.jpg)
دانيل تيلور
ترجمه؛ شيوا آباء
همه چيز از يک سوال ساده شروع شد. سوالي که «مرتون» در يک کنفرانس خبري روبه روي ده ها خبرنگار ايستاد و پرسيد؛ «اولين چيزي که تو را جذب اين باشگاه مولتي ميليون دلاري کرد چه بود؟» شايد مرتون در آن لحظه به دنبال جوابي بود که ذهن بسياري را در سراسر اروپا و حتي امريکاي جنوبي به خود مشغول ساخته بود چراکه همين آدم ها مي خواستند بدانند منچسترسيتي چه جذابيت هايي براي اين مهاجم برزيلي داشت که به خاطرش حاضر شد از يونايتد چشم پوشي کند و به «منچستر اشتباهي» برود. (اين لقبي است که در جريان بازي ها در مقايسه دو تيم همشهري به من سيتي مي دهند.)
او اولين سوپراستار بزرگ در من سيتي پس از انقلاب سرمايه داران ابوظبي در اين باشگاه بود. اگرچه هيچ کس روي خريد اين بازيکن و آوردنش به انگليس بحثي ندارد، اما براي تيمي که سير قهقرايي را طي فصل هاي گذشته به واسطه مشکلات مالي طي کرده بود حضور اين مهاجم تکنيکي گام بلندي براي دور شدن از روزهاي تاريک و بد بود. در اين ميان پله حرف خوبي زد؛ «روبينيو نياز به مشورت و راهنمايي دارد.» اين جمله نشان مي دهد برزيلي ها خود مي دانند چه اتفاق ميمون و مبارکي در تاريخ فوتبال کشورشان رقم خورده، اما از سويي براي حصول نتيجه مثبت، مي خواهند که ستاره جوانشان از تجربه و راهنمايي پيشکسوت ها استفاده کند. چند ماه از اين اتفاق سپري شده، اما هنوز بعضي چيزها براي روبينيوي جوان پيچيده و مبهم هستند. البته اگر با او صحبت کنيد مي گويد هيچ چيزي آزارش نمي دهد، چون واقعاً همين طور است. او اين دوران فوتبال حرفه يي اش را بهترين و شادترين دوره زندگي اش مي داند؛ «بعضي از مردم اصرار دارند اين مساله را مدام به من تلقين کنند که براي اين به من سيتي آمده ام که پول به دست بياورم. پول زياد و شايد راحت.» او موضوعي را مطرح مي کند که در نگاه اول در صدر ليست دلايل احتمالي است، اما در عوض به جاي اينکه ناراحت شود، لبخند مي زند و دندان هاي سفيد و مرتبش را نشان مي دهد. مثل همان روزهايي که تازه به رئال آمده بود. «مردم فکر مي کنند که من فقط و فقط به خاطر پول به اينجا آمده ام، اما اين تمام حقيقت نيست. اگر من فقط پول مي خواستم، مي توانستم جاهاي ديگري هم بروم، از تيم هاي عربستان سعودي و ژاپن هم پيشنهادات خيلي سنگيني داشتم که مي توانست پول بيشتري را روانه حساب بانکي ام بکند.» همين قدر صادقانه حرف زدن کافي است. واقعاً چه کسي اهميت مي دهد که روبينيو چقدر به جيب مي زند، در حالي که او در همان روزها پيشنهاد دومي را که داشت پذيرفت، رقيبي مثل آرسنال در هفته آخر ناگهان قد علم کرد.
هشت گل در 11 بازي آمار خوبي براي اولين فصل حضورش در يک ليگ جديد است. اگرچه خودش مي گويد که بايد اين فصل 30 گل بزند و با شعار «همه چيز ممکن است» به بازي هاي آينده نگاه مي کند و برايش مهم نيست کريس رونالدوي يونايتد فصل پيش 42 گل به ثمر رسانده و عنوان بهترين گلزن ليگ را در اختيار دارد؛ «من از گل زدن لذت مي برم. با کسي مسابقه نمي دهم. چشمانم را مي بندم و گل هايي که زدم را به خاطر مي آورم. تصوير زيبايي است. مثل گلي که براي برزيل وارد دروازه آرژانتين کردم.» همکاري او براي گفت وگو خيلي خوب و البته غيرمنتظره بود. اين اولين گفت و گوي راحت و بي دردسر او است از زماني که چمدان هايش را در منچستر باز کرده است. حقيقت محض اين است که او گران ترين فوتباليست در فصل ترانسفر انگليس در تاريخ اين نقل و انتقالات است. «هنوز هم از اتوبوس سواري لذت مي برم، وقتي در برزيل بودم براي رفتن به زمين تمرين سوار اتوبوس مي شدم. نمي خواهم کسي فکر کند من زندگي گذشته ام را فراموش کرده ام.»
سوپراستارهاي فوتبالي هميشه عادت دارند چيزهايي عجيب و غريب و حتي افسانه يي درباره زندگي شان در روزنامه ها نوشته شود. روبينيو هم از اين قاعده مستثني نيست. اين داستان ها را مي خواند و مي خندد؛ «خيلي بامزه اند. چه بگويم؟»
هنوز کدورت بين دو باشگاه منچستر و چلسي بر سر خريد روبينيو برطرف نشده و گاهي دو باشگاه براي هم خط و نشان مي کشند. براي آبراموويچ و چلسي اين شوک بزرگي بود بازيکني را که مي خواهند به استمفوردبريج بياورند بدون هيچ اتفاق غيرمنتظره يي ناگهان سر از باشگاه رقيب دربياورد. حضور روبينيو مي توانست رکورد خوبي براي آبي هاي چلسي در ليست خريدهاي نجومي شان باشد؛ «مقصر خودشان بودند. رئال نمي خواست مرا به چلسي واگذار کند، آنها هم نتوانستند شرايط را تعديل کنند. از من چه کاري ساخته بود.»
با گفتن اين جملات اشاره به عکسي مي کند که از او روي وب سايت اختصاصي باشگاه چلسي قرار گرفت، قبل از اينکه سر مبلغ قرارداد به توافق برساند.
«ظاهراً همه چيز داشت خوب پيش مي رفت، ناگهان آنها عکس مرا روي وب سايت گذاشتند و همين مساله باعث شد جو در رئال مادريد خراب شود. اگر کمي زيرکانه تر عمل مي کردند، در ليگ قهرمانان هم مي توانستند قدرتمندتر از حالا ظاهر شوند و حتي شايد مادريد را ناک اوت کنند. کسي چه مي داند؟» در آخرين روز فصل نقل و انتقالات، تيم
تازه ثروتمند شده منچستر پيشنهادش را بار ديگر مطرح کرد؛ «اتفاق خوبي برايم بود، هم براي من، هم خانواده ام و خب با بررسي همه جوانب آن را پذيرفتم. اسکولاري روابط نزديک و دوستانه يي با من داشت ولي شرايط جور ديگري رقم خورد که چندان مطابق ميل آنها پيش نرفت.»
چيزي که اين روزها به آن فکر مي کند از نظر بسياري جالب و حتي قابل ستايش است؛ «به تنها چيزي که الان فکر مي کنم ماندن در منچستر براي مدتي طولاني است. سال هاي زيادي پيش رو دارم که مي خواهم از آن حداکثر استفاده را ببرم. سال آينده مي خواهيم به ليگ قهرمانان صعود کنيم و براي همين بايد تلاش مان را چند برابر کنيم. من به ترک کردن من سيتي فکر نمي کنم. هدف اصلي ام اين است که بيشترين گل و بيشترين شادي را به هواداران باشگاه هديه بدهم.»
در ميان هواداران از محبوبيت زيادي برخوردار است، هفته گذشته 15 هزار تي شرت من سيتي با اسم و امضايش به فروش رسيد و هواداران در مسابقات نام او را فرياد مي زنند؛ «در اسپانيا وقتي شما به زمين مسابقه مي رويد، همه چيز شبيه يک تئاتر است. در انگليس صداي فريادها و هيجان تماشاچيان، همه چيز را رنگ ديگري مي کند. من عاشق فوتبال در انگليس هستم.» از او مي پرسم اما خيلي ها از تو انتقاد کردند و خيلي ها هشدار دادند که مراقب آينده فوتبالت باشي، باز هم مي خندد و دندان هايش را رديف مي کند و مي گويد؛ «خب طبيعي است. وقتي از يک باشگاه مطرح و جهاني مثل رئال به يک تيم معمولي مي رويد انتقادات زيادي را هم بايد متحمل شويد، اين نرمال است. من براي تيم ملي کشورم هم بازي کرده ام. به چيزهاي خوب و بد در کنار هم عادت دارم. اما اهميتي نمي دهم. منچسترسيتي باشگاهي است که آينده خوبي دارد و من حالا خيلي خوشحالم که به اينجا آمده ام.»
او هنوز خاطرات گذشته اش را به ياد مي آورد؛ چهار سال پيش هنگامي که 20 ساله بود و پيراهن «سانتوس» را مي پوشيد و همراه مادرش مشغول آماده کردن يک مهماني شام براي دوستان شان در «پريا گرانده» 45 مايلي سائوپائولو بودند، همان شبي که دو مرد مسلح وارد خانه شان شدند و او را در حمام زنداني کردند و پس از به آتش کشيدن اتومبيل شان هر چه داشتند به همراه مادرش دزديدند و رفتند؛ «نمي خواهم هيچ کس اين اتفاق را تجربه کند، کابوس شبانه يي که هر بار به آن فکر مي کنم عذاب مي کشم وقتي ببينيد مادرتان توسط آدم رباها، دزديده شده و هيچ کاري نمي توانيد انجام بدهيد. من روزهاي سختي را گذرانده ام و شايد زندگي راحت و شاد فعلي کمترين حق طبيعي ام در حال حاضر باشد.»
او حق دارد اگرچه 41 روز بعد نيروهاي پليس آدم رباها را دستگير کردند اما خاطره اين اتفاق وحشتناک هرگز از ذهن پسر جوان پاک نمي شود؛«در برزيل قانون، قانون درستي نيست. بي قانوني و بي عدالتي، هرج و مرج هميشه هست، من نمي دانم پليس با آدم رباها چه کرد يا اينکه آيا آنها هنوز در زندان هستند يا خير.» روبينيو خوشحال است که رئال را ترک کرده، اين را از لابه لاي صحبت هايش مي شود فهميد؛«مادريد شهر زيبايي است. خانواده ام زندگي در آنجا را دوست داشتند، اما اتفاقات خوبي برايم در آنجا نيفتاد. احساس نمي کردم براي رئالي ها ارزش دارم. همه مي دانند اين تيم بازيکنان بزرگ و ارزشمند زيادي داشت اما آنها با من رفتار زننده و زشتي داشتند. توانايي هايم را به عنوان يک فوتباليست مي شناسم و مي دانم چقدر مي ارزم. اما رئالي ها به خواسته هاي خودشان فکر مي کردند و برايشان مهم نبود من به چه چيزي علاقه دارم.» روبينيو معتقد است که رونالدو بايد توپ طلاي سال را تصاحب کند، اگرچه گاهي او را پسر خوش تيپ پرتغالي مي نامند؛«همه چيز در منچسترسيتي با برنامه و هدفمند جلو مي رود. پروژه مالکان عرب پروژه مدت داري است. مردم مي گويند سيتي باشگاه کوچکي است اما من مطمئنم همين باشگاه سه سال آينده جايگاه ويژه يي در انگليس براي خودش خواهد داشت. شما براي پيشرفت بايد بدانيد چه بازيکناني را به تيم خود بياوريد. کاري که يونايتد انجام داد. مهم اين است که يکسري نام هاي مد روز با قيافه هاي آنچناني پيراهن باشگاه تان را بپوشند. يونايتد رونالدو را از پرتغال به انگليس آورد و معامله يي با دو سه درصد سود انجام داد. رونالدو سر جاي درست ايستاد و حالا دارد نتيجه زحماتش را مي بيند چه افتخارات تيمي و چه عناوين شخصي...» هيچ کس نمي داند شايد همان طور که روبينيوي جوان مي گويد سه سال بعد همين باشگاه کوچک مدعي قهرماني انگليس شد، اگر شرايط چلسي را به خاطر بياوريم به اين اعتقاد مي رسيم که هر چيزي ممکن است.
اما قدر مسلم مهم اين است که اگر سيتي روزي تبديل به يک باشگاه جهاني شود روبينيو يکي از دلايل آن بوده است.