شنبه، 16 آذر 1387 - شماره 1838
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: رسانه
گفت وگو با پروفسور علي محمدي درباره تاثير بنگاه هاي خبري منطقه در قطب بندي اطلاعاتي جهان- بخش پاياني
دنيا به بنگاه خبري دولتي اعتماد نمي کند

سليمان محمدي

بخش اول گفت وگو با پروفسور علي محمدي، هفته گذشته با محوريت آرايش اطلاعاتي جهان منتشر شد. محمدي در ادامه به اشتراکات فرهنگي و نژادي دست اندرکاران بنگاه هاي خبري جنوب اشاره مي کند و اين مساله را نقطه قوتي در رقابت آنها با کشورهاي شمال مي داند. اين صاحب نظر حوزه ارتباطات اشاره مي کند که تاکنون در دنيا سابقه نداشته کشوري مانند ايران نسبت به تاسيس بنگاه خبري کاملاً دولتي اقدام کند، چرا که دنيا هيچ گاه به اين دست بنگاه هاي خبري اعتماد نمي کند. محمدي عملکرد کانال هاي تلويزيوني بين المللي را هم بررسي و مقايسه مي کند و بر اين باور است که پرس تي وي در حوزه پوشش خبري، بسيار ضعيف تر از کانال خبر کار کرده است. به عقيده او، اين کانال ها براي به دست گرفتن هژموني در منطقه و از طرف ديگر تاثير در گفتمان هاي جهاني ايجاد شده اند اما در مجموع معتقد است مجموعه سازمان ارتباطي ايران بسيار تبليغاتي است،

---

-بنگاه هاي خبري جديدي مثل الجزيره، پرس تي وي و ... در منطقه به وجود آمده اند. به نظر شما اين بنگاه ها مي توانند در رابطه شمال- جنوب و تسلط شمال بر آن تاثيري داشته باشند؟

اگر آلترناتيو داشته باشند و گزينه هاي خبري را پوشش بدهند که کشورهاي غربي يا شرکت هاي رسانه يي امپرياليستي آن را پوشش نمي دهند، مي توانند در بين مردم پايگاهي پيدا بکنند. همان طور که مي بينيم اخبار الجزيره بهتر از سي ان ان و در بسياري مواقع بهتر از بي بي سي است. اين مساله هم به دليل متخصصان و خبرنگاراني است که استخدام کرده و اکثراً محلي هستند و به زبان، ويژگي ها و اوضاع و احوال جايي که هستند آشنايي بيشتري دارند. در نتيجه پوشش خبري جنوب شان با يک نوع سمپاتي و همدردي، بيشتر و بهتر از اخبار سي ان ان يا بي بي سي است. خب به دليل اين همدردي و رنگ پوست اين افراد که بيشتر متعلق به جنوب است، خواهي نخواهي تاثير بيشتري خواهند داشت. پس مي توانند جايگاهي پيدا بکنند، در صورتي که توسعه پيدا کنند و با آن بنگاه هاي شمال هم رقابت کنند که تا اندازه يي هم اين مساله امکان پذير شده است و يکي از راه هاي مبارزه با امپرياليسم خبري را يافته اند. يعني شما گزينه خبري پيدا کنيد که اخبارش بهتر از بنگاه هاي شمال و بيشتر هم به نيازهاي مردم مربوط باشد، نيازهاي مردم منطقه، مسائلي که مردم نياز دارند ببينند و بشنوند و تحليل هايي باشد که به زندگي شان مربوط مي شود. در اين شرايط مسلماً مي توانند اثرگذار باشند.

-اين تخصص گرايي و معيارهاي حرفه يي در کانال هاي خبري بين المللي ايران مثل پرس تي وي و العالم هم رعايت مي شود؟

متاسفانه چون در اين باره من تحقيقي نديده ام که ببينم شبکه بين المللي العالم که بيشتر هم روي کشورهاي عرب توجه دارد، چقدر نفوذ دارد، سخت است پاسخ دهم. بايد ديد آيا تحقيقاتي شده که ببينيم اين پول هنگفتي را که ما خرج مي کنيم، چقدر روي افکار عمومي کشورهاي عرب تاثير گذاشته است. يعني اخباري که ايران پخش مي کند و پيام هاي انقلابي جمهوري اسلامي که به آنها مي دهد، آيا به نفع ما عمل کرده يا به ضرر ما؟ من در اين باره مطمئن نيستم، بنابراين نمي توانم راجع به آن قضاوت کنم.هيچ آمار و ارقام تحقيقي در اين زمينه نديده ام که ببينم چند درصد از مردم مصر يا شمال آفريقا يا عربستاني ها شبکه العالم را مي بينند و به آن توجه مي کنند. آيا اين محبوبيت مثل محبوبيت بي بي سي در هندوستان است که هنوز هم هر روز صبح 40 ميليون هندي ساعت شان را با ساعت بي بي سي تنظيم مي کنند يا خير.

-پرس تي وي چطور؟

پرس تي وي پديده جديدي است. در مورد اين کانال بايد بگويم که اولاً جانيفتاده است، در ثاني نيروي انساني آن کارآزموده نيستند و فقط به خاطر دانستن زبان انگليسي يک عده از نسل دومي ها که پنجاه پنجاه انگليسي يا امريکايي هستند، استخدام شده اند و به انگليسي برنامه پخش مي کنند. من در اين باره هم پژوهشي نديده ام که چند درصد مردم يا اقليت ها در امريکا يا انگلستان به پرس تي وي توجه مي کنند. ولي با توجه به ديدن نامنظم برنامه هاي آن مي توانم بگويم برنامه هايش حرفه يي نيست و پوشش خبري اش هم حرفه يي نيست به صورتي که شبکه خبر ما در پخش برنامه و پوشش رويدادهاي جهان، بسيار از پرس تي وي جلوتر است. يعني شبکه خبر بسيار فني تر و حرفه يي تر کار را انجام مي دهد. اکثر اوقات شده که مثلاً رويدادي در مصر اتفاق افتاده و شما در پرس تي وي به خبر گوش مي دهيد ولي تصوير خبر، اعتصاب در انگليس است که هيچ ربطي به آن رويداد ندارد. يعني يکسري ناهماهنگي ها و بي نظمي هايي در برنامه هاي خبري شان ديده مي شود. من تصور مي کنم اين شبکه خيلي سريع رشد پيدا کرده و نيروي انساني ماهر در آن خيلي محدود است و هنوز نتوانسته است به کيفيت و تربيت نيروي انساني توجه کند.

-تاکنون سابقه داشته يک بنگاهي مثل پرس تي وي با ادعاي پوشش جهاني خبري به صورت کاملاً دولتي ايجاد بشود؟

در هيچ جاي دنيا سابقه نداشته است. البته خيلي از کارهاي ما در دنيا بي سابقه است و خاص ماست. هيچ جاي دنيا اينقدر سازمان هاي خبري دولتي وجود ندارد. شما ببينيد الان 10 نوع شبکه خبررساني داريم که همه دولتي هستند و تنها اسامي شان متفاوت است. يعني بند ناف شان متصل به دولت است. هيچ روزنامه و بنگاه خبري قائم به ذاتي در ايران وجود ندارد. تنها روزنامه قائم به ذات، اطلاعات است که آن هم به دليل موسسه عظيمي است که دارد.

-پس هدف ايران از ايجاد اين کانال ها چيست، تنها به دست گرفتن هژموني در منطقه يا تغيير در ساختار جهاني ارتباطات و پخش اطلاعات؟

هر دو. چون مي خواهد سلطه و هژموني منطقه را داشته باشد، زيرا خودش را قدرت برتر در حوزه خليج فارس مي داند، اين مسائل را توسعه مي دهد و به اين اعتبار مي خواهد حقانيت خودش را بر ديگران ثابت کند. اما در پژوهش و تحقيق اين مساله را نمي بينيم، مي بينيم هنوز شبکه هاي خبري مثل سي ان ان، الجزيره، بي بي سي، در منطقه بيشتر نفوذ دارند تا رسانه هاي ما. تحقيقات اين گونه نشان مي دهد.

-با اين حال شما فکر مي کنيد در مجموع بنگاه هاي خبري جنوب توانسته اند در ارزش هاي خبري جهاني تغييري ايجاد کنند يا ادبيات حاکم را تغيير بدهند؟

توانسته اند رقيب پوشش خبر بشوند. ولي در ارزش ها مطمئن نيستم، اما چون رقيب شده اند، کار بنگاه هاي شمال مقداري در تبليغات سخت تر شده است زيرا نمي توانند تبليغ کنند، چون در اين صورت اين خبرگزاري ها واقعيت را پخش مي کنند. البته آنها هم بدون نظر نيستند، فکر نکنيد الجزيره دلش از بي بي سي بيشتر مي سوزد. مسلماً کسي که آنجا هم سرمايه گذاري کرده منافعي دارد. جمهوري اسلامي اکنون گونه ديگري خبر مي دهد که آن هم جالب است، اما چقدر نفوذ کرده است، نمي دانم. چون پژوهشي انجام نشده سخت است که بگوييم چقدر روي ارزش ها اثر گذاشته اند.

-عده يي بر اين باورند که بنگاه هاي خبري جنوب با همان ادبيات شمال مي خواهند با آنها رقابت کنند، منظور شما از شيوه جديد ايران در خبر رساني، تغيير اين ادبيات است؟

نه، ببينيد چون مجموعه سازمان ارتباطي ايران بسيار تبليغاتي است و تبليغات سياسي يک نيروي حاکم بر مطبوعات و راديو و تلويزيون ايران در عرصه داخلي و چه در عرصه بين المللي است، کمتر مي تواند روي افکار عمومي خارج از ايران اثر بگذارد. چون قدرت تبليغاتي اسلامي اش بسيار قوي است و غيرمستقيم نيست، به اين جهت سخت است قضاوت کنيم که چقدر در اين زمينه موثر بوده است.

-بحث ديگري که وجود دارد اين است که نقش و تاثير فعلي رسانه ها به دليل تحولات موجود در منطقه و توجه جامعه جهاني بر اين تحولات است. بنابراين عده يي بر اين باورند که اگر شرايط منطقه تغيير کند و منطقه آرام شود، بنگاه هايي مثل الجزيره، پرس تي وي و العالم، در اندازه فعلي ديده نمي شوند.

همين طور است. شرايطي مثل نفت و خليج فارس، تنش فلسطين، مساله حزب الله در لبنان و... است که منطقه مورد توجه است که اگر اين مسائل حل شود، گمان نمي کنم نقش و تاثير چنداني داشته باشند.

-پس فلسفه تاسيس کانال هاي تلويزيوني بي بي سي عربي و فارسي چيست، طبيعتاً اين کانال ها براي رقابت با يک وزنه محلي مي آيند.

بله خب آنها هم مي خواهند نظرات شان را بگويند. وقتي مي بينند اينها مرتباً به تبليغات مي پردازند، خب آنها هم نمي خواهند عقب بيفتند. آنها هم سعي مي کنند در حوزه نفوذ رقيب يارگيري بکنند به اين جهت است که اين کانال ها برنامه فارسي و عربي راه مي اندازند. اين رقابت ادامه خواهد داشت و خيلي هم جدي است.

- گفته مي شود که بنگاه هاي جنوب مي خواهند با قواعد شمال عمل کنند و با همين قواعد هم با آنها رقابت کنند، طبيعتاً در اين بازي هم صاحب قاعده برنده است، آيا با اين شرايط پرس تي وي يا العالم مي توانند به نفع ايران توليد گفتمان بکنند يا خير؟

اگر بخواهند مي توانند. مي توانند با بزرگنمايي مسائل خودشان توجه ها را به اين سمت بياورند. منتها بايد ببينيم آنها چقدر جنوب را به بازي مي گيرند و چقدر به جنوب توجه مي کنند. پس مي توانند اين کار را بکنند منوط به اينکه از سوي شمال به بازي گرفته شوند.

معرفي کتاب پخش نشده علي محمدي
جهاني شدن و استعمار دوباره
گروه رسانه؛ هفته گذشته برخي از کتاب هاي پروفسور محمدي به زبان انگليسي معرفي شدند. «جهاني شدن و استعمار دوباره» اولين کتاب محمدي به زبان فارسي است که توسط نشر ني چاپ شده و هنوز پخش نشده است. اين کتاب نوشته علي محمدي و محمد احسن است که توسط محمدي به زبان فارسي ترجمه شده و قيمت آن چهار هزار تومان است.

در بخشي از مقدمه اين کتاب آمده است؛ امروز دنيا با سرعت غيرقابل تصوري در حال تغيير است، به طوري که نظام هاي فعلي ملي و بين المللي به سختي مي توانند خود را با تغيير محيط جديد وفق دهند. حملات انتحاري به مرکز تجارت جهاني شهر نيويورک در تاريخ 11 سپتامبر 2001 نه فقط حمله به ملت امريکا بلکه حمله به نهادهاي سرمايه داري جهاني بود. اين يورش به وضوح حمله به سرمايه داري جهاني و شرکت هاي فراملي بود. زندگي در زمان حاضر و در آينده ناامن و نامطمئن است.

به همين ترتيب حمله انتحاري به پنتاگون، که نماد قدرت نظامي امريکاست، پاسخي خشمگينانه و جنگ طلبانه بود به نيروي نظامي امريکا و دخالت سياست خارجي آن و استثمار کشورهاي جنوب و بي توجهي کشورهاي قدرتمند و ثروتمند شمال به برطرف کردن بي عدالتي و فقر- يعني واقعيت زندگي روزمره اکثر مردم دنيا که با فقر، نارضايتي و دل شکستگي دست به گريبان اند. اين آزردگي اغلب باعث بروز خشم مي شود و به عمليات ستيزه جويانه و خشني مي انجامد که به صورت عامل اغتشاش و بي نظمي در اوضاع جاري جهان عمل مي کند. اين وضعيت حتي در قلب تنها ابرقدرت جهان نيز مشاهده مي شود. در واقع اغلب اين عصبانيت ها متوجه امريکا است. يکي از راه هاي تحليل اين حمله انتحاري بررسي سال هاي مديدي است که امريکا با سياست خارجي تبعيض آميز خود در مسائل داخلي کشورهاي جنوب مداخله کرده است. در اين موقعيت، مساله عدم امنيت جهاني از مهم ترين مسائل مربوط به جهاني شدن است. اين موضوع خود را در زمينه هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و سياسي به رخ کشيده است. در واقع اين تحول مي تواند داراي جنبه هاي مثبت باشد و سرعت توسعه جهاني را به طور کلي فزوني بخشد. در طول قرن نوزدهم يا نيمه اول قرن بيستم، بيشتر افراد به طور مساوي از توسعه علمي بهره مند شدند. اختراعاتي مانند هواپيما، موتورسيکلت، راه آهن، اتوبوس، اتومبيل، تلفن، يخچال، راديو و تلويزيون، داروهاي پيشگيري، ويتامين ها و داروهاي ضدباکتري، برق و بسياري چيزهاي ديگر، بر شکاف بين طبقات زحمتکش و نخبگان پل زدند. هزينه اين ابداعات آنقدر پايين نگه داشته شده است که همه مي توانند از آنها بهره مند شوند. هرچند قرار بر اين بود که بعد از جنگ جهاني دوم اين روند تغيير کند.

امروزه هدف اينگونه توسعه، از پيش تنظيم شده و صرفاً براي کسب سود است. توسعه جديد جاي کارگران و کارکنان کارخانه ها و لابراتوارها را به روبات ها و رايانه ها داده است که سريع تر و ارزان تر است.

اکنون بيش از دو دهه است که مطالعه و پژوهش در مورد فرآيند و اثرات جهاني شدن در جهان امروز آغاز شده است. برخي از دانشمندان با هيجان بسيار و با نگرش مثبت به موضوع جهاني شدن مي نگرند، در حالي که بعضي ديگر با نگرشي انتقادي و بدبينانه به اين فرآيند مي پردازند. يکي از موضوعات حائز اهميت در اين زمينه بررسي نگرش پژوهشگران مسلمان به فرآيند جهاني شدن و ارزيابي آن است چون اين فرآيند خود به تنهايي تاثيري شگرف بر کشورهاي در حال توسعه و به ويژه کشورهاي مسلمان داشته است. براي آگاهي از واکنش دانشمندان جهان اسلام به فرآيند جهاني شدن و اثرات آن بر کشورهاي مسلمان لازم است وضعيت کشورهاي اسلامي را در اين زمينه با کشورهاي غيرمسلمان مقايسه کنيم.

---

فصل اول کتاب به موضوع جهاني شدن از نظر تئوري و عملي مي پردازد و موقعيت کشورهاي اسلامي را در بستر جهاني شدن ارزيابي مي کند. اين فصل آينده موفقيت آميز يا آميخته با شکست آن را در مسابقه يي نامتعادل در فرآيند جهاني شدن در طلوع قرن بيست و يکم مورد مطالعه قرار مي دهد. فصل دوم تفاوت هاي عمده مابين جهان پيشرفته و در حال توسعه را در زمينه فرآيند جهاني شدن بررسي مي کند. اين فصل موقعيت معاصر جهان اسلام را با توجه به موضوع توسعه مورد مطالعه قرار مي دهد و تصوير دين اسلام در غرب را به بحث مي گذارد. اين فصل همچنين قدرت هاي خارجي و شيوه آنها را در جهان اسلام بررسي مي کند و به ارزيابي فقدان همبستگي و رهبري دلسوز در کشورهاي اسلامي مي پردازد - فقداني که مانع ايجاد نظام همکاري متقابل در بين کشورهاي اسلامي شده است. فصل سوم در مورد نظام جاري مالي و جهاني و اثرات آن بر کشورهاي جهان سوم، به ويژه موضوع فشار ديون بانک جهاني، بحث مي کند. اين فصل بر فرآيند جهاني شدن مشکل ديون بانکي و اثرات آن بر کشورهاي اسلامي تاکيد مي کند و معتقد است کاهش ديون تعدادي از کشورها آنها را قادر مي سازد اين مبالغ را صرف سرمايه گذاري کنند. فصل چهار با دقت به بررسي شکاف در دام بازار تجارت و افزايش اميد ملت ها به دنبال پايان برخورد ابرقدرت ها مي پردازد. همچنين فصل مذکور چشم انداز آينده بازار اقتصاد اسلامي را مورد توجه قرار مي دهد. فصل پنجم بحث تاثيرات ضمني دفاع و توسعه در دوران جهاني شدن را مورد توجه قرار مي دهد. امروز ايالات متحده بزرگ ترين توليدکننده و بزرگ ترين صادرکننده سلاح به ديگر کشورهاي دنياست. اين فصل همچنين هزينه هاي دفاعي کشورهاي مسلمان و غيرمسلمان را با هم مقايسه مي کند.کشورهاي اسلامي کمتر از کشورهاي غيراسلامي دست به واردات سلاح مي زنند، ولي باز هم به طور تقريبي رقمي معادل 70 ميليارد دلار را در سال صرف خريد سلاح مي کنند. فصل ششم تحليلي انتقادي از بنيادگرايي غربي را در بستر سياست جاري جهاني مطرح مي کند و به چند موردشناسي از مسائل بين المللي در زمينه جهان اسلام مي پردازد. اين موارد با نقش بازيگران مهم و متحدان آنها مرتبط است. فصل هفتم اين کتاب موقعيت معاصر فناوري اطلاعات و رسانه هاي جهاني را به مثابه جانشيني براي جنگ سردي ديگر ارزيابي مي کند و نقش شرکت هاي رسانه يي عمده را برجسته مي سازد و به علاوه، نياز به شرکت هاي رسانه يي بزرگ متعلق به کشورهاي اسلامي را مورد تاکيد قرار مي دهد. فصل آخر کتاب به بررسي راه ها و وسايلي مي پردازد که توسعه کلي در جهان اسلام را ميسر مي شود و علاوه بر آن، علل گسترده فقر، بي سوادي و محروميتي را که در جهان اسلام وجود دارد بررسي مي کند. اين موضوع يکي از نکات مهم مربوط به توسعه اين کشورها و به طور کامل توسعه جهاني است زيرا کشورهاي اسلامي بيش از يک چهارم کل جمعيت جهان را تشکيل مي دهند. اين فصل همچنين راهبردي مفصل براي آينده جهان اسلام ارائه مي دهد. مولف اين کتاب آرزو مي کند متن حاضر به درک بيشتر وضعيت موجود در کشورهاي اسلامي کمک کند، به ويژه با توجه به علل و تاثيرات عقب افتادگي و فقدان وحدت در بين رهبران کشورهاي مسلمان. موردشناسي هاي روشنگر تصويري دقيق از مسائل جاري در جهان اسلام در عصر جهاني شدن سريع فراهم مي کنند.
رسانه ها و خدمتي عمومي
حسين افخمي*

از کاربرد روابط عمومي در بخش هاي عمومي، دولتي و خصوصي در جهان کمتر از يک سده مي گذرد. عواملي چون پيشرفت هاي شگرف صنعتي، تغييرات وسيع فناوري، رشد روزافزون جمعيت و توسعه شهرنشيني، ساختار ارتباطات، روابط انساني و اکولوژي جوامع معاصر را به شدت تغيير داده است. ديگر تصور برقراري ارتباط بين مردم بدون استفاده از وسايل ارتباطي نوين غيرممکن به نظر مي رسد و درک ارتباطات معاصر نياز به آشنايي با روند توسعه فناوري هاي ارتباطات و اطلاعات و اثرات آنها بر جامعه، سازمان ها و نهادهاي اجتماعي دارد. به قول چستر برگر در قرن 21 حرفه روابط عمومي را نمي توان درک کرد، مگر اينکه شناختي از روند تحول فناوري هاي ارتباطات در گذشته و تغييرات احتمالي آن در آينده داشته باشيم. آنچه طي سال هاي اخير انقلاب ارتباطات يا اطلاعات نام گرفته و عمري به درازاي اختراع تلگراف دارد در دوره يي کمتر از دو قرن و با رشدي تصاعدي نظام ارتباطي و اطلاع رساني در جهان را دستخوش تحولي عظيم کرده است. روابط عمومي به عنوان بخشي از نظام ارتباطي جامعه محصول چنين دگرگوني هايي است. ورود رايانه هاي شخصي، تلويزيون هاي ديجيتال و ادغام سيستم هاي رايانه يي و مخابراتي و ظهور وب بيش از ساير عوامل بر ساختار، سازمان، محتوا و نوع رسانه ها در واحدهاي ارتباطي و شکل گيري روابط عمومي الکتروني موثر بوده اند. در واقع روابط عمومي الکتروني متاثر از رسانه هاي جديد است که هم بر محتواي پيام هاي ارتباطي اثرگذار بوده اند و هم با ايجاد تحول در محيط ارتباطي، فرآيند آن را دستخوش تغيير کرده اند، به طوري که ايماژ جاي آگهي و اطلاعات جاي خبر را گرفته و سرعت انتشار و کاهش عمر متوسط اطلاعات را در پي داشته است.

رسانه هاي جديد حداقل در سه ويژگي تعاملي بودن، غيرتوده يي بودن و ناهمزمان بودن در انتقال پيام مشترک هستند. رسانه هاي جديد الگوي کار، زمان تفريح، آموزش، کيفيت بهداشت، رابطه بين مردم و حکومت، مشتريان و بازار را تغيير داده يا در آستانه تحول قرار داده اند. اگر در هر زمينه يي محدوديتي در رشد ديده شود در حوزه فناوري مخابرات، الکترونيک و توليد اطلاعات همه چيز رو به توسعه و در حال رشد است. بنابراين رسانه هاي جديد نه فقط شيوه هاي ارتباطي را تغيير داده اند بلکه به نوعي جامعه يي جديد را خلق کرده اند. با آمدن رسانه هاي جديد، هر يک از رسانه هاي راديو، تلويزيون، تلفن و کامپيوتر مي توانند چندين کارکرد ارتباطي داشته باشند. براي مثال رسانه تلويزيون علاوه بر نقش هاي سنتي شامل اطلاع رساني، آموزش، سرگرمي و تبليغات مي تواند خدماتي از قبيل ويدئو، تلکس، تله تکست، خريد و فروش، ارتباط دوطرفه با سازمان هاي دولتي و خصوصي، سفارش پخش ويدئويي، پست الکترونيک و ارتباط تلفني و تله کنفرانس را براي مشتري يا مخاطب فراهم کند.

در دنياي جديد رسانه يي ديگر جمله «آزادي مطبوعات فقط به کساني که مالک آنند تعلق دارد»، مفهومي ندارد زيرا مخاطبان تنها مصرف کنندگان اطلاعات نيستند، بلکه مي توانند به راحتي نظرات خودشان را نيز منتشر کنند. ارتباط از حالت فرد با جمع به صورت جمع با جمع درآمده است و قدرت «برجسته سازي» اخبار که زماني در اختيار مطبوعات بوده براي گروه هاي کوچک و افراد هم به وجود آمده است. فرآيند ارتباط مخاطب محور شده است و امکان پژوهش روي اخبار و اطلاعات براي همه به وجود آمده است. تنوع کانال هاي ارتباطي و چندرسانه يي ها قدرت انتخاب را افزايش داده است. اما در مقابل، بار اضافي اطلاعات و حجم انبوه آن قدرت تصميم گيري را براي فرد دشوار کرده او گروه هاي مرجع جديدي در حال شکل گيري است. از همين رو مي توان به تکنولوژي هاي تصميم گيري اشاره کرد که در حوزه مديريت سازمان ها به صورت سيستم اطلاعات مديريت، سيستم بازيافت اطلاعات وارده، سيستم پشتيباني اطلاعات و سيستم تخصصي دانش فني به وجود آمده است. بدين ترتيب تکنولوژي هاي ارتباطي عمل ارتباطات در يک سازمان را در دو مرحله تصميم گيري و انتشار شکل مي دهند.

هدف از به کارگيري فناوري هاي ارتباطات و اطلاعات در روابط عمومي عبارت از کاهش هزينه ها، رفع سريع مشکلات و مسائل، ارتباط موثر با مخاطبان و ايجاد اعتبار براي سازمان است. فناوري (فناط) همچنين موجب افزايش فروش يا بهبود سهم يک شرکت در بازار خواهد شد. تکنولوژي امر جمع آوري، تحليل، فرآوري و توزيع را سرعت مي بخشد. اطلاعات مي تواند مدير را در تصميم گيري سريع ياري دهد. يا فرآيند اطلاع رساني به عامه نظير روزنامه نگاران، نمايندگان مجلس، سهامداران، کارکنان و جامعه را تسريع بخشد. فناوري ها نياز اطلاعي مخاطبان را بهتر برآورده مي کند و موجب خشنودي و اعتبار سازمان مي شود. 10 فعاليتي که در حرفه روابط عمومي بيشتر متاثر شده اند عبارتند از؛ تايپ رايانه ، داده مبناها، پست الکتروني، پايش و ردگيري الکتروني، ارزيابي و سنجش الکتروني، اتاق خبر الکتروني، نشر الکتروني، کنفرانس از راه دور، اعلانات الکتروني و مشتري مداري يا بهتر بگوييم مردمداري الکتروني. هر پيام الکتروني هزينه ها را گاه تا يک سوم کاهش داده اند. براي مثال پست الکتروني رقبايي چون تلکس، تلفن و فکس از ميدان بيرون کرده است.

با توجه به اينکه توسعه روابط عمومي الکتروني به پيشرفت رسانه هاي جديد در کشور وابستگي دارد بنابراين بايد توسعه زيرساخت هاي مخابراتي و ترويج فرهنگ استفاده از رسانه هاي جديد در دستور کار برنامه هاي آتي کشور قرار گيرد. عمومي کردن استفاده از رايانه هاي مجهز به اينترنت پرسرعت در اماکن عمومي يکي از روش هاي ترويجي است. در محل پايانه هاي مسافري، ميدان هاي پررفت و آمد شهر، محل هاي عمومي در دانشگاه ها، سينماها و نظاير اين مي توان پايگاه هاي خودکار اينترنتي را نصب و فعال کرد تا عموم مردم بتوانند از خدمات اينترنت استفاده کنند. براي مثال کاربران بتوانند از برنامه سفر گرفته تا خريد و پرداخت و پر کردن انواع فرم ها بهره مند شوند. دسترسي به دنياي جديد ارتباطات و اطلاعات را بايد به عنوان يک حق عمومي در نظر گرفت. بنابراين، ارتباطات بايد به صورت يک خدمت عمومي در آيد و روابط عمومي الکتروني مي تواند در اين فرآيند نقش بسيار موثري را ايفا کند.

*مدير گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي
عناوين اين صفحه
دنيا به بنگاه خبري دولتي اعتماد نمي کند
جهاني شدن و استعمار دوباره
رسانه ها و خدمتي عمومي
رسانه هاي جديد هميشه در حال تغييرند

رئيس انجمن بين المللي تحقيقات رسانه يي؛
رسانه هاي جديد هميشه در حال تغييرند
تلويزيون يا رسانه جهاني وجود ندارد و در بحث تلويزيون جهاني، دسترسي و زبان از مهم ترين مواردي است که بايد مورد توجه قرار بگيرد.

آنابل سربرني - رئيس انجمن بين المللي تحقيقات رسانه يي و ارتباطي (IAMCR) - در نشست علمي «چشم انداز رقابت رسانه هاي جديد با رسانه هاي قديم» با بيان اين مطلب اظهار کرد؛ چشم انداز رسانه ها هميشه در حال تغيير است. در حقيقت ما انسان ها با ساخت و دستکاري در طبيعت چشم اندازها را تغيير مي دهيم.

وي افزود؛ رسانه هاي قديم معمولاً راديو، تلويزيون و مطبوعات را شامل مي شود که هيچ گاه ناپديد نمي شوند. رسانه هاي قديم همان آنالوگ ها بوده که به شکل عمودي يعني از بالا به پايين عمل کرده و محتوا را به سمت مخاطب تزريق مي کنند، ضمن اينکه بسيار پرهزينه نيز هستند.

اين کارشناس رسانه تصريح کرد؛ در رسانه هاي قديمي اديتورهايي حرفه يي حضور دارند که درباره پخش شدن يا نشدن برنامه ها و محتوا تصميم گيري مي کنند. مخاطبان در اين نوع رسانه ها غيرفعال بوده و متن و محتوايي از قبل تثبيت شده به آنها تزريق مي شود؛ در حقيقت رسانه هاي قديمي کنترل شده عمل مي کنند.

وي درباره رسانه هاي جديد نيز خاطرنشان کرد؛ توانايي براي ديجيتالي کردن پيام که در اصطلاح انقلاب ديجيتالي متجلي مي شود رسانه هاي جديد را به وجود مي آورد که در اين نوع رسانه ها حرکت از يک رسانه به رسانه ديگر بسيار سريع پيش رفته و مردم عادي نيز مي توانند پيام هاي رسانه يي دريافت کنند. به گفته او در اين نوع از رسانه ها يعني رسانه هاي جديد، اصطلاح ژورناليسم شهروندي معنا پيدا مي کند؛ مثلاً در حملات تروريستي به لندن، مردم از وقايع با تلفن همراه خود عکس گرفته و فيلمبرداري کردند و در حقيقت اطلاعات از طريق آنها در اختيار عموم قرار گرفت.

سربرني اضافه کرد؛ رسانه هاي جديد برخلاف رسانه هاي قديم به شکل افقي عمل کرده و در آنها مي توان فايل ها را به اشتراک گذاشت. چندگانگي نيز از خصوصيات ديگر رسانه هاي جديد است؛ بدين معنا که محتواهاي متنوع (انواع اخبار و برنامه ها) از آنها پخش مي شود. او افزود؛ بسياري استدلال مي کنند زبان انگليسي زبان اصلي محيط رسانه هاي جديد است اما زبان هاي مختلف مخاطبان خاص خود را دارند، ضمن اينکه در اين نوع رسانه اين مخاطبان هستند که به سمت رسانه مي آيند در حالي که در رسانه هاي قديمي پيام به سمت مخاطب مي رفت. وي با اشاره به اينکه انواع فيلم، موسيقي و... به صورت ترکيبي در رسانه هاي جديد ارائه مي شوند، ادامه داد؛ در حمله امريکا به عراق اين کشور نگران بود که تصوير اين حملات در تمام دنيا پخش شود. اين در حالي است که امروز هيچ کس نمي تواند خود را مالک اينترنت بداند و در حقيقت اينترنت متعلق به همه مردم است.

به گفته او همچنين اصطلاح به هم پيوستگي به اين معناست که افراد از کشورهاي مختلف مي توانند اطلاعات شان را با يکديگر به اشتراک بگذارند و گروه هاي جديدي در اينترنت (شبکه اجتماعي) ايجاد کنند. رئيس انجمن بين المللي تحقيقات رسانه يي و ارتباطي با بيان اينکه رسانه هاي جديد هميشه در حال تغيير هستند، تصريح کرد؛ امروز رسانه هاي قديم در حال کم رنگ شدن هستند؛ مثلاً برخي روزنامه نگاران و بسياري از مردم داراي وبلاگ بوده و از اين طريق اطلاعات شان را به قضاوت سايران مي گذارند، ضمن اينکه امکان ارسال عکس از سوي افراد معمولي نيز براي ديگران وجود دارد.

او همچنين با اشاره به حضور تجارت الکترونيک در دنياي امروز و همچنين در ايران تاکيد کرد؛ اصطلاح شيفت زماني در حوزه رسانه هاي جديد بسيار مهم بوده و کاربرد دارد که به عنوان مثال وقتي نمي توانيم برنامه خاصي را ببينيم با استفاده از سايت هاي آن مي توانيم با تاخير زماني برنامه را دانلود کنيم. به گفته سربرني در محيط رسانه هاي جديد تعداد زيادي سايت و رسانه وجود دارد که البته بعضي از آنها مي توانند بالا آمده و شهرت پيدا کنند، ضمن اينکه در اين محيط وبلاگ نويسان معمولي مي توانند نظرات سياسي خود را با ديگران به اشتراک گذاشته و حتي با سياستمداران به بحث نشسته و در مورد عقايد آنها اظهارنظر کنند؛ از اين طريق فضاي خارجي و داخلي کشورها در حال تغيير است. او خاطرنشان کرد؛ از آنجا که با استفاده از رسانه هاي جديد علاوه بر صداهاي ايراني، صداي رسانه هاي ديگر نيز از طريق ماهواره ها در تمامي کشورها و همچنين ايران پخش مي شوند در نتيجه صداهاي فراواني در کشور ها ايجاد شده و محيط را بسيار رقابتي مي کند.

وي با بيان اينکه نبايد فقط به موارد جالب اينترنت فکر کرد زيرا هکرها نيز در اين محيط کار مي کنند، افزود؛ با رسانه هاي جديد مي توان کارهاي مختلفي انجام داد. امروزه بسياري مي گويند ايران کشوري عقب مانده است اما معتقدم فضاي سايبر و محيط مجازي تغييرات جديدي در تمام کشورها از جمله ايران به وجود آورده است.

او با اشاره به اينکه از طريق کپي رايت، حق تاليف و همچنين توليد فيلم، سي دي و... مي توان از فضاي سايبر درآمد کسب کرد، ادامه داد؛ فراملي شدن پديده يي است که امروز شاهد آن هستيم. مساله يي که در اين ميان وجود دارد اين است که کودکان و بزرگسالان چطور از اينترنت استفاده مي کنند و امروز بسياري از نسل قديم همچنان از رسانه هاي قديمي مانند راديو استفاده مي کنند اما نسل جديد اغلب به رسانه هاي جديد علاقه مند هستند.

سربرني افزود؛ فرهنگ که مجموعه يي از رويه ها و همچنين رفتارهاي مردم را شامل مي شود در نفوذ رسانه ها در جوامع بسيار اهميت دارد.

وي در پاسخ به سوالي،واقعي و معتبر بودن و نيز اطلاع رساني را چالش رسانه هاي قديم دانست و درباره هويت نيز گفت؛ هويت فردي در طول زمان و با تغيير سن تغيير مي کند اما هويت ملي را بايد ديد که از چه منظري و براي چه کسي مطرح مي شود، مثلاً انگليس کشوري است که از تمام دنيا به آن مهاجرت کرده اند در نتيجه نظرات مختلفي درباره هويت در آن مطرح است.

منبع؛ ايسنا


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام