چهارشنبه، 13 آذر 1387 - شماره 1836
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
بازپرس جنايي به شواهدي مبني بر وقوع جنايت خانوادگي دست يافت
معماي مرموز جسد زني ناشناس در بزرگراه


گروه حوادث؛ کشف سه نشانه در پرونده مرگ مرموز زني که تصور مي شد قرباني يک سانحه رانندگي دلخراش شده است، بازپرس جنايي را به اين نتيجه رساند که بايد تحقيقات خود را روي فرضيه جنايت خانوادگي متمرکز کند.

به گزارش خبرنگار ما جسد اين زن ميانسال مهرماه امسال در بزرگراه آهنگ پيدا و ابتدا پرونده مرگ او تحت عنوان تصادف رانندگي ثبت شد اما تحقيقات تکميلي عنوان پرونده را به جنايت خانوادگي تغيير داد و تفحص هاي جديد به صدور دستور جلب يکي از اعضاي خانواده اين زن منجر شد و چند نفر ديگر نيز به عنوان مظنون تحت پيگرد قرار گرفتند.

تصادف

ساعت 10/6 صبح روز 29 مهرماه ماموران کلانتري کيانشهر رهسپار بزرگراه آهنگ شدند تا درباره گزارش هاي مردي مبني بر کشف يک جنازه تحقيق کنند. آنها بعد از حضور در محل جسد تکه تکه شده زني را يافتند که فقط قطعاتي از انگشتان پاي او سالم مانده و وي به هيچ وجه قابل شناسايي نبود. از آنجا که جنازه در حاشيه بزرگراه پيدا شده بود اين احتمال مطرح شد که وي شب قبل تصادف کرده و يک خودروي سنگين يا چند اتومبيل از روي او رد شده اند. به دليل فراري بودن راننده يا رانندگان مقصر در اين ماجرا پرونده يي قضايي تشکيل شد و بعد از جمع آوري بقاياي زن ناشناس جسد به پزشکي قانوني انتقال يافت.

شناسايي مقتول

دو روز بعد از پيدا شدن جنازه زن ناشناس مردي با مراجعه به پليس اعلام کرد همسر 41 ساله اش به نام ساحره ناپديد شده است. هنگامي که او براي ديدن اجساد مجهول الهويه به پزشکي قانوني رفت بلافاصله بعد از رويت پيکر متلاشي شده آن را شناسايي کرد و گفت ترديدي ندارد جنازه متعلق به ساحره است. بعد از آنکه ماجرا ابعاد تازه يي به خود گرفت پرونده از دادسراي محل به شعبه دوم دادسراي امور جنايي ارجاع داده شد تا بازپرس حسين اصغرزاده به موشکافي حادثه بپردازد و ابعاد تاريک آن را آشکار کند. بازجويي از خانواده ساحره نخستين کاري بود که کارآگاهان جنايي انجام دادند آنها با پرس وجو از شوهر، دختر و داماد متوفي متوجه شدند اين زن بعدازظهر روز 27 مهرماه- دو روز پيش از مرگ- از خانه دخترش در ميدان خراسان خودرويي به مقصد کرج کرايه کرده اما بعد از آن هرگز خبري از او نشده است.

چند سرنخ

از آنجا که خانواده ساحره مدعي بودند اين زن از يک تاکسي تلفني ماشين گرفته است، کارآگاهان به آژانس مورد نظر رفتند و در اين مرحله بود که نخستين ابهام در پرونده ثبت شد. مسوول پذيرش تاکسي تلفني به افسران جنايي گفت؛ آن روز زني با ما تماس گرفت و درخواست خودرو کرد. ولي آدرسي که داد دروغ بود و راننده هم به ناچار بعد از دقايقي پرسه زدن در خيابان ها و کوچه ها به دفتر برگشت. تناقض گفته هاي خانواده ساحره و مسوول آژانس ذهن کارآگاهان را به خود مشغول کرد و آنها متوجه شدند ماجراي مرگ زن 41 ساله برخلاف تصور يک تصادف ساده نيست و احتمالاً سناريويي مرموز و پيچيده در پس اين حادثه در جريان است. آنها هنگامي که دو قطعه ديگر اين پازل را نيز کنار اين سرنخ قرار دادند، بيش از پيش نسبت به موضوع حساس شدند. يکي از ابهام هاي ديگر پرونده اين بود که شوهر ساحره دو روز بعد از ناپديد شدن اين زن به پليس مراجعه کرد. حال آنکه گم شدن همسر موضوعي با اهميت است که بايد در همان ساعات اوليه موجب نگراني مي شد و شوهر او به پليس مراجعه مي کرد. سومين نکته کليدي ديگر نحوه شناسايي هويت ساحره بود. جسد کاملاً از بين رفته و به جز قسمتي از انگشتان پا هيچ عضو سالمي نداشت اما شوهر اين زن به محض ديدن جنازه متلاشي شده با قطعيت آن را شناسايي کرده بود که چگونگي اين اتفاق سوال برانگيز مي نمود. به اين ترتيب فرضيه جنايت خانوادگي در اين پرونده مطرح شد.بازپرس اصغرزاده ديروز درباره آخرين نتايج به دست آمده درباره مرگ زن ميانسال گفت؛ احتمالاً ضربه يي مرگبار به وسيله چاقو به گردن ساحره برخورد کرده و آنچه از شواهد برمي آيد آن است که قتل در جايي ديگر اتفاق افتاده و جسد در بزرگراه رها شده است.وي افزود؛ قوي ترين فرضيه در اين پرونده فرضيه جنايت خانوادگي است و در حال حاضر دستور بازداشت يکي از بستگان مقتول صادر شده و احتمال دخيل بودن فردي ديگر در اين ماجرا نيز وجود دارد اما به هر حال اظهار نظر دقيق در خصوص اين جنايت را بايد به بعد از انجام تحقيقات بيشتر از خانواده مقتول موکول کرد.
هيات قضات تنها متهم پرونده را تبرئه کرد
راز جنايت در ميدان تختي پيچيده تر شد



گروه حوادث؛ مردي که متهم بود در يک دوئل عشقي رقيب خود را خفه کرده است پس از محاکمه در شعبه 71 از اتهام قتل تبرئه شد و هيات قضات پرونده را براي پيدا کردن قاتل به دادسراي جنايي تهران بازگرداند.

به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي اين محاکمه محمد شادابي نماينده دادستان تهران در برابر هيات قضات قرار گرفت و درخصوص کيفرخواست گفت؛ اسفندماه سال 82 ماموران پليس جسد مردي 65 ساله به نام محمدحسين را در ميدان تختي تهران پيدا کردند. اين در حالي بود که شب قبل از پيدا شدن جسد مقتول خودروي وي اطراف شهرک قصرفيروزه کشف شده بود. در حالي که متخصصان بررسي صحنه جرم موفق نشدند سرنخي پيدا کنند پسر مقتول به پليس گفت پدرش با زني به نام «م» که پرستار بيمارستاني در تهران است رابطه داشته و احتمال دارد اين زن از سرنوشت پدرش مطلع باشد. با ترفندهاي پليسي «م» در يک قرار صوري دستگير شد.اما داشتن هرگونه ارتباطي با مقتول را انکار کرد و فقط گفت شخصي به نام غلامعلي که راننده يک تاکسي است به او گفته محمدحسين را خفه کرده است. در ادامه تحقيقات غلامعلي دستگير و منکر قتل شد. نماينده دادستان تهران افزود؛ ضد و نقيض گويي هاي غلامعلي و مدارک موجود در پرونده نشان مي دهد، اين مرد مرتکب قتل شده و من به عنوان نماينده دادستان تقاضاي مجازات متهم را دارم.

در ادامه اولياي دم محمدحسين در جايگاه حضور يافتند و تقاضاي صدور حکم قصاص کردند. پسر مقتول گفت؛ من از ارتباط پدرم با «م» خبر نداشتم، وقتي پدرم گم شد از دوستان پدرم کمک خواستم و از آنها خواهش کردم اگر چيزي مي دانند که مي تواند در کشف حقيقت موثر باشد به من بگويند. يکي از دوستان پدرم گفت وي مدتي قبل از زني به نام «م» نام برده و گفته بود با او رابطه دارد. بعد هم ما «م» را پيدا کرديم و در يک قرار صوري وي دستگير شد. احتمالاً پدر من قرباني يک دوئل عشقي شده است. در ادامه قاضي عزيزمحمدي «م» را براي تحقيقات به جايگاه فراخواند. اين زن گفت؛ من پرستار بيمارستان هستم و بعضي وقت ها شيفت شب به من مي رسيد. اوضاع وقتي برايم بد شد که مادر و شوهرم هر دو به يکباره بيمار شدند و من مجبور شدم در خانه هم از دو بيمار پرستاري کنم. بعد از کار بايد خيلي زود به خانه مي رسيدم و از آنها مراقبت مي کردم، به همين خاطر به اتفاق چهار همکارم از غلامعلي که با تاکسي اش در مقابل بيمارستان کار مي کرد خواستيم هر روز ما را به خانه برساند و هر يک ماهانه 30 هزار تومان به او مي داديم. تا اينکه يک روز مجبور شدم زود به خانه بروم و غلامعلي هم نبود، جلوي در بيمارستان پيکاني بوق زد. من هم سوار شدم و به خانه رفتم اما کيفم در ماشين جا ماند. بعد از آن راننده پيکان که همان مقتول است با خانه ما تماس گرفت و با من قرار گذاشت که مدارک را بدهد. او مدارک را مقابل در خانه مان برد و به شوهرم تحويل داد. زن پرستار ادامه داد؛ با توجه به اينکه آن مرد لطف بزرگي به من کرده بود، شوهرم شماره تماسش را گرفت و از آن به بعد ما با مقتول در ارتباط بوديم. البته من بيشتر با او ارتباط داشتم چون محمدحسين مشکل فشار خون و بيماري مزمن داشت و براي کنترل بيماري اش به بيمارستان مي آمد. تا اينکه يک روز محمدحسين جلوي بيمارستان توقف کرد و همزمان با او غلامعلي هم رسيد. همين که محمدحسين با من احوالپرسي و تعارف کرد که سوار ماشينش شوم غلامعلي عصباني شد و به سمت او هجوم برد و آنها با هم درگير شدند. البته مي دانم محمدحسين شکايتي هم عليه غلامعلي مطرح کرد، اما از آن به بعد من ديگر سوار خودروي هيچ کدام شان نشدم و با آژانس رفت و آمد مي کردم. تا اينکه يک روز محمدحسين که براي ما غذاي نذري آورده بود، به شوهرم گفت آشنايي دارد و مي تواند من و همسرم را براي سفر حج ثبت نام کند، شوهرم هم مدارکي را که محمدحسين خواسته بود به او تحويل داد که در بين آنها 200 هزار تومان پول و عکس من هم وجود داشت که بعدها گم شد. هر چند شوهرم هر از گاهي با مقتول ملاقات مي کرد، من ديگر او را نمي ديدم. تا اينکه محمدحسين با من تماس گرفت و گفت نتوانسته ما را براي سفر حج ثبت نام کند و مدارک را پس مي دهد. اين اتفاق دو روز قبل از مرگ محمدحسين رخ داد. من منتظر مدارک بودم، اما ساعاتي قبل از ديدار وقتي به محل کارم رسيدم يکدفعه يادم افتاد کارت ساعت زني بيمارستان را همراهم نياورده ام، بلافاصله از بيمارستان بيرون آمدم تا به خانه برگردم که بيرون در بيمارستان غلامعلي را ديدم و از او خواستم خيلي سريع مرا به خانه برساند، نزديکي هاي خانه بوديم که غلامعلي يکدفعه محمدحسين را ديد و گفت؛ او اينجا چه مي کند. سپس به سمتش رفت من هم کرايه را داخل ماشين گذاشتم و پياده شدم. متوجه شدم غلامعلي به قصد درگيري جلو رفته، چون با محمدحسين دست به يقه شد، اما من دنبال کار خودم رفتم. فرداي آن روز غلامعلي با من تماس گرفت و با اصرار خواست مرا ببيند. در محل ملاقات او به من گفت؛ عکس و فيشي که محمدحسين به حساب من پول واريز کرده است دست او است. هر چه گفتم چه کسي آنها را به وي داده جواب نداد. بعد گفت؛ محمدحسين را سرجايش نشانده و او را خفه کرده است. من با غلامعلي دعوا کردم و گفتم تو به چه حقي اين کار را کردي، بعد از او جدا شدم و به خانه رفتم. ديگر او را نديدم تا اينکه فردايش شنيدم جسد محمدحسين در ميدان تختي پيدا شده است. اين زن ادامه داد؛ من هيچ رابطه عاشقانه و مخفيانه يي با مقتول يا متهم نداشتم و آنچه متهم در مورد رابطه من با مقتول گفته دروغ است. من گاهي مسافر متهم بودم و او از من پول دريافت مي کرد. بعد از زن پرستار و شاهدان ديگر پرونده نوبت به متهم رسيد تا از خود دفاع کند. وي اتهام قتل عمد را رد کرد و گفت؛ من از سال 82 «م» را مي شناختم و هر بار که مي خواست جايي برود او را مي بردم بعضي اوقات هم او با پسر، دختر يا يکي از اقوامش مي آمد و خريد انجام مي داد. البته من به غير از «م» چند همکار ديگرش را هم به خانه مي رساندم و مي دانستم «م» شوهر دارد. تا اينکه يک روز محمدحسين را جلوي در بيمارستان ديدم. «م» از اينکه او مقابل بيمارستان آمده بود ناراحت شد و من فکر کردم محمدحسين براي وي ايجاد مزاحمت کرده است، جلو رفتم و گفتم اين کارها از سن او گذشته و اين زن شوهر دارد. نبايد مزاحمتي برايش ايجاد کني، در حضور «م» محمدحسين يک شکايت صوري هم از من کرد اما بعد اين شکايت را پس گرفت، محمدحسين که فهميده بود من اطلاعات زيادي در مورد «م» دارم، مرا به پارکي در آن نزديکي ها دعوت کرد و گفت؛ «م» همسر صيغه يي من است اما حالا که تو مي گويي شوهر دارد من با او کاري ندارم، فقط هر چه مي خواهد برايش بخر و کارهايش را انجام بده و پولش را از من بگير. من هم بعد از آن همين کار را مي کردم. روز حادثه هم «م» به من گفت محمدحسين به قتل رسيده است. من از اين ماجرا اطلاعي نداشتم. چون قرار بود من فقط کارهاي «م» را انجام دهم و از محمدحسين پول بگيرم.در اين هنگام قاضي دادگاه از متهم پرسيد؛ اگر گفته هايت واقعيت دارد و تو مي دانستي زن پرستار هم شوهر دارد و هم صيغه مردي شده، پس چرا به شوهر يا ساير اعضاي خانواده اش نگفتي و چه لزومي داشت محمدحسين به تو پول بدهد و چرا پول را مستقيم به خود «م» نمي داد. ضمن اينکه چه دليلي داشت او از تو شکايت صوري کند، در حالي که مي دانست «م» مسافر تو است، مي توانست خودش او را به خانه ببرد.

متهم پاسخ داد؛ اينکه چرا محمدحسين مرا انتخاب کرده بود نمي دانم، اما او خودش به من پول مي داد تا اين کارها را بکنم و من واقعاً جواب اين سوالات را نمي دانم. بقيه ماجراها به من ربطي نداشت که بخواهم به خانواده «م» خبر دهم.سپس قاضي سوال کرد؛ پس مشخص مي شود «م» هيچ تمايلي به داشتن رابطه با محمدحسين نداشته بنابراين چه دليلي داشت محمدحسين به تو پول بدهد، مگر مي شود «م» از تو نپرسد اين پول ها را براي چه خرج مي کني.متهم گفت؛ اين مسائل را من نمي دانم، اما مدرک دارم که شب حادثه با مقتول نبودم، يک شب قبل از حادثه بود که وقتي «م» را به خانه اش رساندم مقتول را ديدم. «م» پياده شد، من مقتول را سوار کردم و به خانه اش بردم اما با او درگير نشدم.پس از دفاعيات متهم و قندهاري وکيل مدافعش، هيات قضات شعبه 71 (رحيمي، بومي، عزيزمحمدي، سري و محمدي کشکولي) وارد شور شدند، آنها متهم را به دليل کافي نبودن مدارک تبرئه کردند و پرونده را براي بررسي مجدد و پيدا کردن قاتل اصلي به دادسرا فرستادند و اين پرونده يک بار ديگر به جريان افتاد.
گروگانگيري دختر 10 ساله براي فرار از حلقه محاصره پليس


گروه حوادث؛ سارق حرفه يي خودروهاي مسافرکش هنگامي که خودش را در حلقه محاصره پليس ديد با ورود به يک منزل مسکوني دختري 10 ساله را گروگان گرفت اما سرانجام مجبور شد خودش را تسليم کند.

به گزارش خبرنگار ما تحقيقات پليسي در اين باره از زماني آغاز شد که مردي با مراجعه به پليس آگاهي اسلامشهر از ربوده شدن خودرواش خبر داد. اين مرد به ماموران گفت؛ عصر ديروز چهار جوان را که پيشنهاد کرايه بالايي دادند به صورت دربستي به مقصد اسلامشهر سوار خودروي پرايدم کردم. در ميان راه يک لحظه متوجه پچ پچ کردن مسافرانم شدم و پس از چند لحظه يکي از آنها که کنارم نشسته بود چاقويي به طرفم گرفت و از من خواست ماشين را به سمت يک جاده فرعي ببرم. من هم وقتي متوجه شدم تهديد آنها جدي است به خواسته شان عمل کردم و وقتي به جاي خلوتي رسيديم آنها مرا به زور از خودرو پياده کردند و پس از آنکه کيف پول و گوشي موبايلم را از من گرفتند سوار بر ماشينم به سرعت متواري شدند. اين مرد متذکر شد سارقان 20 تا 25 سال سن داشتند.در حالي که تحقيقات در اين باره آغاز شده بود چند روز بعد فرد ديگري با طرح شکايت مشابهي اعلام کرد وقتي سه نفر را سوار خودرواش کرده مسافران به زور ماشينش را از او دزديده اند. به اين ترتيب تعداد مالباختگان به دو نفر رسيد اما اين پايان ماجرا نبود و در روزهاي بعد افراد ديگري نيز که هدف سارقان اتومبيل قرار گرفته بودند با مراجعه به پليس آگاهي خواهان پيگيري ماجرا شدند.

به دنبال افزايش شاکيان و در حالي که وقوع اين تعداد سرقت خودرو باعث نگراني کارآگاهان شده بود بررسي ها به طور ويژه يي ادامه يافت و آنان با کمک مالباختگان چهره فرضي متهمان را ترسيم کردند و در اختيار تمامي واحدهاي گشتي پليس قرار دادند. از سويي بر تعداد واحدهاي گشتي نيز افزوده شد و چند تيم ويژه به طور خاص تحقيقاتشان را روي اين پرونده متمرکز کردند تا اينکه روز 28 آبان ماه يکي از واحدهاي گشتي پليس به سرنشينان يک دستگاه خودروي پرايد که در يکي از پمپ بنزين ها در حال سوخت گيري بود مظنون شد و ماموران چهار سرنشين آن را به پليس آگاهي منتقل کردند.اين چهار متهم هنگامي که تحت بازجويي قرار گرفتند اعتراف کردند يک دستگاه اتومبيل را ربوده اند. يکي از آنان گفت مدتي قبل چهار نفري يک خودروي پرايد را به مقصد اسلامشهر کرايه و در بين راه راننده را با تهديد از خودرو پياده و خودرو را سرقت کرديم. از آنجا که سرقت هاي انجام شده بيش از يک فقره گزارش شده بود کارآگاهان با احضار مالباختگان به مواجهه حضوري آنها با دستگيرشدگان پرداختند اما فقط يک نفر توانست آنان را شناسايي کند و بقيه شاکيان اعلام کردند افراد ديگري خودروشان را دزديده اند.آن طور که از شواهد برمي آمد کارآگاهان دريافتند باند سرقت ديگري نيز در محدوده اسلامشهر فعاليت مي کند. به اين خاطر با مراجعه به بانک اطلاعاتي سارقان سابقه دار چند نفر از زورگيران حرفه يي را شناسايي کردند و تصاوير آنها را به شاکيان نشان دادند. در اين بين عکس سه تبهکار به نام هاي بهزاد، بهراد و هادي توجه صاحبان اتومبيل هاي مسروقه را به خود جلب کرد و همگي اعلام کردند اين سه نفر از آنها زورگيري کرده اند. در حالي که کارآگاهان در حال طراحي نقشه يي براي دستگيري اين سه متهم بودند زني به پليس مراجعه و با اعلام مشخصات بهراد اعلام کرد دختر 20 ساله اش توسط او اغفال شده و از خانه فرار کرده است. با اظهارات اين زن سرنخ هاي جديدي در اختيار ماموران قرار گرفت و از آنجا که اين احتمال وجود داشت بهراد با خانواده اين دختر تماس بگيرد افسران آگاهي با ارائه آموزش هاي لازم از آنها خواستند در صورت برقراري تماس تلفني از سوي بهراد با او قرار ملاقات ترتيب دهند. پيش بيني ماموران به واقعيت تبديل شد و بهراد در تماس با خانواده دختر فراري با آنها در خيابان امام خميني اسلامشهر قرار ملاقات گذاشت.

در حالي که تا دستگيري سارقان يک قدم ديگر باقي مانده بود محل ملاقات به طور نامحسوس تحت کنترل پليس قرار گرفت و سرانجام در موعد مقرر وقتي بهراد و بهزاد در محل حاضر شده بودند خود را در حلقه محاصره پليس ديدند.

متهمان به محض اينکه از حضور ماموران مطلع شدند اقدام به فرار کردند. پس از چند دقيقه تعقيب و گريز بهزاد دستگير شد اما بهراد با ورود به خانه يي دختربچه 10 ساله يي را به گروگان گرفت. در حالي که بهراد خود را در خانه مخفي کرده بود و با داد و فرياد پليس را به کشتن گروگانش تهديد مي کرد منزل مسکوني به محاصره درآمد و کارآگاهان به مذاکره با بهراد پرداختند. سرانجام پس از ساعتي گفت وگو با او شگردهاي پليس کارگر واقع شد و بهراد خود را تسليم کرد. بلافاصله پس از دستگيري اين متهم بازجويي از او و همدستش آغاز و همزمان تلاش ها براي به دام انداختن سومين عضو اين باند نيز به دستگيري هادي منجر شد.

بازجويي از سارقان فاش کرد آنها شش دستگاه خودروي پرايد را به زور از صاحبانشان سرقت کرده و تاکنون گوشي تلفن همراه 16 نفر را با توسل به زور دزديده اند. آنها همچنين از زورگيري يک دستگاه موتورسيکلت در حوالي اسلامشهر نيز پرده برداشتند.
عناوين اين صفحه
معماي مرموز جسد زني ناشناس در بزرگراه
راز جنايت در ميدان تختي پيچيده تر شد
گروگانگيري دختر 10 ساله براي فرار از حلقه محاصره پليس
هشدارهايي براي پيشگيري از خطر در فصل سرما
سرقت از منازل شمال تهران، هنگام استراحت اعضاي خانواده
ديوار يک دبستان فرو ريخت
مرد همسرکش از قصاص رهايي يافت
اخاذ بلوتوثي دستگير شد
مرگ پنج کارگر سيمان سازي

بررسي آماري حوادث گازگرفتگي در سال گذشته
هشدارهايي براي پيشگيري از خطر در فصل سرما
سازمان آتش نشاني تهران با بررسي آماري حوادث گازگرفتگي سال گذشته بار ديگر به شهروندان هشدار داد در استفاده از وسايل گازسوز به ويژه وسايل حرارتي و گرمايشي با نرخ حرارتي بالا نکات ايمني را کاملاً رعايت کنند. آمار سال گذشته نشان مي دهد نقص فني در سيستم ايمني دستگاه ها، بي احتياطي در نصب دودکش و آگاهي نداشتن شهروندان در زمينه نصب وسايل بدون دودکش مناسب، حادثه ساز و موجب مرگ عده زيادي شده است.(2/67 درصد) حوادث گاز مونوکسيدکربن در سال گذشته به دليل نقص فني در نصب لوله هاي دودکش که شامل؛ اشکال در نوع اتصالات، چفت نشدن لوله هاي دودکش، نصب نشدن اصولي (زانويي زياد، مسير رو به پايين و...)، به کارگيري نوع نامناسب (آکاردئوني) و رعايت نکردن مناسب قطر لوله هاي دودکش بوده است و شهروندان بايد براي نصب دودکش وسايل گازسوز از کمترين تعداد زانويي استفاده کنند در غير اين صورت مکش دودکش کم و موجب پس زدگي گازهاي سمي مي شود.همچنين محل اتصال دودکش به وسايل گازسوز بايد حتماً بازرسي و از آب بندي و ثبات آنها اطمينان حاصل شود.دودکش در داخل و خارج ديوار و محل اتصال به دستگاه گازسوز بايد کاملاً آب بندي باشد. روزنه کوچکي مي تواند باعث خروج گازهاي حاصل از سوختن گاز و بروز حادثه شود.حتي الامکان بايد از نصب زانويي اضافي در مسير دودکش خودداري شود زيرا زانو کارايي دودکش را کاهش مي دهد.به هيچ عنوان دودکش وسايل گازسوز و هواکش نبايد از يک لوله يا کانال مشترک عبور داده شود.در ادامه اين هشدارها آمده است؛ از قرار دادن قطعات لوله دودکش به صورت لب به لب خودداري و حتماً از دودکش هاي نوع نر و ماده که باعث آب بندي در محل اتصال و خارج نشدن گازهاي حاصل از سوختن خواهد شد استفاده کنيد.اطراف آن بخش از لوله هاي دودکش که در موتورخانه قرارگرفته است بايد کاملاîً آب بندي شود تا از نفوذ گاز مونوکسيدکربن به داخل بنا يا موتورخانه جلوگيري شود. همچنين قطر لوله دودکش بايد مساوي يا بيشتر از قطر لوله خروجي دستگاه گازسوز باشد.سازمان آتش نشاني تهران خاطرنشان کرده است بخش ديگري از حوادث گاز مونوکسيدکربن در سال گذشته به دليل نصب نشدن دودکش در وسايل گازسوز بوده است. حال آنکه هر وسيله گازسوز بايد يک دودکش مستقل و استاندارد داشته باشد.علاوه بر اين نداشتن کلاهک مناسب (کلاهک H) روي خروجي دودکش ها زمينه ساز شماري ديگر از حوادث گاز مونوکسيدکربن در سال گذشته بود. به همين خاطر به شهروندان توصيه مي شود هر چند وقت يک بار کلاهک دودکش هاي وسايل گازسوز را بازرسي و چنانچه کلاهک افتاده باشد آن را در محل خود نصب کنيد. قابل ذکر است که کلاهک مناسب علاوه بر اينکه از نفوذ باران و برف و افتادن ساير اشيا به داخل دودکش جلوگيري مي کند در منظم سوختن وسيله گازسوز نيز موثر است.داشتن کلاهک مخصوص(H) براي دودکش در پشت بام ها براي جلوگيري از خاموش شدن بخاري و به دنبال آن انتشار گاز مونوکسيدکربن اهميت بالايي دارد. سازمان آتش نشاني در ادامه يادآور شده است؛ بخشي از حوادث گاز مونوکسيدکربن در سال گذشته مربوط به مسدود بودن مجاري لوله هاي دودکش بوده است چرا که مسدود شدن دودکش سبب سوخت ناقص و ايجاد گازهاي خطرناک و سمي و برگشت چنين گازهايي به درون محل زندگي و باعث گازگرفتگي و مرگ مي شود. به همين خاطر بايد از نصب دودکش در حياط خلوت هاي روبسته خودداري کنيد. ضمن اينکه مسدود شدن دودکش حتي در حد جزيي باعث ناقص سوزي و پس زدن گازهاي سمي به فضاي داخل مي شود. دودکش ها بايد به هواي آزاد راه داشته باشد.نقص فني در نصب و راه اندازي دستگاه گازسوز، نصب دستگاه هاي گازسوز در محيط هاي نامناسب مانند محيط هاي کوچک، بسته و بدون تصفيه و درزگيري کامل منافذ و استفاده از وسايل غيراستاندارد از جمله عوامل ديگر حادثه ساز در سال گذشته بوده که شهروندان بايد براي پيشگيري از خطر به آنها توجه داشته باشند.


سرقت از منازل شمال تهران، هنگام استراحت اعضاي خانواده
کارآگاهان پليس آگاهي تهران سارقان حرفه يي را که با تشکيل باند اقدام به سرقت منازل در شمال شهر تهران مي کردند، دستگير کردند.سرهنگ محمديان- رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ- با بيان اين خبر گفت؛ به دنبال دريافت چند شکايت درباره وقوع سرقت ها در شمال شهر تهران، کارآگاهان به بررسي دقيق محل هاي سرقت شده و شيوه و شگرد سارقان پرداختند و متوجه شدند دزدي ها توسط اعضاي يک باند حرفه يي صورت گرفته است.وي افزود؛ کارآگاهان با انجام تحقيقات گسترده و بررسي صحنه جرم و با کنترل رفت و آمد برخي افراد، مخفيگاه سارقان حرفه يي را در کرج شناسايي کردند. با محرز شدن جرم اين متهمان کارآگاهان با چند روز عمليات تحقيقاتي و استفاده از بانک هاي اطلاعاتي هنگامي که آنها در مخفيگاه خود به سر مي بردند، آنجا را به صورت ضربتي محاصره کردند.رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ بيان کرد؛ سارقان که متوجه حضور کارآگاهان شده بودند براي فرار تلاش کردند ولي در حالي که تمام راه ها را بسته مي ديدند به ناچار تسليم شدند. متهمان در بازجويي ها به 20 فقره سرقت منازل در شمال شهر تهران اعتراف کردند.سرهنگ محمديان در ادامه گفت؛ سارقان اعتراف کردند تمام دزدي ها را مواقعي انجام مي دادند که مالباختگان به همراه اعضاي خانواده در خواب بودند.


باران در تهران حادثه ساز شد
ديوار يک دبستان فرو ريخت
آژير خودروهاي آتش نشاني پايتخت در روز باراني دوشنبه 62 بار در خيابان ها شنيده شد و امدادگران در محل 13 آتش سوزي و 49 رخداد ناگوار ديگر حاضر شدند. به گزارش روابط عمومي سازمان آتش نشاني در اين حوادث يک نفر کشته و دو تن زخمي شدند و ميليون ها تومان خسارت مالي بر جا ماند.در يکي از اين حوادث عصر دوشنبه به ستاد فرماندهي آتش نشاني پايتخت خبر رسيد باران شديد، ديوار مدرسه ابتدايي کوي «بنيادي منش» بلوار «بريانک شرقي» در نزديکي بزرگراه «نواب» را ريخته است.بنابراين امدادگران ايستگاه 5 به دبستان «سردار اسلام» رفتند و با استفاده از نوار خطر در ضلع شمال شرقي آنجا حريم امن ايجاد کردند. در زمان بروز اين رخداد، مدرسه تعطيل بود و به جان هيچ کس آسيب نرسيد.همچنين در ساير حوادث شعله هاي چهار ساختمان مسکوني، چهار پست برق و دو فروشگاه نيز با تلاش آتش نشانان مهار شد و 20 نفر نجات يافتند.کارشناسان آتش نشاني با توجه به بارندگي در اين روزها به شهروندان هشدار دادند حتماً لوله هاي ناودان پشت بام خانه هاي خود را بررسي کنند و از باز بودن مسير خروج آب، مطمئن شوند.


مرد همسرکش از قصاص رهايي يافت
فردي که متهم است سه سال قبل همسرش را به قتل رسانده با گذشت اولياي دم مقتول از قصاص رهايي يافت.به گزارش ايسنا ساعت 24/11 روز هفتم اسفندماه سال 84 ماموران کلانتري جواديه تهرانپارس بازپرس کشيک قتل تهران را از کشف جسد زني 22 ساله به نام «سعيده» در منزلش باخبر کردند و بازپرس با حضور در صحنه جنايت، تحقيقات خود را براي کشف زواياي پنهان اين قتل آغاز کرد. به دنبال اظهارات همسايگان مبني بر شنيدن صداي داد و فرياد «سعيده» و درگيري او با همسرش به نام «صابر» اين مرد تحت پيگرد قرار گرفت تا اينکه هشت روز پس از جنايت در اروميه خود را تسليم ماموران کرد.متهم در بازجويي هاي اوليه در دادسراي جنايي تهران لب به اعتراف گشود و گفت؛ مي خواستيم وسايلمان را به طبقه پايين آپارتمان انتقال دهيم. من آن روز بايد سر کار مي رفتم اما «سعيده» تاکيد داشت به محل کارم نروم تا وسايل را جابه جا کنيم. سر اين موضوع با هم درگير شديم. به او سيلي زدم و او تمام بشقاب ها را شکست من خواستم وي را کنترل کنم اما در حالت عادي نبودم و نفهميدم چه کار کردم. وقتي به خودم آمدم فهميدم به سرش ضربه وارد و بعد خفه اش کرده ام.با ارجاع پرونده به دادگاه کيفري استان تهران قضات شعبه 71 راي به قصاص متهم دادند که اين حکم به تاييد شعبه 41 ديوان عالي کشور نيز رسيد و پرونده براي اجرا به واحد اجراي احکام دادسراي جنايي ارجاع شد.پس از ارجاع پرونده به دادسرا تلاش ها براي جلب رضايت اولياي دم آغاز شد و در نهايت اولياي دم مقتول صبح ديروز با حضور در دادسراي ناحيه 27 تهران اعلام رضايت و از قصاص «صابر» گذشت کردند.


اخاذ بلوتوثي دستگير شد
گروه حوادث؛ پسري بعد از ريختن طرح دوستي با يک دختر جوان براي اخاذي از وي تهديد کرد عکس هايش را از طريق بلوتوث منتشر مي کند.به گزارش خبرنگار ما روز گذشته دختري جوان در حالي که آشفته بود خود را به پليس آگاهي شهرستان دليجان رساند و از نيت پسر مورد علاقه اش براي اخاذي از او خبر داد. اين دختر که شهلا نام دارد، گفت؛ حدود يک سال قبل در يکي از خيابان هاي شهر با پسري به نام حميد آشنا شدم. پس از اولين ديدارمان شماره تلفن همراهمان را به هم داديم و از آن پس از طريق پيام کوتاه با هم در ارتباط بوديم. به تدريج رابطه من و حميد صميمي تر شد و ما به يکديگر علاقه مند شديم. رابطه عاشقانه ما ادامه يافت و هر روز همديگر را ملاقات مي کرديم. حميد به من وعده هاي رويايي مي داد و مي گفت به زودي به خواستگاري ام خواهد آمد و مرا خوشبخت مي کند. من هم که اسير حرف هاي اغواگرانه او شده بودم به شدت به وي دل بستم. دختر جوان ادامه داد؛ در جريان ديدارهايمان حميد به وسيله تلفن همراهش چندين عکس از من گرفت و گفت اين کار را براي آن کرده که هميشه به يادم باشد. رابطه ام با حميد ادامه داشت تا اينکه روز گذشته وقتي مثل هميشه به ديدن او رفته بودم وي با تغيير لحن گفت بايد تمام جواهراتم را همراه با سه ميليون تومان پول به او بدهم. سپس مرا تهديد کرد اگر به خواسته اش عمل نکنم عکس هايي را که از من در اختيار دارد به وسيله بلوتوث در شهر منتشر مي کند. به دنبال شکايت اين دختر جوان از آنجايي که موضوع از اهميت ويژه يي برخوردار بود اکيپي از کارآگاهان پليس آگاهي دليجان بررسي پرونده را بر عهده گرفتند و با راهنمايي شهلا توانستند حميد را طي عملياتي ضربتي شناسايي و دستگير کنند.حميد پس از دستگيري به نيتش براي اخاذي از شهلا اقرار کرد و گفت از همان ابتدا با هدف اخاذي از اين دختر با او طرح دوستي ريختم. سپس سعي کردم به او نزديک شوم و اعتمادش را جلب کنم. در ادامه چندين عکس از وي تهيه و در حالي که او از آبرويش مي ترسيد وي را به انتشار عکس ها تهديد کردم.بنابر اين گزارش اين متهم هم اکنون در بازداشت به سر مي برد و تحقيقات از وي ادامه دارد.


مرگ پنج کارگر سيمان سازي
پنج کارگر به دنبال سرنگوني دکل بزرگ کارخانه سيمان «آبيک» قزوين جان باختند.به گزارش ايسکانيوز اين حادثه در سيمان «آيبک» قزوين وقتي رخ داد که يک گروه سرگرم تعمير قطعه هاي داخلي اين کارخانه بود.همزمان با سرنگوني ناگهاني دکل بزرگي که بالاي سوله بود شماري از کارگران پا به فرار گذاشتند اما هفت نفر از آنان زير دکل گرفتار شدند و پنج نفر از آنها جان باختند و دو مجروح روانه بيمارستان شدند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام