي هم دارد؛ کساني که به انتخاب رسمي يا غيررسمي و مستقيم يا غيرمستقيم جامعه به منزلت هاي معين سياسي، فرهنگي، اجتماعي و... رسيده اند، حريم خصوصي شان کوچک تر از حريم خصوصي افراد عادي است. اگر فرد عادي در خيابان راه برود، کسي نمي تواند از او عکس بگيرد اما اگر رئيس جمهور يا هنرپيشه يي در خيابان راه برود، مي توانند از او عکس بگيرند. البته اين دليل نمي شود که بگوييم اين افراد اصلاً حريم خصوصي ندارند، بلکه بايد گفت حريم خصوصي اينان محدودتر و کوچک تر از افراد عادي است. شايد موج مخالفت با انتخاب صادق محصولي وزير کنوني کشور پيش از راي اعتماد مجلس که با انتخاب وي فروکش کرد، مثال مناسبي در اين مورد باشد. اين مساله که آيا ثروت وي بحثي بود که در حريم شخصي وي قرار داشته يا اينکه بايد به صورت علني و از طريق رسانه ها مطرح مي شد، موافقان و مخالفاني داشت. موافقان اين پرسش را مطرح مي سازند مادامي که تصميم گيري هاي سرنوشت ساز از سوي جامعه بنا بر معيار اعتماد به دست کساني سپرده مي شود که خود در زندگي خصوصي خود روش و منشي مغاير با آنچه شهروندان از آنها انتظار دارند در پيش مي گيرند، آيا همچنان معيار هاي عام حريم خصوصي بايد در مورد آنان رعايت شود؟ در ميان روزنامه نگاران مصطلح است که اگر کسي با شعار خواست از مردم راي بگيرد، حق ندارد عليه آن شعار عمل کند. مثلاً مقامي که شعار ساده زيستي مي دهد و بعد معلوم مي شود در خانه يي بسيار گرانقيمت ساکن است يا چند خودروي بسيار گرانقيمت دارد و... از جمله اصول بنيادين اخلاقي در حرفه روزنامه نگاري، الزام رسانه ها به رعايت حريم خصوصي شهروندان است. از همين رو پرداختن به زندگي خصوصي افراد يکي از معيار هاي تمايز ميان روزنامه نگاري حرفه يي و «روزنامه نگاري جنجالي» به شمار مي رود. نسبي بودن موضوع حريم خصوصي تا آنجاست که بسياري از کشورهاي دنيا مساله يي را که ما آن را در حوزه حريم خصوصي مي دانيم، اصلاً قبول ندارند. به عقيده آنان براساس اصول روزنامه نگاري تحقيقي، روزنامه نگار آزاد است در مواردي که لازم مي داند، اطلاع رساني کرده و در صورت بروز مشکل بايد طبق قانون مطبوعات پاسخگو باشد.

با وجود گستره نسبي دموکراسي در مطبوعات امريکا چهار نوع تجاوز به حريم خصوصي افراد وجود دارد که در ايالات متحده، روزنامه نگاران مجاز به اعمال آن نيستند. مزاحمت؛ استراق سمع مکالمات تلفني يا ورود به حريم خصوصي بدون رضايت طرف.

هتک حرمت؛ از اين جهت که مي کوشد مانع از انتشار خبرهاي نادرست درباره افراد شود، شبيه قانون ضدافتراست.

سوءاستفاده از نام افراد؛ از نام يا يک تصوير بدون رضايت شخص نمي توان استفاده کرد.

ايجاد ناراحتي؛ اين اعتراضي به انتشار اطلاعات خصوصي است.

برخورداري روزنامه نگاران از حق دسترسي آزادانه به اطلاعات از جمله حقوق مسلم آنان شناخته مي شود. بديهي است آزادي اطلاعات به طور طبيعي دسترسي شهروندان به اطلاعات پيرامون زندگي خصوصي افراد را شامل نمي شود.

با وجود آنکه روزنامه نگار مجاز نيست وارد حريم خصوصي کسي شود، اما جايي که احساسش اين است که نفع عمومي در اين است، مساله متفاوت مي شود.

با آنکه رعايت حريم خصوصي افراد و آزادي شهروندان در دسترسي به اطلاعات که هر دو از موازين بنيادين حقوق بشر شناخته مي شوند، اما اين دو در تضاد و تزاحم با يکديگر نيستند.

پرحجم ترين فصل از لايحه حمايت از حريم خصوصي که به امضاي سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور سابق کشور رسيد به «اطلاعات شخصي در فعاليت هاي رسانه يي» اختصاص دارد.

طبق ماده 40 اين لايحه، افشاي امور خصوصي افراد در رسانه هاي همگاني ممنوع است مگر به شرح مقرر در قانون. در اين فصل ورود عوامل رسانه هاي همگاني به جلساتي که به صورت غيرعلني تشکيل مي شود، ممنوع اعلام شده است.

براساس بخش ديگري از اين فصل، استفاده از نام، شباهت تصويري و صوتي افراد در رسانه هاي همگاني براي مقاصد تبليغاتي و نيز انتشار يا پخش تصوير يا صوت افراد که در حالت هاي نامتعارف آنها تهيه شده و مي تواند به شهرت و اعتبار اجتماعي فرد لطمه بزند، ممنوع شده است. در همين فصل تاکيد شده است انتشار نام، تصوير و ساير جزئيات زندگي اشخاصي که اقدام به خودکشي کرده اند يا در نتيجه وقوع حوادث يا بلاياي طبيعي و مصنوعي دچار آسيب هاي ناخوشايند جسمي و روحي شده اند، در رسانه هاي همگاني ممنوع است مگر به اجازه خود يا نماينده آنها. براساس بخش ديگري از اين لايحه، هويت، تصوير، محل سکونت و محل کار کودکان و زناني که قرباني سوء استفاده ها يا جرائم جنسي شده اند، نبايد در رسانه هاي همگاني منتشر يا پخش شود. دولت در لايحه خود همچنين تاکيد کرده است؛ افشاي هويت منابعي که با شرط «عدم افشاي نام خود» حاضر شده اند اطلاعاتي را در اختيار رسانه ها قرار دهند، بدون رضايت صريح آنان ممنوع است و مسووليت اعلان و انتشار آن با رسانه مربوطه است. همچنين در ماده 48 اين لايحه، فيلمبرداري و تصويربرداري از افراد و انتشار و پخش آنها به استثناي مقامات دولتي و عمومي در رسانه هاي همگاني بدون رضايت صاحبان تصاوير يا صوت يا اثر ممنوع است.

بي نامي و حريم خصوصي

تمام حقوق حريم شخصي و حقوق آزادي بيان شامل استنباط «بي نام گرايي» ارتباطي است. در اين راستا به افراد اجازه داده مي شد بي نام صحبت کنند -بدون آشکار شدن هويت شان- و اين امر به عنوان ارزشي در راستاي ترغيب افراد به ارتباطات شناخته شده بود.

اين پديده، روزنامه نگاران را به سمت اقدامات تلافي جويانه مانند نگارش مطالب سياسي با هدف بدنام سازي گرايش مي داد. به عبارتي آنان با طرح ناشايستگي هاي محيط کاري خود در محيط اينترنت افشاگري مي کردند. همچنين ممکن است افرادي که درگير فعاليت هاي مجرمانه هستند، خواستار گمنامي باشند. بنابراين نمي توان در مورد اين بخش از حقوق به طور مطلق صحبت کرد. آزادي در ارتباطات به صورت بي نامي مي تواند حريم شخصي را مخدوش کند.

قسمت سوم کنوانسيون بين المللي حقوق سياسي و مدني، دولت ها را نسبت به عملکرد مثبت در جهت حفظ حريم شخصي ترغيب کرده و از هرگونه دخالت در مکاتبات باز مي دارد. رمزگذاري به عنوان يک تکنولوژي ارتباطي که از دخالت هاي بي حد و حصر کاربران حمايت مي کند، بايد براي آنان قانوني و قابل دستيابي باشد. ارتباطات شخصي به واسطه اعتباربخشي به هويت ارتباط گر ضمانت مي شود. رمزگشايي در اجتماعات آزاد بين افراد در فضاي سايبر تبلور مي يابد. در حالي که رمزگذاري در سياست هاي ملي بايد به عنوان يک حق مشروع لحاظ شود، هيچ گونه مجوزي براي توقيف استفاده شخصي، پنهان کردن يا کسب اجازه توسط کاربران نبايد وجود داشته باشد.

به رمزگذاري بايد به عنوان يک وسيله همچون زبان نگريست. رمزگذاري به تنهايي نبايد به عنوان يک موضوع شخصي تلقي شده و به عنوان يک جرم که داراي ضمانت اجرايي است، بدان نگريست. کارايي رمزگذاري حتي بيشتر از کارايي زبان در ارتباط است.

حريم خصوصي و شخصي نبايد مستلزم کسب اجازه از مراجع صاحب راي براي فرستادن يا دريافت کردن متن رمز ارتباطي باشد. حتي نبايد در اين حيطه از روش هايي قهرآميز (زور و اجبار) با هدف دستيابي به کليد (رمز) استفاده کرد.
حريم خصوصي ؛ دولت و جامعه مدني
از لباس تا عقيده

حسين قاضيان

حريم خصوصي از آن دست مفاهيمي است که به نظر مي رسد حتي تعريف دايره المعارفي روشني هم ندارد. با اين حال حريم خصوصي را اغلب به عنوان يک حق مي شناسند؛ حقي که ديگران را از دسترسي، خدشه يا تعرض به آن منع مي کند. اما به دليل روشن نبودن دايره مفهومي حريم خصوصي، گستره اين حق هم مبهم يا دست کم مورد اختلاف است. به اين ترتيب مفاهيمي مثل دسترسي، خدشه يا تعرض هم از روشني کافي برخوردار نيستند. به علاوه به دليل همپوشاني اين حق با دو حق مسلم پنداشته شده ديگر يعني «حق آزادي بيان» و «حق دسترسي آزادانه به اطلاعات»، موضوع پيچيده تر مي شود. رشد روزافزون تکنولوژي هاي اطلاعاتي و ارتباطي نيز که با سه حق مورد بحث ارتباط دارد، بر دشواري هاي مفهومي حريم خصوصي افزوده است. صرف نظر از اين ملاحظات مقدماتي، در اغلب مفهوم سازي هايي که درباره حريم خصوصي وجود دارد، دو عنصر اصلي ملاحظه مي شود که تا حدي حيطه اين حريم را مشخص مي کند؛ اول، زندگي شخصي و دوم، اطلاعات شخصي. با وجود ابهامي که در حد و حدود خود اين دو عنصر وجود دارد، اين عناصر تا حدي مرزهاي حريم خصوصي را مشخص مي کنند. زندگي شخصي را از نظر مکاني مي توان به خانه محدود کرد و از نظر فضايي به خانواده و روابط شخصي. اطلاعات شخصي نيز شامل همه اطلاعات هويتي، جسمي، پزشکي، اقتصادي، حقوقي، اجتماعي و مانند آن است. حق حريم خصوصي به فرد حق مي دهد ديگران را از دسترسي به اين دو جنبه، يعني زندگي و اطلاعات شخصي خود، محدود و محروم کند. به عبارت ديگر، اين خود شخص است که اختيار دارد هر ميزان از اين دو جنبه از زندگي خود را آشکار کند و در دسترس ديگران قرار دهد، مگر آنکه اين حق با تکاليف قانوني ديگري که بر عهده فرد قرار مي گيرد، ناسازگار باشد.

جنبه مصداقي

شايد تصور شود با اين گونه تلاش ها مي توان از دامنه اغتشاش مفهومي درباره حريم خصوصي کاست. اما حتي اگر اين تلاش ها موفق هم باشند، مانع مهم ديگري هنوز بر سر راه است؛ مانع تشخيص مصداق هاي اين ريزه کاري هاي مفهومي. مثلاً با وجود اينکه به نظر مي رسد مصداق زندگي و اطلاعات شخصي روشن باشد اما اندکي پافشاري و سختگيري لازم نشان مي دهد که چنين نيست. علت هم به پديده آشناي فرهنگ مربوط مي شود. در فرهنگ هاي مختلف، شيوه هاي زندگي فرق دارد و در نتيجه حريم خانه و نيز خانواده متفاوت است. آنچه در جامعه ما حريم خانه محسوب مي شود در جامعه يي ديگر ممکن است در دسترس ديگران قرار داشته باشد. مثلاً از نظر معماري - که به اعتباري محصول مادي و فشرده قواعد فرهنگي به شمار مي رود - وجود ديوار حياط و شيشه هاي مشجر در اغلب ساختمان هاي کنوني جامعه ما، ديگران را از دسترسي بصري به خانه هامان ممنوع مي سازد. اما در بسياري از جامعه هاي دموکراتيک، از ديوارهاي بلند و پنجره هاي مشجر که سدي در برابر نگاه عمومي ايجاد مي کنند، خبري نيست. همچنين در مقايسه مي توان ديد گستره خانواده در فرهنگ هاي مختلف تفاوت دارد. گذشته از اين، در ميان آمدن مفاهيمي از قبيل «ناموس»، ژرفاي معنايي خانواده را هم متفاوت مي کند. بنابراين دسترسي، خدشه يا تعرض به حريم خانواده نيز شکل هايي ديگر مي گيرند. همين داستان درباره اطلاعات شخصي هم صادق است. مثلاً در جامعه ما ميزان ثروت افراد و خانواده ها، اطلاعات شخصي به حساب مي آيند. به همين دليل ما معمولاً نه از نام ثروتمندان مان چندان اطلاعي داريم نه از ميزان ثروت شان. در حالي که در بسياري از جامعه هاي ديگر اين اطلاعات، به دليل شفافيت اقتصادي و دموکراتيک بودن ساخت سياسي، جزء اطلاعات عمومي به شمار مي رود نه جزء اطلاعات خصوصي. از همين روست که فهرست ثروتمندترين و پردرآمدترين اشخاص پيوسته در اختيار عموم است. گذشته از اين، با توجه به تفاوت ميزان آزادي بيان و دسترسي آزادانه به اطلاعات در جامعه هاي مختلف، همپوشاني هاي حق حريم خصوصي با اين دو حق ديگر در نوسان است. بنابراين مصاديق محدوده و گستره حريم خصوصي با در نظر داشتن حق آزادي بيان و حق دسترسي آزادانه به اطلاعات از جامعه يي تا جامعه ديگر فرق مي کند. حتي در يک جامعه معين هم در طول زمان محدوده حريم خصوصي با توجه به مبارزاتي که در زمينه آزادي بيان و دسترسي به اطلاعات جريان مي يابد، دستخوش تغيير مي شود. زماني اندرون خانواده و روابط خانوادگي از مسلمات حريم خصوصي محسوب مي شد اما اکنون مي شود در اينترنت و نيز شبکه هاي تلويزيوني جزئيات روابط خانوادگي را در حريم يک خانه - البته به دلخواه صاحبان حق - حتي به صورت زنده مشاهده کرد. رشد تکنولوژي هاي نوين ارتباطي و اطلاعاتي نيز مصاديق زندگي و اطلاعات شخصي را عوض کرده است. مثلاً وجود دوربين هاي نظارتي در خيابان ها، اماکن عمومي، فروشگاه ها و مانند آن، ماهواره هايي که مي توانند مارک سيگاري را که شما در خيابان بر گوشه لب داريد مشخص کنند، اطلاعات هويتي، جسمي، اقتصادي، پزشکي و بيمه يي شخص که در شبکه هاي کامپيوتري سازمان ها جريان مي يابد، دوربين هاي شخصي همه جا حاضر در مکان هاي عمومي و خصوصي که محصولاتش مي تواند به فوريت در اينترنت منتشر شود، دستگاه هاي هويت ياب تلفن و کامپيوترهاي ثبت و حتي ضبط کننده مکالمات، شبکه هاي مخابراتي ديجيتال، سرورهاي خدمات دهنده اينترنت، اطلاعاتي که توسط دستگاه هاي خودپرداز ثبت مي شوند و بي شماري ديگر از اين نوع تحولات، همه و همه باعث شده اند محدوده حريم خصوصي دچار دگرگوني هاي مصداقي شود.

حريم خصوصي و کار رسانه ها

در چنين فضاي آشفته مفهومي و مصداقي، کار رسانه ها در مواجهه با موضوع حريم خصوصي به غايت دشوار مي شود. حريم خصوصي به مثابه امري پنهان و پوشيده، جذابيت ژورناليستي ناگفتني دارد. مردم به همين دليل غالباً مايلند از پشت پرده حريم هاي خصوصي باخبر شوند. از اين گذشته، اگر رسانه ها بخواهند به لحاظ حرفه يي در کار خود کامياب باشند لازم است از حق آزادي بيان برخوردار باشند و اعضاي آن مانند ساير شهروندان بتوانند آزادانه به اطلاعات دسترسي داشته باشند. مشکل هنگامي خود را نشان مي دهد که اين دو حق (يعني حق آزادي بيان و حق دسترسي آزادانه به اطلاعات) به مرزهاي حق حريم خصوصي افراد مي رسند و مي خواهند به حريم زندگي يا اطلاعات شخصي افراد وارد شوند.



در اين حال، ناسازگاري اين حق هاي متفاوت چه وضعي پيدا مي کند و چطور مي شود در مورد آن تصميم گرفت يا حکمي اخلاقي صادر کرد؟

تجربيات تاريخي جامعه هاي مختلف در سازگار کردن اين حقوق با همديگر نشان مي دهد جريان واقعي رابطه اين سه حق را مي شود در قالب مدلي از يک بازي سه جانبه نمايش داد. اين مدل بيانگر آن است که گستره و محدوده اين سه حق صرفاً در جريان خود بازي معلوم مي شود. به اعتباري نمي شود نتيجه اين بازي سه جانبه، و گستره هر حق، را به نحو پيشيني پيش بيني کرد. نتايج فقط به نحو پسيني و بر اساس جريان هر بازي و قدرت بالفعل بازيگران در سه جبهه يادشده و مورد به مورد يا بازي به بازي رقم مي خورد. گرچه مي شود بر حسب حدس و گمان و با اتکا به پيشينه نتيجه بازي هاي قبلي، نتيجه جديد را هم تخمين زد، اما اين پيش بيني ها خصلت حدسي دارند نه يقيني. نتايج اين بازي نيز کاملاً موقت و استعجالي اند و تنها تا اطلاع ثانوي اعتبار دارند زيرا اين بازي يک مسابقه بي وقفه است که هر نتيجه صرفاً تا تحول بعدي - که ممکن است نتيجه را عوض کند - برقرار مي ماند. به علاوه جريان بازي و نتايجي که به دست مي آيد، ممکن است گاهي قواعد بازي را هم تغيير دهد و بازي دوباره از سر گرفته شود. نکته بااهميت اين است که قواعد بازي، شيوه بازي و نتايج آن امتداد ويژگي هاي ساخت اجتماعي و بافت فرهنگي جامعه ها محسوب مي شوند.

دولت، جامعه مدني و حريم خصوصي

رسانه ها در جامعه هاي دموکراتيک بخشي جدايي ناپذير از جامعه مدني اند. در واقع بخشي از کارکردهاي نظارتي جامعه از طريق رسانه ها اعمال مي شود. از اين رو حق آزادي بيان ابزاري ضروري براي رسانه ها به شمار مي رود. حق دسترسي آزادانه به اطلاعات نيز از حقوقي است که شهروندان در ازاي اختيارات گسترده يي که به دولت - به مثابه نماينده خود در امور عمومي - مي دهند از آن برخوردار مي شوند. اگر قرار بود بازي بين صاحبان حق در سه قلمرو مورد بحث صورت بگيرد، نگراني چنداني وجود نداشت چون هر يک از بازيگران فردي و جمعي بر اساس قدرت واقعي خود در جلب نظر عمومي مي توانستند قواعد بازي را ترسيم کنند و از دولت بخواهند به عنوان نماينده ايشان نقش داور بازي را بر عهده گيرد. به اين ترتيب، قواعد بازي برآيندي از وزن گروه هاي اجتماعي و بازتاب ارزش ها و خواسته هاي آنان به حساب مي آمد. در اين وضعيت و در شرايط مساعد، هر رفتاري در قبال حريم خصوصي که از جانب رسانه ها در پيش گرفته شود، مستوجب سرزنش نخواهد بود چون منعکس کننده معدل ارزش ها و خواسته هاي اجتماعي است. وانگهي در صورتي که رسانه ها از قواعد مورد نظر جامعه هم تخطي کنند، جاي نگراني نيست چون جامعه از طريق قواعد مجازات کننده، آنها را کيفر مي دهد. اين مجازات اگر هم بازدارنده نباشد با بالا بردن هزينه تخطي، محدودکننده خواهد بود. نگراني وقتي پيش مي آيد که دولت صرفاً نقش داور نداشته باشد و بخواهد به عنوان بازيگر وارد بازي شود. اين نگراني تشديد خواهد شد، در صورتي که دولت هر بار بنا به ارزش ها يا منافعش بخواهد در هيئت بازيگري متفاوت ظاهر شود.

دولت ما و حريم خصوصي ما

اگر از اين زاويه بخواهيم به رابطه دولت، جامعه مدني و رسانه ها در ارتباط با حريم خصوصي در جامعه خودمان نگاه کنيم، سايه سنگين دولت را بر سر روابط بين حريم خصوصي، آزادي بيان و دسترسي به اطلاعات ملاحظه خواهيم کرد. روشن است که دولت ما نمي خواهد نقش داور بي طرف بازي را بين اين سه حق و صاحبانش ايفا کند. دولت چنين نقشي را با برچسب دولت ليبرال رد مي کند. به علاوه دولت مشروعيتش را مديون حقوق واگذارشده ملت قلمداد نمي کند. صرف نظر از منشاء نظري که دولت براي مشروعيت خود قائل است، ساختار واقعي رابطه دولت با جامعه نيز به دليل وجود منابع نفتي چنان نيست که دولت بخواهد يا ناچار باشد قواعد را به خواست گروه هاي اجتماعي تنظيم کند. در واقع دولت نه تنها از تنظيم قواعد بر اساس وزن ارزش ها و خواسته هاي گروه هاي اجتماعي سر باز مي زند، که حتي اين قواعد ناموزون را هم به وقت مصلحت رعايت نمي کند. به علاوه دولت در جامعه ما بزرگ ترين مالک رسانه هاي مدرن و تنظيم کننده رسانه هاي سنتي است. از اينها گذشته، اين دولت از آغاز تاکنون همواره از رسانه هاي مدرن و سنتي به عنوان ابزاري براي ورود به حريم خصوصي مخالفانش استفاده کرده است. رسانه هاي دولتي يا متکي به حمايت دولت، مستمراً وارد حريم زندگي و اطلاعات شخصي افرادي شده اند که از نظر دولت عناصر نامطلوب به شمار مي آمده اند. اين راه و روش عملاً نوعي آموزش و رويه رسانه يي ايجاد کرده است که روزنامه نگاران مورد حمايت دولت را عملاً از ارزيابي اخلاقي و حتي حقوقي اعمال حرفه يي خود آسوده خاطر کرده است. به علاوه انتظارات خاصي را هم در مردم نسبت به کار و بار رسانه ها پرورده است. از اين رو رسانه هاي جامعه مدني نيز در قبال خواسته هاي مخاطبان مفروض خود هر از گاهي در دام نقض حريم خصوصي شهروندان گرفتار مي آيند. به اين ترتيب چنين دولتي با مداخلات نابجاي خود عملاً در کار تنظيم مرزهاي بين اين سه حق اختلال ايجاد کرده است. اما آنچه از نقش مخرب دولت مهم تر به نظر مي رسد، ارزش ها و نگرش هاي مردم است که خود را به قالب خواسته هاي مخاطبان رسانه ها مي ريزد. اگر مردمي يافت شوند که وقتي دولت به پرده دري حريم خصوصي «افراد نامطلوب» مشغول مي شود، آماده بلعيدن هرگونه خوراکي باشند، و حتي وقتي پاي دولت در ميان نيست - مانند برملا شدن جزئيات زندگي خصوصي بازيگر سريال هاي صدا و سيما - با ولعي هرچه تمام تر و در تيراژهاي ميليوني بخواهند از اتاق خواب چنين آدم هايي سر درآورند، نقض حريم خصوصي از جانب دولت هم وجدان عمومي را چندان جريحه دار نخواهد کرد. در کشاکش چنين جريان هايي، گويي همه داريم عملاً توافق مي کنيم که شيريني سر درآوردن از خفاياي زندگي ديگران آنقدر ارزش دارد که به خاطر آن به دولت هم اجازه دهيم هر وقت که اراده کرد، در حريم خصوصي ما سرک بکشد؛ خواه اين حريم، لباسي باشد که مي پوشيم يا عقيده يي باشد که در سر داريم.

دولت ها بزرگ ترين نقض کنندگان حريم خصوصي
يگانه حقيقت

در اعلاميه جهاني حقوق بشر، ميثاق بين المللي حقوق سياسي و مدني و در بسياري ديگر از معاهدات بين المللي و منطقه يي حقوق بشر بر حمايت از حريم خصوصي تاکيد شده است. تقريباً تمامي کشور هاي جهان در ماده يي از قانون اساسي خود به اين حق توجه کرده اند. دست کم اين قوانين، حق مصون بودن محل زندگي و امنيت ارتباطات را مورد توجه قرار داده اند.

بسياري از قوانين اساسي که به تازگي نگاشته شده اند، حقوق اختصاصي فرد را در دسترسي و کنترل اطلاعات شخصي خود به رسميت شناخته اند. البته در بسياري از کشور ها نيز که در قانون اساسي شان حريم خصوصي به صراحت مورد توجه قرار نگرفته است، دادگاه ها براي محافظت از اين حق به قوانين عادي ديگر استناد مي کنند.

اين نکته را نبايد از نظر دور داشت که نبود يک تعريف خاص به معناي کم اهميتي اين مفهوم نيست. به يک معنا تمامي موارد حقوق بشر جنبه ها و ابعادي از حق حريم خصوصي به شمار مي روند.

براساس ماده هشت کنوانسيون اروپايي حمايت از حقوق بشر و آزادي هاي اساسي سال 1950همه حق دارند به حريم خصوصي و زندگي خانوادگي، خانه و مکاتبات آنان احترام گذاشته شود. هيچ مقام دولتي نبايد به استفاده از اين حق تعرض کند، مگر مطابق قانون و در صورتي که اين کار براي مصالح امنيت ملي، امنيت جامعه، رفاه اقتصادي کشور، پيشگيري از بي نظمي يا تبهکاري، حفظ سلامت اخلاقي يا براي حمايت از حقوق و آزادي هاي ديگران در يک جامعه دموکراتيک ضروري باشد. از نظر بسياري از نويسندگان انگلوساکسون و فرانسوي حق احترام به زندگي خصوصي عبارت است از حق برخورداري از حريم خصوصي، حق زندگي کردن دور از انظار عمومي تا آنجا که شخص مي خواهد.

سال گذشته کشورهاي جهان بيشترين ميزان نقض حريم خصوصي را مرتکب شده اند که در اين ميان امريکا رتبه نخست را دارا بود.

به گزارش خبرگزاري آلمان، سازمان حفظ حريم خصوصي بين الملل در جديدترين گزارش خود اعلام کرد در سال گذشته ميلادي دخالت کشورها در امور خصوصي افراد روند صعودي داشته است. بر اين اساس يونان از نظر حفظ حريم خصوصي در ميان کشورهاي جهان رتبه اول را دارد و آلمان که در سال 2006 در صدر اين جدول بود، به ميانه هاي آن سقوط کرده است. کشورهاي امريکا، روسيه و چين نيز در انتهاي اين ليست قرار دارند. نقض حريم خصوصي افراد توسط دولت ها در سال 2007 افزايش چشمگيري داشته و امريکا در صدر جدول کشورهاي ناقض حريم خصوصي است. اين در حالي است که بهانه اصلي اين اقدام مبارزه با تروريسم و افزايش ضريب امنيت ملي در اين کشورها عنوان شده است. کنترل مکالمات خصوصي، ارتباطات اينترنتي مانند پست الکترونيک و ارتباطات خارجي از جمله مواردي است که به شدت از سوي دولت هاي غربي به ويژه امريکا در مورد شهروندان اين کشورها به اجرا درمي آيد. يکي از مهم ترين ارزش هايي که با تصويب قوانين جديد حريم خصوصي به خطر افتاده، جريان اطلاعاتي است که براي دموکراسي و فعاليت مطبوعات ضروري است. اعطاي آزادي به افراد براي احاطه بر اطلاعات پيرامون شان به اين معناست که به آنان اجازه مي دهيم دسترسي و کاربرد آن اطلاعات از سوي عموم و مطبوعات محدود شود. از همين روست که در سال هاي اخير توجيه محرمانه کردن اسناد عمومي که به طور سنتي اسنادي «باز» شمرده مي شدند و تلاش براي مخفي نگاه داشتن آنها يا اعمال مجازات بر انتشار اطلاعات دقيق، نگراني هايي را برانگيخته است. روتن برگ از دسترسي حکومت ها و نهادهاي تجاري خصوصي به اطلاعات خصوصي شهروندان و در مقابل ناتواني شهروندان در دسترسي به اطلاعات پيرامون کارگزاران حکومت و صاحبان شرکت هاي خصوصي به مثابه آيينه يي يک سويه تعبير مي کند. مقصود او از آيينه يک سويه، شبه آيينه يي است که براي زير نظر گرفتن ديگران تعبيه مي شود. در حالي که افراد، همچون آيينه معمولي، چهره خود را در آن مي بينند، مراقبان از پس آيينه رفتار هاي آنان را نظاره مي کنند.

حريم خصوصي شهروندان با ابزار هاي گوناگوني که بخش خصوصي امروزه براي گسترش فعاليت هاي اقتصادي خود به کار مي گيرد نيز در معرض تهديد است. در محيط کار، شرکت ها در تلاش براي اعمال کنترل بيشتر بر کارکنان خود از طريق مجموعه يي از شيوه ها شامل شنود مکالمات تلفني، بررسي اطلاعات درون رايانه هايي که کارکنان از آنها استفاده مي کنند و نيز کنترل وب سايت هايي که کارکنان به آنها مراجعه مي کنند، نظارت ويدئويي در اتاق هاي تعويض لباس و... هستند.

مواد 23 تا 27 لايحه حمايت از حريم خصوصي کشور، مقررات حريم خصوصي در محل کار را اين گونه بيان مي کند؛ مديران و کارفرمايان مجاز به استفاده از نظارت هاي الکترونيکي نيستند، مگر آنکه بر مبناي دلايل متعارف، ظن قوي مبني بر ارتکاب فعاليت هاي مجرمانه در ارتباط با محيط کار وجود داشته باشد. بنابراين ماده 25 اين لايحه، تجهيزات تصويربرداري که به قصد نظارت الکترونيکي به کار مي رود، بايد کاملاً قابل رويت باشد و در محلي که نظارت در آنجا صورت مي گيرد، علائمي به کار رفته باشد که به کارکنان و ارباب رجوع توجه دهد، محل مذکور تحت نظارت الکترونيکي است. طبق مواد بعدي تاييد نظارت الکترونيکي در دستگاه هاي دولتي و عمومي بايد توسط بالاترين مقام سازماني مربوط صورت گيرد و اطلاعات ذخيره شده در فيلم ها و نوارها و نظاير آن ظرف حداکثر شش ماه پس از تاريخ ذخيره بايد معدوم شوند.
عناوين اين صفحه
ورود ممنوع
از لباس تا عقيده
دولت ها بزرگ ترين نقض کنندگان حريم خصوصي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام