بنفشه پورناجي
b.pournaji@yahoo.com

با وجود پيشرفت روزافزون علم پزشکي، چندي است که پزشکي مدرن با شاخص هاي تعريف شده اش که مبتني بر داروهاي شيميايي است، ديگر پاسخگوي کامل انسان هاي امروزي نبوده و تسليم دوره جديدي از پزشکي پست مدرن شده است. در اين دوره داروهاي گياهي اهميت زيادي يافته اند. اگر مباحثي همچون طب سوزني، حجامت، زالودرماني، رايحه درماني، ماساژدرماني و... را بر مجموعه طب سنتي بيفزاييم، خواهيم ديد که دامنه آن تا چه حد گسترده است. برپايي «کنگره بين المللي طب سنتي و مکمل» که چندي پيش در شهر ساري برپا شد، فرصت مناسبي را فراهم آورد تا بيشتر با اين رشته از طب آشنا شويم.
---
طب سوزني طي هزاران سال توانسته بسياري از بيماري ها را بدون مصرف دارو درمان کند. اين طب معيارهاي علمي بسيار دقيقي در زمينه تشخيص، پيشگيري و درمان بيماري ها ارائه مي دهد. به ويژه در زمينه جراحي بدون بيهوشي. طي مقاله يي که در کنگره بين المللي طب سنتي و مکمل از سوي دکتر «نادعلي اسماعيلي» داراي دکتراي طب سوزني از چين عنوان شد، آمده است؛ پايه طب سنتي چين بر اين اساس استوار است که جدا از سيستم هاي عصبي، لنفاوي و جريان خون سيستم ديگري در بدن به صورت مجموعه يي بيوالکتريکي به نام «مريدين »ها وجود دارد. «مريدين» ها که 14 مسير را تشکيل مي دهند، تامين کننده اصلي انرژي هاي سلولي در بدن هستند که در بدن شخص به صورت سيکل منظم گردش مي کنند و حدوداً هزار نقطه روي آن کشف شده است. اين طب مجموعه يي از روش هاي درماني را تشکيل مي دهد از جمله گياه درماني، طب سوزني، «موکسادرماني» و... که هدف هر يک از روش هاي درماني تنظيم و متعادل کردن انرژي «مريدين»ها در بدن است. در تشخيص بيماري ها به دليل پايين بودن مقاومت جريان الکتريکي در «مريدين»هاي طب سوزني، مي توان مسيرها و نقاط طب سوزني را با دستگاه هاي خاص رديابي يا مقدار انرژي آن را اندازه گيري کرد. در واقع با بررسي مقدار انرژي روي نقاط مي توان پي به سلامت يا بيماري يک عضو برد. در طب سوزني فرو کردن سوزن برحسب بيماري در يک يا چند نقطه، باعث تعادل انرژي «مريدين»ها در بدن شده که در نهايت موجب سلامت شخص مي شود. با سوزن گذاري روي نقاط خاص مي توان بيماري هاي مختلف را درمان کرد. براي مثال سردردها را مي توان با سوزن گذاري روي انگشتان دست يا پا درمان کرد. به طور کلي طب سوزني نتايج بسيار موفقيت آميزي در درمان بسياري از بيماري ها از جمله ميگرن، سينوزيت، آرتروز، بيماري هاي اعصاب و روان، گوارشي، تنفسي، فلج اندام ها، ترک اعتياد و... داشته است. از نظر فيزيولوژي، سوزن گذاري روي نقاط بدن باعث افزايش توليد «سروتونين» و نيز ترشح «اندورفين» (مرفين طبيعي) در بدن مي شود و نيز با تقويت سيستم ايمني در بدن بسياري از بيماري ها را درمان مي کند.
نقش طب سوزني در درمان اعتياد
در مقاله ديگري از دکتر «اسماعيلي» در مورد نقش طب سوزني در درمان اعتياد آمده است؛ هر «مريدين» عضو خاصي از بدن را تحت تاثير قرار مي دهد. طب سوزني باعث ترشح طبيعي «اندورفين» در مغز انسان و حيوان مي شود. حتي جراحي بدون بيهوشي که به وسيله طب سوزني انجام مي گيرد، براساس ترشح «اندورفين» بوده که با تزريق «نالوکسان» مي توان اثر آن را خنثي کرد. تجويز يا مصرف مواد مخدر سبب کاهش توليد يا افزايش تخريب اندورفين هاي «درون زا» مي شود. به همين جهت با قطع دارو علائم قطع مواد مخدر به دليل کاهش اندورفين در سراسر بدن ظاهر مي شود. بر مبناي نظريه قديمي چيني، هر تغيير فيزيولوژي و پاتولوژي در درون بدن انسان را مي توان در برخي از قسمت هاي لاله گوش احساس کرد. در درمان با طب سوزني نقطه يي به نام «ريه» روي لاله گوش وجود دارد که به سلسله اعصاب داخلي مغز ارتباط دارد. سوزن زدن و تحريک آن به وسيله دستگاه «استيموليتور» موجب ترشح اندورفين در مغز و در نتيجه بي علاقگي معتاد نسبت به مواد مخدر مي شود. سوزن گذاري را مي توان با دو سوزن زير جلدي در هر يک از گوش هاي بيمار به عمق 3 تا 5 ميلي متر در نقطه ريه به طرف قاعده صدف و سوراخ خارجي گوش انجام داد. سوزن هاي گوش به دستگاه استيموليتور طب سوزني وصل مي شود. ولتاژ متداول بين 5/1 تا 9 ولت است. معمولاً بيماران افسرده به فرکانس هاي بالاتر و بيماران عصبي به فرکانس هاي پايين تر بهتر پاسخ مي دهند. به طور معمول بيماران براي مدت 30 تا 40 دقيقه در 2 يا 3 جلسه در روز و به مدت 3 تا 5 روز تحت درمان قرار مي گيرند. تاثير درمان پس از 10 تا 15 دقيقه به صورت کاهش علائم ترک مشخص مي شود. پس از اتمام درمان اوليه، ضروري است معتادان به صورت ماهانه سه روز و به مدت 6 تا 9 ماه به منظور درمان يادآوري تحت مداوا قرار گيرند. در مجموع ترک اعتياد به کمک طب سوزني مزايايي همچون بي نيازي از دارو، وابسته نشدن به درمان، نداشتن عوارض سوء، نبود درد و خونريزي، بي ميلي و نداشتن هوس به مواد مخدر، افزايش حس اعتماد به نفس در معتادان و اشتياق به ادامه درمان را به دنبال دارد.
موسيقي درماني در بيماران مبتلا به سرطان
با وجود گذشت چندين دهه از شناسايي بيماري سرطان، هنوز درماني قطعي براي آن يافت نشده است. استفاده از درمان هاي مکمل و جايگزين در کنار ساير درمان ها در بيماران مبتلا به سرطان رواج گسترده يي يافته است. موسيقي درماني يکي از شيوه هاي مکمل درمان سرطان به شمار مي رود. موسيقي باعث احساس آرامش و خوشي، افزايش کيفيت زندگي، افزايش قدرت سيستم ايمني بدن، افزايش انرژي و روحيه، کاهش استفاده از دارو و استرس و نيز علائم بيماري و درد در اين بيماران مي شود.
تحقيقات نشان مي دهد مواردي از قبيل سن، جنس، طول مدت ابتلا، نوع بافت درگير و فرهنگ در استفاده از موسيقي درماني تاثير بسزايي داشته است. هدف بيماران در استفاده از اين درمان ها، افزايش کيفيت زندگي و احساس خوب بودن، افزايش طول عمر، قدرت سيستم ايمني، کاهش پيشرفت بيماري و اضطراب عنوان شده است. نتايج يک پژوهش انجام شده در مورد کاربرد «موسيقي درماني در بيماران مبتلا به سرطان» نشان داد استفاده از موسيقي درماني در اين بيماران از 43 تا 75 درصد متغير بوده و باعث احساس بهبود در اين بيماران شده است. براساس اين پژوهش تنها در 7 تا 13 درصد افراد، موسيقي درماني تاثيري نداشته است. براساس پژوهش فوق با توجه به مشکلات زياد بيماران سرطاني، موسيقي درماني مي تواند به عنوان يک راه درماني مکمل در درمان اين بيماران استفاده شود. اعضاي تيم مراقبت بهداشتي بايد به اين موضوع آگاهي داشته باشند و اطلاعات مناسب را در اين زمينه به دست آورده و در ارزيابي و مداخلات خود به کار گيرند.
بررسي تاثير موسيقي بر اضطراب بيماران بستري
اضطراب از عوامل مهم خطرزا براي انسان شناخته شده است. اکثر بيماري هاي قلبي که منجر به بستري شدن فرد در بخش مراقبت هاي ويژه قلبي مي شود، اضطراب آور بوده و اين اضطراب نيز مي تواند باعث تاخير در روند بهبود بيمار شود. بر اين اساس پژوهش حاضر با هدف تعيين تاثير موسيقي بر اضطراب بيماران بستري در بخش مراقبت هاي ويژه قلبي بيمارستان شهيد بهشتي شهر تفت (يزد) صورت گرفته است. نوع مطالعه کارآزمايي باليني و نمونه ها شامل 40 بيمار بستري در سي سي يو بوده که به صورت تصادفي به دو گروه «مورد» و «شاهد» تقسيم شده اند. براي گروه «مورد» پس از طي مراحل حاد بيماري و بعد از سنجش اضطراب توسط تست اضطراب «اسپيل برگر» به مدت يک ساعت موسيقي سنتي از طريق هدفون پخش شد. پس از گذشت 24 ساعت مجدداً اضطراب آنان از طريق تست مذکور سنجيده شد. نتايج يافته ها بيانگر اين امر بود که با توجه به آثار سوء اضطراب بر روند بهبود بيماران، مي توان با استفاده از موسيقي در بخش هاي مراقبت ويژه قلبي به ويژه پس از تثبيت نسبي وضعيت بيمار در کاهش اضطراب اين بيماران گام موثري برداشت.
اهداي خون، جايگزيني مناسب براي حجامت
حجامت يک روش درماني پيچيده است که براساس قديمي ترين سند (اوراق پاپيروس) از 2200 سال قبل از ميلاد مسيح در مقدونيه انجام مي شده که بعدها به يونان رخنه کرده است. «بقراط» و «جالينوس» به روش هاي مختلف حجامت اشاره کرده اند. اين روش مورد تاييد دين اسلام نيز قرار گرفته است. حجامت در طب سنتي يک رکن درماني محسوب مي شود. فوايد حجامت در علم پزشکي امروز و در درمان بيماري هاي مختلف پوستي، سردردهاي عصبي و ميگرني، پيسوريازيس، دردهاي عضلاني و برخي از بيماري هاي عفوني و هورموني مورد تاييد است. در يک مقاله ارائه شده به کنگره طب سنتي آمده است؛ با وجود فوايد حجامت، اين روش واجد محدوديت هايي در درمان است تا جايي که در مواردي هم بايد از آن اجتناب کرد. به نظر مي رسد انتقال خون روشي سهل و جايگزيني مناسب و با عوارض جانبي کمتري به جاي حجامت باشد. حجامت يک روش موثر در کاهش کلسترول LDL و نسبت LDL/HDL است و بنابراين مي تواند در پيشگيري از بروز آترواسکلروز و به خصوص بيماري هاي کرونري قلبي موثر باشد. موارد منع حجامت عبارت است از؛ در زنان باردار تا پايان ماه چهارم و نيز در ايام قاعدگي، همچنين در بيماران هموفيلي و داراي مشکلات انعقادي مانند کاهش پلاکت، در روش هاي غيربهداشتي حجامت احتمال عفونت موضعي افزايش مي يابد و عارضه باقي مانده در پوست به وسيله حجامت ترميم نمي يابد. نتيجه کلي اينکه فوايد حجامت در زمان هاي قديم با شرايط و امکانات آن دوره مورد تاييد و موثر بوده است، ولي هم اکنون اين کار به صورت اهداي خون و براساس مستندات علمي، فني، بهداشتي، سريع، بدون زخم، بدون ترس، بدون عفونت، منطبق با معيارهاي بدن در اندازه کافي با بصيرت و کنترل کامل صورت مي پذيرد.
آثار زالودرماني
جانورشناسان تاکنون 650 نوع زالو را شناسايي کرده اند که 50 نوع آن از خون پستانداران تغذيه مي کنند. برخي از انواع زالو فوق العاده خطرناک و بيماري زا است. اما گونه هاي متعددي از زالوها وجود دارند که آثار درماني جالب توجهي دارند که از آن دسته مي توان به گونه هاي مختلف جنس «هيرودو» اشاره کرد. ماده ضدانعقادي که در بزاق زالو به نام «هيرودين» موجود است، موجب رقيق شدن خون، باز شدن عروق بسته و افزايش خون رساني موضعي مي شود. طبق يافته هاي علمي دانشمندان، حداقل يکصد نوع ماده ويژه با آثار درماني گوناگون توسط زالو ترشح مي شود که امروزه بسياري از اين مواد و آثار درماني آنها به طور کامل شناخته شده است. در مقاله يي که در کنگره فوق توسط «حميد حمزه زاده» از سوي پژوهشکده فناوري هاي نوين علوم پزشکي جهاد دانشگاهي- ابن سينا ارائه شد، آمده است؛ در طب سنتي ايرانيان کاربرد زالو بسيار وسيع بوده و در بيماري هاي خوني و عفوني، فشار خون، سکته قلبي، بيماري هاي چشمي، پوستي، واريس، بواسير، آبسه هاي چرکي و... مورد استفاده قرار مي گرفته است. در طب عاميانه (افواهي) مردم ايران نيز زالو همانند حجامت به عنوان يک رفتار درماني و پيشگيري پذيرفته و شناخته شده است. حکيم جرجاني در کتاب سوم ذخيره خوارزمشاهي اشاره يي به نحوه استعمال زالو و جايگاه درماني آن کرده و منفعت زالواندازي را بيشتر در بيماري هاي پوستي مي داند. ابن سينا نيز در کتاب قانون در زمينه نحوه استفاده از زالو توضيحاتي را ارائه مي دهد. هم اکنون در تعداد زيادي از کلينيک هاي معتبر اروپا و امريکا از زالو براي رقيق شدن خون پس از آنژيوپلاستي قلب بهره مي گيرند. همچنين از زالو براي پيوندهاي پوستي و پيوند اعضا به منظور تسريع خون رساني موضعي و پيشگيري از انعقاد خون در عروق، واريس، ضايعات پوستي و زيبايي پوست و حتي تقويت سيستم ايمني بدن، استفاده طبي به عمل مي آيد. کشورهايي نظير روسيه و انگلستان از رهاورد صادرات زالو درآمد هنگفتي براي اقتصادشان فراهم کرده اند. در پايان اين مقاله پيشنهاد شده است؛ پژوهش هاي کاربردي و مفصلي از سوي مراکز دانشگاهي و تحقيقاتي کشور در زمينه فوايد و جنبه هاي درمان يا خطرات احتمالي زالواندازي صورت و اطلاعات به دست آمده در اختيار علاقه مندان و پزشکان قرار گيرد. به منظور قطع هرگونه سوءاستفاده احتمالي و پيشگيري از انتقال بيماري هاي واگيردار نظير هپاتيت و ايدز، مراکز تخصصي تاييد شده و داراي مجوز از سوي وزارت بهداشت به امر زالودرماني اختصاص يافته به عموم معرفي شود. همچنين وزارت بهداشت با همکاري وزارت جهاد کشاورزي، اقدام به تکثير و توزيع زالوهاي مرغوب يک بار مصرف کرده، حتي در امر صادرات آن نيز سرمايه گذاري کند.
آرماتراپي و پرستاري
امروزه به دنبال مطرح شدن مجدد درمان طبيعي و گياه درماني، استفاده از اسانس هاي معطر گياهي نيز بسيار رواج يافته است. آروماتراپي شاخه نسبتاً جديدي از طب گياهي است که در آن درمان بيماري ها به کمک اسانس هاي معطر صورت مي گيرد. به طوري که امروزه در سراسر جهان طرفداران زيادي را به خود اختصاص داده است. اين روش درماني در مقايسه با ساير درمان هاي مکمل در بين پرستاران از رشد سريع تري برخوردار بوده و حدود بيست سال است که توسط پرستاران مورد استفاده قرار مي گيرد. به طور کلي رايحه درماني يعني استفاده از روغن هاي ضروري يا آروماي استخراج شده از گياهان براي اهداف درماني است. امروزه آروماتراپي تقريباً از دويست روغن مختلف به تنهايي يا به صورت ترکيبي استفاده مي کنند. اين روغن ها معمولاً در درمان استرس و دردها، تقويت بدن و ارتقاي سلامتي موثر است.
عسل و زنبوردرماني
عسل ماده غذايي بسيار غني و انرژي بخش است که از قندهاي ساده يا مونوساکاريدها ساخته شده و به سرعت جذب مي شود. علاوه بر اثر کالري زايي، عسل داراي ويتامين هاي متعددي از قبيل «تيامين»، «ريبوفلاوين»، «اسيد نيکوتينک»، «اسيد اسکوربيک»، «پيريدوکسين» و ويتامين K است. عسل اثر ضدباکتريايي هم دارد وآن را در درمان ناراحتي هاي پوستي از قبيل زخم ها و سوختگي ها، بيماري هاي دستگاه تنفسي و عفونت هاي ناحيه حلق هم به کار مي برند. خاصيت ضدباکتريايي آن موجب اثربخشي عسل مي شود. همچنين خاصيت ضدالتهابي آن نيز مشاهده شده است. عسل به عنوان يک ماده ادرارآور در درمان ناراحتي هاي کليوي نيز سودمند است. عسل به واسطه وجود آنزيم ها و املاح معدني خود در کاهش و حتي درمان التهاب گلو و سرفه هاي مزمن بسيار مفيد گزارش شده است. به گفته «بقراط حکيم» شربت عسل براي از بين بردن سرفه و خلط سينه مسلول مفيد است. عسل به علت ترکيبات قندي به خصوص وجود گلوکز زياد تاثير بسيار مهمي روي عضلات قلبي، تحريک و تقويت آن دارد. باعث گشاد شدن رگ ها شده و فشارخون را تنظيم و از سکته قلبي جلوگيري مي کند. به واسطه وجود دياستاز(آنزيم ها) باعث هضم چربي هاي اطراف قلب مي شود. عسل به علت دارا بودن اسيد فرميک دردهاي روده را به خوبي تسکين داده، همچنين به جهت وجود اسانس هاي فرار (عطر گياهان مختلف) نارسايي هاي ناگوار روده را برطرف مي کند. مصرف روزانه عسل به طبيعي بودن خواب کمک مي کند. سردرد را کاهش داده و حالت ناتواني و عصبي را در افرادي که تعادل عصبي ندارند، کاهش مي دهد. عسل روند فيزيولوژيک پيري را کند ساخته و از ضعف زودرس اعمال حياتي جلوگيري مي کند. استفاده از عسل به عنوان مرهم در درمان سوختگي ها از ديرباز رايج بوده و در طب سنتي نيز به آن اشاره شده است. در ترميم بافتي و جلوگيري از افزايش عفونت از طريق استعمال خارجي بسيار مفيد است. عسل به واسطه آنزيم «کاتالاز» ترميم پوست را سرعت بخشيده، از شدت درد مي کاهد و از تاول زدن جلوگيري مي کند. عسل به علت خواص جذب آني که دارد، ترشحات پوستي را جذب مي کند و به بافت هاي پوششي غذا رسانده و باعث شادابي آن مي شود. همچنين باعث افزايش هموگلوبين خون مي شود. در درمان شب ادراري اطفال بسيار مفيد بوده، باعث جذب آب و کاهش ميزان کلسيم خون مي شود. به مادراني که در آستانه زايمان هستند، بايد عسل داده شود چرا که زايمان را آسان و باعث افزايش شير مادر مي شود. مغز استخوان را محکم مي کند و نوزاد قوي متولد مي شود.
کاهش غيردارويي درد زايمان
حاملگي و زايمان منحصر به فردترين پديده اضطراب زا براي زنان است و داراي آثار زيانبار بر مادر، جنين و خانواده است. از بين روش هاي غيردارويي، ماساژ با تاثير بر سيستم عصبي و آزادسازي «اپوئيد»هاي داخلي مي تواند بر اضطراب تاثيرگذار باشد. نتايج يک پژوهش نشان مي دهد ماساژ چرخشي مفصل ران شدت اضطراب مرحله اول زايمان را کاهش داده، مي تواند به عنوان يک روش غيردارويي آسان و غيرتهاجمي در کاهش اضطراب مادران باردار و ارتقاي سلامت آنان مورد استفاده قرار گيرد. پژوهش ها در کشورهاي مختلف نشان مي دهد بسياري از روش هاي غيردارويي تسکين دهنده درد مي تواند در کاهش درد زايمان موثر باشد. از جمله اين روش ها مي توان به ماساژ پشت و شکم، تکنيک هاي شل سازي عضلاني، تکنيک هاي تنفسي، تحريک پوست و زايمان در آب اشاره کرد. به اينها بايد نقش حضور فرد مورد علاقه و منتخب توسط بيمار را نيز اضافه کرد. اين فرد مي تواند در تمام مراحل زايمان با بيمار همراه بوده و در حد امکان در روندهاي درماني به ويژه تسکيني و حمايتي تشريک مساعي کند. نتايج مطالعات نشان داده است وجود يک همراه نزديک بيمار مي تواند آثار رواني مثبتي را به همراه داشته باشد. از آنجا که کاهش درد زايمان همواره از مباحث اصلي و مهم در علم زنان و مامايي به شمار مي رود و با توجه به تمايل زنان به روش هاي غيردارويي تسکين درد و نيز تاثير اين روش ها در کاهش درد زايمان، برنامه ريزي براي عملي کردن اين روش ها که تاکنون اغلب در قالب تئوري و تحقيق مانده اند، مي تواند در ارتقاي سلامت زنان موثر باشد. از طرف ديگر با توجه به اينکه در اغلب بخش هاي زايماني کشور ما ورود و حضور همراه اکيداً ممنوع است، مساعد کردن شرايط براي حضور فرد مورد علاقه بيمار مي تواند در بهتر و آسان تر شدن سير زايمان کمک کننده باشد.
اثر چاي بابونه در تسکين دردهاي قاعدگي
قاعدگي دردناک يکي از شايع ترين اختلالات در ميان زنان است، به طوري که حدود 50 درصد زنان به آن مبتلا مي شوند. يافته هاي يک پژوهش انجام شده نشان داد که در گروه مداخله درد قاعدگي، زجر، ميزان نگراني و مشکلات رواني- اجتماعي به طور معني داري در مقايسه با گروه کنترل کاهش يافته است. پژوهشگران اين تحقيق پيشنهاد مي کنند نوشيدن چاي بابونه به منظور تسکين درد قاعدگي و مشکلات رواني- اجتماعي آن موثر است.