arash7980@yahoo.com
آرش خوشخو

طبق آنچه اسناد تاريخي در اختيار ما قرار داده اند شما در حال نگاه کردن به تصوير دو هيولا هستيد. اين دو زنداني آرام و مفلوک در پانتئون جنايتکاران بزرگ قرن بيستم قرار مي گيرند. آنها نه آدمکش هايي رواني هستند و نه متجاوزان به زنان و دختران. مردان باهوش و خودساخته يي هستند که در ژانر جنايت هاي ايدئولوژيک پرونده قطوري براي خود ساختند و خب همه مي دانيم در جنايت هاي ايدئولوژيک ارقام قربانيان به سادگي از مرز هزار، صد هزار و ميليون مي گذرد...
مرد سمت چپ رودولف هس است؛ معاون سرسپرده هيتلر که در تمام تصميم هاي ويرانگر هيتلر به عنوان مشاور اصلي او انجام وظيفه کرد. اما او به شکل احمقانه يي در هنگامه جنگ جهاني دوم گرفتار متفقين شد. هيتلر در سال 1941 به اين فکر افتاد که مي تواند با انگليسي ها به شکل محرمانه قرارداد صلح امضا کند و با آسوده شدن خيال از جبهه شمالي با فراغ بال خدمت روس هاي سمج برسد. پس در اقدامي ديوانه وار معاون سرسپرده خود را با پروازي مخفيانه در اسکاتلند فرود آورد به اين اميد که در مذاکره با چرچيل نظر او را جلب کند. اما انگليسي ها به سادگي او را دستگير و تا آغاز محاکمات نورنبرگ او را حبس کردند.
سمت راست مارشال گورينگ مشهور است، فرمانده نيروي هوايي هيتلر و نايب فرمانده پيشوا. مردي که صراحتاً مي گفت؛ «من وجدان ندارم، آدولف هيتلر وجدان من است.»؛ يک جنايتکار خودشيفته و تجمل پرست و با اعتماد به نفسي ديوانه وار که هيچ گونه تصوري از حجم جنايت هاي خود نداشت. او فردي بسيار باهوش بود (با ضريب هوشي 147) و هرگز زير بار نرفت که مسوول جنايت هايي است که در آلمان نازي صورت گرفته است. در طول محاکمات نورنبرگ او جسورانه محاکمه کنندگان خود را به سخره مي گرفت و با آنان بازي مي کرد. او بهاي اين سياست تهاجمي خود را با محکوم شدن به اعدام پرداخت. هرچند با استفاده از يک قرص سيانور ساعاتي قبل از اعدام، خود به زندگي اش پايان داد.اما آن يکي رودلف هس در عملياتي محيرالعقول خود را به ديوانگي زد. وانمود کرد حافظه اش را از دست داده است. در تمام طول محاکمات با نگاه هايي گيج و گنگ به اطراف مي نگريست، کتاب مقدس مي خواند و جواب هاي پرت و پلا مي داد. رفتار او حتي ديگر مقامات آلماني رژيم نازي را نيز کلافه کرده بود.او پاداش اين نقش بازي کردن استادانه اش را با فرار کردن از حکم مرگ دريافت کرد. اما نمي دانست سرنوشت چگونه او را به سنگدلانه ترين شکل ممکن مغلوب خواهد کرد. او به حبس ابد محکوم شد و از سال 1946 تا 1987 در زندان برلين حبس شد. در 10 سال آخر حبس بارها تقاضاي عفو کرد اما روس ها به گذراندن ادامه دوران محکوميت او اصرار داشتند. دست آخر در سال 1987 اين جنايتکار باهوش نازي پس از 40 سال حبس، خود دست به کار شد و با استفاده از يک رشته سيم برق خودش را حلق آويز کرد. او هنگام مرگ 93 سال داشت. گويي از سماجت خود براي زنده ماندن خسته شده بود. سرنوشت با 40 سال تاخير او را به جزاي خود رساند.