پنج شنبه، 5 دي 1387 - شماره 1852
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
همدستان به قتل، در دادگاه جزييات جنايت را تشريح کردند
اعضاي يک خانواده به قتل برادر دامادشان حکم دادند


گروه حوادث؛ مرداني که در يک دادگاه خانوادگي برادر دامادشان را به مرگ محکوم و به عنوان مسوول اجراي حکم انتخاب شده بودند روز گذشته در برابر قضات دادگاه کيفري استان تهران قرار گرفتند و درباره جنايت خود توضيح دادند.

به گزارش خبرنگار ما در ابتداي جلسه دادگاه دو برادر به نام هاي احمد و محمد از سوي محمد شادابي نماينده دادستان تهران به عنوان متهمان رديف اول و دوم اين پرونده معرفي شدند و سپس نماينده دادستان با مخاطب قرار دادن قاضي شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران گفت؛ مطابق اوراق پرونده دو متهم 13 مردادماه سال 82 در بومهن، مرد جواني به نام علي را به قتل رساندند. دقايقي بعد از کشف جسد توسط پليس بازپرس در محل حاضر شد و با توجه به اينکه مقتول با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده بود، مشخص شد وي قرباني يک انتقام جويي ناموسي شده است اما از آنجايي که سرنخي براي يک قتل وجود نداشت و اولياي دم نيز همکاري نمي کردند، تحقيقات چهار سال بي نتيجه ماند تا اينکه سرانجام زين العابدين برادر مقتول و متهم رديف سوم لب به اعتراف گشود و گفت برادرش را با همدستي دو برادرزنش به قتل رسانده چرا که مقتول به همسر او تعرض کرده بود.

شادابي ادامه داد؛ زين العابدين تمام جزييات را توضيح داد و پس از دستگيري دو متهم ديگر و احراز صحت گفته هاي وي هر سه متهم بازداشت شدند. تا اينکه 31 ارديبهشت ماه سال گذشته اولياي دم مقتول در دادسرا حضور يافتند و بدون دريافت ديه نسبت به هر سه متهم پرونده اعلام گذشت کردند. با اين حال و با توجه به جنبه عمومي جرم به عنوان نماينده دادستان تهران تقاضاي مجازات متهمان را دارم.

در ادامه جلسه دادگاه پدر و مادر مقتول گفتند خواستار قصاص متهم رديف اول هستند اما از آنجا که آنها يک بار به طور رسمي اعلام گذشت کرده بودند دادگاه تقاضاي قصاص آنها را نپذيرفت. در ادامه احمد متهم رديف اول در جايگاه حاضر شد و گفت؛ اتهام قتل را قبول دارم اما قتل علي فقط تصميم من نبوده است و دسته جمعي در اين باره تصميم گرفتيم. من به اتفاق خانواده ام در همدان زندگي مي کردم و خواهرم نسرين که ازدواج کرده بود در تهران سکونت داشت. چند روز قبل از حادثه خواهرم و شوهرش زين العابدين به همدان آمدند و من متوجه شدم آنها به شدت ناراحت هستند و هر کس در گوشه يي گريه مي کند، وقتي ماجرا را پرسيدم زين العابدين گفت برادرش به نسرين تجاوز کرده است. با شنيدن اين حرف از خواهرم پرس و جو کردم و او گفت اين ماجرا واقعيت دارد. علي چاقويي زير گلويم گذاشت و جلوي چشم فرزند دو ساله ام به من تجاوز کرد. از اين اتفاق خيلي ناراحت شدم. از اول بچگي به من ياد داده اند بايد ناموس پرست باشم و به همين خاطر ما يک دادگاه تشکيل داديم و همگي به اين نتيجه رسيديم که علي مستحق مرگ است.

وي ادامه داد؛ در برگه يي اين حکم مرگ را نوشتيم و تمام حاضران در جلسه از جمله زين العابدين آن را امضا کردند. از آنجايي که هيچ کس از اين حکم ناراحت نبود قرار شد من و محمد سراغ علي برويم. زين العابدين هم وسايل قتل را آماده کرد. او براي من عينک دودي، دستکش و چاقو خريد و آدرس محل کار برادرش را هم داد. زين العابدين چند روز زودتر از ما به تهران برگشت تا شرايط اجراي حکم را آماده کند. بعد من و برادرم محمد به بومهن رفتيم. روز جمعه بود که زين العابدين گفت همه چيز آماده است. نزديک صبح به مغازه علي رفتيم. کرکره نيمه باز بود، من وارد مغازه شدم و به برادرم گفتم کرکره را پايين بکشد. علي را که ديدم خشم همه وجودم را فرا گرفت. کينه عجيبي داشتم. پشت سر هم به او ضربه مي زدم. برادرم بيرون در ايستاده بود. زين العابدين به من گفته بود برادرش در مغازه آب نگه مي دارد و من بايد براي از بين بردن اثر انگشت آب روي جسد بريزم. اين کار را که کردم از مغازه خارج شدم.

اين متهم ادامه داد؛ برادرم هيچ نقشي در قتل نداشت و گفته هاي قبلي ام مبني بر اينکه او هم با چکش به سر مقتول ضربه زد دروغ است اما زين العابدين خودش چندين بار به علي سم داده بود تا او را بکشد، اما او نمرده بود. از طرفي شوهرخواهرم به من مي گفت تو مجردي اگر تو برادرم را بکشي و زنداني شوي کسي آواره نمي شود اما اگر من بکشم خواهرت آواره مي شود و کسي نيست از او نگهداري کند. او با اين حرف هايش مرا براي انجام قتل تحريک کرد.

در ادامه جلسه دادگاه ياورزاده وکيل متهم در جايگاه قرار گرفت. وي حين دفاع برگه حاوي حکم دادگاه خانوادگي را به هيات قضات ارائه داد و گفت احمد و تمام اعضاي خانواده اش معتقد بودند علي بايد کشته شود و مهدورالدم است. رضايت بدون قيد و شرط اولياي دم هم حکايت از همين مساله دارد. احمد پس از اينکه خواهرش قسم خورد مورد تعرض قرار گرفته است به عنوان مجري حکم به اتفاق برادرش اقدام به اين کار کرده است و بنابراين چون با اعتقاد مهدورالدم بودن دست به قتل زده نمي توان او را مستحق مجازات دانست.

در ادامه محمد متهم رديف دوم در برابر قضات قرار گرفت. وي گفت اتهام معاونت در قتل را قبول دارم اما در قتل شرکت نداشتم. من هر آنچه برادرم گفته قبول دارم. اما اعترافاتم در مورد اينکه چکش به مقتول زدم را قبول ندارم. من به مقتول هيچ ضربه يي نزدم اما افسوس مي خورم. اي کاش زده بودم. چون علي مستحق مرگ بود.

آخرين فردي که در جايگاه حاضر شد زين العابدين برادر مقتول بود. وي اتهامش را رد کرد و گفت؛ من نقشي در قتل برادرم نداشتم من از يکي از زنان فاميل شنيدم برادرم به همسرم تعرض کرده است وقتي اين مساله را از نسرين پرسيدم او گفت برادرم با چاقو تهديدش کرده و او را وادار به برقراري ارتباط کرده است. پس از آن به همدان رفتيم و من موضوع را براي خانواده همسرم بازگو کردم و بعد هم خودم به تنهايي به تهران برگشتم. چند روز بعد احمد مقابل مغازه من آمد گفت قصد دارد به خاطر اتفاقي که افتاده مرا بکشد من توضيح دادم اين مساله به من ربطي ندارد. او سپس سراغ برادرم رفت البته براي اينکه وسايل قتل را خريداري کند از من پول گرفت و بعد هم به زور از من خواست برگه يي را امضا کنم که حکم قتل برادرم در آن نوشته شده بود.

وي ادامه داد؛ احمد و برادرش محمد با تهديد آدرس مغازه علي را از من گرفتند وگرنه من قصد کشتن برادرم را نداشتم.

پس از پايان جلسه محاکمه هيات قضات (نوري کيا، مرادي، تردست، باقري و نصيري) براي صدور راي وارد شور شدند.
پيامک اشتباه يک دختر، جواني را به کشتن داد


گروه حوادث؛ اشتباه يک دختر جوان در ارسال پيامک باعث شد پسر مورد علاقه اش به دست برادرش به قتل برسد.

به گزارش خبرنگار ما ساعت 22 روز 19 آذرماه کارآگاهان جنايي شيراز رهسپار خيابان کوزه گري شدند تا به تحقيق درباره يک نزاع خونين بپردازند. آنها که مي دانستند مجروح اين دعوا، پس از انتقال به بيمارستان به خاطر شدت خونريزي و جراحات ايجادشده در ناحيه شکم جان باخته است، با حضور در محل درگيري به جست وجو پرداختند تا شايد نشانه هايي از قاتل بيابند اما هيچ ردپايي وجود نداشت و افرادي که شاهد نزاع مرگبار بودند به جز توصيف چهره متهم و اطلاعاتي ناقص چيزي براي بازگو کردن نداشتند. بعد از آنکه پيکر قرباني 19 ساله به پزشکي قانوني انتقال يافت، کارآگاهان به سرنخ مهمي دست يافتند. آنان متوجه شدند روز حادثه يکي از دوستان مقتول، مجيد را همراهي مي کرده است به همين دليل پسر جوان تحت بازجويي قرار گرفت و هويت قاتل را فاش کرد. او گفت؛ «مجيد با برادر دختر مورد علاقه اش قرار ملاقات داشت. آن روز در خيابان کوزه گري با يکديگر ملاقات کردند و در همان دقايق اوليه اين ديدار، مجيد من را براي خريدن پيتزا به مغازه يي که همان حوالي بود، فرستاد. من صحنه قتل را نديدم اما مطمئن هستم آن پسر به نام منصور، دوستم را کشته است.»

فراري بودن منصور از زمان وقوع قتل ادعاي دوست مجيد را تاييد مي کرد. به همين سبب پليس جست وجوي وسيعي را براي يافتن او آغاز کرد و بالاخره بعد از چند روز تحقيقات متهم 19 ساله به دام افتاد. او در بازجويي ها قتل را پذيرفت و انگيزه اش را دوستي پنهان مجيد و خواهرش عنوان کرد.

«وقتي فهميدم مجيد و خواهرم دوست هستند خيلي عصباني شدم و نتوانستم خودم را کنترل کنم. به همين خاطر هم دست به آدمکشي زدم.» متهم به قتل با بيان اين جمله، ماجرا را شرح داد و گفت؛ «همه چيز از يک پيامک شروع شد. يک روز خواهرم به اشتباه براي من پيامکي فرستاد که بايد به دست مجيد مي رسيد. بعد از خواندن پيام متوجه دوستي آن دو شدم. البته آن زمان مجيد را نمي شناختم و خيلي تلاش کردم تا فهميدم آن پسر کيست. بعد از اينکه با جست وجوي فراوان شماره موبايل مجيد را به دست آوردم با او تماس گرفتم و گفتم بايد حضوري در مورد دوستي او و خواهرم صحبت کنيم. به اين ترتيب قرار ملاقات گذاشتيم. در محل قرار مجيد دوستش را به بهانه يي به آن حوالي فرستاد و بعد از آن مشاجره آغاز شد و در يک لحظه چاقويم را درآوردم و ضربه يي به او زدم و فرار کردم.»

بنابر اين گزارش بعد از اعترافات متهم به قتل، وي راهي بازداشتگاه شد تا تحقيقات از او ادامه يابد.
زن جوان يک سال بعد از قتل شوهرش اعتراف کرد
جنايت جايگزين طلاق شد


گروه حوادث؛ زني که با همدستي مرد مورد علاقه اش شوهر خود را به قتل رسانده، يک سال پس از جنايت لب به اعتراف گشود.

به گزارش خبرنگار ما، اوايل سال گذشته ماموران گشت نيروي انتظامي مرودشت استان فارس جسد مردي را پشت صندوق عقب خودرويي پيدا کردند که کنار خيابان رها شده بود. دقايقي بعد از کشف جسد و انتقال آن به پزشکي قانوني تحقيقات پليس براي روشن شدن ماجرا آغاز شد و ماموران متوجه شدند مقتول مرد 40 ساله يي به نام عباس است.

با توجه به مشخص شدن هويت مقتول، همسر وي که مينا نام دارد براي تحقيقات به اداره آگاهي فراخوانده شد. اين زن ادعا کرد از قتل همسرش هيچ اطلاعي ندارد. خود او هم هيچ اختلافي با شوهرش نداشته که بخواهد وي را بکشد.

در حالي که اين زن مدعي بود در قتل شوهرش هيچ نقشي نداشته است، پزشکي قانوني اعلام کرد عباس ابتدا با خوردن مقدار زيادي داروي خواب آور به خواب عميق فرورفته و سپس با جسمي نرم و قابل انعطاف خفه شده است. همچنين تشخيص داده شد عباس شب هنگام به قتل رسيده است. هر چند سرنخي از اين جنايت وجود نداشت اما کارآگاهان همچنان به مينا همسر وي مظنون بودند و بنابراين يک بار ديگر وي را براي تحقيقات بيشتر دستگير کردند. اين زن باز هم منکر هرگونه ارتباطي با قتل شوهرش شد. اين بار ماموران او را آزاد کردند و به طور نامحسوس وي را زير نظر گرفتند و پس از چندين ماه تعقيب دريافتند مينا با مردي به نام يوسف در ارتباط است و اين رابطه از مدت ها قبل از مرگ شوهر مينا شکل گرفته است. مينا که اين بار در برابر مدارک جديد پليس قرار گرفته بود، يک سال پس از قتل بازداشت شد و لب به اعتراف گشود. او گفت؛ من با همسرم عباس از سال ها پيش اختلاف داشتم و از آنجايي که خانواده ام راضي به جدايي ما نبودند و طلاق را امري ناپسند مي دانستند نمي توانستم از او جدا شوم. البته عباس هم به طلاق رضايت نمي داد تا اينکه با يوسف آشنا شدم، رابطه ما روز به روز نزديک تر مي شد و همين امر باعث شد من براي يوسف درد دل کنم. به او گفتم شوهر دارم اما از زندگي ام راضي نيستم. يوسف با توجه به گفته هاي من در جريان درگيري هاي من و عباس بود، به همين خاطر هم به من پيشنهاد کرد با او همکاري کنم تا همسرم را بکشد. شب حادثه مطابق نقشه در غذاي عباس مقدار زيادي داروي خواب آور ريختم. لحظاتي بعد از خوردن شام او به خواب عميقي فرو رفت.

متهم ادامه داد؛ بعد از خوابيدن عباس در خانه را باز کردم تا يوسف وارد شود. وقتي او به خانه آمد يک روسري از من خواست و با آن همسرم را کشت. بعد از آن يوسف جسد را داخل صندوق عقب خودرو عباس گذاشت و به جاي ديگري منتقل کرد. من دقيقاً نمي دانستم جسد را به کجا منتقل کرده اما يوسف ساعاتي پس از حادثه با من تماس گرفت و گفت که کار تمام شده است.

با توجه به اعترافات اين زن پليس موفق شد يوسف را دستگير کند. اين مرد به قتل اعتراف کرد و گفت؛ نقشه قتل توسط مينا طراحي شد. او از شوهرش متنفر بود و مي خواست وي را از سر راهش بردارد. به همين خاطر هم با دادن وعده هاي دروغين مرا تحريک کرد تا عباس را بکشم. من که به شدت تحت تاثير اين زن قرار گرفته بودم، حرف هايش را باور کردم و عباس را در حالي که حالت عادي نداشتم به قتل رساندم.

بنا بر اين گزارش در حال حاضر مينا و يوسف بازداشت شده اند و تحقيقات از آنها ادامه دارد.
سحرگاه ديروز در زندان اوين
نامادري الهه و هشت مرد اعدام شدند


گروه حوادث؛ نامادري الهه و هشت مرد ديگر که به جرم قتل به قصاص محکوم شده بودند سحرگاه ديروز در زندان اوين به دار آويخته شدند.

طيبه زني که به جرم قتل دختر هفت ساله شوهرش به قصاص محکوم شده بود به همراه 9 مرد ديگر که از سوي دادگاه کيفري استان تهران حکم مرگ دريافت کرده بودند، ديروز بعد از طي مراحل قضايي، با تاييد ديوان عالي کشور پاي چوبه دار رفتند. در اين بين يکي از محکومان به دليل حاضر نشدن اولياي دم مقتول در محل اجراي حکم به صورت موقتي از مرگ نجات يافت اما ساير محکومان نتوانستند رضايت اولياي دم مقتولان را جلب کنند و اعدام شدند.

اولين مرد اعدامي مردي به نام محمدرضا بود که آبان سال گذشته با ضربات چکش صاحبخانه اش را به قتل رسانده بود.

محمدرضا در محل قتل توسط ماموران کلانتري نواب دستگير شد. وي در اعترافاتش گفت قصد کشتن مقتول را نداشت اما يک لحظه عصباني شد و به او ضربه يي وارد کرد. وي پس از تکميل تحقيقات در دادگاه کيفري استان تهران محاکمه و به قصاص محکوم شد.

دومين مرد اعدامي جوان 30 ساله يي به نام مجتبي بود که اوايل سال 85 به اتهام قتل دوستش دستگير شد. وي نيز در بازجويي ها اعتراف کرد دوستش را به خاطر يک لحظه عصبانيت به قتل رسانده است. به رغم اينکه متهم در دادگاه اظهار پشيماني کرد اولياي دم حاضر به گذشت نشدند و صبح ديروز وي را به دار آويختند.

غلامرضا سومين مردي بود که پاي چوبه دار رفت. وي پنج مرداد سال 85 در حمايت از يک دختر پس از مصرف ماده مخدر شيشه از طريق تير چراغ برق شبانه وارد خانه پسر جواني به نام ناصر شد اما چون نادر برادر ناصر پيراهن وي را به تن کرده بود به اشتباه توسط غلامرضا با ضربات قمه به قتل رسيد. غلامرضا در جلسه دادگاه توضيح داد با مادر دختر جوان آشنا بود و بعد از اينکه فهميد پسري مزاحم دختر جوان شده است تصميم به قتل او گرفت. وي پس از محاکمه در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به قصاص محکوم شد.

چهارمين اعدامي سهيل نام داشت. او در يک درگيري بر سر خريد مواد مخدر در کرج جواني را به قتل رسانده و جسدش را کنار خيابان رها کرده بود.

سهيل توسط دوستش امين که لحظه قتل در محل بود به پليس معرفي شد و پس از محاکمه به قصاص محکوم شد.پنجمين مرد اعدامي شخصي به نام ذبيح الله بود که به قصد سرقت با مردي به نام رحمت الله درگير شده و با ضربات چاقو او را کشت. وي پس از درگيري توسط مردم دستگير و به پليس تحويل داده شد. متهم که در سال 84 دستگير شده بود پس از محاکمه در شعبه 74 دادگاه کيفري محاکمه و به قصاص محکوم شد.

ششمين مرد اعدامي که در سال 83 مرتکب قتل شده بود مدعي بود در دفاع از همسر باردارش چنين کاري را انجام داده است. وي در اعترافاتش در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران گفت؛ من در يک گاوداري کار مي کردم و همسرم را با خودم به محل کارم مي بردم. شب حادثه او را که باردار بود به خانه رساندم. دقايقي بعد صداي فرياد وي را شنيدم و وقتي وارد منزل شدم ديدم نگهبان گاوداري قصد تعرض به همسرم را دارد به همين خاطر او را کشتم. اين مرد که اکبر نام داشت پس از محاکمه به قصاص محکوم شد و سحرگاه ديروز به دار آويخته شد. پس از آن حکم دو محکوم به قصاص ديگر نيز به اجرا درآمد و دهمين نفر به زندان بازگشت تا در نوبت ديگري پاي چوبه دار منتقل شود.
عناوين اين صفحه
اعضاي يک خانواده به قتل برادر دامادشان حکم دادند
پيامک اشتباه يک دختر، جواني را به کشتن داد
جنايت جايگزين طلاق شد
نامادري الهه و هشت مرد اعدام شدند
شهادت شهود در مورد گذشت از قصاص معتبر است
رشد آمار مرگ ناشي از گاز منوکسيدکربن
11 مسافر يک پژو در آتش سوختند
اعتراف سارقان به 500 فقره کيف قاپي
سرقت براي پرداخت قبض تلفن همراه
دزد قديمي بار ديگر به زندان افتاد
سرقت از افراد تحت پوشش کميته امداد

آيت الله العظمي مکارم شيرازي در پاسخ به استفتاي وکيل بهنود اعلام کرد
شهادت شهود در مورد گذشت از قصاص معتبر است
گروه حوادث؛ در حالي که تلاش ها براي نجات بهنود شجاعي از چوبه دار همچنان ادامه دارد، پاسخ آيت الله العظمي مکارم شيرازي به استفتاي وکيل مدافع اين متهم اميد تازه يي براي جلوگيري از اجراي حکم اعدام او به وجود آورد.پس از برگزاري چندين جلسه صلح و سازش براي جلب رضايت شاکيان بهنود شجاعي، خانواده مقتول به صورت غيررسمي گذشت خود را اعلام کردند و در پي آن محمد مصطفايي وکيل مدافع بهنود مدارکي را ضميمه پرونده کرد که نشان مي داد به موجب آن ديگر نمي توان پسر جوان را قصاص کرد اما اولياي دم مقتول هنگامي که در مراجع قضايي حضور يافتند بحث رضايت را تکذيب و بر اجراي حکم قصاص پافشاري کردند. به اين ترتيب قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران به بررسي مدارک تازه پرداختند و آنان نيز نظر دادند اين مدارک ثابت نمي کند اولياي دم از حق خود گذشت کرده اند. در حالي که نام بهنود بار ديگر در فهرست اعداميان قرار گرفته و مقرر شده بود ديروز پاي چوبه دار برود، دادستان تهران طي نامه يي اجراي حکم را متوقف کرد و خبر داد فيلمي از جلسه مذاکره هنرمندان با اولياي دم به دست آمده که بايد مورد بررسي قرار گيرد و مشخص شود آيا خانواده مقتول در آن جلسه رضايت خود را ابراز کرده اند يا نه. با ايجاد فرصت تازه براي جوان محکوم به قصاص وکيل وي نيز از آيت الله العظمي مکارم شيرازي استفتاء کرد. در پرسش محمد مصطفايي آمده است؛ مدت ها در خصوص کسب رضايت از اولياي دم مقتول با افراد خير به منزل اولياي دم رفتيم، آنها در ابتداي امر راضي به عفو نبودند تا اينکه در حضور عده زيادي از حاضران صراحتاً اعلام کردند عفو از قصاص کرده اند اما حال منکر شده اند. سوال من از حضرتعالي اين است که آيا با توجه به عفو اعلامي در حضور شهود، انکار آن از لحاظ شرعي و قانوني صحيح است يا خير؟آيت الله مکارم شيرازي در پاسخ اعلام کرد؛ «هرگاه شهود معتبر شهادت دهند که اولياي دم عفو کردند بازگشت آنها اثري ندارد.»وکيل بهنود ديروز به خبرنگار ما گفت؛ با توجه به اين استفتاء قصاص بهنود شجاعي نه تنها برخلاف قانون است بلکه خلاف شرع نيز محسوب مي شود.بنابر اين گزارش اکنون بررسي فيلم موجود از مذاکره هنرمندان با خانواده مقتول در دادگاه کيفري استان تهران ادامه دارد.


رئيس سازمان پزشکي قانوني خبر داد
رشد آمار مرگ ناشي از گاز منوکسيدکربن
رئيس سازمان پزشکي قانوني کشور با اشاره به رشد

6/5 درصدي مرگ و مير ناشي از مسموميت با گاز منوکسيدکربن، از مرگ 319 نفر بر اثر مسموميت با اين گاز در هشت ماهه امسال خبر داد. دکتر محمدحسن عابدي با بيان اينکه ابتداي امسال تا پايان آبان ماه، 319 تن بر اثر مسموميت با گاز منوکسيدکربن جان خود را از دست داده که 92 تن آنها زن و 227 تن نيز مرد بوده اند، گفت؛ در سال 86 يک هزار و 24 تن در کشور جان باختند که تعداد بسياري از اين مرگ و ميرها در نيمه دوم سال اتفاق افتاده بود. دکتر عابدي ادامه داد؛ تعداد افرادي که بر اثر مسموميت با گاز منوکسيدکربن در هشت ماهه سال گذشته جان خود را از دست دادند، 302 تن بود و اين آمار در هشت ماهه امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته،

6/5 درصد افزايش يافته است. به گفته رئيس سازمان پزشکي قانوني کشور، در هشت ماهه امسال، بيشترين ميزان مرگ بر اثر مسموميت با گاز منوکسيدکربن در استان تهران بوده و استان هاي آذربايجان شرقي، خراسان رضوي، لرستان و کرمان نيز بعد از تهران بيشترين ميزان مرگ به دليل گازگرفتگي را از آن خود کردند. وي سوخت ناقص مواد سوختني و کمبود اکسيژن و نقص فني سيستم هاي گرمايشي را عامل اين حوادث دانست و ادامه داد؛ استفاده از بخاري هاي بدون دودکش و نامناسب بودن مسير خروجي سيستم هاي گرمايشي، از ديگر عوامل بروز مسموميت با گاز منوکسيدکربن است. دکتر عابدي اظهار کرد؛ استفاده از وسايل گرمازاي غيراستاندارد مانند گاز پيک نيک که برخي رانندگان خودروهاي سنگين براي گرم کردن خودروهايشان استفاده مي کنند، باعث بروز بسياري از مرگ وميرها با گاز منوکسيدکربن مي شود و آمار اين مسموميت ها در بين کارگران ساختماني نيز بالاست. وي با بيان اينکه افزايش سطح آگاهي هاي مردم، توجه به نکات ايمني و استانداردها همچنين فرهنگ سازي مناسب در کاهش آمار مرگ ومير ناشي از مسموميت با گاز منوکسيدکربن بسيار موثر است، افزود؛ کنترل منظم وسايل گرمايشي و گرم کردن محيط با وسايلي که داراي استانداردهاي مناسب هستند، ميزان وقوع حادثه هاي ناگوار را در اين زمينه کاهش خواهد داد. دکتر عابدي استفاده از درزگير را در خانه ها که به منظور جلوگيري از اتلاف انرژي به کار برده مي شود از نظر ايمني غيراستاندارد عنوان کرد و گفت؛ بايد توجه داشت که وجود منفذي کوچک براي ورود هوا به محيط ضروري است و نبايد تمام درزها به طور کامل بسته شود. رئيس سازمان پزشکي قانوني کشور درباره ميزان وقوع قتل هاي عمدي توسط گاز منوکسيدکربن نيز اظهار کرد؛ ارتکاب اينگونه جنايت ها در گذشته شايع بود، اما امروز به دليل آنکه به سرعت در مراجع تشخيص چگونگي و علت جنايات مشخص مي شود، اينگونه قتل ها به ندرت اتفاق مي افتد.


11 مسافر يک پژو در آتش سوختند
11 مرد افغان که سوار يک خودروي پژو شده بودند در پي برخورد با يک اتوبوس مسافربري در آتش سوختند.به گزارش ايسنا ساعت 54/2 بامداد ديروز در محور بم- زاهدان يک دستگاه پژو سواري با اتوبوس مسافربري برخورد کرد.پژو سواري که حامل 11 مسافر افغان بود پس از برخورد با اتوبوس دچار حريق شد و تمامي مسافران در آتش سوختند. بنا بر اعلام اتاق هدايت عمليات بحران وزارت بهداشت يکي از مسافران اتوبوس نيز در اين سانحه جان خود را از دست داد.اين حادثه دو مجروح نيز داشت که توسط يک آمبولانس اورژانس به بيمارستان پاستور بم منتقل شدند.


اعتراف سارقان به 500 فقره کيف قاپي
اعضاي باند بزرگ کيف قاپي در نخستين بازجويي ها به ارتکاب بيش از 500 فقره سرقت اعتراف کردند.به گزارش فارس، اعضاي اين باند از ابتداي سال 82 فعاليت خود را شروع کردند تا اينکه بالاخره چند روز پيش در جريان تحقيقات به دام افتادند.بازپرس قندي زاده رئيس شعبه هشتم دادسراي ناحيه 27 تهران در خصوص اين پرونده گفت؛ ماموران ابتدا به يک موتورسوار مظنون شدند و وي را دستگير کردند.اين فرد در بازجويي ها به ارتکاب 20 فقره سرقت و کيف قاپي اعتراف کرد اما با گذشت زمان مشخص شد وي يکي از اعضاي باند بزرگ کيف قاپي است.وي ادامه داد؛ متهم سرانجام همدستان خود را معرفي کرد و با يک عمليات گسترده پليسي ماموران موفق شدند 9 نفر از اعضاي اين گروه را دستگير کنند.

قندي زاده افزود؛ هشت مرد و يک زن در اين باند دست به سرقت و کيف قاپي مي زدند و به خاطر تعويض نفرات خود در گروه هاي شرکت کننده در سرقت تا زمان دستگيري از سوي پليس شناسايي نشده بودند.قندي زاده گفت؛ از محل اختفاي اين افراد 11 کيلوگرم مواد مخدر نيز کشف و ضبط شد و اين افراد در بازجويي مدعي شده اند در کنار سرقت و کيف قاپي خريد و فروش مواد مخدر نيز انجام مي دادند.وي ادامه داد؛ اين افراد تاکنون به ارتکاب 500 فقره کيف قاپي اعتراف کرده اند اما هنوز خريداران مال مسروقه را معرفي نکرده اند.


سرقت براي پرداخت قبض تلفن همراه
دختر جوان براي پرداخت قبض تلفن همراهش پسر مورد علاقه خود را وادار به سرقت کرد.هفته گذشته مرد ميانسالي با مراجعه به دادسراي ناحيه2 تهران شکايتي را مبني بر سرقت از منزلش مطرح کرد و گفت؛ وقتي در خانه نبوديم پنج ميليون تومان وجه نقد از منزل مان به سرقت رفته و سارق بدون شکستن «در» وارد منزل مان شده است.ماموران پليس با بررسي اظهارات شاکي به اعضاي خانواده مشکوک شدند و در بازجويي ها دختر خانواده به نام «مينا» ادعا کرد کليد خانه را چند روز قبل از سرقت گم کرده است. در ادامه تحقيقات نقشه عجيب اين دختر براي سرقت از منزل شان فاش شد و مينا گفت به خاطر تماس هاي تلفني با پسر مورد علاقه ام به نام پيمان، هزينه مکالمه تلفن همراهم زياد بود و از ترس پدرم تصميم گرفتم مخفيانه اين مبلغ را تهيه کنم و به همين خاطر نقشه سرقت از خانه مان را طراحي کردم و براي اجراي آن از پيمان خواستم شبي که براي ميهماني در منزل نيستيم، با کليدي که در اختيارش قرار دادم به اندازه قبض تلفن همراهم از پول هاي پدرم سرقت کند اما او تمام پول هاي موجود را سرقت کرد. بعد از اظهارات اين دختر پيمان دستگير شد و به جرمش اعتراف کرد.


دزد قديمي بار ديگر به زندان افتاد
سارق حرفه يي که يک سال از آزادي اش از زندان مي گذشت بار ديگر به اتهام 35 فقره سرقت از منازل روانه زندان شد.ماه گذشته چند پرونده مشابه مبني بر سرقت از منازل در مناطق ولنجک، شميران و سعادت آباد به پليس آگاهي ارجاع شد و کارآگاهان با توجه به شيوه سرقت به يک دزد حرفه يي به نام «احمد» که يک سال قبل از زندان آزاد شده بود، مظنون شدند.احمد که يکي از قديمي ترين سارقان منازل تهران است، دستگير شد. وي در بازجويي ها ابتدا سرقت هاي جديد را انکار اما سرانجام به 35 فقره سرقت از منازل تهران در يک سال اخير اعتراف کرد.

اين سارق حرفه يي بين ساعات 10 تا 14 وارد آپارتمان ها مي شد و در اين فرصت که اغلب افراد خارج از منزل بودند به سرقت اشياي قيمتي و وجوه نقد منازل مي پرداخت. اين متهم اکنون با صدور قرار قانوني بار ديگر روانه زندان شده است.


سرقت از افراد تحت پوشش کميته امداد
سارقان حرفه يي با طرح نقشه يي زيرکانه افراد تحت پوشش کميته امداد را فريب مي دادند و از آنها اخاذي مي کردند. سرهنگ احمدي سرپرست پليس آگاهي استان مرکزي در اين باره توضيح داد؛ مدتي قبل گزارش هايي به پليس آگاهي استان مرکزي رسيد که از وقوع چند سرقت مشابه توسط فردي با عنوان بازرس کميته امداد حکايت داشت. اين شکايت ها کارآگاهان را بر آن داشت با توجه به اهميت موضوع براي شناسايي و دستگيري سارق اقدام کنند.شگرد سارق به اين صورت بود که هنگام اخذ حقوق مستمري بگيران با سوءاستفاده از بيسوادي آنان در خارج از بانک خود را به عنوان بازرس اين سازمان معرفي مي کرد و با اعلام اينکه حقوق آنها افزايش يافته و چرا بانک به آنان وجه کمتري پرداخت کرده است طعمه هايش را سوار خودرو خود مي کرد و با تماس ساختگي با رئيس بانک و جويا شدن موضوع و جلب اطمينان سوژه هاي خود دقايقي بعد آنها را براي تهيه کپي از دفترچه حساب بانکي از خودرو اش پياده مي کرد و با پول هاي آنان مي گريخت.سرهنگ احمدي ادامه داد؛ با توجه به اينکه اين گونه سرقت ها توسط مجرمان حرفه يي به انجام مي رسد کارآگاهان پليس با انجام عمليات چهره نگاري براي شناسايي در نهايت پس از چند روز تلاش گسترده موفق به شناسايي اين سارق شدند و با آشکار شدن هويت متهم و با انجام کارهاي اطلاعاتي وي را به دام انداختند. متهم در بازجويي ها به ده ها فقره سرقت با اين شيوه اعتراف کرد و روانه زندان شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام