دوشنبه، 25 آذر 1387 - شماره 1845
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: ورزش
تيم ملي فوتبال در آخرين لحظات مسافر عمان شد
پرواز را به خاطر بسپار


مسافران پرواز ايران به عمان که بناست در قالب تيم ملي فوتبال ايران در مسابقات چهارجانبه عمان به ميدان بروند، بامداد ديروز حال و روزي مثال زدني داشتند. آنها در حالي که تا آخرين لحظات کل سفر روي هوا بودند بالاخره با وساطت سازمان تربيت بدني و حل مشکلات مالي بايد عازم سفر مي شدند. جلسات متعدد فدراسيون جواب داده بود و بلافاصله سرپرست تيم ملي با بازيکنان تماس گرفت. يکسري از بچه ها به وسيله اس ام اس از جريان مطلع شده بودند. در حالي که آنها ساک به دست و هول هولکي خودشان را به فرودگاه مي رساندند وضع براي شهرستاني ها به مراتب بدتر بود. بسياري از آنها در آخرين لحظه خودشان را به پرواز رساندند. دوباره چهره علي دايي را تصور کنيد. سرمربي تيم ملي بعد از بازگشت از سفر حج آب خوش از گلويش پايين نرفته. او در قدم اول بايد با وضعيت نارنجي در باشگاه سايپا کنار مي آمد. بعد از آن نوبت افشاي فهرست تيم ملي بود. ليستي که در غياب سرمربي و به گفته هومن افاضلي قرار بود در پايان هفته نوزدهم ليگ از سوي فدراسيون اعلام شود، به ناگاه از خروجي يک سايت عماني سردرآورد. سايت توپ (الکوره) روز جمعه فهرست 27 نفره اعضاي تيم ملي را منتشر کرد. اين ليست ظاهراً بر اساس فهرستي تنظيم شده بود که مسوولان ايراني براي فدراسيون عمان ارسال کرده بودند. جلسه روز شنبه دايي و مسوولان فدراسيون فوتبال با يک پاتک همراه شد. ايراني ها به جاي 27 نفر، 23 نفر را در فهرست مسافران عمان قرار دادند. عدم حضور لژيونرها و دعوت نکردن از کريم باقري از ديگر دلايلي است که موجبات دلخوري سرمربي را فراهم آورده بود. ديگر کاري از کسي ساخته نيست. تيم ملي بايد با همين نفرات راهي مسقط شود. اما به نظر مي رسد موضوع ديگري هم بر سر راه اعزام وجود دارد؛ مشکلات مالي. در اين باره اطلاع دقيقي در دست نيست ولي کافي است بدانيم موضوع به حدي جدي بوده که حتي مي توانسته کل سفر را منتفي کند. بالاخره با وساطت سازمان تربيت بدني اين مشکل هم حل مي شود و احمد ابراهيمي سرپرست تيم براي خبر کردن نفرات دست به کار مي شود. بعضي ها با اس ام اس خبردار مي شوند و شماري از بازيکنان در آخرين لحظات خودشان را به پرواز مي رسانند. تصور چهره برافروخته علي دايي چندان کار مشکلي نيست. او را پيش از اين بارها و بارها به همين صورت ديده ايم. پس بيشتر تمرکزتان را بگذاريد براي ترسيم ذهني حال و روز بر و بچه هاي تيم ملي که مثل بازيگران فيلم «تنها در خانه» بايد هول هولکي خودشان را به پرواز مي رساندند.

آخرين خبر

تيم ملي ايران به همراه اکوادور و چين پس از ورود به عمان در هتل حيات مسقط مستقر شد. اين هتل که از مجلل ترين هتل هاي کشور عمان است 280 اتاق راحت و زيبا دارد و از يک سو در جوار دريا و از سوي ديگر مشرف به شهر مسقط است. بهاي يک شب اقامت در ارزان ترين اتاق اين هتل مبلغي معادل 360 هزار تومان است.
سلطان در نمايش مستند «سلطان» در خانه هنرمندان
اينجا؛ پرسپوليس، شماره؛ هفت

ميمنت مژده

شب. داخلي. خانه هنرمندان

سراسر سالن پر شده است. رديف اول، صندلي وسط، جاي سلطان است. او آرام نشسته، گاهي دست هايش را به هم گره مي زند و مي خندد.

سيف الله صمديان روي صحنه مي رود، اين اولين باري است که جشن تصوير سال از يک چهره محبوب ورزشي مستند مي سازد.

از لابه لاي جمعيت افرادي قد بلند مي کنند و سرک مي کشند و با دست سلطان را به بغل دستي شان نشان مي دهند.

سالن تاريک مي شود، يک- دو- سه، دو دسته افراد به پرده چشم دوختند، عده يي عشق فيلم و هنر، عده يي ديگر عشق قرمز، عشق پروين.

مستند «سلطان» ساخته مجيد توکلي با سوت و دست آغاز مي شود. علي پروين خوشحال است؟ هيجان زده است؟ شايد هم خجالت زده است، پاهايش را تکان مي دهد و دست هاي گره خورده اش را به دهان مي برد.

سکانس 1؛

مسعود رايگان، رويا تيموريان، اصغر بيچاره، علي پروين را در يک جمله خلاصه مي کنند. عزت الله انتظامي مي گويد؛ «علي پروين شوخي نيست.» (پروين مي خندد و گره دست هايش را باز مي کند)

زيرنويس- تهران- 1357. گزارشگر با هيجان مي گويد؛ «حسن روشن پاس مي دهد به علي پروين، علي پروين يک تکل... حالا توي دروازه... گل، گل علي پروين.»

سالن پر مي شود از صداي سوت و دست. انگار به 30 سال گذشته برگشته ايم. (علي پروين دستي روي پيشاني اش مي کشد و با خنده به صورت بغل دستي اش نگاه مي کند.)

سکانس 2؛

(روز. داخلي. ويلاي علي پروين) علي پروين آرام آرام راه مي رود و سرش را پايين انداخته است و مي گويد؛ «اول کشيده شديم به زمين خاکي، اومدن دست ما را گرفتن بردن تيم کيان، روي چمن بازي کرديم، بعد از کيان يک سال رفتيم پيکان، يک سال اونجا بازي کرديم، بعدش اون تيم ورافتاد، ما دعوت شديم پرسپوليس ... شديم پرسپوليسي.»

افرادي که در امر عکاسي مطبوعات فعال هستند، به خوبي مي دانند که تعداد عکس هايي که از علي پروين ثبت شده است، بي شک بيش از ديگران است.

عکس هاي پروين آرام آرام روي صفحه نمايش ورق مي خورند، پروين حس نوستالژيکي دارد، نگاه مي کند و انگار غمي چندساله در حلقه نگاهش جمع شده است.

سکانس 3؛

خانواده پروين او را توصيف مي کنند. دامادش مي گويد؛ «وقتي مي خواستم برم خواستگاري دخترش، خيلي مي ترسيدم. با اينکه از بچگي با علي آقا بزرگ شده بودم ولي نمي دونستم برم يا نرم جلو،... (کات مي خورد) پروين مي گويد؛ «کسي که مي خواد بره خواستگاري بايد هم بترسه، مخصوصاً پسري که پدر زنش علي پروين باشه.» (باز هم دست و هياهوي جمعيت). دوست پروين او را تعريف مي کند؛ «خيلي سختکوشه، خيلي هم دست و دلبازه، هرجايي که هر مشکلي پيش بياد سريع ميره کمک مي کنه، دست به خير داره... با آدم هاي پايين نشست و برخاست داره.»

صحنه يي از هيات به نمايش درمي آيد که علي پروين گوشه يي از اتاق کز کرده و آرام آرام گريه مي کند.

کلوزآپ پروين به روي صحنه ظاهر مي شود و مي گويد؛ «از گريه بدم مياد، زياد گريه نمي کنم.»

علي انصاريان روي صندلي با پيراهن آبي استقلالي اش نشسته و مي گويد؛ «علي آقا از باختن بدش مياد، وقتي بازي داريم از چند روز قبل حالش بده تا دقيقه 90 که بازي تموم بشه.» (کات) پروين روي صندلي چرمي زردرنگ در حالي که نوه اش را به آغوش گرفته، مي گويد؛ «باخت، باخت يعني چي؟ من مي ميرم اگه ببازم، نمي تونم بعد از باخت ميکروفن دستم بگيرم بگم تيم پيکان، پيروزي ارزشمندتان را تبريک مي گويم، نمي تونم. من وقتي توي واليبال به محمد مي بازم شب از غصه خوابم نمي بره (باز هم صداي دست و خنده سالن را بغل مي کند، پروين روي صندلي خود جابه جا مي شود و سري از خنده تکان مي دهد)

لابه لاي شات ها و کلوزآپ ها، چهره مسعود کيميايي نمايان است. او روي صندلي قهوه يي رنگ دفترش لم داده و در حالي که عينک گردشکلش را صاف مي کند، به وصف پروين مي پردازد؛ «وقتي مردمي هستي مال مردمي، نمي توني از مردم فرار کني، بايد مال اون ها باشي... پروين مال مردمه...»

چرا مسعود کيميايي؟... اين گونه که مجيد توکلي (کارگردان فيلم) وصف مي کند، پروين 15 بار فيلم قيصر را ديده است. پروين با کت و شلوارش نشسته است و سرش را دست مي کشد؛ «آخرين فيلمي که ديدم «مي خواهم زنده بمانم» بود آن هم به اصرار دخترهام، اما قديما زياد مي رفتم سينما، مخصوصاً سانس 1 تا 3 قبل تمرين، عاشق زنده ياد فردين، بهروز وثوقي و ناصر ملک مطيعي بودم...»

سکانس 4؛

پروين؛ «من از برف بدم مياد، وقتي ميرم پشت پنجره مي بينم برف مياد داغون مي شم، چون وقتي توي زمين خاکي فوتبال بازي مي کرديم، برف که مي اومد تمام زمين گل ولاي مي شد.» علي پروين دلش پر است، يک عمر دويده است و به هيچ جا نرسيده، ايستاده است و نماي ساختمان شمال کشورش ، پس زمينه او است و مي گويد؛ «علي دايي دويست ميليون تومان ميگيره، صد ميليونش را مغازه ميخره ، کار ميکنه، علي کريمي داره کار ساختمان سازي ميکنه، مگه کسي ميگه چرا؟ ... چرا نکنه؟....دوست ندارم مثل پيشکسوت هاي قديمي بي پول و بدبخت بميرم.»

محمد مايلي کهن روي صندلي ماشين لم داده است و علي پروين را تمجيد مي کند و مي گويد؛ «از علي هر چي بگيري، نمي توني تعطيلات عيدش را بگيري...»

صحنه علي پروين است که لابه لاي درختان و گل و گياه باغچه اش مي چرخد و مي گويد؛ «يک حياط دارم توش بادمجان و ترب و سبزي کاشتم، البته من که بلد نيستم، من فقط نظارت مي کنم، مدير فني، باغبونه.»

سکانس آخر؛

علي پروين، سيف الله صمديان و مجيد توکلي با غيبت محمدرضا شريفي نيا (تهيه کننده مستند سلطان) به روي صحنه مي روند و به سوالات طرفداران خود پاسخ مي دهند. پروين درباره رضايتش براي ساخت ادامه اين فيلم مي گويد؛ «فکر مي کنم هر کس براي کاري ساخته شده و من هم با وجود علاقه يي که به هنر دارم فکر مي کنم براي اين کار ساخته نشدم. من يک ورزشکار ساده ام و اين را ميگم تا ديگه اين فيلم ادامه پيدا نکنه.»
پيرواني و قلعه نويي پس از مدت ها روي يک نيمکت


ديدار بين تيم هاي فوتبال منتخب ليگ برتر و منتخب استقلال و پيروزي با نام «وحدت در سايه ولايت» چهارشنبه برگزار مي شود. در نشستي که براي هماهنگي اين ديدار با حضور مهدي محمدنبي، عزيز محمدي، کاظمي، عليپور، محسن علي آبادي (فرزند محمد علي آبادي)، نظري جويباري و افشين پيرواني تشکيل شد، علي آبادي گفت؛ «مي خواهيم به نام حضرت علي(ع) و به ياد او هرساله اين گونه مسابقات را با نام «وحدت در سايه ولايت» برگزار کنيم.» از آنجايي که قبل از اين قرار بود تيم استقلال و پيروزي در قالب اين مسابقات به مصاف هم بروند، علي آبادي تاکيد کرد؛ «چون نام اين مسابقه وحدت بود لازم دانستيم اين دو تيم به طور مشترک با تيم منتخب ليگ بازي کنند.» در اين جلسه قرار بر آن شد که قبل از بازي از ساعت 14 الي 15 برنامه هاي شادي از جمله موسيقي اجرا شود. قرعه کشي بين تماشاگران و اهداي جوايزي از قبيل 40 سفر زيارتي به عتبات عاليات و يک دستگاه خودرو نيز از ديگر برنامه هاي جانبي اين مسابقه است. قيمت بليت هاي اين ديدار نيز 10هزار، 20 هزار و 40هزار ريالي است که عوايد حاصل از فروش بليت اين بازي هم به ايتام و امور خيريه اختصاص مي يابد. اسامي بازيکنان منتخب استقلال؛ اشکان نامداري، بيژن کوشکي، هادي شکوري، ابراهيم تقي پور، خسرو حيدري، مهدي اميرآبادي، حسين کاظمي، فرهاد مجيدي، سياوش اکبرپور، علي عليزاده، ميثم منيعي و هاشم بيگ زاده.

پيروزي؛ عليرضا حقيقي، عليرضا محمد، نبي الله باقري ها، سپهر حيدري، مجتبي شيري، فرانک آتسو، حسين بادامکي، ابراهيم توره، محمد منصوري، علي کريمي، احمدرضا عابدزاده، عليرضا نيکبخت واحدي. تيم منتخب ليگ برتر؛ حسين آشنا، حميدرضا بابايي، غلامعلي زاد، سيدمهدي حسيني، مرتضي اسدي، امير خورج، مرتضي کاشاني، هادي تاميني، مرتضي ابراهيمي، رضا نورمحمدي، رضا جلالي ثابت، محسن نيساني، جلال اکبري، ابوذر رحيمي فشنگچي، سعيد خاني، مهدي کريميان، محمد صلصالي، مهدي شيري، محمدرضا طهماسبي، احمد جمشيديان، داود حقي، محمد فهيمي، اميد شريفي، محمدرضا مهدوي، حميدرضا رحيمي، جواد آشتياني، فريد عابدي، هادي اصغري، قاضي، اسماعيل فرهادي، محمد غلامين و مهرزاد رضايي.
هدايتي؛خسته شده ام، مي روم


آبراموويچ ايراني يا همان حسين هدايتي رئيس هيات مديره پرسپوليس بعد از حدود دو سال فعاليت و سرمايه گذاري از فوتبال خسته به نظر مي رسد و حاضر نيست با اين روش ديگر در فوتبال سرمايه گذاري کند و مي خواهد پولش را جاي ديگر سرمايه گذاري کند.

مصطفوي اگر هم برود يک فرد با لياقت خواهد آمد

هدايتي در موردمدير عامل پرسپوليس و احتمال رفتن مصطفوي از اين تيم مي گويد؛ من در برهه کنوني نه فرصت کافي براي مدير عاملي پرسپوليس دارم و نه اينکه تصميمي براي تغيير مدير عامل باشگاه وجود دارد که من بخواهم مسووليت قبول کنم، چون مصطفوي به خوبي کارش را انجام مي دهد و ما هم به عنوان اعضاي هيات مديره از او حمايت مي کنيم. او قرار نيست برود مطمئناً اگر هم قرار باشد روزي مصطفوي از پرسپوليس برود. بالاخره گزينه يي که لياقت داشته باشد جايش مي آيد.

اي کاش کور بودم

اي کاش کور بودم و خيلي از مسائل را در ورزش فوتبال نمي ديدم. واقعاً خسته شدم از اينکه مي بينم مردم عزيز ما اينقدر شور و هيجان نسبت به ورزش و ورزشکاران و پهلوانانشان دارند، اما متاسفانه از طرف مديران ورزشي کشور توجه ويژه يي به آنها نمي شود.

گلايه از فردوسي پور

کاش عادل فردوسي پور در برنامه قبلي 90 نيم ساعت به من وقت مي داد. وي گفت؛ شما که اينقدر خوب حرف مي زني و نمونه بخش خصوصي در کشور هستي، در اين ارتباط صحبت کن. من مي ترسم پس از صحبت هاي من تازه يک موجي در کشور راه بيفتد و برخي بگويند اين حرف ها چيست که هدايتي زده و باعث شده توقعات بالا برود.

خصوصي شدن ورزش سخت تر از پالايشگاه ها نيست

وقتي مراکز مهم کشور از جمله نيروگاه، پالايشگاه و کارخانه هاي فولاد را به بخش خصوصي واگذار مي کنند، آيا خصوصي سازي ورزش سخت تر از آنها است؟ نمي دانم چرا حاضر نمي شوند براي رشد و شکوفايي ورزش کشور که مي تواند قهرمان پروري و پهلوان سازي کند و در نهايت مي تواند پول ساز و درآمد زا باشد، آن را به بخش خصوصي واگذار کنند. بارها با آقاي علي آبادي، اعضاي دولت و نمايندگان مجلس جلساتي را برگزار کرده ايم اما مي دانيد شرايط را همين روزنامه ها و خبرنگاران خراب مي کنند. اگر بنده يا هر کس ديگري پرسپوليس و استقلال يا ملوان را بخرند و مشهور شوند، و اين تيم ها را نجات دهند بد است؟ مديران قبلي با بودن کنار پرسپوليس ثروتمند شدند. بسياري از اين مديران طي سال هايي که مديريت تيم هاي بزرگ و فدراسيون ها را بر عهده گرفته اند، اغلب در فکر اين بودند که به يک موقعيت اجتماعي برسند يا زمينه سازي کنند تا در مجلس يا انتخابات شوراي شهر شرکت کنند. در نهايت اين کار براي آقايان سکوي پرتابي براي رسيدن به يک پست سياسي بوده است. بنابراين شهرت طلب آنها هستند نه اينکه يک نفر مثل من که آمده از جيب خودش خرج مي کند، آن هم در اين اوضاع و احوال اقتصادي کشور. حاضرم به سازمان تربيت بدني کمک کنم، اگر سهام پرسپوليس را به من بدهند. من پيشنهاد 20 ميلياردي که براي اداره پرسپوليس در گذشته ارائه کرده بودم را الان نيز اعلام مي کنم و حتي حاضرم مبلغي بالاتر از اين را براي پرسپوليس هزينه کنم، اما مي گويم سهام اين باشگاه مردمي را به من بدهند. البته نه صد درصد سهام را، بلکه 30-20 درصد در اختيار دولت باشد که وظيفه نظارت را انجام دهد.
چرا شوستر رفت

1- رابطه بد با مدير فني

مشکل شوستر با مياتوويچ را تقريباً همه دنيا مي دانستند. اين دو هرگز نمي توانستند رو در رو همديگر را تحمل کنند. هر بار شوستر مي گفت در چند پست بايد بازيکنان جديد به خدمت بگيرند، مياتوويچ سريع اين ايده را رد مي کرد و مي گفت رئال نيازي به اين بازيکنان ندارد. بر عکس وقتي مياتوويچ در مصاحبه يي اعلام مي کرد به بازيکني خاص علاقه دارد، شوستر جواب مي داد اين بازيکن اصلاً به درد رئال نمي خورد. مياتوويچ هرگز به شوستر اعتماد کامل نداشت و نهايتاً يک بار براي هميشه اين موضوع را بين خودشان حل کردند؛ شوستر رفت.

2- رابطه بد با مطبوعات

در دنيايي ايده آل شايد اصلاً مهم نباشد که مطبوعات و رسانه ها چه نگاهي به مربيان دارند. اما در دنياي واقعي نمي توان بدون حمايت آنها در لاليگا دوام آورد. روزهاي آخر تقريباً هيچ کس دلش براي شوستر نمي سوخت و همه مي خواستند او را از رئال بيرون کنند. اين تقصير خود شوستر بود که هرگز نتوانست رابطه يي خوب با مطبوعات ورزش اسپانيا برقرار کند و پايگاهي بين آنها به دست بياورد. دليلش هم ساده است. جواب هاي شوستر در کنفرانس هاي مطبوعاتي فقط در حد يک بله يا خير بود و شوستر اگر موقعيتي به دست مي آورد که ژورناليستي را تحقير کند، به هيچ وجه آن را از دست نمي داد. يک بار هم چيزي غير از بله و خير جواب داد. حرفي زد که هيچ مادريديستي نمي خواست آن را بشنود. «رئال نمي تواند بارسا را شکست دهد.» با اين جمله کار شوستر تمام شد. شوستر رفت.

3- شوستر مي خواست برود

همين جمله آخر نشان مي دهد شوستر دقيقاً مي دانست چه کار مي کند. او مي دانست نتايجش، رفتارش و حرف هايش مسلماً راه ديگري براي کالدرون باقي نمي گذارد. شوستر برنامه ريزي دقيقي براي زمان اخراجش داشت و دقيقاً وقتي رفت که فشار ال کلاسيکو را هم ديگر تحمل نکند. اين ميان اتفاقاً تنها کسي که از او دفاع مي کرد خود کالدرون بود. اما شوستر حتي قبل از اينکه کالدرون در جريان قرار بگيرد با مياتوويچ کار را تمام کرد. شوستر رفت.

4- از دست دادن رختکن

اين کليشه را بارها شنيده ايم. فرقي نمي کند بحث سر بزرگ ترين تيم اروپا يا يک تيم کوچک محلي باشد. وقتي رابطه مربي با بازيکنان بد مي شود، ديگر نمي شود کاري از پيش برد. هيچ مربي نمي تواند در تيمي دوام بياورد که کاپيتانش در رختکن به او پشت کند. حالا اگر کاپيتان رائول باشد و تيم رئال مادريد وضعيت ديگر غير قابل کنترل مي شود. شوستر مي گفت رائول براي تيمش مثل سرطان است و رائول حدود دو ماه پيش با يک مربي بزرگ اسپانيايي شام خورد؛ خوان د راموس. به همين سادگي شوستر رفت.

چرا راموس آمد

1- درک متقابل

مشکل اصلي خوان د راموس در ليگ برتر اين بود که هرگز نتوانست فوتبال انگليسي را درک کند. رومن پاوليوچنکو درباره اولين حضورش در ليگ برتر مي گويد؛ «بازي اول در ترکيب تاتنهام برايم روشن کرد که بايد سرعتم را دوبرابر کنم. فوتبال انگليس واقعاً سريع است.» کارلوس تبس هم مي گويد؛ «در فوتبال انگليس بايد عادت کني هر شب وقتي برمي گردي به خانه همه جاي بدنت کبود و کوفته باشد.» حالا راموس به جايي برگشته که خيلي راحت درکش مي کند. اولين برنامه راموس اين است که کارهاي پيچيده يي را که شوستر با آنها بازيکنان رئال را گيج کرده بود کنار بگذارد و کارها را خيلي ساده انجام دهد. مشکل زبان هم که ديگر در کار نيست.

2- تمرينات بهتر

فصل پيش شوستر در مقاطعي حتي تمرينات رئال را هم از دست مي داد. اما راموس اين طور نيست و نظم و دقت زيادي روي تمريناتش دارد. بازيکنان سويا اين را به خوبي مي دانند. علاوه بر اين راموس يک مربي بدنساز در کنارش دارد به نام مارکوس آلوارس که يک لحظه از وضعيت فيزيکي بازيکنانش غافل نمي شود. والتر دي سالو بدنساز پيشين رئال مقصر اصلي اين همه مصدوميت در فصل جديد براي بازيکنان تيمش بود. يکي از دلايل موفقيت سويا در دوران رهبري راموس همين بدنسازي فوق العاده بود که آنها را در تورنمنت هاي حذفي به قوي ترين تيم بدل کرده بود. اين اتفاق براي رئال هم خواهد افتاد.

3- کوچينگ وسط بازي

شوستر اين اواخر در طول بازي هاي رئال بيشتر شبيه يک تماشاگر بود تا مربي. شوستر معمولاً تصميم خاصي نمي گرفت و اگر هم مي گرفت به ضرر تيمش تمام مي شد. اما راموس مربي است که کوچينگ وسط بازي اش بسيار تاثيرگذار است و مي تواند در هر لحظه تيمش را به بازي برگرداند. بازي خواني راموس بسيار عالي است. فينال کارلينگ کاپ سال گذشته را به خاطر بياوريد و تعويض پاسکال شيمبوندا با تام هادلستون و اينکه تاتنهام چطور چلسي را شکست داد.

4- بازيکن سازي

برعکس مربيان پيشين رئال خوان د راموس جرات بالايي در استفاده از بازيکنان جوان باشگاه و آکادمي دارد. در اين چند سال استعدادهاي زيادي چون سولدادو، گرانرو و نگردو به راحتي از تيم خارج شده اند و ستارگان تيم هاي ديگر لاليگا لقب گرفته اند. راموس بارسا را مي بيند و بيش از هر وقت ديگر احساس مي کند رئال بايد بازيکن تربيت کند و به استعدادهاي جوانش متکي باشد، نه کهکشاني ها.

5- بهبود تصوير رئال

تجربه شوستر نشان داد رئال بايد مربي داشته باشد که تصويري خوب از اين تيم براي مطبوعات بر جاي گذارد. قدرت بالاي رسانه ها و مطبوعات اسپانيا کار را براي مربياني چون شوستر بسيار سخت مي کند. اما راموس با تجربه و هوش بالايش مي داند چطور ژورناليست ها را با خود همراه کند.

گفت وگوي گيوم بلگه باخوان لاپورتا
مثل يک جنتلمن واقعي
ترجمه؛ شيوا آباء

گفتنش ساده است. براي بارسا همه چيز بهتر از اين ديگر نمي توانست باشد. در صدر جدول لاليگا ايستاده. از شروع رقابت هاي فصل تا امروز شکستي در کارنامه اش نداشته و با مربيگري پپ گوارديولاي جوان رکوردهاي خوبي از خود به جا گذاشته است. آبي اناري هاي کاتالان فقط 14 گل از خط دروازه شان عبور کرده و از اين سو بهترين خط حمله لاليگا را با 44 گل زده به خود اختصاص داده اند. در سراسر اسپانيا جدال و مبارزه يي مهم تر و هيجان انگيزتر از رودررويي بارسلونا و رئال مادريد در طول رقابت هاي فصل نيست و اين هفته اين اتفاق در نوکمپ افتاد. يک شب قبل از ال کلاسيکوي معروف فرصت اين را داشتم که بتوانم با خوان لاپورتا رئيس باشگاه کاتالان به بحث و مناظره بنشينم. تيم او با 9 امتياز اختلاف نسبت به رئال مادريد پيشتاز رقابت هاي فوتبال اسپانياست (اين قبل از بازي با رئال مادريد است) و حالا لاپورتا شرايط خوبي را در باشگاهش حکمفرما مي بيند. در گپ و گفتي که با هم داشتيم درباره روابطش با رامون کالدرون و انتخاب پپ گوارديولا به عنوان سرمربي جديد به جاي ژوزه مورينيو که همه تصور مي کردند روي نيمکت آبي اناري ها مي نشيند، صحبت کرديم.

---

بله، من هم فکر مي کنم اين چيزي بيش از يک مسابقه است. بارسا و رئال دو تيمي هستند که به لحاظ تاريخي، پيشينه طولاني مدتي در راستاي رقابت با يکديگر دارند اما حالا به نظرم روابط خوبي بين دو باشگاه حاکم است. اين مصاف يک مسابقه نيست چرا که مادريد براي خودش تاريخ پرافتخاري دارد و ما هم فراتر از يک باشگاه معمولي هستيم.

-در انگليس هم اين چالش وجود دارد، اما فلسفه رقابت ميان آنها با اسپانيا متفاوت است. مسابقه ميان دو غول فوتبالي فقط يک مسابقه است و در نهايت آنها يک ملت يکپارچه هستند.

بله، بيشتر حرفي را که مي زني درست است. اينجا نبرد ميان دو ملت است، دو غول فوتبالي در جهان فوتبال و همين هيجان انگيز است. بازي بارسلونا - رئال مادريد يکي از بهترين نمايش هاي فوتبال در جهان است. به عقيده من هيچ مسابقه يي جنجالي تر و ديدني تر از صف آرايي اين دو باشگاه روبه روي هم نيست و اين فقط منحصر به فوتبال در دنياي مدرن امروزي نيست بلکه تاريخ اين جدال به زمان پيدايش فوتبال در اين سرزمين بازمي گردد.

-کليشه هاي زيادي در حاشيه اين مسابقه وجود دارد، چيزهايي که هميشه وجود داشته و هر سال تکرار مي شود. به عنوان مثال حرف هايي که سرالکس فرگوسن در خصوص رئال مادريد زده، چيزي فراتر از فوتبال امروزي است. آيا اين عادلانه است که بخواهيم بگوييم رئال وجهه يي دروني و تا حدي سلطنتي دارد و از اين طرف بارسا تيم مردمي و محبوب اهالي کاتالان است؟

خب، دوست ندارم راجع به سياست حرف بزنم. هر وقت حرف هاي سياسي زدم، مشکلاتي پيش آمده. مادريد عموماً تلاش مي کند چيزهايي که مد نظر صاحبانش است، نشان دهد و در مقابل، ما چيزهاي متفاوتي نسبت به آنها داريم. اما درنهايت همه ما انسان هستيم، همه ما عاشق ورزش هستيم و درباره افق هاي گسترده ورزش حرف مي زنيم و فعاليت مي کنيم. من شخصاً به بازي جوانمردانه به دور از همه اتفاقات و حاشيه هاي سياسي و اجتماعي آن علاقه مندم. البته درگير اين مسائل شدن اجتناب ناپذير است ولي ما نبايد اجازه دهيم گسترش پيدا کند. امروزه در دنياي فوتبال روي همه فشار و استرس است، بازيکنان، هواداران، داوران و... .ما نيازي نداريم که بخواهيم به مجموع اين فشارها و نگراني ها اضافه کنيم.

-يک بار با رامون کالدرون صحبت مي کردم و او گفت در طول دو سال گذشته هميشه به شما مي گفت نگران نباش، روزهاي سخت مي گذرند. حالا توپ به يک طرف ديگر زمين افتاده، آنها گرفتار بحران شده اند و شايد شما همين را به او بگويي.

اين واقعيت دارد. سال گذشته سال بدي براي ما بود، وحشتناک. امسال همه چيز برايمان نسبت به گذشته خيلي بهتر است. ال کلاسيکو مسابقه يي سنتي و ريشه دار در اسپانيا است و هيچ کس نمي تواند بگويد چه اتفاقي مي افتد. رئالي ها حتي حالا که روزهاي بحراني دارند باز هم خطرناک هستند. بارسلونا اين روزها خيلي خوب بازي مي کند. شرايط ويژه يي دارد ولي ما مي دانيم در گذشته چه اتفاقاتي افتاده. حالا تيم مي داند چطور بايد بازي کند. ستاره هاي تيم عملکرد خيلي خوبي دارند، اما باز هم مي گويم هميشه حواس مان به رئال هست، چرا که آنها واقعاً تيم قدرتمند و ريشه داري هستند.

-چيزهايي که اين روزها براي رئال اتفاق مي افتد در مدت دو سال گذشته براي شما هم رخ داد. اگر کالدرون الان اينجا بود، به او چه مي گفتي؟

من فکر مي کنم بالانسي که بارسلونا در طول شش سال اخير داشته، خوب بوده. ما دو بار قهرمان لاليگا شديم، يک بار قهرمان اروپا شديم اما خب در طول اين سال ها دچار تغييراتي هم شديم. گاهي تصميم گرفتيم بايد بازيکنان را عوض کنيم. يک زمان تصميم گرفتيم مربي را تعويض کنيم.

براي من و از نظر من فرانک رايکارد بهترين مربي بود که در طول سال هاي اخير داشتم و اميدوارم «پپ» هم بتواند موفقيت هاي فرانک را تکرار کند. ما در زمان مناسب مربي تيم را عوض کرديم و به نظرم تصميم درستي گرفتيم و اميدوارم در پايان فصل بتوانيم اين را ثابت کنيم.
سوال چرا بارسا زياد گل مي زند
سيد لو*

دو هفته از لاليگا که گذشت جلد روزنامه «ال موندو دپورتيو» کنايه بزرگي به بارسا زد. روي جلد يک تير بزرگ قرمز بود که به سمت دروازه نوکمپ طراحي شده بود و زيرش نوشته بود؛ «بچه ها، بايد برود توي اين،» بارسا در دو بازي اول خودش تنها يک گل به ثمر رساند آن هم از روي نقطه پنالتي. يک امتياز در دو بازي بدجور همه را نگران کرده بود. اما بازي سوم مقابل اسپورتينگ خيخون با شش گل به سود بارسا به پايان رسيد. هفته بعد که رئال هم هفت گل به اين تيم زد همه گفتند خيخون خيلي ضعيف بوده و بارسا همچنان در بحران است. اما بعد شروع شد. سه گل مقابل بتيس، پنج گل مقابل آلمريا، شش گل مقابل وايادوليد و بعد نوبت به حريفان بزرگ رسيد. بارسا شش بر يک اتلتيکومادريد را شکست داد و به والنسيا و سويا هم چهار و سه گل زد تا در آستانه کسب يک رکورد در لاليگا قرار بگيرد. مردان کاتالان در ليگ قهرمانان هم پنج گل به بازل و پنج گل به اسپورتينگ ليسبون زدند تا تيمي که فصل پيش با 18 امتياز اختلاف نسبت به رئال مادريد سوم شده بود لقب خطرناک ترين تيم اروپا را به خود بگيرد. سوال اين است؛ چطور اين اتفاق افتاد؟

1- هويت

«ممکن است يک بازي را ببازيد اما امکان ندارد هويت تان را از دست بدهيد.» دکو اين را خوب فهميده بود. هيچ تيمي در اروپا هويتي به اين وضوح ندارد. از وقتي يوهان کرويف به بارسا آمد، اول به عنوان بازيکن، بعد مربي و بعد مشاور غيررسمي باشگاه، همه مي دانستند اين تيم قرار است چطور بازي کند. اصل حياتي اين بوده و هست؛ مالکيت بالاي توپ. بهترين نمونه اين فلسفه را در تيم رويايي بارسا که بين سال هاي 91 تا 94 چهار بار پياپي قهرمان لاليگا شد، ديديم. گوارديولا مي گويد؛ «همه چيز دور و بر توپ اتفاق مي افتد.» دويدن بدون هدف فايده يي ندارد. اين نکته يي بود که گوارديولا بارها به سيدو کيتا گوشزد کرد. بازيکنان آکادمي بارسا استيل مشخصي دارند و همه از همان کرويفيسم پيروي مي کنند. مايکل رابينسون معروف ترين گزارشگر اسپانيا مي گويد؛ «20 تا بچه اگر در يک پارک با هم فوتبال بازي کنند دقيقاً به شما مي گويم کدام شان از آکادمي بارسا هستند.» مسي، ژاوي، پويول، اينيستا، فابرگاس، بويان، بوسکتس. کافي نيست؟

2- بازگشت نظم و انگيزه

اولين کاري که پپ گوارديولا کرد اين بود که دکو و رونالدينيو را از تيم خارج کرد و با در نظر گرفتن جريمه هاي سنگين نظم و انضباط را به تيم بازگرداند. 500 يورو براي نرسيدن به صبحانه، هزار يورو براي خانه نبودن در شب قبل از بازي و مهم تر از همه 6 هزار يورو براي هر دقيقه تاخير سر تمرين. گوارديولا حتي موسيقي که توي اتوبوس تيم پخش مي شود را هم کنترل مي کند. بازيکنان بارسا مجبور هستند به دستور سرمربي شان فقط «کلد پلي» گوش بدهند. دومين حرکت پپ براي به ثمر رسيدن انقلابش هم بازگرداندن انگيزه و عطش پيروزي به تيم بود. اوزه بيو دستيار رايکارد مي گفت وقتي قهرمان ليگ قهرمانان شدند بازيکنان ديگر انگيزه يي نداشتند. گوارديولا کافي بود به بازيکنانش يادآوري کند که چطور فصل پيش مقابل رئال تحقير شدند و انگيزه بازگشت.

3- بازي در زمين حريف

«خيلي ساده است. وقتي بازي در نيمه حريف است راضي ام و وقتي بازي به نيمه خودمان مي آيد احساس خوبي ندارم.» گوارديولا فلسفه بارسا را خيلي ساده توضيح مي دهد. نکته جالب اينجا است که آنري، مسي و اتوئو اين فصل بيشتر از پويول و پيکه خطا کرده اند؛ دفاع کردن از همان يک سوم دفاعي حريف. اتوئو مي گويد؛ «ترجيح مي دهم وقتي دفاع حريف توپ را در اختيار دارد رويش فشار بياورم تا موقعيت گل ايجاد شود.» اما مساله فقط دفاع کردن نيست. مساله اصلي حمله است. قدرت خط دفاع بارسا از آنجا مي آيد که اين تيم آنقدر در حمله قدرتمند است که اکثراً در همان نيمه اول کار را براي حريفش تمام مي کند و ديگر چيزي از حريف باقي نمي ماند تا بخواهد به دروازه بارسا حمله کند.

4- دقت به جزئيات

گراهام سونس جمله فوق العاده يي درباره فوتبال دارد؛ «بازي که متوقف مي شود بازيکنان بد استراحت مي کنند و بازيکنان خوب مي پرسند از کجا مي شود يک چيزي براي دوپينگ پيدا کرد.» کنايه زيباي اين جمله را امسال در دو ضربه آزادي که مسي درون دروازه اتلتيکومادريد و رکرتيوو جاي داد، ديديم. مسي طوري پشت توپ ايستاده بود که انگار اصلاً علاقه يي به زدن ضربه ندارد و وقتي کوپه (دروازه بان اتلتيکو) کنار تير ايستاده بود و داشت با مدافعانش حرف مي زد ناگهان ديد توپ به تور چسبيده است. تيري آنري هم سابقه اين کارها را در آرسنال دارد. نکته مهم اينجاست که بارسا اين فصل بيش از کل دو فصل پيش از روي ضربات آزاد به گل رسيده است. «برعکس گذشته ما روي استراتژي فوتبال بازي مي کنيم.» اين هم اعتراف ژاوي.

5- بازيکنان بزرگ

نکته آخر که شايد از همه مهم تر باشد اين است؛ ژاوي، اتوئو، آنري، مسي، اينيستا و دني آلوز. اين اسم ها کنار هم به تنهايي کافي است تا خط حمله يي فوق العاده داشته باشيد.

*ستون نويس گاردين
عناوين اين صفحه
پرواز را به خاطر بسپار
اينجا؛ پرسپوليس، شماره؛ هفت
پيرواني و قلعه نويي پس از مدت ها روي يک نيمکت
هدايتي؛خسته شده ام، مي روم
چرا شوستر رفت
چرا راموس آمد
مثل يک جنتلمن واقعي
سوال چرا بارسا زياد گل مي زند
بگوويچ تا پايان فصل سرمربي پاس همدان خواهد بود
پرداخت مطالبات ابراهيمي و پيوس
مسوولان پاس به بگوويچ اولتيماتوم دادند
نوشاد عالميان؛ قهرمان جهان از من مي ترسيد
ايرادات حقوقي حکم خداداد عزيزي
معجزه يي در کار نبود

بگوويچ تا پايان فصل سرمربي پاس همدان خواهد بود
مديرعامل باشگاه پاس همدان گفت؛ بگوويچ زحمات زيادي براي پاس کشيده است و به همين خاطر تا پايان فصل از بگوويچ حمايت خواهيم کرد. سيدکاظم اوليايي اظهار داشت؛ بازي مقابل پرسپوليس مسابقه بسيار خوبي بود. به هر صورت پرسپوليس تيم بسيار بزرگي است و از بهترين هاي ايران در ترکيب خود سود مي برد و در اين بازي انگيزه هاي بسيار زيادي داشتند که بتوانند سه امتياز بازي را کسب کنند تا از کورس قهرماني جانمانند. مديرعامل پاس همدان افزود؛ بازيکنان پاس همگي جوان هستند و آينده درخشاني دارند و به همين خاطر با تمام قوا و بسيار باانگيزه دراين ديدار ظاهر شدند اما از لحاظ تجربه نسبت به حريف کم تجربه تر بودند و به همين خاطر در نيمه دوم که متعلق به باتجربه ها هست نتيجه را به حريف خود واگذار کردند. وي خاطر نشان کرد؛ در نيم فصل سعي خواهيم کرد با يک برنامه ريزي دقيق آمادگي بازيکنان را در تعطيلات بالا ببريم تا در نيم فصل دوم بتوانيم چهره يي از يک پاس پرقدرت را به رخ حريفان بکشيم. اوليايي گفت؛ در پايان بازي جلسه يي با بگوويچ برگزار و در آن جلسه از او حمايت کرديم. بگوويچ زحمات زيادي براي پاس کشيده است و به همين خاطر تا پايان فصل از بگوويچ حمايت خواهيم کرد تا با آرامش کامل دوباره پاس را به روزهاي اوج خود بازگرداند.


پرداخت مطالبات ابراهيمي و پيوس
کميته انضباطي فدراسيون فوتبال باشگاه هاي پرسپوليس و هما را به پرداخت مطالبات ناصر ابراهيمي و فرشاد پيوس مربيان سابق اين دو تيم محکوم کرد. بر اساس راي کميته انضباطي فدراسيون فوتبال در پي شکايت ناصر ابراهيمي مربي پيشين تيم فوتبال پرسپوليس نسبت به مطالبات خود از اين باشگاه، کميته انضباطي باشگاه پرسپوليس را موظف کرد مبلغ 24 ميليون و 200 هزار تومان به ناصر ابراهيمي پرداخت کند. اين کميته همچنين در رايي مشابه باشگاه هماي تهران را به پرداخت 10 ميليون تومان بابت مطالبات فرشاد پيوس محکوم کرد. کميته انضباطي در راي ديگر خود «مجتبي انصافي» مدافع تيم فوتبال مس کرمان را به دليل فحاشي به داور در ديدار مقابل داماش گيلان در شهر رشت به 4 جلسه محروميت و پرداخت 10 ميليون ريال جريمه نقدي محکوم کرد. اين کميته همچنين تيم هاي فولاد خوزستان، برق شيراز و صباباتري قم را به دليل به کار بردن الفاظ رکيک از سوي تماشاگران منتسب به اين تيم ها را به توبيخ کتبي، درج در پرونده و مبلغ 10 ميليون ريال جريمه نقدي محکوم کرد. ضمن اينکه باشگاه صباباتري قم را به دليل دريافت اخطار از سوي 5 بازيکن اين تيم، دو ميليون ريال جريمه کرد.


مسوولان پاس به بگوويچ اولتيماتوم دادند
مديران تيم فوتبال پاس همدان در اولتيماتومي جدي از بگوويچ خواستند به وضعيت اين تيم سر و سامان دهد. پس از شکست پاس مقابل پرسپوليس جلسه يي ميان بگوويچ، اوليايي و پورحيدري برگزار شد. در اين جلسه وينکو بگوويچ درباره نتايج ضعيف پاس توضيحاتي به مديرعامل و مدير فني اين تيم ارائه کرد. او جوانگرايي و مصدوميت بازيکنان را از جمله دلايل کسب اين نتايج عنوان کرد. اوليايي مديرعامل باشگاه پاس با ابراز نارضايتي از نتايج کسب شده به بگوويچ اولتيماتوم داد در بازي هاي آينده با کسب نتايج مطلوب پاس را به جايگاه مناسبي برساند. بگوويچ نيز قول داد، شرايط پاس در بازي هاي آينده بهتر از اين شود. بگوويچ پس از پايان اين جلسه به کشورش سفر کرد. وي اول دي به ايران برمي گردد تا تمرينات پاس را زير نظر بگيرد. در غياب بگوويچ تمرينات اين تيم از روز پنجشنبه زير نظر مجتبي خورشيدي آغاز خواهد شد. مسوولان پاس در نظر دارند اردوي تدارکاتي در جزيره کيش يا مشهد مقدس برگزار کنند. اين اردوي پنج روزه احتمالاً از دوم دي آغاز خواهد شد.


نوشاد عالميان؛ قهرمان جهان از من مي ترسيد
نوشاد عالميان پس از درخشش در مسابقات جهاني پينگ پنگ جوانان گفت؛ همه مسوولان فدراسيون جهاني، مربيان و بازيکنان برتر جهان شکست قهرمان جهان را به من تبريک گفتند و از نظر همه، من کار فوق العاده يي را انجام دادم. دارنده عنوان پنجمي مسابقات جهاني مادريد با بيان اينکه قهرمان جهان از من مي ترسيد، اظهار کرد؛ پيروزي مقابل بازيکن اول دنيا کار بسيار بزرگ و دشواري بود. «ماتسو دريا» بازيکن بسيار بزرگ و خوبي است که هميشه در مسابقات اوپن جهاني قهرمان مي شود. خواست خدا بود که توانستم او را شکست دهم. در واقع، لطف خدا و آمادگي خوبي که از تمرينات کسب کرده بودم، به من قدرت داد او را شکست دهم. وي ادامه داد؛ پس از پيروزي مقابل قهرمان جهان، احساس بسيار خوبي دارم و خوشحالم که توانستم او را شکست دهم. بازي مقابل «ماتسو دريا» بسيار زيبا و تماشايي بود و در سطح بسيار بالايي انجام شد. در واقع، کادر فني و حريفان تمريني کره يي به من ياد دادند با سبک بازي کشورهاي آسياي شرقي آشنا شوم. پينگ پنگ باز برتر ايران درباره احتمال افزايش رنکينگ جهاني اش خاطرنشان کرد؛ قطعاً افزايش رنکينگ خواهم داشت؛ ولي نمي دانم تا چه حد. عالميان با بيان اينکه مزد تلاش هايم را گرفتم، تصريح کرد؛ تمرينات خيلي سختي را پشت سر گذاشتم و تلاش زيادي کردم. متاسفانه نتوانستم به جمع چهار بازيکن برتر راه پيدا کنم. خدا را شکر مي کنم که توانستم قهرمان جهان را ببرم. خوشبختانه سطح پينگ پنگ ايران به جهان نزديک تر شده و ديگر همه مي توانند اين کار بزرگ را انجام دهند. وي ادامه داد؛ وقتي در مرحله مقدماتي «جونگ» با رنکينگ 22 جهان را شکست دادم، حس کردم روي دور برد افتادم. بازي مقابل «بوت روف» آلماني نيز خيلي خوب و نزديک بود. من تاکنون نتوانسته بودم او را شکست دهم. پيروزي مقابل او اعتماد به نفس من را چندبرابر کرد و به پيروزي مقابل قهرمان جهان منجر شد. من بايد حريف آلماني را مي بردم. در واقع اين ديدار برايم از همه مسابقاتي که انجام دادم، مهم تر و مشکل تر بود.


ايرادات حقوقي حکم خداداد عزيزي


جمال خندان کوچکي*



اخبار مربوط به حاشيه مسابقه فوتبال بين تيم هاي پيام خراسان و مقاومت سپاسي و ادعاي شخصي به نام قاسم محمدي- که خود را خبرنگار ورزشي معرفي مي نمايد - مبني بر مورد ضرب و جرح قرار گرفتن از سوي حماسه ساز ملبورن خداداد عزيزي و جمعي از مسوولان تيم پيام خراسان، در چند روز گذشته آنقدر از سوي ارباب جرايد و علي الخصوص رسانه ملي در کانون توجه و مورد تحليل هاي حقوقي و غيرحقوقي قرار گرفت که به نظر مي رسيد کميته انضباطي فدراسيون فوتبال - که بحمدالله داراي اعضاي حقوقدان نيز مي باشد- نهايت دقت خويش را در بررسي اين موضوع به کار گرفته و با صدور راي مدلل و مستند به قوانين و مقررات مربوطه، نسبت به اقناع وجدان آحاد ورزش دوستان جامعه اقدام نمايد. در حالي که حسب آنچه در جرايد به عنوان کميته انضباطي منتشر گرديده است متاسفانه ابهامات اساسي ذيل الذکر مانع اقناع وجدان مي گردد.

الف- خداداد عزيزي مطابق آنچه در يک برنامه تلويزيوني بيان نمود مدعي است چون شخص مضروب اقدام به بيان «فحش ناموسي» کرده از سوي همراهان وي مورد ضرب و جرح قرار گرفت و حسب مفاد راي صادره از سوي کميته انضباطي نيز پرونده مربوط به شکايت خداداد عزيزي از شخص مضروب همچنان مفتوح رسيدگي است در حالي که کميته انضباطي براي تعيين مقصر و ميزان تقصير و النهايه مجازات وي مي بايست ابتدا در خصوص احراز يا عدم احراز بيان «فحش ناموسي» از سوي شخص مضروب اظهار نظر مي کرد چه اينکه در صورت احراز امر موصوف، اقدامات خداداد عزيزي و همراهان وي مي تواند در قالب دفاع مشروع و عکس العمل طبيعي متضرر از جرم«فحش ناموسي» مورد بررسي قرار گيرد. آيا مي توان تصور کرد شخص غيرتمندي به صورت مستقيم مورد «فحش ناموسي» قرار گيرد و بدون هيچ گونه عکس العملي از کنار شخص فحاش بگذرد؟ مويد امر اينکه مطابق مقررات فقهي، حقوقي حاکم بر جامعه اسلامي نيز عکس العمل طبيعي جامعه و دفاع مشروع هر يک از آحاد مسلمانان در قبال فحاشي به ائمه اطهار (سب النبي) مي تواند مرگ فوري شخص هتاک را در پي داشته باشد.( ماده 513 قانون مجازات اسلامي) بدين ترتيب واضح به نظر مي رسد در صورتي که شهروندان نسبت به خود مورد فحاشي ناموسي قرار بگيرند نيز لاجرم حداقل هاي دفاع مشروع را به کار خواهند بست البته اين دفاع بايد متناسب با جرم مورد نظر باشد که تشخيص تناسب آن نيز بر عهده دادگاه هاي دادگستري است اما در عين حال موکول کردن رسيدگي اين موضوع اساسي به وقتي ديگر و ناديده گرفتن تاثير آن در صدور حکم محکوميت براي ضاربان بدون شک فاقد هرگونه وجاهت قانوني و حقوقي است. صدالبته اگر در راستاي بررسي امر موصوف، فحاشي ناموسي شخص مضروب به اثبات نرسد موضوع از موارد تشديد مجازات ضرب و جرح کنندگان نيز خواهد بود. اما آيا هيچ عقل سليمي مي پذيرد که گروهي از افراد موجه جامعه آن هم از نوع ورزشکار بدون هيچ گونه دليل به يکباره و به صورت دسته جمعي بر سر يکي از حاضران در ورزشگاه که هيچ گونه آشنايي قبلي نيز با او ندارند ريخته و او را مضروب کنند؟ کاش انجمن صنفي روزنامه نگاران نيز به مثابه خانه سينما و ديگر نهادهاي صنفي داراي شور صيانت از اعضاي صنف خود مي بود و نفياً يا اثباتاً به اين موضوع رسيدگي و حسب مورد برخورد لازم را نيز با فرد خاطي به انجام مي رساند.

ب- ورود افراد به ورزشگاه هاي سراسر کشور به عنوان تماشاگر از جمله حقوق شهروندي و آزادي هاي اجتماعي مردم است که سلب آن جز به موجب قانون و حکم دادگاه هاي دادگستري امکان پذير نيست چه اينکه تماشاگر مسابقات ورزشي ورزشکار تلقي نمي شود تا از اين جهت مشمول حکم مراجع انضباطي فدراسيون هاي ورزشي قرار گيرد لذا به نظر مي رسد صدور راي کميته انضباطي در خصوص ممنوعيت ورود تعدادي از مسوولان باشگاه پيام خراسان به ورزشگاه هاي سراسر کشور خارج از صلاحيت ذاتي کميته مذکور است. جالب توجه اينکه بدين ترتيب کميته انضباطي فدراسيون فوتبال براي ورزشگاه هاي مربوط به رشته هاي ورزشي ديگر نيز تعيين تکليف کرده است. چه نيکو است مسوولان باشگاه پيام خراسان و همچنين خداداد عزيزي ولو براي تعيين تکليف حقوقي مفاد حکم صادره از سوي کميته انضباطي که احتمال تکرار و استناد به آن در آينده زياد است به راي يادشده اعتراض کنند تا شوراي استيناف کميته انضباطي با لحاظ موارد معنونه نسبت به بررسي مجدد موضوع و صدور راي شايسته اقدام نمايد.

اگر نبود ترس از سهل و باب شدن اهانت به حماسه سازان اين ديار و متعاقباً محکوميت آنان در عرصه هاي مختلف اجتماعي، شايد نگارنده اين سطور را قلم نمي کرد.

*وکيل پايه يک دادگستري


بارسا 2 - رئال صفر
معجزه يي در کار نبود
ايسنا؛ يکصدوپنجاه و هفتمين دوئل بارسلونا - رئال مادريد به نفع آبي اناري ها به پايان رسيد. ساموئل اتوئو و ليونل مسي پيام آوران شادي براي هواداران تيم کاتالاني بودند. اين برد فاصله شاگردان گوارديولا با قهرمان فصل پيش لاليگا را به عدد 12 رساند. تعويض مربي و آمدن خوان دراموس به جاي برند شوستر هيچ سودي براي «قوهاي سپيد» مادريدي نداشت. پيکار 157بارسلونا و رئال مادريد در ورزشگاه پر از جمعيت نوکمپ در حالي آغاز شد که ميزبان در همان دقيقه ششم بازي مي توانست با هنرنمايي آرژانتيني توانايش از حريف پيش بيفتد. اما، مسي در نهايت برابر کاسياس ناکام ماند. بارسلونا در ادامه بازي کنترل توپ و ميدان را در دست داشت، هرچند فرصت گلزني مسلمي را هم براي خود فراهم نکرد. دفاع رئال مادريد در اين بازي رسوخ ناپذير به نظر مي رسيد. در حالي که توپ و ميدان از آن شاگردان گوارديولا، سرمربي بارسلونا بود، اما اين رئال و درنته بازيکن هلندي اش بود که بزرگ ترين فرصت گلزني نصيبش شد. اين بازيکن سورينامي الاصل که در موقعيتي تک به تک قرار گرفته بود، نتوانست دروازه ويکتور والدس را باز کند و توپ را از اين سنگربان عبور دهد. بازي تا پايان نيمه نخست به نفع بارسلونا در جريان بود، هرچند دروازه کاسياس با خطري جديد روبه رو نشد. رئال فضا را بر ميزبانش بسته بود و به آبي اناري ها تنها اجازه حرکت و بازي سازي تا پشت محوطه جريمه اش را مي داد. نيمه دوم با شانس موقعيت بسيار خوب گلزني براي ساموئل اتوئوي کامروني آغاز شد. هرچند کاسياس شوت اين بازيکن را که از 14متري دروازه شليک شده بود، مهار کرد. بارسلونا که براي گشودن دروازه حريف بي تابي مي کرد، نمي توانست خود را به دروازه رئال نزديک کند. بوسکتس در دقيقه 70بازي در محوطه جريمه کهکشاني ها متوقف شد تا مخوتو کانتالخو داور بازي خطاي پنالتي ميشل سالگادو روي مهاجم بارسلونا را اعلام کند. کاسياس اما روي پنالتي هم عملکرد فوق العاده يي داشت و دروازه اش را روي ضربه اتوئو بسته نگه داشت. دفع پنالتي اين بازيکن، هم تيمي هايش را جري تر کرد، ولي باز هم درخشش کاسياس مانع از باز شدن دروازه تيمش روي حرکات اتوئو و مسي شد. سرانجام در دقيقه 83بارسلونا مزد صبر و پشتکارش را گرفت. کارلس پويول روي يک ضربه کرنر توپ را به اتوئو رساند و او هم از فاصله پنج متري توپ را از خط دروازه کهکشاني ها عبور داد. اين پانزدهمين گل اتوئو براي آبي اناري ها در فصل جاري بود. در ادامه بازي رئال به دروازه حريف حمله ور شد تا از باخت رهايي پيدا کند اما اسير ضدحمله هاي بارسلونا شد. تيري آنري فرانسوي در يکي از روزهاي خوب خود توپ را به مسي داد تا اين آرژانتيني از فاصله هشت متري با ضربه «چيپ» توپ را از خط دروازه ميهمان مادريدي عبور دهد. يورو اسپورت در پايان مسابقه اين آرژانتيني توقف ناپذير را برترين بازيکن ميدان معرفي کرد. گلزن بارسلونا در اين ديدار تنها با خطاهاي شديد مهار شدني بود. اين نخستين پيروزي بارسلونا بر رقيب سنتي پس از چهار سال بود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام