دوشنبه، 2 دي 1387 - شماره 1849
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
گفت وگو با حميد مولانا مشاور رئيس جمهور
اولويت هاي ديپلماسي احمدي نژاد

گروه سياسي، کيوان مهرگان؛ روزهاي آخر مردادماه در حکمي که از سوي محمود احمدي نژاد براي حميد مولانا صادر شده است، هيچ اشاره يي به مصداق تجارب ارزشمند اين استاد بازنشسته دانشگاه امريکن شهر واشنگتن نشده است، اما در بيوگرافي مشاور رئيس جمهور مي خوانيم که وي استاد روابط بين الملل و مدير بخش ارتباطات بين المللي دانشگاه امريکن واشنگتن بوده است؛ دانشگاهي که معروف به دانشگاه تربيت کادرهاي کاخ سفيد، وزارت امور خارجه امريکا، وزارت دفاع، سازمان سيا و ديگر نهادهاي مهم کشور امريکا است. پروفسور حميد مولانا يک ماه پيش از واپسين سفر محمود احمدي نژاد به نيويورک به عنوان مشاور رئيس جمهور کار خود را به طور رسمي در دولت نهم آغاز کرد. وي بعد از بازنشستگي از دانشگاه امريکن به ايران بازگشت تا هم بنياد مولانا را ساماندهي کند و هم به ستون هفتگي اش در کيهان بپردازد. بعد از انتصاب مولانا به مشاورت رئيس جمهور، بحث هاي زيادي درباره تابعيت دوگانه وي مطرح شد اما او هيچ وقت به صراحت به اين ابهامات پاسخ نداد. دکتر مولانا اجازه نداد در اين مصاحبه هم سخني از اين مسائل به ميان بيايد.

-درباره سوابق شما مباحثي وجود دارد...

لطفاً از من سوالات شخصي نپرسيد.

-فقط يک سوال است که درباره تابعيت شماست.

من سوالات شخصي را به هيچ وجه پاسخ نمي دهم و وارد موضوعات جزيي نمي شوم. اگر راجع به مسائل بين المللي، اقتصادي و سياسي امريکا و دنيا سوال داريد بنده در خدمت شما هستم.

-قطعاً محور مصاحبه در همين مباحث است ولي يک سوال وجود دارد که فکر مي کنم لازم است پاسخ بدهيد؟

بنده يک استاد هستم، اگر در مورد مسائلي سوال داريد مي توانم صميمانه پاسخ دهم.

-اگر نمي خواهيد پاسخ بدهيد، اشکال ندارد. من ديگر سوالاتم را مي پرسم. آقاي احمدي نژاد را يک رسانه ناميديد. بارها هم در اين مورد صحبت کرديد که ايشان خودبه خود يک رسانه شدند و در واقع قابليت هاي يک رسانه را دارند. اگر ممکن است منظور خود را از رسانه شدن آقاي احمدي نژاد بيان کنيد که آيا يک رئيس جمهور بايد يک رسانه باشد يا يک رئيس جمهور؟

تعريف شما از رسانه بايد بسيار باز باشد. از جنبه علمي، رسانه وسيله ارتباط يک شخص با شخص ديگر، يک جامعه با جامعه ديگر، يک ملت با ملت ديگر است. فکر نکنيد رسانه بايد هميشه راديو، تلويزيون و مطبوعات باشد. از جنبه علمي اين تفکر اشتباه است. رسانه مي تواند فرد، فرهنگ، زبان، نهاد و مسجد باشد. نماز جمعه هم مي تواند رسانه باشد. شما و من هم مي توانيم رسانه باشيم. بنابراين از جنبه علمي در همه جاي دنيا قابل قبول است مگر اينکه شما فکر کنيد رسانه همان مطبوعات است. آقاي احمدي نژاد روزنامه نيستند ولي رسانه به اين معني است که آقاي احمدي نژاد در طول رياست جمهوري و به ويژه در صحنه بين المللي و در اين چهار سال که به نيويورک تشريف بردند و در سازمان ملل متحد در صحنه بين المللي حاضر شدند ايشان اين توانايي را داشت که فراسوي رسانه هاي الکترونيکي امروز با مردم رابطه پيدا کند.

-اينجا يک سوال پيش مي آيد که...

گوش کنيد. بنابراين اگر کسي بتواند فراسوي رسانه هاي مطبوعاتي و الکترونيکي با افراد ديگر ارتباط پيدا کند، خود مي تواند توانايي رسانه يي داشته باشد. وقتي دو نفر چهره به چهره با هم صحبت مي کنند رسانه يي وجود ندارد مگر اينکه اين افراد با هم ارتباط برقرار کنند. اين صحبت را به صورت سطحي برداشت نکنيد.

-آيا رسانه يي بودن آقاي احمدي نژاد و انتخاب کردن اين شيوه يا اساساً به صورت ناخودآگاه اين شيوه را در پيش گرفتن، کمک مي کند؟

من نگفتم رسانه شدند.

-کارکرد رسانه پيدا کردند، منظور شما اين بود؟

خير. آقاي دکتر احمدي نژاد خود يک رسانه است. يعني خود ايشان اين توانايي را دارد که بتواند با مردم به طور مستقيم بدون اينکه خبرنگاري در ميان باشد، صحبت کند و فراسوي اين زيرساخت هاي الکترونيکي و تشکيلات امروزي رسانه يي باشد.

-آقاي خاتمي يا يکي ديگر از شخصيت هاي سياسي چنين ويژگي نداشت؟

خير، خيلي ها ندارند. آقاي خاتمي را به ميان نياوريد، عمومي صحبت کنيم. همه نمي توانند اين کار را انجام دهند.

-آقاي احمدي نژاد چه کار کرده که اين قابليت را پيدا کرده است؟

بنده عرض کردم، نه تنها آقاي احمدي نژاد بلکه افراد ديگري هم مي توانند اين قابليت را داشته باشند. حضرت امام خميني اين توانايي و فضيلت را داشتند و فراسوي رسانه هاي معمولي امروزي بودند. رسانه يعني يک وسيله ارتباط.

کيوان مهرگان

k_mehregan83@yahoo.com


وقتي خود شخص فراسوي رسانه هاي الکترونيکي امروزي باشد، رسانه مي شود، البته رسانه مي تواند به صورت عمومي شامل حال همه بشود ولي ما در سطح تاثيرگذاري بين المللي سخن مي گوييم.

-آقاي احمدي نژاد چه تاثير بين المللي گذاشته اند؟

اگر فعاليت هاي آقاي احمدي نژاد را مطالعه کنيد، ملاحظه خواهيد کرد که ديپلماسي ايشان در چهار سال گذشته بسيار متفاوت با ديپلماسي هاي سران کشورهاي ديگر است. مثال مي زنم.

-بفرماييد.

من حداقل 40 سال در امريکا در سازمان هاي بين المللي اين موارد را مطالعه کرده ام و کار ما همين است که بررسي کنيم زماني که سران به سازمان ملل متحد مي آيند چه فعاليت هايي دارند.

فعاليت هاي اکثر سران کشورها عموماً فعاليت ديپلماسي معمولي بوده است. (البته استثنائاً هم در اين 60 -50 سالي که از تاسيس سازمان ملل گذشته وجود داشته است) يا کسي در سازمان ملل يک سخنراني رسمي انجام داده است ولي وقتي فعاليت يک رهبر سياسي را مطالعه مي کنيد بايد به همه جوانب آن بپردازيد. مشاهده کنيد که اين رهبر سياسي با مردم معمولي تا چه اندازه ملاقات دارد، با سازمان هاي مردمي و غيردولتي چه اندازه ملاقات دارد، به چه نحوي به صورت چهره به چهره با آنها صحبت مي کند، با اصحاب رسانه نه تنها مصاحبه هاي معمولي و مطبوعاتي دارد بلکه درباره آن بحث هم مي کند. به دانشگاه مي رود که صحبت کند. رئيس دانشگاه به او توهين مي کند و از زير اين توهين در نمي رود و باز صحبت مي کند زماني که در اين ميان هيچ رسانه يي نيست. اگر خود شما در دانشگاه حاضر بوديد مشاهده مي کرديد که اين مساله از پوشش رسانه هاي معمولي ما خارج است. فکر نکنيد که خود شما صاحب رسانه هستيد.

-آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور يک کشور هستند و ديپلماسي ايشان بايد در جهت تامين منافع ملت ايران باشد. در مواجهه با دولت ها و اساساً ديپلماسي بايد طوري تنظيم شود.

شما تعريف نکنيد بنده مي دانم.

-ديپلماسي که آقاي احمدي نژاد داشته اند آيا به تامين منافع ملي ايرانيان کمک کرده است يا خير؟

بله، البته. اگر به نيويورک، واشنگتن و کشورهاي ديگر مسافرت کنيد و با استادان، مردم و سردبيرهاي روزنامه ها صحبت کنيد مشاهده مي کنيد که آنها مي گويند بله، گرچه ممکن است خود ما مخالف صحبت هاي ايشان شويم ولي بدون شک تاثير داشته است. امروز وظيفه يک رئيس جمهور اين نيست که با رئيس جمهور ديگري صحبت کند. بسته به قدرت و ظرفيت يک رئيس جمهور يک رهبر سياسي مي تواند در مسائل جهاني، منطقه يي و کشوري تاثيرگذار باشد. هيچ کس نمي تواند ترديد کند که پرستيژ و احترام و قدرت ايراني در اين چهار سال بالاتر رفته است. مي توانم رفرنس هايي به شما بدهم که امريکايي ها و اروپايي ها اين عقيده را دارند.

-آيا اينکه روساي دولت ها به نامه رئيس جمهور ايران پاسخ نمي دهند نشان دهنده بالا رفتن پرستيژ رئيس دولت ايران است؟

متوجه نشدم.

-آقاي احمدي نژاد قبل از آخرين سفر به نيويورک بارها درخواست ملاقات، مذاکره و مناظره کردند هيچ يک از طرف هاي امريکايي نپذيرفتند. به آقاي اوباما، آقاي بوش، خانم مرکل و ديگران نامه نوشتند، هيچ کدام جواب ندادند و آيا اينها نشان دهنده بالا رفتن پرستيژ و قدرت ايران است؟

لازم نيست کسي جواب دهد.

-چرا؟

يک رئيس جمهور يا وزير خارجه وقتي صحبت مي کند به يک جهت و يک دليل نيست. به ياد دارم وزير خارجه امريکا، آقاي دين راسک روزي به دانشگاه ما آمده بود. يکي از دانشجويان ما در کنفرانس از ايشان سوال کرد، «شما وقتي تصميم مي گيريد صحبت کنيد چه فکري مي کنيد؟» ايشان پاسخ داد؛ «من فکر 36 موسسه، 36 کشور و حداقل 36 نفر را مي کنم زيرا وقتي صحبت مي کنيد، تنها با يک نفر صحبت مي کنيد ولي منظور اصلي شما اين است که گاهي اوقات محيط و جو سياسي مناسبي فراهم کنيد و حرف خود را بزنيد. معامله با بقال نيست که به بقالي برويد و بگوييد ماست مي خواهم و کار شما فقط با بقال و ماست باشد و هدف شما هم خوردن ماست باشد. کار ديپلماسي اين طور نيست. خيلي ها صحبت مي کنند و به جايي هم نمي رسند. من دو مثال مطرح مي کنم. خواهش مي کنم اين را بنويسيد.

-حتماً مي نويسيم، بفرماييد.

بله، بسيار آموزنده است. به سال هاي 1969 و 1970 ميلادي برمي گرديم (تقريباً 40 سال پيش). در اين سال ها در سازمان ملل دو بحث بسيار مهم ايجاد شد، که علاوه بر بحث معمولي جنگ سرد بين شوروي و امريکا بود. اگر به تاريخ آن مراجعه کنيد يکي از آنها اقتصادي و يکي هم ارتباطي و رسانه يي بود. بحث اقتصادي اين بود که براي اولين بار کشورهاي غيرمتعهد که آن زمان به آنها دنياي سوم گفته مي شد به سازمان ملل اعلام کردند وضع دنيا از جنبه اقتصادي عادلانه نيست، گرچه تقريباً همه کشورها استقلال سياسي خود را به دست آورده اند ولي زيرساخت ها عوض نشده است و از جنبه اقتصادي وضع دنياي سوم تغييري پيدا نکرده است و مثال زدند که مثلاً دنياي سوم منابع طبيعي بسياري دارد و مواد خام را دنياي سوم تهيه مي کند. دنياي توسعه يافته، مواد خام را از دنياي سوم مي خرد و آن را به محصولات تبديل مي کند و به بهاي بسيار زياد هم به خود آنها برمي گرداند و هم آن را به دنيا مي رساند. مساله مهمي را مطرح کردند و آن اين بود که وقتي در دنيا تورم ايجاد مي شود، قيمت کالاها بالا مي رود ولي قيمت مواد خام بالا نمي رود مثلاً قيمت نفت و زغال بالا نمي رود و عقيده داشتند براي رفع اين نابساماني بايد نظام جديد اقتصادي بين المللي تهيه کنيم که هر زمان بهاي محصولات کارخانه يي مانند کفش، اتومبيل، فاستوني و... بالا رفت، به همان اندازه قيمت مواد خام افزايش يابد، مانند نفت و مس. البته دنياي سوم ادعاي اين را مي کرد که انجام مي شود. اين بحث 10 سال طول کشيد و در کميته ها صحبت شد، البته دنيا مانند دنياي ملي نيست که دولتي وجود داشته باشد و سريع تصميم گيري کنند ولي اينکه دنياي سوم اين مساله را مطرح کرد و دنياي توسعه يافته به آن اهميت چنداني نمي داد و بالاخره هم هيچ تغييري پيدا نکرد، دليل مهمي داشت و تمام کساني که رشته ارتباط بين الملل را مي دانند از اين قضيه آگاه هستند و آن اين است که اين دنيايي نيست که شما هرچه بخواهيد داشته باشيد. روابط بين الملل بيش از هر چيز صحبت است. بايد موضوع را در دستور روز قرار داد و به آن مشروعيت داد، صبر کرد و ائتلاف و نيرو درست کرد تا بعد از 15-10 سال نتيجه ملموس مورد نظر به دست آيد.

-در اين ميان چه کسي بايد هزينه را بپردازد؟

همه مردم ايران.

-آيا دادن اين هزينه ضرورتي دارد؟

همه اين کار را مي کنند، جزء رشته روابط بين الملل است. مثال ديگري مي زنم. در همان زمان دنياي سوم گفت وضع سياسي- اقتصادي ما درست نمي شود و بايد نظام جديد ارتباطات و اطلاعات در دنيا به وجود آوريم، زيرا زيرساخت هاي مخابراتي، روزنامه ها، مجلات و... همه در دست دنياي توسعه يافته است و آنها هم از جنبه کميتي و کيفيتي همه چيز را به نفع خود استفاده مي کنند و بايد اين مساله را تغيير دهيم. مثلاً وقتي کسي از پاکستان به واشنگتن تلفن مي زند ممکن است دو دلار در دقيقه محاسبه شود ولي اگر از استراليا به واشنگتن تلفن زده شود با وجودي که مسافت آن بيشتر است ولي قيمت آن 10 سنت است. بايد درباره اين مساله فکر شود، همين طور درباره مطبوعات. شکايت دنياي سوم اين بود که در آن زمان مطبوعات، خبرگزاري ها، تلويزيون ها و... همگي در دست دنياي اول است و از جنبه متون و محتويات پيام و از جنبه زيرساختي هر چه مي خواهند انجام مي دهند. دنياي سوم اين بحث را به راه انداخت. بنده به عنوان يک استاد در اين بحث شرکت داشتم، عضو انجمني بودم که در قسمتي با يونسکو کار مي کرد. اگر به آن دهه مراجعه کنيد ملاحظه خواهيد کرد که اين بحث 10 سال طول کشيد. نتيجه اين شد که امريکايي ها با انتخاب رونالد ريگان در 1980 خودشان را از يونسکو بيرون کشيدند و گفتند اين حرف ها به درد ما نمي خورد و علاقه يي به آن نداريم. يعني نه تنها دنياي سوم از جنبه ملموسي چيزي به دست نياورد بلکه خود امريکايي ها از سازمان بيرون رفتند. قبل از اينکه نتيجه را بگويم بايد عرض کنم تمام روابط بين الملل «صحبت» است. قدرت آن چيزي است که ما فکر مي کنيم. پس از 10 سال «صحبت» دنياي سوم نتوانست آنچه را که مي خواهد تحصيل کند ولي يک کار بزرگ انجام شد که 10 سال طول کشيد. هم در مورد نظام اقتصادي بين المللي و هم نظام ارتباطات و اطلاعات بين المللي نتيجه اين شد که 10 سال صحبت سران دول، ملل مختلف، سازمان هاي مختلف دنيا، هم در داخل کشورهاي خودشان، هم در منطقه و خارج به همه فهماندند اين وضع دنيا ناعادلانه است. تا آن زمان حتي پژوهش هاي فراواني انجام نشده بود که نشان دهد جريان گردش اطلاعات يک سويه است.

-رسالت آقاي احمدي نژاد در ديپلماسي، نشان دادن وضع ناعادلانه جهان است يا تامين منافع ملت ايران؟

هر دو و بالاتر از آن.

-اولويت با کدام است؟

هر دو.

-يعني اگر قرار باشد بين منافع ملي ايرانيان و ناعادلانه نشان دادن سيستم جهاني يکي را انتخاب کند و اولويت دهد به کدام يک اولويت مي دهد؟

هيچ رئيس جمهوري يکي از آنها را انتخاب نمي کند، شما اشتباه مي کنيد.

-با تعريف و تبييني که شما فرموديد، برداشت من اين است که آقاي احمدي نژاد گزينه اول را انتخاب کرده است.

برعکس. روي آقاي احمدي نژاد تا اين حد تکيه نکنيد، کافي است. ما گفته ايم و اين مشخص است. اگر شما هم بيشتر مطالعه کنيد متوجه خواهيد شد.

-مردم ايران اين مساله را لمس مي کنند، به مطالعه نيازي ندارد.

ما بحث، جنگ و دعوا نداريم.

-خير بحث نداريم فقط براي روشن شدن موضوع بفرماييد.

اگر خودتان مطالعه کنيد، متوجه خواهيد شد. وقتي نماينده يک ملت هستيد و به سازمان ملل متحد مي رويد که تمام دنيا در آنجا هستند، آيا فقط مي خواهيد خودتان باشيد يا خودتان در ميان مردم و ملت ها باشيد؟

-تا آنجا که من مي دانم وظيفه رئيس جمهور اين است که نماينده ملت خودش باشد.

شما گوش نمي دهيد. فقط بحث مي کنيد و وارد جدال مي شويد. اگر روابط بين الملل را مطالعه کنيد، مشاهده مي کنيد لغت «روابط» مهم است يعني ملت ها به هم اتصال دارند گرچه با هم در جنگ هستند ولي دنيا، دنياي يک ملت نيست و اينها به هم وابسته هستند. شما نمي توانيد فقط فکر کنيد خودتان هستيد، در اين زمان شما شايستگي رفتن به آنجا را نخواهيد داشت. به همين دليل اگر تاريخ را مطالعه کنيد در طول تاريخ سازمان ملل (کشورهاي اروپايي و امريکايي را درنظر نگيريد) اگر آقاي احمدي نژاد را با افراد ديگر مقايسه کنيد، مشاهده خواهيد کرد از زماني که سازمان ملل تشکيل شد کساني مانند نهرو از هند، سوکارنو از اندونزي، ناصر از مصر و فيدل کاسترو از کوبا حضور داشتند.

-آيا مصدق در اين دسته بندي نمي گنجد؟

آن زمان اين افراد ضداستعمار صحبت مي کردند و فقط راجع به مصر نمي گفتند، زيرا فقط راجع به مصر صحبت کردن اشتباه است. مصر را بايد در چارچوب سياست استعماري انگلستان، امريکا و دنيا قرار داد يعني روابط بين الملل اينچنين است.

-من چون از اين ترس دارم که شما قطع کنيد، ترجيح مي دهم به سمت موضوع ديگري بروم.

سوالات کوتاه بپرسيد که خواننده ها متوجه باشند.

-اگر بر آقاي احمدي نژاد تاکيد دارم به اين دليل است که حضرت عالي مشاور رسانه يي ايشان هستيد. بحث فروپاشي قدرت امريکا و انذارهايي که ايشان مي دهند يکي از محوري ترين مباحثي بوده که در سخنراني هاي ايشان، چه در داخل، چه در خارج و چه در ملاقات هايي که با سران کشورها داشته اند همواره مطرح شده است به نظر شما که نزديک به 40 سال در امريکا زندگي کرده ايد و در واقع در يکي از مهم ترين دانشگاه هاي اين کشور تدريس مي کنيد و مي توان گفت اين کشور را با گوشت و پوست خود مي شناسيد، آيا قدرت امريکا در حال فروپاشي است؟

شما باز هم سوال مي کنيد، مثل اينکه در اين دنيا زندگي نمي کنيد.

-اتفاقاً در اين جهان و در ايران زندگي مي کنم.

مثل اينکه شما نمي بينيد امريکا از قدرت خود به پايين تقليل پيدا مي کند. آيا بحران اقتصادي دنيا را ملاحظه نمي کنيد؟ اکنون که من با شما صحبت مي کنم اين دنيا، دنياي قرن 19 نيست. من همين الان در روبه روي خود به تلويزيون هاي دنيا نگاه مي کنم. همين الان بورس نيويورک به پايين ترين درجه رسيده است. حتماً اين را بنويسيد.

-حتماً مي نويسيم.

به چه دليل اين اتفاق افتاده و بورس پايين آمده است زيرا امروز صبح به وقت واشنگتن يک ساعت قبل از اينکه بورس باز شود آمار ماهانه وزارت کار امريکا بيرون آمد و نشان داد در ماه نوامبر نيم ميليون نفر در امريکا بيکار شدند، در ماه اکتبر فقط 240 هزار نفر بيکار شده بودند. در 27 سال گذشته در امريکا چنين سابقه يي وجود نداشته است، يعني اگر کسي امروز بگويد آيا امريکا از جنبه اقتصادي افول پيدا مي کند يا بحراني وجود دارد، کسي است که از دنيا بي خبر است. شما مقالات بنده را مطالعه کنيد.

-بله قطعاً مقالات را مي خوانيم. آيا اين کدهايي که اکنون داديد به اين معني است که بورس نيويورک در پايين ترين سطح خود است؟

من 17 سال است ستون چشم انداز را مي نويسم. در تاريخ مطبوعات ايران سابقه نداشته است که 17 سال به طور مرتب هر پنجشنبه کسي اينها را بنويسد، بنابراين تداوم داشته است. من 50 سال امريکا بودم و 45 سال استاد بودم و هزاران دانشجو تربيت کردم. زماني که اين ستون را در ارديبهشت 1371 آغاز کرديم، اين ستون با اين جمله آغاز شد «امپراتوري امريکا ترک خورده است». علت آن فقط شعار دادن نبود، ملاحظات اقتصادي، سياسي و جامعه شناسي بود. امپراتوري ها سکته نمي کنند، ابتدا سرما مي خورند، سپس بيمار مي شوند و به بيمارستان مي روند و بعد خونريزي مي کنند و به اورژانس انتقال داده مي شوند و گاهي کار آنها انجام نمي شود، بنابراين 17 سال پيش هم من تنها نبودم البته ما در اقليت بوديم. زماني که مي گفتيم قدرت امريکا در حال افول است، از روي ملاحظات بود ولي بر مبناي حدس نبود زيرا اگر حدس مي زديم استيضاح مي شديم. ما در مراجع علمي دانشگاه ها بوديم. شما به مقاله 11 ماه پيش من در چشم انداز کيهان توجه کنيد که در ماه مارس 2008 (11 ماه پيش) مقاله يي به عنوان رکود اقتصادي امريکا نوشتم و نوشتم امريکا در حال ورود به رکود اقتصادي و ايجاد بحران است. کمپاني هايي که ورشکسته خواهند شد را نام بردم، از مرلين و... اسم بردم، البته من تنها نبودم و گروهي در امريکا بوديم.

-من بحثي روي اينکه اين قدرت در حال فروپاشي هست يا خير ندارم. اگر اين امپراتوري در حال زوال است و اين قدرت در حال فروپاشي است، جانشين آن کيست؟

جمله ها را به دقت برداشت کنيد؛ در حال افول است. فروپاشي مساله ديگري است.

-بله، يعني ممکن است دوباره قدرت بگيرد؟

لطفاً از خودتان موردي را اضافه نکنيد، آنچه من مي گويم را بنويسيد. اين قدرت در حال افول است، اين امپراتوري و نظام اقتصادي امريکا تنزل پيدا مي کند. به اين معنا نيست که فردا همه چيز فرو پاشيده مي شود و امريکا از بين مي رود و در نيويورک چيزي نخواهد بود، بلکه به اين معنا است که ديگر ابرقدرت باقي نمي ماند. الگوي اقتصادي دنيا را اداره مي کند که به مدت چند دهه پس از جنگ دوم بين المللي الگوي اقتصادي امريکا بوده است، اين الگوي اقتصادي در حال تزلزل است.

-آيا امريکا مي تواند دوباره خود را از پس اين افول بازتوليد کند؟

من شک دارم. از آن گذشته امريکا و دنياي سرمايه داري بايد به دنبال تجديد الگوها و ساخت الگوهاي جديد باشد. اين الگوها خراب شده و خود آنها در حال خراب کردن آن هستند و دنيا را هم با خود مي کشانند. خواهش مي کنم در اينترنت، رويترز و... ملاحظه کنيد و فقط آمار بحران کارخانه هاي خودرو اروپا را مشاهده کنيد.

-سهم ايران در افول اقتصادي که در غرب اتفاق مي افتد و برخي اظهار خوشحالي کرده اند و برخي اظهار نگراني مي کنند، چيست، در اين کشمکش و بحران ايران در کجا قرار مي گيرد؟

سوال بسيار مهمي پرسيديد. خوشبختانه چون ايران کاملاً در الگوي اقتصادي غرب غوطه ور نشده است، زيرا تحريم شده بوديم و مقداري از اين جريانات خارج بوديم و وابستگي بانکي و پولي نداشتيم، البته جزء سيستم دنيا هستيم ولي به اندازه روسيه يا کشورهاي اروپايي که فروپاشيدند و به دنياي سرمايه داري چسبيدند، ما به اين دليل که وابستگي نداشتيم، آسيبي که به ما وارد مي شود حداقل است يعني تاثير اين بحران اقتصادي در بورس ايران بسيار کم است...

-چه مقدار از مبادلات اقتصادي ايران در بورس است؟

ولي از جهت ديگر ما بايد آماده و هوشيار باشيم زيرا اين بحران اقتصادي در نرخ نفت و انرژي تاثيرگذار است. امروز نرخ بشکه نفت از 50 دلار پايين تر آمده است.

-47 دلار است.

بله، بنابراين ما بايد بودجه و اقتصاد خود را روي نرخ هايي بريزيم که واقعي خواهد بود و ان شاءالله همين طور هم بشود.

-از نگاه شما افول قدرت امريکا و بحراني که پيش آمده براي ايران خوشحالي دارد يا نگراني؟

از شما معذرت مي خواهم ولي شما به اين مسائل سطحي مي نگريد. موضوع خوشحالي و ناراحتي نيست، موضوع تنها امريکا هم نيست، زيرا اين بحران جهاني شده است. امريکا و اروپا را هم با خود کشانده است، اقيانوسيه و کمي از آسيا را هم با خود کشانده است، بنابراين چون اقتصاد جهاني است، ممکن است امريکا صدمه زيادي ببيند و به همه صدمه مي رسد و اين طور نيست که ما خوشحال باشيم. نه آقاي احمدي نژاد، نه من و نه شما نبايد خوشحال باشيم که وضع دنيا رو به بدتر شدن است زيرا ما هم جزء دنيا هستيم، ولي بايد هوشيار باشيم که چرا اين وضع در حال به وجود آمدن است، زيرا امريکا که در راس آن قرار داشت با طمع و ولخرجي خود، اقتصاد خود و دنيا را به اينجا کشانده است. هيچ کس از اين قضيه خوشحال نيست و ان شاءالله کسي خوشحال نباشد. 85 درصد مردم امريکا، در جايي که من زندگي کرده ام، که از طبقه متوسط و پايين هستند، دارايي بازنشستگي خود را تقريباً از دست داده اند.

-اما آقاي احمدي نژاد ابراز خوشحالي کرد.

شما در گفته هاي خود همواره به آقاي احمدي نژاد مي رسيد.

-زيرا اکنون ايشان همه کاره است.

از اين مساله دست بکشيد، مطبوعات بايد کار خود را بالا بگيرند. ايشان خوشحالي نکردند. آقاي احمدي نژاد همانند بنده و کسان ديگر نشان مي دهند که چرا اين وضع ايجاد شد، اين مسائل خنده ندارد بلکه عبرت دارد و وظيفه روزنامه نگار و روزنامه اين است که اين موارد را بنويسد تا افکار عمومي آگاهي پيدا کنند. امروز صحبت آقاي احمدي نژاد و يکي دو نفر نيست، اين صحبت هاي جناحي است که من وارد آنها نخواهم شد و فکر نمي کنم در منزلت و شأن يک روزنامه مهم باشد.

-بالاخره من بايد براي مخاطبان مطرح کنم که آقاي احمدي نژاد چگونه فکر و تحليل مي کنند و تصميم مي گيرند.

بايد خودتان يادداشت بنويسيد.

-آنها ما را قبول ندارند، بايد حداقل بگوييم از زبان مشاوران ايشان اين مسائل را گفته ايم.

اين دعواها را به ميدان ما نياوريد، سوالات خود را از ايشان بپرسيد يا مقالات خود را به صورت انتقادي بنويسيد، هيچ مانعي ندارد. شما به عنوان استاد دانشگاه يا مشاور با من صحبت مي کنيد و من هم خدمت شما مي گويم. فکر مي کنم بعد از اين مدت که به شما وقت داده ايم، بهتر است براي خواننده هاي شما روشنگري شود، نه اينکه جنجال شود زيرا اگر اين طور شود، اين مصاحبه ها و گفته ها تکرار نخواهد شد. هر سوالي داريد بپرسيد.

-من سوال ديگري ندارم، بيشتر از اين وقت شما را نمي گيرم.

ان شاءالله به دقت و آن طور که بنده گفتم بنويسيد.

-به شما قول مي دهم واو به واو و ويرگول به ويرگول آنچه شما گفتيد را مطرح کنم. سپاسگزارم. خداحافظ.

خداحافظ.

هاشمي رفسنجاني خواستار احتياط در قبال کشورهاي منطقه شد
ورود اعراب به پرونده هسته يي توطئه است

گروه سياسي؛ اکبر هاشمي رفسنجاني وارد کردن اعراب به پرونده هسته يي ايران را توطئه جديد غربي ها دانست. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنين در حاشيه نشست «پژوهش در دفاع مقدس» خواستار حزم و دورانديشي مسوولان در اين باره شد. وي با تاکيد بر اينکه «ما هنوز صلح دائم را امضا نکرده ايم و وضع منطقه به گونه يي است که بايد احتياط لازم از سوي همه صورت بگيرد» در تحليل ورود اعراب به مساله پرونده هسته يي گفت؛ «غربي ها قصد دارند از اين طريق، از وضعيت موجود در منطقه سوءاستفاده کنند.» هاشمي رفسنجاني در شرايطي خواستار هوشياري مسوولان در اين باره شد که هفته گذشته وزراي خارجه و نمايندگان گروه 1«5 در نيويورک با نمايندگان شوراي همکاري خليج فارس عراق و اردن ملاقات کردند تا درباره برنامه هسته يي ايران گفت و گو کنند. اگرچه تمام کشورهاي حاشيه خليج فارس در اين نشست حضور پيدا نکردند و کشورهايي نظير عمان و قطر دعوت به عمل آمده را رد کردند اما اين نشست برگزار شد؛ نشستي که با واکنش مسوولان داخلي کشور مواجه شد. از اين رو بود که هاشمي رفسنجاني در نخستين همايش رسمي پس از اين نشست به اين ملاقات اشاره و در خصوص آن ابراز نگراني کرد. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام که بارها درباره گزارش هاي دوپهلوي البرادعي هشدار داده اين بار با مروري بر برخي از وقايع جنگ تحميلي نکاتي را درباره نشست نيويورک مورد توجه قرار داد. وي پس از برشمردن پيروزي هاي ايران در جنگ هشت ساله از آماده نبودن ارتش در زمان شروع جنگ حکايت کرد و سپس با اشاره تلويحي به آزمايش تسليحات موشکي در يکي دو ماه اخير گفت؛ «بايد تحقيق شود که سابقه اين کارها (صنعت موشکي) به کجا و چه کسي برمي گردد و اکنون نيز يک قدرت بزرگ در صنعت موشکي هستيم البته ساير صنايع نظامي ما قدرت قابل توجهي دارند و به همين دليل بايد درخصوص قدرت صنايع نظامي ما تحقيقات جداگانه يي صورت پذيرد.» وي با توصيه به پژوهشگران دفاع مقدس در استفاده از افرادي که مي توانند منابع خوبي در اختيار آنها قرار بدهند، اظهار داشت؛ همان افرادي که از صفر شروع کرده اند اکنون هم حضور دارند و اگر صبر کنيد دستتان از اين افراد خالي مي شود. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام تاکيد کرد؛ ما هنوز صلح دائم را امضا نکرده ايم و وضع منطقه به گونه يي است که بايد احتياط هاي لازم از سوي همه صورت گيرد.هاشمي رفسنجاني در پايان سخنان خود با تاکيد بر اطلاع رساني صحيح در خصوص مسائل جنگ گفت؛ نبايد در خصوص اطلاع رساني جنگ دروغ گفته شود زيرا دروغ مفسده بزرگي است و فلسفه آن در تاريخ بسيار گمراه کننده است و اگر چنين امري صورت گيرد لطمه بزرگي به واقعيات جنگ مي خورد.هاشمي رفسنجاني در بخش ديگر اظهاراتش با بيان اينکه اصل سياست اسلام اين است که فضا براي انتقال افکار آماده باشد، گفت؛ اگر کسي مانع آزادي فکر شود بايد اين مانع برداشته شود و اين حق براي هر فردي محفوظ است که آزادانه فکر کند و اگر کسي به دنبال تعطيل کردن عقل بشر باشد ظلمي در حق بشر اعمال کرده است.

هاشمي رفسنجاني در حاشيه اين همايش پاسخگوي سوالات انتخاباتي درباره کانديداتوري خود و برادرش شد. وي در جمع خبرنگاران در پاسخ به پرسش خبرنگاري مبني بر اينکه «اگر برادر شما آقاي محمد هاشمي تصميم به کانديداتوري در انتخابات داشته باشند آيا به ايشان توصيه يي داريد يا خير؟»، گفت؛ من در کار ايشان دخالت نمي کنم و بعيد مي دانم ايشان بخواهند در انتخابات کانديدا شوند. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنين کانديداتوري خود در انتخابات رياست جمهوري دهم را قوياً رد کرد و گفت قطعاً کانديدا نخواهد شد. خبرنگار ديگري از رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام پرسيد «ورود اعراب را به پرونده هسته يي چگونه ارزيابي مي کنيد؟» که هاشمي پاسخ داد؛ اين توطئه جديدي است که مي خواهند از وضع منطقه هم سوءاستفاده کنند. تا حالا خود اروپايي ها و چين و روسيه بودند، حالا مي خواهند براي خود شريک بگيرند و البته امريکا.

رئيس کميسيون امنيت ملي مجلس خبر داد
تحويل موشک هاي اس-300 به ايران

گروه سياسي؛ با تاييد رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي، ماجراي تحويل سامانه موشکي اس-300 توسط روسيه به ايران وارد فاز جديدي شد. به رغم تکذيب هاي مکرر يک سال اخير مقامات روسيه، روز گذشته اسماعيل کوثري نايب رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس از آغاز روند تحويل موشک هاي اس-300خبر داد و تاکيد کرد که در اين زمينه با مقامات روسيه به توافق رسيده ايم. ماجراي عرضه پدافند اس-300 از طريق روسيه به تهران طي يک سال و نيم گذشته دستخوش خبرهاي ضد و نقيضي از سوي مقامات دو کشور بود تا اينکه سرانجام روز گذشته با تاييد مجلس شوراي اسلامي و عملي شدن توافقات صورت گرفته در زمينه تجهيز ضدهوايي ايران به اين سيستم از موشک هاي دفاعي از سوي طرفين، وعده هاي داده شده از سوي مقامات دفاعي ايران به حقيقت نزديک شد. درست يک سال پيش يعني دي ماه 86، مصطفي محمدنجار وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح در حاشيه مراسم بهره برداري از دو طرح دفاعي گفته بود سامانه مدرن اس-300در قالب قراردادي که در گذشته با روسيه منعقد شده تحويل ايران خواهد شد که البته به گفته کارشناسان اين سامانه بسيار مدرن و پيشرفته بوده و بر خلاف سامانه «تور ام يک» که فقط مي تواند اهداف با ارتفاع پايين را شناسايي و منهدم کند، قابليت رهگيري و از بين بردن اهداف مورد نظر در ارتفاعات بالا را نيز دارد. به هر حال انتشار اين خبر از سوي وزير دفاع ايران به ذائقه مقامات روسي خوش نيامد و بلافاصله سازمان همکاري هاي فني و نظامي روسيه در بيانيه يي اعلام کرد درباره تحويل سيستم پدافند هوايي اس-300 به ايران مذاکراتي صورت نگرفته است و تحويل اين سامانه در دستور کار اين سازمان نيست. به رغم تکذيب هاي مکرر مسکو اما اسرائيل قانع نشده و در اقدامي سريع مانور مشترکي با يونان در جزيره کريت ترتيب داد تا بدين ترتيب تاکتيک هاي مقابله با سيستم هوايي اس-300را تمرين کند. اما به هر حال تاکنون گمانه زني ها در اين باره ادامه داشته و در اين ميان نگراني هاي برخي کشورها از جمله اسرائيل پيرامون تجهيز ايران به سيستم موشکي فوق بر رايزني هاي اين کشورها با مسوولان روسي افزوده است تا جايي که جمعه گذشته در سفري که مدير کل دفتر ديپلماتيک - امنيتي وزارت دفاع اسرائيل به مسکو داشت وي خواستار خودداري مقامات کرملين از صدور ضدهوايي اس-300 به ايران شد. به رغم اين در خواست خبرگزاري نووستي روز جمعه به نقل از معاون اول مدير سازمان فدرال همکاري هاي فني و نظامي روسيه خبر داد که تهران و مسکو در حال گفت وگو درباره فروش سيستم هاي دفاع هوايي ميان برد هستند. الکساندر فومين با اشاره به اينکه همکاري هاي فني و نظامي روسيه با ايران با توجه به اوضاع بين المللي و در راستاي تامين ثبات امروز و آينده منطقه است، تاکيد کرد؛ همکاري هاي فني و نظامي دو کشور توسعه خواهد يافت. به گفته او ايران جزيي از بازار بين المللي تسليحاتي است که هم پنهاني و هم آشکارا بر سر آن مبارزه مي شود. البته پيشتر نيز مهدي صفري معاون وزير امور خارجه ايران خريداري سيستم هاي پدافند موشکي اس-300 از روسيه را در حال بررسي عنوان کرده بود. ولي به هر حال با فاش ساختن آغاز روند تحويل سامانه موشکي اس-300 به ايران توسط مجلس شوراي اسلامي ديگر هيچ شبهه يي در روند عملي ساختن اين قرارداد باقي نمانده است. ظاهراً آنچه تاکنون اجرايي شدن اين قرارداد را به تاخير انداخته است، در خواست ايران از روسيه براي قرارداد جديد در خصوص موشک هاي پيشرفته از اين کشور بوده که چند ماه پيش از سوي مقامات نظامي مسکو مطرح شد.

با اين حال تا اينجاي کار مي توان تحويل سيستم موشکي اس-300 به ايران توسط روسيه را قطعي دانست چرا که ظاهراً ايران مصمم است به توسعه همکاري هاي نظامي با همسايه شمالي خود ادامه دهد. واکنش اسماعيل کوثري به درخواست اسرائيل از روسيه گوياي اين مطلب است. نايب رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس روز گذشته ضمن اعلام خبر آغاز روند تحويل اين سامانه موشکي به ايران در خصوص در خواست اسرائيل از روسيه براي انصراف از اجرايي کردن قرار داد فروش پدافند هوايي فوق به ايران توضيح داد؛ اسرائيلي ها هميشه به دنبال ايجاد مانع براي جمهوري اسلامي هستند اما مسوولان کشور ما مستقل تصميم مي گيرند و مي دانند با چه کشورهايي و در چه زمينه هايي ارتباط داشته باشند. او تاکيد کرد؛ اين سامانه در جهت تقويت پدافند از مرزها و سرزمين جمهوري اسلامي ايران به کار گرفته مي شود. به گزارش ايرنا او افزود؛ در اين زمينه چندين سال با روس ها مذاکره شده که نهايتاً به توافقات خوبي دست يافتيم که اکنون در حال اجرايي شدن است.

آستانه تحمل

سيدمعروف صمديہ

به وسيله پيام کوتاه به مراسمي در ساعت 10 صبح روز سه شنبه مورخ 19/ 9/1387 در تالار انديشه دعوت شديم و ساعت 40/10 در آدرس فوق حضور پيدا کرديم. سالن تقريباً پر شده بود و هيچ اطلاعي از کم و کيف برنامه و مهمانان آنها نداشتم. بعد از چند دقيقه يک نفر آمد و گفت آقاي کروبي تشريف آوردند.آقاي کروبي آمدند، با تواضع هميشگي و با صميميت تمام بعد از مصاحفه و احوالپرسي با اطرافيان نشستند. هنوز از نفس نفس با عجله آمدن و خوش وبش هاي صميمانه نيفتاده بودند که مجري برنامه ايشان را به پشت تريبون دعوت کرد. کوتاه و غيررسمي صحبت کردند، ظاهراً قصدشان فقط حضور در مراسم عيد ديدني مردمي بود.بعد از آن يکي از برگزارکنندگان مراسم آقاي قادري نماينده سابق پاوه و جوانرود را به سخنراني فرا خواند. ايشان نيز چون کنار من نشسته بود از سر تواضع و فروتني تعارفي کردند و بدون هماهنگي قبلي گفتند آقاي صمدي صحبت مي کنند. هنوز پاسخ به لطف و تعارف ايشان تمام نشده بود که مجري، برنامه جالب و آرام بخش، هنرمندان (موسيقي عرفاني) را قطع و بنده را به پشت تريبون دعوت کرد و مرا بدون اعلام و آمادگي قبلي در مقابل عمل انجام شده قرار داد. در فاصله رفتن به روي سن و در يک لحظه فکرهاي متفاوتي به ذهنم خطور کرد. از چه بگويم؟... کوتاه باشد بهتر است. بعد از ياد خدا و عرض تبريک و خيرمقدم، گفتم حضرت ابراهيم مي خواست فرزندش اسماعيل را قرباني کند، اما خدا اين اجازه را به ايشان نداد. ما مسلمانان اين مهم را هميشه به طور عام به صورت کلامي و حجاج به طور خاص هر ساله در اين ايام عملاً با قرباني کردن گوسفندان با انجام فرضيه ديني يادآوري مي کنيم، يا به عبارت ديگر اين حادثه تاريخي و ديني را بازخواني مي کنيم. سوال اين است بازخواني اين واقعه مهم براي چيست؟ براي انجام مناسک حج است؟ براي تکرار و عدم فراموشي است؟ يا...؟ فارغ از پاسخ هاي گوناگوني که هر کدام به نوعي درست هستند. اما آن رويداد يک پيام دارد، پيام آن جلوگيري از قرباني کردن انسان ها است. وضع مطبوعات را مي بينيم، رفتار انسان هاي روشنفکر که براي آزادي و استقلال کشور تلاش مي کنند. اين محدوديت ها در مناطق بيشتر ديده مي شوند به عنوان مثال، هر ساله در زاهدان مراسمي برگزار مي شد امسال نيز در سالروز معراج (مبعث) پيامبر اکرم(ص) برگزار شد. و با خبر شديم که تعدادي از دست اندرکاران آن مراسم با مشکل روبه رو شده اند. در کردستان نيز عرصه به روي مطبوعات و هنرمندان تنگ شده و گويا برگزاري کنسرت ها با مشکلاتي روبه رو است.

اين محدوديت ها براي کساني که دل شان براي اين مملکت و ملت مي تپد و هدفي جز اعتلاي کشور ندارند مناسب نيست. هرساله به مناسبت عيد قربان مراسمي توسط کردهاي مقيم مرکز که ويژه کردها خصوصاً اورامي هاي اهل سنت است برگزار مي شود. اما نگاه برگزارکنندگان نگاه مذهبي متعصبانه منفي نيست بلکه نگاه انساني است که به همين دليل از همه اديان و مذاهب و اقوام و زبان ها در آن حضور پيدا مي کنند. وقتي به اينجا مي آيند احساس غربت نمي کنند. اگر به ترکيب جمعيت سالن توجه کنيد خواهيد ديد در اينجا کرد، فارس، لر، ترک، بلوچ، ترکمن، مازندراني و گيلکي شيعه و سني و حتي اقليت هاي ديني نيز حضور دارند اينجا نمادي از وحدت و همگرايي ملي است و خوشبختانه امروز شخصيت محترمي از خطه زاگرس اما در جايگاه ملي مهمان اين مراسم هستند و آن کسي نيست جز آقاي کروبي. ايشان هميشه مدافع مردم عملگرا و وحدت طلب بودند، حضور ايشان فرصت مغتنمي ايجاد کرد تا درد دل هايمان را از سر دلسوزي بيان کنيم.مطالب فوق با ابراز احساسات حضار روبه رو شد اما نکته مهم و عجيب اينکه در پايان مراسم جهت تشکر از برگزارکنندگان و خداحافظي به نزد يکي از آنها رفتم. ايشان به شدت مضطرب و نگران و تا حدي معترض به سخنان بود. علت را جويا شدم.


گفت شما نمي دانيد جلسه عيد ديدني سياسي شد و اين عواقب دارد. گفتم نگران نباش درددل دوستانه يي بود که... اما ايشان متقاعد نشدند و با عصبانيت از ما خداحافظي کردند. به همراه خانواده در مسير برگشت به فکر فرو رفتم نکند حرف هاي من... همه را مرور کردم و در نهايت همه اين نگراني را ناشي از ايجاد فضاي ترس و ناامني رواني و عميق در لايه هاي اجتماعي ديدم که جاي تاسف دارد و لازم است عقلا براي تلطيف و تعديل کردن فضاي ايجاد شده چاره انديشي کنند و آستانه تحمل را بالا برده و فضاي رواني جامعه را آرام تر و امن تر کنند. براي تسلي خاطر فرد مضطرب اس ام اس زير را فرستادم؛ آقاي... با سلام ببخشيد، شرکت مان در مراسم عيد قربان باعث رنجش شما شد. نيت مان خير بود. خداوند اعمال را با نيت مي سنجد، حاکميت نيز سطحي نگر نيست.

عناوين اين صفحه
اولويت هاي ديپلماسي احمدي نژاد
ورود اعراب به پرونده هسته يي توطئه است
تحويل موشک هاي اس-300 به ايران
آستانه تحمل

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام