سه شنبه، 26 آذر 1387 - شماره 1846
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سياست
فرضيات روز
حسين شريعتمداري (مدير مسوول روزنامه کيهان)؛ «در جمهوري اسلامي ايران تمامي مردم ابراز عقيده مي کنند و در اين نظام، کسي را به دليل بيان عقايدش زنداني نمي کنند و زنداني شدن افراد به خاطر اظهار عقايدشان قابل قبول نيست.»

منبع؛ فارس

فرضيه اول؛ مدير مسوول کيهان در ديدگاه هاي خود تجديد نظر کرده و قصد دارد از اين به بعد، به دفاع از آزادي بيان بپردازد. دفاع شريعتمداري از آزادي بيان، نشانه يي از تغيير ذهنيت و لحن وي نسبت به حق آزادي بيان دارد.

فرضيه دوم؛ شريعتمداري در ديدگاه هاي خود تغييري نداده است. باور بر اين است که تمام فعالان سياسي و دانشجويي که تاکنون به زندان رفته اند قصد خيانت، براندازي، جاسوسي يا اهدافي از اين دست داشته اند. وي عقيده دارد تمام زندانيان سياسي، افرادي هستند که مي خواهند در پوشش فعاليت هاي سياسي مسالمت آميز، توطئه يي را به پيش برند. ذهنيت شکاکانه شريعتمداري نسبت به منتقدان سياسي، نمود آشکار و بارزي در روزنامه تحت امر وي داشته و دارد.

محسن رضايي (دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام)؛ «به دو نفر از دوستان که از کانديداهاي بالقوه رياست جمهوري بودند و از من مي خواستند براي انتخابات آينده فکري بکنم، عرض کردم اين صندلي رياست جمهوري « توهم آميز» شده و هر کسي که روي آن قرار مي گيرد، احوالش تغيير مي يابد و احساس مي کند همه دنيا را بايد اصلاح کند و ممکن است اصلاح خودش را فراموش کند.

اين نوع روش هاي انتخاباتي به تکروي در انتخابات و به خودمحوري يا انحصارطلبي پس از پيروزي منجر مي شود. ما نياز به اين داريم که کارآمدي و تعهد را با دموکراسي درهم بياميزيم و از افراط و تفريط در هر کدام از آنها بپرهيزيم.»

منبع؛ تابناک

فرضيه اول؛ دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در لفافه مخالفت خود را با کانديداتوري محمود احمدي نژاد و محمد خاتمي در انتخابات سال آينده مطرح کرده است. در نظر وي، احمدي نژاد و خاتمي پس از کسب کرسي رياست جمهوري احوال شان تغيير کرده و بنابراين ديگر آن افرادي نيستند که شايستگي حضور در راس قوه مجريه را داشته باشند.

فرضيه دوم؛ محسن رضايي مدعي با وجود نگاهي واقع بينانه به عرصه سياست است و به رغم اظهار بي ميلي به حضور در کرسي رياست جمهوري، قلباً مايل به نامزدي کسب کرسي قوه مجريه است. اعتقاد وي مبني بر اينکه رئيس جمهور فعلي و سابق ايران نسبت به جايگاه خود متوهم بوده اند، نشان مي دهد رضايي خود را فردي مي بيند که مي تواند بدون توهم امور دولت را به پيش برد. او در دور گذشته نيز کانديداي رياست جمهوري شد و شعار «دولت عشق» را برگزيده بود اما در روزهاي پاياني از رقابت کناره گرفت.
پيش بيني


پيش بيني مي شود اتومبيل حامل محمود احمدي نژاد امروز مسير فرودگاه خوزستان تا محل سخنراني را در زماني حدود سه ساعت طي کند و نمايش استقبال هواداران وي از سوي رسانه هاي حامي دولت، به عنوان سندي در اثبات محبوبيت رئيس جمهور مطرح شود. احمدي نژاد که براي انجام دومين دور از پروژه سفرهاي استاني به خوزستان رفته است، در جمع مردم اين شهر، بار ديگر وعده شکست قريب الوقوع استکبار جهاني را به مردم خواهد داد و دقايقي را نيز به وصف ويژگي هاي مثبت خوزستاني ها اختصاص خواهد داد. به نظر مي رسد وي درباره تحول اقتصادي، اراده دولت در مبارزه با فساد، ايستادگي در مقابله با دشمنان و آمادگي براي مواجهه با تهديدات نيز سخن بگويد. تجربه سفرهاي استاني پيشين نشان مي دهد در پايان اين سفر حدود 200 طرح براي انجام پروژه هاي استاني به تصويب برسد و همراهان دولت نيز از اجرايي شدن بيش از 90 درصد مصوبه هاي سفر قبلي خبر دهند.

پيش بيني مي شود موضوع استيضاح وزراي جهاد کشاورزي و آموزش و پرورش براي مدتي از دستور کار مجلس شوراي اسلامي خارج شود. رئيس مجلس شوراي اسلامي از طراحان استيضاح درخواست کرده است به دليل حجم کارهاي مجلس، درخواست خود را به تاخير بيندازند و به نظر مي رسد طراحان استيضاح به اين تقاضا پاسخ مثبت دهند. با اين حال پيش بيني مي شود موضوع استيضاح وزيران جهاد کشاورزي و آموزش و پرورش به عنوان تقاضايي بالقوه در مجلس مطرح بماند تا توازن ميان مجلس و دولت حفظ شود.
قرار است چه شود
نامه روز شنبه رئيس جمهور به وزير کشور پرسش هاي زيادي برمي انگيزد. محمود احمدي نژاد در نامه يي به وزير کشور دستور تشکيل ستادي درخصوص صيانت از حريم امنيت عمومي و حقوق شهروندان با هماهنگي و با حضور همه دستگاه هاي ذي ربط را صادر کرده است.

کسي در صيانت از مواردي که رئيس جمهور بر آنها تاکيد کرده شکي ندارد اما سوال اين است کدام اتفاق و کدام ضرورت باعث شده رئيس جمهور به صورت ناگهاني چنين دستوري صادر کند؟ اين دستور چرا اينقدر کلي و مبهم صادر شده و ابعاد مختلف و حوزه هاي تحت پوشش آن به صورت صريح مشخص نشده است؟ وزارت کشور براي اجرايي کردن اين دستور از چه راهکاري استفاده مي کند و قرار است چه تدبيري براي صيانت از حقوق شهروندان بينديشد؟ به هر صورت اين نگراني وجود دارد که تلاش براي صيانت از حريم امنيت عمومي به استفاده از روش هايي منجر شود که در عمل به محدود کردن جمع ديگري از شهروندان منجر شده و حوزه خصوصي زندگي شهروندان را تحت الشعاع قرار دهد. جا دارد وزارت کشور در اسرع وقت جزئيات طرح خود را مشخص کرده و روشن کند درخصوص صيانت از حريم امنيت عمومي و حقوق شهروندان چه برنامه هايي دارد و قرار است چه کاري انجام شود.
عصبانيت از همايش تخصصي
اصولگرايان از برگزاري همايش نفت، توسعه و دموکراسي سخت عصباني شده اند و به روش هاي مختلف مي کوشند اين همايش تخصصي را که توسط مديران، تکنوکرات ها و استادان دانشگاهي برگزار مي شود زير سوال ببرند. اقدام تند رسانه هاي اصولگرا در نکوهش سخنراني هاي تخصصي صورت گرفته در همايش جاي استيضاح دارد. در اين ميان ايرادات عجيب و غريبي هم به سيدمحمد خاتمي و برگزارکنندگان همايش گرفته شده است.

آنهايي که گرفتار انحصارطلبي بوده و با تنگ نظري حاضر به همنشيني با افرادي با گرايش هاي فکري مختلف نيستند توقع داشتند برگزارکنندگان اين همايش هم مثل آنها رفتار کرده و راه ورود افرادي چون ابراهيم يزدي و احسان نراقي به همايش را مي بستند. آنها که خود حاضر به تحمل عقيده مخالف نيستند به خاتمي ايراد گرفتند چرا در جايي حاضر شده که چنين افرادي حضور داشته اند. اين در حالي است که فرق خاتمي با انحصارطلبان دقيقاً همين جا است و اگر قرار باشد اصلاح طلبان هم دست به ردصلاحيت چهره هاي سياسي بزنند که ديگر چه فرقي با محافظه کاران مي کنند؟ به نظر مي رسد حاميان دولت از سخنراني هاي علمي اين همايش بسيار برآشفته شده اند که اينچنين به زمين و زمان گير مي دهند و انتظاراتي نامعقول مطرح مي کنند.
تحرک جديد سياسي
به سخنراني روز شنبه عبدالله نوري در جمع فعالان سياسي اصلاح طلب و تحول خواه استان گيلان، مي توان راي اعتماد داد وي در سخنان خود ضمن تشريح شرايط ناگوار اقتصادي و سياسي از آمادگي اش براي کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري خبر داد و تاکيد کرد در صورت رئيس جمهور شدن مي تواند کار مثبتي انجام دهد. سخنان نوري در حالي مطرح مي شود که او و نيز ميرحسين موسوي از جمله فعالان سياسي به حساب مي روند که به رغم محبوبيت بالا اما دست به سکوت زده و حاضر نيستند در عرصه سياسي فعاليت خاصي انجام دهند.

اين دو البته از سوي حاميان خود بارها به کانديداتوري دعوت شده اند اما هيچ گاه پاسخ روشني به اين دعوت ها نداده بودند. در هر صورت اقدام عبدالله نوري اقدام مثبتي است و انتظار مي رود ديدار وي با فعالان سياسي ادامه داشته و سخنراني ها و مصاحبه هاي وي نيز استمرار داشته باشد. نوري و ميرحسين مي توانند در صورت فعال شدن و ديدار با قشرهاي مختلف جامعه، تحرک خوبي در سطح جامعه ايجاد کنند و شهروندان را نسبت به ايجاد تحول در جامعه خوشبين سازند. از اين رو است که وقتي نوري ديدارهاي سياسي اش افزايش پيدا کند و رسماً ابراز علاقه مي کند تا در عرصه سياسي حضور پررنگ تري داشته باشد بسيار جاي خوشحالي دارد.
پرونده يي درباره اظهارات سليمي نمين عليه دانشگاه آزاد اسلامي
يک حقيقت تلخ يا مشتي دروغ

مسعود باستاني

«خدمت يا خيانت دانشگاه آزاد؟» مساله اين نيست بلکه ماجرا از زماني آغاز شد که محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري با طرح شعار اقدام انقلابي عليه دانشگاه آزاد و دستور براي تغيير اساسنامه بار ديگر مساله دانشگاه آزاد را به عنوان يکي از پروژه هاي در دست اقدام خود مطرح کرد و کوشيد از منظر جديدي مساله اين دانشگاه را طرح کند. اقدام انقلابي وي اما به ترميم هيات موسسين اين دانشگاه منجر شد و نهايتاً بار ديگر اين مجموعه به سوي اهداف خويش حرکت کرد. اکنون هم پس از آنکه ماجراي تحقيق و تفحص از دانشگاه آزاد اسلامي در مجلس شوراي اسلامي توسط عليرضا زاکاني يکي از نمايندگان حامي دولت نهم به نقطه يي نرسيد اما دولتمردان و حاميان آنان مي کوشند با طرح مساله اين اساسنامه و ارائه ديدگاه هاي رئيس جمهوري مساله را زنده نگه داشته و ابزار فشار سياسي خود را بر طيف رقيب که حاميان هاشمي رفسنجاني به شمار مي روند، از دست ندهند. از سوي ديگر عباس سليمي نمين روزنامه نگار اصولگرا هم همزمان با اين حوادث سياسي طي چند ماهه اخير فعاليت هايش را گسترش داد و با طرح مساله يي به نام تبصره مديريتي عبدالله جاسبي توجه رسانه ها را به سوي خويش جلب کرد. سليمي نمين که اين روزها کميته مردمي مبارزه با تخلفات عبدالله جاسبي را سامان داده است با تمام توان مي کوشد برخي از ادعاهاي خود را ثابت کند و تاکيد دارد در راه مبارزه با فساد دستگاه جاسبي بايد از ابزاري تحت عنوان فشار بر افکار عمومي استفاده کرد. او در کميته مردمي مبارزه با تخلفات جاسبي تاکنون يک فيلم مستند درباره تصرف و تجاوز نيروهاي جاسبي به زمين هادوي واقع در منطقه پونک و واحد علوم و تحقيقات اين دانشگاه ساخته و آن را در تيراژ وسيع منتشر کرده است. اگرچه درباره اين فيلم و نحوه ساخته شدن آن و تصاويري که سازندگان استفاده کردند، ابهامات زيادي وجود دارد اما نبرد ميان سليمي نمين و عبدالله جاسبي همچنان ادامه دارد و دانشگاه آزاد هم با ساخت يک فيلم مستند اعلام کرد زمين مورد مناقشه اصلاً متعلق به اشرف پهلوي بوده و برخي از تصاوير اين فيلم هم ساختگي است. سليمي نمين مي گويد اين روزها مشغول تهيه يک فيلم ديگر درباره تخلفات جاسبي است و در آن فيلم افشاگري هاي جديدي عليه جاسبي و دستگاه تحت فرمان وي مطرح خواهد کرد. اين روزنامه نگار اصولگرا به تازگي در جمع دانشجويان دانشگاه امام خميني(ره) در شهر قزوين مطالب تازه يي را درباره تخلفات جاسبي افشا کرد؛ مطالبي که در فضاي سياسي کشور قابل اعتناست و مي توان با بررسي آنها يک پرونده جديد در اين باره گشود. سليمي نمين مدعي است عبدالله جاسبي نقاط حساس و گلوگاه هاي تصميم گيري را تحت فرمان خويش درمي آورد و از اين منظر تخلفاتي را مرتکب مي شود که هيچ کس در کشور به آنها رسيدگي نمي کند. او مي گويد جاسبي برخي از نمايندگان مجلس را به خدمت گرفته و شيخ قدرت عليخاني و اسدالله بادامچيان از هر دو طرف با او همکاري مي کنند. او در سخنراني خود از يک مفسده ديگر ميان رياست جمهوري سابق سازمان بازنشستگي کل کشور با عبدالله جاسبي پرده برداشت و گفت به زودي اطلاعات و مستندات خويش را در اين باره منتشر خواهد کرد. اظهارات و برخي از اتهامات سليمي نمين درباره عملکرد جاسبي و وابستگي نيروهاي سياسي برخي مسوولان و حتي برخي از روساي دانشگاه هاي دولتي به وي آنچنان قابل تامل است که مي توان افشاگري هاي اين روزنامه نگار اصولگرا را در حد افشاگري هاي عباس پاليزدار دانست. اگرچه پاليزدار اکنون بايد در دادگاه درباره صحت و سقم اظهاراتش سخن بگويد، اما سليمي نمين مدعي است همه سخنانش براساس مستنداتي است که در اختيار دارد و بخشي از سخنان وي هم در قزوين تحريف شده است. به بهانه انتشار سخنان جديد سليمي نمين عليه دانشگاه آزاد اسلامي و ادعاهايش درباره تخلفات عبدالله جاسبي، رياست اين دانشگاه، بار ديگر سراغ اين روزنامه نگار اصولگرا رفتم تا درباره انتشار فيلم تخلفات جاسبي و همچنين مدارک مورد نظر با وي گفت وگو کنم. او در اولين فرصت قرار مصاحبه را گذاشت و مرا به دفترش که همان دفتر مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران است، دعوت کرد. دفتر سليمي نمين در کوچه يي بن بست و اتاق وي در دل يک ساختمان قديمي ساز است. او از دل اين ساختمان قديمي در تهران امروز سخناني مي گويد که پرده از اسرار گذشته و تخلفات برداشته است ولي آيا اين سخنان وي با برخي از سخنان دولتمردان و حاميان آنان در رابطه با دانشگاه ارتباط دارد يا خير، مساله يي است که خودش به شدت تکذيب کرده و افکار عمومي بايد درباره اش قضاوت کنند. سليمي نمين مدارکي داشت که روي اغلب آنها مهر محرمانه ديده مي شد ولي مدعي بود که به راحتي آنها را به دست آورده است و اين مدارک اصلاً محرمانه نيستند. او مي گفت جاسبي گلوگاه ها را در اختيار دارد و از اين طريق زمين خواري مي کند ولي اينکه چقدر از زمين هاي دانشگاه آزاد اسلامي به شخص عبدالله جاسبي تعلق دارد، مساله ديگري است. سليمي نمين در اين گفت وگو اسناد و مدارک مربوط به اظهارات خود در شهر قزوين را نشان داد و صراحتاً مدعي شد در آنجا هيچ سخني درباره بسيج دانشجويي و ستاد اقامه نماز نگفته است در حالي که در خبر منتشر شده از سوي هفته نامه تابان که در برخي سايت هاي خبري هم منعکس شد، اين اظهارات ديده مي شد.

سليمي نمين در اين گفت وگو از بي توجهي مسوولان قضايي کشور نسبت به تخلفات جاسبي گلايه کرد و يادآور شد طي نامه هاي جداگانه اطلاعات و مدارک خود را به مراجع مربوطه ارائه داده است. گفت وگو با اين روزنامه نگار اصولگرا تا پاسي از شب طول کشيد و جالب آن بود که عباس سليمي نمين مبارزه با تخلفات جاسبي را مصداق اصلاح طلبي مي دانست و از اينکه روزنامه هاي اصلاح طلب به اظهاراتش بي توجه هستند، انتقاد کرد.

سليمي نمين يادآور شد مدارک بسيار زيادي از تخلفات جاسبي و اين ادعا که وي با ترفندهاي مختلف نقاط حساس و گلوگاه ها را در اختيار گرفته است در دست دارد اما اين روزها قصد ندارد همه اطلاعاتش را افشا کند زيرا اضافه شدن هر نام ديگري صف مبارزه با جاسبي را تضعيف خواهد کرد و اکنون او (سليمي نمين) توان نبرد در چند جبهه را ندارد. سليمي نمين تاکيد کرد از سال ها پيش يکي از منتقدان سرشناس دانشگاه بوده است و انتقادات وي به اين مجموعه و نحوه مديريت دکتر جاسبي همزمان با انتقادات دولتمردان نيست بلکه يک تاريخچه گسترده تر دارد. به هر حال آنچه در پي مي آيد متن گفت وگو با يک روزنامه نگار اصولگرا است که از همفکران خويش در اردوگاه اصولگرايي انتقاد مي کند و حتي نسبت به يک مفسده مديريتي در کشور و بي توجهي مسوولان به آن هشدار مي دهد. او معتقد است افشاگري هايش در راستاي انجام وظايف ملي و شرعي است و بايد به آن توجه شود.

در ساعت هاي آغازين شب يک گفت وگوي چندساعته با سليمي نمين به پايان رسيد و هنگامي که دفتر کار او را ترک مي کردم، بار ديگر برخي از پرسش هاي اين مصاحبه در ذهنم مرور شد. آيا به راستي ساير روزنامه نگاران هم از امکانات او براي پيگيري يک پرونده برخوردارند؟ آيا همه مي توانند با صراحت لهجه و آسودگي او درباره پرونده هاي مشابه سخنراني کنند؟

اين سوالات را از سليمي نمين هم پرسيدم اما پاسخ هايش مرا قانع نکرد. قضاوت درباره حرف ها و سخنان سليمي نمين پس از بررسي پاسخ ها و مشاهده مدارک طرف مقابل کار سختي است. پس از انتشار ديدگاه ها و ادعاهاي اين روزنامه نگار اصولگرا برخي از پاسخ هاي نزديکان به رئيس دانشگاه آزاد اسلامي را هم منعکس کرديم تا مجالي براي قضاوت بي طرفانه خوانندگان مهيا شود. اگرچه لازم به يادآوري است که اين گفت وگوها و نقد و نظرها تنها به خاطر حفظ يک سازمان بزرگ و يک دانشگاه است که فرصتي بيسار بزرگ براي آموزش و توسعه در سراسر کشور ايجاد کرده است و هيچ کس اعم از دوست و دشمن نمي تواند دستاوردهاي آن را ناديده بگيرد؛ دستاوردهايي که حتي منتقدان و مخالفان دانشگاه هم آن را پذيرفته و خواستار اصلاح يا بهبود آن هستند. آنچه در پي مي آيد، تلاش در جهت کشف حقايق جديد از پرونده هايي است که عباس سليمي نمين براي نخستين بار از آنها سخن گفت و طرف مقابل هم تنها افکار عمومي را به قضاوت درباره آنها فراخوانده است.

سليمي نمين؛
جاسبي گلوگاه ها را وامدار خود کرده است

افشاگري درباره ارتباط و نقش کردان، بادامچيان، عليخاني و...  با مفسده جاسبي

-به عنوان نخستين سوال درباره تخلفات گسترده يي که شما در اظهارات تان اشاره کرده ايد من مي خواهم ببينم چرا اساساً شما به اين نقطه رسيديد که شايد بشود لفظ افشاگري را برايش به کار برد. آيا واقعاً امکان ندارد از طريق اطلاع به مراجع قانوني و آگاه کردن نهادهاي قانوني و امنيتي به خصوص نهادهاي ذي صلاح و ذي ربط به اين تخلفات رسيدگي کرد؟

بسم الله الرحمن الرحيم. در ابتدا من توضيح مي دهم که هيچ بحثي را عليه دانشگاه آزاد مطرح نکردم. باز هم تاکيد مي کنم به هيچ وجه خطاب ما دانشگاه آزاد نيست. دانشگاه آزاد سرمايه يي است متعلق به ملت ايران و تلاش هاي بسيار زيادي براي رشد دانشگاه آزاد صورت گرفته است، خيلي ها زمين داده يا پول داده اند. من خيلي ها را مي شناسم که هم زمين واحدي را اهدا کردند و هم ساختمانش را ساختند. چه ايراني هاي خارج از کشور که البته همه شان بعدها با دانشگاه آزاد دچار مشکل شدند ولي اين کار را کردند به دليل علاقه يي که به کشورشان دارند. بنابراين دانشگاه آزاد متعلق به اين ملت است. هيچ کسي با دانشگاه آزاد مشکلي ندارد. برعکس به همين دليل بهتر است از برخي پلشتي ها طاهر بشود. بايد برخي ايراداتي را که در مديريت دانشگاه آزاد وجود دارد پي بگيريم تا بتوانيم برطرف کنيم. شما به نکته خوبي اشاره کرديد، خب علي القاعده اگر يک تخلفي را در جايي تشخيص داديم و به مستنداتي براي آن تخلف رسيديم آن را اول بايد به مراجع قانوني منتقل کنيم. من اين کار را کردم. نامه نوشتم، اولين مدارکي را که در رابطه با تخلفات آقاي جاسبي بوده به مقامات قضايي ارجاع دادم ولي بايد به صراحت خدمت تان عرض کنم که پيگيري نکردند. حتي پيرو اين قضيه چند بار تلفني صحبت کردم که پس چه شد؛ در اين قضيه نه من را به عنوان شاکي خواستيد، نه به عنوان کسي که مدارکي را ارائه کرده از من توضيح خواستيد و نه کسي را که من متهم مي کنم به تخلف و در واقع تعدي به اموال عمومي احضار کرديد. الان چند ماهي است که از اين قضيه دارد مي گذرد و کاري نشده و من اينجا بايد به صراحت بگويم خيلي اميدوار نيستم در مورد آقاي جاسبي اقدامي صورت بگيرد. به دليل اينکه نه فقط آقاي جاسبي بلکه هر کسي که بخواهد هر تخلفي در سطح کلان انجام بدهد قبلش يک تمهيداتي مي انديشد. من فکر نکنم آدم هايي که در سطح کلان خواسته باشند يک کارهايي بکنند بي گدار به آب بزنند. خب طبيعي است که او هم يک محاسباتي مي کند و برنامه ريزي مي کند. براي اينکه بتواند مصونيت پيدا کند. آيا آقاي جاسبي توانسته براي خودش حاشيه امن پيدا کند يا خير؟ من قطعاً بهتان مي گويم که ايشان براي خودش حاشيه امن درست کرده و بهترين گواه هم اينکه خيلي ها از آقاي جاسبي شکايت کرده اند ولي حرفشان به جايي نرسيده است. به اين دليل من به اين جمع بندي رسيدم براي اينکه بتوانيم با تخلفاتي که آقاي جاسبي مرتکب شده برخورد دقيق و سنجيده يي داشته باشيم. بايد افکار عمومي را در جريان قضيه قرار بدهيم و افکار عمومي از قوه قضائيه مطالبه کند. قطعاً من با شما هم عقيده هستم. در قوه قضائيه هم آدم هاي بسيار سالم و خوبي داريم و هم آدم هايي داريم که به دلايل عديده وامدار آقاي جاسبي شدند و من مي توانم بگويم يا به آنها مدرک داده شده يا اينکه در دانشگاه آزاد استخدام شدند يعني به دلايل مختلف يک ارتباطاتي که در واقع در امر قضا ايجاد اخلال مي کند، ايجاد شده است. من موارد دقيقش را مي توانم به شما بگويم که حاصل اين اخلال در روند قضا در کجاها است. بنابراين به اين جمع بندي رسيدم که بايد افکار عمومي را در اين قضيه به ميدان آورد. بعد که افکار عمومي به ميدان آمد قطعاً دستگاه قضايي ما پرونده آقاي جاسبي را به قاضي خواهد داد که اين قاضي کسي نيست که وامدار آقاي جاسبي باشد.

-آقاي سليمي نمين شما با به ميدان آوردن افکار عمومي در واقع داريد هزينه بسيار گزافي را به نظامي که خودتان متعلق به آن هستيد وارد مي کنيد. افشاگري عليه نهادي مثل قوه قضائيه يا اين گونه بحث ها مبني بر اينکه بعضي از قضات وامدار دانشگاه آزاد هستند. آيا نهادي مثل وزارت اطلاعات در اين مملکت وجود ندارد يا نهادي به اسم سازمان بازرسي کل کشور. آيا دادسراي عالي قضات هم وامدار آقاي جاسبي است که صدا به هيچ کس نمي رسد؟

بگذاريد در همين حد سخن را کوتاه کنيم و وارد جزئيات نشويم، آقاي جاسبي از خدا مي خواهد که ما خودمان را درگير نهاد ديگري بکنيم و او از اين قضيه فرار کند. من به طور کلي مي گويم.

-اسناد و مدارک چي؟

عرض کردم مواردي را که مي خواهم اثبات کنم سند و مدرکش را خدمت تان مي دهم. اينکه مي گوييد مراکز مختلفي در قوه قضائيه وجود دارد بنده هم قبول دارم که وجود دارد اما نمي توانم امروز بگويم که چه کسي وامدار آقاي جاسبي هست. دقت مي کنيد من شناخت دقيق دارم، بعضي ها را مي دانم که دقيقاً وامدارند. بعضي ها را نمي دانم، بعد در عمل با آنها مواجه مي شوم که احتمالاً بايد يک چيزي پشت صحنه وجود داشته باشد. ببينيد کاري که آقاي جاسبي مي کند طوري است که اصلاً در پيشاني هيچ کس مهر نمي خورد. اين مکانيسم به صورت پنهان عمل مي کند. يک موقع شما مي توانيد بفهميد اين آدم داراي وابستگي به فلان مساله هست يا نيست؟ اما کاري که آقاي جاسبي دارد مي کند يک شيوه متفاوت است. شما بايد برويد يک سال يا دو سال پشت يک دري معطل بمانيد و تازه بفهميد که اين فرد يک وابستگي هايي دارد و يک جوري وامدار شده است.

اينکه شما مي فرماييد اين براي نظام ما هزينه دارد، هزينه اين مساله براي نظام ما خيلي بيشتر است که مردم ببينند تخلف در جايي صورت مي گيرد و هيچ کاري نمي کنند. در مورد آقاي هادوي تخلف صورت گرفته است. آقاي خاتمي هم اين مساله را تاييد کرده، رئيس نيروي انتظامي تاييد کرده، بازرس ويژه تاييد کرده، همه تاييد کردند اما هيچ کاري صورت نگرفته است. آيا انتظار داريد آقاي هادوي يا کساني که در جريان پرونده آقاي هادوي هستند، نسبت به نظام اصلاً بدبين نشوند؟ ببينيد اين هزينه براي نظام خيلي بيشتر است.اين هزينه خيلي بيشتر است که مردم ما شاهد يک تخلف باشند بعد رئيس نيروي انتظامي بر اين تخلف تاييد بگذارد. اين بايد نوشته شود که در دوران آقاي خاتمي هيچ کس هيچ کاري نتوانست بکند و نکرده است.

-آقاي سليمي نمين شما روزنامه نگار هستيد، شما ساختار سياسي اين کشور را مي شناسيد و مي دانيد که اگر نهاد قدرت، نهاد دولت و نهاد هاي رسمي نتوانند در اموري وارد بشوند به معناي ضعف نظام است. آيا اين را قبول داريد؟

شما يک طرف قضيه را داريد مي بينيد. چرا نمي فرماييد که اين طرف به دليل حضور طولاني در ژست رياست قدرتمند است يعني رئيس جمهور حداکثر چهار سال مي تواند رئيس جمهور باشد. خب اين رئيس جمهور بر اساس قانون اساسي يک حدود اختياراتي دارد. چرا اين طرفش را نمي گوييد. اگر کسي 30 سال در راس يک قدرتي بود شايد توانمندي اش از رئيس جمهور به مراتب بالاتر شود. آقاي جاسبي نزديک به 30 سال در راس يک قدرت و يک سري امکاناتي بوده است که نه محاسبه شده، نه نظارت شده، نه پاسخگو بوده و اصلاً شفاف سازي نکرده است. لااقل يک دستاورد اين هزينه ها اين است که براي اولين بار بعد از نزديک به 30 سال آقاي جاسبي اعلام مي کند ما از اين به بعد اموال مان را در سايت خواهيم گذاشت - که من مطمئنم همه را نخواهد گذاشت - به هر حال يک گام به جلو است. اين گام حاصل چيست ؟ ماحصل افکار عمومي هست يا نيست؟حاصل اينکه ما توانستيم افکار عمومي را با بعضي از واقعيت ها آشنا کنيم اگر ما مي رفتيم پشت درهاي مختلف مي ايستاديم آيا به اين نتيجه مي رسيديم ؟ از شما سوال مي کنم؟ قطعاً نمي رسيديم. من توانسته ام از طريق کميته مردمي که تشکيل داده ام فقط يکي از تخلفات را منتشر کنم. اميدواريم امکاني فراهم شود تا بتوانيم همه تخلفات مالي و تخلفات مختلف را در قالب مستنداتي که مردم بتوانند ببينند، ارائه بدهيم. قطعاً آنجا مسائل جور ديگري رقم خواهد خورد.

وقتي اولين سي دي در کميته مردمي توليد شد جناب آقاي شاهرودي ديدند و بسيار متاسف شدند و پيگيري کردند. براي اولين بار آقاي جاسبي رفت طرف بازپرسي در حالي که قبلاً مي دانستيد چقدر شکايت از آقاي جاسبي مطرح شده بود؟ و هيچ کس هم مطلع نبود.

- لطفاً يک آمار بدهيد؛ آقاي جاسبي چند تا شاکي دارد؟

خيلي، خيلي. در اين مدتي که من دارم کار مي کنم از اقصي نقاط کشور نامه هايي دارم که مردم مي گويند جاسبي زمين ملت را گرفته است.

مثلاً اين نامه را يک روستايي با زبان خودش نوشته و آدرس من را هم پيدا نکرده و آن را براي مطبوعاتي که مطلب من در آن درج شده ارسال کرده و گفته است تو را به حضرت عباس آنها آن را به دست من برسانند و از من خواسته که آن را پيگيري کنم.

من هم اصلاً اميدي ندارم که پيگيري شود، چون مي دانم آقاي جاسبي نقاط حساس را قبلاً شناسايي کرده است. من مي توانم اين را به شما ثابت کنم که او گلوگاه ها را خوب شناخته است و مي تواند حداقل اين پرونده را در چم و خم بيندازد.

-چرا پرونده فروش سوالات به نتيجه نرسيد. قاضي مربوطه چه کسي بود، آيا قاضي مربوطه بخشي از آن گلوگاه ها است؟

نه. بلايي بر سر قاضي اين پرونده و بازپرس اين پرونده آوردند که خودش يک بحث مفصلي دارد. مي خواهم فقط اين نکته را بگويم. مطمئنم با اين روش کاري نمي شود، الا اينکه من اين مسائل را به گوش افکار عمومي برسانم. من هم از خدا مي خواهم از کار نويسندگي و پژوهشم نيفتم. ولي در اينجا و در بعضي پرونده ها به جاي کسي که زمينش را غصب کرده، خودش را متهم کردند و به اين جرم ايشان محکوم شده است.

-آقاي سليمي شما از کميته مردمي حرف مي زنيد و از تلاش انفرادي که انجام مي دهيد. البته شما چندان تنها هم نيستيد. چرا فعاليت هاي شما در رابطه با دانشگاه آزاد و افشاگري هاي شما و حتي تلاش هايتان براي جلوگيري از تخلفات آقاي جاسبي همزمان با موضع گيري هاي سياسي دولت در رابطه با دانشگاه آزاد بود. ديدگاه هاي شما همزمان با حرفي که آقاي رئيس جمهور مي آيد و در جمع مردم مي گويد که بايد عليه دانشگاه اقدام انقلابي کرد، مطرح شد. چرا تا حالا سکوت کرديد؟

اگر اهل پژوهش هستيد به مقاله من در کيهان هوايي و بعد در تهران تايمز مراجعه کنيد.حساسيتم نسبت به اين قضيه از زماني شروع شد که من در کيهان هوايي شاهد اين تخلفات بودم چون عمدتاً در آن نشريه مخاطب ما جامعه نخبه بود. يکي از بحث هاي اساسي آن موقع بحث عدم پيروي آقاي جاسبي از قوانين کلان آموزش عالي کشور بود. آن موقع آقاي جاسبي آنقدر احساس قدرت نمي کرد که پاسخگو نباشد، آن موقع وقتي کيهان هوايي از آقاي جاسبي مي خواست که نماينده بفرستد، مي فرستاد. الان آقاي جاسبي که خودش را اصلاً با هيچ کس در کشور برابر نمي داند. آن موقع غالباً آقاي نجفي را مي فرستاد که مسوول بين الملل دانشگاه آزاد بود.

- اين گفته را که بايد عليه دانشگاه اقدام انقلابي کرد را چطور تعبير مي کنيد که در يک اجتماع بسيار مهم رئيس يک دولتي اين گونه عليه يک نهاد آموزشي موضع بگيرد. اساساً معني اين سخن رنگ و بوي اهداف سياسي دارد يا ندارد؟

آقاي احمدي نژاد بايد جملات خودش را خودش تفسير کند. بنده پاسخگوي اظهارات ديگران نيستم. من تنها چيزي که مي توانم بگويم اينکه حساسيتم نسبت به تخلفات آقاي جاسبي متاثر از دولت آقاي احمدي نژاد نيست. اين يک بازي است که آقاي جاسبي دنبال مي کند. از شما به عنوان يک روزنامه نگار فهيم انتظار دارم شما اين بازي را پس بزنيد. آقاي جاسبي مي خواهد بگويد آقاي احمدي نژاد با آقاي هاشمي دو رقيب هستند و اين رقابت ادامه پيدا کرده است. آقاي احمدي نژاد براي اينکه آقاي هاشمي را تحت فشار قرار بدهد، آمده است و مساله دانشگاه آزاد را مطرح کرده و من در واقع قرباني اين دعواي سياسي هستم.

-من مي گويم اين تخلفات اول بايد در دستگاه قضايي کشور، دستگاه امنيتي کشور و نهادهاي رسمي اثبات شود تا ما در ملاء عام به کسي اتهام بزنيم يا بگوييم اين دستگاه قضايي فاسد است، آيا اين روش درست است؟

اين را هم بحث کرديم و گفتيم در بعضي گلوگاه هاي قوه قضائيه احتمال دارد افرادي وامدار جاسبي شده باشند مثلاً در سي دي دومي که کميته مبارزه با تخلفات آقاي جاسبي به زودي منتشر خواهد کرد يک اموالي است که متعلق به 500 هزار تا يک ميليون بازنشسته کشوري است. اين بازنشستگان جزء محروم ترين اقشار جامعه هستند. در سال 71 آقاي جاسبي به عنوان رئيس دانشگاه آزاد با سازمان بازرسي کل کشور يک موافقتنامه منعقد کرده است. اين موافقتنامه ضمن اينکه خودش هيچ ارزشي ندارد، اصلاً خلاف قانون است. چرا که اين سازمان يک سازمان دولتي است و اموالش را نمي تواند براساس يک موافقتنامه واگذار کند. بايد حتماً به مزايده بگذارد و مراحل خاص خودش را طي کند تا تبديل به يک قرارداد شود. اين توافق را در سال 71 چه کسي امضا کرده؟ رياست قبلي سازمان بازنشستگي. خيلي خب اين آقا به چه دليلي چنين تخلفي انجام داده است؟ اينجا مشخص نيست. مثلاً وقتي بررسي مي کنيد فکر مي کنيد اين آدم به امور حقوقي خيلي وارد نبوده است يا شايد يک دليل ديگري داشته است ولي مدير بعدي آمده (آقاي ثابت ) و آقاي جاسبي پيگيري کرده که ما يک موافقتنامه داريم که طبق آن بايد عمل شود. آقاي ثابت گفته اين موافقتنامه غيرقانوني است، اصلاً حق نداشته مديري چنين چيزي را امضا کند. آقاي جاسبي بلافاصله رفته توي مسير قوه قضائيه، چرا؟ براي اينکه راي بگيرد. رئيس شعبه 3 دادگاه عمومي به نفع آقاي جاسبي حکم داده است، مستنداتش هم هست. اين توافق را معتبر دانسته و يک کار ديگر هم که محل تامل است حکم الزام تنظيم سند صادر کرده است يعني بدون رضايت اين سازمان که حرفش هم درست بوده و قانوني است، الزام تنظيم سند داده و سند را به نام دانشگاه آزاد صادر کردند. به نام يک موسسه غيرانتفاعي (خديجه کبري) که اصلاً متعلق به دانشگاه آزاد هم نيست و فقط متعلق به آقاي جاسبي و همسرشان است سند را گرفته اند. او نام دانشگاه آزاد، تابلو و امکانات دانشگاه آزاد را به نفع مسائل شخصي خودش به کار گرفته است. بعد بلافاصله موسسه خديجه کبري اين ملک را به دانشگاه آزاد اجاره داده و رقم هاي کلاني را ماهانه از دانشگاه آزاد مي گيرد.

بعد از مدتي ديوان محاسبات اداري کشور، مي آيد موسسات و سازمان ها را مورد بررسي قرار مي دهد و مشخص مي شود تخلف بارز صورت گرفته و رياست قبلي سازمان بازنشستگي را محکوم کردند. بعد حکم صادر مي شود که براي مدت 6 ماه يک چهارم حقوقش را پرداخت مي کند.

-از بحث منحرف شديم. من مستندات شما را درباره گلوگاه ها مي خواهم.

اجازه بدهيد من اثبات کنم اين رياست قبلي سازمان بازنشستگي يک گلوگاه هست يا نيست.کميته مبارزه با تخلفات اين قضيه را بررسي کرده که اين افراد کي هستند. شايد آنها نمي دانستند. البته در مستندات آمده است که آقاي فلاني را به دادسراي انتظامي قضات معرفي کردند. ولي متاسفانه قوه قضائيه با اينکه هيات نظارت و سازمان بازرسي به آيت الله نمازي نامه نوشته که آقا اين تخلفات صورت گرفته و اين ملک ها بايد برگردد (من خداي نکرده نمي خواهم به آقاي نمازي توهين کنم ولي در ايران يک ساختاري داريم، آقاي نمازي ارجاع مي دهد به زير مجموعه اش) هيچ اقدامي نشده است و هنوز هم اين ملک دست آقاي جاسبي است و هنوز هم اين پيرمردها، پيرزن ها از ميلياردها تومان سرمايه شان محروم هستند. بزنگاه ها اينها است، رئيس صندوق بازنشستگي کشور بزنگاه نيست؟ رئيس يک شعبه بزنگاه هست يا نيست؟ وقتي بررسي کرديم فهميديم که اين آقاي فلان بحث دکترايش مطرح است. در همان ايام از دست مبارک آقاي جاسبي دکترا گرفته است. البته آن آقا در وبلاگ شخصي خودش نوشته من در کنکور سراسري قبول شدم، نگفته دکترايش را از آقاي جاسبي گرفته است. اما ما رفتيم در سايت خود دانشگاه آزاد و ديديم که نوشته در تاريخ فلان آقاي فلان دکترا از دانشگاه آزاد گرفته است. همه اينها را داريم، قاضي هم همين طور، قاضي در همان موقع به استخدام آقاي جاسبي درآمده است. اين طبق آيين دادرسي خلاف محرز است؛ اگر کسي که مستخدم يک سازمان هست نتواند پرونده هاي مربوط به آنجا را رسيدگي کند. علاوه بر اين تخلف بارز، حکم قاضي آنچنان پرمساله است که بازرسان نوشته اند ايشان بايد به دادسراي عالي انتظامي قضات برود.

-آقاي جاسبي چطوري اين گلوگاه ها را به خودش وا مدار مي کند؟

آنها هم بايد بررسي شود، ما هنوز آنها را بررسي نکرديم. يعني فرصتي نداشتيم. ولي آمديم اين پرونده را گرفتيم و مطالعه کرديم، جست وجو کرديم. کاري که بايد شما بکنيد من انجام دادم. من از شما سوال مي کنم اگر يک ميليون بازنشسته که با ماهي 150 هزارتومان زندگي مي کنند بفهمند ميلياردها تومان از پول شان با يک زدوبندي از جيب شان خارج شده نسبت به نظام چه تفکري خواهند داشت؟ من مي دانم که اينها به اعتماد عمومي لطمه مي زند. اما اگر من بتوانم با متخلف برخورد کنم اعتماد عمومي را تامين خواهد کرد.

-آقاي سليمي نمين شما در قزوين مي گوييد که آقاي جاسبي در بين نمايندگان مجلس با شيخ قدرت عليخاني در چپ و آقاي بادامچيان در راست، معامله مي کند و بخشي از آن گلوگاهي را هم که مي گوييد همين جا است. اما و مهم تر از آن در جايي مي گوييد کساني که از جاسبي در مفسده هاي مديريتي وي حمايت مي کنند در آن مفسده شريک هستند. سوال من اين است که وقتي 255 تن از نمايندگان مجلس از آقاي جاسبي حمايت مي کنند آيا 255 نماينده مردم در اين مفسده شريک هستند؟

220 نفر بودند. اين يک بحث ديگري است، بحث تحقيق و تفحص است. ما آن موردي را مي گويم که آقاي جاسبي طيف وسيعي از احزاب و گروه ها را ارزيابي کرده و آنها را به خودش وابسته کرده است.

-و مي گوييد اين وابستگان هم در مفسده مديريتي شريک هستند؟

من مي گويم در اسلام يک اصل هست. اگر شما تخلفي را ديديد و با آن تخلف برخورد نکرديد در گناه متخلف شريک هستيد.

-بگذاريد درباره همان آدم هايي که در قزوين راجع به آنها صحبت شده حرف بزنيم. بيايد راجع به آقاي بادامچيان يا راجع به آقاي شيخ قدرت عليخاني صحبت کنيم.

اشکالي ندارد. ببينيد آقاي بادامچيان دکترايش را از دانشگاه آزاد گرفته است ولي مدرک دکترايشان هيچ مشکل ندارد و ايشان واقعاً مدرک را براساس زحمت و تلاش خودش گرفته است.من زماني يک نامه خصوصي دادم به آقاي عسگراولادي. آقاي عسگراولادي هم از آنجايي که انسان بسيار سالمي است در ذيل نامه من نوشته بود که فلاني (آقاي بادامچيان) برادر دلسوز ما نامه يي نوشته که نکات قابل توجهي دارد. اين را بررسي کنيد. آقاي بادامچيان يک جوابيه به من نوشت که البته جوابيه ايشان اصلاً هيچ ارتباطي به اظهارات من نداشت. نکته حائز اهميت اين است که من يک نامه خصوصي نوشتم و عسگراولادي هم يک نامه خصوصي نوشته است. بعد از مدتي، ما از موقعي که اين کارها را شروع کرديم، يکسري مدارکي براي ما آوردند. در اين مدارک نامه من به آقاي عسگراولادي بود و پي نوشت آقاي عسگراولادي و نامه آقاي بادامچيان به من هم بود. همه اينها را آقاي بادامچيان کپي کرده و براي آقاي جاسبي فرستاده بود. آقاي جاسبي هم زيرش نوشته بود آقاي فلاني مسوول حراست جهت پيگيري، من نمي فهمم اينها چه ربطي به مسوول حراست دارد. من نامه ديگري به آقاي عسگراولادي نوشتم که آقاي عسگراولادي مطالب من کاملاً تاييد شد. مشخص است که بعضي ها موتلفه را سکوي پرتاب خودشان قرار دادند. شما نامه من را به کسي ارجاع داديد که به جاسبي گزارش کار مي دهد. من صحبت از تخلف ايشان نکردم.گفتم جاسبي او را وامدار کرده، وامدار از اين شاخص بيشتر که بنده نامه خصوصي مي نويسم به رئيس حزب موتلفه و آقاي بادامچيان آن را ارجاع مي دهد به آقاي جاسبي. اين کار غيراخلاقي است. اين يک شاخصي است که اگر با آقاي عسگراولادي هم صحبت کنيد وام دار شدن آقاي بادامچيان را از اين استنباط مي کند.

من البته مدارک ديگري هم دارم. الان نمي خواهم با شيخ قدرت وارد يک صحنه چالشي بشوم. چون بهترين امتياز براي آقاي جاسبي است، اما بهترين نشان از وامدار بودن آقاي شيخ قدرت نسبت به آقاي جاسبي همين بس که دروغ هايي را به اظهارات من نسبت داد و نشريه اش منتشر کرد که اصلاً من بيان نکرده بودم.

-شيخ قدرت که ديگر دکترا نگرفته است؛ چه نيازي به جاسبي دارد؟

حالا نيازهايش را هم بعد مي گويم. مي گويم که چه ارتباطاتي بين اينها ايجاد شده است. من هم کمي شم سياسي دارم و مي دانم که جبهه آقاي جاسبي را يکجوري زياد نکنم. ببينيد من نمي توانم امروز صد نفر را در برابر خودم قرار بدهم بعد يک تنه با اين صدنفر مقابله کنم. آقاي شيخ قدرت عليخاني آمده حرف هايي را به من نسبت داده که اصلاً در نوار نيست. من به نشريه تابان نامه نوشتم که آقا سي دي من را منتشر کنيد يا اگر منتشر نمي کنيد تکذيبيه من را منتشر کنيد و بگوييد که اينها نبوده است. من از شما سوال مي کنم وامدار بودن آقاي شيخ قدرت در اين قضيه به اثبات مي رسد يا نه؟ ببينيد تشکل هاي مختلف دانشجويي دارند از من حمايت مي کنند. الان ايشان فکر کرده چه جوري مي تواند ميان من را با اين دانشجويان به هم بريزد. اين سناريو طراحي شده است. آقاي شيخ قدرت يک سري عبارات را در اظهارات من جا مي دهد.

-من مي گويم چرا بايد وامدار آقاي جاسبي باشد؟

بگذاريد بعد بگويم. ببينيد آقاي «ک» معاون قدرتمندي در رسانه ملي بوده، او يک معاون ويژه بوده است. فکر مي کنيد آقاي جاسبي براي چه ايشان را در دانشگاه آزاد استخدام مي کند؟ براي اينکه او را وامدار خودش بکند. چرا آقاي جاسبي مراحل علمي ايشان را تا سطح دانشياري پيش مي برد. چرا؟ مگر اطلاع ندارد مدرک ايشان در حد فوق ديپلم است.

- البته آن آقا توانست مجلس را فريب بدهد، فريب دادن آقاي جاسبي که کاري ندارد؟

اصلاً بتواند آقاي جاسبي را فريب بدهد اما دانشگاه را نمي تواند فريب بدهد. شما نمي توانيد با مدرک جعلي برويد دانشگاه و ادعا کنيد من دکترا دارم. بلافاصله استعلام مي کنند، چه از دانشگاه داخلي باشد چه از دانشگاه خارجي باشد. بعد از استعلام استخدام مي شويد. حالا جهت اطلاع شما بگويم که آقاي جاسبي مستقيماً خودش دستور داده آقاي «ک» استخدام شود. عرض کردم ايشان از مرحله دانشياري يک مرتبه به پروفسوري رسيده بودند. چرا آقاي جاسبي چنين کاري مي کند؟ چون مثلاً درباره همين زمين آقاي هادوي که آقاي جاسبي براي تصاحبش هر شب حمله به آنجا مي کرد، يک زمان برنامه در شهر مي رود و يک گزارش تهيه مي کند و مي خواهد حملات آقاي جاسبي را پخش کند. با يک تلفن آقاي فلاني قضيه را متوقف مي کند، در حالي که (در شهر) رفته بود آنجا و با خانواده آقاي هادوي صحبت کرده بودند،گزارش تهيه شده بود. مي خواهم همين را بگويم که آقاي جاسبي گلوگاه ها را وامدار خود مي کند. آقاي فلاني يک گلوگاه بود، اين گلوگاه آلوده و وامدار شده است. مثل روز روشن است که جاسبي به او امتياز مي دهد و در ازاي آن چه مي خواهد. اما در قضيه اين آقا چه شد که بعد آقاي جاسبي جا خالي داد؟ ببينيد، آقاي فلاني قبل از اينکه به آقاي احمدي نژاد پيوند بخورد به آقاي جاسبي مرتبط است.آيا احتمال نمي دهيد که نزديک شدن آقاي فلاني به آقاي احمدي نژاد خودش يک بحث است که قابل تامل باشد. يا اينکه مثلاً آقاي ديگري که به احمدي نژاد نزديک شدند و چهره عوض کردند. چون قبلاً هم در بسياري از جلساتي که آقاي جاسبي دعوت مي شدند آن آقا را به جاي خودش معرفي مي کردند. آيا اين چرخش آنها قابل تامل نيست؟ اگر جايي بخواهد دولت آقاي احمدي نژاد را خراب کند به آقاي عباسپور مي گويند برو ببين مدرک دکتراي ايشان جعلي است يا خير؟ از آقاي عباسپور خواسته شده بود که برود ببيند مدرک دکتراي کردان صحت دارد يا خير؟ چرا بايد ايشان بيايند بگويند کردان فوق ليسانس و ليسانس هم ندارد. اين به نظر من قابل تامل است. يعني در واقع آقاي جاسبي الان مي خواهد او را قرباني کند و قرباني کردنش هم به نظر من خيلي دور از عقل نيست. يعني آقاي جاسبي در حين بي اعتبار کردن يک عنصر يک بي اعتمادي براي دولت آقاي احمدي نژاد را هم رقم مي زند. چرا رسانه هاي ما نگفتند آقاي جاسبي شما چندين سال براي امتياز گيري يک نفر را با فوق ديپلم در دانشگاه، دانشيار کردي، چرا هيچ کس در اين قضيه جاسبي را مخاطب قرار نداد ؟ امروز نبايد آقاي جاسبي محاکمه شود و مورد بازخواست قرار بگيرد؟ چرا براي اهداف و اميال خودت داري بيشترين لطمات را مي زني. چرا کسي سوال نکرد؟

-شما مي گوييد آقاي جاسبي اتاق تاريک يا اتاق پنهان صدور مدرک دارد. آيا دليل واضح و روشن داريد؟

بله و براي آنکه حرفم روشن شود بهتر است دانشگاه اعلان کند به چه کساني مدرک داده است يا چه کساني در آنجا درس خوانده اند. شما يک روزنامه نگار هستيد. بررسي کنيد اين آدم هاي وزير و وکيل و مقام عاليرتبه قضايي درس خوانده يا درس نخوانده اند؟ شما بايد بررسي کنيد، مثلاً نماينده مجلسي که در سال فلان از تهران رفته مي توانسته در طي اين مدت علاوه بر وظايف نمايندگي، يکهو از ديپلم بيايد دکترا بگيرد. اين را شما بايد بررسي کنيد و آقاي جاسبي را تحت فشار قرار دهيد. ما هم خوشحال مي شويم که يک وزير در دوران وزارتش دکترا گرفته است. البته دکترا اين نيست که بنده يک شکلات ميل مي کنم و دکترا بگيرم. دکترا گرفتن يک معناي خاصي دارد، تحصيل دارد، تز دارد، تحقيق دارد.

-مستند شما مبني بر اينکه ايشان حياط خلوت صدور مدرک دارد، فقط همين است؟

نه خير فقط اين نيست. عقل و درايت حکم مي کند از آقاي جاسبي که خودشان گفته اند من به مسوولان داده ام ابتدا سوال شود به چه کسي مدرک داده شده است.

-ايشان مي گويد طبق قانون به هر وکيلي، وزيري، رعيتي که بيايد مدرک مي دهيم.

خب اعلام کند. شما مگر نمي توانيد مراجعه کنيد به عقل تان که هيچ وزيري نمي تواند همزمان با وزارت مدرک دکترا هم بگيرد. چرا اين پرسش را از آقاي جاسبي نمي کنيد. وقتي ايشان مي گويد من به يک وزير دکترا دادم ايشان به کدام وزير دادند؟ من اگر بخواهم اسم ببرم بايد با آن نفر درگير شوم و وارد يک دعواي حقوقي بشوم که آيا تو درس خواندي يا نه؟

- آقاي سليمي نمين، شما بايد تک تک مثال بزنيد تا ما هم بتوانيم کارنامه آنها را بررسي کنيم.

اجازه بدهيد من اول اثبات کنم ايشان در مورد آقاي هادوي ظلم کرد. ما در هر مورد که بخواهيم صحبت کنيم قطعاً يک سي دي توسط کميته مردمي با تک تک مستندات منتشر مي کنيم. مردم قضاوت کنند که من مستند دارم و هم قضاوت مي کنند که حرف من درست است يا حرف آقاي بادامچيان.

-آقاي سليمي حالا که صحبت از انتشار ريزنمرات شد، براي اينکه بفهميم يک نفر درس خوانده مدرک گرفته خب بايد ريزنمراتش منتشر شود.

شما از جاسبي بخواهيد ليست را منتشر کند، وقتي کرد آن موقع من مدارک خودم را رو مي کنم و آن موقع مي توانيم بگوييم آيا يک وزير عقلاً و منطقاً مي تواند وزير باشد و دکترا هم بخواند؟ در هيچ جاي جهان پيدا نخواهيد کرد که کسي وزير مملکت باشد و دکترا هم گرفته باشد. مگر اينکه آقاي جاسبي يک فرمولي پيدا کرده باشد که بتوانند اينها با هم جمع بشوند. اين را آقاي جاسبي بايد اثبات کند.

-خب وقتي شما مي گوييد من مدرکي دارم که عبدالله جاسبي در انگليس با مظفر بقايي در ارتباط بوده بعد آقاي جاسبي هم مدعي مي شود مدرکي دارم که همسر فلاني با سرکرده منافقين در پاکستان تماس دارد.

ارتباط با جريان مظفر بقايي بحثي نيست که من بگويم چون به جنبش دانشجويي در خارج از کشور مربوط است. افرادي که در راس اتحاديه انجمن هاي اسلامي و اروپا در واحد انگليس بودند آدم هاي شناخته شده يي هستند که در اول انقلاب هم رفتند سراغ آقاي هاشمي. اين نکته در خاطرات آقاي هاشمي هم آمده است. در حالي که اين بچه ها بعداً آمدند به عنوان دفتر مطالعات تاريخ ايران با من مصاحبه کردند. آقاي علي فرزين که پارسال محروم شد، آقاي دکتر فرمرد، آقاي عبد مامون زاده و آقاي عبدالحميد بچه هاي انجمن اسلامي آنجا بودند و چندتايي ديگر هم هستند که آقاي هاشمي خودش نام مي برد که به عنوان اعضاي تعيين کننده اتحاديه انجمن هاي اسلامي واحد انگليس آمدند با من راجع به يک موضوعي صحبت کردند. بعضي از آنها آمدند خاطرات شان را گفتند. آن هم هست به عنوان مستنداتي که خاطرات ضبط شده است. آقاي جاسبي خودش اين موضوع را رد نمي کند. آنجا تشکيلاتش را داشتند. بنده مستند دارم ولي آقاي جاسبي بيايد و بگويد از کجا چنين چيزي را درآورده است؟ يا ايشان بايد با منافقين در پاکستان شنود داشته باشد يا بايد وزارت اطلاعات گفته باشد. اگر خودش يا وزارت اطلاعات شنود داشته اند بيايند قضيه را منعکس کنند، چرا نمي کنند؟ اگر واقعاً همسر من در سال 67 با مسعود رجوي ارتباط داشته آقاي جاسبي بايد سند خودش را رو کند تا وزارت اطلاعات پدر من و همسرم را در بياورد.

-آقاي سليمي نمين همان طور که در مورد همسرتان مثال مي زنيد اگر واقعاً يک چنين چيزي هست بايد دستگاه امنيتي مي آمد و رسيدگي مي کرد، اگر آقاي جاسبي چنين موجود فاسد و دروغ سازي است چطور مي تواند با اين سطح از فساد مديريت کند و با اين سطح از دروغ سازي ها که براي ما مسلمانان گناه کبيره است مورد اعتماد باشد؟ اين آدم چطور مي تواند اين همه سال رياست دانشگاه را برعهده بگيرد؟ وقتي به گذشته اش نگاه مي کنيم با حکم حضرت امام به عنوان عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي منصوب شده است و بعد در حزب جمهوري کار مي کند. خب اين فرد بايد مورد اعتماد افرادي مثل شهيد بهشتي و آقاي هاشمي رفسنجاني و شخص رهبري قرار بگيرد.

سوال خيلي خوبي است. آقاي جاسبي به عنوان رئيس دانشگاه آزاد نه به عنوان شخص خودش، يک شخصيت حقوقي است. اصلاً بحث اعتماد نيست. آقاي جاسبي نمي تواند از اين به عنوان تاييديه حضرت امام براي خودش استفاده کند. اينکه مي گوييد مورد اعتماد بعضي از آقايان است، خيلي ها اول آقاي جاسبي را به عنوان يک شخصيت موجه قبول داشتند ولي بعدها از او جدا شدند. آقاي ميرسليم و... اينها جزء هيات موسس بودند ولي بعد فاصله گرفتند.

-شما چه دليلي داريد که رهبري از دانشگاه آزاد فاصله گرفته اند؟

خودشان اعلام کردند من سال ها است هيچ ارتباطي با دانشگاه آزاد ندارم و اصلاً هيچ تاييد نمي کنم. ايشان در جواب دانشجوها اين مطلب را به صراحت گفتند. ضمن اينکه ديگران هم همين کار را کردند. ديگران هم بعد از شناخت آقاي جاسبي از ايشان فاصله گرفتند. الان فقط آقاي هاشمي از شخصيت هاي طراز اول است که از وي حمايت مي کند. آقاي هاشمي هم قطعاً صحبت خودشان را دارند من کاري ندارم چرا و به چه دليل حمايت مي کند حتي حمايت ايشان هم دليل موجهي نيست. مثلاً آقاي جاسبي مي تواند برود در محکمه يي بگويد چون آقاي هاشمي از من حمايت کرده است، تخلف من را بررسي نکنيد.

-در اين مصاحبه هيچ چيز جديدي به ما نمي گوييد، برويم سراغ وکالت آقاي عباس جاسبي و جواد جاسبي. شما مي گوييد آقاي جاسبي به آقاي عباس جاسبي وکالت داده اند و اين کار به هر حال زمينه هاي سوءاستفاده آقاي عباس جاسبي در قضاياي دانشگاه آزاد و دخالت هاي آقاي جواد جاسبي را باعث شده است. اولاً من مي خواهم بگويم کدام سند دانشگاه به نام آقاي عبدالله جاسبي است که ايشان در يک محضر وکالت بدهد که عباس جاسبي از آن استفاده بکند؟ آيا واقعاً عباس جاسبي به غير از مديريت روزنامه آفرينش نقش ديگري در دانشگاه آزاد دارد. يعني يک اليگارشي مديريتي حاکم است؟

آقاي جاسبي اينها را جواب داد. گفت من در آستانه سفر حج وکالت دادم. آقاي جاسبي در پاسخ بعد از انتشار اين مطلب توسط دکتر ذاکاني، اعلام کرد چنين وکالتي بوده است. دفتر ثبت اسنادش هم هست که کي و در کجا و حتي مفادش وجود دارد. آقاي جاسبي اين موضوع را رد نکرد، گفت بله هست و در آستانه سفر حج چنين وکالتنامه يي صادر شد. پس نمي تواند تکذيب کند چون مدرکش هست. البته خود ماهيت روزنامه آفرينش که چه بوده و بعد چه شده خودش يک بحثي است که يکي از تخلفات آقاي جاسبي است و من به آن نمي پردازم. الان روزنامه آفرينش خودش يک روزنامه مستقل خصوصي است. آقاي عباس جاسي در دانشگاه آزاد سمتي دارد يا ندارد؟ آقاي عبدالله جاسبي يک وکالت داده به برادرش در مورد اموال دانشگاه آزاد، آيا مي تواند اين وکالت را بدهد؟ نمي تواند اين کار را بکند. اصلاً وکالت لازم نيست، دانشگاه آزاد مگر سيستم ندارد ؟ قائم مقام دارد، معاون دارد، معاون مالي- اداري دارد. مگر لازم است کسي وکالت بدهد، لازم نيست. اموال دولتي را نمي شود وکالت داد. چه کسي به آقاي جاسبي چنين حقي را مي دهد؟براي اينکه طي سال هاي طولاني هيچ نظارتي بر دانشگاه آزاد نبوده و آقاي جاسبي واقعاً احساس تملک مي کند يعني طوري اداره کرده است که در واقع ملک خودش است. برخلاف آن چيزي که آقاي جاسبي شايعه مي کند اين مسائل بعد از دولت آقاي احمدي نژاد آغاز شد. اولين نامه يي که بعد از تصويب تحقيق و تفحص در مجلس هفتم- که آن موقع مشخص نبود چه کسي مي خواهد سکان دولت را در دست بگيرد- نامه يي است که در ارديبهشت 84 به مجلس مي نويسد که دانشگاه آزاد خصوصي است و قانوناً مجلس نمي تواند در آن تحقيق و تفحص بکند. اين نامه جزء اسناد مجلس است و در مجلس وجود دارد. چرا چنين فکر مي کند؟

-ولي دانشگاه آزاد دولتي نيست؟

دولتي نيست اما اموال عمومي است. صداوسيما اموال عمومي است، کيهان اموال عمومي است، اطلاعات اموال عمومي است، اينها هيچ کدام نمي توانند وکالت بدهند به برادرشان به خواهرشان. ايشان همه اختيارات دانشگاه را به برادرش تفويض کرده است. اين به نظر شما به چه معنايي است؟ شما فقط در مورد اموال خودتان مي توانيد به کسي وکالت بدهيد آقاي محترم، اموالي که متعلق به شما است غير از اين است. در مورد اموال غير مي توانيد وکالت بدهيد؟

-يک مقدار کميته مردمي را شفاف کنيد. در اين کميته مردمي چه کساني عضو هستند چرا نمي روند جمع خود را ثبت بکنند.

اين يک کميته مردمي است. کميته مردمي که خيلي نياز به ثبت ندارد.

-غير از شما کساني ديگر در آن فعاليت مي کنند؟

بعضي از دانشجويان دانشگاه آزاد هستند، طبيعي است آنها نمي خواهند جاسبي پدرشان را در بياورد. کميته کارش شفاف است. بنده نامه رسمي نوشتم که آقاي شاهرودي کميته مردمي اين چيزها را منتشر کرده است. قطعاً آقاي شاهرودي يک تلقي داشته از اين قضيه که دستور دادند آقاي جاسبي را مورد بازپرسي قرار بدهيد، والا بايد مي گفت که سليمي نمين را دستگير کنيد.

-ولي آقاي سليمي شما حرف هايي را مي زنيد که تشويش اذهان عمومي است.

شما داريد حرف هاي آقاي جاسبي را تکرار مي کنيد. شما روزنامه نگار هستيد و اين را نگوييد. تشويش افکار عمومي با رساندن حقوق جامعه، اطلاع جامعه از مسائلي که مربوط به اوست ايجاد نمي شود. من اگر حق مسلم مردم را به آنها اطلاع مي دهم از شماي روزنامه نگار انتظار ندارم، بگوييد تشويش افکار عمومي انجام داده ايد.

- در مورد زمين آقاي هادوي فيلم شما را ديدم. اولاً کميته مردمي تلاش کرده و فيلمي را منتشر کرده ولي آيا اساساً انتشار يک فيلم، نياز به مجوز دارد يا ندارد؟ چرا من خبرنگار نمي توانم يک فيلم مستند بسازم؟

اين بد است يا خوب است؟

-اين خوب است اما اگر رانتي به شما داده باشند، بد است.

اين رانت است؟

- بله چون ديگر روزنامه نگاران منتقد اين رانت را ندارند اول بياييم محتوا را بررسي کنيم و بعد من اين را جواب بدهم. در اين محتوايي که من ارائه دادم ايرادي وجود دارد يا ندارد؟

آيا بنده به صورت رانت يک سري پرونده يي را افشا کردم. الان در اين سي دي کميته مردمي مبارزه با فساد آقاي جاسبي، آيا امر خلافي بيان شده يا نشده؟ هيچ ادعاي خلافي مطرح شده يا نه؟

-آقاي جاسبي هم سندهايي دارد که اين ملک به نام اشرف پهلوي بوده و مالکيت آقاي هادوي محل ترديد است. نکته دوم اينکه سندي هست که در زمان رياست جمهوري مقام معظم رهبري ايشان امضا کرده اند و اجازه استفاده از اين زمين را به دانشگاه آزاد اسلامي داده اند و به شخص آقاي عبدالله جاسبي واگذار کردند. يعني ايشان امضاي مقام معظم رهبري را پاي سندشان دارند.

خب حالا اين بحث درست تري است، چون آنجا به جايي نمي رسيديم که آيا آقاي جاسبي اين کار را کرده يا نه. اگر سند به نام آقاي هادوي بوده باشد در روز روشن نمي توانند شما را از ملکتان بيرون کنند. بايد شب هنگام آن قدر شما را اذيت کنند تا شما از ملکتان فرار کنيد. پس بگذاريد اول اين بحث دوستان را بررسي کنيم. آقاي جاسبي گفته اين ملک براي اشرف پهلوي بوده، درست است؟ خب چه ملکي را ما داريم بحث مي کنيم؟دوم آنکه در آن سي دي، پلانش کشيده شده است که مال پلاک 220 است.

-آقاي سليمي نمين شما فقط از ما سوال مي کنيد نه ما از شما.

خب متاسفانه اين کار کمي براي شما سخت است. من هم کمي از روزنامه نگاري مي دانم. پلاکي که آقاي جاسبي مدعي آن است 173 است، که مال اشرف پهلوي است. اين سندي که آقاي جاسبي به افکار عمومي ارائه مي دهد مال ملک 173 است، اصلاً ربطي به ملک آقاي هادوي ندارد. ما در مقابل آقاي جاسبي با يک پديده زر، زور و تزوير مواجه هستيم. الان داريم راجع به ملک 168 صحبت مي کنيم که بخشي از آن را به دانشگاه دادند و راجع به 220 داريم صحبت مي کنيم، اين چيزي است که قبل از انقلاب سند اين قضيه به نام مادر ايشان خورده و اصلاً در اينجا اشرف پهلوي نقشي ندارد.ببينيد اينکه امضاي آقاي جاسبي هست يا نه؟ ايشان دو سال قبل از جريان يعني 66، آقاي هادوي طي نامه يي شش دانگ پلاک 240 که فرعي از 120 است را به غيراز چند قطعه کوچک آن که در اختيار دانشگاه آزاد قرار دارد ولي اين موضوع مورد موافقت حضرت آيت الله خامنه يي قرار گرفت و از آن تاريخ تاکنون...

اين نامه يي است که آقاي جاسبي به آقاي هاشمي مي نويسد، اين نظر به اينکه آقاي هادوي شش دانگ پلاک 240 و سهم خود از پلاک 167 را به صورت رايگان با حفظ حقوق خود در قسمتي که سکنا دارد، به دانشگاه آزاد واگذار کرده است پس لذا در تاريخ مذکور اين خانه و باغ و ساير تاسيسات مال خودش را در قسمت جنوبي نگه داشته است.نقشه را هم دانشگاه آزاد و هم هادوي امضا کردند، کار دانشگاه يک فريبکاري بزرگ است. او رفته يک سندي گير آورده از اشرف، حالا آن فيلمي هم که درست کرده در خود دانشگاه آزاد آن بالا شماره و پلاکش را مشخص کرده، اصلاً اين پلاک اشتباه است. دارد دروغ مي گويد چرا شما بايد دروغش را راحت بپذيريد. ملک آقاي هادوي سندش 240 است و بخشي از سند 168، اصلاً اينها با هم ارتباط ندارد.

-حالا چرا آقاي هادوي که يک روز زمين را بخشيده مي خواهد آن را پس بگيرد؟

نمي خواهد پس بگيرد. همان قطعه کوچکي که مال خودش است را نيز آقاي جاسبي از ايشان مي گيرد. آقاي جاسبي به خانه اش حمله مي کند. جايي را که خودش توافق کرده بود...

آقاي هادوي يک نامه به آقاي خاتمي مي نويسد، آقاي خاتمي دستور پيگيري مي دهد، اول روزنامه ها مساله ايشان را منعکس مي کنند. من از شما سوال مي کنم آقاي هادوي در ملک اشرف چه کار مي کند؟ مگر نمي گوييد که اين زمين مال اشرف بوده است و بعد از انقلاب هم ملک اشرف مصادره شده، پس آقاي هادوي در ملک اشرف چه کار مي کند؟ در آنجا قبل از انقلاب خانه ساخته يا بعد از انقلاب ساخته است؟ خانه آقاي هادوي قبل از انقلاب محل تردد آقاي موسوي اردبيلي و آقاي اشراقي داماد امام بوده و حتي آقاي ناطق نوري به آنجا مي رفتند. اين خانه آقاي هادوي کجا بوده که همه شخصيت ها در آن تردد داشته اند. او نزديک به 45 سال است آنجا خانه دارد. همان خانه يي که الان دارد توش زندگي مي کند.فرض کنيد قبل از انقلاب تردد نمي کردند. بعد از انقلاب آقاي هادوي آمده در ملکي که مصادره شده خانه ساخته است. خب اينکه نيازي ندارد مثل گرگ ها شب با او برخورد کنيد حتماً سندي وجود داشته ، مگر کار سختي بوده که آقاي هادوي را از آنجا بيرون کنند. الان اگر کسي برود داخل ملکي که مال بنياد مستضعفان است دمش را نمي گيرند و بيرون نمي کنند؟ چرا آقاي جاسبي شب ها وارد مي شدند؟خب، آقاي جاسبي مي تواند بگويد که اين حرف ها همه در خط احمدي نژاد است اما اين يک فريبکاري سياسي است. در سي دي اول که توسط کميته مردمي مبارزه با تخلفات آقاي جاسبي منتشر شد همه مدارک و مستندات وجود دارد.

-من آن سي دي و فيلم نقد آن سي دي را ديده ام. پرسش نخست اينکه چه کسي در سال 73 اين تصاوير را ضبط کرده است؟

اين تصاوير به وسيله آقاي هادوي مالک زمين و اعضاي خانواده ايشان گرفته شده است. چندين بار دوربين آنها را گرفتند و سرانجام آنها دوربين خود را در يک لوله کار گذاشتند و آن را بين درختان پنهان کردند.

آقاي جاسبي خودش در يک سندي که من به شما نشان دادم از آقاي هادوي به خاطر اهداي زمين به دانشگاه تشکر کرده است اما پس از آن همانطور که گفتم به گواه گزارش آقاي قاليباف،آقاي جاسبي به صورت مرتب به ملک شخصي آقاي هادوي تجاوز کرده تا آنها را فراري دهد. الان گناه آقاي هادوي اين است که بخش اعظمي از زمين خودش را به دانشگاه اهدا کرده است ولي يک قسمت کوچک از آن را مي خواهد براي خودش نگه دارد. البته همانطور که به شما گفتم زمين خواري آقاي جاسبي تنها منحصر به اين مورد نيست بلکه زمين هاي بسياري از روستاييان و شهرستاني ها را هم به زور تصاحب کرده اند. در گزارشي که آن زمان آقاي قاليباف به عنوان فرمانده نيروي انتظامي براي آقاي خاتمي رئيس جمهور وقت ارسال کرده است همه اين اقدامات آقاي جاسبي منعکس شده است.

-شما مي گوييد آن زميني که دانشگاه آزاد به آن تجاوز کرده است ملک شخصي و محل سکونت آقاي هادوي است اما در فيلمي که شما منتشر کرديد من اثري از خانه نمي بينم؟

خير، همان جايي که سيل آب در آن رها مي شود و در واقع از سوي آقاي جاسبي زير آب مي رود منزل هادوي است. ولي يک نکته تلخ تر ماجرا اين است که آقاي جاسبي آن زمان براي آنکه سيستم نيروي انتظامي را خنثي کند يک رشوه کلان به رئيس کلانتري داده بود تا مساله را پيگيري نکند، زماني که آقاي قاليباف مساله را بررسي کردند رئيس کلانتري را از سمتش عزل کرد.

-بسيار خب، اگر آقاي جاسبي تا اين حد نفوذ دارد و به قول شما گلوگاه ها را در اختيار گرفته است چرا هيچ کسي با ايشان برخورد نمي کند؟ آيا ايشان در کشور مصونيت دارند؟

اين نکته را از خودتان بپرسيد. مگر شما روزنامه نگار نيستيد. مگر شما ادعاي اصلاح طلبي نداريد؟ چرا سکوت کرديد؟ الان هيچ کدام از روزنامه ها نمي پرسند که سليمي نمين تو چه مي گويي؟ اگر دروغ مي گويم مرا رسوا کنند يا حتي در اين زمينه تحقيقات کنند و مطالبي بنويسند.

-حالا چرا آدمي که تا اين حد در کشور نفوذ و قدرت دارد رئيس جمهور نمي شود، او که به راحتي مي تواند همه را به سوي خود جلب کند؟

جاسبي از سه عنصر زر و زور و تزوير استفاده مي کند. آقاي جاسبي هم از طريق رسانه ها عليه من دروغ منتشر مي کند و هم اينکه مي تواند به راحتي فيلم بسازد و بگويد زمين هادوي همان زمين اشرف پهلوي است. ايشان افراد اطراف خود را مي ترساند. خيلي ها با من تماس مي گيرند و مي گويند اسناد زيادي از تخلفات جاسبي را در اختيار دارند اما مي ترسند که آن را به من بدهند چون اگر از آنها استفاده شود جاسبي مي فهمد که از جانب چه کساني بوده است. آنها مي گويند اجازه دهيد اندکي جايگاه جاسبي متزلزل شود آن وقت اسناد خود را مي آوريم. اگر جاسبي به دادگاه برود اين اسناد را افشا خواهيم کرد. از سوي ديگر جاسبي به دنبال اين نيست که محبوب شود. او به خوبي مي داند که همه دانشگاه از وي متنفرند. استاد و دانشجو و کارمند از جاسبي متنفرند. اگر شما مي خواهيد يک نظرسنجي مخفيانه برگزار کنيد. ايشان نمي خواهد محبوب باشد بلکه قلدري است که مي خواهد همه به او نيازمند باشند. او يک بار در انتخابات شرکت کرد و ديد که اصلاً جايگاهي ندارد. مثلاً اگر يک صدم افراد فعال در دانشگاه آزاد هم به وي راي مي دادند خيلي بيشتر از اين حرف ها راي مي آورد. جاسبي نمي خواهد رئيس جمهور شود و اصلاً نيازي هم نيست که رئيس جمهور شود. الان با نفوذ همه کارهايش را پيش مي برد. مثلاً پسر فلاني را اخراج مي کند يا اينکه آبروي فلاني را مي ريزد.

-سوال ديگرم اين است که چرا فقط آقاي سليمي نمين از يک آزادي استثنايي براي افشاگري عليه آقاي جاسبي برخوردار است. يعني اگر فرد ديگري در کشور اين گونه افشاگري کند يا به مساله مشابهي بپردازد بلافاصله با او برخورد مي شود، ولي هيچ کس با شما کاري ندارد؟

برعکس، اتفاقاً در کشور ما برخي افترا و تهمت مي زنند و راست راست هم راه مي روند. هيچ کدام از حرف هاي من دروغ نيست و براي همه آنها سند و مدرک دارم. اين بحث انحرافي است. آيا واقعاً آقاي هاشمي رفسنجاني در قتل هاي زنجيره يي دست داشتند؟ خير، ولي چرا بعضي افراد اين مسائل را نوشتند و هنوز هم راست راست راه مي روند؟،

-يعني شما مي گوييد با آنها برخورد نشد؟

شايد بعضي روزنامه ها را توقيف کردند ولي براي مديران مسوول و صاحبان امتياز مشکلي پيش نيامد. مگر همين روزنامه ها ننوشتند آقاي هاشمي در ترور سعيد حجاريان دست داشتند و گفتند آقاي مرعشي مي خواست قاتل حجاريان را به پاکستان بفرستد. آن زمان رادار هواپيما خاموش شد و به اشتباه جاي ديگري رفت. وقتي مي شود در کشور به همين راحتي برخي دروغ ها را منتشر کرد شما تعجب مي کنيد که من چطور حرف راست مي زنم.

-دقيقاً همين مساله عجيب است.

عجيب زماني است که سليمي نمين بتواند دروغ بگويد و امنيت هم داشته باشد. من راست مي گويم ولي راست گفتن هم براي شما عجيب است.

-نکته ديگر اينکه اسناد و مدارک شما همه محرمانه هستند؟

خير، چه کسي اين را گفته است. مثلاً خود آقاي قاليباف يک نسخه از اين نامه را به آقاي هادوي دادند . هيچ کدام از اين مدارک محرمانه نيستند. آقاي قاليباف در اين گزارش به رئيس جمهور اعلام کرده اند طبق بررسي ها به آقاي هادوي ظلم شده است.

-ولي شما به مدارک و اسنادي دسترسي داريد که هر کسي به آنها دسترسي ندارد . آيا فقط از طريق جست وجو آنها را پيدا کرده ايد؟

بله، اگر شما هم لطف کنيد و در ميدان مبارزه با تخلفات آقاي جاسبي حاضر شويد و بتوانيد اعتماد مردم را کسب کنيد، اين اطلاعات به دست شما هم خواهد رسيد. ولي اگر شما و روزنامه شما اهل اصلاح طلبي بود بايد بسيار زودتر به سراغ اين مدارک مي رفت.

-شما در سخنراني خود گفته ايد آقاي جاسبي با استفاده از نفوذ خود درسيستم دانشگاه هاي دولتي مانع از سخنراني مي شود. آيا آقاي جاسبي در دانشگاه هاي دولتي سراسر کشور هم نفوذ کرده است؟

بله، اين حرف من مستدل است. ايشان در مورد بعضي از دانشگاه هاي دولتي مکانيسمي ايجاد کرده است و به نوعي آنها را در ملاحظاتي قرار داده است. يعني يا بعضي از روساي دانشگاه ها را استخدام کرده يا به صورت پاره وقت به آنها کلاس داده اند يا اينکه اقوام و نزديکان آنها را در دانشگاه استخدام کرده اند. البته برخي از دانشگاه ها هم مردانه در اين قضيه ايستاده اند اما اين وابستگي ملاحظاتي را ايجاد کرده است که بعضي از روساي دانشگاه ها را از حق طلبي دورکرده است.ايشان در مطبوعات هم فعال هستند و ملاحظاتي هم براي مطبوعاتي ها ايجاد کرده اند. من اصلاً انتظار ندارم که شما حق طلب باشيد. اگر حقيقتي را ديديد و کتمان کرديد در دادگاه خداوند پاسخگو هستيد.

-سوال پاياني اينکه هفته نامه تابان برخي مسائل را از قول شما بيان کرده است ولي شما مي گوييد آقاي جاسبي مي خواهد شما را در برابر بسيج و ستاد اقامه نماز قرار دهد. به نظر شما چرا او مي خواهد چنين کاري را انجام دهد؟

بنده در سخنراني قزوين حرفي از آقاي قرائتي يا ستاد اقامه نماز يا بسيج دانشجويي نزدم و از شما هم که سي دي سخنراني من را ديده ايد انتظار دارم که بگوييد اين حرف ها دروغ بود. شيخ قدرت (عليخاني) اين کار را به دستور جاسبي سروسامان داده است. هدف هم معلوم است. چون بسيج دانشجويي يکي از تشکل هاي دانشجويي است که انصافاً به ميدان آمده و در مقام حق طلبي از من دفاع مي کند. آنها مي خواهند بين ما فاصله بيندازند و اختلاف ايجاد کنند. آقاي قرائتي هم انسان آزادانديشي است لابد من در صدد برآمدم که انسان هاي آزادانديش را با حقيقت مواجه کنم. شايد چون اگر آقاي قرائتي روزي واقعاً به اين تخلفات پي ببرند و بدانند پول هايي که آقاي جاسبي براي گسترش فرهنگ نماز و ايجاد مسجد و... به آنها مي دهد چگونه است با ايشان زاويه پيدا کنند. ولي صريحاً اعلام مي کنم من هيچ صحبتي از ستاد اقامه نماز و بسيج دانشجويي نکردم و اين حرف ها دروغ محض است. من الان سي دي سخنراني خودم را براي همه مي فرستم تا بدانند که من در آنجا چه چيزهايي گفتم. آقاي قرائتي هم از جمله کساني است که اگر قطعاً اين حقيقت ها برايش روشن شود در سخنراني ها و مطالب خويش از آنها استفاده مي کند و لذا هدف ايجاد اختلاف است.

گفت وگو با مهندس حمزه کرمي
کار سليمي نمين ضدامنيتي است

اگر جاسبي اين قدر قدرت داشت رئيس جمهور مي شد

مسعود باستاني

مهندس کرمي يکي از مرداني است که در حلقه اطرافيان و معتمدان دکتر عبدالله جاسبي رئيس دانشگاه آزاد اسلامي جاي دارد. گفت وگو با کرمي پس از انتشار برخي از اظهارات عباس سليمي نمين در دانشگاه قزوين و مطالب وي عليه تخلفات جاسبي و دانشگاه آزاد شکل گرفت. از اين نماينده جاسبي درباره موارد مطرح در سخنان اين روزنامه نگار اصولگرا پرسيدم و او تاکيد داشت که حاضر است درباره تک تک اين اتهامات در مراجع قانوني و نهادهاي ذي ربط پاسخگو شود اما اگر واقعاً اين اتهامات و سخنان صحت ندارد، پس کار سليمي نمين يک کار ضدامنيتي است زيرا وي با سخنانش اذهان عمومي را مشوش مي کند. کرمي که اکنون سمت دبيري ستاد بررسي عملکرد ربع قرن فعاليت هاي دانشگاه را بر عهده دارد، بيش از هر کس ديگري با زوايا و گوشه هاي دانشگاه آشناست و به همين جهت است که از وي خواستم صراحتاً درباره اتاق تاريک صدور مدرک براي برخي مسوولان و برخي از افراد سخن بگويد. او وجود چنين چيزي را تکذيب کرد و از منتقدان خواست براي ادعاهايشان دليل و مدرک بياورند. او با توجه به اظهارات منتشر شده از قول سليمي نمين در دانشگاه قزوين تاکيد کرد که در واقع دانشگاه آزاد اکنون تنها به دنبال دفاع از خود است و تصميم ندارد مانند منتقدان فضا را به مجادلات سياسي آلوده کند. او حتي دفاع سياسي را هم نپذيرفت و گفت اگر دانشگاه آزاد مي خواست همانند آنها کار سياسي انجام بدهد، به راحتي مي توانست در برابر طيف مقابل بايستد. مثلاً دانشگاه مي توانست اجتماعات دانشجويي را سر و سامان بدهد يا نقد برنامه هاي دولت را در دستور کار خود بگذارد. اما آنها اکنون تنها به دنبال شفاف سازي و ارائه گزارش روشن از عملکرد دانشگاه هستند و انتظار دارند مراجع ذي ربط هم کساني که چنين سخن مي گويند، برخورد کند. او گفت هاشمي رفسنجاني از همه نهادهاي انقلابي دفاع مي کند و دفاع قاطعانه هاشمي از دانشگاه آزاد اسلامي همانند دفاع وي از بسيج يا دفاع از جهاد سازندگي يا دفاع از مجلس است. گفت وگو با کرمي به سرعت به پايان رسيد و در آخر تنها فرصت يافتم درباره وضعيت شهريه ها و فشار اقتصادي بر دانشجويان بپرسم. کرمي از عدم انجام تعهدات تکليفي دولت به دانشگاه آزاد گلايه کرد و يادآور شد دانشگاه آزاد اسلامي اولين دانشگاه بدون نفت در کشور است.

---

-آقاي سليمي نمين در اظهارات خود مدعي شده اند من اسناد معتبري دارم و اساساً به اين اسناد رسيدگي نمي شود. با توجه به اينکه شما هم يکي از مديران دانشگاه آزاد اسلامي و از نزديکان آقاي دکتر جاسبي هستيد، مي خواستم بدانم در رابطه با اين اتهاماتي که آقاي سليمي نمين وارد مي کند صحبت کنيم. مثلاً ايشان با يکسري اسناد تاريخي مدعي شده اند آقاي جاسبي ارتباطات بسيار زيادي با مظفر بقايي داشتند و مظفر بقايي براي آقاي دکتر جاسبي نامه مي نوشتند. مي خواهم بپرسم آيا به فرض اگر آقاي دکتر جاسبي چنين ارتباطي داشته اند اين مسائل در حوزه نقد دانشگاه آزاد اسلامي مي گنجد يا خير، آيا نبايد آقاي دکتر جاسبي از خودش دفاع کند؟

من از حسن نظر شما و اينکه دنبال کشف حقيقت ها هستيد تشکر مي کنم. به نظر من اگر آقاي سليمي نمين در اين باره اسنادي داشتند تا حالا 10 بار اين جور اسناد را رو مي کردند. ضمن اينکه آقاي جاسبي يک شخصيت سياسي بوده و سابقه ايشان از قبل از انقلاب روشن است. آقاي جاسبي در دوران سربازي در ارتش هسته مقاومتي را تشکيل مي دهد و در آن هسته مقاومت حتي شخصيت هايي مانند دکتر حدادعادل بودند. تا آنجا که من اطلاع دارم آنها کساني بودند که عليه نظام شاهنشاهي و طاغوت کار مي کردند و بعد از انقلاب هم آقاي دکتر جاسبي قائم مقام حزب جمهوري اسلامي بودند. قائم مقامي حزب جمهوري اسلامي به معني اين است که در يک حزبي که سران انقلابي جمهوري اسلامي حضور دارند اين فرد مورد اعتماد است يعني کساني که از سال 1342 در معيت امام بودند. اين افراد مبارزترين آدم هاي اين نظام بودند. آنها حزب جمهوري اسلامي را تاسيس کردند و در بين شان شخصيت هايي مانند مرحوم شهيد باهنر، آيت الله موسوي اردبيلي، آيت الله هاشمي رفسنجاني، شهيد بهشتي و شهيد هاشمي نژاد حضور داشتند. اين افراد ايشان را به عنوان قائم مقام حزب جمهوري انتخاب کردند. اکنون تعدادي از آنها در کرسي هاي مختلف در اين مملکت حضور فعال دارند. طبعاً آنها نمي توانند شخصي را که سابقه انقلابي نداشته باشد در جايگاه قائم مقام شهيد بهشتي قرار دهند. لذا من فکر مي کنم اسناد مورد ادعاي آقاي سليمي نمين از نوع يکسري ارتباطات پيش پا افتاده قبل از انقلاب است. خب در آن زمان مهم حذف شاه و رژيم طاغوت بود و در اين راستا حتي در نهضت اسلامي کمونيست ها هم حضور داشتند. در يک بخشي مجاهدين خلق و منافقين هم حضور داشتند و تمام کساني که ضدرژيم بودند با مسلمانان و نيروهاي انقلابي همکاري داشتند. آن موقع يک اشتراک کلمه يي وجود داشت و آن هم حذف رژيم شاهنشاهي بود. اگر هم چيزي وجود داشته در اين راستا بوده است. فکر نمي کنم چيزي در اين راستا قابل اعتنا باشد. ضمن اينکه به گمانم اصلاً چنين چيزي وجود ندارد زيرا اگر آقاي سليمي نمين چنين اسنادي مي داشت فکر مي کنم يک نمايشگاه در خيابان پاسداران تشکيل مي داد و اين اسناد مهم را در معرض ديد عموم قرار مي داد. البته شما مي توانيد به عنوان يک خبرنگار از خود آقاي دکتر جاسبي هم اينها را پرس وجو کنيد و فکر مي کنم اطلاعاتي که خود ايشان از عملکرد خودشان دارند قطعاً از اطلاعات افرادي مثل من بيشتر است.

-بهتر است برويم سراغ بحث هاي آقاي سليمي نمين. آقاي کرمي، به صورت صريح بگوييد آيا واقعاً در دانشگاه آزاد اسلامي آن اتاق پنهان صدور مدرک که مورد ادعاي آقاي سليمي نمين است براي خواص وجود دارد، آيا شما که با اين سيستم کار مي کنيد و با آن آشنا هستيد از وجود چنين اتاقي خبر داريد، آيا مدرک يک شبه براي فردي صادر مي شود؟ حالا فرض کنيد اين فرد قاضي دادگستري هم باشد.

نه، به صورت قاطع اين مسائل را تکذيب مي کنم. حتي مي دانم بسياري از مشاوران دکتر جاسبي و مديران دانشگاه که مثلاً مدرک تحصيلي فوق ليسانس دارند و مي خواهند دکترا بگيرند و خيلي خدمات هم براي دانشگاه انجام داده اند و در واقع يک جوري دانشگاه مديون اين آدم هاست براي ادامه تحصيل مشکل دارند. حتي چنين آدم هايي براي گرفتن مدرک دکترا بايد در امتحان ورودي شرکت کنند و حتماً بايد از نظر علمي در سطحي باشند که در امتحان ورودي قبول شوند و حتماً بايد سر کلاس بروند، درس بخوانند و مانند ساير دانشجويان واحدها را پاس بکنند. بايد از پايان نامه خود دفاع کنند و جلسه دفاعيه داشته باشند و جلسه هم پيرو موازين دفاعيه باشد.

-اين واقعيت پنهان نيست که به هر حال اکثر مديران در زمان مديريت شان در دانشگاه آزاد اسلامي تحصيل کردند يعني دانشگاه آزاد اسلامي يک فرصت جديد بود زيرا از طرفي دغدغه فضاي دانشگاه دولتي را نداشت و از سوي ديگر کنکور و رقابت براي ورود به آن از دانشگاه دولتي آسان تر بود. به نظر شما چرا مديران تمايل داشتند در دانشگاه آزاد اسلامي تحصيلات تکميلي خودشان را بگذرانند. مثلاً برخي مراکز مانند مرکز مديريت دولتي هستند که مي توانند تحصيلات شان را تکميل کنند، چرا به اين مجموعه آمدند؟

ببينيد، البته بسياري از مديران هستند که مدارک شان را از دانشگاه هاي دولتي گرفتند و تعدادي هم هستند که مدارک شان را از دانشگاه آزاد اسلامي گرفتند. به دليل حجم وسيعي که دانشگاه آزاد اسلامي در مقاطع کارشناسي ارشد يا دکترا دانشجو پذيرفت طبعاً بسياري از آنها به دانشگاه آزاد اسلامي آمدند. لذا چون پذيرش دانشگاه آزاد اسلامي بيشتر بود وقتي در دانشگاه دولتي نمره قبولي نياوردند در کنکور دانشگاه آزاد اسلامي شرکت کردند و در اينجا ادامه تحصيل دادند. اين طوري نيست که بگوييم الله بختکي به همه مديران فارغ التحصيل دانشگاه آزاد اسلامي مدرک دادند. اين مسائل به استعداد آدم ها و موقعيت شان در امتحانات کنکور بستگي دارد. ضمن اينکه بحث آقاي سليمي نمين، توهين به دانشگاه و توهين به همه اساتيد است. توهين به مدرک اين دانشگاه است. مگر اينجا کارخانه مدرک چاپ کني است که همين طور هر کسي مي آيد به او مدرک بدهند، اگر اين فرد قاضي است يا مثلاً از نيروي انتظامي است به او مدرک بدهند يا چون روحاني است به او مدرک بدهند. در اينجا از اين خبرها نيست و من اطلاع دارم بسياري از مديران دانشگاه هم براي ادامه تحصيلات شان با مشکل مواجه هستند و بايد در امتحان ورودي شرکت کنند. آقاي دکتر جاسبي در اين زمينه ها با هيچ کسي تعارف ندارد و اين حرف هاي آقاي سليمي نمين واقعاً خيال پردازي و اوهام پردازي است.

-به هر حال ما شاهد برخي افشاگري ها يا به تعبير شما اتهام زني ها نسبت به دانشگاه هستيم و بحث بر سر آن اليگارشي مديريتي است که آقاي سليمي نمين مي گويند در دانشگاه آزاد وجود دارد. ببينيد سوال خيلي مشخص است. به هر حال نقش آقاي دکتر جاسبي در مديريت اين دانشگاه چيست، نقش فرزند ايشان چيست؟ رابطه آقاي عباسپور براي فضاسازي در مجلس جهت حمايت از دانشگاه آزاد اسلامي چگونه است ؟ هر کسي اين عناصر را کنار هم قرار دهد لاجرم گزارش يا گزينه اليگارشي مديريتي به ذهن اش متبادر مي شود. مي خواهم ببينم دفاع شما از اين اليگارشي مديريتي چيست؟

اصلاً چنين چيزهايي واقعيت ندارد. به دليل اينکه آقاي جواد جاسبي فقط در دانشگاه تدريس مي کند و هيچ گونه سمت رسمي مديريتي ندارد. آقاي عباس جاسبي هم در دانشگاه هيچ سمتي ندارد. ايشان سردبير روزنامه آفرينش است که آن روزنامه توسط آقاي جاسبي مديريت مي شود. آفرينش از نظر مالکيت ربطي به دانشگاه آزاد اسلامي ندارد و تنها ارتباطش اين است که رئيس دانشگاه، رئيس آن روزنامه هم هست. اين مسائل هيچ ربط اداري، مالي و مديريتي با هم ندارند و در واقع آقاي عباس جاسبي نقشي در داستان هاي دانشگاه آزاد ندارند و اصلاً چنين مجموعه يي که مورد نظر شما و آقاي سليمي نمين هست در دانشگاه آزاد اسلامي وجود خارجي ندارد. آقاي عباسپور هم يک شخصيت علمي و وزين کشور است. ايشان در انتخابات مختلف شرکت کردند و به عنوان يک نماينده اصولگرا و با مدرک فوق دکترا از امريکا در کميسيون آموزش عالي به کل دانشگاه هاي دولتي و آزاد و حتي به آموزش و پرورش خدمت مي کنند. اکنون ايشان يک انسان علمي و يک استوانه علمي در سطح کشور است و در مجلس نوعاً به عنوان رئيس کميسيون آموزش عالي از سوي نمايندگان برگزيده مي شود و دغدغه خدمت به تمامي دانشگاه هاي آموزشي اين مملکت از جمله دانشگاه آزاد اسلامي را هم دارد. شما نمي توانيد اين گونه فرض کنيد که چون ايشان نسبتي با آقاي دکتر جاسبي دارد پس بايد به دانشگاه آزاد اسلامي خدمت نکند. پس بايد چشمش را به روي 5/1 ميليون دانشجوي اين دانشگاه و 5/2 ميليون فارغ التحصيل اش ببندد. اساساً اين گونه حرف ها که مثلاً برخي مجموعه ها با کمک اقوام و فاميل مديريت مي شود در دانشگاه وجود خارجي ندارد و بيشتر داستان سرايي و قصه پردازي مخالفان است. ضمن اينکه اگر چنين چيزي وجود داشته باشد دليلي براي تخطئه اش نيست چون بسياري از مناصب در اين کشور همين گونه است. به طور مثال رئيس جمهور برادرشان را در يک سمتي منصوب مي کنند يا بستگانش را به دليل اعتماد ويژه يي که به آنها دارد منصوب مي کند. اين دليل نمي شود که کسي به دليل نسبت داشتن با يک مقام از کليه حقوق اجتماعي يا حقوق مديريتي محروم باشد.

-ببينيد به هر حال شما مي گوييد آقاي عباسپور در مجلس کار خودش را مي کند. اين فرمايش شما تا اينجا درست است. ولي ما ديديم در اوج دوراني که آقاي کوچک زاده گزارش تحقيق و تفحص در دانشگاه آزاد اسلامي را دنبال مي کرد، بي سابقه ترين حمايت مجلس صورت گرفت يعني حدود 210 نفر از نمايندگان در حمايت از دانشگاه آزاد طوماري را امضا کردند. مي خواهم بگويم علت حمايت اين همه نماينده مجلس چيست؟

چيزي که در باب اليگارشي مي گوييد را بايد آناليز کرد. طبيعي است که وقتي يک فرد در هيات دولت و مراکز ديگري به قدرت مي رسد به چنين کاري دست مي زند. آيا در دولت آقاي خاتمي نايب رئيسي برادرشان در مجلس شوراي اسلامي به دليل اليگارشي حاکم بود يا به دليل اقبالي بود که به آقاي خاتمي شد و قس عليهذا. اقوام آقاي هاشمي رفسنجاني الان هم در کشور مسووليت دارند، مثلاً محسن هاشمي رفسنجاني که رئيس مترو بود اکنون هم در دولت اصولگرا و شهرداري اصولگرايان حضور دارد. عرض بنده اين است که اگر قرار بر اين باشد که آقاي عباسپورتهراني را که فارغ التحصيل ايالات متحده قبل از انقلاب است به دليل اينکه بعدها عبدالله جاسبي رئيس دانشگاه آزاد اسلامي مي شود از مجلس بيرون بيندازيم، ديگر فکر مي کنم مجلس و نهادهاي مختلف خالي مي شوند يعني اگر حکم شود که مست گيرند در شهر هر آنکه هست گيرند. يعني آقاي داود احمدي نژاد براي چه رئيس بازرسي رياست جمهوري بود؟ ايشان الان رفته و معاون پدافند غيرعامل شدند و به هر حال الان پست دارند، پروين احمدي نژاد در شوراي شهر هستند يا خير؟ اگر آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور نبود، ايشان به شوراي شهر راه مي يافتند؟ اينها يکسري واقعيت هاي سياسي در اين مملکت است که اگر قرار است تغيير يابد بايد کلاً تغيير کند. مورد دوم اينکه چرا نمايندگان حمايت مي کنند. خب نمايندگان مجلس از فلسطين هم حمايت مي کنند. آيا فلسطينيان به مجلس پول مي دهند؟ نمايندگان مجلس از اظهارات مقام معظم رهبري هم حمايت کردند. آيا هر کسي که از هر چيزي حمايت کند مصداق پول گرفتن است؟ يعني اگر مدرک يا پول به ايشان داده شد از ايشان حمايت مي کنند؟ چرا کساني که اين اتهام را مطرح مي کنند به اين فکر نمي کنند که دانشگاه آزاد مايل به گسترش کمي در 300 واحد و مرکز نبود. اين ائمه جمعه سراسر کشور، فرمانداران، استانداران و نمايندگان محترم مجلس بودند که به آقاي جاسبي و هيات امنا فشار آوردند دانشگاه آزاد اسلامي را گسترش دهد. خيلي از نمايند گان مي گفتند در فلان شهر واحد است و من نيز در شهر فلان واحد مي زنم. امروز اگر اينها اين را از دست بدهند پايگاه شهري شان را از دست مي دهند. مثلاً وقتي امروز در شهر محلات تعداد دانشجويان کاهش پيدا مي کند و واحد مي گويد شايد بسته شوم، نماينده شهر مي آيد مي گويد من حمايت مي کنم. موضوع اين است که هر کسي که از هر کسي حمايت کرد، نماينده يي که از جرياني حمايت کرد به معناي اينکه 250 نماينده مدرک گرفتند يا پول گرفتند، نيست. به طريق اولي اگر آقاي دکتر جاسبي توان اين را دارد که نمايندگان مورد تاييد شوراي نگهباني که منصوب رهبر هستند را خريداري بکند، خوشا به حال نظام جمهوري اسلامي که چنين اتفاقي در آن مي تواند بيفتد. آقاي سليمي نمين مي گويد تمام نهادهاي تصميم گيرنده از دم فاسدند. نماينده هاي مجلس عملکرد دانشگاه را در اقصي نقاط کشور مي بينند. حمايت آنها از دانشگاه آزاد اسلامي به دليل اين بود که رفتار مخالفان دانشگاه و رفتار کساني که دنبال تحقيق و تفحص بودند را مي ديدند و اين رفتارها سياسي بودند يعني رفتاري است که فقط نيمه هاي خالي را مي بيند. فقط مي خواهند بکوبند و در نتيجه در يک حرکت نمادين آمدند 255 نماينده در حمايت از دانشگاه نامه يي امضا کردند و خطاب به مقام معظم رهبري از دانشگاه حمايت کردند. به نظرم بعد از مساله هسته يي تا اين ساعت هيچ موضوعي با اين اهميت مطرح نبوده است که اين تعداد از دانشگاه آزاد اسلامي حمايت کنند. برخوردهاي مخالفان فقط منفي بافي و نيمه خالي ليوان را ديدن و از سر تخريب است تا از سر دلسوزي و مصالح ملي.

-به هر حال بعضي از اتهامات در فضاي کنوني مطرح است. آيا دانشگاه خود را ملزم مي داند در برابر اين اتهامات با آقاي سليمي نمين دعواي حقوقي کند و نکته دوم اينکه غير از دانشگاه کس ديگري هم خودش را در برابر اتهامات سليمي نمين پاسخگو مي داند؟ چرا فقط دانشگاه است که با سليمي نمين مي جنگد؟

دانشگاه يک نهاد آموزشي است. الان 5/1 ميليون دانشجو دارد و به اينها سرويس مي دهد و اصلاً نمي تواند به اين جور گفتمان ها و بحث ها که اتفاقاً هيچ واقعيتي هم ندارد، اهميت بدهد و خودش را درگير اين مسائل وقت گير کند. در واقع بايد بگويم حرف هايي که آقاي سليمي نمين و دوستان ديگر دارند يا واقعيت دارد يا واقعيت ندارد. اگر واقعيت دارد، اين سوال مطرح مي شود که چرا به رغم اينکه بارها آنها را به دستگاه قضايي، امنيتي، مراجع ذي صلاح و مسوولان مختلف ارسال و تقديم کردند هيچ کسي از مراجع مختلف اين مملکت به اين تخلفات رسيدگي نکرده است؟ مگر ما مي توانيم بگوييم همه سيستم فاسد هستند يا همه سيستم از طرف دکتر جاسبي خريداري شده اند، همه از طرف دکتر جاسبي مدرک گرفته اند يا همه آلوده هستند؟ در اين سيستم پنج نفر آدم حسابي پيدا نمي شود که بيايد به اين تخلفات بزرگ رسيدگي کند؟ به نظرم بايد نهادهاي امنيتي به صحنه بيايند چون کار آقاي سليمي نمين يک کار ضدامنيتي است. به دليل اينکه دانشگاه و دانشجو دارند به فعاليت خود ادامه مي دهند. ولي ايشان اين مدارک را در دفعات مکرر به دستگاه قضايي ارائه کردند، لابد مدارک ايشان مستند نبود که رسيدگي نشده است. اما ايشان باز همين خيال پردازي ها را به دانشجوها عرضه مي کند و متاسفانه افکار عمومي را مشوش مي کند، دانشجوها و استادان را تحريک مي کند و اين کار ايشان يک کار ضدامنيتي است. ايشان در جمع به دانشگاه آزاد اسلامي توهين مي کند. طبعاً يک عده يي هم به دانشگاه تعصب دارند، يا استادها تعصب دارند، در نتيجه اعتراض مي کنند. اگر کسي در اين گفت وگوها و اعتراض ها آسيب ببيند چه کسي پاسخگو است؟ چرا نهادهاي امنيتي به اين مسائل رسيدگي نمي کنند؟ بايد نهادهاي امنيتي به صحنه بيايند. اگر آقاي سليمي نمين کارش تشويش اذهان عمومي است ايشان را از اين اقدامات برحذر بدارند.

-چرا برخي نهادها که از آنها ياد مي شود يا مثلاً سازمان بازنشستگي کل کشور واکنش نشان نمي دهند؟ شما خبري داريد که آنها مي خواهند واکنش نشان دهند؟

به نظر من آنها بايد واکنش نشان دهند و از خودشان دفاع کنند. وقتي به آنها گفته مي شود دانشگاه آزاد اسلامي نفر برتر يا نهاد برتر اقامه نماز شده است، چون دکتر جاسبي آقاي قرائتي را خريده، بايد ستاد اقامه نماز به صحنه بيايد. واقعاً الان در ساختماني که حتي 20 پرسنل دارد دانشگاه در آنجا نماز جماعت دارد، نمازخانه دارد، امام جماعت دارد و به صورت مرتب نماز خوانده مي شود. اين طوري که من فهميدم عده يي نيز از آقاي سليمي نمين شکايت کردند و چون سيستم قضايي پرونده هايش متراکم است و تا به مرحله دادگاه برسد کمي طول مي کشد، فکر کنم تا شش هفت ماه آينده ايشان 60 يا 70 پرونده در دادگاه ها داشته باشد.

- اتهاماتي که آقاي سليمي نمين وارد کرده بعد اين پرونده را در سطح ملي بالا برده است. يعني بحث پرونده، ملي است. اينکه رئيس سازمان بازرسي کل کشور با دانشگاه آزاد شامل يک مفسده مديريتي شده اند، مساله ملي است يا مثلاً به کل قضات قوه قضائيه توهين مي شود. آيا نبايد اين پرونده را جدا کرد و اين پرونده را دادستان به صورت ملي بررسي کند؟ سوال من اين است که چرا اين پرونده ملي نمي شود؟

در واقع مدعي العموم ما نيستيم. ما جزء کساني هستيم که در اين ماجرا به ما ظلم شده و ظلم مي شود. فکر مي کنم دستگاه هاي امنيتي و قضايي بايد به وظيفه انقلابي خودشان عمل کنند. اگر دانشگاه ايراد دارد، بيايند و بگويند تا دانشگاه تصحيح کند. اگر دانشگاه ايراد دارد، بيايند و ما را محکوم کنند. بيايند پرونده را شفاف رسيدگي کنند. اما اگر دانشگاه ايراد ندارد بايد جلوي تشويش اذهان و اين جور تخريب ها را بگيرند. ببينيد شما وقتي اين جور به همه توهين مي کنيد، يعني نظام را مي زنيد. وقتي قوه قضائيه را مي زنيد، نظام را مي زنيد. وقتي نيروي انتظامي را تضعيف مي کنيد نظام را مي زنيد. وقتي بسيج دانشجويي را مي زنيد، نظام را مي زنيد، بالاخره اينها نمادهايي هستند که براساس سازوکارهاي اين مملکت و قانون اساسي تشکيل شده اند. کسي حق ندارد و نبايد به خودش اجازه بدهد به بهانه امر به معروف همه را تخريب کند. امر به معروف شرايطي دارد و من فکر مي کنم اين شرايط در فرمايشات آقاي سليمي نمين رعايت نمي شود و ايشان فقط مسوول تخريبند پس کي مي خواهند ارشاد کنند. اجازه بدهيد در اينجا بحث ديگري را مطرح کنيم. آقاي سليمي نمين در اظهاراتش مي گويد اينجا نبايد مفسده مديريتي آقاي جاسبي را با عملکرد دانشگاه آزاد يکي بگيريم. ايشان اول اعلام کرد من با دانشگاه آزاد اسلامي و کارکردهايش مشکلي ندارم اما با مفسده مديريتي آقاي جاسبي مبارزه مي کنم. اما کار ايشان سياسي است، ما هم مجبوريم به صورت سياسي دفاع کنيم. وقتي مخالفان دانشگاه اين طور رفتار مي کنند چاره يي جز دفاع باقي نمي گذارند. ولي کار ما سياسي نيست. اگر ما مي خواستيم کار سياسي بکنيم، مي توانستيم تظاهرات دانشجويي راه بيندازيم. مي توانستيم اجتماعات دانشجويي راه بيندازيم. مي توانستيم جلوي مسجد و مراکز قدرت اجتماع دانشجويي راه بيندازيم. مي توانستيم بيانيه بدهيم در روزنامه ها و مخالفت علني بکنيم. همايش بگذاريم و دولت را نقد کنيم، گراني را نقد کنيم. مي توانستيم همايش بگذاريم سياست هاي دولت را نقد کنيم.

-اما آقاي سليمي نمين مي گويد شما از همه ابزارها عليه اش استفاده کرديد. آيا مشکلاتي براي پسرش و همسرش ايجاد شده است؟

پسر ايشان تا آنجايي که اطلاع داريم مدرک ليسانس نگرفته و ايشان آمده در فوق ليسانس شرکت کرده و بعداً به همين روالي که در دانشگاه وجود دارد که يک کسي مدرک ليسانسش را ارائه بدهد و به همه هم اين فرصت را مي دهند پس آقاي سليمي نمين در امتحان شرکت کرده قبول شده و به او فرصت داده اند مثلاً در يک دوره شش ماهه مدرک ليسانسش را بياورد و به مقطع فوق ليسانس ارائه کند ولي به دليل اينکه پسر آقاي سليمي نمين معدلش زير 12 بوده و اصولاً دانشگاه هاي مختلف و وزارت علوم، فرهنگ و آموزش عالي اگر کسي مدرکش زير 12 باشد نمي تواند مدرک ليسانس داده باشد فقط گواهي داده مي شود که نامبرده اين واحدها را گذرانده حالا اين واحدها آيا منتهي به ليسانس شده يا نه؟ ولي و در حالي که تحصيل ايشان منتهي به ليسانس نشده. يعني مدرک به ايشان داده نشده است که مدرک ليسانس اش را به آن مقطع بالاتر ارائه بدهد در نتيجه مقطع بالاتر قبولي ايشان را زير سوال برده و اين مساله کاملاً قانوني است و چيزي است که اگر دانشگاه تخلف کند تخلف در بخش سياسي وجود ندارد و اتفاقاً من تا آنجايي که مي دانم آقاي جاسبي از اينکه چرا پسر آقاي سليمي نمين به اين سرنوشت دچار شدند از اين منظر ناراحت هستند چرا که اين را در شأن خودشان نمي دانند که مثلاً با سرنوشت يک جوان بازي کنند، اين بي انصافي آقاي سليمي نمين است.

-يک بحثي هم هست که ايشان در سخنان آخرشان مطرح مي کنند مبني بر اينکه تمام نهادها به بسيج دانشجويي اجازه نمي دهند، شاهد مثال شان هم دانشگاه فردوسي مشهد بوده، به هر حال هاشمي رفسنجاني به عنوان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبري همواره حامي دانشگاه آزاد بوده و دانشگاه آزاد اسلامي را يکي از دستاوردهاي انقلاب مي دانستند. آيا واقعاً دانشگاه آزاد اسلامي اصرار دارد که از وجهه آقاي هاشمي رفسنجاني براي اين دفاع سياسي استفاده کند يا اساساً دانشگاه آزاد اين نبرد را نبرد بر سر مصالح ملي مي داند.

اولاً من خدمت تان عرض کنم آقاي هاشمي اولين کسي است که پيشنهاد کردند دانشگاه آزاد تاسيس شود. ايشان در سال 61 در خطبه هاي نماز جمعه در نتيجه پيشنهاددهنده دانشگاه آزاد در واقع آقاي هاشمي بوده و اين کار بزرگ با همت آقاي دکتر جاسبي به ثمر رسيده و امروز به جاي قابل دفاعي رسيده است که شايد خود آقاي هاشمي و خود آقاي جاسبي هم انتظار نداشتند به اين موفقيت برسد و دانشگاه آزاد در اساسنامه اش هم کليه اموال دانشگاه آزاد اعم از موجودي هايش و املاکش را جزء اموال عمومي مي داند و در اساسنامه ذکر شده است که هيچ کس اعم از آقاي جاسبي و آقاي هاشمي يا کس ديگري مالکيت ندارد، در نتيجه آقاي هاشمي دانشگاه آزاد را يک دانشگاه عمومي مي داند که مال مردم است و يک نهاد انقلابي است. نهادي است که از دستاوردهاي انقلاب به شمار مي رود و از اين نهاد مانند نهادهاي ديگر دفاع مي کند. اگر امروز به سپاه هم حمله شود آقاي هاشمي از آن نيز دفاع مي کند. اگر به جهادسازندگي هم حمله شود آقاي هاشمي دفاع مي کند. اگر به رهبري معظم انقلاب جسارت شود آقاي هاشمي اولين کسي است که دفاع مي کند. اگر به مجلس حمله شود اگر به مراجع توهين شود اگر به روحانيت توهين شود آقاي هاشمي حمايت مي کند. ايشان کسي هستند که هميشه مدافع همه نهادها و به اصطلاح دستاوردهاي انقلاب بوده اند. هاشمي دانشگاه را هم جزء دستاوردهاي انقلاب مي داند و در اين موضوع اصلاً بحث سياسي مطرح نيست.

-اين جناح سياسي که آقاي سليمي نمين به آن اشاره مي کند طيفي است که آقاي هاشمي و آقاي جاسبي جزء آن هستند ولي شما نمي پذيريد. شما مي گوييد دولت با ما جنگ سياسي مي کند ولي نمي پذيرد که خودتان داريد با دولت جنگ سياسي مي کنيد يا حداقل نمي پذيريد که دفاع سياسي مي کنيد؟

به هر حال آقاي هاشمي جزء شخصيت هاي سياسي اين کشور است. آقاي جاسبي هم بالاخره سال ها کار سياسي کردند و جزء شخصيت هاي سياسي اين مملکت هستند ولي واقعاً آنها فقط از دانشگاه دفاع مي کنند يعني اينجا کار سياسي وجود ندارد.

-نظر شما درباره اينکه چرا دولت مشخصاً گفتمان تقابل با دانشگاه آزاد را پيگيري مي کند، چيست؟

به نظر من دولت اشتباه مي کند. دانشگاه در واقع بار دولت را به دوش مي کشد. نه تنها اين دولت بلکه دولت هاي قبل هم ممنون اين دانشگاه بودند. 5/1 ميليون نفري که بايد دولت هزينه کند در اينجا تحصيل مي کنند. الان براي هر دانشجوي دولتي ميانگين بين 5 تا 6 ميليون تومان دولت هزينه مي کند (در سال) خب همين هزينه را اگر دولت براي 5/1 دانشجوي دانشگاه آزاد کند رقم بسيار بالايي مي شود. به نظرم ديد دولت در اينجا ديد ملي و همراه با در نظر گرفتن مصلحت ملت نيست. يک ديد سياسي است و به دليل اينکه آقاي جاسبي يک مقداري نسبت به دستورات دولت منعطف نبوده، آنها احساس مي کنند آقاي دکتر جاسبي همراهشان نيست يا نيروي آنها نيست، در نتيجه با آن مخالفت مي کنند. يک بحث ديگر هم اينکه دانشگاه آزاد خيلي گسترش پيدا کرده است و الان بزرگ ترين دانشگاه حضوري جهان است و بعضي ها حسودي مي کنند من معتقدم دولت در اين برخوردي که با دانشگاه آزاد دارد خودش ضرر کرده و باعث دلخوري دانشجويان، استادان و چهره هاي علمي کشور شده است. شما ببينيد آقاي سليمي نمين از روز اول بحث مفسده دانشگاه را مطرح مي کرد ولي وقتي با واکنش دانشجويان و استادان روبه رو شد آمد اين را به آقاي جاسبي خلاصه کرد، بعد گفت مدارک دانشگاه اعتبار ندارد. وقتي ديدند افکار عمومي به نفع ايشان نيست آمدند مساله را در بحث مديريتي آقاي جاسبي خلاصه کردند. همين جا هم بنده اعلام آمادگي مي کنم که اگر ايشان مدرکي دارند مي توانند به هر مرجعي نشان بدهند و بنده از طرف دانشگاه مي آيم پيش آن مرجع يا نماينده دکتر جاسبي مي آيند يا خود ايشان مي آيند و پاسخگو خواهند بود. اما به نظر مي رسد اين يک لفاظي است که ايشان استفاده مي کند ولي متاسفانه از تقواي کلام فاصله گرفته اند.

-آقاي کرمي بحث آخر من به اين بحث آقاي سليمي نمين برمي گردد که ايشان گفتند آقاي جاسبي کار سياسي مي کند. دانشگاه با مفسده مديريتي که آقاي جاسبي مصداقش است، مشکل دارد اينجا مفسده مديريتي وجود دارد، مصداقش هم آقاي جاسبي بدون 25 سال نظارت است. آيا واقعاً در اين 25 سال آقاي عبدالله جاسبي و دانشگاه آزاد به هيچ جا پاسخگو نبودند؟

نه اين طور نيست. مثلاً در همان تحقيق و تفحصي که مجلس مي خواست از دانشگاه انجام دهد ما پاسخگو بوديم. اصلاً کل صحبت هايي که چه ايشان و چه جناب زاکاني مي کنند بر اساس مدارکي است که دانشگاه آزاد به آنها داده است که بررسي بکنند و هنوز هم من اين آمادگي را اعلام مي کنم که هر نهاد نظارتي و رسمي مي خواهد در هر زمينه يي از دانشگاه تحقيق و تفحص کند، استقبالم مي کنيم.

-آقاي کرمي شما به چه کساني جوابگو هستيد؟

بازرسي کل کشور، مجلس، قوه قضائيه و همه نهادهايي که در اين مملکت جايگاه قانوني دارند مانند شوراي عالي انقلاب فرهنگي ما پاسخگو هستيم و ارتباط داريم. اما بحث مفسده مديريتي که ايشان مطرح مي کنند وجود ندارد. من به شما اطمينان مي دهم اگر مفسده يي در مورد شخص آقاي جاسبي وجود داشت خيلي زودتر از اين حرف ها نظام به آن مي پرداخت ولي چون اکثر مسوولان نظام و بزرگان مملکت مي دانند که چنين چيزهايي وجود ندارد اين نوعي برخورد سياسي است که با اين دانشگاه مي شود و مفسده مديريتي فقط يک لفظ است که آقاي سليمي نمين اطلاق مي کند تا در نتيجه ظاهراً همه تماشاچي نمايش آقاي سليمي نمين هستند.

-آقاي مهندس به هر حال يک گفتماني توسط خود آقاي رئيس جمهور هم شروع شده است و توسط کساني که همفکر آقاي رئيس جمهور و دولت اصولگرا و نمايندگاني که حامي دولت اصولگراي آقاي احمدي نژاد هستند ادامه پيدا مي کند مبني به اينکه امپراتوري جاسبي بدون نظارت حرکت مي کند يعني حجم دارايي هاي دانشگاه آزاد به حساب دارايي هاي آقاي جاسبي ريخته مي شود يا به اين گونه که آقاي جاسبي در دوران مديريتش خودش از نظر موارد مالي به کسي پاسخگو نبوده يا هيچ نمادي نتوانسته است اين قضيه را اداره يا نظارت بکند يا اينکه سليمي نمين مي گويد به من اجازه سخنراني ندادند و اين نشان دهنده نفوذ آقاي جاسبي در سيستم دانشگاه دولتي است.

اولاً اين مساله بايد ثابت شود. بايد ثابت شود که اين فشار وجود دارد. اما واقعاً اگر برخي از اين روساي دانشگاه هاي دولتي آنقدر عاقل هستند که نمي گذارند بحث هاي مرتبط به يک دانشگاه ديگر که بايد در مراجع قضايي پيگيري شود يا پيگيري شده است و راي به نفع اين يا آن صادر شده است مطرح نشود، خوب است. آيا اين بحث ها اساساً موضوع روز مردم و دانشجوها است. مثلاً دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد مشکلات ديگري دارند. آنها امروز در اين فکر هستند که چگونه با 50هزار تومان پول توجيبي مخارج خود را تامين کنند. آنها مي توانستند با همين پول روزگار بگذرانند ولي الان با آن 50 هزار تومان و پيرو برخي سياست هاي دولت نهم حتي نمي توانند 5 روز را بگذرانند. آنها که گرفتار اين هستند که چگونه با دو ميليون تومان وامي که به عنوان صندوق مهررضا به آنها مي دهند حتي نمي توانند لباس شب عروسي شان را تهيه کنند، گرفتاري اين نيست که وکالت نامه يي که آقاي جاسبي داده به آقاي عباس جاسبي معتبر هست يا نيست؟ زيرا در هر مملکتي بعد از دوران کوچ نشيني ساز و کاري به عنوان قوه قضائيه وجود دارد. هر کسي مي تواند مراجعه کند به آنجا و ساز و کار قضايي مشکل را حل مي کند. حتي در دوره خلافت اسلامي هم دارالخلافه، دارالقضا وجود داشت. امروز در قرن بيست ويکم جمهوري اسلامي به عنوان يک عضو سازمان ملل قوه قضائيه دارد و اينها در آنجا بحث مي شود. دانشجو اين حس را ندارد و روساي عاقل دانشگاه هاي دولتي هم اين حس را ندارند که فضا بدهند و يک تشنجي ايجاد بکنند. اگر کسي عاقل بود و اين کار را نکرد به اين معني نيست که آقاي جاسبي به آن فشار آورده است؟ اگر آقاي جاسبي از قوه قضائيه تا روساي دانشگاهاي دولتي، از مجلس تا نيروي انتظامي و همه و همه را در يد قدرت دارد بايد به عنوان اول شخص مملکت انتخاب شود. اولين سوال اين است که چرا ايشان 200 تا 300 هزار راي در انتخابات رياست جمهوري آوردند؟ ايشان که همه را داشتند بايد رئيس جمهور مي شدند.

-آيا دانشگاه آزاد از ارتباطاتش که با مديران دولتي دارد براي پيشبرد برنامه و اهدافش استفاده نمي کند؟ در اينکه آقازاده هاي مديران دولتي در اين دانشگاه درس مي خوانند، شکي نيست. آيا شما اين ارتباطات را منکر مي شويد.

خب ببينيد کليه نهادها با کساني که با آنها سر و کار دارند تعامل مثبت مي کنند. الان درباره تاسيس واحدها استانداران محترم، ائمه محترم جمعه و نمايندگان محترم مجلس فشار مي آورند و دانشگاه با اينها تعامل مثبت دارد و طبعاً فرزندان مسوولان هم جزء آحاد اين ملت هستند، در امتحان شرکت مي کنند و قبول مي شوند. شما يک فرد را اشاره کنيد که در امتحان شرکت نکرده و قبول شده يا واحدهاي مربوطه را نگذرانده است. ما که نمي توانيم گزينش بگذاريم که هر کسي پدرش مسووليتي دارد حق ورود به دانشگاه آزاد را ندارد. ممکن است براي حسن اجراي امور بعضي از مسوولان همکاري کرده باشد ولي چه استفاده شخصي شده است؟ در کجا دانشگاه آزاد يک استفاده شخصي از امکانات کرده است؟

اولاً همان طوري که عرض کردم الان هم تقاضا براي تاسيس واحد جديد وجود دارد و اين تقاضاهاي مسوولان و استاندار و فرماندار و ائمه جمعه، روحانيت، نماينده هاي مجلس که مهم ترين نخبگان يک استان يا يک منطقه به شمار مي روند مهم است. ممکن است در يک مورد مثلاً يک زمين را که مربوط به فلان شخص خير هست يا مال فلان نهاد هست به دانشگاه اختصاص دهند. آنها اصرار دارند که چون زمين مربوطه مهياست دانشگاه برود و در آنجا به اصطلاح واحد جديد بزند. دانشگاه هم منکر اين نيست. بسيار هم ممنون بسياري هستيم و از کليه دستگاه هاي اداري که تا حالا زمين در اختيار گذاشتند و دانشگاه در آنجا ساخته شده است يعني واحد ساخته شده است سپاسگزاريم. اما آيا دانشگاه سوءاستفاده شخصي از آن مي کند، يا استفاده شخصي از آنها شده است؟ زمين دادند واحد آموزشي ساخته شده است، مالکيت اين واحد آموزشي به نام دولت و به نام مملکت است در واقع و اگر دانشگاه آزاد نباشد اين واحد متعلق به بيت المال است. پس کسي استفاده شخصي نکرده است. اين طور که نمي توان دانشگاه را متهم به زمين خواري کرد و از طرفي مگر دانشگاه هاي ديگر اختلاف ملکي با همسايه هايشان ندارند. من الان مي توانم اسم ببرم. دانشگاه تربيت مدرس تا حالا 10 بار به بهانه هاي مختلف با دانشکده علوم پزشکي دانشگاه تهران اختلاف ملکي داشته است يا با سپاه در اتوبان صدر اختلاف ملکي داشت. بسياري از نهادها اختلاف ملکي داشتند و همه دانشگاه ها اين اختلاف را با مجاورين و همسايگان شان داشته اند. دانشگاه آزاد يک دانشگاه گسترده است. ممکن است در يک جا با يک همسايه يي اختلاف ملکي داشته باشد و اين دليل زمين خواري دانشگاه نمي شود. اين حرف ها اصلاً مبناي درستي ندارد و اساساً جوسازي است.

-ولي نارضايي مردم از بحث شهريه ها را چه مي گوييد؟

البته ما متاسفيم که در دانشگاه مجبوريم از دانشجوها هزينه بگيريم. شما مي دانيد که دانشگاه آزاد دانشگاه بدون نفت است. يعني هيچ گونه درآمد کشور و درآمد نفتي يا درآمدي از خزانه مملکت به آنجا واريز نمي شود. الان سالانه شش ميليون تومان به صورت ميانگين براي دانشجويان دولتي دولت از خزانه مملکت و از پول نفت دولت پرداخت مي کنند اما دانشگاه آزاد با ميانگين 800 هزار تومان براي يک دانشجو - ميانگين شهريه کليه دانشجوها 800 هزار تومان است- دارد دانشگاه را اداره مي کند و البته براي اين تمهيداتي قائل شديم که مثلاً مجلس تصويب کرد که دولت وام بدهد. حداقل دانشجوهايي که فشار مالي به آنها مي آيد از وام استفاده کنند و فعلاً شهريه را بدهند بعد که اشتغال پيدا کردند، به صورت قسطي آن را برگردانند. اما متاسفانه همين مصوبه مجلس را هم دست اندرکاران مربوطه اجرا نکردند. دولت تعهدات تکليفي اش را در اين رابطه به صورت کامل انجام نمي دهد. مثلاً سال گذشته قرار بود 60 ميليارد تومان بدهند و اين پول اولاً خيلي دير پرداخت شد و بعد هم که دادند يک چيز خيلي اندکي بود خب اين جوابگوي نياز دانشجويان نيست. ما انتظار داريم که آقاي سليمي نمين اگر مي خواهد راجع به دانشگاه اظهار نظر بکند تقوا داشته باشد و خدا را در نظر بگيرد.من تا اين ساعت مسووليتي براي مناظره با کسي ندارم مسووليت من بررسي عملکردهاي دانشگاه بوده و يک کاري در اين راستا بايد انجام بدهند ولي اگر آقاي دکتر جاسبي دستور بدهند و موافقت کنند من اين آمادگي را دارم که با ايشان مناظره کنم. دانشگاه انتظار دارد پول نفت بيايد سر سفره مردم که مردم راحت تر بتوانند شهريه بدهند.

تهمت با دندان سياست
محمدحسين سيفي*

1- مي گويند آقاي عباس سليمي نمين در دانشگاه بين المللي قزوين، نشانه هايي از صحت اين ادعا را که او پا جاي پاي پاليزدار مي گذارد و در يک تقسيم بندي کار تيمي، او به چنان ماموريتي موظف بود و اين به چنين، بروز داده است. دليل اين مدعيان، ادعاهاي آلوده به هتک حرمت و اتهاماتي است که آقاي سليمي نمين به حجت الاسلام قرائتي، مسوولان بسيج دانشجويي و استادان، حزب موتلفه اسلامي، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، نيروي انتظامي، قوه قضائيه و... زده است و تقريباً همه را متهم به فساد و رشوه گيري و چشم پوشي از وظايف قانوني و شرعي و اخلاقي کرده است.

مي گويند آقاي سليمي نمين يکي دو روز بعد از جلسه سخنراني و پرسش و پاسخ خود، با خبرگزاري ها و سايت هاي خبري که سخنان وي را منتشر کرده اند، تماس گرفته و به تکذيب و ـ بعضاً ـ تهديد پرداخته است. و در عين حال مي گويند خبرنگار هفته نامه تابان قزوين که خبرنگاري خوشنام و صادق است، بي دليل و از سر خود آن هم با آوردن اسامي اشخاص دور از نزاع ايشان با دانشگاه آزاد اسلامي، چنين مطالبي را منعکس نکرده است،

خوانندگان گرامي را دعوت مي کنيم به فيلم مراسم مراجعه کنند تا درستي و نادرستي ادعا برملا شود.

2- گرچه به بسياري از اتهام هاي آقاي سليمي نمين مي توان پاسخ داد که قبلاً نيز پاسخ آنها داده شده اما کو گوش شنوا، اما اتفاق جالبي که در اين سخنراني مي افتد موقعي است که يکي از دانشجويان در اعتراض به آقاي سليمي نمين ادعا مي کند همين دانشگاه بين المللي قزوين (محل برگزاري مراسم)، 300 هکتار زمين کشاورزي مردم را گرفته است و چرا آقاي سليمي نمين به موضوع زمين هاي دانشگاه محل سخنراني نمي پردازد. بلافاصله مجريان برنامه و معاون محترم دانشجويي دانشگاه بين المللي قزوين (فردي به نام جناب آقاي فضلعلي، احتمالاً چون صدا در فيلم مبهم است) دست دانشجوي معترض را مي گيرند و او را از بلندگو جدا مي سازند و به پايين سن راهنمايي مي کنند و آنگاه معاون محترم دانشجويي خود به ايراد سخن و پاسخگويي مي پردازند. توجه به پاسخ هاي متين ايشان قابل توجه است. ايشان مي گويند؛ «زمين هاي دانشگاه قزوين با افتخار از سال 1370 در اختيار اين دانشگاه است. اين دزدي که نيست. سند ملک به نام دانشگاه بين المللي امام خميني(ره) است و بايد طرح هاي توسعه در آن با افتخار انجام پذيرد...شما مساله يي را تحت عنوان بررسي موضوع اجتماعي- که شما تخصص اش را داريد - بررسي مي کنيد، بنا نيست همه ارکان نظام به چالش کشيده شوند... مساله بعدي به رغم اينکه روشنگري و آگاهي براي دانشجويان و همچنين مطالعه مسائل جامعه لازم است، ولي نکته اين است که دادگاه نظر بدهد. بگذاريد دادگاه نظر دهد. اگر اجازه اين بحث داده شده ايشان روشنگري در بحث خود را شروع کنند غو نبايد وارد موضوع دانشگاه قزوين شوند،ف»

گرچه جاي اين سوال جدي از معاون محترم دانشجويي است که چرا مسوولان اين دانشگاه به لوازم يک بحث روشنگر و آگاهي بخش- آنچنان که معاون محترم دانشجويي فرموده اند- ملتزم نبوده اند و اجازه داده اند جناب آقاي سليمي نمين و همقطارانش، يک طرفه به قاضي بروند و راضي بازگردند، اما با چشم پوشي بر اين استاندارد دوگانه بايد گفت؛ جانا سخن از زبان ما مي گويي، زيرا اولاً دانشگاه آزاد اسلامي هم، همين استدلالات را درست مي داند. اتفاقاً نه تنها زمين ها بلکه يک سر سوزن از اموال و املاک دانشگاه آزاد اسلامي به نام دکتر عبدالله جاسبي و نه هيچ شخص مسوول ديگري در اين دانشگاه نيست بلکه سند تمام زمين هاي دانشگاه به نام دانشگاه آزاد اسلامي است و مي دانيم که انتقال سند مالکيت به حکم قانون، داراي تشريفات و ضوابطي است که چه دانشگاه آزاد اسلامي و چه هر شخص حقيقي و حقوقي ديگري بايد اين تشريفات و ضوابط را طي کنند و البته بديهي است که هر کس اعتراض و ادعايي دارد بايد از طريق محاکم دادگستري به استيفاي حق خود برآيد. در چنين صورتي نيز بايد «ذي نفع» و «ذي حق» معلوم باشند. حالا پاسخ اينکه چرا يک نفر که هيچ سمتي از جناب ذي حق و ذي نفع ندارد، با يک سياسي کاري آشکار، به بهانه کذبً دفاع از مظلوم در پي اغراض شخص خويش برمي آيد و تا به او اعتراض مي شود که سياسي کاري نکن، ديگري را متهم مي کند که تو رشوه گرفته يي، خريده اندت، ناسالم، و... روشن نيست.

ثانياً ما هم به آقاي سليمي نمين مي گوييم چرا دامان پاکان جامعه را مي آلايي، چرا حيثيت نهادهاي نظام را زير سوال مي بري مگر قرار است گرهي را که مي توان با انگشت رجوع به قوه قضائيه به عنوان يک نهاد ذي صلاح در يک حکومت با ثبات مستقر و قانوني باز کرد، با دندان سياست و تهمت باز کني؟ مگر ماموريتي هست که به موجب آن قرار است تمام ارکان نظام زير سوال بروند تا آنجا که دانشجويي در مقابل آقاي سليمي نمين برخيزد و حرف او را تاييد کند که آري بايد بر اين مملکت گريست،

واقعاً معلوم نيست آقاي سليمي نمين از چه پشتيبانان و حاميان آشکار و پنهاني برخوردار است که به راحتي مي تواند هرچه در دل دارد، بگويد و همه را به چوب فساد و رشوه و پايمال کردن حق و قضاوت نادرست و... براند و باز نه مدعي العمومي، نه ياران و سربازان گمنام امام زماني (عج) و نه مدافع ديگري- نه مدافع دانشگاه که مدافع حيثيت نظام- دستي برون نمي آورد و کاري نمي کند.

ثالثاً نحوه مواجهه آقاي سليمي نمين با ادعاي مطرح شده درباره زمين هاي دانشگاه بين المللي قزوين جالب توجه است. اگر ايشان در پي کشف و دفاع از مظلوم بود، انتظار مي رفت- حداقل در ظاهر- بگويد به اين موضوع (ادعاي تصاحب زمين هاي مردم از سوي دانشگاه قزوين) هم رسيدگي خواهيم کرد و مثلاً من تا الان نمي دانستم که در اينجا هم حق مظلومي پايمال شده است و... اما جالب است که ايشان به مجري برنامه و معاون محترم دانشجويي مي گويد؛ اجازه دهيد من خودم پاسخ اين ادعا را خواهم داد. ظاهراً آقاي سليمي نمين وکيل مدافع همگان است و فقط خواهان و شاکي دانشگاه آزاد اسلامي. اين غيظ و غضب آقاي سليمي نمين به رغم ادعاي او مبني بر دادخواهي از مظلوم، بايد ريشه هاي ديگري داشته باشد. به نظر من، ايشان خودشان در همين جلسه دانشگاه بين المللي قزوين، برخي را گفته اند و اميدواريم کم کم بقيه را نيز برملا سازند. مثلاً اشاره مي کنند که به دلايلي- که اين مختصر جاي ارائه اسناد و دلايل آن نيست- برادر ايشان از دانشگاه آزاد اسلامي قطع همکاري شده اند يا مدرک کارشناسي فرزند ايشان با پنج ترم مشروطي، در مظان بطلان است و...

3- آقاي سليمي نمين با آبروي بسياري بازي مي کند و هيچ کس را ياري مقابله با او نيست. البته نبايد به ايشان تهمت مشابه زد که همه را خريده است چرا که ما چون او نمي انديشيم و نبايد گفت همه را تهديد کرده است چون ارکان نظام قطعاً مقتدر از آن هستند که با تهديد امثال ايشاني، به اقدامات و وظايف قانوني و شرعي خود نپردازند. ولي توصيه يي به کسي مي کنيم که جناب سليمي نمين با آوردن نام ايشان وانمود مي کند او به دليل انتقاد به نحوه مديريت مالي و اداري دانشگاه، از دانشگاه آزاد اسلامي اخراج شده است. گرچه نيک مي دانم که نامبرده در ملاقات با يکي از مشاوران رياست دانشگاه، هرگونه ارتباط با آقاي سليمي نمين و ادعاي او را تکذيب کرده اما توصيه مي کنم به نحو علني مرزبندي خود را با اکاذيب آقاي سليمي نمين در مورد خودش، روش کند چرا که جناب سليمي نمين آدمي را به آنجا مي رساند که براي اثبات حقانيتش، مجبور مي شود مدارک مستندي را در اختيار افکار عمومي قرار دهد.

*مديرکل دفتر اسناد و مدارک دانشگاه آزاد اسلامي
عناوين اين صفحه
فرضيات روز
پيش بيني
قرار است چه شود
عصبانيت از همايش تخصصي
تحرک جديد سياسي
يک حقيقت تلخ يا مشتي دروغ
جاسبي گلوگاه ها را وامدار خود کرده است
کار سليمي نمين ضدامنيتي است
تهمت با دندان سياست
خاطره خوب حضور خاتمي در دانشگاه

خاطره خوب حضور خاتمي در دانشگاه
جهانبخش خانجاني

حضور خاتمي در دانشگاه تهران با واکنش ها و نظرات متفاوتي مواجه مي شود ولي در استقبال عمومي دانشجويان از ايشان کمترين ترديدي وجود ندارد زيرا در شرايط فعلي در بين مسوولان و مقامات مختلف کمتر کسي پيدا مي شود که همچون آقاي خاتمي بتواند با دانشجويان ارتباطي نزديک، صميمي و دوستانه برقرار کند. اين ارتباط نيز حاصل دوران رياست جمهوري ايشان است. هيچ گاه فراموش نخواهد شد حضور سال آخر آقاي خاتمي در دانشگاه تهران، به رغم تمام انتقادات و اختلافاتي که در آن مقطع بين دانشجويان و دولت اصلاحات حاکم بود، باز دانشجويان اين فرصت را داشتند تا نظرات خود را آزادانه ابراز کنند. کم سابقه بود حضور مسوولي در حد رئيس جمهور در دانشگاه و نقد بي محاباي وي که در ادامه نيز هيچ مشکل و برخوردي به وجود نيايد. اين اتفاق مبارکي بود که افتخار آن هم براي آقاي خاتمي ثبت شد و هم کل نظام. دانشجويان در آن مراسم به راحتي نظرهاي خود را مطرح کردند بدون آنکه تحت پيگرد نهادهاي امنيتي قرار بگيرند. اگر نگوييم اتفاق نادري بوده است کم سابقه محسوب مي شود که نمادي از دموکراسي در ايران و نظام جمهوري اسلامي خواهد بود.

در مجموع حضور مجدد خاتمي در دانشگاه تهران معاني و مفاهيم متعددي دارد. هم دانشگاه تهران دانشگاه خاصي است و هم خاتمي سياستمداري متفاوت است. دانشگاه تهران به عنوان دانشگاه مادر همواره مطلع فعاليت هاي سياسي دانشجويي و تاثيرگذار به حساب مي آيد که در انقلاب نيز نقش موثري را ايفا کرده است. دوم خرداد و آمدن خاتمي و دولت اصلاحات نيز از ديگر پيوندهاي خاتمي و دانشگاه است. از همان زمان قرابت فکري دانشجويان و فرهيختگان با خاتمي شکل ويژه يي يافت و تا به امروز نيز اين رابطه برقرار است. از اين رو استقبال دانشجويان از خاتمي ريشه در اين روابط فکري و فرهنگي دارد؛ استقبالي که فارغ از دخالت نهادهاي حکومتي صورت مي گيرد زيرا ريشه در هم پوشاني و قرابت فکري دانشجويان با خاتمي دارد.

دانشجويان در دوره خاتمي فراز و فرودهاي زيادي داشتند و در تمام هشت سال دولت اصلاحات با مشکلاتي روبه رو بودند اما در کنار اين مشکلات همواره همدلي آقاي خاتمي و بدنه دانشگاه وجود داشت که اين نيز در نوع خود کم نظير بود و موجب مي شد بسياري از ناملايمات براي دانشجويان قابل تحمل باشد. اين رابطه هنوز نيز ادامه دارد و دانشجويان خاطرات آن زمان را همچنان در ذهن دارند و اگر امروز مجدد خاتمي را به خانه خود، دانشگاه دعوت مي کنند به واسطه آن رابطه نزديک و صميمي گذشته است. گرچه برخي ممکن است سعي داشته باشند اين رابطه را مخدوش کنند تا هم خاتمي از دانشگاه فاصله بگيرد و هم دانشجويان را از خاتمي نااميد کنند. البته قابل پيش بيني است آنها هيچ گاه به اين هدف نخواهند رسيد.

قطعاً دانشجويان خواسته ها و مطالباتي از آقاي خاتمي دارند که در اين مراسم نمود بيشتري خواهد داشت. از جمله آنان گستردگي فعاليت سياسي آقاي خاتمي است. حضور پررنگ تر و جدي تر خاتمي در مناسبات سياسي از خواسته هاي بسياري از دانشجويان به حساب مي آيد که طرح آن از سوي دانشجويان نيز بي ترديد تاثيري جدي بر تصميمات خاتمي خواهد داشت. اميدواريم اين تصميم هر چه هست در نهايت به نفع نظام و انقلاب باشد و سرانجامي مبارک داشته باشد تا اين بار نيز خاطره حضور خاتمي در دانشگاه تهران در اذهان دانشجويان و عموم مردم نقش ببندد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام