يكشنبه، 1 دي 1387 - شماره 1848
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: اقتصاد
تحليل سيدحسين هاشمي از بودجه هاي دولت نهم
چرا کسري بودجه را اعلام نمي کنيد
ليدا نهاونديان

کاسه ميانه روي رئيس سابق کميسيون صنايع و معادن لبريز شده است. نماينده مردم ميانه از مسوولان مي خواهد اين بار آنها ميانه روي کنند. به اعتقاد او حرف سران سه قوه يکي نيست به همين خاطر در حالي که مي توان از سرمايه گذاران خارجي در شرايط فعلي به بهترين نحو ممکن استفاده کرد فرصت سوزي دوباره يي ايجاد شده است. گفت وگوي کوتاه ما را با سيدحسين هاشمي بخوانيد.

---

-آقاي مهندس، نفت به 35 دلار هم رسيد، اما ظاهراً لايحه بودجه هنوز به مجلس نرسيده است.

بله، به زمستان هم رسيديم و از لايحه بودجه خبري نشد، اميدوارم دولت به زودي لايحه را به مجلس تقديم کند چون بررسي بودجه سال 88 به راحتي سال هاي گذشته نيست.

-چرا؟

قبل از اينکه نفت به زير 100 دلار برسد دولت و مجلس به اين نتيجه رسيدند که نمي توان بودجه کشور را با نفت 60 دلاري بست. پس بايد بودجه با نفت 70 دلاري بسته شود تا مشکلي پيش نيايد. اما با سقوط ناگهاني قيمت نفت تمام معادلات به هم خورد و باعث شد دولت و مجلس بودجه با نفت 70 دلاري را مورد بازنگري قرار دهند. اميدوارم که در اين اوضاع دولت بودجه شفافي را به مجلس تقديم کند.

-منظورتان از شفاف چيست؟

متاسفانه دولت ها از اعلام ميزان کسري بودجه خود بيم دارند. اميدوارم دولت نهم اينقدر شهامت داشته باشد که براي نخستين بار بيايد کسري بودجه خود را اعلام کند. اگر اين کار را انجام دهد مي توانيم بودجه را واقعي تر ببنديم. در بيشتر اقتصادهاي دنيا کسري بودجه شفاف است. من نمي دانم چرا در کشور ما اين گونه نيست.

-به نظر شما دولت بودجه 88 را با نفت چند دلاري خواهد بست؟

به نظر من اگر دولت با همين نفت 35 دلاري بودجه را ببندد حتي با در نظر گرفتن بودجه انقباضي حدود يک سوم کسري بودجه خواهد داشت مگر اينکه پروژه هاي عمراني خود را متوقف کند که به نظر من فاجعه است. حتي اگر شده پول از کشورهاي ديگر قرض بگيريم نبايد پروژه هاي عمراني خود را تعطيل کنيم.

-چرا اينقدر به نفت وابسته شده ايم؟

اوايل انقلاب خروج از وابستگي به نفت شعارمان بود. اما شما نمودار نفتي کشور را ببينيد. هر روز به طور وحشتناک تري به نفت وابسته شده ايم. تمام بدبختي هاي ما از نفت است. هميشه گفته ام قيمت نفت که بالا مي رود عقل مديران روانه استراحتگاه مي شود.

-فکر مي کنيد اين کاهش قيمت چه اثري بر صنايع کشور داشته باشد؟

به نظر من اين کاهش قيمت دو روي سياه و سفيد دارد. سفيد آن مي گويد با کاهش قيمت نفت نگاه مسوولان معطوف به توليد داخلي خواهد شد و صنعت ملي از مظلوميت بيرون مي آيد. سياه آن پيش بيني مي کند روزهاي سختي در انتظار صنعت است. توسعه صنايع نياز به تسهيلات بانکي دارد. صنعت با منابع بانکي مي تواند به حيات خود ادامه دهد. اگر اين منابع قطع شود آنگاه نمي توان انتظار رونق صنعتي را داشت مگر اينکه دولت حمايت کند.

-دولت براي نجات از اين وضعيت چه بايد بکند؟

دولت به عنوان اولين راهکار بايد هرچه سريع تر در راستاي حمايت و جذب سرمايه گذاري هاي خارجي به ويژه سرمايه هاي ايرانيان مقيم خارج لايحه يي دوفوريتي به مجلس تقديم کند. گفته مي شود ايرانيان مقيم حدود هزار ميليارد دلار سرمايه دارند. فکرش را بکنيد، اگر حتي پنج درصد اين سرمايه وارد کشور شود چه تحول بزرگي اتفاق خواهد افتاد. قانون بايد براي سرمايه گذاري خارجي تصويب کنيم که بتوانيم به آنها اطمينان دهيم هر زمان که خواستند بتوانند اصل و فرع پول شان را از کشور خارج کنند. دومين راهکار حمايت گسترده از توليد داخلي است. بايد تمام موانع را از سر راه توليد برداريم. ترکيه و پاکستان موانع را برداشته اند، ما هم بايد بتوانيم برداريم. بخش توليد کشور به بچه يتيمي تبديل شده که کسي نمي خواهد سرپرستي اش را بر عهده بگيرد. آقايان براي يک بار هم که شده بياييد از توليد داخلي حمايت کنيد. با رونق بخش توليد مي توان کالا و ارز را نصيب کشور کرد، نه نفت،

راهکار سوم به اعتقاد من بستگي به هنر وزارت خارجه در ديپلماسي دارد. شما توجه کنيد بسياري از کشورها براي پروژه هاي ما LC باز نمي کنند. وزارت خارجه بايد در اين مقطع با استفاده از هنر ديپلماسي خود مشکلاتي از اين دست را حل کند. من در زمان دولت آقاي هاشمي کار کرده ام. آن زمان نفت هفت دلار بود. هم مناطق جنگ زده را بازسازي مي کرديم و هم صنايع جديد مي ساختيم، کشور در حال توسعه بود اما چشم اميد دولت به نفت هفت دلاري نبود بلکه با همين مکانيسم هايي که گفتم مملکت اداره مي شد. اجازه بدهيد راهکار چهارم را نيز بگويم. سران سه قوه يک مانيفست بين خود قرار دهند تا حرف شان يکي باشد. متاسفانه الان حرف سران قوه ها يکي نيست. هر کس ديدگاه خودش را مي گويد. سرمايه گذار خارجي وقتي مي بيند حرف ها يکي نيست چگونه اطمينان کند وارد بخش سرمايه گذاري اين مملکت شود. بايد سران سه قوه به وحدت برسند و حداقل براي نجات اقتصاد کشور هم که شده اختلافات خود را کنار بگذارند.
توهم زايي درآمدهاي بالاي نفتي
منصور بيطرف

آنقدر که در باب کاهش درآمدهاي نفتي و اثر آن بر اقتصاد کشور نوشته شده در خصوص افزايش درآمدهاي نفتي و تاثير منفي آن نوشته نشده است. در دوران رونق نفتي يا همان oil boom که در سه سال گذشته رخ داد شايد فقط به تعداد انگشتان دو دست از تاثير اين رونق بر اقتصاد - که عمدتاً هم در قالب بيماري هلندي جلوه مي يافت - صحبت يا نوشته شد، اما از حدود سه ماه پيش که کاهش قيمت نفت آغاز شد و بر خلاف نگاه رئيس جمهور که معتقد بود قيمت نفت به هيچ وجه به زير 100 دلار نمي افتد، قيمت ها نه فقط به زير 100 دلار که به زير 40 دلار هم رسيد.

روزي نيست که نوشته يي يا مصاحبه يي در خصوص تبعات منفي کاهش درآمدهاي نفتي در رسانه يي مطرح نشود. اين حجم انتقاد بسيار نامنصفانه است زيرا اگر در همان زماني که رونق درآمدهاي نفتي شروع شد -که فراتر از تصورات هر کارشناسي بود- رفتار دولت و نحوه هزينه آن زير ذره بين مي رفت اکنون ديگر نيازي به اين حجم از کار کارشناسي و انتقاد نبود.

اما شايد مهم ترين تبعات منفي دوره رونق نفتي، توهم زايي است که پيش مي آورد. اين توهم زايي هم در ايران مسبوق به سابقه است. به 35 سال پيش برگرديم و آن زمان را که درآمدهاي نفتي به يکباره چهار برابر شد مورد بررسي قرار دهيم، متوجه مي شويم که دولتمردان وقت تا چه اندازه دچار اين توهم بودند که «مي توانند وارد تمدن بزرگ و حتي قدرت اول دنيا شوند». اين توهم در اکثر زمينه ها بود.

در 35 سال پيش دولتمردان براي حل هر مساله يي از قبيل کمک به کشورهاي دوست و حتي پيدا کردن هم پيمان در بلوک ديگر از پول نفت استفاده مي کردند. توهم زايي درآمدهاي بالاي نفتي را فقط در اين زمينه ها نمي توان جست.

تبعات منفي ديگر اين توهم زايي را مي توان در تغيير رفتارهاي دولتمردان ديد. اين تغيير رفتار در گذشته باعث شده بود روساي وقت دولت به دولت هاي ديگر حتي دولت هاي توسعه يافته يي که ايران براي توسعه اقتصادي به دانش فني آنها نياز داشت نگاهي از بالا داشته باشند.

براي مثال در 35 سال پيش، زماني که سفير جديد آلمان براي تقديم استوارنامه خود به ايران آمده بود و در صحبت هاي خود از آمادگي دولت متبوع اش براي ارائه دانش فني سخن گفته بود، رئيس وقت دولت با برخورد تند دست رد به کمک هاي دانش فني آلمان زد و در مقابل آمادگي ايران را براي کمک به دولت آلمان اعلام کرد، در حالي که همگان مي دانستند ايران براي توسعه اقتصادي اش نيازمند دانش فني آلمان و کشورهاي توسعه يافته بود.

توهم زايي درآمدهاي نفتي تنها به اين موارد محدود نبود. در آن موقع مسوولان وقت ايران حاضر بودند به کشورهاي متقاضي وام با بهره کمتر از نرخ جهاني وام بدهند و بدين ترتيب ديگران را مديون خود کنند. اين توهم تا زماني ادامه داشت.

اما اين حباب توهم ترکيد و کشور را با بحران کسري تراز پرداخت ها مواجه کرد و مهم تر از آن بودجه کشور را که تا آن زمان با قيمت بالاي نفتي بسته شده بود و ديگر نمي شد با قيمت پايين بست ، در بر گرفت.
ترکان؛ نفت زير 55دلار عني رکود
رويا خالقي

اجلاس اوپک در الجزاير که به عقيده بسياري از دست اندرکاران در تدوين بودجه 88 نقش اساسي داشت در حالي به پايان رسيد که تصميم کاهش دو ميليون و 200 هزار بشکه يي اعضا نه تنها نمودار قيمت را به سمت بالا سوق نداد بلکه سبب کاهش قيمت نفت به سطح کمتر از 35 دلار در هر بشکه شد تا نگراني تدوين کنندگان بودجه بيشتر شود. «اعتماد» پس از اتخاذ تصميم کاهش سقف اوپک در تماس با علي اکبر ترکان معاون برنامه ريزي تلفيقي وزارت نفت نظر او را در مورد قيمت نفت در بودجه پس از اجلاس اوران جويا شد. او مي گويد؛ قيمت 55 دلار براي هر بشکه نفت مناسب است و اگر نياز شد آن را ترميم مي کنيم. او معتقد است؛ اگر بودجه سال 88 با نفت کمتر از 55 دلار بسته شود رکود بر اقتصاد کشور حکمفرما مي شود و سرمايه گذاري و طرح ها نيمه کاره باقي مي ماند. ترکان در پاسخ به سوالي درباره اينکه منظور شما از ترميم بودجه چيست، مي گويد؛ در صورتي که قيمت نفت به روند نزولي خود در بازار ادامه دهد مي توانيم با برداشت از حساب ذخيره ارزي بودجه را ترميم کنيم.

ترکان مي افزايد؛ حساب ذخيره ارزي در واقع براي روزهاي کاهش قيمت نفت تعريف شده و اگر اين اتفاق بيفتد از حساب ذخيره ارزي که درآمدهاي مازاد نفت در آن واريز شده برداشت خواهيم کرد.

معاون برنامه ريزي وزارت نفت در مورد اينکه ذخيره حساب ارزي آنقدر نيست که بتوان بودجه را با آن ترميم کرد، تصريح مي کند؛ هنوز به اندازه کافي ذخيره داريم. عده يي از اين حساب وام گرفتند که با بازپرداخت آن حساب دوباره ترميم مي شود.

ترکان اما به رغم کاهش قيمت در بازارهاي جهاني همچنان به قيمت هاي بالا اميدوار است. او مي گويد؛ نفت روي قيمت هاي پايين باقي نمي ماند. قيمت هاي پايين موجب مي شود توليد از ميادين کوچک غيراقتصادي شود ضمن اينکه با ادامه قيمت هاي ارزان براي نفت، عرضه جهاني انرژي تهديد مي شود. او در مورد دليل اصلي کاهش قيمت نفت نيز اين گونه توضيح مي دهد؛ مهم ترين دليل کاهش قيمت نفت بحران مالي امريکا و اروپا است.

نقض قانون

بند «الف» ماده 2 قانون برنامه چهارم توسعه؛ دولت مکلف است سهم اعتبارات هزينه يي تامين شده از محل درآمدهاي غيرنفتي را به گونه يي افزايش دهد که تا پايان برنامه چهارم، اعتبارات هزينه يي دولت به طور کامل از طريق ماليات و ساير درآمدهاي غيرنفتي تامين شود. اين بند از برنامه چهارم همانند ديگر بندهاي برنامه نه تنها اجرا نشد بلکه وابستگي کشور به درآمدهاي نفتي بيشتر شد اگرچه دولتمردان دولت نهم اين مهم را باور ندارند و معتقدند وابستگي کشور به درآمدهاي نفتي کاهش پيدا کرده است. اکبر ترکان اگرچه در شمار مسوولان دولت نهم است اما به افزايش وابستگي کشور به درآمدهاي نفتي معترف است. او در پاسخ به سوالي درباره نقض برنامه چهارم يعني کاهش وابستگي به درآمدهاي نفتي مي گويد؛ در شرايط کنوني نمي توان وابستگي کشور را به درآمدهاي نفتي کاهش داد. او مي افزايد؛ کاهش بودجه به درآمدهاي نفتي کاملاً درست است اما در اين سال ها نه تنها به اين سمت حرکت نکرديم بلکه هر سال وابستگي کشور به درآمدهاي نفتي بيشتر مي شود. ترکان با اين پيش بيني که با کاهش واردات در سال جاري عوارض گمرکي کاهش پيدا مي کند، مي افزايد؛ درآمدهاي مورد نياز بودجه هاي سالانه در کشور عمدتاً از سه منبع نفت، ماليات و عوارض گمرکي تامين مي شود و در اين ميان نفت نقش اول را در تامين اعتبارات سالانه بودجه براي امور جاري و عمراني کشور بازي مي کند. معاون برنامه ريزي وزارت نفت در مورد ميزان تامين بودجه از محل ماليات مي گويد؛ سهم ماليات در بودجه 18 هزار ميليارد تومان است.
عناوين اين صفحه
چرا کسري بودجه را اعلام نمي کنيد
توهم زايي درآمدهاي بالاي نفتي
ترکان؛ نفت زير 55دلار عني رکود

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام