سه شنبه، 3 دي 1387 - شماره 1850
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
جزييات تازه از جنايت هاي باند شکار پسران نوجوان
اعضاي اين باند 10 نفري، 80 پسر نوجوان دهدشتي را مورد آزار قرار داده اند
جزييات تازه يي از جنايت هاي اعضاي يک باند مخوف که 80 نوجوان دهدشتي را مورد آزار جنسي قرار داده اند فاش شد. به گزارش خبرگزاري مهر اعضاي اين باند 10 نفري که از چند سال قبل جنايات خود را شروع کرده بودند زير نظر مجرم سابقه داري به نام «م الف» که صاحب يک کلوپ بازي هاي رايانه يي به نام «م آتاري» بود به شکار پسران نوجوان مي پرداختند و اغلب طعمه هاي خود را از ميان نوجوانان متمول انتخاب مي کردند. رئيس باند ملقب به «م آتاري» و همدستانش پس از کشاندن پسران نوجوان به نقاط خلوت خارج از شهر آنان را مورد آزار جنسي قرار مي دادند و با تهيه فيلم و عکس از آنها اخاذي مي کردند. متهمان همچنين از فيلم هاي تهيه شده به عنوان وسيله يي براي وادار کردن قربانيان به سکوت بهره مي بردند و طعمه هاي خود را وادار مي کردند پسران ديگر را به تله بکشانند.اعضاي اين گروه که متشکل از افرادي سابقه دار است سابقه چندين مورد درگيري و نزاع در پرونده هاي خود دارند به گونه يي که «م آتاري» علاوه بر اين کار به خلاف هاي ديگري مانند زورگيري و مزاحمت براي شهروندان نيز مشغول بود و اکنون به جرم ضرب و جرح چندين پرونده کيفري در دادگاه شهرستان دهدشت دارد.بنا بر اخبار موجود «م آتاري» در يکي از تلخ ترين حوادث مرتبط با اين پرونده وقتي يکي از قربانيان نتوانست هيچ فردي از دوستان و نزديکانش را براي سوءاستفاده هاي جنسي نزد متهمان ببرد به خاطر تهديدهاي مکرر آنان مجبور مي شد براي ساکت نگه داشتن اعضاي بند برادر سه ساله خود را در اختيار اين افراد قرار دهد.به گفته شاهدان عيني اين فرد و همدستانش نام مستعار «م آتاري» را با رنگ در بسياري از نقاط شهرها و تفريحگاه هاي استان کهکيلويه و بويراحمد مي نوشتند تا قربانيان خود را در هر نقطه يي از استان که هستند به ياد اعمال خود بيندازند.بنا بر اخبار موجود «م آتاري» دو سال پيش نيز تحت تعقيب ماموران پليس بود. او آن زمان هنگام فرار از استان، در جاده اهواز تصادف کرد و در اثر اين حادثه به کما رفت و به همين دليل نيز براي پرونده اش حکم منع تعقيب صادر شد. با اين حال وي جان سالم به در برد و پس از بازگشت از کما همچنان به جنايات خود ادامه داد.به رغم تهديدهاي اعضاي اين باند سرانجام يکي از قربانيان با در ميان گذاشتن ماجرا با اعضاي خانواده اش آنها را به گرفتن انتقام از «م آتاري» ترغيب کرد و آنان نيز با تعقيب اين مرد او را دستگير کردند و به نقطه يي خارج از شهر بردند و پس از ضرب و جرح او را به ماموران پليس تحويل دادند.پس از اين حادثه ماموران نيروي انتظامي با بازرسي خانه متهم و کشف صدها فيلم و عکس از اذيت و آزار قربانيان و اعمال خلاف عفت انجام شده توسط وي و همدستانش ساير اعضاي باند «م آتاري» را نيز دستگير کردند و در حال حاضر تحقيقات در اين رابطه ادامه دارد.
ديروز در جلسه رسيدگي به يک پرونده جنايي
متهمان به قتل، جنايت را گردن يکديگر انداختند
گروه حوادث؛ مرداني که متهم هستند با همدستي زني شوهر وي را به قتل رسانده و جسدش را سوزانده اند، در جلسه محاکمه هيچ کدام اتهامات خود را نپذيرفتند.به گزارش خبرنگار ما، در جلسه محاکمه اين متهمان، ابتدا محمد شادابي نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و در خصوص کيفرخواست گفت؛ «27 بهمن ماه سال 84 مردي به ماموران پليس اعلام کرد پسر 35ساله اش به نام ايرج از خانه بيرون رفته و برنگشته است. در حالي که تحقيقات براي مشخص شدن سرنوشت ايرج آغاز شده بود، مردي به نام مهدي به پليس مراجعه و اعلام کرد که از سرنوشت اين مرد با خبر است. وي که متهم رديف دوم پرونده است، توضيح داد چطور حسين متهم رديف اول ايرج را به قتل رسانده است. بررسي ها نشان داد حسين در پي رابطه با زهرا همسر مقتول، ايرج را به خارج از خانه کشانده و پس از به قتل رساندن وي با همدستي مهدي و برادرش احسان جسد را به بيابان هاي مامازند برده و در آنجا آتش زده است.» شادابي افزود؛ با توجه به محتويات پرونده براي حسين به عنوان متهم رديف اول و به اتهام مباشرت در قتل ايرج و آتش زدن جسد وي، براي مهدي و احسان به عنوان متهمان رديف دوم و سوم به خاطر آتش زدن جسد مقتول و براي زهرا همسر مقتول به عنوان متهم رديف چهارم به اتهام معاونت در قتل و رابطه نامشروع تقاضاي مجازات دارم.در ادامه جلسه دادگاه حسين متهم رديف اول در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ «اتهام قتل را قبول ندارم، چون مهدي و احسان اين کار را کردند. ماجرا از اين قرار بود که من ميوه فروشي دوره گرد در منطقه مسعوديه بودم و چون در همسايگي خانه زهرا زندگي مي کردم او را مي شناختم. بعد از چندين بار صحبت با او آشنا شدم و زهرا چند بار به خانه من آمد. مهدي هم خدمتي من بود و او هم به خانه ما رفت و آمد داشت و به واسطه من او با خواهر مقتول آîشنا شد و با وي رابطه برقرار کرد. ما چندين بار به اتفاق هم به فرحزاد رفتيم اما بعد از آن ديگر حاضر نشدم به رابطه ام با زهرا ادامه دهم، چون او شوهر داشت. هرچند زهرا به من گفته بود که شوهرش خيلي او را اذيت مي کند و کتک مي زند، اما من تصميم داشتم اين رابطه را پايان دهم.تا اينکه يک روز اين مساله را به زهرا گفتم. وقتي ديد که من در تصميم خودم جدي هستم ديگر اصرار نکرد، اما چند روز بعد، خواهر مقتول با من تماس گرفت و گفت زهرا خودکشي کرده است.» اين متهم ادامه داد؛ چند ساعت بعد خودم را بيمارستان رساندم. خواهر مقتول گفت، چون ايرج زهرا را خيلي اذيت مي کند، تو با او در حد حرف زدن ارتباط داشته باش تا اين طوري آرام بگيرد و خودکشي نکند. به همين خاطر من هم به ارتباطم با اين زن ادامه دادم. مدتي گذشت و يک روز زهرا با من تماس گرفت و در حالي که گريه مي کرد، گفت شوهرش کراک کشيده و در حالي که دوستانش در خانه بودند او را به شدت کتک زده است. زهرا خيلي گله مي کرد و مي گفت ايرج او را تحقير مي کند و قصد دارد از وي انتقام بگيرد. اين زن به من گفت مي خواهد شوهرش را تحويل پليس دهد و از اين طريق او را تنبيه کند. براي انجام اين کار از من کمک خواست ولي من کسي را نمي شناختم. همان روز وقتي مهدي و احسان ماجرا را فهميدند، گفتند فردي را مي شناسند که مي تواند کاري کند ايرج توسط پليس دستگير شود. آنها با چند نفر از دوستان شان صحبت کردند، اما هيچ کس حاضر به همکاري نشد. بعد از اين ماجرا يک روز با من تماس گرفتند و خواستند 40 هزار تومان پول برايشان ببرم، من هم اين کار را کردم. مهدي و احسان به اندازه 40 هزار تومان کراک خريداري کردند تا در جيب ايرج بگذارند و تحويل پليس دهند.متهم در ادامه گفت؛ روز حادثه حدود ساعت هفت بعدازظهر به پيشنهاد مهدي و احسان مقابل خانه ايرج رفتيم. قرار شد زهرا به بهانه يي شوهرش را به خارج از خانه بفرستد و مهدي و احسان کاري کنند که وي دستگير شود. آن روز مهدي ايرج را سوار خودرواش کرد. البته من در ماشين خودم بودم و از اينکه چه اتفاقي در آنجا رخ مي داد خبر نداشتم. بلافاصله آنها حرکت کردند و چند دقيقه بعد مهدي با من تماس گرفت و خواست خودم را به منطقه فلاح برسانم. در آنجا بود که متوجه شدم مهدي، ايرج را به قتل رسانده است. گفتم او را به بيمارستان برسانيم، مهدي و احسان قبول نکردند و جسد را به بيابان برديم و در آنجا احسان جسد را آتش زد.بعد از صحبت هاي حسين و وکيل مدافعش مهدي در برابر قضات قرار گرفت. وي گفت؛ من اتهام معاونت در قتل را قبول ندارم چون هيچ نقشي در کشتن ايرج نداشتم. در خانه حسين با زهرا و سپس خواهرش آشنا شدم و چندين بار با هم بيرون رفتيم. من از ماجراي زندگي زهرا چندان مطلع نبودم تا اينکه يک روز حسين به من گفت يکي از خواهران مقتول او را با زهرا در ماشين ديده و موضوع را به برادرش گفته است اما چون حسين را نمي شناخته نتوانسته دقيق او را معرفي کند. ظاهراً ايرج همسرش زهرا را به همين خاطر تحت فشار قرار داده بود. اين متهم ادامه داد؛ حسين به من گفت مي خواهد در اين باره با ايرج صحبت کند و بگويد فردي که با زهرا رابطه داشته او نيست. روز حادثه مقابل خانه زهرا رفتيم و در تماسي که زهرا و حسين با هم داشتند قرار شد زهرا شوهرش را به بهانه يي به بيرون از خانه بفرستد. لحظاتي بعد ايرج بيرون آمد. او با حسين احوالپرسي کرد. سپس حسين از ايرج خواست سوار ماشين او شود. وقتي حرکت کرديم حسين سر صحبت را باز کرد و گفت آن شخص که با همسرت رابطه دارد من نيستم و من اصلاً زهرا را نمي شناسم. مقتول وقتي نام همسرش را شنيد به شدت عصباني شد و فحاشي کرد و درگيري بين آنها شروع شد. من و حسين در صندلي عقب نشسته بوديم و احسان رانندگي مي کرد و ايرج هم روي صندلي شاگرد بود. او به سمت عقب برگشت و به حسين مشت زد، نمي دانم حسين چاقو را چطور از جيبش بيرون آورد، اما من يکدفعه ديدم يک ضربه به گردن مقتول خورد و بعد از آن دوستم آنقدر به بدن ايرج چاقو زد که ماشين پر از خون شد.مهدي ادامه داد؛ من و برادرم از اتفاقي که افتاده بود خيلي ترسيده بوديم. حسين گفت بايد جسد را از بين ببريم. ما را به سمت بيابان هاي مامازند برد و بعد به بهانه اينکه قصد دارد دستانش را بشويد از من بنزين گرفت و جسد را آتش زد. او قصد داشت از کشور خارج شود به همين خاطر هم دست نوشته يي به ما داد که او قتل را انجام داده و ما هيچ نقشي نداشتيم. اما زماني که من خودم را به پليس تسليم کردم مجبور شد او هم خودش را معرفي کند. بعد از مهدي، برادرش احسان در برابر قضات قرار گرفت و گفته هاي مهدي را تاييد کرد و خودش را بي گناه خواند، سپس هيات قضات ادامه رسيدگي را به شنبه موکول کردند.
درخواست يک مرد ايراني براي نجات از زندان شارجه
اين مرد در امارات يک بار به اعدام و سپس به حبس ابد محکوم شد
گروه حوادث؛ يک مرد ايراني که به حکم دادگاه امارات بايد تا پايان عمرش در زندان بماند، در نامه يي به رئيس جمهوري خواستار پيگيري پرونده خود و تلاش براي نجات وي از شرايط سخت زندان شارجه شد.اين مرد ايراني که ابراهيم نام دارد، پنج سال پيش در دوبي به جرم نگهداري دو گرم ماده مخدر دستگير شد و دادگاه وي را به اعدام محکوم کرد. اعتراض هاي ابراهيم در ابتداي کار راه به جايي نبرد و او به زندان انتقال يافت تا منتظر زمان اجراي حکم بماند. مرد ايراني که مي دانست حسن رفتار در زندان مي تواند مفري براي او باشد، تمام سعي خودش را به کار گرفت تا موافقت مقامات قضايي امارات را براي تخفيف قائل شدن در مجازاتش جلب کند. چندي بعد دادگاه پذيرفت حکم اعدام را لغو کند اما راي جديد نيز نگراني هاي ابراهيم را برطرف نکرد چرا که قاضي پرونده حکم داد اين مرد ايراني بايد تا پايان عمرش در زندان بماند. محکوميت اين مرد به حبس ابد باز هم با اعتراض او مواجه شد اما اين بار ديگر راه چاره يي براي وي وجود نداشت. او که طي پنج سال گذشته در زندان شارجه روزهاي سختي را سپري کرده، تحمل اين شرايط را از دست داده است. به همين خاطر چندي قبل تلاش کرد از مقامات ايران کمک بخواهد. به اين ترتيب بعد از نامه نگاري و پيگيري خانواده ابراهيم، رئيس جمهوري طي نامه يي از سفير ايران در امارات خواست پرونده او را بررسي کند ولي مذاکره آصفي با مقامات شارجه نيز نتوانست اين مرد را از بند برهاند. ابراهيم که مي داند اکنون خانواده او به خاطر نبودش در تنگنا گرفتار و پدر و مادرش نيز به شدت بيمار شده اند، چند روز قبل بار ديگر در نامه يي به محمود احمدي نژاد خواستار آن شد که تلاش ها براي نجات وي از شرايط طاقت فرساي زندان هاي امارات ادامه يابد. اين مرد مي گويد حاضر است پس از بازگشت به ايران هر مجازاتي را که قوانين کشور درخصوص نگهداري دو گرم ترياک در نظر گرفته است، تحمل کند. در اين نامه خطاب به رئيس جمهوري آمده است؛ اغلب زندانيان محکوم به حبس ابد که ساليان مديدي است در زندان شارجه به سر مي برند، در واقع ناجوانمردانه مورد تبعيض و ناعدالتي (عدم تناسب جرم و مجازات) دستگاه هاي قضايي امارات قرار گرفته اند که روح هر انسان آزاده و ذي احساسي را متاثر و نگران مي کند. جنابعالي پيرو درخواست هاي قبلي من درخصوص اخذ عفو، دستوري صادر کرديد که به موجب آن دکتر آصفي مذاکرات متعددي با مقامات شارجه انجام داد اما متاسفانه آنها به پيشنهادات سفارت پاسخي ندادند. جناب آقاي رئيس جمهور؛ با توجه به بي حاصلي تلاش هاي سفير کشورمان و با عنايت به اوضاع اسفبار و بغرنج خانواده ام که شديداً نگران کننده است، تقاضا دارم براي آزادي من گامي خداپسندانه برداريد و شخصاً وارد عمل شويد و با اتخاذ رويکردي مناسب و مثمر (مذاکره مستقيم رئيس جمهور با مقامات اماراتي) قلب غم ديده و سوخته خانواده بي گناه و منتظرم را شاد و خوشحال کنيد. بنا بر اين گزارش اکنون ابراهيم و خانواده او در انتظار هستند تا شايد تلاش هاي مقامات ايراني بتواند به اين مشکل پايان دهد.
فروشندگان دو هزار سکه تقلبي در حلقه محاصره پليس
گروه حوادث؛ اعضاي باند حرفه يي فروش سکه هاي تقلبي در حالي که با جلب اعتماد مردي ساده لوح قصد داشتند دو هزار سکه قلابي به وي بفروشند در دام پليس گرفتار شدند. به گزارش خبرنگار ما چندي قبل با شکايت تعدادي از ساکنان مشهد که فريب اعضاي يک باند تبهکاري را خورده و در برابر پرداخت ميليون ها تومان پول سکه هاي قلابي دريافت کرده بودند، پرونده هاي متعددي در دادگستري مشهد تشکيل شد و افسران پليس آگاهي استان خراسان رضوي ماموريت يافتند اعضاي اين شبکه را شناسايي و دستگير کنند. يکي از مالباختگان به ماموران گفت؛ مدتي قبل شخصي به مغازه ام مراجعه کرد و با نشان دادن چند سکه طلا گفت تعداد زيادي از اين سکه ها را در اختيار دارد و مي تواند آنها را با قيمتي مناسب به من بفروشد.سکه ها را کنترل کردم و چون قيمت پيشنهادي بسيار مناسب بود تعداد زيادي سکه به او سفارش دادم. چند روز بعد فروشنده با من تماس گرفت و محلي را براي دريافت سکه ها اعلام کرد و از من خواست بدون اينکه کسي را در جريان اين معامله قرار بدهم به آنجا بروم. محل قرار مکاني کم تردد و خلوت بود. من چند دقيقه آنجا منتظر شدم تا اينکه صاحب سکه ها در حالي که يک گوني در دست داشت، آمد. او ابتدا از من خواست پول ها را تحويل بدهم. پس از آنکه اسکناس ها را که داخل يک کيسه گذاشته بودم از من گرفت، گفت ممکن است پليس سر برسد و از من خواست سريع آنجا را ترک کنم. من هم گوني سکه ها را گرفتم و با ماشينم از آنجا دور شدم. وقتي به محل کارم رسيدم با اشتياق در گوني را باز کردم اما متوجه شدم سکه ها تقلبي است و او سرم کلاه گذاشته است. افسران پليس پس از بررسي اظهارات مالباختگان متوجه شدند اعضاي اين شبکه به تازگي توانسته اند اعتماد فردي را جلب کنند و با وي براي فروش تعداد زيادي سکه به توافق برسند. به همين دليل رفت و آمدهاي طعمه جديد به دقت مورد بررسي قرار گرفت و سرانجام کارآگاهان با اعلام نيت فروشندگان سکه به وي نکات لازم را گوشزد کردند و از او خواستند با فروشندگان براي تحويل گرفتن سکه ها قرار ملاقات بگذارد. سرانجام يکي از فروشندگان با مرد فريب خورده تماس گرفت و با اعلام محل قرار از او خواست همراه با پول ها براي دريافت سکه ها مراجعه کند. به اين ترتيب مکان موردنظر به محاصره ماموران پليس درآمد و ماموران با لباس مبدل آنجا را تحت کنترل خود درآوردند. سرانجام فروشندگان بر سر قرار حاضر شدند اما در حالي که انتظار داشتند اين بار نيز مثل قبل با فريب طعمه شان ميليون ها تومان پول به جيب بزنند خود را در حلقه محاصره پليس ديدند و تسليم شدند. متهمان که چهار نفر هستند پس از دستگيري به اتهام شان اقرار کردند و گفتند تاکنون با اين شيوه افراد زيادي را اغفال کرده و به دام انداخته اند. در عمليات دستگيري اعضاي اين باند خودروي آنان مورد بازرسي قرار گرفت و تعداد دو هزار سکه قلابي کشف شد.
خانواده کف زن از 100 نفر سرقت کردند
گروه حوادث؛ اعضاي يک باند خانوادگي کف زني که با معرفي خود به عنوان توريست از بيش از يکصد نفر سرقت کرده بودند، توسط پليس شناسايي و دستگير شدند.

به گزارش خبرنگار ما چندي قبل کارآگاهان پليس آگاهي استان اصفهان از فعاليت گسترده يک شبکه سرقت و کف زني مطلع شدند. اکثر طعمه هاي اين باند افرادي بودند که هنگام خروج از بانک ها در حالي که مقدار زيادي پول همراه داشتند، در دام دزدان گرفتار مي شدند. با توجه به اظهارات مالباختگان مشخص شد متهمان در هر سرقت از شگردي ويژه استفاده مي کنند تا شناسايي نشوند. يکي از شاکيان در خصوص چگونگي ربوده شدن پول هايش گفت؛ روز حادثه براي برداشت پول از حسابم به بانک رفته بودم. هنگام خروج از بانک چند نفر که به ظاهر توريست بودند، با در دست داشتن برگه يي از من کمک خواستند. يکي از آنها در حالي که به زبان انگليسي صحبت مي کرد، از من خواست چند چک پول ايراني به او نشان دهم. چون آنها خارجي بودند و از طرفي دو زن نيز همراه شان بود براي اينکه کمکي کرده باشم چک پول هايي را که از بانک گرفته بودم، به آنها نشان دادم. آنان همين طور که در حال ديدن چک پول ها بودند، با هم صحبت مي کردند و تراول ها را به هم نشان مي دادند. پس از چند لحظه فردي که چک پول ها در دستش بود، آنها را مقابل چشمانم شمرد و به من پس داد. من هم خوشحال از اينکه به توريست ها کمکي کرده ام، آن را داخل کيفم گذاشتم اما پس از چند دقيقه به موضوع شک کردم و چک پول ها را دوباره شمردم و فهميدم چهار فقره از چک پول هاي يکصد هزار توماني ناپديد شده است. حتم پيدا کردم توريست ها آنها را از من دزديده اند. به سرعت به مقابل بانک برگشتم ولي اثري از سارقان نبود.

در حالي که شگرد سارقان نشان مي داد آنها از طايفه فيوج هستند، شناسايي متهمان در دستور کار پليس قرار گرفت. بعد از مدتي کارآگاهان با استفاده از بانک هاي اطلاعاتي و تحقيقات نامحسوس در نقاطي که بيشترين سرقت ها در آنجا رخ داده بود، توانستند به هويت دزدان پي ببرند و در ادامه تحقيقات پردامنه افسران پليس آگاهي به دستگيري همه اعضاي اين شبکه منجر شد. دستگيرشدگان که چهار مرد و دو زن هستند، هنگامي که تحت بازجويي قرار گرفتند، اقرار کردند با همدستي يکديگر در شهرستان هاي مختلف استان اصفهان اقدام به سرقت و کف زني مي کردند. متهمان که همگي از يک خانواده و عضو طايفه فيوج هستند، گفتند تاکنون با شيوه کف زني از بيش از يکصد نفر سرقت کرده و از اين طريق به ده ها ميليون تومان دست يافته اند. بر پايه اين گزارش هم اکنون متهمان در بازداشت به سر مي برند و تحقيقات از آنها ادامه دارد.
عناوين اين صفحه
اعضاي اين باند 10 نفري، 80 پسر نوجوان دهدشتي را مورد آزار قرار داده اند
متهمان به قتل، جنايت را گردن يکديگر انداختند
اين مرد در امارات يک بار به اعدام و سپس به حبس ابد محکوم شد
فروشندگان دو هزار سکه تقلبي در حلقه محاصره پليس
خانواده کف زن از 100 نفر سرقت کردند
تعويق اجراي حکم بهنود شجاعي براي بازبيني يک فيلم
يک مامور در قتل عمد مجرم شناخته شد
باند کيف قاپي در جنوب تهران متلاشي شد
جا سازي مواد مخدر در ني نوشابه
سقوط يک هواپيما در لحظات نخستين بلند شدن
پليس به دنبال قاتلان مرد سابقه دار
زن کلاهبردار خودش را مددکار معرفي مي کرد
دو دوست سرقت ميليوني را گردن هم انداختند

تعويق اجراي حکم بهنود شجاعي براي بازبيني يک فيلم
گروه حوادث؛ دادستان تهران با ارسال نامه يي به دادسراي جنايي تهران اجراي حکم بهنود شجاعي نوجوان متهم به قتل را که قرار بود چهارشنبه پاي چوبه دار برود، متوقف کرد. به گزارش خبرنگار ما، سعيد مرتضوي دادستان تهران در نامه يي که براي رئيس دادسراي جنايي تهران، شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران و دفتر آيت الله شاهرودي ارسال کرده، خواستار بازبيني فيلمي شده است که گفته مي شود در آن اولياي دم مقتول گذشت خود از قصاص را اعلام کرده اند. بهنود شجاعي که چهار سال پيش و در 17سالگي به اتهام قتل جواني به نام احسان بازداشت و به قصاص محکوم شده است، تاکنون دو بار پاي چوبه دار رفته و هر بار با دستور رئيس قوه قضائيه براي کسب رضايت از اولياي دم مقتول اجراي حکمش متوقف شده است. وکلاي مدافع بهنود مدعي هستند در جلسه يي که براي جلب رضايت اولياي دم از سوي هنرمندان از جمله عزت الله انتظامي برگزار شده بود، پدر و مادر احسان از قصاص گذشت کردند و فيلمي نيز از اين جلسه وجود دارد که ادعاي آنها را ثابت مي کند. آنها همچنين استشهادي از افرادي که در آن جلسه حضور داشتند، تهيه و ضميمه پرونده کردند، اما اين استشهاد مورد تاييد هيات قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران قرار نگرفت و آنها در پاسخ به استعلام دايره اجراي احکام دادسراي جنايي تهران، اعلام کردند اين استشهاديه مورد پذيرش نيست. در حالي که روز گذشته پرونده بهنود به شعبه اجراي احکام دادسراي جنايي تهران فرستاده شد، سعيد مرتضوي با ارسال نامه يي خواستار توقف اجراي حکم تا زمان بازبيني فيلم و نتيجه گيري نهايي شد. قرار بود بهنود شجاعي ماه گذشته قصاص شود اما بررسي مدارک حاوي رضايت اولياي دم اجراي اين حکم را تا چهار دي ماه به تعويق انداخت و در حالي که بهنود اين بار در ليست اعداميان چهارشنبه هفته جاري قرار داشت، دادستان تهران طي نامه يي اجراي حکم را به تعويق انداخت تا شايد راه نجاتي براي اين نوجوان پيدا شود.


يک مامور در قتل عمد مجرم شناخته شد
يک مامور نيروي انتظامي که هنگام شوخي با همکار خود با شليک گلوله وي را به قتل رسانده بود، از سوي بازپرس جنايي تهران به خاطر ارتکاب قتل عمد مجرم شناخته شد. به گزارش فارس شامگاه سوم مهر سال جاري کارآگاهان و بازپرس جنايي تهران از تيراندازي مرگبار در يک پمپ بنزين در حوالي کلانتري ابوذر مطلع شدند و دريافتند يک مامور گشت انتظامي اين کلانتري به نام مهرداد بر اثر شليک يک گلوله به گردنش فوت شده است. حسين اصغرزاده بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت؛ بررسي از صحنه وقوع تيراندازي آغاز و مشخص شد همکار اين فرد به نام روح الله با انگيزه نامشخص اقدام به تيراندازي به سوي همکارش کرده است. وي افزود؛ به اين ترتيب روح الله متهم قتل عمدي شناخته شد و مورد بازجويي قرار گرفت. وي مدعي شد در حال شوخي با مهرداد بود که گلوله شليک شد. وي افزود؛ تحقيقات در خصوص زواياي پنهان اين پرونده ادامه يافت تا اينکه کارشناس سلاح اعلام کرد گلوله از فاصله بسيار نزديک شليک شده است که همين امر و ساير دلايل موجود باعث شد اين فرد مجرم تلقي شود و با توجه به نظر کميسيون به کارگيري سلاح، مامور پليس به اتهام قتل عمد مجرم شناخته شد.


باند کيف قاپي در جنوب تهران متلاشي شد
باند چهارنفره کيف قاپان در جنوب تهران با دستگير شدن دو متهم و اعتراف به صد فقره کيف قاپي متلاشي شد. ماموران پليس آگاهي تهران از ابتداي امسال گزارش هايي مبني بر وقوع يکسري سرقت و کيف قاپي دريافت کردند و با تحقيق از مالباختگان دريافتند آنها توسط دو موتورسيکلت سوار با چاقو و قمه مورد تهديد و ضرب و جرح قرار گرفته اند و سپس اموال شان به سرقت رفته است. داديار هاشميان داديار شعبه چهارم دادسراي ناحيه 27 تهران درخصوص اين پرونده گفت؛ عصر روز 25 آذر سال جاري ماموران حين گشت زني به يک موتورسيکلت و دو سرنشين آن مشکوک شدند و پس از يک تعقيب و گريز 30دقيقه يي موفق شدند اين دو نفر را دستگير کنند که در بازرسي بدني از اين افراد دريافتند مقداري اموال مسروقه به همراه اين افراد است. وي افزود؛ متهمان در بازجويي به ارتکاب بيش از صد فقره سرقت و کيف قاپي همراه با تهديد چاقو و قمه اعتراف کردند و گفتند به همراه دو همدست ديگر خود يک باند چهارنفره تشکيل داده و اقدام به سرقت کرده اند.هاشميان گفت؛ در حال حاضر بيش از 45 نفر از مالباختگان شناسايي شده اند و تحقيقات براي دستگيري دو متهم متواري و همچنين شناسايي مابقي مالباختگان ادامه دارد.


جا سازي مواد مخدر در ني نوشابه
فردي که مقداري ماده مخدر شيشه را در ني نوشابه مخفي کرده بود، راهي زندان شد. ماموران در حال گشت زني در باغ فردوس به جواني به نام علي ب. مشکوک شدند و هنگامي که وسايلش را مورد بازرسي قرار دادند مقداري ماده مخدر از نوع شيشه که در درون ني نوشابه مخفي کرده بود، کشف و ضبط کردند.متهم در اعترافات خود گفت؛ مواد مخدر را در خيابان انقلاب از يک رهگذر خريدم و براي اينکه کسي متوجه مواد مخدر نشود، آن را در ني نوشابه مخفي کردم.اين متهم با قرار قانوني روانه زندان شده است.


سقوط يک هواپيما در لحظات نخستين بلند شدن
يک هواپيماي بوئينگ 737 شرکت کنتيننتال امريکا که از فرودگاه دنور کلرادو برخاسته بود در لحظات اوليه از مسير خود منحرف شد، به زمين خورد و آتش گرفت. در حادثه سقوط اين هواپيما که ديروز اتفاق افتاد 38 نفر مجروح شدند که حال دو تن از آنها بسيار وخيم گزارش شده است. شمار زيادي از مجروحان با شکستگي استخوان روبه رو شده اند. گفته مي شود تلاش و سرعت عمل آتش نشانان از کشته شدن مسافران جلوگيري کرده است.


پليس به دنبال قاتلان مرد سابقه دار
رازگشايي قتل مردي که جنازه اش در يک ساختمان متروکه در قزوين رها شده بود با کشف چند سرنخ به مرحله تازه يي رسيد. به گزارش ايسکانيوز شهروند ناشناسي که شامگاه بيستم آذر 87 از باجه تلفن همگاني با کلانتري مدرس تماس گرفته بود، گفت جنازه متعفن يک مرد جوان در طبقه دوم ساختمان متروکه يي در باغستان شرقي (جاده روستاي نجف آباد) رها شده است.سپس پليس و بازپرس کشيک جنايي به خانه مورد نظر رفتند و با پيکر «اميد» 36 ساله رو به رو شدند. شواهد نشان مي داد او که چند پيشينه کيفري از جمله شرارت و توزيع و مصرف مواد مخدر داشت، سرانجام قرباني کينه جويي شد. با طرح اين فرضيه، جنازه به پزشکي قانوني سپرده و در کالبد شکافي مشخص شد «اميد» بر اثر ضربه هاي جسم سختي مانند چوب يا سنگ به سرش از پا در آمده. هم اکنون تلاش کارآگاهان براي دستگيري قاتل يا قاتلان با توجه به کشف چند سرنخ جديد ادامه دارد.


زن کلاهبردار خودش را مددکار معرفي مي کرد
زن شيادي با معرفي خود به عنوان مددکار اجتماعي با جلب اعتماد ديگران، مبلغ 200 ميليون تومان کلاهبرداري کرد. چندي پيش در پي شکايت مرد ميانسالي مبني بر يک فقره کلاهبرداري به مبلغ 60 ميليون تومان، ماموران آگاهي تهران تحقيقات خود را براي روشن شدن موضوع آغاز کردند. شاکي در اظهاراتش گفت؛ مدتي قبل با زني که خود را مددکار اجتماعي معرفي مي کرد و ادعا داشت به افراد بي بضاعت کمک مي کند، آشنا شدم. اين زن پس از آنکه توانست اعتمادم را جلب کند، به من پيشنهاد داد در سود يک شرکت وابسته به يکي از سازمان هاي دولتي شريک شوم. من هم مبلغ 60 ميليون تومان به او دادم و چند سفته از وي گرفتم. او چنان اعتمادم را به خود جلب کرده بود که من بدون تحقيق براي صحت حرف هايش پول را به او دادم ولي پس از دو هفته وي ناپديد شد. ماموران آگاهي تهران پس از بررسي چند شکايت مشابه ديگر با همکاري شکات، چهره فرضي متهم را ترسيم کردند و موفق شدند وي را در آپارتمانش دستگير کنند و براي بازجويي تحويل مراجع قضايي دهند. متهم ضمن اعتراف به کلاهبرداري از چهار نفر به مبلغ 200 ميليون تومان با صدور قرار قانوني روانه زندان شد.


دو دوست سرقت ميليوني را گردن هم انداختند
گروه حوادث؛ دو مرد که مظنون به سرقت ميليوني از يک شرکت بزرگ هستند توسط پليس دستگير شدند.به گزارش خبرنگار ما چندي قبل مدير يک شرکت بزرگ الکترونيکي با مراجعه به شعبه 10 بازپرسي دادسراي ناحيه 6 از سرقت بيش از 20 ميليون تومان چک پول و وجه نقد از شرکتش خبر داد و سرايدار شرکت را به عنوان مظنون معرفي کرد.وي گفت؛ «صبح روز گذشته وقتي طبق معمول به محل کارم رفتم متوجه شدم مبلغ 20 ميليون تومان چک پول و وجه نقد از گاوصندوق شرکت دزديده شده است.موقعي که ماجرا را به سرايدار شرکت که رحيم نام دارد گفتم او ابتدا اظهار بي اطلاعي کرد اما در ادامه گفت پول ها را دوستش رضا دزديده است. او ادعا کرد رضا شب گذشته پس از پايان کار شرکت وارد آنجا شد و با خوراندن آبميوه او را بيهوش و سپس پول ها را سرقت کرد.شاکي ادامه داد؛ «رحيم دو سال است که در شرکت کار مي کند و من به او اطمينان کاملي داشتم اما پس از اين دزدي به خاطر ضد و نقيض گويي هايش ديگر اعتمادي به وي ندارم. به او ظنين هستم.در پي ثبت اين شکايت به دستور بازپرس دواتگري رحيم و دوستش رضا دستگير شدند و به دادسرا انتقال يافتند.هنگامي که اين دو تحت بازجويي قرار گرفتند هر يک ماجراي سرقت را گردن ديگري انداختند.رضا گفت؛ « شب حادثه من اصلاً به شرکت نرفتم و از ماجراي دزدي بي اطلاعم. رحيم به خاطر خصومتي که با من دارد سرقت را به گردن من انداخته است. در ادامه رحيم نيز ضمن بي گناه خواندن خود گفت؛ «من چند سال است در اين شرکت کار مي کنم و حقوق خوبي هم مي گيرم. دليلي وجود ندارد که بخواهم دست به دزدي بزنم.» بنابر اين گزارش با توجه به ضدونقيض گويي هاي اين دو متهم تحقيقات از آنان همچنان ادامه دارد و هر دو با قرار قانوني در زندان به سر مي برند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام