
عبدالرسول دشتي
شرکت ملي صنايع پتروشيمي از جمله شرکت هاي موفق مجموعه وزارت نفت است که در عمل به اصل 44 و خصوصي سازي واحدهاي توليدي اين شرکت و طرح هاي در دست احداث آن بسيار موفق عمل کرده است. علاوه بر تمام مزيت هاي موجود براي توسعه پتروشيمي اين صنعت از مزيت مهم ديگري نيز برخوردار است که مي تواند به عنوان ابزاري قدرتمند در خصوصي سازي مورد استفاده قرار گيرد و آن اعتبار و ارزشي است که نزد عموم داشته و به عنوان يکي از مدرن ترين و موفق ترين بخش هاي مهم وزارت نفت شناخته مي شود. اعتبار صنايع پتروشيمي ايران در سطح جهاني هم بالاست به طوري که بسياري از شرکت هاي بين المللي و موسسات جهاني مالي، اعطاي تسهيلات به پتروشيمي ايران را تنها بر اساس ريسک پتروشيمي و بدون نياز به ضمانتنامه هاي بانکي انجام مي دهند. آغاز فروش سهام پتروشيمي که معمولاً به صورت بي نام است احتمالاً همچون گذشته از طريق بانک ها صورت مي گيرد. سوال قابل طرح اين است که در صورت عرضه جديد سهام پتروشيمي آيا امکان خريد سهام براي ايرانيان خارج از کشور وجود دارد يا خير؟ اگر محدوديتي وجود ندارد آيا ايرانيان مقيم امريکا نيز با توجه به قطع روابط دو کشور مي توانند در خريد سهام پتروشيمي مشارکت کنند؟از ديد مسوولان صنايع پتروشيمي اگرچه محدوديتي براي فروش سهام به هموطنان خارج از کشور وجود ندارد ولي تاکنون فروش سهام مستقيمي به ايرانيان ساکن خارج از کشور صورت نگرفته است. به طور کلي بايد گفت تاکنون از طرف شرکت ملي صنايع پتروشيمي يا دولت ايران هيچ گونه محدوديت يا منعي براي خريد سهام اين شرکت از سوي هموطنان مقيم خارج از کشور وضع نشده است. تنها مشکل موجود مربوط به ايرانيان مقيم امريکاست که با توجه به مسائل و مشکلات موجود ميان دو کشور به نظر مي رسد خريد سهام از سوي آنان نيازمند در نظر گرفتن مسائل حقوقي خاص دولت امريکا باشد. مشکلي که مي تواند به عنوان يک فرصت در جهت برقراري رابطه يي که هر دو کشور مايل به ايجاد آن هستند، تبديل شود. با پايان انتخابات رياست جمهوري امريکا که عملاً تمام جهان را تحت تاثير و در انتظار گذاشته بود و انتخاب اوباما به نظر مي رسد يکي از مهم ترين انتظارات موجود از رئيس جمهور جديد امريکا بازنگري در سياست هاي خارجي آن کشور است. شرايط سياسي و اقتصادي دو کشور و تحولات گسترده جهاني در ابعاد مختلف به ويژه شرايط فعلي اقتصاد جهاني به گونه يي است که به نظر مي رسد مقامات سياسي هر دو کشور در تلاش براي پايان دادن به تنش هاي موجود ميان دو کشور هستند و مهم ترين نکته ممکن است يافتن موضوعي باشد که طرفين در مورد آن اتفاق نظر داشته باشند. بررسي سابقه روابط سياسي دو کشور نشان مي دهد ايران و امريکا اگرچه پس از پيروزي انقلاب اسلامي همواره دوران پر فراز و نشيبي از تنش در روابط را گذرانده اند، ولي حتي در سخت ترين ايام نيز هيچ گاه اين روابط به طور کامل قطع نشده است. حضور تيم فوتبال ايران پس از پايان جام جهاني 1998 فرانسه در امريکا و انجام بازي دوستانه با تيم ملي آن کشور، حضور تيم کشتي ايالات متحده در مسابقات بين المللي دهه فجر و ديگر رفت و آمدهاي موجود ميان بخش هاي مختلف دانشگاهي، صنعتي و مانند آن نشانه هايي از وجود روابط ديرينه و تمايل دو کشور براي جلوگيري از قطع کامل اين رابطه بوده، مخصوصاً نشانگر اين است که مسوولان ارشد دو کشور هميشه راه هايي را به عنوان راهکار ديپلماتيک براي از سرگيري روابط در نظر داشته اند.دولت امريکا يک بار در سال 1377 تحريم هاي مربوط به خريد محصولات پتروشيمي از ايران را لغو کرد و رسماً اعلام کرده بود مبادلات مربوط به محصولات پتروشيمي ايران نياز به اجازه اداره کنترل دارايي هاي وزارت خزانه داري امريکا ندارد و موسسات وابسته به شرکت هاي امريکايي نياز به ارائه گزارش براي فروش برخي از مواد پتروشيمي و خدماتي از قبيل تامين منابع مالي و بيمه ندارند. همچنين در جريان زلزله سال 1382 در شهر بم دولت امريکا براي مدت سه ماه بخشي از تحريم هاي اعمال شده عليه ايران را به حالت تعليق درآورد. از طرفي موضع گيري هوشمندانه و اعلام بي طرفي ايران در جريان جنگ امريکا با دو همسايه ما افغانستان و عراق اقدامي بسيار ارزشمند بود که تمام دنيا از جمله ايالات متحده از آن به عنوان اقدامي توام با در نظر داشتن منافع ملي ياد کردند. در شرايط فعلي به نظر مي رسد نقطه آغاز از سرگيري روابط دو کشور مکاني خارج از ميزهاي مذاکره ديپلمات ها و نمايندگان سياسي دو کشور را مي طلبد و در اين رابطه صنايع پتروشيمي مطمئن ترين، کارآمدترين و اجرايي ترين راهکار باشد. پتروشيمي ايران نمادي از توسعه صنعتي ايران پس از انقلاب اسلامي است که رشد خودباوري و خوداتکايي متخصصان ايراني در زمينه طراحي، مهندسي و ساخت مجتمع هاي پتروشيمي را به همراه داشته است. اين صنعت تاکنون از محل درآمدهاي حاصل از فروش محصولات پتروشيمي توانسته است اقدام به جذب سرمايه گذاري هاي لازم داخلي و خارجي براي توسعه اين صنعت کند و در رابطه با بازپرداخت وام هاي دريافتي بسيار موفق عمل کرده است به طوري که حتي يک مورد تاخير در بازپرداخت بدهي ها نداشته و از اعتبار جهاني بالايي برخوردار است.پتروشيمي ايران در برنامه هاي آينده توسعه با توجه به پيش بيني و فراهم کردن امکانات لازم در نظر دارد جايگاه نخست خاورميانه را از آن خود کند و اين چيزي نيست که از چشم سرمايه گذاران و شرکت هاي بين المللي امريکايي پنهان مانده باشد ولي به نظر مي رسد غبار تنش هاي موجود ميان دو کشور جذابيت سرمايه گذاري در ايران را براي آنان مکدر کرده است. مطمئناً انجام هماهنگي و به کارگيري راهکاري که گروهي از سرمايه گذاران امريکايي با مشارکت متخصصان پتروشيمي ايران و شرکت هاي پتروشيمي ايراني در قالب يک پروژه يا کنسرسيوم بتوانند اجراي يک طرح پتروشيمي را آغاز کنند، مي تواند سرآغازي بر حرکت به سوي مذاکره يي هدفمند، توام با حفظ حرمت و ارزش هاي دو کشور و خارج از قيدوبندهاي مذاکرات ديپلماتيک پشت ميزهاي مذاکره رسمي باشد.رابطه دو کشور ايران و امريکا سرانجام روزي از سرگرفته خواهد شد. از سرگيري آن همان طور که منافع مثبتي مانند امکان جذب سرمايه گذاري، توسعه اقتصادي و بهبود مناسبات بين المللي را براي ايران دربر دارد براي امريکا نيز حاوي دستاوردهاي ارزشمندي خواهد بود. برخورداري از مساعدت و همکاري قدرتمندترين کشور خاورميانه، امکان همکاري شرکت هاي بزرگ نفتي امريکايي با کشوري که ارزشمندترين ذخاير نفت و گاز جهان را در اختيار دارد و استفاده از همراهي ايران در ايجاد آرامش و ثبات در کشورهايي که امريکا از زمان مداخله نظامي به شکلي در باتلاق آنها گرفتار آمده است تنها نمونه يي از اين موارد است. بي شک دولت امريکا نيز بخشي از اعتبار خود به عنوان يک ابرقدرت را در پي چالشي 30 ساله با ايران خدشه دار مي بيند و از به کارگيري راهکاري مناسب که تنش ميان دو کشور را از بين ببرد استقبال مي کند. براي ايجاد رابطه و گسترش آن يقيناً هيچ راهکاري مطمئن تر و کارآمد تر از ايجاد و توسعه همکاري هاي دو کشور در بخش هاي صنعتي نيست و در اين حوزه صنايع پتروشيمي ايران سرآمد است. چشم انداز آينده جهاني پتروشيمي جذابيت لازم براي استفاده از آن به عنوان ابزاري در خدمت ديپلماسي کشور را دارد پيشنهاد فروش سهام پتروشيمي، انجام پروژه مشترک و مواردي از اين نوع فقط فتح بابي است براي انجام کاري بزرگ که زمان آغاز آن براي هميشه در تاريخ ثبت خواهد شد و نسل هاي آينده درباره آن صادقانه تر قضاوت خواهند کرد. آمادگي در هر دو کشور براي از سرگيري روابط وجود دارد فقط شروع آن سخت است که با اطمينان مي توان گفت «اکنون در شرايطي قرار داريم که ديگر نيازي نيست تا قهرماني آرش وار جان خود را بر سر نيزه بگذارد و به ضرر و زيان هاي ناشي از اين تخاصم طولاني خاتمه دهد.»