نوشيروان کيهاني زاده
حملات مرزي دسامبر 1965 عراق به ايران
نهم دسامبر سال 1965 (18 آذر 1344) در تهران اعلام شد که دو روز پيش از آن ده ها عراقي مسلح يک پاسگاه مرزي ايران را زير آتش قرار داده و اين حمله که در آن از اسلحه سنگين هم استفاده شده بود تلفاتي به بار آورده است. دولت وقت ايران به دليل ورود فيصل آل سعود پادشاه وقت کشور سعودي به ايران کوشيد چند روز سکوت کند و سپس با لحني شديد به دولت عراق اعتراض کرد که 21 دسامبر دو پاسگاه مرزي ديگر ايران مورد حمله هوايي عراق قرار گرفت و آسيب ديد و يک روز بعد توپخانه عراق چند روستاي ايران را از داخل خاک عراق به گلوله بست و 24 دسامبر روستاهاي مرزي ديگري در خاک ايران مورد حمله هوايي عراقيان قرار گرفت.
بيست و هفتم دسامبر وزير امور خارجه وقت درباره حملات عراق به نواحي مرزي ايران به سناي ايران توضيح داد و اين مسائل را زاييده قرارداد سال 1937 (1316هجري خورشيدي) دانست که دولت انگلستان آن را به ايران تحميل کرده بود. مرزهاي عراق با ايران را انگلستان ترسيم کرده و به مانند مرزهاي ساير کشورهايي که در کنترل انگلستان بودند در همه جا استخوان لاي زخم قرار داده تا مسائل ادامه داشته باشد و منابع کشورها قرباني اختلافات شود و پيشرفت نکنند. وزير امور خارجه وقت به سناتورها گفت که استقرار طولاني و نزديک به پنج دهه انگليسي ها در عراق براي اين بود که هر وقت ايران به اين مرزبندي انگليسي اعتراض کند، مساله سازي کنند. بعيد است عراق، به دليل تفاوت هاي نژادي و مذهبي، و نيز سرهم بندي شده به صورت يک کشور بتواند از اختلافات داخلي و کودتا و شورش برکنار بماند و اين وضعيت باعث وجود خطر مداخله خارجي و دردسرسازي دائمي براي ايران خواهد بود. ساير کشورهايي که از تجزيه يک امپراتوري به وجود آمده اند چنين مشکلاتي را تجربه کرده اند و هرچند وقت يک بار نمونه هايش را در سطح جهان مي بينيم. بنابراين، بايد با توسل به يک رشته اقدام ريشه يي از جمله اصلاح مرزبندي سال 1937 و اتخاذ تدابيري از جمله کاستن از نفوذ قدرت هاي بزرگ در عراق و به حداقل رسانيدن اين نفوذ، خود را از هرگونه گزند از ناحيه عراق حفظ و آسوده خاطر کنيم. ما بايد در قبال عراق از يک اهرم برخوردار باشيم؛ اهرمي که نگذارد مخالفان خارجي ايران عليه ما از عراق آغاز کنند. تجربه نشان داده است که خارجي (در آن زمان، هدف وزير امور خارجه ايران در دولت شوروي بود) از حکمران ضعيف يا قوي در عراق به صورت هاي مختلف عليه ما استفاده کرده است. اگر نفوذ خارجي در عراق ادامه داشته باشد بعيد است «کودتا» در عراق پايان يافتني باشد. ما در قبال عراق نبايد «خودفريبي» کنيم و با يک تعارف همه مسائل را پايان يافته تلقي کنيم و به خود استراحت بدهيم. مسائل ايران و عراق را «تاريخ» روي دست ما گذاشته و مسوول آن، اين کابينه و آن کابينه نيست.
روزي که نيروي انگليسي پس از گلوله باران کردن بوشهر، پاي بر ساحل ايران نهاد
نهم دسامبر سال 1856 نيروي تفنگدار دريايي انگلستان پاي به بندر بوشهر گذاشت. ورود آنان به بوشهر پس از گلوله باران شدن اين بندر قديمي ايران توسط ناوگان اعزامي انگلستان صورت گرفته بود. بوشهر روزها گلوله باران مي شد. با وجود پياده شدن تفنگداران انگليسي در ساحل بوشهر، مقاومت مردم معمولي در کوچه ها و خانه ها و سپس در حومه و دره و تپه ادامه داشت. دولت انگلستان يکم نوامبر (39 روز پيش از آن) به دولت ايران اعلان جنگ داده بود. اين اعلان جنگ در پي بي اعتنايي تهران به اخطارهاي انگلستان که از هرات و غرب افغانستان - قديمي ترين بخش ايران زمين - صرف نظر کند صادر شده بود. مقامات وقت به سفارت انگلستان در تهران اشاره کرده بودند که نبايد انتظار داشت اصلي ترين منطقه وطن را ترک گويند. دولت انگلستان جرات لشکرکشي به هرات از راه زمين و جنگ با ايران در نواحي تاجيک نشين افغانستان را نداشت. جنگ انگلستان با ايران بر سر هرات تا چهارم آوريل سال 1957 (به مدت 17 ماه) ادامه داشت و طبق قرارداد پاريس به پايان رسيد. اين قرارداد که دولت فرانسه نيز به عنوان «شاهد» آن را امضا کرده است دست ايران را براي لشکرکشي به منطقه هرات (اگر از اين ناحيت احساس خطر کند) باز گذاشته است.شکست نظامي ايران از انگلستان نتيجه نبود و محروميت ايران از «نيروي دريايي» بود که در ايرانيان توليد عقده کرده بود که در دهه 1930 داشت برطرف مي شد که جنگ جهاني دوم مانع از آن شد. در دو دهه اخير، ايران به صورت يک قدرت دريايي منطقه يي با تاکتيک کاملاً تازه درآمده و ماهي نيست که ساخت موشک تازه و ناو و زيردريايي جديد آن تيتر رسانه هاي جهان نشود.
دو نمونه تاريخي زورگويي
سوم دسامبر1912 (آذر 1291) پنج سال پس از تقسيم ايران به دو منطقه نفوذ انگلستان و روسيه، با اينکه انگليسي ها در منطقه نفوذشان ازجمله استان فارس براي خود، نيروي نظامي «اس پي آر» به وجود آورده بودند به مقامات فارس شديداً اعتراض کردند که چرا در راه کازرون به شيراز دزدان به يک کاروان دستبرد زده اند، زيرا اموال دو سه هندي تبعه انگلستان هم ضمن اين دستبرد سرقت شده است. اين اعتراض از سوي کنسول (قنسل) انگلستان در شيراز به عمل آمده بود. کنسول هاي انگلستان در شهرهاي منطقه نفود و مداخله وسيعي در امور اعمال مي کردند و در آنجا همه کاره بودند. سرقت راه کازرون پنجم آذر آن سال روي داده بود. هشت سال بعد، دوم دسامبر سال 1920 (آذر 1299) دولت انگلستان به دولت وقت تهران اخطار کرد امور نيروي قزاق از لحاظ اداري و تدارکات و تسليحات و آموزش بايد در دست افسران و کارکنان اعزامي انگلستان باشد و دولت ايران همه هزينه ها از جمله دستمزد اين انگليسي ها را بپردازد. اين اخطار در آستانه کودتاي فوريه (سوم اسفند آن سال) داده شده بود. لنين قبلاً قرارداد 1907 انگلستان و روسيه مبني بر تقسيم ايران ميان آن دو قدرت را لغو کرده بود و در نتيجه، انگلستان يکه تاز ميدان ايران (در آن زمان بدبخت) شده بود.
www.iranianshistoryonthisday.com