دوشنبه، 25 آذر 1387 - شماره 1845
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
نخستين جلسه محاکمه ريحانه به اتهام قتل پزشک جراح ديروز برگزار شد
دفاع مشروع يا جنايتي از پيش طراحي شده

گروه حوادث؛ اولين جلسه محاکمه دختر طراحي که متهم است يک جراح زيبايي را به قتل رسانده ديروز در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ما در جلسه محاکمه اين متهم که ريحانه نام دارد ابتدا محمد شادابي به عنوان نماينده دادستان تهران در برابر قضات ايستاد و با مجرم خواندن دختر جوان گفت؛ ريحانه دختر 21 ساله که در حال حاضر به عنوان متهم در دادگاه حاضر است، 17 تيرماه سال جاري به جرم قتل مرتضي پزشک و جراح زيبايي دستگير شده است. مطابق اوراق پرونده، ساعت شش بعدازظهر 16 تيرماه ماموران پليس تهران با تماس تلفني همسايه ها باخبر شدند مردي به نام مرتضي در طبقه پنجم ساختماني به قتل رسيده و جسدش در راه پله طبقه سوم افتاده است. در کوتاه ترين زمان ممکن محمدحسين شاملو بازپرس ويژه قتل در محل حاضر شد و تحقيقات خود را آغاز کرد. در بازجويي از همسايه ها آنها اظهار داشتند مرتضي با فرياد دزد، دزد از خانه خارج شد و تا راه پله طبقه سوم نيز پايين آمد اما يک دفعه برزمين افتاد و فوت شد. بازپرس شاملو از طريق تحقيقات علمي و بررسي دقيق تلفن همراه مقتول و تماس هايي که وي در ساعات قبل از حادثه گرفته بود، متهم را شناسايي کرد.

وي ادامه داد؛ ريحانه در خانه اش در نزديکي تجريش شناسايي و دستگير شد و در همان بازجويي اوليه به قتل اعتراف کرد و گفت به دليل سوءنيت مقتول نسبت به وي دست به قتل زده و اين عمل در دفاع از خودش بوده است. اما مدارک و شواهد جمع آوري شده، اين ادعاي متهم را رد مي کند چرا که اولاً ضربه از پشت به مقتول وارد شده و اگر قصد تعرضي وجود داشته است و متهم مي خواسته از خودش دفاع کند بايد ضربه از جلو زده مي شد. ضمن اينکه سجاده و جانماز پهن شده در وسط اتاق نشان مي دهد مقتول در حال اقامه نماز بوده و از پشت به وي حمله شده است. شادابي در ادامه گفت؛ با توجه به محتويات موجود در پرونده و شکايت اولياي دم تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.

سپس اولياي دم مقتول در برابر قضات قرار گرفتند و خواهان به دار آويخته شدن ريحانه شدند. پسر مقتول به هيات قضات گفت؛به نظر مي رسد پدرم قرباني مسائل ديگري شده و ريحانه در قتل او تنها نبوده است و نکات ريزي وجود دارد که درباره آنها تحقيق نشده است. پدر من فردي مذهبي بود و تمام مدت با تسبيح ذکر مي گفت، او قصد نداشت به ريحانه تعرض کند و اين فقط يک ادعا است که متهم براي منحرف کردن اذهان از انگيزه اصلي قتل آن را بيان مي کند. اگر پدر من قصد تعرض داشته و ريحانه به اين سبب با او درگير شده، چرا کوچک ترين زخمي روي بدن متهم وجود نداشته است. مگر ممکن است شخصي هنگام نماز قصد تعرض به کسي را داشته باشد. ريحانه قبل از جنايت پيامکي فرستاده مبني بر اينکه بالاخره مي کشمش. او از قبل اين قتل را طراحي کرده بود.

در ادامه جلسه دادگاه ريحانه متهم پرونده در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ اتهام قتل را قبول دارم، اما در دفاع از خودم اين کار را کردم و اگر مرتضي را با چاقو نمي زدم، قطعاً به من تعرض مي کرد. سه ماه قبل از اين ماجرا من در بستني فروشي با مقتول و دوستش به نام شيخي آشنا شدم. اين آشنايي زماني اتفاق افتاد که من داشتم با تلفنم صحبت مي کردم و مرتضي و دوستش متوجه شدند من طراح هستم و کارهاي تبليغاتي انجام مي دهم. آنها به سراغ من آمدند و گفتند قصد دارند تغيير دکوراسيون بدهند و از من کمک خواستند. مرتضي از من کارت خواست، کارت نداشتم و او شماره اش را به من داد و گفت تماس بگيرم، بعد از آن من از بستني فروشي خارج شدم. متوجه نشدم آنها کي بيرون آمدند اما در خيابان راه مي رفتم که متوجه يک ماشين تويوتاکمري شدم، مرتضي و دوستش سوار آن بودند. آنها آرام حرکت مي کردند و چند بار جلوي پاي من ترمز کردند و مرتب عقب و جلو مي کردند. با توجه به سن و سال و چهره مرتضي به نظرم نيامد قصد مزاحمت داشته باشد و سوار ماشين آنها شدم.

ريحانه ادامه داد؛ مرتضي دوباره تاکيد کرد آيا شماره اش را در گوشي ام ذخيره کرده ام. به او جواب مثبت دادم. او و دوستش مرا به خانه رساندند و بعد از آن ديگر خبري از هم نداشتيم تا اينکه شيخي - دوست مرتضي - با من تماس گرفت و گفت قصد دارد يک شرکت تاسيس کند و مي خواهد با من همکاري کند، من شغلش را پرسيدم و او جواب داد مي تواند شرکت چاپ و تبليغات تاسيس کند و مي خواهد از من هم کمک بگيرد. من با مردان زيادي کار کرده بودم و هيچ مشکلي پيش نيامده بود به همين خاطر هم به آنها اعتماد کردم و قرار گذاشتم. ما قبل از حادثه فقط سه بار همديگر را ديده بوديم. اولين قرار در فشم بود در آنجا مرتضي در لابه لاي صحبت هايش به من گفت دختري مثل تو بايد يک وسيله دفاعي در کيفش داشته باشد حتماً وسيله يي براي خودت تهيه کن. من زياد توجه نمي کردم تا اينکه او چندين بار اين مساله را تکرار کرد. قرار بعدي ما در چالوس بود، در آنجا هم چندين بار تاکيد کرد که حتماً براي خودم وسيله دفاعي تهيه کنم.

دختر دانشجو ادامه داد؛ من زياد به حرفش توجه نمي کردم، دو روز قبل از حادثه باز در يک قرار کاري مرتضي را ديدم، از من پرسيد براي خودت وسيله دفاعي خريده يي؟ آن روز، روز مادر بود و وقتي داشتم براي مادرم هديه مي خريدم براي خودم هم چاقويي خريدم. تا روز حادثه من هيچ خبري از مرتضي نداشتم. چون شيخي بود که زنگ مي زد و با من قرار مي گذاشت و من هيچ شماره يي از آنها نداشتم. شيخي روز حادثه با من تماس گرفت و براي ديدن دفتر کار جديد و طراحي آن قرار گذاشت. حدود ساعت پنج بود که مرتضي به محل کارم آمد تا به دفتر او برويم. او گفت قرار است يکي از سرمايه گذاران هم بيايد. ابتدا جلوي يک داروخانه توقف کرد و وسايل خريد. بعد از آن به خانه يي رفتيم که مي گفت قرار است دفتر کار باشد. خانه کاملاً خاک گرفته بود و معلوم بود کسي به آنجا رفت و آمد ندارد. مرتضي دو ليوان آبميوه آورد و يکي را خودش تا نيمه خورد بعد ايستاد که نماز بخواند البته من اجازه نداده بودم در را ببندد، هنگامي که او به نماز ايستاد من رفتم خانه را بگردم و ببينم در چه شرايطي است. بعد از نماز به من گفت روسري ات را دربياور گرم است، من قبول نکردم، يکدفعه مرتضي به سمت در رفت و آن را قفل کرد. دست دور کمرم انداخت. من مقاومت کردم و اجازه ندادم پيشروي کند.

ريحانه در ادامه اعترافاتش گفت؛ قدرت بدني او بيشتر از من بود و نمي توانستم در برابرش مقاومت کنم و به فکر دفاع از خودم افتادم. مرتضي مرا رها کرد و گفت ديگر نمي تواني فرار کني. هر چه من مي گويم بايد انجام دهي. همين طور که داشت حرف مي زد با عصبانيت پشتش را به من کرد در اين لحظه من چاقو را به کتفش زدم. من سمت راستش ضربه زدم که مبادا کشته شود. مرتضي چند قدم راه رفت و چاقو را از پشتش درآورد. بي حال شده بود يکدفعه در باز و شيخي وارد شد به من گفت؛ چه کردي؟ با عجله به سمت آشپزخانه اپن رفت و مقداري کاغذ که آنجا بود برداشت و رفت. من هم فرار کردم. متوجه نشدم شيخي چه کرد وقتي در خيابان بودم يک ماشين جلوي پايم توقف کرد و ديدم شيخي است مرا سوار ماشين کرد و گفت که حق نداري از من صحبت کني. بعد از چند بار تهديد، مرا پياده کرد و من به خانه رفتم.

در اين هنگام قاضي دادگاه از ريحانه پرسيد؛ توضيح بده چطور فردي که تا دقايقي قبل نماز مي خواند يکباره قصد تعرض کرده است. ضمن اينکه گفتي در قفل بوده پس چطور شيخي وارد شده است. متهم با کلمه نمي دانم به اين سوال جواب داد. سپس فردي که به عنوان شيخي به دادگاه احضار شده بود پشت تريبون حاضر شد اما ريحانه گفت او آن فردي نيست که وي ديده و شيخي فرد ديگري است. در ادامه هيات قضات وارد شور شدند و ادامه رسيدگي به پرونده را به روز سه شنبه موکول کردند.
قتل به خاطر طلب 10 ميليون توماني
گروه حوادث؛ مرد جواني که براي سرقت پول هاي يک راننده کاميون، وي را به قتل رسانده و جسدش را سوزانده است در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد. به گزارش خبرنگار ما، در جلسه محاکمه اين متهم، ابتدا صفر خاکي نماينده دادستان تهران در توضيح کيفرخواست گفت؛ امير 28 ساله متهم است مرد کاميون داري به نام رضا 34 ساله را به قتل رسانده و پول هايش را به سرقت برده است. خاکي ادامه داد؛ مطابق اوراق پرونده ماجرا از اين قرار است که امير به واسطه اينکه در اتحاديه نمايشگاه داران کاميون کار مي کرد با رضا (مقتول) آشنا شد و به او گفت يک کاميون مدل بالا با شرايط بسيار عالي برايش پيدا کرده است. روز حادثه رضا براي خريد کاميون مبلغ 20 ميليون تومان پول همراه خود برد که پس از مواجهه با امير، مرد جوان با دمبل به سر او زد و وي را به قتل رساند سپس جسد او را به آتش کشيد و آن را در مکاني خلوت رها کرد. خاکي افزود؛ بعد از اينکه خانواده رضا به پليس اعلام کردند اين مرد گم شده است ماموران متوجه شدند آخرين فردي که رضا را ديده امير است. پليس پس از دستگيري امير، وي را مورد بازجويي قرار داد و او به قتل اعتراف کرد. اکنون با توجه به محتويات پرونده به عنوان نماينده دادستان تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم. قاضي عزيزمحمدي، سپس متهم را به جايگاه فراخواند تا از خود دفاع کند. اين مرد که اولياي دم مقتول خواستار قصاص وي شده اند، گفت؛ قتل را قبول دارم، اما به خاطر سرقت پول ها اين کار را نکردم. رضا به من بدهکار بود و پولم را نمي داد، به هر ترفندي متوسل شدم نتوانستم آن را پس بگيرم. وي ادامه داد؛ روز حادثه او را به محل قرار کشاندم تا با هم صحبت کنيم و پولم را بگيرم. رضا فکر مي کرد مي خواهم برايش کاميون بخرم، چون من در اتحاديه نمايشگاه داران کاميون کار مي کردم. وقتي در محل حاضر شد به او گفتم ماجرا از چه قرار است و من پولم را مي خواهم. هر چند رضا 20 ميليون تومان پول همراهش بود اما حاضر نشد 10 ميليون تومان بدهي مرا بدهد و به همين خاطر هم بين ما درگيري به وجود آمد. من با دمبل به سرش زدم تا بيهوش شود و پول هايم را بردارم اما متاسفانه ضربه باعث مرگش شد. وي گفت؛ چاره يي به جز از بين بردن جسد نداشتم، به همين خاطر بنزين روي او ريختم و سوزاندمش. بعد هم مبلغ پولي را که طلب داشتم برداشتم و فرار کردم. پس از دفاعيات متهم و وکيل مدافعش هيات قضات وارد شور شدند تا راي خود را در خصوص اين پرونده صادر کنند.
دختر جوان به دست مسافرکش هاي سارق کشته شد
گروه حوادث؛ دو برادر که تحت عنوان مسافرکش از مسافران سرقت مي کردند، در آخرين دزدي خود دختر جواني را به قتل رساندند. به گزارش خبرنگار ما پس از کشف جسد دختري جوان در فرديس کرج گروهي از کارآگاهان جنايي پليس آگاهي استان تهران به محل حادثه رفتند و با بررسي مدارک مقتول متوجه شدند او دختري 23 ساله به نام الهام است. شاهدان عيني در جريان پرس وجوهاي پليس پي بردند مقتول در يک دستگاه پيکان زردرنگ به قتل رسيده و سپس قاتل يا قاتلان جسدش را از خودرو بيرون انداخته اند. هنگامي که شاهدان از پيکان زردرنگ ياد کردند کارآگاهان به سرنخ کليدي دست يافتند چرا که پيش از اين نيز دو نفر ديگر با مراجعه به پليس آگاهي عليه دو سرنشين خودرويي با مشخصات مشابه به اتهام سرقت شکايت کرده بودند. از آنجا که دو مالباخته در ميدان شاه عباسي به مقصد فرديس سوار اتومبيل سارقان شده بودند افسران جنايي احتمال دادند اين دختر نيز در همين مسير کشته شده است. در ادامه با کنار هم قرار دادن اطلاعات موجود از پرونده هاي قبلي هويت صاحب پيکان زردرنگ شناسايي و پاتوق هاي وي زير نظر گرفته شد تا اينکه بالاخره ماموران توانستند روز 20 آذرماه اين مظنون را که امين نام دارد پس از يک تعقيب و گريز به دام بيندازند. جوان 20 ساله بعد از انتقال به پليس آگاهي اتهام سرقت و قتل را انکار کرد اما وقتي کارآگاهان خودروي او را بازرسي کردند متوجه آثار خون روي صندلي هاي آن شدند. در ادامه وقتي پزشکي قانوني تاييد کرد نمونه خون کشف شده با خون الهام مطابقت دارد امين چاره يي جز اعتراف پيش روي خود نديد. او گفت؛ من و برادرم در مسير ميدان شاه عباسي- فرديس مسافران تنها را سوار مي کرديم و وقتي به منطقه يي خلوت مي رسيديم من با تهديد چاقو پول هاي مسافران را مي دزديدم و سپس با طناب دست و پاي آنان را مي بستم و آنها را از ماشين بيرون مي انداختم.همين جوان ادامه داد؛ آخرين مسافر دختر جوان بود. وقتي به خيابان اسدي رسيديم از صندلي جلو به عقب رفتم تا وسايل مسافر را سرقت کنم اما او چاقويي را از کيفش درآورد. من هم به وي مهلت ندادم و بلافاصله چاقو را از او گرفتم و چند ضربه زدم. بعد هم جسد را نزديک کانال فرديس از ماشين بيرون انداختم و فرار کرديم. پس از اعترافات اين متهم به قتل برادرش نيز دستگير شد. وحيد ضمن تاييد گفته هاي متهم رديف اول پرونده اعتراف کرد؛ من و برادرم قبل از الهام از سه مسافر ديگر سرقت کرده بوديم و آن روز نيز به هيچ وجه نمي خواستيم آسيبي به دختر جوان برسانيم اما وقتي آن دختر از کيف خودش چاقو بيرون آورد، برادرم دستپاچه شد و دست به چنين کاري زد.
عناوين اين صفحه
دفاع مشروع يا جنايتي از پيش طراحي شده
قتل به خاطر طلب 10 ميليون توماني
دختر جوان به دست مسافرکش هاي سارق کشته شد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام