
مينا شرفي؛ زماني که خبر پيدا شدن الماس در مناطق محروم شرقي زيمبابوه بر سر زبان ها افتاد، گودوين موتي يکي از اولين افرادي بود که راهي چيادزوا شد. موتي 31 ساله که پدر دو فرزند و بيکار بود، به شدت با فقر دست و پنجه نرم مي کرد. او به سختي مي توانست خرج خانه يک اتاق خوابه اش در محله فقيرنشين شهر ساکوبوا را بدهد. او زماني که خبر اين الماس ها را شنيد به هزاران نفري پيوست که روانه چيادزوا شده بودند. چيادزوا مکاني ناشناخته و دورافتاده بود اما براي آقاي موتي مي توانست پلي براي آينده يي درخشان باشد. چند ماه پس از اين اتفاق زندگي آقاي موتي به کلي دگرگون شد. او در مدت کوتاهي با آن فقر و بدبختي خداحافظي کرد و به آرزوهاي دست نيافتني اش دست يافت. آقاي موتي در همين مدت موفق شد چندين خانه و اتومبيل خريداري کند.
واسطه ها از سراسر دنيا از قبيل آفريقاي جنوبي، موزامبيک، نيجريه، گينه، موريتاني، لبنان، عراق و بلژيک روانه زيمبابوه شدند. آقاي موتي با استخراج الماس ها از معدن مي توانست فوراً آنها را به فروش برساند. او هر قيراط الماسي که به دست مي آورد را در ازاي 200 دلار به فروش مي رساند. تنها مشکل او در اين کار پليس و سگ هاي آنها بود که باعث مي شد آنها از معادن پر از الماس پا به فرار بگذارند.
اما آقاي موتي به همراه هزاران نفر ديگر خيلي زود راهي براي فرار از اين مانع پيدا کردند. آنها سنديکايي با حضور نيروهاي پليس براي محافظت از اين معادن تشکيل دادند. ناگهان نيروهاي فقير پليس که در ماه کمتر از 10 دلار درآمد داشتند صاحب اتومبيل هاي جديد شدند. مقامات زيمبابوه اقدامات گسترده يي را براي خلاص شدن از دست اين معدنچيان غيرقانوني آغاز کردند اما حرص و ولع براي به دست آوردن اين سنگ قيمتي به حدي زياد بود که آنها به موفقيتي دست پيدا نکردند.
تا اينکه سه هفته پيش آقاي موتي با ديدن هلي کوپترهاي سربازان مسلح که بر فراز اين معادن در حال حرکت بودند، شگفت زده شد و اين آغاز نبردي بي رحمانه براي خارج کردن معدنچيان غيرقانوني و واسطه ها از اين منطقه بود. اين مبارزه با رمز هاکودزوکوي کوماندا به معناي عملياتي که جلوي بازگشت شما به معادن الماس را خواهد گرفت، شروع شد.
پس از آن بيمارستان محلي اين منطقه با اجسادي متلاشي شده که معلوم نبود متعلق به چه کسي است، پر شد. اين مساله باعث شد پليس از مردم بخواهد براي بستگان خود که در اين معادن کار مي کرده اند، به سردخانه بيمارستان مراجعه کنند.
سخنگوي پليس در مانيکالند در اين باره گفت؛ «مسوولان اين بيمارستان به ما گفتند سردخانه شان ظرفيت اين حجم جسد را ندارد. برخي از اين اجساد احتمالاً براي افراد خارجي است اما ما مطمئن نيستيم چرا که هيچ يک از آنها مدرک شناسايي نداشته اند.» اين در حالي است که تعدادي جسد هم در جنگل هاي اطراف اين معادن پيدا شده. برخي از اين افراد در اثر شليک گلوله و برخي ديگر هم به دليل بيماري وبا جان خود را از دست داده اند. در زمان پخش خبر معادن الماس در چيادزوا حدود 20هزار معدنچي غيرقانوني از سراسر زيمبابوه روانه اين منطقه شدند اما پس از اين عمليات نجات يافتگان از اين منطقه متواري شدند. يک هفته پس از شروع اين عمليات ديگر حتي يک معدنچي هم در زمين هاي الماس خيز حضور نداشت.
آقاي موتي خوش شانس بود که بدون هيچ جراحتي توانست از اين منطقه فرار کند. او مي گويد آن منطقه با حضور سربازان مسلح به جهنمي تبديل شده بود. او مي گويد؛ «من بايد شکرگزار باشم که بدون آنکه آسيبي ببينم، توانستم از آنجا فرار کنم. آنجا جهنم زمين بود. سربازان فقط مي خواستند ما را بکشند.» اين در حالي است که فعالان حقوق بشر در زيمبابوه ارتش اين کشور را در قتل عام معدنچيان غيرقانوني مقصر دانسته اند.
استفان مانگامهورا يکي از فعالان حقوق بشر با اعلام اينکه 106 جسد اين معدنچيان در سردخانه هاي اين منطقه وجود دارد، اقدام دولت را اقدامي وحشيانه دانسته است.
آقاي موتي مي گويد؛ «من بيکار بودم و حضور در اين معادن تنها راه بقايم بود. احتمالاً اکنون براي گذران زندگي ام مجبورم هر آنچه را در اين مدت خريده ام بفروشم.» قصه آقاي موتي شبيه قصه بسياري از زيمبابوه يي هاي فقير است.
در منطقه چيادزوا بسياري از معلم ها پس از پيدا شدن زمين هاي الماس کلاس هاي درس را رها کرده و به اين کار روي آوردند. حتي بسياري از صاحبان صنايع و کارگران مشاغل خود را رها کرده و روانه چيادزوا شدند. اما بسياري از اين افراد که آرزوهاي بزرگ در سر مي پروراندند، اکنون سر از سردخانه درآورده اند.
منبع؛ بي بي سي