پنج شنبه، 14 آذر 1387 - شماره 1837
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
دو خواهر و يک زن و شوهر به اتهام سرقت مرگبار بازداشت شدند
قتل استاد نقاشي به سبک فيلم هاي جنايي


گروه حوادث؛ چهار زن و مرد که به شيوه فيلم هاي جنايي نقشه قتل يک نقاش ميانسال را طراحي و او را قرباني سرقت مرگبار کرده بودند در بازجويي ها از جزئيات جنايت خود پرده برداشتند.

به گزارش خبرنگار ما بازداشت شدگان که يک زن و شوهر و دو خواهر هستند هر يک در کشتن نقاش 58 ساله نقشي ايفا و نام خود را در اين جنايت پيچيده به عنوان متهم ثبت کردند.

کشف جسد

ساعت 22 شامگاه سه شنبه 14 آبان ماه زني ميانسال هنگامي که از گالري نقاشي خود به منزلش بازگشت با پيکر بي جان شوهرش به نام بيژن که دهانش با چسب بسته شده بود مواجه شد. دقايقي بعد اين زن در تماسي با مرکز فوريت هاي پليسي تهران در حالي که بريده بريده حرف مي زد ماجراي قتل همسرش را براي اپراتور 110 بازگو کرد. پس از حضور محمدحسين شاملو بازپرس ويژه قتل و کارآگاهان جنايي در خانه مرد نقاش واقع در خيابان آذربايجان معلوم شد استاد نقاشي توسط ميهمانان آشنا خفه شده و قاتلان مبلغي پول نقد و تعدادي طلا و جواهر از منزل او به يغما برده اند. کارآگاهان از لابه لاي صحبت هاي همسر مقتول نام دو خواهر 19 و 20 ساله را نام هاي فريبا و فرانک بيرون کشيدند و تصميم گرفتند تحقيقات خود را روي اين دو که از همسايگان سابق زوج هنرمند بودند متمرکز کنند. آنها که مي دانستند زمان حادثه فريبا - خواهر کوچک تر - به گالري همسر بيژن رفته بود احتمال دادند در همان لحظات دختر ديگر در حال اجراي نقشه قتل بوده است. دستگيري اين دو خواهر تا شامگاه سه شنبه به طول انجاميد و بالاخره هنگامي که فرانک و فريبا دستبند را به دستان خود ديدند اسم دو متهم ديگر را به نام هاي پوريا و نازنين فاش و مرد جوان را به عنوان قاتل اصلي معرفي کردند. بلافاصله بعد از اظهارات دو خواهر کارآگاهان عمليات ضربتي ديگر را به اجرا گذاشتند و ساعتي بعد زن و شوهر مظنون به قتل را در کرج به دام انداختند.

نقشه مرگبار

بازجويي از چهار متهم پرونده جزئيات قتل استاد نقاشي را فاش کرد و معلوم شد دو خواهر که از وضع مالي خوب بيژن مطلع بودند، ماجرا را با پوريا و همسرش در ميان گذاشتند. در اين بين پوريا که مدت ها اعتياد داشت، اگرچه مواد مخدر را ترک کرده، هنوز نتوانسته بود منبع درآمد مناسبي پيدا کند. از سويي همسرش نيز زماني طولاني در انديشه کسب درآمد از راه سرقت بود و اين فکر در ذهنش جرقه زده بود که با کمک دوستان و شوهرش به شيوه هاي تکراري از مردان ثروتمند اخاذي کنند. چهار متهم بعد از چند جلسه گفت وگو سرقت از خانه بيژن را راه حل مناسبي براي فرار از تنگناهاي مالي يافتند و درباره چگونگي انجام اين دزدي به شور نشستند. حاصل اين جلسات نقشه پيچيده يي بود که ساعات پاياني 14 آبان ماه به مرحله اجرا درآمد. طبق اين برنامه روز حادثه فريبا به گالري همسر بيژن رفت و ماموريت خود را براي سرگرم کردن اين زن و به تاخير انداختن ساعت تعطيلي گالري انجام داد. همچنين نازنين، سوار بر خودروي شوهرش سر کوچه محل اقامت بيژن به کشيک دادن مشغول شد تا به محض مشاهده موردي مشکوک همدستانش را باخبر کند. نقش اصلي اين سناريو به پوريا سپرده شده بود به همين سبب او با کمک فرانک که از پيش استاد نقاشي را مي شناخت به عنوان مهمان به خانه اش وارد شد. بهانه آن دو براي حضور در منزل بيژن پرسيدن چند سوال درباره نقاشي روي سفال بود. سرانجام پوريا در يک فرصت به سمت مرد ميانسال حمله و او را خفه کرد و سپس با برداشتن طلا و جواهرات سکانس پاياني اين سناريو را نيز بازي کرد. بعد از آن بود که دو خواهر از زن و شوهر جوان جدا شدند تا اينکه رديابي گام به گام پليس آنان را راهي بازداشتگاه کرد.

متهمان صبح ديروز از سوي بازپرس شاملو تحت بازجويي قرار گرفتند. پوريا در اين جلسه به کشتن استاد نقاش اقرار کرد و همسرش پذيرفت وظيفه کشيک دادن را بر عهده داشته است اما فرانک همدستي با متهمان را منکر شد و گفت پوريا با تعقيب کردن او به زور و تهديد سلاح وارد خانه بيژن شد و وي را در دستشويي زنداني کرد و سپس بيژن را کشت و او تا پيش از وقوع قتل از نقشه زن و شوهر جوان که از دوستان او و خواهرش هستند خبر نداشت. با اين حال انکارهاي اين دختر براي رئيس شعبه اول دادسراي جنايي قانع کننده نبود. به همين دليل وي قرار بازداشت هر چهار متهم را صادر کرد تا کارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي به تحقيقات جامع تري از آنها بپردازند.
به جرم ارتکاب شوهرکشي
آزمايش DNA زني را پاي چوبه دار کشاند


گروه حوادث؛ زني که جرمش از طريق آزمايش DNA به اثبات رسيده است به خاطر کشتن شوهرش در آستانه اجراي حکم قصاص قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار ما اين پرونده از سال 85 و زماني به جريان افتاد که مردي با مراجعه به پليس آگاهي شيراز به کارآگاهان اطلاع داد چند روزي است برادر 35 ساله اش به نام مجيد مفقود شده است. افسران پليس براي پي بردن به سرنوشت مجيد به خانه وي رفته اما پس از بازجويي از همسايگان اين مرد متوجه شدند همسر مجيد به نام رويا چند روز قبل اسباب کشي کرده و به محل نامعلومي رفته است. اهالي محل به کارآگاهان توضيح دادند مردي غريبه در جريان اثاث کشي همراه رويا بوده است.

فرار رويا از محل سکونتش و همراه بودن مردي غريبه با وي، ظن پليس را نسبت به زن 30 ساله برانگيخت و کارآگاهان به رديابي او پرداختند. تحقيقات صورت گرفته بعد از مدتي پليس را راهي شهري در شمال کشور کرد چرا که ردپاي رويا در آنجا کشف شده بود. به اين ترتيب همسر مجيد و مرد غريبه که احسان نام دارد بازداشت و به شيراز بازگردانده شدند. هر دو متهم در جريان بازجويي هاي صورت گرفته به کشتن مرد 35 ساله اقرار کردند و رويا پذيرفت عامل اصلي جنايت خود اوست. اين زن گفت؛ به خاطر اختلافاتي که با همسرم داشتم از زندگي با او ناراضي بودم تا اينکه با احسان آشنا و به وي علاقه مند شدم اما هيچ راهي براي جدايي از شوهرم و ازدواج با احسان نداشتم تا اينکه بالاخره تصميم گرفتم مجيد را بکشم. روز حادثه در فرصتي مناسب به همسرم حمله ور شدم و بعد از مجروح کردن او با چاقو، گلوله يي به سرش شليک کردم و وي را به قتل رساندم. بعد از آن بود که با کمک احسان جنازه را به خارج از شهر برديم و به آتش کشيديم تا شناسايي نشود.

بعد از تکميل تحقيقات مقدماتي و کشف جنازه براي هر دو متهم کيفرخواست صادر شد و جلسه محاکمه در شعبه پنج دادگاه کيفري استان فارس برگزار شد. در اين جلسه رويا برخلاف اظهارات اوليه اش، ارتکاب قتل را انکار کرد و گفت؛ «شوهرم به سفر رفته البته از او خبري ندارم و نمي دانم اکنون کجا است ولي هر آنچه درباره کشتن وي گفتم دروغ است و از ترس مجبور شدم اين طور اعتراف کنم.»

اين زن در ادامه مدعي شد جسد کشف شده متعلق به مجيد نيست و وي به خاطر آنکه تحت فشار قرار داشته هويت قرباني را تاييد کرده است. اين ادعاي رويا سبب شد قضات دادگاه دست به تحقيقات جديدي بزنند. آنها از پزشکي قانوني خواستند درباره هويت جسد سوخته اظهارنظر کند. هنگامي که متخصصان روي استخوان هاي مقتول آزمايش DNA انجام دادند به اين قطعيت رسيدند که جنازه متعلق به مجيد است. به اين ترتيب ادعاهاي رويا در جلسه محاکمه بي اساس تشخيص داده شد و هيات قضات با توجه به مدارک موجود در پرونده اين زن را به قصاص و احسان را به خاطر معاونت در قتل به 15 سال حبس محکوم کردند.

بنابراين گزارش اکنون راي صادره به تاييد قضات شعبه 27 ديوان عالي کشور رسيده است و زن جوان پس از انجام استيذان به دار آويخته خواهد شد.
صبح ديروز براي بررسي جرم از جنبه عمومي
سه قاتل بخشوده شده پاي ميز محاکمه رفتند


گروه حوادث؛ سه مرد که به اتهام قتل تا يک قدمي چوبه دار پيش رفته بودند بعد از اعلام گذشت اولياي دم مقتولان ديروز از جنبه عمومي جرم محاکمه شدند.

به گزارش خبرنگار ما اولين جوان نجات يافته که روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد، اميرحسين نام دارد. وي متهم است نوجوان 17 ساله يي به نام جواد را در منطقه شهرري به ضرب چاقو به قتل رسانده است.

متهم ديروز در توضيح آنچه اتفاق افتاده بود، گفت؛ من داشتم به قهوه خانه نزديک منزل مان مي رفتم تا دوستانم را ببينم که جواد سر موضوعي پيش پا افتاده درگيري ايجاد کرد، دعوا که شروع شد همه از قهوه خانه بيرون آمدند. آنقدر شلوغ بود که ديگر متوجه نشدم چه کسي چاقو را به من داد، براي دفاع از خودم آن را گرفتم و يک ضربه به جواد زدم.

وي ادامه داد؛ خوشبختانه اولياي دم ديه دريافت کردند و رضايت دادند و من هم از اينکه دوباره به زندگي برگشتم خوشحالم. از سويي به خاطر ارتکاب قتل پشيمان هستم و زندان مرا به شدت تنبيه کرده است. از قضات خواهش مي کنم در مجازاتم تخفيف دهند.

پس از دفاعيات متهم هيات قضات وارد شور شدند و اميرحسين را به دو سال و نيم حبس تعزيري و دو سال و نيم حبس تعليقي محکوم کردند.

دومين محاکمه

دومين متهم نجات يافته مردي به نام «ح» است که پسرخاله اش را با دو ضربه چاقو به قتل رسانده. وي که پس از پنج سال موفق شده رضايت خانواده مقتول را بگيرد، در جلسه محاکمه اش در شعبه 74 دادگاه کيفري استان با خودداري از بيان علت درگيري خطاب به قضات گفت؛ من نمي خواستم پسرخاله ام را بکشم و حتي چند بار از دست او فرار کردم تا درگير نشويم. من حين فرار وارد آشپزخانه شدم. او به دنبالم آمد و در يک لحظه براي اينکه آسيبي به من نرساند، چاقويي از روي ظرفشويي برداشتم و دو ضربه به پسرخاله ام زدم. از اين اتفاق به شدت ناراحتم و اميدوارم خانواده خاله ام مرا از ته قلب شان بخشيده باشند.

وي گفت؛ پنج سال از عمرم را در زندان گذراندم و اين سال ها برايم بسيار سخت بوده است.

برادرکش

سومين فردي که در دادگاه کيفري محاکمه شد جوان 27 ساله يي به نام قادر بود که برادرش ستار را به قتل رسانده بود. او به هيات قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران گفت؛ من دچار بيماري رواني بودم و خانواده ام هم اين مساله را مي دانستند و با من کاري نداشتند. روز حادثه با برادرم بحث کردم، قصد کشتنش را نداشتم اما به يکباره کنترلم را از دست دادم و به او حمله کردم. ستار برادر من بود و از اينکه باعث مرگش شده ام بسيار متاسفم. با اين اتفاق هم خانواده من و هم خانواده برادرم بي سرپرست شده اند. دو سال و نيم است ک زنداني هستم و در اين مدت هزينه زندگي هر دو خانواده را همسر دايي ام مي پردازد.

متهم ادامه داد؛ براي نجات هر دو خانواده از فقر و بدبختي خواهش مي کنم در مجازاتم تخفيف قائل شويد.

هيات قضات شعبه 74 پس از پايان هر دو جلسه محاکمه براي صدور آرا وارد شور شدند.
سرقت از همکار قديمي با شيريني مسموم


گروه حوادث؛ جواني که با خوراندن شيريني مسموم به کارگران يک نانوايي دو ميليون تومان سرقت کرده است، از سوي پليس تحت تعقيب قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار ما روز گذشته يک نانوا با مراجعه به دادسراي ناحيه 11 تهران از سرقت دخل مغازه اش توسط يکي از دوستانش خبر داد. وي که حيدر نام دارد به بازپرس عسگري رئيس شعبه 4 بازپرسي گفت؛ مدت ها قبل همراه شخصي به نام مصطفي در يک نانوايي کار مي کرديم. در آنجا او تنها دوست صميمي من بود اما بعد از مدتي وي نانوايي را ترک کرد. من هم چند ماهي در آن نانوايي کار کردم و پس از آن با پول هايي که پس انداز کرده بودم خودم يک نانوايي راه انداختم. چند روزي از آغاز به کارم گذشته بود که مصطفي به مغازه ام آمد. من که بعد از چند ماه او را ديده بودم از وي استقبال گرمي کردم و به پذيرايي از او پرداختم.او نيز با يک جعبه شيريني به ديدنم آمده بود. مصطفي توضيح داد در اين مدت به شهرستان رفته و دوباره تصميم گرفته در تهران مشغول به کار شود. او از من خواست در نانوايي ام کار کند. من هم به خاطر دوستي قديمي مان و اينکه به يک کارگر احتياج داشتم درخواستش را پذيرفتم. در ادامه جعبه شيريني که مصطفي آورده بود را باز کرديم و من و کارگرهايم مشغول خوردن شيريني ها شديم. لحظاتي بعد احساس خواب آلودگي به من دست داد. وقتي کارگرهايم را ديدم متوجه شدم آنها هم چنين حالتي دارند تا اينکه بيهوش شدم و هنگامي که به هوش آمدم فهميدم همراه کارگرهايم در بيمارستان بستري هستم. اين مرد ادامه داد؛ ماجرا را از پزشکان جويا شدم و آنها گفتند ما بر اثر خوردن شيريني هاي آلوده به مواد بيهوش کننده مسموم شده ايم. در آن لحظه يادم آمد خود مصطفي با اين ادعا که گلودرد دارد شيريني نخورده بود. وقتي از بيمارستان مرخص شدم و به مغازه ام رفتم فهميدم مصطفي دخل مغازه را که در آن بيش از دو ميليون تومان پول بود، همراه با تعدادي از مدارکم از جمله جواز نانوايي دزديده است. اين مالباخته در ادامه گفت به رغم دوستي قديمي اش با سارق هيچ آدرس و نشانه يي از او در اختيار ندارد و به همين خاطر بازپرس پرونده براي شناسايي مصطفي دستور چهره نگاري از وي را صادر کرد.
مرسدس بنز در آتش سوخت


گروه حوادث؛ يک دستگاه مرسدس بنز بعدازظهر ديروز به علت نامعلومي در بزرگراه يادگار امام دچار حريق شد.خودروي مرسدس بنز240 E ساعت 17 ديروز در حالي که از جنوب به شمال در حرکت بود در نزديکي ورودي فرحزاد ناگهان دچار آتش سوزي شد. پس از اعلام گزارش اين حادثه امدادگران آتش نشاني حريق را مهار کردند.

بهروز تشکر - مدير روابط عمومي سازمان آتش نشاني - در اين باره به خبرنگار ما گفت؛ علت اين حادثه هنوز مشخص نشده است.
عناوين اين صفحه
قتل استاد نقاشي به سبک فيلم هاي جنايي
آزمايش DNA زني را پاي چوبه دار کشاند
سه قاتل بخشوده شده پاي ميز محاکمه رفتند
سرقت از همکار قديمي با شيريني مسموم
مرسدس بنز در آتش سوخت
هشدار پليس درباره آگهي هاي فريبنده
جدال خونين جواني را به دادگاه کشاند
آتش سوزي در گل سازي يک دختر را به کام مرگ کشاند
گربه يي در موتور زانتيا
اعتراف به رفيق کشي
دستگيري دو کيف قاپ ميليونر
9 سرنشين لنج غرق شده در آب هاي خوزستان ناپديد شدند
سرهنگ بدون آرم و رسته

هشدار پليس درباره آگهي هاي فريبنده
رئيس پليس آگاهي کشور با هشدار درباره آگهي هاي فريبنده در نامه يي به وزارت ارشاد خواستار به کار بردن راهکاري براي نظارت بر چاپ آگهي در قسمت نيازمندي هاي جرايد شد.سردار اصغر جعفري طي نامه يي به معاونت مطبوعاتي وزارت کشور متذکر شد؛ اخيراً گزارش هايي دريافت مي شود مبني بر اينکه شرکت هايي با درج آگهي تحت عنوان کسب درآمد از طريق اينترنت، فروش بسته هاي کسب درآمد از اينترنت و موارد مشابه در قسمت نيازمندي هاي جرايد و سايت هاي اينترنتي با وعده هاي کاذب کسب درآمد بالا از افراد علاقه مند در اين زمينه که معمولاً قشر جوان جامعه هستند کلاهبرداري مي کنند. سردار جعفري خاطرنشان کرده است؛ متقاضيان پس از پرداخت پول بابت طي دوره آموزش اقدام به تبليغ براي محصولات شرکت هاي خارجي مي کنند. ولي در نهايت به هيچ گونه درآمدي دست نمي يابند و تنها نتيجه حاصله پرداخت هزينه اشتراک اينترنت، هزينه شرکت در کلاس آموزشي و اتلاف وقت براي اين افراد است زيرا موسسات مذکور به بهانه هاي مختلف هيچ گونه مسووليتي در اين خصوص را به عهده نمي گيرند. رئيس پليس آگاهي کشور تصريح کرده است؛ با عنايت به اينکه اين شرکت ها فاقد مجوز فعاليت بوده و معمولاً افرادي که در اين دام گرفتار مي شوند به دليل به صرفه نبودن پيگيري اقدام به شکايت به مراجع قضايي نمي کنند به همين خاطر ضروري است ترتيبي اتخاذ شود تا جرايد و مطبوعات از پذيرش و انتشار اين گونه آگهي ها خودداري کنند.


جدال خونين جواني را به دادگاه کشاند
گروه حوادث؛ پسر جواني که متهم است در يک درگيري، هم محلي خود را به قتل رسانده در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد. به گزارش خبرنگار ما در ابتداي جلسه محاکمه، آرش سيفي نماينده دادستان تهران گفت؛ حميدرضا 31 فروردين ماه سال 84 با ضربات شيشه جواني به نام محمد را به قتل رسانده است. مطابق اوراق پرونده، حميدرضا و برادرش روز حادثه با مقتول مشاجره کردند و در پي فحاشي هاي محمد، براي درگيري با وي آماده شدند، اما هنگامي که به قصد برداشتن چاقو به خانه شان رفتند پدر آنها مانع شد و دو برادر را از درگيري برحذر داشت.

متهم بعد از خروج از خانه يک شيشه نوشابه را شکست و به محمد حمله ور شد و او را مجروح کرد. هر چند محمد به بيمارستان برده شد اما به دليل اينکه در روز حادثه هواپيماي حامل خبرنگاران هم در تهران سقوط کرده بود، بيمارستان رسيدگي دقيقي به محمد نکرد. البته پزشکي قانوني بيمارستان را فقط پنج درصد در مرگ محمد مقصر شناخته و اعلام کرده عمل متهم نيز نوعاً کشنده بوده و در صورت رسيدگي هم محمد جان خود را از دست مي داد. نماينده دادستان در ادامه گفت؛ با توجه به نظريه پزشکي قانوني و ساير دلايل موجود تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.در ادامه خانواده مقتول در جايگاه حاضر شدند و براي متهم تقاضاي صدور حکم قصاص کردند. در ادامه محمدرضا در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ اتهام قتل را قبول دارم من محمد را کشتم و آنچه در پرونده گفته ام مطابق با واقعيت است و اکنون هيچ حرف و توضيحي ندارم. بعد از دفاعيات متهم و وکيل مدافعش، قاضي کوه کمره يي از اولياي دم خواست گذشت کنند. وي گفت؛ همان طور که قصاص در قرآن آمده، گذشت و بخشش نيز توصيه شده است. لذت قصاص چند ثانيه است و به دقيقه هم نمي رسد اما لذت بخشش سال ها باقي مي ماند و حتي تا نسل ها از اين گذشت و فداکاري ياد خواهند کرد. با اين حال اولياي دم حاضر به گذشت نشدند و هيات قضات براي صدور راي وارد شور شد.


آتش سوزي در گل سازي يک دختر را به کام مرگ کشاند
دختر تبريزي که کارگر يک گل سازي بود در آتش سوزي جان خود را از دست داد. به گزارش ايسکانيوز شعله هايي که در زيرزمين يک گل سازي در خيابان امام خميني - روبه روي مسجد سالار شهيدان - تبريز زبانه مي کشيد آتش نشانان را به آنجا کشاند. آنها که مي دانستند دختر 30 ساله يي به نام «صبا» در زيرزمين است به سرعت، آتش را مهار کردند و او با آمبولانس اورژانس به نزديک ترين بيمارستان فرستاده شد اما تلاش پزشکان بي نتيجه ماند.با مرگ «صبا» بازپرس کشيک دادسراي تبريز، پيگير پرونده شد و از کارشناسان خواست علت اصلي بروز آتش سوزي را مشخص کنند. بررسي ها نشان مي دهد بي احتياطي و افتادن شعله کوچک روي مواد قابل اشتعال، مانند چسب، اسپري و اسفنج دختر جوان را به کام مرگ برد.


گربه يي در موتور زانتيا
گربه بازيگوشي که در يک دستگاه خودرو سواري، گرفتار شده بود با تلاش آتش نشانان جنوب کشور نجات يافت. زنگ سامانه 125 آتش نشاني بندرعباس، روز سه شنبه به صدا درآمد و خبر رسيد گربه يي در موتور يک دستگاه «زانتيا» گير کرده است.

سپس امدادگران رهسپار نقطه مورد نظر شدند و گربه را که لاي تسمه موتور زخمي شده بود، نجات دادند. راننده «زانتيا» در اين باره گفت؛ وقتي سوار ماشينم شدم و استارت زدم ناله گربه را شنيدم و بلافاصله اتومبيل را خاموش کردم تا براي اين حيوان اتفاقي نيفتد.


اعتراف به رفيق کشي
پسري که به اتهام رفيق کشي در ساختمان نيمه ساز تحت تعقيب پليس پايتخت بود، دستگير شد و به جنايت اعتراف کرد. بازپرس محمد شهرياري (کشيک جنايي) شامگاه يکشنبه 10 آذر از مرگ مرموز پسر 22 ساله يي به نام «نظير» در يک ساختمان نيمه ساز خيابان «ملاصدرا» باخبر شد و همراه پليس جنايي اداره آگاهي مرکز به آنجا رفت.کارآگاهان ابتدا به بازجويي شاهدان پرداختند و براساس شواهد فهميدند نظير که کارگر همان ساختمان بود قرباني اختلاف قدير با سه نفر از دوستانش شده است. با افشاي اين مساله جسد به دستور رئيس شعبه هفتم دادسراي جنايي تهران به پزشکي قانوني سپرده شد و دو نفر از دوستان «نظير» که در حمايت از او به شدت زخمي شده بودند، در بيمارستان بستري شدند.در ادامه متهم اصلي که «عبدالله» نام دارد با تلاش پليس دستگير شد و ظهر ديروز در بازجويي ها به جنايت اعتراف کرد و گفت چون نظير به او ناسزا گفته بود وي را کشت. متهم 27 ساله در حالي با صدور قرار قانوني روانه بازداشتگاه شده است که تلاش افسران دايره 10 اداره آگاهي تهران براي دستگيري همدستانش ادامه دارد.


دستگيري دو کيف قاپ ميليونر
دو کيف قاپ موتورسوار که با تلاش ماموران پليس استان تهران دستگير شده اند، به پنج فقره کيف قاپي با مبلغي نزديک به 11 ميليون تومان اعتراف کردند. سرهنگ «بخشعلي کامراني صالح» معاون عمليات استان تهران در تشريح جزئيات اين خبر گفت؛ در پي اعلام مرکز فوريت هاي پليسي 110 مبني بر اينکه دو کيف قاپ، کيف حاوي يک ميليون و 160 هزار تومان وجه نقد را از فردي به نام «سعدون» قاپيده و متواري شده اند، شناسايي و دستگيري متهمان در دستور کار ماموران پليس قرار گرفت.وي افزود؛ ماموران پليس با بررسي گفته هاي شاکي و اقدامات گسترده اطلاعاتي در منطقه اسلام آباد کرج موفق شدند مخفيگاه دو موتورسوار را به نام هاي «علي» و « احمد» شناسايي و آنها را دستگير کنند.وي اضافه کرد؛ متهمان در بازجويي هاي فني و پليسي به 5 فقره کيف قاپي به مبلغ 10 ميليون و740 هزار تومان در سطح کرج و سرقت يک دستگاه گوشي تلفن همراه و يک دستگاه دوربين عکاسي اعتراف کردند.


9 سرنشين لنج غرق شده در آب هاي خوزستان ناپديد شدند
دادگستري خوزستان از غرق يک فروند لنج صيادي در آب هاي استان خوزستان و مفقود شدن سرنشينانش خبر داد. بنابر اعلام دادگستري خوزستان در پي بارندگي و توفان شديد در روز دهم آذرماه يک فروند لنج صيادي در منطقه خورموسي غرق شد و از 11 سرنشين اين لنج،سه تن جان باخته و بقيه افراد مفقودالاثر شده اند و تاکنون تلاش ها براي يافتن افراد مفقود شده به نتيجه نرسيده است.


سرهنگ بدون آرم و رسته
فرمانده دژبان ناجا از دستگيري يک مامور قلابي توسط عوامل معاونت عمليات اين فرماندهي خبر داد.

سردار شاملو گفت؛ ساعت 11 سه شنبه ماموران مستقر در سالن راه آهن منطقه جنوب حين گشت زني به دو نفر که يکي از آنها با مشخصات ظاهري پليس و درجه سرهنگي نيروي انتظامي که فاقد آرم و رسته روي لباس بود، برخورد کردند.وي تصريح کرد؛ پس از هماهنگي لازم با فرمانده منطقه جنوب براي بررسي بيشتر هر دو نفر بازداشت شدند و در بررسي هاي تکميلي مشخص شد فرد مورد نظر به نام «عيسي ل.» 45 ساله مامور قلابي است.





دزد انگشترها به جرم قتل محاکمه مي شود

کيفرخواست پسري که به جرم کشتن زن سالخورده بازداشت شده است ديروز در دادسراي جنايي تهران صادر شد. در اين جنايت که 30 مرداد سال گذشته در خانه يي در خيابان سپهبدقرني رخ داد زن 74ساله يي به نام«تاش پر» کشته شد.در حالي که ظواهر گوياي آن بود که زن مسن قرباني دستبرد شده است کارآگاهان فهميدند آخرين نفري که به خانه «تاش پر» رفته نظافتچي جواني به نام «مجيد» است و به احتمال زياد همين پسر اسرار جنايت را در قلبش دارد. با افشاي اين مساله «مجيد» تحت تعقيب افسران تجسس قرار گرفت و سرانجام 30 روز پس از جنايت در «باقرشهر» رديابي شد. پليس اين متهم و پدرش را دستگير کرد و در اداره آگاهي مرکز به بازجويي از آنان پرداخت. «مجيد» که ابتدا خود را بي گناه مي خواند وقتي ديد پدرش هم با اتهام آدمکشي روبه رو است سرانجام قفل سکوت را گشود و به جنايت اعتراف کرد.وي گفت؛ «کراک» مرا به روز سياه نشاند. من براي تهيه مواد مجبور شدم طلاهاي مادرم را بدزدم و بفروشم. مادرم وقتي ماجرا را فهميد، تهديدم کرد و گفت بايد مشابه همان طلاها را برايش بخرم وگرنه از خانه بيرونم مي کند. «مجيد» با بي گناه خواندن پدرش ادامه داد؛ اعتيادم شديد شده بود و وقتي پايم به عنوان نظافتچي به خانه «تاش پر» باز شد تصميم گرفتم طلاهايش را بدزدم. البته نمي خواستم او را بکشم. زماني که فرصت را مناسب ديدم پيرزن را از پشت «هول» دادم که سرش به زمين خورد و از حال رفت. متهم اضافه کرد؛ پس از دزديدن شش انگشتر طلا، 15 هزار تومان پول نقد و يک لپ تاپ، سر خونين پيرزن را در قابلمه يي که در اتاق بود فرو بردم و پا به فرار گذاشتم.بنا بر اين گزارش بعد از تحقيقات مقدماتي ديروز پرونده با صدور کيفرخواست از سوي «علي دلداري» داديار شعبه اظهارنظر دادسراي جنايي به دادگاه کيفري تهران فرستاده شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام