چهارشنبه، 13 آذر 1387 - شماره 1836
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: جامعه
گفت وگو با مسعود خراساني
خوشنويسي محصول خط انديشه
دکتر ناصر خادم آدم

هنر، محصول تراوشات ذهني هنرمند است. حال فرق نمي کند که نقاشي، موسيقي، نويسندگي، خوشنويسي، فرشبافي، ،بازيگري و هريک از شاخه هاي موثر در تئاتر، سينما يا هر هنر ديگري باشد. اين ذهن هاي فرهيخته اند که هنرآفرينند و محرک توليد هنرند.

فرهيختگي و شم انسان سازي، جوهره هنرمندي است. بنابراين آنچه از آثار هنرمندان به دست ما مي رسد، ثمره پرورش فکري و عصاره انديشه و درک آنها از عالم هستي، تزيين کردن آن با ظرافت ها و ابداعات هنري و توانمندي در هنر ارائه هنر به هنردوستان هنرپذير است. گرچه در کشور ما ابتکار و سليقه هاي هنري سابقه يي تاريخي دارد ولي، به نسبت قدمت آن در پيکر جامعه نهادينه نيست و با زندگي اجتماعي افراد که خود نوعي هنر است عجين نشده است. انس و الفت با هنر، مسکن آرام بخش، به خصوص براي زندگي سرشار از تنش زمانه ماست. آماده کردن بستر آسايش براي هنرمندان به مفهوم دسترسي به عامل اصلي و شرط لازم براي امکان تحرک در انديشه هنري است زيرا هر هنر از محيط اجتماعي هنرمند متاثر مي شود و يک اثر هنري تحت تاثير شرايط زندگي و حالات روحي و رواني صاحب هنر در زمان ابداع هنر، متولد مي شود. بدين دليل است که در يک اثر هنري در ابعاد مختلف حال و هواي شرايط اجتماعي گذشته و حال هنرمند نيز مي تواند جلوه گر شود. هنر واقعي پيکر زنده است. ضمن مانوس بودن با هنر آفرين، همدم هنرپذيران مي شود. اثر هنري پديده فرهنگي- اجتماعي است. پس با انسان سخن مي گويد و جوابگوي خواسته دل هاست.

خوشنويسي هنر است. در محفل شاخه هاي هنري تا حدودي در عزلت و پشت پرده نامرئي به سر مي برد. امروز مي تواند دامنه گسترش آن وسعت پيدا کند، انصاف است که به شناساندن ظرافت هاي اين هنر پرداخته شود. اين گفت وگو در راستاي انگيزه چنين هدفي است. هنرمند خوشنويس، «مسعود خراساني»، در ارتباط با روان شدن انديشه به قلم و تبلور آن در نمايش موزون حرکات «باله ني» سخن مي گويد.

---

-خط را چگونه تعريف مي کنيد. خط زيبا و اصطلاح خوشنويسي که شما از آن استفاده مي کنيد کار هنري است؟ زيبايي آن را چگونه توصيف مي کنيد. آيا خط يکي از رشته هاي هنري است و در رسانه ها به نسبت اهميتي که دارد به آن پرداخته شده است؟ اصولاً هنر را به مفهوم شناسايي همه قوانين علمي مربوط به شغل و فن تعريف کرده اند. خط يکي از وسيله هاي ارتباطي است و يکي از ابزارهاي برقراري روابط، در حقيقت کاتاليزاتور و فراهم کننده جريان عملکرد تراوشات ذهني انسان و انعکاس آن تا سطح بين الملل است. خط از چه زماني و با کدام انگيزه به وجود آمد.

در معني لغوي خط مي توان گفت اثر و نشانه يي است که بر کاغذ يا هرچيز ديگر نقش مي بندد. من براي ارائه تعريف جامعي از خط مي گويم؛ خط ابزاري براي بيان و ماندگاري احساس و عواطف انسان است. البته اين کلمه کاربردهاي ديگري هم دارد که ما اينک در مورد خط از نوع نوشتاري سخن مي گوييم. ابداع خط در پي گسترش جهان و پس از اختراع زبان براي ماندگاري فرهنگ جهان بوده است. خط يکي از مهم ترين ابداعات باارزش در جهان است.

-آيا خط نوعي نقاشي با استفاده از فن چگونگي تزيين حروف است؟

ممکن است خط نوعي نقاشي باشد که با ابزار ديگري خلق مي شود. بي شک خط اوليه نقاشي بوده ولي با گسترش علوم و فنون و هنر و تفکيک رشته ها، از هم اينک نقاشي و خط دو رشته مجزا هستند و تحت سرپرستي هنرهاي تجسمي جلوه گري مي کنند. گرچه از تلفيق اين دو؛ نقاشي خط (تلفيقي از نقاشي و خوشنويسي) به عنوان يک هنر مستقل به وجود آمده است.

-زيبايي خط در چيست؟ اين سوال را با ديد فني مي پرسم. ظاهراً متقاضيان هنر چند گروهند؛ دسته يي که ظرافت هاي کار هنري را نمي شناسند، صرفاً از تصوير خوش شان مي آيد، و گروهي که به نسبت هاي مختلف با آن آشنايي دارند و علاوه بر لذت بصري با معيارهاي فني قادرند که خط را ارزشيابي کنند. حتي سليقه هاي شخصي در ارتباط با اندازه گيري ارزش هاي هنري مي تواند به آرايي متفاوت برسد. معيارهاي سنجش شما براي ارزشيابي خط کدامند؟

زيبايي هاي خط از ديده هر بيننده يي پنهان نيست. به ويژه ديدن دست هنرمند که رقص کنان مرکب را روي کاغذ نوازش مي دهد و اثري بديع را خلق مي کند، در حقيقت زيبايي خط در نظم موجود در آن است. در هماهنگي و ترکيب حروف با هم و گردش هاي قلم و کرسي بندي (چيدمان کلمات و حروف در سطر) و صفحه سازي و آرايش صفحه و فراز و فرودهايي که در نهايت هماهنگي انجام مي شود. اعتقاد دارم ني در هنر موسيقي که با نواي خود ناله مي کند و انسان را در لذت غوطه ور مي سازد همان ني است که با مرکب و کاغذ ناله سر مي دهد. منتها اثري داراي ارزش هنري است که اصول و قواعد حاکم بر آن هنر رعايت شده باشد.

-از پيدايش خط و تاريخ و انگيزه ايجاد آن بفرماييد. تحولات خط در جهان از نظر تاريخي چگونه بوده اند. در ارتباط با انواع خط هم توضيحاتي بفرماييد. آيا ميان خط ميخي، پهلوي و اوستايي ارتباطي برقرار است؟ اطلاعات بيشتري در مورد خط کوفي، نبطي و سرياني بدهيد؟

پس از خطوطي که بيشتر به نقاشي و شکل شباهت داشت، بي شک خط ميخي اولين خط به وجود آمده رسمي است که اينک مي شناسيم. تاريخ آن به 2400 سال پيش از ميلاد برمي گردد. خط پهلوي و اوستايي خطوطي هستند که بعدها نياکان ما براي اعلام منظور خود مورد استفاده قرار داده اند. پس از آن خط کوفي است که از خطوط نبطي و سرياني الهام گرفته، حدود 200 سال پيش از اسلام وجود داشته و تا اوايل قرن چهارم پس از ظهور اسلام مورد استفاده بوده است.

-در ارتباط با ويژگي هاي خطوط محقق، ريحان، نسخ، ثلث رقاع و ترفيع به عنوان اولين ابداع آثار هنري خوشنويسي بفرماييد.

بله، خطوطي که نام برديد آثار اوليه هنري را به خود اختصاص داده اند. در اوايل قرن چهارم هجري خطوط محقق، ريحان، نسخ، ثلث، رقاع و توقيع از خط ميخي به وجود آمدند که همگي شبيه به هم هستند و اختلاف کمي با هم دارند. آن هم در بعضي از حروف و ما امروز با خط نسخ براي صنعت چاپ، روزنامه و کتاب و خط ثلث که سر در مساجد و آثار تاريخي کشور اغلب با اين خط است بيشتر آشنا هستيم. اين خطوط توسط استاد ابن مقله بيضاوي و به عنوان اولين آثار هنر خوشنويسي ابداع شده قانونمند شد.

-آيا روزنامه وقايع اتفاقيه با استفاده از خطاطي ارائه شده بود؟

برابر اطلاعات در سال 1311 هجري قمري نشريه کاغذ اخبار و وقايع اتفاقيه در دوران اميرکبير نشر مي يافت و سپس نشريه قانون به وجود آمد، که همگي با قلم ني و خوشنويسي شده چاپ و در توسعه و ترويج خط، موثر بودند. امروزه خط و خوشنويسي سرآمد هنر هاي اسلامي است و اهميت آن روز به روز براي علاقه مندان بيشتر مي شود. به اين اندازه که گاهي مشاهده شده خط، نقاشي و گرافيک، معرق و هنر هاي ديگر را نيز به خدمت خود در آورده است.

-حال قواعد خوشنويسي و دستورالعمل هاي مربوط به آموزش خط را تشريح کنيد.


ابن مïقله براي کار حرفه يي در اين زمينه دوازده اصل براي خط تعريف کرد که عبارتند از؛ ترکيب (انتخاب شکل حرف و کلمه براي متن)، کرسي (انتخاب محل قرار گرفتن کلمه يا حرف نسبت به خط زمينه)، نسبت (تناسب داشتن حروف و رعايت فاصله ها)، قوت و ضعف (چگونگي اندازه و ميزان حجم کلمات و حروف)، سطح، دور (چگونگي کشيده ها و دايره ها)، صعود مجازي، نزول مجازي (کلماتي که بايد به سوي بالا مانند الف و مانند ميم پايين بروند)، اصول (رعايت قواعد)، صفا و شأن (دميدن احساس و ذوق به خوشنويسي که اصطلاحاً آن را شيريني خط هم مي گويند). با رعايت کامل اين دوازده اصل هنرمند نيز به تکامل مي رسد و استاد محسوب مي شود. انساني که علاقه مند به خوشنويسي است و براي اولين بار قلم به دست مي گيرد مبتدي محسوب مي شود. سپس با تمرين و اخذ آموزش در موعد مقرر در امتحان مرحله متوسط شرکت مي کند و به ترتيب براي پايان هر دوره که حدود 9ماه به طول مي انجامد مراحل خوش، عالي و ممتاز را طي مي کند.
در مورد ابزار خوشنويسي بايد بگويم در اين هنر قلم، مرکب و کاغذ نيز نقش مهمي دارند. فراگيري چگونگي تراشيدن قلم نيز بسيار مهم است. همان طور که نوازنده يي موفق تر است که بتواند سازش را خود کوک کند، همچنين خطاطي که قادر باشد قلمش را خود بتراشد، مرکب را خود آماده کرده و حتي کاغذ را خود بسازد پيشرفت بيشتري دارد.

-انواع خط کدامند و وجه تمايز و تفاوت هاي خطوط نستعليق، شکسته، نسخ و ثلث که امروزه بيشتر کاربرد دارند و مي شنويم چگونه تفکيک مي شوند.

خط انواع مختلفي دارد که نام برده ايد، خطوط نسخ و ثلث شباهت هاي فراواني باهم دارند. تعليق خطي است که دوران هاي بيشتر نسبت به خطوط نسخ و ثلت داشت و با ترکيب خط نسخ و تعليق، خطي به نام نستعليق به وجود آمد. امروز مادر خطوط، خط نستعليق است که اصيل ترين خط اسلامي و فارسي است. به عبارتي عروس خطوط است. نستعليق، مشکل ترين خط هم هست. در تحرير اين خط هنرمند مجبور است از قسمت هاي مختلف نوک قلم استفاده کند. پهناي شش دانگ تا دو دانگ قلم معمولاً در اداي حروف و کلمات نقش دارند.اخيراً نيز خطي پا به عرصه گذاشته که معلا نام دارد. در واقع تغييراتي است که مبدع در خطوط نسخ و ثلث به وجود آورده است.

-در وصف خط شکسته که به آن خط هنر و يا خط عشق لقب داده اند بگوييد، منظور چيست؟

عنايت داريد که اين خط براي سرعت بخشيدن به مکاتبات به وجود آمده است. خط شکسته به دليل پيچش هاي تودرتو که مخاطب، رقصيدن قلم را حس مي کند توان انعطاف بيشتر و باز بودن دست هنرمند براي تحرير کلمه به روش هاي مختلف جاذبه و زيبايي شگرفي دارد. از جمله اينکه ممکن است شما «ن» را در خط نستعليق فقط بتوانيد به يک روش واحد بنويسيد ولي در خط شکسته مي توان به چندين حرکت و آرايش آن را نوشت و بر اساس نياز سطر و صفحه آن را تغيير داد.

-لطفاً در ارتباط با قلم صحبت کنيد، واژه هاي پهناي شش دانگ تا دو دانگ قلم چه مفهومي دارد؟

اينجا من کلام ابن بواب را که از فرزانگان بنام تاريخ است مي آورم که فرمود ؛ خوشنويسي بر پنج اصل استوار است؛ برندگي و تيزي قلمتراش، رواني و صافي مرکب، نرمي کاغذ، خوبي قلم و آرامش و لطافت دل. در مورد قلم قولي از امين الدين ياقوت نقل مي کنم که حرف نهايي است. اگر قلم خوب و پسنديده شد خط زيبايي دارد و اگر قلم خراب باشد خط را ضايع مي کند. مهم ترين نکته اينکه ني يکي از ابزارهاي مقدس است. همه پهناي قلم را اصطلاحاً شش دانگ مي نامند. ممکن است لازم باشد قسمتي از کلمه با همه قلم و يا نيمي از آن به عنوان قلم سه دانگ يا حتي دو يا يک دانگ تحرير شود که براساس سليقه خوشنويس تعيين مي شود و بيشتر به شيوه خطاط مربوط است. از اصطلاحات ديگر در مورد قلم اين است که قلم خفي که پهنايي خيلي کمتر از ميلي متر دارد و با آن غبار نويسي مي کنند و با قلم جلي که پهناي بيش از يک سانتي متر داشته و براي کتيبه نويسي استفاده مي شود.

-در نحوه تراشيدن قلم به چه نکاتي بايد توجه کرد. آماده نمودن مرکب بايد چگونه باشد؟ نيز گفته ايد که هنرمند بهتر است تهيه کاغذ را خود به عهده بگيرد، چگونه؟


تراشيدن قلم نيازمند تبحر خوشنويس است. اين کار با تمرين و آموزش همراه است. درست مثل سوارکاري که بتواند اسب را خودش تربيت کند. پس بهتر مي تواند از آن سواري بگيرد. نوازنده يي که ساز را خودش مي سازد با اشراف به توانايي هاي ساز به مراتب بهتر مي تواند خواسته هاي نت را برآورده کند. در قلم نيز اين اصل حاکم است. اما نوک قلم بايد کمي مورب قطع زده شود که ميزان شيب نيز به شيوه خوشنويس برمي گردد. نوک بالايي قلم که بيشتر با کاغذ درگير است نوک وحشي و نوک پاييني را نوک انسي مي گويند.

-آيا خط هنري امروزه در حروف ديگر زبان ها مانند چيني و ژاپني يا لاتين هم متداول است؟

بله، اين طور است. اصولاً همه زبان ها براي خود رسم المشقي دارند که امروزه از آن به صورت هنري نيز بهره برداري مي کنند. به نظر مي رسد در خطوط چيني و ژاپني هنوز نشانه هايي از نقاشي که نشانگر بيان افکار و خواست هاي انسان هاي نخستين بوده، وجود دارد. بديهي است امروز با اصول قانونمندي تحرير مي شوند. بي شک نخستين خط، نقش هايي است که روي پوست حيوانات و درختان و سنگ ها نوشته مي شده و به مرور و در اثر تکامل هستي، همان نقش ها زمينه اختراع خط شده است. پيشتر گفته شد خط در واقع وسيله يي است براي دسترسي آسان تر انسان ها به يکديگر و ثبت آداب و رسوم ملت ها. به عبارتي خط نشانه ابراز مقصود و تبادل انديشه انسان هاست. ماندگاري وقايع و حفظ تاريخ از آثار ابداع خط به شمار مي رود. در خط لاتين نيز خط تحريري وجود دارد و کامپيوتر به ويژه چند نمونه خط لاتين را ارائه مي دهد.

-کمي بيشتر درباره خط تحريري و هنري بفرماييد. آيا شما معتقد هستيد با پيشرفت در خوشنويسي به راحتي اصول آن را مي توان با خودکار و خودنويس و ماژيک پياده کرد؟ در عين حال معتقديد در تحرير وسيله آنها، اصول کامل خوشنويسي را نمي توان رعايت کرد، توضيح دهيد.

هنر خوشنويسي به هنري اطلاق مي شود که هنرجو با تعليم گرفتن اصول خوشنويسي و ممارست به دست آورده و با قلم و مرکب صورت مي گيرد. کسي که در خوشنويسي پيشرفت کرده باشد به راحتي مي تواند همان اصول و قوانين را براي نوشتن با خودکار و خودنويس و ماژيک و هر آنچه مي نويسد به کار ببندد. رسم است که مي گويند خوشنويس با چوب کبريت هم خوب و خوانا مي نويسد. چون اصول را فرا گرفته و در نوشتن رعايت مي کند. گرچه انسان با تمرين و تلاش مي تواند خط خوانايي با وسيله يي غير از قلم ني که نوک پهن دارد و وسيله هنر خوشنويسي است تحرير کند، اما هرگز نمي تواند اصول کامل خوشنويسي را با خودکار و خودنويس نيز رعايت کند يعني در قالب خط هنري قرار دهد. نکته ديگر در نوشتار خط تحريري اين است که لازم است با سرعت بيشتري تحرير شود. بلکه هنرمند اگر بخواهد اصول را رعايت کند بايد با تاني و آرامش بنويسد. پس بهتر است با قلم ني بنويسد که در اين صورت نيازمند دانستن قوانين خوشنويسي همراه با تمرين و پختگي است که محتاج کار مستمر با قلم و مرکب است. بنابراين به نظر مي رسد آموزش اين روش (يعني خط تحريري)، آموزشي هنري نيست و روشي براي خوانانويسي است. درست مانند کسي که روش تايپ نامه را فرامي گيرد.
رابطه هنري انسان با قلم و مرکب، موجب تلطيف و صيقل دادن روح مي شود، هنرمند را به اوج مي رساند. انس با قلم و مرکب سبب آرامش شده، شخصيت هنري افراد را ارتقا داده و موجب انديشه سالم و صادق مي شود. شايد به همين دليل است که عدم صداقت در وجود هنرمندان واقعي مشاهده نمي شود. همچنين است که ماديات در شخصيت هنري نمي گنجد.

-در گذشته بسياري از آثار ارزشمند به دست استادان، خوشنويسي شده و تحت عنوان دست نوشته هاي تاريخي ماندگار شده اند. در ارتباط با خوشنويسي آثاري که داراي قدمت هستند و رونق دهنده ادبيات نيز بوده اند، نمونه هايي را تصوير کنيد.

بي شک رابطه مستقيمي بين ادبيات و رونق آن با خوشنويسي وجود دارد، يکي از دلايل ماندگاري هنر خوشنويسي و رونق آن تحرير آثار ادبا و شاعران است. به عبارت ديگر خوشنويسي سبب حفظ ادبيات شده است. اما بي گمان قسمتي از زيبايي، ارزش و والايي يک تابلوي خوشنويسي شده به متني است که مورد تحرير قرارگرفته است. جلوه اين تابلو براي مخاطب زماني دوچندان مي شود که معناي مطلب تحريرشده نيز جاذبه هاي ادبي خود را داشته باشد. اين اصل در موسيقي و آواز نيز مهم است. شعري را که خواننده انتخاب مي کند، به ماندگاري و فراگيري اثر کمک شاياني مي کند.

-منظور از «شيوه» در خوشنويسي چيست؟ البته معروف است که از نوع خط افراد براي تشخيص هويت آنها استفاده مي شود. حال در خوشنويسي شناسايي براي مشخص کردن استاد خطاط به کار مي رود. از چه روش و با کدام معيار هايي متخصص فني، قادر خواهد بود خط را شناسايي کند؟

شيوه در يک جمله عبارت است از شناسنامه خطي که توسط کسي تحرير شود. اصولاً هنرآموزان تا پايان مرحله ممتاز تابع روش و شيوه استادان خود هستند. از اين پس کساني که به کار حرفه يي مشغول مي شوند مجازند به سليقه خود شيوه يي را برگزينند. درست مانند مقام اجتهاد در فقه که مجتهد با رعايت اصول فقه در مواردي در احکام به استدلال و استنباط خود عمل مي کند يا به مقلدان خود ابراز مي دارد. به نظر مي رسد يکي از ويژگي هاي استادي دارا بودن شيوه است که مورد توجه قرار دارد. ممکن است ما به خطوطي بر بخوريم که امضا نداشته باشد ولي از روي شيوه نگارش مي توان تشخيص داد اثر متعلق به کدام استاد يا حتي اين خط متعلق به هنرمندي است که از فلان استاد تعليم گرفته است. بسياري از تابلوهايي که از زمان هاي قديم به جا مانده و بر اثر مرور زمان محل امضا محو شده، يا دچار آسيب ديدگي شده. از روي شيوه و ميزان پختگي خط مي توان صاحب آن را شناسايي و ارزشگذاري کرد. وقتي شاگردي مي تواند به مانند استاد خود يا به شيوه استاد خود بنويسد، مايه سربلندي و خرسندي استاد را فراهم آورده است. بسياري از استادان بزرگ به شيوه ميرعماد حسني اعتقاد دارند و هنوز تلاش مي کنند از آن شيوه مطابقت کنند. براي مثال استاد عباس اخوين در حال حاضر استادي است که توانايي هاي خود را در تحرير و ترويج شيوه ميرعماد به ثبت رسانده است.

-در مورد جايگاه اجتماعي هنر و هنرمند چه نظري داريد؟


در اينجا مايلم حرف هنرمندان را باز گويم که؛ تا هنرمند شدم خواجه به هيچم نخريد / بي هنر شو که هنرها همه در بي هنريست. در اين خصوص، نظرها و سخن ها فراوان بوده، وحدت نظر وجود ندارد و به شخصيت انسان ها برمي گردد. عده يي با هنر بازي و ديگراني هنر را سياسي مي کنند. گروهي هنر را به ديده تجارت مي نگرند. افرادي هنر را براي هنر مي خواهند و چشم به لذت هاي معنوي آن دارند. اما همه هنرمندان بر اين نکته اتفاق نظر دارند که جامعه براي شئونات و شخصيت هنرمندان حساب برنامه ريزي شده و در شأن آنها باز نکرده است. شايد به اين دليل است که ما براي هنر و هنرمند و علاقه مندان به هنر تعريفي نداريم. چه بسا مشاهده شده مردم، فردي که حتي الفباي هنر را هم نمي شناسد استاد و هنرمند خطاب کرده و براي استادان مسلم هنر جايگاهي در نظر نگرفته اند. فردوسي مي گويد؛ پياده شوند مردم رزمجوي / سوار آنکه لاف آرد و گفت وگوي، بارها برخورده ايم که شاگردان در اثر روابط و شگردهاي شخصيتي در جايگاه رفيع تري نشسته اند و دردناک تر اينکه احترامي براي استاد و پيشکسوت قائل نيستند.
اين در حالي است که استدلالاتي هم هست که هنر مرز ندارد و شاخصي براي آن تعريف نشده و آنچه از احساس لطيف آدمي برآمده باشد در رشته هاي مختلف، هنر است پس صاحب آن جايگاه قابل احترامي بايد داشته باشد.

-معمولاً در رشته هاي مختلف علوم، دانشجويان و حتي افرادي که در سطوح بالاي تبحر و تخصص رشته يي قرار دارند، براي ارتقا يافتن به درجات بالاتر علمي، مثل استادياري، دانشياري و مقام استادي يا براي کسب گواهينامه ليسانس، فوق ليسانس و دکترا، بايد رساله يي تنظيم کرده و ارائه دهند. براي تدوين آن با اشراف بر دانش آن رشته شخص بايد علاوه بر نشان دادن توان علمي در سطوح مختلف درجات، صاحب ايده و ابتکار باشد. به خصوص براي دستيابي به مقام دانشياري و استادي بايد طرح هاي گره گشا همراه با ابداع ارائه شوند. آيا در خوشنويسي هم چنين روشي رسم است؟ استاد خط بايد آفريننده الگوي نويي در هنر تخصصي اين رشته باشد، که با نام و نشان هنرمند پيوند داشته و به ثبت برسد؟


کاملاً درست مي فرماييد. اصولاً کار هنر بايد همراه با ابداعاتي باشد. اين درست که ممکن است شاگرد تلاش فراوان بکند تا بتواند مراحل نظري و عملي را پشت سر بگذارد، اما مهم اين است که شخص بايد با الهام از روش استاد و نهايت بهره برداري از گستره آن رشته، خود را ارتقا دهد و به دنبال خلاقيت و ارائه ابتکار نو باشد. گرچه هم اکنون شرايطي که در دانشگاه ها براي ارتقاي مقام وجود دارد در انجمن خوشنويسان ايران و مرکز کتابت و تعليم ايران وجود ندارد، اما به نظر مي رسد مقام استادي جايگاه رفيعي است که اعطاي چنين مرتبه و مدرکي در عالم خوشنويسي نيز بايد بر اساس شرايط ويژه صورت بگيرد.

به ديگر سخن، تنها تخصص و تبحر به رمز و راز و اصول ساختاري يک رشته يا هنر دليلي براي برجستگي انسان ها نيست. اصل اخلاق و ارزش هاي فردي و اشراف کامل به تاريخ هر رشته، دارا بودن روابط اجتماعي و ارتباط مناسب با مراکز رسمي هنري و... نيز از شروط ديگر است. بس نکته غير حسن ببايد که تا کسي / مقبول طبع مردم صاحب نظر شود. لازم است همين جا پيشنهاد کنم انجمن خوشنويسان ايران که با همکاري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي کار تربيت شاگردان را بر عهده دارند و در اين رابطه اعطاي مدرک را براساس شرايط خاص انجام مي دهند، براي اخذ مدرک استادي مانند مراکز آموزش عالي مراحل پايان نامه و کار تحقيقي پيش بيني کنند چرا که هنر خوشنويسي داراي قدمت تاريخي و اصالت معني دار و قابل توجهي است، از جمله اينکه برابر آماري که اخيراً اعلام شده، بيش از 400 هزار نسخه خطي فقط در شبه قاره هند به خط فارسي وجود دارد. اين نسخه ها متعلق به 900 سال تمدن و فرهنگ ايران است و در صورت عدم توجه از دست خواهند رفت. بررسي اين آثار مي تواند در قالب کار تحقيقي و پايان نامه صورت بگيرد. اين کار موجب مي شود تاريخ هنر خوشنويسي احيا شود. ارجح است که احراز مقام استادي پس از تاييد هيات تشخيص استادي از نظر اصول فني خط، در جلسه دفاعيه از اين کار تحقيقي تعيين شود.

-آيا الگوي خاص ابتکاري يکي از شرايط دريافت استادي در هنر خوشنويسي محسوب مي شود؟ آيا شما با دارا بودن درجه ممتاز در خوشنويسي، صاحب چنين ابتکاري هستيد؟ در اين صورت آن را معرفي کنيد.


بله، من حدود شش سال پيش تلاش کردم کار نويي در عرصه خوشنويسي انجام بدهم. بنا به خلاء موجود و نياز جامعه، در موضوع نشانه سازي و لوگو طرحي را ابداع کردم که مي توان با ساختار تعيين شده متني را طراحي کرد که هم معماري داشته باشد و هم هندسه هنري خط. ملاحظه مي فرماييد که پيش از اين ما آرم سازي را به روش طغري داشتيم که آرم انجمن خوشنويسان ايران نيز به اين روش طراحي شده و با خط ثلث صورت مي گيرد. در طرح رقص ني من اين کار را با خط شکسته انجام مي دهم که توانايي هاي بيشتري براي انعطاف پذيري دارد. به اين ترتيب که چارچوب مشخصي را طراحي کردم که موضوع کار بايد در اين محوطه تعبيه شود. براي آن قواعدي تدوين کردم، از جمله اينکه ضمن رعايت کامل اصول و مقررات خوشنويسي، حروف بايد به هم بچسبند به نحوي که متفاوت از طرح طغري، از هم عبور نکنند. به همين دليل نقطه ها نيز به حروف مي چسبند. فضاي داخل اين طرح در صورت امکان بايد با هم مساوي و از توازن لازم برخوردار باشد. در عين حال ممکن است کلمه يا حرفي در سطح عمودي نوشته شود، در حالي که بقيه حروف در سطح افقي هستند. من اسم اين نوع طراحي را رقص ني گذاشته ام. وظيفه جبران کاستي در طرح نيز بر عهده علامتي است به نام شاغولک که نقش مهمي در طرح دارد.
عناوين اين صفحه
خوشنويسي محصول خط انديشه

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام