
مريم مهتدي
برگزاري نخستين اکسپوي عکس با حاشيه هاي فراواني همراه بود. از زمان برپايي اکسپو نقدهاي زيادي درباره آن در رسانه ها منتشر شد که بيشترين تکيه اغلب آنها بر حضور سينماگران در کنار عکاسان حرفه يي بود. اما نکته يي که بايد به آن توجه کرد، اين است که «حضور سينماگران» در اکسپوي عکس به تنهايي ايراد ندارد و انتقاد بايد به «چگونگي» حضور آنها در کنار عکاسان حرفه يي باشد. در اين بين اما بايد توجه کرد نقطه ضعف اکسپوي عکس صبا، فقط حضور سينماگران نيست بلکه ضعف در مديريت، نحوه قيمت گذاري بر آثار حاضر در اکسپو و بحران فروش نيز موضوعاتي اند که شايان توجه هستند.
مديريت اکسپو؛ ضعيف يا بي تجربه؟
عليرضا کيادربندسري در نشست خبري اکسپو گفته بود؛ «اکسپوي عکس در حد و اندازه هاي بين المللي برگزار مي شود، البته ما الف تا ي برگزاري اکسپوي بين المللي را مي دانيم و به آن عمل مي کنيم، اما براي اينکه بتوانيم هنرمندان را در جو اکسپو قرار بدهيم و آنها را با قوانين بين المللي آشنا کنيم، تصميم گرفتيم به عنوان مقدمه اولين اکسپوي عکس ايران را به صورت ملي برگزار کنيم.»
با وجود اينکه کيا دبير اکسپو پيش از افتتاح آن وعده برگزاري اکسپو را با بهترين کيفيت داده بود، بسياري از عکاسان به نحوه مديريت آن اعتراض داشتند. تعداد بالاي عکس هاي حاضر در اکسپو و نحوه چيدمان آنها در نگارخانه فرهنگستان صبا از مواردي است که مي توان به آنها توجه کرد.
بهمن جلالي عکاس نام آشنا درباره مديريت و نحوه برگزاري آن و به خصوص تفاوت هاي آن با اکسپوهاي بين المللي در گفت وگو با فارس مي گويد؛ «سال ها است اکسپوهاي عکس و حراج آثار هنري در نقاط مختلف دنيا برگزار مي شود و اخيراً استقبال بسيار خوبي از آثار هنري ايران شده و اکسپوي عکس ايران هم مي خواهد در مقابل آنها بايستد و در جريان داخلي مطرح باشد اما ابتدا بايد معناي اکسپوي عکس و حراج آثار هنري را معلوم کند و هدف مان را از برگزاري آن مشخص کنيم. اکسپوي عکس جاي عکس هاي مستند، تاريخي و... نيست.»
جلالي که در اکسپوي صبا حضور نيافته ادامه مي دهد؛ «من حدود 40 سال عکاسي و در اکسپوها و حراجي هاي آثار هنري دنيا شرکت کرده ام اما در هيچ يک از آنها چنين ملغمه يي را که در اکسپوي عکس ايران است، نديده ام. به رغم آنکه براي شرکت در اکسپو از من دعوت شده بود، شرکت نکردم چون معناي برگزاري آن را نمي دانستم. به نظر من اين اکسپو يک شوي تاريخي است و نه هنري؛ شويي که در آن از عکاسان اثري نيست و رسانه ها شهرت سينماگران را در آن جست وجو مي کنند.»
يکي از راهکارهاي جلوگيري از اين مشکلات مي توانست تقسيم بندي آثار اکسپو به حرفه يي و غيرحرفه يي باشد. بسياري از عکاسان از قرار گرفتن آثار عکاسان حرفه يي در کنار عکاسان تازه کار است. سواي اين موضوع، تنوع آثار ارائه شده در اکسپوي عکس نيز با انتقاد برخي از عکاسان روبه رو شد. محسن راستاني در اين باره به فارس مي گويد؛ «آزاد گذاشتن دست عکاسان براي ارائه هر عکسي در اکسپو امتياز نيست و ارائه همه نوع عکس در اين اکسپو شايسته نبود.»
شادي قديريان به عنوان عکاسي که تاکنون چندين بار آثارش در حراجي هاي بزرگ فروخته شده، مي گويد؛ «در اکسپوها و حراجي هاي سراسر دنيا عکس هاي هنري ارائه مي شود. در کاتالوگ هاي حراج هايي همچون کريستي هم اثري از عکس هاي خبري و تاريخي نيست چرا که معمولاً عکس هاي خبري به مطبوعات و آژانس هاي خبري فروخته مي شود. بنابراين تصور نمي کنم عکس هاي خبري و تاريخي هم در اکسپو و حراج ها جايي داشته باشند. اما از آنجا که برگزاري دوسالانه هاي ما با اصول برگزاري دوسالانه ها در جهان متفاوت است، اين مساله کاملاً عادي است.»
فرزاد هاشمي که تجربه مديريت آژانس عکس در ايران را در کارنامه خود دارد در اين بين از زاويه ديگري به مشکلات اکسپو اشاره مي کند. او با اشاره به بي تجربگي مسوولان در برگزاري اکسپو مي گويد؛ متاسفانه برگزاري اکسپو بدون هماهنگي با متوليان عکس صورت گرفت و در نتيجه به اهدافي که مي خواست نرسيد. در اين اکسپو گروه کارشناسي براي انتخاب آثار وجود نداشته و انتخاب بسيار ضعيف بوده است.
به همه عکاس ها فشار آوردند که شرکت کنند و بعضي به اجبار شرکت کردند اما جداسازي آماتور و حرفه يي صورت نگرفت. مشکل اصلي اين است که اکسپو کارشناسي شده نيست و به جاي کمک به اکسپو باعث صدمه زدن به آن شده است. من قبل از نمايشگاه گفته بودم اين گونه برنامه ريزي براي اکسپو اشتباه است.
مي شود تصور کرد که نيت برگزارکننده چه بوده است براي 700 عکس هزينه شده است که چه اتفاقي در عکاسي ايران بيفتد؟ مسوولان پشت اين ماجرا چقدر تجربه داشته اند؟ چرا براي برگزاري از هيچ کس راهنمايي نمي گيرند؟ او با اشاره به تجربه برگزاري دوسالانه عکس و دعوت از عکاسان و متوليان عکاسي براي مشورت ادامه مي دهد؛ «وقتي براي دوسالانه عکس از 26- 25 نفر دعوت مي کنند که درباره نحوه برگزاري آن نظر بدهند، چرا اکسپو بدون کارشناسي صحيح انجام مي شود؟ وقتي ما نمي توانيم يک سازماني را دعوت بکنيم که چندتا عکس از اکسپو بخرد چرا مدعي تحول در عکاسي مي شويم؟
متاسفانه در اينجا کسي يک طرحي مي دهد و همه کورکورانه دنبالش راه مي افتند و آگاهي ندارند وگرنه برگزارکنندگان نيت بدي ندارند.
اگر با سياستگذاران عکاسي ايران جلسه مي گذاشتند و با آنها مشورت مي کردند اين وضعيت پيش نمي آمد.
اگر از تيم برگزارکننده بپرسيد سوابق عکاسي شان کجا است چه مي گويند؟ سوابقي در عکاسي ندارند. اگر سوابق حراجي برگزارکردن شان را بپرسيد، چه مي گويند؟ سوابق برگزاري ندارند.
به نظر مي رسد، مشکلات مديريتي اکسپوي عکس بيشتر از اينکه به توانايي مديريت مسوولان آن مربوط باشد، به تجربه اين افراد در برگزاري اکسپو و حراجي ارتباط دارد که درستي اين نکته را بايد در نوع برگزاري اکسپوهاي بعدي جست وجو کرد.
سينماگران عکاس يا عکاسان سينماگر
يکي از موضوعاتي که از روز نخست برگزاري اکسپو، محل جدل و بحث شده چگونگي حضور سينماگران در کنار عکاسان حرفه يي بود.
متاسفانه در ابتدا اغلب يادداشت ها و مطالب رسانه ها با اين محتوا نوشته مي شد که چرا سينماگران در اکسپوي عکاسي حضور دارند و بازتاب مطبوعاتي اين اتفاق باعث تقابل بين عکاسان و سينماگران شد؟
با مرور نامه هاي اعتراضي و مصاحبه هاي عکاسان با خبرگزاري ها و سايت هاي تخصصي عکاسي متوجه مي شويم که بحث نه بر سر «چرايي» حضور سينماگران در اکسپو که بر سر «چگونگي» حضور آنها است.
در اين بين البته انتقادي هم به روابط عمومي مرکز صبا و برگزارکنندگان اکسپو وارد شد چرا که بايگاني اخباري که روابط عمومي منتشر کرده است نشان مي دهد بنا به دلايلي بيش از عکاسان حرفه يي، حضور سينماگران در اکسپو در اخبار ارسالي برجسته شده بود و همين نکته سرچشمه اعتراض هاي عکاسان شد.
علي صفايي مدير روابط عمومي اکسپوي صبا در اين باره توضيح مي دهد؛ «روابط عمومي يعني اطلاع رساني، نمايشگاه فروش با نمايشگاه تخصصي فرق مي کند به همين خاطر از همه جور ابزاري براي تبليغات استفاده مي کنيم تا مردم را جذب کنيم و کارها فروش برود. به خاطر همين کار کلي به ما حمله شد.»
در اين بين نقش مطبوعات را نيز نمي توان ناديده گرفت. شهرت هميشه يکي از عواملي بوده که مطبوعات و رسانه ها با تکيه بر آن خبرهايشان را منتشر کردند و به همين خاطر صفايي مي گويد؛ «مطبوعات در اين ميان بي تقصير نبوده اند. ما همزمان هم متن گفت وگو با سعيد صادقي عکاس را براي رسانه ها مي فرستيم و هم متن مصاحبه با نيکي کريمي را. اما روزنامه ها فقط به چاپ مصاحبه خانم کريمي اکتفا مي کنند.» حضور سينماگران بيشترين واکنش را ميان عکاسان حرفه يي داشت. افشين شاهرودي عکاس، با اشاره به نامه انصراف خود از شرکت در اکسپو و نمايش آثارش به ايسنا مي گويد؛ «اکسپويي با نام عکاسي برپا مي شود و هر هنرمندي به واسطه گرايش علاقه و تجربه يي که به اين حوزه دارد مي تواند در اين نمايشگاه شرکت و کار خود را عرضه کند. اما وقتي عکاسي بهانه يي براي تامين هدف ديگري مي شود، مشکل ساز است. از روز اول با مشاهده اخبار اين نمايشگاه مدام از حضور فلان سينماگر يا فلان بازيگر نام بردند که به اعتقاد من اين کار به معناي وسيله قرار دادن هنر عکاسي جهت بزرگ کردن نام ساير هنرمندان است. هر يک از اين هنرمندان در جايگاه خود احترام ويژه يي دارند اما کار بسياري از آنها حتي در حد سياه مشق هاي ساير عکاساني که بعضاً آثارشان روي ديوار قرار گرفته هم نيست.»
مسعود زنده روح کرماني نيز در اعتراض به اين اتفاق به ايسنا مي گويد؛ «متاسفانه در اين چند روز موسسه صبا تبليغات فراواني در خصوص حضور هنرمندان سينما که به تازگي کشف استعداد کرد ه اند، صورت داده که سابقه و توان هنري هنرمندان عکاس را در سايه سنگين «معروفيت شغلي» خود پنهان کرده اند، از اين رو به دليل توهين به عکاسي از بازار فروش «بازيگر عکاس» خواستار حذف آثارم از اکسپو شدم.»
همان طور که گفته شد چگونگي حضور سينماگران در اکسپوي عکس موضوع مورد بحث عکاسان است. همان طور که فرزاد هاشمي درباره جايگاه نصب آثار عکاسي سينماگران مي گويد؛ «حضور سينماگران به عنوان عکاس اشکالي ندارد و کسي هم مانع شان نمي شود. بحث درباره بي جهت مطرح شدن شان در صدر اخبار اکسپوي عکس است. اينکه آثار سينماگران در گالري ورودي نمايشگاه جاي دارد، حرکاتي اشتباه است.»
صفايي اما در اين باره توضيح مي دهد؛ «طبق قانون داخلي فرهنگستان صبا ورودي نمايشگاه نگارخانه مميز است و نه گالري هايي که در نزديکي و مقابل در ورودي هستند. در گالري مميز هم ما آثار عکاسان پيشکسوت را گذاشته ايم.»
به اعتقاد برخي کارشناسان عکاسي براي اين اکسپو فراخوان شايسته يي هم داده نشد اما گذشته از اين موضوع به نظر مي رسد برگزارکنندگان براي حضور سينماگران از نظر قوانين اکسپو سختگيرانه برخورد نکردند.
فريبرز عرب نيا يکي از سينماگراني که با تجربه هاي عکاسي اش در اکسپو شرکت کرده است، در افتتاحيه اکسپو به سايت عکاسي مي گويد؛ «بيشتر قصدم ارائه کار کنار ديگر همکاران بود و سر و شکل دادن به اين مجموعه که اسمش اولين اکسپو عکس ايران است. راستش تا پريروز هم فکر نمي کردم بتوانم شرکت کنم چرا که در شش سال اخير به خاطر درگيري هاي فراوان کاري اصلاً فايل هايم را مرتب نکردم اما در دو روز گذشته توانستم 30 درصد از آنها را بازنگري کرده و از ميان شان انتخاب کنم.»
اين بازيگر ادامه مي دهد؛ «به همين دليل چاپ و قاب شدن آنها همين روز افتتاحيه و ظرف 20 دقيقه انجام شده است. اصرار دوستان و اينکه گفتند حضور سينماگران تاثير و معنايي ديگر دارد، باعث شد بالاخره به اينکه نمايشگاه با چنين شکلي اجرا شود، تن دهم.»
صفايي اما در پاسخ به اين سوال که چرا در برخورد با سينماگران قانون شکني شده و آنها طبق مهلت ارسال آثار شرکت نکرده اند، مي گويد؛ «اين طور نبوده و ما اول فراخوان داديم و شرکت کنندگان اصل آثارشان را براي ما نفرستادند بلکه سي دي کارهايشان را فرستادند و ما از اين بين انتخاب کرديم و تاخير دوستان در چاپ و نصب آثار بوده نه انتخاب آنها.»
در کنار اين موضوعات، يعني نحوه نمايش آثار سينماگران و بازتاب خبر حضور آنها مي توان به قيمت گذاري آثار نيز اشاره کرد.
ارزش اثر يا ارزش نام خالق اثر؟
برخلاف آنچه بازتاب رسانه يي اعتراض هاي عکاسان به مخاطبان القا کرد، عکاسان با حضور سينماگراني که به گفته خودشان «سياه مشق»هايشان را به اکسپو آورده اند، مشکل داشتند. قيمت گذاري نامتعارف آثار به اين نارضايتي دامن زد. بسياري از عکاسان معتقد بودند قيمتي که براي عکس بازيگر سينما در نظر گرفته شده مطابق ارزش هنري آن عکس نيست و در صورت فروش، خريدار براي اسم و شهرت آن بازيگر پول داده است و نه ارزش هنري آن. با مروري بر قيمت گذاري آثار در اکسپو به نظر مي رسيد قيمت ها از معياري خاص و استاندارد پيروي نمي کنند.
برخي از تابلوهاي عکاسان حرفه يي با قيمت بسيار پايين به فروش گذاشته شده و برخي عکس ها از بازيگران يا عکاس هاي تازه کار با قيمت هاي بالا. در اين خصوص نقش هياتي به عنوان ارزشگذار يا قيمت گذار پررنگ مي شود. آيا در اين اکسپو گروهي مسووليت قيمت گذاري آثار را بر اساس ارزش هنري آنها و نام عکاس بر عهده داشته اند؟ مدير روابط عمومي اکسپو در اين باره توضيح مي دهد؛ «قيمت عکس ها را خود عکاسان پيشنهاد مي دادند و تنها کاري که ما کرديم اين بود که سقف پنج ميليون تومان را براي آن در نظر بگيريم. آن هم به خاطر قدرت خريد مردم و سطح سواد آنها. البته قبول داريم اين کار اشکالاتي هم دارد که اميدواريم در دوره هاي بعد تکرار نشود.»
بحث قيمت گذاري آثار، از آن جهت که ارتباط مستقيم با ارزش اثر و نام خالق آن دارد، بحث مهمي است. اعتراض عکاسان آنجا است که قيمت عکس يک هنرپيشه به خاطر شهرت سينمايي اش بيشتر از قيمت عکس يک عکاس حرفه يي است. و در اين ميان بايد هياتي وجود داشته باشد که تعادل و عدالت را ميان قيمت ها برقرار کند. فرزاد هاشمي در اين باره با اشاره به جايگاه خريد عکس در ميان مردم مي گويد؛ «نمي توان اين نکته را ناديده گرفت که ما در گالري هايمان بهترين عکس ها را با قيمت 200 هزار تومان مي گذاريم و کسي نمي خرد، حالا همان عکس را در اکسپو دو ميليون تومان مي گذاريم. چه چيزي را مي خواهيم ثابت کنيم وقتي فرهنگ خريد عکس وجود ندارد.
منطق ثبت اين حرکت چيست؟ گروه کارشناسي براي انتخاب و قيمت گذاري آثار وجود نداشته و برخي آثار بسيار ضعيف بوده اند و با ارزش پايين و قيمت هاي بالا به فروش گذاشته شده اند. مبنا مشهوريت بود نه کيفيت.»
کامران عدل نيز با اشاره به اينکه فروش رفتن اثر يک سينماگر به خاطر محبوبيت اش نشانه موفقيت اکسپو نيست، مي گويد؛ «بايد ديد آثار عکاسان برجسته يي که سال ها عکاسي کرده اند نيز فروخته مي شود يا خير.»
مريم زندي نيز با انتقاد از قيمت گذاري آثار به فارس مي گويد؛ «اگرچه ما هيچ کس را براي ارزشگذاري صحيح آثار هنري در کشورمان نداريم اما تصور مي کنم معيار درستي براي قيمت گذاري آثار اکسپوي عکس وجود نداشته و ارزش برخي عکس ها با قيمت آن برابر نيست. در کشور ما به دليل نداشتن منتقد هنري، معياري براي ارزشگذاري آثار وجود ندارد. در نتيجه هر هنرمندي با توجه به ذوق و سليقه و اخلاقش قيمتي را روي اثرش مي گذارد که ممکن است در اندازه و ارزش آن اثر نباشد.»
در بحث قيمت گذاري به جنبه هاي گوناگوني مي توان پرداخت که در اين گزارش مجالي براي پرداخت مفصل به آنها نيست. نکاتي مثل سليقه مخاطب و اينکه چرا مخاطبان عکاسي، بيشتر بازديدکننده هستند تا خريدار و مي توان سوال هاي گوناگوني درباره اين اکسپو مطرح کرد. مثل اينکه چرا در روز نخست برپايي اکسپوي مجسمه سازي، بسياري از آثار با قيمت هاي بالا فروش مي روند، ولي در اکسپوي عکس اين اتفاق نيفتاد؟ چرا در حالي که چندين هفته از برگزاري اکسپو گذشته، تنها دو نهاد دولتي از اکسپو خريد کرده اند؟ آمار فروش اين اکسپو چيزي حدود 100ميليون اعلام شده و اين آن چيزي نيست که انتظارش مي رفت.
چرا با وجود وعده هاي برگزارکننده، هيچ کدام از حراجي هاي خارجي به اکسپوي عکس ايران نيامدند؟ و سوالات بسياري از اين دست که پاسخ به آنها مي تواند مانع به وجود آمدن اين ضعف ها در اکسپوهاي آينده باشد.
بايد قبول کنيم همان طور که برگزارکنندگان اکسپو مي گويند، اکسپوي عکس نهالي است که تازه پا گرفته و براي قد کشيدن آن، همه بايد به فکر باشند.