گلاويژ نادري
آيا از نظر دست اندرکاران تاثيرگذار سينماي ايران اين سينما دچار مشکل ابتذال و سخافت است؟ اگر آري، چرا و اگر نه، چگونه مي توان از فيلم هاي روي پرده همين اکران کنوني دفاع و آنها را از دايره شمول ابتذال خارج کرد؟ مهدي کرم پور به عنوان رئيس شوراي صنفي نمايش دليل ابتذال موجود را به سليقه مردم نسبت مي دهد. عليرضا داودنژاد که اين سال ها «هوو» قابل دفاع ترين فيلمش بوده و «هشت پا» و «تيغ زن» را ساخته، معتقد است عده يي وطن فروش ابتذال و دروغ را رواج مي دهند. عبدالله اسفندياري نخستين مديري که هدف «نظارت» در سينماي ايران را «حذف ابتذال» خوانده بود، ميزان ابتذال اين سينما را کمتر از مثلاً سينماي امريکا مي داند و تنها محمدمهدي دادگو تهيه کننده فيلم هايي چون «حاجي واشنگتن» علي حاتمي و «ترديد» واروژ کريم مسيحي به تمامي مي پذيرد که ابتذال وجود دارد و بايد از آن گريخت.
---
مهدي کرم پور؛
ابتذال سينما از جامعه نشات مي گيرد
.jpg)
سينماي ايران آينه تمام قد جامعه است. هر چقدر جامعه ايراني مبتذل مي شود به همان ميزان فيلم ها مبتذل تر مي شود. اگر اين فرض درست باشد که سينماي ايران رو به مبتذل شدن حرکت مي کند اين حرکت نشات گرفته از جامعه است و چيزي فراتر از آن در سينما نخواهيد ديد چون تمامي سينماگران در همين جامعه زندگي مي کنند. اگر برآيند و خروجي اين سينما مبتذل است بايد ريشه آن را در جامعه جست وجو کرد.
اگر فيلم هاي امروز سينماي ايران نسبت به يکي دو دهه اخير بسيار سطحي تر شده اين موضوع نشانگر يک رفتار اجتماعي است که نمود هنري پيدا کرده است. هر يک از اين فيلم هاي سينمايي بخشي از مخاطبان را پوشش مي دهد و توليدات براساس سطح توقع تماشاگران و عرضه و تقاضا شکل مي گيرد. وقتي مخاطب فيلمي را بيشتر طلب مي کند بعضي تهيه کنندگان براي پاسخ دادن به نياز او فيلم مي سازند. زماني که مخاطب فيلم هاي خاص و هنري کم است قطعاً فيلم هاي کمتري از اين نوع سينما ساخته مي شود و فيلم هاي سطحي تر جاي آنها را مي گيرد. سينما هم صنعت است و هم تجارت و علاوه بر اينها مسووليت سرگرم کردن مخاطبان را هم بر دوش مي کشد. بنابراين فيلمي که آنان مي خواهند در سينما ساخته مي شود.
عليرضا داودنژاد؛
ابتذال حاصل ضرب باندبازي، سانسور و تقليد است
.jpg)
به کار بردن کلمه ابتذال در سينماي ايران را نوعي کج فهمي يا واژگون نمايي مي دانم. در اين باره سوءتعابير زيادي وجود دارد که پيرامون آن زياد گفته ام. ابتذال يک جور آسيب سياسي است. وقتي سانسور به فيلمساز اجازه نمي دهد فيلمي شبيه زندگي ايراني بسازد، فيلم او شبيه فيلم هاي خارجي مي شود و به نوعي کپي برداري و تقليد تبديل خواهد شد که ذوق، سليقه، ابتکار و خلاقيت در آن وجود ندارد و اثري سخيف، بي روح، تصنعي و جعلي مي شود. زماني که دانش و دانايي سينمايي هم در فيلمي نباشد آن فيلم اثري جعلي و کليشه يي است.
ابتذال حاصل ضرب باندبازي، سانسور و تسلط فيلم خارجي بر سينماي داخلي است.
تمامي اينها منجر به توليد فيلم هاي فاقد ذوق و سليقه و غيراستاندارد مي شود. سينما مي تواند فضاي فرهنگي داخل کشور را در اختيار توليدکننده داخلي قرار دهد اما وجود ماهواره و بازار سياه فيلم خارجي، سانسور اين فضا را از دست سينماگر داخلي خارج مي کند. تعدادي وطن فروش و جاسوس هم در حوزه فرهنگ هستند که ابتذال، دروغگويي و وطن فروشي را دامن مي زنند و اجازه فعاليت به ديگران نمي دهند. اگر اين افراد نتوانند در سينما اخلال ايجاد کنند سينماگر ايراني مي تواند به راحتي فعاليت کند و نتيجه بهتري عايد سينما خواهد شد.
عبدالله اسفندياري؛
بد دفاع کردن از ارزش ها باعث ابتذال مي شود

ابتذال يعني پيش پاافتاده شدن، زياد مصرف کردن چيزي به حدي که از ارزش آن کاسته شود. فيلم هايي که برخي مسائل ارزشي را بيش از حد تکرار مي کنند باعث کم شدن اهميت اين موضوعات مي شوند و تماشاگر در بعضي موارد به جاي اينکه تحت تاثير ارزش ها قرار گيرد در اثر تکرار زياد آن را پس مي زند و مي خندد.
سينماي ايران در مقايسه با سينماي جهان از ابتذال به دور است. در امريکا سالانه 700 تا 800 فيلم ساخته مي شود که ما تنها 20 تا 30 فيلم برگزيده آن را مي بينيم و انبوه فيلم هاي پيش پاافتاده آن سينما به دست ما نمي رسد.
با تمام محدوديت هايي که در سينماي مظلوم ايران وجود دارد و با کمبود امکانات زيرساختي، گاهي اوقات سينماگران ناچار مي شوند براي اينکه سود بيشتري به دست بياورند به سمت ابتذال بروند. کمبود سالن هاي سينمايي و رقابت براي گرفتن نوبت اکران باعث مي شود بعضي به ارزان ترين و دم دستي ترين شکل فيلم بسازند و آن را روانه اکران عمومي کنند تا هزينه بالا و گران توليد را با بازگشت حداقل سرمايه جبران کنند. گاهي اوقات مبتذلاتي هستند که از تلويزيون به سينما سرايت پيدا مي کنند و مختص سينما نيستند و سينماگر از عناصر و مصداق هاي ابتذال تلويزيوني در سينما استفاده مي کند.
ابتذال بيشتر اوقات ظاهر زيبايي دارد اما فاقد باطن و تاثيرگذاري است. از سوي ديگر اگر ارزش ها هم با ظاهري بد و زشت به نمايش گذاشته شوند، فاقد تاثير خواهند بود.
مصداق بارز اين مساله همان مثل معروفي است که درباره خواندن قرآن با انکرالاصوات گفته مي شود و شنونده ها به فردي که به اين شکل قرآن مي خواند، گفتند نخوان تا ارج مسلماني را از بين نبري. يعني بد دفاع کردن از ارزش ها به ضدتبليغ آنان تبديل مي شود.
در بسياري از فيلم ها به دليل بد دفاع کردن از ارزش هاي انقلاب و اسلام مي توان مصداق ابتذال را مشاهده کرد و سراغ گرفت.
با تمامي اينها سينماي ايران در عين مظلوميت و محدوديت بودجه و امکانات به حيات خود ادامه مي دهد و در بسياري موارد جزء تاثيرگذارترين سينماها در ميان ديگر کشورها است.
محمدمهدي دادگو؛
کمدي جاي خود را به لودگي داده است

اصطلاحاتي نظير سينماي ملي، معناگرا، فاخر و سينماي مبتذل عناويني هستند که ظاهراً همه درباره آن اتفاق نظر دارند اما زماني که به شکل مفهومي پيرامون اين موضوع بحث درمي گيرد، متوجه مي شويم چقدر افتراق نظر درباره اين مصاديق وجود دارد. ابتذال در سينما هم نمونه يکي از همين مصداق ها است. شرايط سخت اقتصادي در سينما باعث شده بقاي اقتصادي نسبت به ارتقاي فرهنگي آثار در اولويت توليدکنندگان قرار گيرد و نقطه سفارش موضوعي سينماي ايران از بخش انديشه به گيشه تنزل پيدا کند.
نقطه سفارش آثار سينمايي به رابطه ميان سليقه تماشاگر، سينما دار و توليدکننده برمي گردد و در شرايط حاضر سينماگري که مي تواند در ارتقاي بصري تماشاگر و ساخت آثار فرهنگي موثر باشد، تسليم نقطه سفارش شده و به سمت سهل پذيري و راحت الحلقوم سازي رفته است. حتي طنز و کمدي جاي خود را به لودگي داده و پيش پاافتاده ترين فيلم ها در اين زمينه ساخته مي شود.
براي بررسي علل و چرايي به وجود آمدن اين وضعيت نمي توان تنها به يک يا دو فيلم اکتفا کرد و بايد با بررسي همه جانبه شرايطي را به وجود آورد که سينما از اين تنگنا خارج شود. سينماي ايران به دليل وضعيت اقتصادي دچار اين عارضه شده و براي ادامه حيات ناگزير است چنين عمل کند. اين عارضه و گرفتاري بيشتر سينماي فرهنگي را منزوي کرده و سليقه تماشاگر را تنزل داده است. تا وضعيت بدتر از اين نشده بايد دست به کار شد چرا که با ادامه اين شرايط سينماي ايران به سمت قهقرا خواهد رفت. بايد هشدار داد و چاره يي انديشيد تا اين عارضه بيشتر از اين سينماي ايران را دچار خود نکند.