يكشنبه، 17 آذر 1387 - شماره 1839
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سياست
برنامه هاي ايجابي رئيس جمهور اصلاح طلب آينده
سعيد شريعتي*

بررسي دقيق کارشناسي نشان مي دهد در سه سال و نيم گذشته به شدت از اهداف سند چشم انداز 20 ساله فاصله گرفته و حتي در بسياري جهات در جهت عکس حرکت کرده ايم. گرچه به نظر من باورمندترين کانديداي اصلاح طلب به اهداف چشم انداز خاتمي است اما در نهايت خاتمي يا هر نامزد اصلاح طلبي که به رقابت هاي انتخاباتي وارد مي شود، بايد در درجه اول مجموعه يي از برنامه ها و رويکردهاي سلبي را اتخاذ کند تا مانع از تداوم انحراف از اسناد بالادستي شود و اين کار نبايد کار کوچکي شمرده شود. کساني که فکر مي کنند رئيس قوه مجريه با توجه به مجموعه اختيارات و توانمندي هايي که بر اساس قانون اساسي دارد بايد کاري غير از اين بکند، به دنبال تکليف ما لايطاق هستند. نه خاتمي و نه هيچ کس ديگر توان اين را ندارد که وعده هايي بدهد که از مجموعه امکانات وي فراتر است. به ويژه خاتمي که وجهه غالب او صداقت و حقيقت گويي به مردم است و چيزي غير از اين به نمايش نمي گذارد. به هر صورت مشکلات اقتصادي از سوي همه گروه ها پذيرفته شده است و براي برون رفت از اين وضع، راهکارهاي متفاوتي پيشنهاد مي شود. برخي کوشيدند در اين سه سال با تزريق پول هاي نفتي به اقتصاد نحيف کشور و تکيه بر واردات مصرفي بي رويه معيشت ظاهري را سامان دهند اما اين رويکرد چون گردابي مهيب اقشار پايين دست جامعه را در خود پيچاند، صنايع داخلي را نابود کرد و بازار مصرف کشور را در اختيار کالاهاي بنجل خارجي قرار داد. به رغم وعده هاي احمدي نژاد مبني بر کم شدن شکاف طبقاتي در سه سال و نيم گذشته، فقرا فقيرتر و ثروتمندان ثروتمندتر شدند. ضمن اينکه تزريق پول و وعده هاي فريبکارانه پاسخگوي مشکلات نبوده و جامعه هم از اين رويکردها رويگردان شده است. در مورد برنامه هاي ايجابي رئيس جمهور اصلاح طلب آينده به نظر من اولين برنامه ايجابي بايد تنش زدايي در روابط بين الملل و جلوگيري از گسترش و تلاش براي از ميان بردن تحريم ها باشد. اين راهکار علاوه بر بازگرداندن اعتبار و منزلت بين المللي ايران موجب پيوند مجدد اقتصاد ايران به اقتصاد جهاني، بازگشت رونق به فضاي کسب و کار، رونق گرفتن گردش سرمايه، جذب سرمايه گذاري خارجي و کاهش هزينه مبادلات اقتصادي مي شود؛ در نتيجه اين اقدامات مشکلات اقتصادي که از دريچه بسته شدن فضاي بين المللي براي اقتصاد به وجود آمده از بين مي رود. ديگر برنامه ايجابي که بايد در دستور کار خاتمي يا ديگر کانديداي اصلاح طلب قرار گيرد، کاهش بوروکراسي دولتي است. مي دانيم يکي از مشکلات مردم بوروکراسي پيچيده و فرسوده دولتي است که به رغم همه تلاش ها براي کوچک شدن دولت اين معضل هنوز جزء مشکلات اصلي جامعه با دستگاه هاي دولتي است. خاتمي مي تواند با اعلام شعار کوچک کردن دولت که رهاورد آن تسهيل ارتباط ملت و دولت است موجب پيوند و مشارکت مردم با دولت شود زيرا يکي از موانع اصلي برقراري چنين ارتباطي بوروکراسي دست و پاگير است که مردم را دلزده کرده است. خاتمي و مجموعه وزارت اطلاعات دوران اصلاحات در دوران رياست جمهوري خود فضاي کسب و کار را از وجود شرکت هايي که تحت پوشش بعضي ارگان ها کار مي کردند و يکي از موانع اصلي رقابت اقتصادي بودند و با امکان دسترسي به اطلاعات بر رقبا پيشي مي گرفتند، پاک و فعاليت هاي اقتصادي آنان را تعطيل کرد. اما اکنون با هجوم گسترده برخي نيروها به امور اقتصادي، پيمانکاري ها و گرفتن پروژه ها که خارج از وظايف قانوني آنهاست، روبه رو هستيم که تنها به دليل قدرت و اعمال نفوذ آنها چنين اتفاقي افتاده است. و دولت آينده بايد با يک برنامه زمانبندي شده و موثر اين نيروها را به سمت وظايف اصلي خود سوق دهد و آنها را از مداخله در امور اقتصادي و سياسي باز دارد. از طرفي به نظر من خاتمي نبايد هيچ عجله يي براي اعلام کانديداتوري در انتخابات داشته باشد و نيروهاي حامي اصلاحات نيز نبايد به هيچ کانديدايي براي اعلام حضور يا عدم حضور فشار بياورند.

*عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت
فرضيات روز
غلامحسين کرباسچي (دبيرکل حزب کارگزاران سازندگي ايران)؛ «معتقدم دو خط مشي را مي توان در پيش گرفت؛ يکي آنکه همه نيروهاي انقلاب با توجه به وضعيت کشور و شرايطي که هست براي يک دولت ملي ائتلاف کنند که به نظر مي آيد زمينه چنين کاري در برخي نيروهاي هر دو جناح وجود دارد، حال اگر چنين اتفاقي رخ ندهد، حداقل در سطح جبهه اصلاحات بايد بتوانيم يک ائتلاف کامل داشته باشيم و بحث هاي اختلافي را که در حاشيه مطرح مي شود، از بين ببريم.»

منبع؛ ايسنا

فرضيه اول؛ هدف کرباسچي از طرح ايده دولت ملي، جلب نظر محافظه کاران و رفع دلنگراني آنهاست. او مي خواهد با طرح موضوع وحدت ملي بگويد اصلاح طلبان حتي در صورت پيروزي در انتخابات رياست جمهوري نيز سهم رقيبان شان را رعايت خواهند کرد.

فرضيه دوم؛ کرباسچي چشم انداز شرايط کشور را مستعد تشديد شکاف ميان اصولگرايان و اصلاح طلبان مي بيند. وي به دنبال آن است تا پيش از آنکه شکاف هاي دروني به مرحله غيرقابل بازگشت نرسيده، راه حلي براي کاهش شکاف ها پيدا کند. راه حل وي آشتي جناح هاي درون نظام از طريق تشکيل يک دولت ائتلافي است و ابزار رسيدن به چنين هدفي نيز انتخاب فردي ميانه رو در انتخابات رياست جمهوري است.

لطف الله فروزنده (قائم مقام جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي)؛ «نظريه دولت وحدت ملي نظريه درستي نيست و بايد اصولگرايان توجه کنند که وحدت با جريان دوم خرداد امکان پذير نيست چراکه ما با اين جريان از نظر مباني، رويکردها و نوع گفتمان تفاوت هاي اساسي داريم و هيچ ارتباطي بين گفتمان اصولگرايي و دوم خردادي وجود ندارد و هيچ توافقي در مباني نظري بين ما نيست.»

منبع؛ فارس

فرضيه اول؛ فروزنده عقيده دارد اصلاح طلبان مي خواهند با طرح دولت وحدت ملي شرايط کشور را اضطراري جلوه دهند و در انتخابات از اين آب گل آلود ماهي بگيرند. وي به حسن نيت اصلاح طلبان در طرح دولت ملي کاملاً بدبين است و آن را حقه يي براي ناکارآمد نشان دادن دولت فعلي مي داند.

فرضيه دوم؛ فروزنده مي پذيرد شکاف ميان محافظه کاران و اصلاح طلبان به مرحله يي رسيده که ديگر امکان آشتي آنها وجود ندارد. او به صراحت بنيان اين دو گفتمان را در تعارض با هم ارزيابي مي کند تا در نهايت نتيجه بگيرد نمي توان به هيچ طريقي ميان اين دو گفتمان مصالحه برقرار کرد.
پيش بيني
1- پيش بيني مي شود نيروهاي امنيتي ايران در مرزهاي شرقي براي مقابله قاطع تر با اعضاي گروهک تروريستي جندالله تقويت شوند. بعد از اعلام خبر شهادت 16 نفر از کارکنان نيروي انتظامي که توسط گروه جندالله گروگان گرفته شده بودند، نهادهاي امنيتي ايران مبارزه يي جدي تر با اعضاي اين گروه را آغاز خواهند کرد. گروهک جندالله که رهبري آن را عبدالمالک ريگي بر عهده دارد  پيشتر تهديد کرده بود در صورت برآورده نشدن خواسته هايش دست به کشتن گروگان ها خواهد زد. از آنجا که پايگاه اکثر اعضاي گروه ريگي در پاکستان واقع شده است، تهران از دولت اسلام آباد خواهد خواست براي مقابله با گروه تروريستي جندالله و رهبر آن تهران را ياري دهند.

2- پيش بيني مي شود جلسه امروز مجلس شوراي اسلامي نيز با حاشيه هاي فراوان پيرامون طرح استيضاح وزير جهاد کشاورزي و وزير آموزش و پرورش همراه باشد. هرچند طراحان استيضاح وزير کشاورزي، ديروز با وي گفت وگو کردند تا پيش از طرح استيضاح در صحن علني اسباب مصالحه را ايجاد کنند، اما به نظر مي رسد طراحان استيضاح وزير آموزش و پرورش مصرانه خواهان برآورده شدن خواسته خود هستند. آنها چهارشنبه گذشته در اعتراض به عدم اعلام وصول طرح استيضاح پشت جايگاه هيات رئيسه تجمع کردند تا جديت خود را براي استيضاح علي احمدي به نمايش بگذارند. هرچند بنا به مصالح دروني جناح محافظه کار احتمال مصالحه در دقيقه 90 درباره اين دو طرح استيضاح وجود دارد.
استيضاح
مرد است و قولش
اگر مشکل خاصي پيش نيايد امروز (يکشنبه) طرح استيضاح يکي دو نفر از وزيران کابينه اعلام وصول مي شود تا بار ديگر شاهد رويارويي مجلس و دولت باشيم. اين اتفاق در حالي مي افتد که در هفته گذشته هيات رئيسه مجلس از اعلام وصول طرح استيضاح خودداري کرد و در پي اصرار و تجمع نمايندگان امضاکننده بود که وعده داد روز يکشنبه اعلام وصول صورت مي گيرد. با اين حال در روزهاي گذشته به رغم اين اتفاق از خارج پارلمان هيچ حمايتي از نمايندگان استيضاح کننده صورت نگرفت چرا که جز در ماجراي کردان (که اتفاق منحصر به فردي بود) در مجالس هفتم و هشتم تا به حال موارد بسيار زيادي پيش آمده که بين 30 تا 80 نماينده طرح استيضاحي را امضا کرده اند اما در پي رايزني دولتمردان و برخي مسائل پشت پرده در آخرين لحظات امضاي خود را پس گرفتند و افکار عمومي در شگفتي ماند که چطور آن همه اصرار بر استيضاح در يک روز محو شد. به خاطر همين بود که در ماجراي جديد کسي از خارج پارلمان وارد گود نشد و حمايتي اتفاق نيفتاد. اما آيا اين بار هم در پي رايزني با نمايندگان ، استيضاح در آخرين لحظه منتفي مي شود يا نمايندگان براي ترميم وجهه خود پاي حرف شان مي ايستند؟
سوال
دريغ از يک برنامه ريزي
تغيير روز سخنراني سيدمحمد خاتمي در دانشگاه تهران باعث سوءاستفاده و ايجاد جنجال خبري توسط رسانه هاي اصولگرا شد. نخستين بار اعلام شد خاتمي 17 آذر در دانشگاه تهران صحبت مي کند، سپس شنيده شد سخنراني خاتمي يک روز جلو افتاده و 16 آذر برگزار مي شود اما در نهايت اعلام شد اين سخنراني روز 25 آذرماه برگزار مي شود. معلوم نيست اين تغيير و اين اشتباه در برنامه ريزي از طرف دانشجويان برگزارکننده بوده يا دفتر سيدمحمد خاتمي. هر چه بوده اتفاق ناخوشايندي رخ داده که ضمن زير سوال بردن شيوه برنامه ريزي اين جلسه باعث سوءاستفاده جريانات اصولگرا هم شده است. آنگونه که اصولگرايان تندرو مدعي شدند خاتمي از ترس مواجهه با دانشجويان بسيجي سخنراني 16 آذر و از نگراني مواجهه با دانشجويان تحريمي و منتقد سخنراني 17 آذر را لغو کرد. در هر صورت برنامه ريزان اين برنامه بايد توضيح دهند چرا با اين کارشان، با آبروي خاتمي بازي کردند و بهانه به دست محافظه کاران دادند تا جنگ رواني برپا کنند. مشخص شدن يک روز براي سخنراني مگر کار دشواري است که بايد دو بار روز سخنراني تغيير کند؟ اميد مي رود در روزهاي آينده اتفاق بدتري نيفتد و تاريخ سخنراني 25 آذر خاتمي ديگر تغييري نکند.
راي اعتماد
تعهد به تصميم تشکيلاتي
گرچه محمد هاشمي عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران در ماه هاي گذشته چند بار با اعلام احتمال کانديداتوري اش برخلاف نظر شوراي مرکزي حزب عمل کرده است اما غلامحسين کرباسچي روز جمعه در گردهمايي حزب کارگزاران جلوه يي کامل از تعهد تشکيلاتي و کار حزبي نشان داد تا مشخص کند به قواعد کار حزبي کاملاً آشنا است. وي در حاشيه گردهمايي حزب کارگزاران وقتي با سوال خبرنگار يکي از رسانه هاي اصولگرا مواجه شد که با پرسيدن سوال هاي اختلاف برانگيزي مي کوشيد حرفي از زير زبان کرباسچي بيرون بکشد، با زيرکي تمام نظرش را منوط به تصميم حزب کارگزاران کرد و قاطعانه بر اين موضع ايستاد که هر تصميمي شوراي مرکزي حزب بگيرد (ولو آنکه برخلاف نظرش باشد) به آن پايبند بوده و از آن دفاع خواهد کرد. رويکرد تشکيلاتي کرباسچي در حالي اتخاذ مي شود که در بسياري از احزاب سياسي، فعالان حزبي در صورتي که نظرشان در حزب تصويب نشود، اقدام به موضع گيري شخصي کرده و پيشنهاد خود را شخصاً پيگيري مي کنند. برخي حتي عليه حزب خود موضع گيري تند و تيز مي کنند. کرباسچي اما با پايبندي به تصميمات حزبي نشان داد به عنوان يک فرد تشکيلاتي از هوشمندي بالايي برخوردار است. از اين رو است که وي شايسته دريافت راي اعتماد است.
گزارش درس گفتار سيدجواد طباطبايي «1»
در دفاع از ماکياولي
عارف آهني

ماکياولي از بدنام ترين نويسندگان سياسي است به علت کار اساسي و مهمي که در حوزه انديشه به ويژه انديشه سياسي انجام داده است. زماني که ماکياولي کتاب خود را مي نوشت (در آغاز قرن شانزدهم م)، هنوز ارزش هاي عمده اروپايي، ارزش هاي کليسايي و الهيات مسيحي بود و بنابراين طبيعي است که ماکياولي بسيار زود بدنام شد و سپس عنوان کتابش در ليست کتاب هاي ممنوعه کليسايي وارد شد و مدت ها اين کتاب خوانده نمي شد و کساني که اين کتاب را مي خواندند، تکفير مي شدند.

اين بدنامي ماکياولي در نوشته هاي فارسي هم وارد شده است و مثل همه چيزهاي ما که بسيار عاميانه و سطحي و از سر جهل مرکب است، طبيعي است که ماکياولي اين سرنوشت را پيدا کند و به عنوان نوعي فحش و نسبت بد به کار رود. از سوي ديگر بعضي از کتاب هاي سياسي را که مي خوانيد، مي بينيد که ماکياولي را با افرادي مقايسه کرده اند، با خواجه نظام الملک که البته مي توان گفت که وجهي دارد. با عبيد زاکاني با آن شوخي ها و طنز گزنده و سياهش مقايسه کرده اند و بعد بدتر از اينکه با يک شخصي به نام فضل الله روزبهان خنجي که يک سني متعصب آغاز قرن 10 هجري است که در مخالفت با آمدن شاه اسماعيل صفوي از ايران فرار کرد و رفت و پناه برد به خليفه عثماني و در آنجا فتوايي داد که اين روافض را بايد سرشان را به سنگ کوبيد. از تمام موارد که بگذريم هر جايي که ديده اند شخصي در بيرون چارچوب موازين شرعي اخلاقي رايج و راجع به قدرت صحبت مي کند را با ماکياولي مقايسه کرده اند.

ماکياولي نه خواندنش به آساني است و نه آدم آنقدر دم دستي است که هر کسي با اين ترجمه هاي فارسي و قبل از آن با نوشته هاي بسيار ابتدايي که در کتاب هاي انديشه سياسي مثل خداوندان انديشه سياسي آمده است بتوان شناخت و در کل اگر بنا را بر اينها بگذاريم هيچ چيزي در آن نوشته ها نيست که بشود در ماکياولي ردپاي آن را جست.

ماکياولي بسيار پيچيده و در عين حال آسان است؛ آسان است براي کسي که بتواند در ماهيت و طبيعت انديشه او وارد شود و از سويي مشکل است براي کسي که از بيرون مناسبات به او نگاه کند و به ويژه اينکه اگر بخواهيم ماکياولي را از طريق نوشته هاي اخلاقي يا نيمه ديني اخلاقي مورد بررسي قرار دهيم که عمده نوشته ها بدين گونه است. ماکياولي نويسنده يي است سهل و ممتنع. نويسنده يي بسيار بزرگ است و بسيار دقيق نويس و با ادبيات ما و ادبيات چي بودن مترجمان ما که عمدتاً لغت باز هستند و نه مترجمان انديشه تفاوت دارد.

مترجمان ما با متن هاي مهم متون هاي مهم انديشه در جهان غرب و شايد هم حتي در مباحث خودمان يک رويکرد لغت بازانه و ادبيات چي دارند. از ماکياولي دو کتاب معروف در دست است ضمن نوشته هاي ديگرش که هر دو به فارسي ترجمه شده است. يکي از کتاب ها «شهريار» است که ترجمه شده است و کتاب نسبتاً مهم ماکياولي است که در سال 1513 نوشته شده است که دو ترجمه وجود دارد که يکي به طور کلي فاقد اهميت است و ديگر زمانه اش گذشته است. اگرچه چاپ هم مي شود و متعلق به محمود محمود معروف است که نويسنده تاريخ روابط ايران و انگلستان است، ترجمه يي است که حدود 70 سال پيش در سال 1311 ترجمه شده است و مبتني بر يک ترجمه از يک انگليسي است که احتمالاً آن وقت در دسترس بوده است. اگر اين کتاب نويسنده انگليسي به فارسي درست ترجمه شده باشد بايد گفت که مترجم انگليسي به کل متن را غلط فهميده است.

ترجمه دوم متعلق به داريوش آشوري است و علت اينکه من به اين ترجمه ارجاع خواهم داد و در موردش بحث مي کنم اين است که از معدود کتاب هاي مهم در حوزه انديشه است که به زبان فارسي کم وبيش بد ترجمه نشده است ولي البته تمام اشکالات همه مترجمان ديگر را دارد و از طرف ديگر ترجمه شان مبتني بر يک سري مترجم هاي متعدد ديگري به زبان ديگر است و به عبارتي از صافي يک زبان ديگر چندين بار رد شده است چون اين کتاب مبتني بر ترجمه سه و چهار انگليسي است که هرکدام به طوري اين متن مهم را فهميده اند و آشوري بر مبناي اينها سعي کرده اين متن را منتقل کند ضمن اينکه زبان فارسي ما کاملاً از برگرداندن مفاهيم عمده و اساسي و خصوصاً در اين دوره که بسيار دوره پيچيده يي است چون دوره گذار است، ناتوان است. چون اين زبان ماکياول در اين دوره تاريخي نه زبان قرون وسطايي مسيحي است و نه زبان ناشي از الهيات مسيحي است که بتوانيم ما با اصطلاحات خودمان يک قرينه سازي بکنيم و نه يک زبان کاملاً جديد است. بنابراين در يک وضعيت بينابيني است يعني در ايتاليا (در فلورانس) آغاز قرن شانزدهم که هنوز زبان دوره سياسي فئودالي و الهيات مسيحي وجود دارد و زبان ايتاليايي در آغاز راه است. ماکياولي به اين اعتبار از نخستين نويسندگان بعد از دانته است که در يک حوزه ديگر در اين وادي قدم مي گذارند.

زبان ماکياولي زبان بينابيني است بنابراين اصلاحات در آن بسيار پيچيده است و مضمون آن ناظر بر يک تحول بينابيني است و آغاز يک دوره و پايان دوره ديگري است و اهميت ماکياولي در اين است که آغاز دوره جديدي است که با دوره پيش از خودش يک گسست مهم ايجاد مي کند. وي در مفاهيم جديدي که به کار مي برد در نوع و شيوه سياست نويسي تحول اساسي ايجاد مي کند. کوشش من اين خواهد بود که اين اتفاق را که ماکياولي اين مفاهيم جديد و نظام جديد فکري را چگونه از دل روابط و مناسبات سياسي از درون مناسبات کليسايي و فئودالي سر کشيد و تدوين کرد توضيح دهم. چرا اين مطلب براي ما اهميت دارد؟ علتش اين است که ماکياولي جزء نويسندگان مهم است و او سياست را محل تحولات و يک قلمرويي مي داند که در آن هيچ چيزي در هيچ لحظه يي ثابت و پايدار نيست. بنابراين از هر جايي که شما به آن نگاه کنيد به نوع ديگري خواهيد ديد. حال چرا ماکياولي مي تواند چنين صحبت کند؟ يکي از دلايلش اين است که در آغاز تحول مهمي است که هم در حوزه علم و هم در حوزه هنر صورت مي گيرد که مساله Perspective بود که براي اولين بار ظاهر مي شود. نقاشي هاي يک بعدي قرون وسطا يي تحول پيدا مي کند و جديد مي شوند و در اينجا است که ماکياولي که در واقع ذهنش انباشته از تحولات جديد است متوجه اين است که در حوزه سياست هم بدين گونه است.
ماکياولي رساله شهريار را در ادامه سياستنامه نويسي غربي مي نويسد؛ سياستنامه نويسي، جرياني در حوزه انديشه سياسي است که در ايران هم بوده و در اروپا هم از قرون وسطي بوده است که به آن آينه شاهان مي گفتند. سياستنامه نويسي و اندرزنامه نويسي، همه اينها آينه يي در برابر شاه است مقابل شاه قرار مي دادند براي اينکه اعمال او را به او نشان بدهند و توضيح بدهند که پادشاه بايد در درجه اول عادل باشد. بخش بسيار مهم از اين رساله ها درباره اين بحث مي کند که شاه نماينده خداست و بهترين کاري که بايد به عنوان ظل الله انجام دهد اجراي عدالت و رعايت آن و بعد از آن هم مقدار زيادي عبرت نامه ها و داستان هايي آورده مي شود براي عبرت شاه از آنهايي که عدالت نورزيدند و افتادند و آنهايي که عدالت ورزيدند و نامدار شدند. اما يک شيوه متفاوتي هم درون قرون وسطي و هم در دوره اسلامي بود از ارسطو و افلاطون و به ويژه با ارسطو در رساله سياستش آغاز شده بود. آن مساله عبارت بود از توضيح بهترين شکل فرمانروايي و اينکه نظام هاي حکومتي چند نوع هستند و به چه صورتي به دست مي آيند و به چه صورت عمل مي کنند که البته اين رساله تا مدت ها ناشناخته ماند و جهان اسلام هم آن را نمي شناخت به جز يکي دو اشاره يي مختصر که در بعضي از رساله ها آمده است و مسيحيان هم تا قرن 12 آن را نمي شناختند و بسيار بحث کرده اند که چرا اين رساله را نمي شناختند در صورتي که بقيه آثار ارسطو را ترجمه کرده بودند. به نظر من بسيار روشن است ضمن اتفاقات تاريخي که نسخه به دست آنان نرسيده بود که بگذريم يک بحث محتوايي مطرح است که رساله کتابي است درباره سياست که هم جهان اسلام و هم جهان مسيحيت سياست را به معنايي که ارسطو مي شناخت و ارسطو در آنجا توضيح داده که عبارت است از فرمانروايي آزادان و مردمان آزاد و برابر را نمي شناختند. تا پايان قرون وسطي بحثي ما نداريم که در مورد فرمانروايي مناسبات سياسي در شهر به معنايي که يوناني ها به کار مي برند بحثي کرده باشند و همچنين درباره روابط و مناسبات شهروندانه ميان افراد آزاد و برابر.

در قرن 12 يک فرانسوي اين کتاب را به زبان لاتيني ترجمه کرد و اين کار راه را باز کرد براي اينکه برخي از نويسندگان سياسي بتوانند در مقابل الهيات مسيحي و چه بسا در درون الهيات مسيحي استدلال و فکر ديگري درباره مناسبات سياسي بکنند و اما در اين دوره است که بسياري از مفاهيم به تدريج تحت تاثير بازيافت کتاب ارسطو و خواندن و تفسير کتاب ارسطو برخي از مفاهيم تغيير مضمون مي دهند که به چند نکته اشاره مي کنيم. يکي از اين کلمات، کلمه لاتيني Governare که در انگليسي همان Government به معناي حکومت است از اين کلمه گرفته شده است که به صورت مصور است يعني فرمان راندن يا به عربي، حکومت کردن. در درجه اول در دوره مسيحي و به ويژه قبل از اين دوره در مورد تدبير نقش انسان به کار مي رفت يعني اين کلمه در درجه اول تدبير نفس بوده است نه تدبير امور شهر و مدينه.

بحث اصلي در قبل از تحول بازيافت که رساله ارسطو ايجاد بکند به مساله نفس مربوط مي شود و اين را شما در رساله فارابي که مهم ترين نويسنده سياسي دوره اسلامي است، مي بينيد که در آن مساله فرد مطرح است. مساله مجرد شدن از عالم مادي و اتصال به عقل فعال به عنوان پايه و اساس بحث سياسي مطرح مي شود و بعد به تبع آن است که بحث درباره تدبير مدينه انجام مي شود.

فارابي بسيار به روحيه يوناني و مخصوصاً ارسطويي نزديک است ولي در تحول بعدي اش کاملاً روشن است که اين نوع سياستنامه نويسي که عبارت باشد از فلسفه مدني که فارابي مطرح کرده است، در تحول بعدي خود که يکي دو قرن بعد صورت مي گيرد کاملاً متمرکز مي شود بر نفس انسان و اين دوره مهم که ما در ايران آن را نمي شناسيم عبارت است از سنت آندولسي که بسيار مهم بوده است. کتاب مهم اين دوره که متعلق است به شخصي به نام «ابن باجه» با عنوان «تدبير المتوحد» يعني تدبير امور يک فرد تنها که در آن فرد متوجه مي شود تدبير امور جهان شدني نيست جز اينکه فرد خودش را نجات بدهد. يعني اينکه فارابي گفته بود اين رئيس مدينه است که مدينه را فاضله مي کند و اينها به تدريج به اين نتيجه رسيده بودند که آن فرد جز اينکه خودش را نجات دهد، چاره يي ندارد. شخصي است متوحد و تنها و به تنهايي و در تنهايي است که تدبير امور خودش را مي تواند انجام دهد و نه در جمع. بنابراين به اين دليل است که حوزه فلسفه سياست در حوزه جهان اسلام به کل راهش را که با فارابي آغاز کرده بود و به ويژه در آندولس، به کل اين راه بسته شد و به اين علت است که ادامه فلسفه در جهان اسلام نداريم.

کلمه تدبير که به کار مي بريم و تصور مي کنيم که سياسي است اما در واقع بحث الهياتي است و فردي و نه سياسي. کلمه تدبير در درجه اول واژه هاي ثلاثي مجرد «دبر» است به معناي پشت و عاقبت. تدبير يعني به عاقبت امور انديشيدن يعني به معاد انديشيدن. پس تدبير متوحد در واقع کارش تدبير معاش دنيا نيست بلکه تدبير معاد است. اين دنيا را هم به اين اعتبار لحاظ مي کند که بتواند آخرتش را تنظيم کند.

پس تا زماني که کتاب ارسطو هنوز ترجمه نشده و تفسيرها بر آن نوشته نشده بود بحث بر سر نجات فرد و رستگاري فرد و تدبير نفس انسان در جهان بود بعد از آن است که به تدريج از طريق ارسطو مساله استقلال دنيا فهميده مي شود و تدبير نفس بر تدبير امور مدينه سرايت داده مي شود که در اينجا بيشتر از هر کسي که در چند دهه اخير به اين موضوع پرداخته است ميشل فوکوست که به اين مساله توجه پيدا کرد و در آثار او هم نمايان است. منظور از اين بحث اين است که اين تحول بسيار بطئي صورت گرفته است و زماني که ماکياولي کتاب خودش را مي نوشت به چه ترتيبي دو گونه سياست که از يک طرف فلسفه سياست ارسطويي بود که به تدريج تحول پيدا کرده بود و مساله بهترين نظام حکومتي هم که هنوز مطرح بود و از طرف ديگر رسانه هاي سياستنامه يي مسيحي قرون وسطايي که بحث اصلي آن عدالت بود. کار مهم ماکياولي اين بود که گسستي با اين دو سنت ايجاد کرد و به اين علت بدنامي ابدي را در واقع به علت اين کار به جان خريد و گفت حوزه سياست و روابط و مناسبات سياسي در منطقه اين جريان پيدا مي کند که نه محل فضيلت ارسطويي است و نه محل عدل سياستنامه نويسان و در اينجاست که نظر و کار ماکياولي با نظام رايج همخواني ندارد و سازگار نيست و اين ماکياولي بود که براي نخستين بار سياست را به عنوان مناسبات قدرت در جامعه در استقلال کامل خودش از همه حوزه هاي ديگر مطرح کرد.
عناوين اين صفحه
برنامه هاي ايجابي رئيس جمهور اصلاح طلب آينده
فرضيات روز
پيش بيني
مرد است و قولش
دريغ از يک برنامه ريزي
تعهد به تصميم تشکيلاتي
در دفاع از ماکياولي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام