دوشنبه، 11 آذر 1387 - شماره 1834
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
توزيع کنندگان «نوشيدني مرگ» دستگير شدند
گروه حوادث؛ متهمان تهيه و توزيع مشروبات الکلي مسموم در بندرعباس که 12 نفر را به کام مرگ کشانده و موجب نابينايي دو تن ديگر شده اند، از سوي پليس آگاهي استان هرمزگان دستگير شدند. به گزارش خبرنگار ما پنج متهم بازداشت شده به تهيه و توزيع مشروبات الکلي مسموم اعتراف کرده اند و با توجه به اقرارهاي اين افراد اکنون پليس در تلاش است ساير متهمان پرونده را بازداشت کند. روز سه شنبه هفته گذشته مردي که دچار مسموميت شديد شده بود، به بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس انتقال يافت و پزشکان علت مسموميت او را مصرف مشروبات الکلي آلوده به الکل چوب تشخيص دادند. در حالي که مداواي اين مرد ادامه داشت تا بعد از ظهر روز چهارشنبه تعداد اين بيماران به 16 نفر افزايش يافت که از اين تعداد سه تن جان خود را از دست دادند و سه مسموم ديگر در وضعيت خطرناکي قرار داشتند. با افزايش تعداد بيماران، ماجرا ابعاد پليسي پيدا کرد و ماموران پليس آگاهي براي پي بردن به اينکه آيا تمام اين مسمومان از يک منبع مشروب تهيه کرده اند يا خير، دست به کار شدند. در اين بين تا روز پنجشنبه هفته گذشته تعداد افرادي که به خاطر مصرف مشروبات مسموم به مراکز درماني بندرعباس منتقل شدند، به 92 نفر افزايش يافت که از اين بين 23 نفر به صورت سرپايي مداوا شدند و مقامات پزشکي از بدحال بودن 69 بيمار ديگر خبر دادند. يک روز بعد تلاش پزشکان براي نجات تعدادي از اين افراد نتيجه داد و هر چند آمار فوت شدگان به 12 نفر رسيد و دو تن نيز بينايي خود را از دست دادند، از بين مجموع مسموم شدگان فقط 29 نفر در بيمارستان ماندند و تحت درمان و دياليز قرار گرفتند و بقيه اشخاص مرخص شدند. البته از ميان بستري شدگان هنوز حال تعدادي از آنان وخيم است. مرگ 12 نفر در پي يک عامل مشترک پرونده را از حساسيت بيشتري برخوردار کرد به ويژه آنکه تحقيقات نشان مي داد از ميان مسموم شدگان بسياري از آنها در يک مجلس عروسي شرکت داشتند و در همان مراسم الکل مصرف کرده اند. به اين ترتيب جست وجوهاي وسيع براي دستگيري عاملان تهيه و توزيع مشروبات مسموم ادامه پيدا کرد تا اينکه بالاخره ديروز سرهنگ اصغر قطب زاده- رئيس آگاهي استان هرمزگان- از بازداشت پنج مرد خبر داد. وي که در يک نشست مطبوعاتي حاضر شده بود، گفت؛ در تحقيقات به عمل آمده، متهمان به چگونگي و نحوه ساخت مشروبات الکلي اعتراف و عنوان کردند براي اينکه مشروبات الکلي را با درصد بالاتري تهيه کنند، از روش جديدي براي ساخت اين مشروبات استفاده و بعد از تهيه خودشان هم از آن مصرف کردند که برادر يکي از آنها بر اثر مصرف مشروبات دست ساز جان باخت. سرهنگ قطب زاده اظهار کرد؛ متهمان در بازجويي ها اعلام کردند بعد از باخبر شدن از مسموميت عده زيادي از مصرف کنندگان و روانه شدن آنها به بيمارستان بقيه مشروبات الکلي را دور ريختند تا اثري نماند ولي در بازرسي از منزل متهمان تمام وسايل جرم در رابطه با مشروب سازي جمع آوري و ضبط شد. وي افزود؛ تمام مجرمان دستگير شده سابقه کيفري قبلي دارند و تعدادي از ديگر فروشندگان و سازندگان مشروبات الکلي تحت تعقيب هستند. در همين حال دکتر فرشيد عابدي رئيس دانشگاه علوم پزشکي هرمزگان با ارائه آماري گفت؛ عمده بيماراني که به خاطر مصرف مشروبات الکلي مسموم به بيمارستان مراجعه کردند، بين 29 تا 45 سال داشتند. البته تعداد کمي افراد بالاي 60 سال و زير 20 سال هم در بين آنها وجود داشت. وي سن فوت شدگان را نيز بين 25 تا 40 سال اعلام کرد و گفت دليل مرگ اين افراد اسيدوز (اسيدي شدن) شديد خون بوده است. وي درباره نشانه هاي مسموميت ناشي از استفاده از مواد مشروبات الکلي گفت؛ اين مسموميت فوق حاد تلقي مي شود و بلافاصله نمي توان نشانه هاي آن را ديد ولي پس از مصرف حالت خواب آلودگي و گيجي و نشانه هاي سفيدرنگي در بينايي مصرف کننده به وجود مي آيد به طوري که بيمار تصور مي کند برف مي بارد. بي قراري و افزايش فشار خون هم از ديگر نشانه هاي اين نوع مسموميت است. رئيس دانشگاه علوم پزشکي هرمزگان درباره آخرين وضعيت مسمومان گفت؛ از بين بيماراني که مسموم شده اند، 9 نفر در کما به سر مي برند. بنا بر اين گزارش در حالي که هنوز احتمال افزايش تلفات وجود دارد، کارآگاهان پليس آگاهي به تحقيقات خود در اين زمينه ادامه مي دهند.
متهم در جلسه دادگاه به قتل شوهرخواهرش اعتراف کرد
طلاهاي گمشده، جواني را پاي چوبه دار کشاند

گروه حوادث؛ پسر جواني که در يک مشاجره خانوادگي شوهرخواهرش را به قتل رسانده بود پس از محاکمه با راي هيات قضات به قصاص محکوم شد. به گزارش خبرنگار ما محمد شادابي نماينده دادستان تهران در ابتداي جلسه محاکمه درخصوص کيفرخواست صادره گفت؛ علي متهم 20ساله 24 آبان ماه سال گذشته با وارد آوردن ضربه خنجر محمدحسين شوهرخواهرش را به قتل رسانده است. مطابق اوراق پرونده مقتول و خانواده همسرش قبل از حادثه با هم مشاجره کردند و علي در حمايت از مادرش خنجر را که به ديوار آويخته شده بود برداشت و به گردن مقتول زد و او را به قتل رساند. نماينده دادستان در ادامه با توجه به تقاضاي اولياي دم براي متهم درخواست مجازات کرد و سپس نوبت به والدين مقتول رسيد تا خواسته خود را بيان کنند. پدر و مادر محمدحسين در جايگاه حاضر شدند و براي متهم تقاضاي صدور حکم قصاص کردند. مادر مقتول گفت؛ من هميشه با عروسم رفتار خوبي داشتم، روابط خانواده ما و خانواده عروسم هم بسيار خوب بود. حتي مادر عروسم از من مي خواست پسرش(متهم) را نصيحت کنم تا دست از شرارت بردارد و من او را مثل پسر خودم مي دانستم. مشکل از زماني شروع شد که پسرم بيکار شد، چند هفته يي بود که سرکار نمي رفت و چون پول نداشت، او را اين طور قرباني کردند. سپس قاضي عزيزمحمدي، فريده همسر مقتول را به جايگاه فراخواند. اين زن گفت؛ من و شوهرم سه ماه بود که با هم ازدواج کرده بوديم. سه هفته قبل از حادثه متوجه شدم حلقه ازدواج شوهرم گم شده است. وقتي خواستم حلقه را پيدا کنم همسرم مانعم شد. آن روز من براي مراسم بردن جهيزيه به خانه خواهر شوهرم دعوت بودم، وقتي شوهرم گفت خودش خانه را جست وجو مي کند من هم قبول کردم و رفتم. فريده ادامه داد؛ ديگر اين مساله يادم رفته بود، سه هفته از اين ماجرا گذشت. روز حادثه داشتم از سرکار برمي گشتم که همسايه ام را ديدم. به من گفت؛ حلقه شوهرت را پيدا کردي، اين سوال دوباره موضوع را به يادم انداخت. وارد خانه که شدم جست وجو را شروع کردم. در جعبه جواهراتم را باز کردم تا آنجا را بگردم يکدفعه متوجه شدم مقداري از طلاهايم نيست و حجم آن کم شده است. خيلي ناراحت شدم به مادرم تلفن کردم و موضوع را به او اطلاع دادم. من اطمينان داشتم طلاهاي گمشده در خانه نيست. مادرم از حرف هاي من عصباني شد و گفت؛ اگر مثل زنان خانه دار در خانه ات بنشيني و سر زندگي ات باشي اين اتفاق ها نمي افتد. چون محمدحسين سرکار نمي رفت من کار مي کردم تا هزينه زندگي مان را تامين کنم. کنايه مادرم مرا ناراحت کرد و گوشي را قطع کردم. چند دقيقه بعد مادرم، دو برادرم و افسانه دوست مادرم و مادرشوهرم به خانه ما آمدند، آنها همه جاي خانه را گشتند. خانه تقريباً به هم ريخته بود. زن جوان ادامه داد؛ در همين حين شوهرم سر رسيد. وقتي ديد خانه به هم ريخته است از من علت را پرسيد و توضيح دادم دنبال طلاهاي گمشده مي گرديم. محمدحسين رو به مادرم کرد و گفت؛ طلاها را من برداشتم و فروختم و به کسي هم مربوط نيست. بعد به من گفت به خانواده ات بگو بروند. مادرم و برادرانم داشتند مي رفتند که يکدفعه علي چاقوي تزئيني که روي ديوار بود را برداشت و به سمت شوهرم رفت. حسين سرش را در همين حين بلند کرد و چاقو به او برخورد کرد. بلافاصله همسرم را به بيمارستان برديم اما به دليل شدت خونريزي فوت شد. قاضي عزيزمحمدي بعد از فريده، افسانه شاهد ديگر ماجرا را به جايگاه فراخواند. وي در توضيح ماجرا گفت؛ در خانه مادر متهم ميهمان بودم، تلفني به او شد که ناراحتش کرد بعد فهميدم فريده بود و در مورد طلاهاي گمشده اش صحبت کرده است. ما همگي به خانه فريده رفتيم، داشتيم دنبال طلاها مي گشتيم که حسين وارد شد و با عصبانيت گفت طلاها را او برداشته است. سپس از همه خواست خانه اش را ترک کنند. مادر فريده عصباني شد و از دخترش خواست هر چه طلا دارد به او بدهد و گفت اين خانه جاي نگهداري طلا نيست. محمدحسين جواب داد فريده زن او است و اختياردارش است، حق ندارد چيزي به کسي بدهد، در اين بين علي عصباني شد و در يک لحظه ضربه يي به محمدحسين زد، بلافاصله او را به بيمارستان رساندند و بعد از آن من ديگر همراهي شان نکردم. اين بار نوبت به متهم رسيد تا در مورد اتهام قتل از خودش دفاع کند. وي گفت؛ اتهام قتل را قبول دارم. من محمدحسين را دوست داشتم و رابطه خوبي هم با هم داشتيم. نمي دانم چه شد که اين اتفاق افتاد. در آن لحظه کنترل خودم را از دست دادم و بابت اين مساله عذرخواهي مي کنم. قصاص حق اولياي دم است و اگر آنها مي خواهند من کشته شوم حرفي ندارم. بعد از پايان جلسه در حالي که فريده به پاي پدر و مادر شوهرش افتاده بود و با التماس از آنها مي خواست رضايت دهند اولياي دم همچنان بر قصاص پافشاري کردند و هيات قضات پس از شور علي را با تقاضاي اولياي دم به مرگ محکوم کردند.
ارتباط با ارواح، شگردي براي تصاحب خانه يک زن
گروه حوادث؛ زن کلاهبردار با ادعاي ارتباط با ارواح خانه طعمه اش را از چنگش درآورد و گريخت. به گزارش خبرنگار ما گزارش اين کلاهبرداري سه روز پيش به بازپرس شعبه هشت دادسراي ناحيه چهار رسيد و زني با طرح يک شکايت اعلام کرد رمالي به نام ريحانه اموالش را از چنگش بيرون آورده است. وي در توضيح ماجرا گفت؛ 19 ماه قبل در اتوبوس با زني آشنا شدم که ادعا مي کرد با ارواح ارتباط دارد. من هم که مادرم را تازه از دست داده بودم و در شرايط بحراني به سر مي بردم مجذوب حرف هاي اين زن شدم و شماره تلفنش را گرفتم و بعد از آن رابطه يي دوستانه با هم برقرار کرديم. مدتي از دوستي مان گذشته بود که به من گفت با روح مادرم ارتباط برقرار کرده است. حرفش را باور کردم. به من گفت؛ مادرت گفته سر قبر زن جواني بروي که تازه جانش را از دست داده و در سه گوشه آن بنشيني و دعا بخواني. زن رمال آدرس قبر را داد و من کارهايي را که گفته بود انجام دادم. فرداي آن روز ريحانه به من گفت روح مادرم از من راضي شده و در آرامش است. زن شاکي ادامه داد؛ مدتي بعد دوباره ريحانه را ديدم، خيلي پريشان بود. او درباره علت ناراحتي اش گفت مادرم از او خواسته چله نشيني کند و براي اين کار من بايد خانه ام را به نام او کنم تا وي در سکوت و تنهايي باشد و از اين طريق روح مادرم آرام گيرد. ريحانه به من گفت از بيان اين حرف ها مي ترسيد چون فکر مي کرد من به او شک مي کنم. وقتي ريحانه اين مساله را مطرح کرد بدون درنگ خانه ام را به نامش کردم و او مدعي شد چله نشين مادر من شده است. در تمام اين مدت هزينه زندگي اش را مي پرداختم و هر چه مي خواست در اختيارش قرار مي دادم. حتي به من گفت چون روح مادرم به او فشار آورده است و خسته شده بايد به شمال برود. من برايش ويلايي اجاره کردم و به مدت يک ماه در شمال استراحت کرد. شاکي در ادامه گفت؛ اين زن تا جايي که مي توانست از من سوءاستفاده مي کرد و من هم فريب خورده بودم و متوجه نمي شدم ماجرا از چه قرار است تا اينکه چند بار سرزده به خانه خودم که ديگر به نام ريحانه کرده بودم، رفتم و متوجه شدم او با دوستانش دور هم جمع شده اند و خوشگذراني مي کنند. اين زن به من دروغ گفته بود که در خانه ام براي مادرم دعا مي کند و با عبادت هايش روح او را به آرامش مي رساند. وقتي چند بار اين صحنه را ديدم از او خواستم خانه ام را پس دهد و گفتم ديگر نمي خواهم به دوستي با او ادامه دهم. اما ريحانه خانه را تخليه نکرد و مدعي شد منزلم متعلق به او است و نمي توانم آن را پس بگيرم. من خودم در شرايط سختي زندگي مي کردم. وقتي خانه ام را به ريحانه دادم آپارتماني استيجاري براي خودم پيدا کردم و هزينه زيادي بابت اين خانه مي پرداختم. علاوه بر مساله مالي لطمه روحي و رواني شديدي که ريحانه به من زد باعث شد از او شکايت کنم. با توجه به شکايت اين زن، بازپرس ميري رئيس شعبه هشت دادسراي ناحيه چهار دستور احضار متهم را صادر کرد، اما ماموران پس از مراجعه به محل سکونت ريحانه متوجه شدند او متواري شده است. بنابراين بازپرس ميري دستور جلب متهم را صادر کرد و اکنون تحقيقات براي دستگيري زن رمال ادامه دارد.
سارقان حرفه يي اعتراف کردند
دستبرد شبانه به 35 خانه
گروه حوادث؛ سارقان حرفه يي پس از اطمينان از نبود ساکنان خانه ها شبانه به 35 منزل مسکوني دستبرد زدند.به گزارش خبرنگار ما چندي قبل به دنبال وقوع سرقت هاي پي در پي منازل در رباط کريم، بررسي تخصصي اين موضوع در دستور کار پليس آگاهي قرار گرفت. طي اين سرقت ها که در ساعات پاياني شب انجام مي شد سارقان وسايل خانه هايي را که ساکنان آن در خانه حضور نداشتند به طور کامل مي دزديدند.

يکي از مالباختگان در اين باره گفت؛ چند شب قبل به همراه خانواده ام به يک جشن عروسي رفته بوديم، اما وقتي در ساعت هاي پاياني شب به منزل برگشتيم متوجه شدم در خانه ام باز است. گمان کردم وقت رفتن در را باز گذاشته ايم اما وقتي وارد خانه شدم، ديدم اثاث منزلم به هم ريخته و وسايل باارزش مثل تلويزيون، فرش، مايکروويو و... سرقت شده است. اين مرد در ادامه شکايتش گفت؛ به احتمال زياد دزدان از غيبت من و خانواده ام اطلاع داشته و از اين فرصت استفاده کرده و اموالم را دزيده اند. به دنبال اظهارات اين مالباخته در حالي که شمار سرقت ها افزايش چشمگيري يافته و نگران کننده شده بود، دامنه تحقيقات شناسايي گسترش يافت و بر تعداد گشت هاي پليس افزوده شد. هشدارهاي لازم براي جلوگيري از تکرار سرقت ها به مردم ارائه شد تا به اين ترتيب راه براي به دام افتادن تبهکاران هموار شود. در ادامه ماموران با به دست آوردن سرنخ هايي يک قدم به شناسايي سارقان نزديک تر شدند و توانستند خودرويي را که اموال مسروقه را حمل مي کرد در سلطان آباد رباط کريم پيدا کنند و راننده آن را تحت نظر بگيرند. کنترل نامحسوس اين مرد 32 ساله که اصغر نام دارد فاش کرد که وي از سارقان سابقه دار منطقه است. به همين خاطر پس از کسب اطمينان از دست داشتن او در اين سرقت هاي سريالي وي در اقدامي غافلگيرکننده در منزلش دستگير شد. در ادامه ماموران به بازرسي خانه متهم پرداختند و توانستند تعداد زيادي از اموال مسروقه را شامل فرش، جاروبرقي و انواع لوازم صوتي- تصويري کشف کنند. متهم که در مواجهه با اشياي کشف شده راهي جز اعتراف نداشت به مشارکت در سرقت از منازل نسيم شهر، گلستان و بخش مرکزي رباط کريم اقرار کرد و گفت؛ اين دزدي ها را با همدستي دو نفر ديگر به نام هاي محمد - 60 ساله - و اسد - 28 ساله - انجام داده است.

در پي اعترافات اصغر دستگيري دو سارق ديگر در دستور کار پليس قرار گرفت و با اطلاعاتي که او از دوستانش ارائه کرده بود آن دو نيز در عمليات هاي جداگانه به دام افتادند. اين دو نيز ضمن پذيرش اتهاماتشان اظهارات اصغر را تاييد کردند. يکي از آنها گفت؛ هر سه سوار بر خودروي وانت نيسان مي شديم و در کوچه و خيابان هاي خلوت پرسه مي زديم، سپس خانه هايي را که چراغ آنها خاموش بود تحت نظر مي گرفتيم و وقتي از خالي بودن آنجا اطمينان پيدا مي کرديم وارد مي شديم و اثاثيه را مي برديم.

بنابراين گزارش در پي دستگيري اعضاي اين باند سرقت، آنها به ارتکاب 35 فقره دزدي اقرار کردند و تحقيقات براي فاش شدن سرقت هاي احتمالي ديگر از آنان ادامه دارد.

سرهنگ حسين صالحي آرا فرمانده انتظامي شهرستان رباط کريم در اين باره گفت؛ خانواده ها براي پيشگيري از اين گونه سرقت ها، منازل خود را به وسايل حفاظتي مطمئن مانند دوربين مداربسته در جلوي ساختمان و... مجهز کنند تا در زمان ترک منزل، سارقان جرات و فرصت سرقت پيدا نکنند يا در صورت وقوع هرگونه سرقت امکان شناسايي سارقان وجود داشته باشد.

وي همچنين از خانواده ها خواست، مشخصات لوازم خانگي خود را در فرم هاي ثبت مشخصات کالا که قبلاً توسط پليس در اختيار شهروندان گذاشته شده است، يادداشت کنند تا در زمان کشف اموال مسروقه، شناسايي و تحويل آنها به سهولت انجام گيرد.
عناوين اين صفحه
توزيع کنندگان «نوشيدني مرگ» دستگير شدند
طلاهاي گمشده، جواني را پاي چوبه دار کشاند
ارتباط با ارواح، شگردي براي تصاحب خانه يک زن
دستبرد شبانه به 35 خانه
سارقان حرفه يي بانک به تله افتادند
قاتل زنجيره يي در روسيه هفت نفر را کشت
قتل پسر عمو به خاطر اختلافات خانوادگي
سرقت اينترنتي از حساب مشتري بانک
تاملي بر شليک گلوله توسط سرباز ندامتگاه مرکزي کرج

سارقان حرفه يي بانک به تله افتادند
تعقيب سايه به سايه کارآگاهان پليس آگاهي استان کردستان، سارقان حرفه يي بانک را در بانه به دام انداخت. سرهنگ قنبري - رئيس پليس آگاهي استان کردستان - درباره جزييات دستگيري اين سارقان گفت؛ با اعلام مرکز فوريت هاي پليسي «110» مبني بر وقوع يک فقره سرقت بانک در شهرستان بانه، بلافاصله اکيپي از کارآگاهان اداره مبارزه با جرائم جنايي خود را به محل حادثه رساندند و طبق اظهارات مسوولان بانک دريافتند سارقان پس از ورود به بانک، ميليون ها تومان را به سرقت برده اند. وي افزود؛ کارآگاهان با دريافت اطلاعات، تحقيقات خود را براي دستگيري عاملان سرقت آغاز کردند و اولين نکته يي که توجه آنها را جلب کرد، حرفه يي بودن و نحوه عملکرد سارقان بود که با استفاده از تجهيزات خاصي وارد بانک شده و مبلغ زيادي وجه نقد را به سرقت برده بودند. رئيس پليس آگاهي استان کردستان عنوان کرد؛ کارآگاهان با بررسي آثار و مدارک جرم به جا مانده در صحنه جرم و تطبيق آنها با بانک اطلاعات مجرمان و بررسي سوابق متهمان سابقه دار دو نفر به نام هاي رضا و رحمان را به عنوان مظنون شناسايي کردند و به صورت نامحسوس تحت نظر قرار دادند و در نهايت ماموران موفق شدند سارقان را قبل از اينکه فرصت فرار پيدا کنند به دام بيندازند.وي افزود؛ متهمان در تحقيقات به عمل آمده در پليس آگاهي اعتراف کردند با همکاري فرد ديگري اقدام به سرقت از بانک کرده اند. سپس در بازرسي از خانه آنها علاوه بر پول هاي مسروقه تجهيزاتي از جمله کپسول هاي هوا برش و ساير ابزارآلات مربوطه کشف و ضبط شد. با اعتراف متهمان با توجه به شيوه و شگرد سرقت، احتمال سرقت در ديگر استان ها با اين شيوه و شگرد مي رفت که با پيگيري کارآگاهان پليس با استفاده از شگردهاي خاص پليسي، متهمان در تحقيقات بعدي اعتراف کردند که علاوه بر بانک مذکور به يک بانک ديگر در تاکستان نيز دستبرد زده اند و همچنين قصد داشتند به شهرستان رشت بروند و از بانکي که از قبل در آن شهرستان انتخاب کرده بودند، سرقت کنند.


قاتل زنجيره يي در روسيه هفت نفر را کشت
کارآگاهان جنايي روسيه در جست وجوي يک قاتل سريالي هستند که تاکنون هفت زن را کشته است.قاتل سريالي که هنوز شناسايي نشده در جنوب روسيه طي چند روز اخير هفت زن را به قتل رسانده و آخرين قرباني او زني بود که کمتر از 30 سال سن داشت و اهل اينگينوي در جنوب شرقي جمهوري چچن بود.تمامي قربانيان اين مرد، زن و زير 30 سال هستند و با شليک به سرشان کشته شده اند. اکنون پليس روسيه تحقيقات وسيعي را براي شناسايي قاتل سريالي آغاز کرده است.


قتل پسر عمو به خاطر اختلافات خانوادگي
جواني که به خاطر اختلافات خانوادگي پسرعموي خودش را به قتل رسانده بود، دستگير شد.علي اکبر موسوي فرمانده انتظامي جويبار در اين باره گفت؛ چند روز پيش جسد جوان 18 ساله يي به نام رامين که با ضربات چاقو در باغ مرکبات روستاي شيب آب بندان به قتل رسيده بود، کشف شد.موسوي تصريح کرد؛ پس از تحقيقات اوليه و جمع آوري آلات جرم، آثار به جاي مانده و دستگيري چند نفر مشخص شد قاتل پسر عموي مقتول است.وي بيان داشت؛ متهم در بازجويي ها اعتراف کرد به خاطر اختلافات خانوادگي در داخل باغ مرکبات با رامين درگير شد و با چاقو او را از پا در آورد.


سرقت اينترنتي از حساب مشتري بانک
پرونده سه متهم که با دزديدن رمز اينترنتي حساب يک مرد چهار ميليون تومان پول از حساب وي به سرقت برده بودند، به دادگاه عمومي ارجاع شد.به گزارش فارس ابتداي فروردين ماه سال جاري مرد جواني با مراجعه به مسوولان دادسراي امور جنايي تهران از يک کلاهبرداري خبر داد.اين جوان 27 ساله به نام جلال مدعي شد فردي بدون دليل به وي مراجعه کرده و او را مورد ضرب و جرح قرار داده و سپس چهار ميليون تومان پول نقد از وي گرفته و متواري شده است.با شکايت اين فرد مرد ضارب دستگير شد. متهم که عليرضا نام دارد در بازجويي ها به ارتکاب ضرب و جرح اعتراف کرد اما مدعي شد شاکي چهار ميليون تومان پول وي را پيش از دعوا به سرقت برده بود و او دزدي نکرده است.عليرضا گفت؛ هفته قبل لپ تاپ خودم را به يکي از تعميرکاران سپردم.پس از آنکه کامپيوتر را تحويل گرفتم فهميدم اين تعميرکار با همدستي فرد ديگري رمز اينترنتي شماره حساب مرا دزديده و سپس چهار ميليون تومان پول به حساب جلال واريز کرده اند.با مشخص شدن اصل ماجرا تعميرکار کامپيوتر و همچنين جلال و متهم ديگر دستگير شدند و همگي به ارتکاب سرقت اينترنتي اعتراف کردند. با مجرم شناخته شدن اين سه متهم پرونده آنها براي برگزاري جلسه محاکمه ديروز به دادگاه عمومي ارجاع شد.





استفاده از وانت به جاي سرويس مدرسه جان 21 دانش آموز را به خطر انداخت

وانت باري که از آن به جاي سرويس مدرسه استفاده مي شد، در محور اردبيل- مشکين شهر به دره سقوط کرد و 21 دانش آموز مصدوم شدند.به گزارش فارس اين حادثه صبح ديروز روي داد و دانش آموزان به خاطر بي احتياطي راننده وانت به ته دره يي در منطقه زيوه از توابع انگوت سقوط کردند و به شدت مجروح شدند. اين حادثه تلفات جاني نداشت و مجروحان با کمک نيروهاي امدادي به بيمارستان وليعصر(عج) مشکين شهر منتقل شدند.به گفته مسوول اورژانس بيمارستان وليعصر(عج) مشکين شهر هم اکنون حال چهار نفر از مصدومان وخيم است.


تاملي بر شليک گلوله توسط سرباز ندامتگاه مرکزي کرج
محمد مصطفاييہ

ساعت 13 بعدازظهر روز پنجشنبه 30 آذرماه سرباز وظيفه يي در برجک ندامتگاه مرکزي کرج در حال نگهباني بود که ناگهان سلاح خود را به سوي زندانيان که براي هواخوري به حياط آمده بودند نشانه گرفت و شروع به تيراندازي کرد. گويا اين سرباز با شليک 42 گلوله، يک نفر را کشت و پنج نفر را نيز زخمي کرد. پس از اين جنايت، سرباز نيز خودکشي کرد. در اين مورد مديرکل زندان هاي استان تهران گفت به نظر مي رسد اين جوان دچار بيماري روحي و رواني بوده است. درخصوص اين جنايت توسط سرباز مسلح نکاتي قابل تامل است.

قانونگذار براي پيشگيري از هرگونه سوء استفاده احتمالي ماموران مسلح و نيز اينکه ماموران در استفاده از سلاح بي گدار به آب نزنند با توجه به اوضاع و احوال هر مامور در قانون نحوه به کارگيري سلاح شرايطي را در نظر گرفته تا اگر مامور داراي اين شرايط خاص بود مجاز به داشتن اسلحه و استفاده از آن باشد. اين شرايط که ذيلاً به آنها اشاره خواهد شد بيش از هر چيز براي آن است که اسلحه سلاحي گرم و آلت قتاله به شمار مي رود، هرچند براي دفاع از امنيت و آرامش جامعه در بين نيروهاي مسلح به کار گرفته شود، استفاده از آن نياز به داشتن شرايطي است.

الف) سلامت جسماني و رواني متناسب با ماموريت محوله؛ مطمئناً اگر فردي داراي سلامت جسماني و رواني نباشد هرگز نمي تواند از سلاح براي اهداف ياد شده در ايجاد امنيت و نگهباني استفاده کند و کسي که فاقد عقل و شعور باشد حتي در روابط حقوقي و مدني اهليت استيفا ندارد چه رسد به اينکه بخواهيم اسلحه يي را به او بسپاريم. سلامت جسماني و رواني توسط پزشکان متخصص احراز شده و پس از معاينات فني، پزشکان داخلي و روانشناسان متخصص تشخيص مي دهند که آيا مامور معرفي شده داراي صلاحيت نگهداري و استفاده از سلاح است يا خير. مهم تر آنکه ماموريت اشخاص به درجات مختلف تقسيم و طبقه بندي شده . کسي که توان جسماني و رواني عادي نداشته باشد و بخواهد در ماموريت هاي بسيار مهم و خطرناک شرکت کند نه تنها نمي تواند پاسدار امنيت باشد بلکه خود ناخواسته اخلال در نظم و امنيت را مهيا مي سازد. بنابراين داشتن سلامت جسماني و رواني متناسب با ماموريت هاي محوله از شرايط مهم و اساسي مامور است که بايد توسط فرمانده مورد نظر قرار گيرد که متاسفانه درخصوص سرباز جاني چنين نبوده و کوتاهي ناشي از عدم رعايت نکردن اين بند از قانون جنايتي را رقم زده است.

ب) داشتن آموزش هاي لازم در راستاي ماموريت هاي محوله؛ آموزش هاي لازم ماموران را مي توان به دو بخش تقسيم کرد؛ بخش اول آموزش هاي عام و بخش دوم آموزش هاي خاص است. آموزش هاي عام يادگيري کليات استفاده از سلاح، نحوه به کارگيري اسلحه هاي مختلف، باز و بسته کردن آنها، خشاب گذاري و... است که تمام ماموران مسلح بايد آنها را فرا گيرند. آموزش هاي خاص، آموزش هايي است که بايد براي هر عمليات به صورت اختصاصي به هر مامور مسلحي ارائه شود. به عنوان مثال در عمليات هاي خطرناکي همچون مبارزه با قاچاق مواد مخدر توسط قاچاقچيان حرفه يي بايد نوع اسلحه و آموزش هاي خاص از قبل، تدارک ديده شود تا مقابله با مجرم به راحتي صورت پذيرد يا در نگهباني از يک منطقه حساس تمام جوانب امر بايد در نظر گرفته شود. ماده 9 قانون به کارگيري سلاح صراحتاً مقرر کرده ؛ «ماموراني که آموزش کافي در مورد سلاحي که در اختيار آنها گذاشته شده است نديده اند بايد مراتب را به فرمانده خود اطلاع دهند و در صورتي که ماموريتي به اين قبيل افراد محول شود فرمانده، مسوول عواقب ناشي از آن خواهد بود مشروط بر اينکه مامور در حدود دستور فرمانده اقدام کرده باشد.»

ج ) تسلط کامل در به کارگيري سلاح؛ سلاح هاي مختلف نياز به آموزش هاي مختلف دارد. کسي که از قدرت بدني ضعيف برخوردار باشد نمي تواند از اسلحه ژ-3 يا کلاشينکف استفاده کند چرا که قدرت بدني پايين در استفاده از سلاح هاي اينچنيني، تسلط را از فرد مي گيرد و احتمال بروز حوادث ناشي از نداشتن تسلط کامل فرد، تقويت مي يابد. از طرفي آموزش هاي نظامي بايد به قدري باشد که افراد با تمرين هاي بسيار بتوانند مسلط به سلاح شوند.

د ) آشنايي کامل به قانون و مقررات مربوط به به کارگيري سلاح؛ يکي از مهم ترين شرايطي که مامور مسلح بايد داشته باشد و با آموزش هاي مقتضي فرا گيرد - که متاسفانه به دليل سهل انگاري توجهي به آن نمي شود - آشنايي ماموران به قانون است. ماموران مسلح گمان مي کنند اگر مجوز نگهداري سلاح به آنها داده شود مي توانند به راحتي و بدون هيچ گونه دغدغه يي از سلاح استفاده کنند در حالي که اينچنين نيست. قانون براي ماموران حد و حصري در نظر گرفته و اگر ماموران از حدود در نظر گرفته شده پا فرا نهند نه تنها حمايت نمي شوند، بلکه به مجازات هاي عمومي مندرج در قوانين جزايي محکوم خواهند شد. بسيار ديده و شنيده شده که ماموري بدون در نظر گرفتن قانون به کارگيري سلاح، از اسلحه يي که به وي داده شده، استفاده کرده و در نهايت با به قتل رساندن شخصي، به قصاص نفس محکوم شده است.

بديهي است چنانچه فرد يا افرادي، بدون توجه به اين شرايط مبادرت به دادن سلاح به مامور تحت امر خود کنند به دليل بي احتياطي و بي مبالاتي در دادن سلاح به مامور، مسووليت دارند و بايد پاسخگو باشند چرا که جان و مال و حيثيت اشخاص بايد توسط ماموران مسلح حفظ شود و اين امر محقق نخواهد شد مگر آنکه اصولي مهم و اساسي در نظر گرفته شود. پايه اول استفاده از سلاح توسط ماموران مسلح داشتن سلامت جسماني و رواني، آموزش هاي لازم، تسلط به سلاح و قانون است و اگر يکي از آنها مفقود شود، فرمانده در کنار مامور ضامن خساراتي است که توسط دارنده سلاح به بار خواهد آمد. از طرفي دقت در موارد ياد شده ضريب امنيت در جامعه را بالا مي برد و افراد بيشتر در مقابل ماموران مسلح احساس امنيت و آرامش مي کنند.

ہ حقوقدان


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام