دوشنبه، 11 آذر 1387 - شماره 1834
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
حمايت ضرغامي از سريال«مرگ تدريجي يک رويا»
حرف حسابي ميان نقدها نديدم

گروه فرهنگي؛«برنامه هاي شبکه هاي ماهواره يي اپوزيسيون به قدري پوچ و بي محتوا هستند که ما مثل گذشته، در بخش هاي طنز خود از آنها استفاده مي کنيم.» عزت الله ضرغامي روز گذشته در مراسم تجليل از عوامل «مرگ تدريجي يک رويا» جمله بالا را در خصوص شبکه هاي ماهواره يي به کار برد. رئيس سازمان صداوسيما در جلسه تجليل از اين سريال گفت؛ «يک اثر خوب هم بايد حرفي براي گفتن داشته باشد و هم مردم آن را ببينند. «مرگ تدريجي يک رويا» اين دو ويژگي را دارد و فرم و محتوا در اين کار پا به پاي هم و متعادل با هم پيش رفته اند و هيچ کدام فداي ديگري نشده اند. در صورتي که برخي کارهاي گسترده تر نيز انجام مي شود اما يک بخش به بخش ديگر ارجحيت پيدا مي کند.» به گزارش فارس او با اشاره به فريدون جيراني که در اين جلسه حضور داشت، گفت؛ «جيراني کار خود را خوب بلد است و مجموعه جذاب و ديدني از آب درآمد. مجموعه ريتم تندي داشت و اين ريتم باعث نشد نقش ها آسيب ببينند و بسيار خوب و ملموس شدند و خستگي براي مخاطب پيش نمي آمد ضمن اينکه در تدوين نوآوري خوبي صورت گرفت.» رئيس سازمان صداوسيما پرمخاطب بودن اين مجموعه را هم مد نظر قرار داد و گفت؛ «در مجموع قصه خوب و پرداخت خوب باعث شد تا مجموعه مخاطب خوبي هم داشته باشد و ماه ها جزء سه مجموعه برتر ما بود و مخاطب و رضايتمندي بالايي داشت. اين سريال با مجموعه استثنايي «روزگار قريب» به کارگرداني «کيانوش عياري» و کار جذاب «يوسف پيامبر» رقابت مي کرد.» عزت الله ضرغامي در اين نشست خطاب به ميرباقري که در اين جلسه حضور داشت، گفت؛ «اين مجموعه يک بار ديگر بايد به صورت شبانه و در ساعتي مناسب پخش شود تا برخي از مخاطبان آن که موفق نشدند سريال را کامل ببينند يک بار ديگر در وقت مناسبي به تماشاي آن بنشينند.» بخشي از سخنان رئيس سازمان صداوسيما هم به زندگي روشنفکراني که در اين سريال به تصوير کشيده شد و مورد انتقاد جامعه روشنفکري قرار گرفت، مربوط مي شد؛ «به نظر من آقاي جيراني از نظر محتوا خدمت بزرگي به جامعه روشنفکري کرد. اگر بپذيريم جامعه روشنفکري جامعه نخبه و پويايي است و پيشرفت هر جامعه يي بستگي به پيشرفت نخبگان آن دارد اين سريال از اهميت بالايي برخوردار است. بخشي از آسيب هايي که اين جامعه گرفتار آن است در اين سريال به تصوير کشيده شد. «مرگ تدريجي يک رويا» نگاه متعهدانه يي نسبت به همين جامعه است تا حوزه هاي مختلف اجتماعي و اينکه ما بتوانيم سره را از ناسره تشخيص بدهيم. آسيب شناسي هميشه از موضع قدرت است و از اين زاويه مي توان کار را ارزيابي کرد. اگر بين مدرنيته که روند طبيعي خود را طي مي کند و مدرنيسم که نگاهي است ظاهري، کم عمق، وارداتي و مبتني بر تقليد کورکورانه تفاوت قائل شويم، کالبدشناسي اين مساله و شناخت دقيق آن کار مهمي است و از عهده هرکسي برنمي آيد.» او با اشاره به روشنفکري جيراني که در اين روزها بارها مورد سوال و انتقاد قرار گرفته بود، گفت؛ «کسي که چنين کاري مي سازد خود بايد نسبتي با روشنفکران داشته باشد که اگر اين گونه نباشد يا بلد نيست کار را بسازد يا آنقدر مرغوب است که نگراني در تمام بخش هاي سريال به چشم مي خورد. ساخت اين کار شناخت مي خواهد.» ضرغامي حتي به انتقادات جامعه روشنفکر هم اشاره کرد اما آنها را محق ندانست؛ «جامعه منتقدان و روشنفکران بايد ارزش کار آقاي جيراني را خوب بدانند. اينچنين سريالي پلت فورمي است که براي جامعه مي ماند و ماندگار است و در همه جوامع قابل دفاع و پخش است به خصوص جريان اپوزيسيون که بخشي از آنها معطل و سرگردان هستند و از يک اختلاف خانوادگي براي خود استفاده مي کنند تا بتوانند بعداً ميوه و بار آن را به خيال خام خود برداشت کنند. اين مساله چيزي است که الان در شبکه هاي ماهواره يي اپوزيسيون مي بينيم و ما گاهي در ساختار طنز از آنها استفاده مي کنيم و مدام خط و نشان هايي مي کشند که همه پوچ و بي بنياد است.» او با اشاره به سخنان مقام معظم رهبري مي گويد؛ «در اين کار بحث ناتوي فرهنگي که از سوي مقام معظم رهبري مطرح شد نيز مورد کار بود و آنها در زمينه داستان و ادبيات فعاليت گسترده يي دارند و روشنفکران ما و کساني که ريگي به کفش ندارند از چنين سريال هايي استقبال مي کنند.» رئيس سازمان صداوسيما در پايان به نقدهايي که درباره اين سريال خوانده مي گويد؛ «نقدهايي نيز به اين سريال شده که اکثر آنها را خواندم و هيچ حرف حسابي در بيشتر آنها نديدم. مرگ تدريجي يک رويا سنت و مدرنيته را خوب نشان مي دهد و نقشي که آقاي حکيمي داشت و قصه و ويژگي هايي که سنت دارد در آن به خوبي تصوير شد. آنچه در جامعه مي گذرد و ترجمه يي که به جوانان جامعه داده مي شود برجسته و دقيق است و حرفش را به خوبي به جامعه منتقل کرد.» اين مراسم روز گذشته با حضور مرتضي ميرباقري معاون سيما، مهدي فرجي مدير شبکه دو، رحمان سيفي آزاد، فريدون جيراني، پولاد کيميايي، مائده طهماسبي، مهسا کرامتي، آرمان زرين کوب، ساميه لک، ستاره اسکندري، عبدلي، محرابي، کاظمي، شيرازي و... برگزار شد.
موسيقي کليدر سوگنامه عشق است
محمدرضا درويشي از قطعه کليدر گفت

 

«نوشتن قطعه کليدر مثل سياهچاله يي بود که هر چه در آن جلوتر مي رفتم تلخ تر مي شد و درواقع تاکنون قطعه يي به اين تلخي ننوشته ام. اما اين موسيقي برايم عزيز است و آن را با همه جانم نوشته ام.» محمد رضا درويشي درباره چگونگي ساخته شدن اين قطعه مي گويد؛ «حدود سه سال پيش ساخت اين قطعه از سوي موسسه انتشاراتي فرهنگ معاصر با مديريت آقاي «داود موسايي» به من پيشنهاد شد. ابتدا بخش هايي از رمان را آقاي «محمد افتخاري» انتخاب کردند که با تغييراتي به نسخه نهايي براي ساخت اين قطعه رسيديم. در ادامه اين بخش ها را با صداي آقاي دولت آبادي در استوديو ضبط کرديم و براساس اين بخش ها از زمستان سال 85 شروع به نوشتن قطعه در هشت قسمت کردم.» او درباره اجراي اين قطعه موسيقي مي گويد؛ «هر قسمت تصويري است از بخشي از رمان که پس از موسيقي با صداي خود آقاي دولت آبادي شنيده مي شود. يعني ابتدا موسيقي شنيده مي شود و بعد آن قسمت از رمان که موسيقي بر اساس آن ساخته شده. کار نگارش در بهار سال 86 به پايان رسيد و در تيرماه همان سال به اوکراين رفتم و قطعه با اجراي بخش ساز هاي زهي ارکستر سمفونيک ناسيونال اوکراين ضبط شد. بعد در تهران صداي آقاي دولت آبادي را بين قطعات گذاشتيم. در نهايت 8 قسمت موسيقي براي هفت قسمت از کتاب طراحي شد که قسمت هشتم در حکم قسمت فينال قطعه است.»درويشي با اشاره به تلخي اين قطعه که توسط يک ارکستر 40 نفره اجرا شده، مي گويد؛ «اين قطعه با همه کار هاي ديگرم متفاوت بود. اول پارتيتور نوشته ام؛ موسيقي کليدر سوگنامه عشق است و غمنامه فراق و تنهايي.» گردآورنده دايره المعارف ساز هاي ايراني در پاسخ به اينکه با توجه به مکان رخداد داستان اين تصور وجود دارد که بايد از ساز هاي ايراني و محلي در ساخت موسيقي آن استفاده شود، گفت؛ «رمان کليدر يک ظاهر دارد و يک باطن. در ظاهر اتفاق ها در يک روستا در شمال خراسان و سبزوار رخ مي دهد و مردم همه از اهالي روستا هستند اما اثر باطني هم دارد که فراتر از ظاهر آن است. باطن اين اثر مربوط به همه اعصار و همه مردم ستمديده جهان مي شود. باطن رمان ارتباطي با شمال خراسان ندارد و من مي خواستم باطن اين اثر را با موسيقي بازگو کنم. اين باطن براي بيان شدن نياز به يک محمل داشته که در رمان مارال، گل محمد، بلقيس و مکان رخداد شمال خراسان است. نمي خواستم به صرف اينکه قصه در آن منطقه رخ مي دهد از موسيقي شمال خراسان استفاده کنم. اثر من مجرد از زمان و مکان است و يک موسيقي مدرن محسوب مي شود. فکر مي کنم اگر فقط به سراغ تم هاي محلي مي رفتم، موسيقي شکست مي خورد.» به گزارش ايسنا آهنگساز قطعه کليدر در پايان درباره اقتباس موسيقايي از اثر ادبي گفت؛ «صدا نسبت به کلمه و تصوير مجردتر است و کمتر مي تواند به شکل مستقيم به تصويرگري بپردازد. اما آثاري در تاريخ موسيقي وجود دارند که مي خواهند تصوير عرضه کنند. مانند مقام طرقه در شمال خراسان که پرواز طرقه را به عنوان يک پرنده اساطيري به سمت خورشيد توصيف مي کند.» قطعه کليدر ساخته محمدرضا درويشي که براساس بخش هايي از رمان کليدر اثر محمود دولت آبادي نوشته شده در کنسرت مشترک او با حسين عليزاده در روزهاي 6 و 7 دي در تالار بزرگ کشور با حضور بخش ساز هاي زهي ارکستر سمفونيک ناسيونال اوکراين اجرا خواهد شد. اين قطعه 52 دقيقه يي بخش اول اين کنسرت مشترک را تشکيل مي دهد.

صد شخصيت ماندگار آثار سينمايي معرفي شدند
برد پيت در صدر
شخصيت تيلور دوردن با ايفاي آن توسط برد پيت در فيلم «باشگاه مشت زني» در صدر صد شخصيت برتر و ماندگار آثار سينمايي جهان ايستاد. اين ليست صدتايي توسط نشريه سينمايي «امپاير آنلاين» انتخاب و معرفي شده اند. به گزارش ايسنا، شخصيت جيمز ايرل جونز با صداپيشگي ديويد پرووز در فيلم «جنگ هاي ستاره يي»، شخصيت جوکر با بازي هيث لجر در فيلم «شواليه تاريکي» در رتبه هاي دوم تا سوم اين ليست قرار دارند. شخصيت هان سولو با بازي هريسون فورد در فيلم «جنگ هاي ستاره يي»، دکتر هانيبال لکتر با بازي سرآنتوني هاپکينز در فيلم «سکوت بره ها»، هريسون فورد در فيلم «اينديانا جونز» و شخصيت دودي در فيلم «ليبوفسکي بزرگ» با بازي جف بريجز در رتبه هاي چهارم تا هفتم اين ليست قرار دارند.
پايان جشنواره فيکه پرتغال
دو فيلم ايراني جايزه گرفتند
فيلم کوتاه «راف کات» به کارگرداني «فيروز خسرواني» و «سيانوزه» ساخته «رخساره قائم مقامي» به ترتيب جايزه بهترين فيلم مستند و جايزه تقدير ويژه از فستيوال فيلم «فيکه» را از آن خود کردند. اين جشنواره که از 21 الي 29 نوامبر (اول تا نهم آذر) در شهر «اوورا» برپا بود، شب گذشته طي مراسمي برگزيدگان خود در بخش هاي مختلف را اعلام کرد. به گزارش ايسنا جايزه بهترين فيلم داستاني جشنواره فيکه به «جاده ها» ساخته ليور گلر و جايزه تقدير ويژه اين بخش به «شانس» به کارگرداني روي شر اهدا شد و جايزه تقدير اين بخش نيز به فيلم «دست خرس» به کارگرداني مارينا روزت اهدا شد. فيلم «اين طوري شده» به کارگرداني اکسل دوبوس جايزه بهترين فيلم اين جشنواره را از آن خود کرد و جايزه آثار خيلي کوتاه اين فستيوال به فيلم «زنگ زننده» به کارگرداني داستين رز اهدا شد.
مجيد مجيدي در دانشگاه صنعتي شريف
حکم کافر بودن کسي را صادر نمي کنم
«اين شور و هيجان شما قابل درک است. من هم در جواني از اين هيجانات برخوردار بودم، اما دوره ما با انقلاب مصادف بود و هيجان هاي ما در آن مسير حرکت کرد. اشکال ندارد از کسي طرفداري کنيم، اما بايد فرق دوغ و دوشاب را تشخيص دهيم و بدانيم حقيقت کجاست.» اين جملات مجيد مجيدي خطاب به دانشجوياني است که با عکس هايي از دکتر عبدالکريم سروش در جلسه سخنراني او در دانشگاه صنعتي شريف حضور داشتند. او در تکميل حرف ها و توجيه جملات قبلي اش مي گويد؛«خدا شاهد است اگر آن طرف دنيا هم زندگي مي کردم، پاي اصول و اعتقاداتم مي ايستادم و حرف هايم هيچ ربطي به مسائل و جريانات روز ندارد. من نماينده پيامبر يا جمهوري اسلامي نيستم و در جايگاهي نيستم که حکم کافر بودن و از دين خارج شدن براي کسي صادر کنم، بنده افکار خودم را نسبت به باورهاي ايشان مطرح کردم و از حقيقتي دفاع و صحبت کردم.» سپس دانشجويان درباره آخرين ساخته سينمايي مجيدي و نماينده اسکار ايران سوالاتي را مطرح کردند.

او درباره حضور شترمرغ در اين فيلم اين گونه توضيح مي دهد؛«شترمرغ تمثيلي از خود بازيگر فيلم است که دو پا بر زمين دارد. ولي با دو بالي که براي پرواز دارد، تمثيلي از باطن او و انسان است که مي تواند با طي طريق بر بلنداي جاي گيرد.» او در پاسخ به پرسشي درباره حضور سينماي ايران در جشنواره ها مي گويد؛ «متاسفانه تحليل درست و اصولي درباره اين مساله وجود ندارد و عموماً اين وجه سينماي ايران دستخوش مسائل و نگاه هاي سياسي بوده است، البته گاهي جشنواره هايي معدود هم شايد سياسي عمل کرده باشند، اما اين مساله دقيقاً آسيب شناسي نشده است. امروز سينماي ايران را به خاطر تاملش در مسائل انساني و وجهه معرفتي اش مي شناسند و متاسفانه در اين سال ها به اين دستاورد بزرگ بي توجه بوده ايم و از آن درست بهره نبرده ايم.» کارگردان «بچه هاي آسمان» در خصوص حضور فقر در فيلم هايش مي گويد؛ «خاستگاه اجتماعي خود من چنين طبقاتي است و من با توجه به شناختم از اين طبقات و احساسي که نسبت به اين طبقه و اين گروه از آدم ها داشتم بنابراين هميشه تلاش کرده ام آدم هايي را انتخاب کنم که جزء آسيب پذيرترين و پايين ترين طبقات اجتماعي باشند.»
«بهرام رادان» راننده تاکسي کارتون «تهران 1500»
«بهرام رادان» براي حضور در نخستين فيلم سينمايي انيميشن «بهرام عظيمي» با عنوان تهران 1500 در نقش يک راننده تاکسي قرارداد بست. او نخستين بازيگري است که براي حضور در اين انيميشن بلند قرارداد امضا کرده است. رادان که نقش اول مرد اين انيميشن را بر عهده دارد، با چهره انيميشني خود در نقش يک راننده تاکسي بازي خواهد کرد و مدل سازان اين انيميشن، کاراکتر رادان را به صورت انيميشن سه بعدي

در مي آورند. بهرام رادان پس از اتمام طراحي اين انيميشن، به جاي کاراکتر خود صحبت خواهد کرد. در اين پروژه در کنار اين بازيگر سينما، از چهره و صداي حداقل 10 بازيگر مطرح سينما، تئاتر و تلويزيون نيز استفاده مي شود. از چهره بهرام رادان براي طراحي اين انيميشن عکاسي شده است و قرار است شخصيت او با تمام زوايا و خصوصياتش به صورت انيميشن دربيايد. انتخاب بازيگران اين پروژه انيميشن را حبيب رضايي بر عهده دارد که خود نيز جزء بازيگراني است که کاراکتر خود را در اختيار بهرام عظيمي براي تبديل به انيميشن قرار مي دهد. به گزارش فارس انيميشن تهران 1500 ، 113 سال آينده تهران را به تصوير مي کشد و در ژانر کمدي به مضامين فرهنگي مي پردازد.
ادبيات
درگذشت برنده گنکور ؛ بئاتريس بک نويسنده رمان «کشيش لئون مورين» که جايزه گنکور سال 1952 را از آن خود کرده بود، در سن 94 سالگي درگذشت. بئاتريس بک نويسنده فرانسوي بلژيکي الاصل از جايگاه خاصي در ادبيات معاصر فرانسه برخوردار بود. اين نويسنده فرانسوي با دريافت گنکور سال 1952 نزد منتقدان فرانسوي نيز از مقبوليت خوبي برخوردار شد. بئاتريس بک سال 1914 در بلژيک به دنيا آمد و ديشب در منزلش در فرانسه درگذشت. او در طول عمر نويسندگي خود بيش از سي داستان، مقاله و شعر منتشر کرد و به نمايشنامه نويسي نيز علاقه داشت. به گزارش فارس رمان «کشيش لئون مورين» که جايزه گنکور را نصيب اين نويسنده فرانسوي کرد، درباره بيوه جوان يک کمونيست جنگ جهاني و کشيش لئون مورين است. اين کتاب بعدها توسط «ژان پي ير ملويل» و با بازي «ژان پل بلموندو» و «امانوئل ريوا» روي صحنه سينما رفت.

انتشار رمان جديد جيمز پترسون ؛ جيمز پترسون نويسنده ژانر رمان وحشت ادبيات امريکا به تازگي رماني تحت عنوان «کشور کراس» منتشر کرده است. پترسون تا به امروز نزديک به بيست رمان در حوزه رمان وحشت منتشر کرده است. او همچنين به نوشتن رمان هاي وحشت دنباله دار علاقه مند است و تا به امروز مجموعه هاي «الکس کراس» و «ماکسيمم رايد» را منتشر کرده است. جيمز پترسون 22 مارس سال 1947 در امريکا به دنيا آمده است. او پيش از اين در سال هاي 1990 مدير يک شرکت تجاري بود اما سپس با انتشار نخستين رمان خود از اين کار کناره گرفت و به نويسندگي روي آورد. مجموعه رمان هاي «الکس کراس» پترسون تا به امروز با استقبال خوبي در امريکا مواجه شده است و اين رمان ها تا حدودي در حوزه روانپزشکي، پليسي و وحشت است.کتاب هاي جيمز پترسون تنها در سال 2007 نزديک به 16 ميليون نسخه در امريکاي شمالي فروش کرده است. رمان «کشور کراس» نوشته جيمز پترسون را انتشارات ليتل براون منتشر کرده است و 28 دلار قيمت دارد.
حتي ده سال هم نشد
امير قادري

نبايد اين جوري مي شد. شايد اصلاً نبايد اين را گفت. اما اين روزها که دارم به اطرافم نگاه مي کنم؛ راستش مي بينم که تنها مانده ايم. که از آدم هايي که همه اين سال ها کارمان را با هم شروع کرده ايم، اغلب و اکثرشان خبري نيست. نيستند و نمانده اند. ميزهاي کافه ها کوچک تر شده و در سالن ها و ساختمان ها و جشن ها و مجالس ترحيم و تحريريه ها و سالن هاي نمايش کمتر به آدم هاي آشنا برمي خوري. همه آدم هايي که کارت را با آنها شروع کرده يي يا کارشان را با تو شروع کرده اند، يا جايي از مسير به هم پيوسته ايد، بيشترشان از دل و دماغ افتاده اند يا جذب کارهاي ديگر شده اند يا مهاجرت کرده اند يا پشت ميزنشين شده اند و حتي پيش آمده که از خانه هم بيرون نيايند. و عجيب و جالب اينکه اين آدم ها، نه فقط هم نسل هاي خود ما، که کساني هستند برآمده از چند نسل؛ پير و جوان. پشت سرم را نگاه مي کنم و مي بينم که همه تلاش و زور و همت مان در اين سال ها صرف دوباره از نو شروع کردن شده، و سر هر کدام از اين آغازها، رفقاي ديگري را از دست داده ايم. آدم هاي تازه مي آيند، جمع هاي تازه يي شکل مي گيرد، ولي کسي که نمي تواند جاي کسي را بگيرد. براي ادامه راه، براي پيش رفتن و قوي شدن، انرژي ات را بايد از اطرافيانت بگيري و ناگهان متوجه مي شوي که علي مانده و حوضش. که هر کس مدام بايد زور بزند که براي اطرافيانش جانشين پيدا کند. شده ايم شبيه کاراکترهاي بازي کامپيوتري که عمر محدودي دارند و بعد چند بار خطا، مي سوزند و از دور خارج مي شوند و راستش بازي که در اين چند سال در آن شرکت کرده ايم بازي سختي بوده است. حالا به هزار و يک دليل دروني و بيروني. به نظرم برنامه نويس هاي اين بازي (حالا چه خودمان يا ديگران) فاصله بين موانع را خيلي کم گرفته اند، يا وقت کم بهمان داده اند يا مشکل از کاراکتر خود ما بوده که جان زيادي نداشته ايم. با اين وجود نمي توانم پنهان کنم اين آرزو را که کاش مي شد مرحله پايين تري را انتخاب مي کرديم. Level پايين تر بازي راه که اينقدر نسوزيم. که فرصت بيشتري براي خطا و اشتباه مي داشتيم. که لازم نبود براي هر چيز اينقدر بجنگيم و تلفات بدهيم. معناي تلفات براي ما هم يعني که بازي را بي خيال شويم.

اين البته چيزي نيست که براي اولين بار اتفاق افتاده باشد. فقط به نظرم اين اتفاق براي ما زودتر از هميشه افتاده است. نبايد عمرش هفت هشت ده سال باشد. و از آن مهم تر نبايد آدم هايي از چند نسل را در بر بگيرد. سرعت ريزش و احساس افسوس و پشيماني آدم ها نبايد اين قدر زياد باشد. حالا ديگر عمر مفيد آدم هاي فرهنگي که مي خواهند کاري بکنند و چيزي بنويسند و فيلمي بسازند و موسيقي منتشر کنند، دارد به دو سال و سه سال مي رسد. بعد مدت کوتاهي آنهايي که مقاومت کرده اند و نکشيده اند کنار، معمولاً مجبور مي شوند آنقدر ناخالصي و اضافات وارد فضاي کارشان بکنند که ديگر چيزي ازشان باقي نمي ماند. بعد متوجه مي شوي هر چه ازشان باقي مانده، مربوط به همان چند سال اول است. بعدش فقط لک لکي مي کنيم. دوري اين اطراف مي زنيم و بعدش يا گوشه نشين کافه باقي مي مانيم يا راه مان را مي گيريم و مي رويم.

اين از اين، و حالا در انتهاي اين ستون، ايده يي براي پاراگراف پاياني ندارم. مشکلات و گرفتاري ها همان قدر بيروني هستند که دروني. نتيجه گيري در کار نيست. نه درخواستي از دولت و مسوولان داريم و نه انتظاري از خودمان. جهان براي ما به قدري پيچيده شده که ديگر تنها راه حضور در آن، پذيرفتن اش در همان حال و حالتي است که هست. انگار يک چيز شکستني است که دست بهش بزنيم، فرو مي ريزد و از هم مي پاشد. خيلي که هنر کنيم، تعهدمان را نسبت به خودمان حفظ کنيم. دليل اين هم که ستون اين هفته را در اين باره نوشتم (که خوب هم ننوشتم و ستون درست و جذابي هم نشد) همين بود که دلم گرفته و احساس تنهايي مي کنم. گفتم با شما هم در ميان بگذارم. شايد سبک شوم.

نودلز گنگستر فيلم سرجو لئونه، آخر فيلم از در خانه آخرين رفيق اش - که به همديگر خيانت کرده اند - بيرون مي آيد و به چراغ هاي قرمز ماشين حمل زباله يي نگاه مي کند که کم کم از نظرش دور مي شود و جايش را چراغ هاي يک ماشين روباز قديمي مي گيرد که چند جوان خوشحال سوارش هستند و دارند تفريح مي کنند و بلندبلند مي خندند.
عناوين اين صفحه
حرف حسابي ميان نقدها نديدم
محمدرضا درويشي از قطعه کليدر گفت
برد پيت در صدر
دو فيلم ايراني جايزه گرفتند
حکم کافر بودن کسي را صادر نمي کنم
«بهرام رادان» راننده تاکسي کارتون «تهران 1500»
ادبيات
حتي ده سال هم نشد
پيشنهادها
چهره ها
دريچه

پيشنهادها
?برگزاري مراسم شب هفت آقالو؛ خانه سينما بنا به وصيت زنده ياد «احمد آقالو» مراسم هفتمين روز درگذشت اين هنرمند فقيد را در مسجد نور برگزار مي کند. اين مراسم با حضور هنرمندان و دست اندرکاران سينماي ايران و اعضاي خانه سينما امروز از ساعت 30/13 الي 15 در مسجد نور واقع در ميدان فاطمي برگزار مي شود. روابط عمومي خانه سينما از عموم هنرمندان دعوت مي کند در اين مراسم شرکت کنند.

? همايش ايدز در خانه فرهنگ شيخ صدوق؛ همايش ايدز با هدف اطلاع رساني به عموم مردم و گروه هاي پرخطر امروز، در خانه فرهنگ شيخ صدوق برگزار مي شود. اين همايش با حضور صاحبنظران و کارشناسان و مشارکت آموزش و پرورش منطقه يک برگزار مي شود و علاقه مندان مي توانند براي شرکت در آن به نشاني شهر ري، ميدان اول دولت آباد، بوستان مهران، کتابخانه شيخ صدوق (ره) مراجعه کنند.

?جشن عکس دانشگاه هنر؛ سومين جشن عکس دانشگاه هنر از 9 تا 13 آذرماه از سوي انجمن علمي عکاسي دانشگاه هنر برگزار مي شود. در اين جشنواره پنج روزه سه قسمت از سري فيلم هاي Genius of photography به صورت دوبله فارسي پخش مي شود.علاقه مندان مي توانند جدول برنامه هاي اين جشنواره را در سايت www.photocom.akkasee.com مشاهده کنند.


چهره ها
? جايزه بهترين صداگذاري؛ فيلم «هامون و دريا» به کارگرداني ابراهيم فروزش جايزه بهترين صداگذاري را از جشنواره بين المللي فيلم «کوالالامپور» به دست آورد. اين چهارمين ساخته بلند سينمايي «فروزش» است . او پيشتر فيلم هاي «مرد کوچک»، «بچه هاي نفت» و اخيراً «دوست داشتن را هجي کن» را کارگرداني کرده است.

?کتابي درباره مردان داستان نويس نسل سوم؛ جمال ميرصادقي نگارش کتاب تفسيري «مردان داستان نويس نسل سوم» را از نوروز آغاز مي کند. رمان« دندان گرگ» اين نويسنده تا حدود 15 روز ديگر توسط نشر مجال به بازار عرضه خواهد شد. کتاب ديگري از او که توسط همين نشر منتشر خواهد شد، کتاب «داستان هاي امروز» است که بازخواني و تفسير 23 داستان از نويسندگان جوان است.

?حضور خواجه اميري در جشنواره موسيقي فجر؛ خواجه اميري خواننده پاپ کشور در بخش ويژه بيست و چهارمين جشنواره موسيقي فجر، قسمت پاپ اجرا خواهد داشت. خواجه اميري روز شنبه 23 آذرماه ساعت 9 شب در تالار وزارت کشور برنامه اجرا خواهد کرد. بليت هاي بخش ويژه جشنواره موسيقي فجر از طريق اينترنت به فروش مي رسد.


دريچه
پيگيري معافيت مالياتي تئاتري ها توسط راد؛ برخلاف وجود قانون فعاليت مالياتي هنرمندان رشته هاي گوناگون، از آغاز سال 86 تاکنون 5 درصد قرارداد گروه هاي نمايشي کسر شده و اين 5درصد با ارائه برگه معافيت مالياتي که از سوي حوزه مالياتي محل سکونت هنرمندان صادر مي شود، به گروه ها بازگشت داده مي شود. ايرج راد که روز گذشته با قاضي شعبه 13 ديوان عدالت اداري در اين خصوص ديدار و گفت وگو داشته است،مي گويد؛ «در اين ديدار مقرر شد مستندات مربوط به قانون معافيت مالياتي هنرمندان را به اين شعبه ارائه دهيم تا پس از آن پيگيري ها وارد مرحله جديدي شود.»

استقبال از نمايش مستند کارگردان ايراني در آمستردام ؛نمايش فيلم مستندي از يک کارگردان زن جوان ايراني درباره آزادي زنان افغان براي بازي فوتبال، مورد توجه تماشاگران و منتقدان جشنواره بين المللي فيلم مستند آمستردام قرار گرفت. به گزارش ايسنا فيلم «دختران افغان مي توانند بشوت اند» ساخته «بهاره حسيني» کارگردان جوان ايراني اميدواري ، اعتماد به نفس و آزادي زنان افغان پس از حکومت طالبان را به تصوير کشيده است. اين فيلم درباره اولين تيم ملي فوتبال زنان افغانستان است که براي برگزاري اولين مسابقه بين المللي خود در پاکستان آماده مي شود.

«توني مانرو» بهترين فيلم جشنواره تورين ؛ فيلم «توني مانرو» ساخته پابلو لاراين جوايز برتر جشنواره فيلم تورين را به خود اختصاص داد. اين فيلم محصول مشترک شيلي و برزيل است.«توني مانرو» همچنين توانست جايزه فدراسيون بين المللي منتقدان فيلم (فيپرشي) و جايزه بهترين بازيگر مرد را براي «آلفردو کاسترو» به همراه آورد. به گزارش آسوشيتدپرس جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن به «امانوئله دوو» از فرانسه براي فيلم «ناگفته» رسيد. همچنين فيلم «شاهزاده برادوي» ساخته شين باکر جايزه ويژه هيات داوران را به دست آورد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام