|
|
|
|
|
|
|
|
|
نوشيروان کيهاني زاده
امروز، پارلمان عراق در برابر تاريخ
امروز چهارشنبه قرار است معاهده عراق و امريکا در پارلمان آن کشور به راي گذاشته شود. بنابراين روزي حساس در تاريخ عراق است و مسير آينده آن در اين روز مشخص مي شود. سه انفجار روز دوشنبه از جمله انفجار انتحاري يک زن که منجر به مرگ 20 تن و جرح شماري ديگر شد اخطاري بود به اعضاي پارلمان عراق که چشم خود را بازتر کنند زيرا مسوول وضعيتي خواهند بود که از اين پس روي خواهد داد. دنياي نوامبر 2008 آن نيست که در مارس 2003 بود. چند نشست سران در دو سه ماه اخير تغيير وضعيت را به روشني نشان داد. چين و روسيه در همه جا در برابر غرب حضور خود را نشان داده اند، حتي در فعاليت هاي نفتي. کمپاني نفت روسيه دارد با اسپانيا و... شريک مي شود و حتي در کوبا به دنبال يافتن نفت است و بنابراين نفت و... عراق، سعودي و کويت را تنها براي غرب باقي نخواهد گذاشت و خواهيد ديد که درگيري بزرگ تر ها دوباره از سرگرفته خواهد شد. چين دارد از يونان بندر اجاره مي کند و ديديد که غرب نتوانست آن را از «دارفور» بيرون راند. در چند روز گذشته و پس از برخوردهاي لفظي مخالف و موافق در پارلمان 275 عضوي عراق که از لحاظ شمار تقريباً برابرند، برخي از مقامات عراقي به دفاع از پيش نويس معاهده برخاسته بودند. براي مثال وزير دفاع عراق گفته بود که واحدهاي عراقي هنوز آمادگي کامل براي روبه رو شدن با هر اتفاقي را ندارند و لازم است مدتي ديگر نيروهاي امريکا باقي بمانند. به علاوه خطر گسترش باج گيري دريايي از شاخ آفريقا به خليج فارس وجود دارد و نياز به نيروي دريايي امريکاست. اين استدلال به نظر کودکانه مي آيد. مگر نيروي دريايي ايران اجازه مي دهد باجگير دريايي از تنگه هرمز بگذرد و زنده بماند. بعضي قدرت ها خودشان نمي خواهند باجگيران دريايي شاخ آفريقا سرکوب شوند (فيدل کاسترو در آخرين مقاله خود که پريروز منتشر شد، پشت پرده رويدادهاي نهم سپتامبر 2001 و پيدايش القاعده و...را رو کرده است). مقاومت در عراق عمدتاً به خاطر ماندن نيروي خارجي است. اگر چنين نيرويي نباشد مقاومتي هم نيست و اگر باشد بر ضد فساد اداري و سوء جريان احتمالي در معاملات نفت و... خواهد بود. نگران نباشيد و پرونده خود را خراب نکنيد، چه اين معاهده تصويب شود و چه نشود، امريکا همه نيروهايش را از عراق خارج نخواهد ساخت، براي مهماني که نيامده بود، شماري کم از آنان هم که باقي بمانند براي اجراي سياست آن کشور کافي و بهانه خواهند بود. اينکه مي گويند مهلت سازمان ملل، مگر آنان با مجوز سازمان ملل آمدند که از انقضاي مهلت بهراسند. فراموش نکنيد که آيت الله العظمي سيستاني اشاره به اکثريت خيلي بالاي پارلمان کرده است (نه، نصف « 1).
زلزله مرگبار شماخي و اشاره يي به سابقه تاريخي اين شهر
25 نوامبر سال 1667 يک زلزله شديد شهر شماخي قفقاز وقت ايران را ويران ساخت و نزديک به 80 هزار تن را کشت. دولت صفوي براي بازسازي شهر تلاش بسيار کرد و حتي از اصفهان معمار و کارگر به شماخي فرستاد و مرکز شهرستان را موقتاً به باکو که در 120 کيلومتري شرق شماخي واقع شده است، منتقل ساخت. اين زلزله در آغاز سلطنت صفي ميرزا (شاه سليمان صفوي) روي داده بود که جمعي گفته بودند چون صفي ميرزا در ساعتي نحس بر جاي پدرش (شاه عباس دوم) نشسته اين زلزله روي داده است. صفي ميرزا براي اطمينان خاطر مردم مجبور شد دوباره تاجگذاري کند. اين نخستين و آخرين زلزله سخت شماخي نبود، در سال 1191 ميلادي (زمان حکومت شروانشاهان، حکام باقي مانده از عهد ساسانيان در قفقاز) يک زلزله شديد اين شهر را ويران کرده بود. منطقه شماخي در طول هزاره دوم ميلادي 11 زلزله شديد به خود ديده است که يکي ديگر از آنها در دوم دسامبر 1859 روي داده بود، ديگري در سال 1902 و آخرين زمين لرزه در سال 2000. شماخي قرن ها مرکز حکومت شروانشاهان بود و خاقاني از شاعران بزرگ و قصيده سراي ايران که در قرن دوازدهم ميلادي
(1190- 1122) مي زيست از همان شهر برخاسته بود. قصيده ايوان مدائن او معروف است. آنتوني جنکينسون انگليسي در قرن شانزدهم در آن شهر يک مرکز تجاري داير و از آنجا سفري هم به ايران کرده بود. برخي از مورخين نوشته اند وي بود که تزارهاي روسيه را به تصرف قفقاز تشويق کرده بود زيرا به عنوان نماينده دربار لندن با دربار آنان رفت و آمد داشت و از پادشاه وقت صفويه ايران (شاه طهماسب يکم) دلخور. شماخي واقع در منطقه «اران» در پي دور اول جنگ هاي روسيه با ايران طبق قرارداد گلستان (منعقد در 1813) به روسيه داده شد. روس ها در زمان پطر يکم در سال 1722 وارد شماخي شده بودند ولي بعداً از ترس نادرشاه آنجا را ترک گفتند. نادرشاه در همين دهه از شماخي ديدار و کساني که به روس ها روي خوش نشان داده بودند را تنبيه کرد. قفقاز ايران در سه دهه اول قرن نوزدهم و ضمن دو جنگ طولاني و دو قرارداد گلستان و ترکمنچاي به دست روس ها افتاد. شماخي اينک در جمهوري آذربايجان واقع است.
پيدايش فلسفه «پراگماتيسم»- پراگماتيست هاي ايران
در نوامبر سال 1909 ميلادي و طبق برخي نوشته ها بيست و سوم اين ماه، «پراگماتيسم» وارد دايره المعارف فلسفه شد. صاحب اصلي اين فلسفه چارلز پيرس دانشمند و فيلسوف امريکايي ( 1914 - 1839) است و دو فيلسوف ديگر امريکايي ويليام جيمز و «جان ديوي» نيز همين عقيده را داشتند. ناميدن آن به فلسفه «اصالت نتيجه» روشن ترين تعبير است و کسي را که اعمال و افکار او با اين فلسفه مطابقت دارد يا اينکه پيرو آن است «نتيجه گرا»، «عمل گرا» و «پيرو اصالت عمل» مي خوانند. پراگماتيست ها برخلاف ساير روش هاي فلسفي از تحقيق و بررسي در کل عمل اجتناب مي ورزند و به جاي آن به آزمايش نتايج مي پردازند يعني پس از عملي شدن فکر، نتايج به دست آمده را مي سنجند. به نظر آنان «نتيجه» اصل است نه اصول لايتغير و رفتن از راه هاي انعطاف ناپذير معين براي رسيدن به «نتيجه مطلوب»؛ و به اين ترتيب مقيد به لايتغير بودن اصول نيستند. پراگماتيست ها نظرات و عقايدي را مي پذيرند که عملي باشند. از نظر آنان يک عقيده بايد نخست تجربه شود و اگر نتايج تجربه مفيد و قانع کننده بود به صورت نظام درآيد و بر آن ضابطه اجرايي نوشته و عملي شود. |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ايران - قطر؛ پارس جنوبي رقابت نابرابر |
|
|
|
مجيد سليمي بروجني
خبر کوتاه بود؛ «اولين محموله ال ان جي قطري ها به مقصد انگليس خواهد رفت.»
خبري که بيشتر به زنگ خطري براي مديران نفت و گاز مي ماند. هشداري براي ايران که روز به روز فرصت هاي پيش رو در پارس جنوبي را از دست مي دهد. طي چند سال گذشته بارها و بارها شاهد بوده ايم که کارشناسان نفت و گاز به دولت توصيه کرده اند استراتژي اتخاذ شده جهت اجراي پروژه هاي پارس جنوبي جوابگوي آينده اقتصاد ايران نيست. وليکن مديران مربوط هر بار سعي کرده اند با توجيهات خود، تعلل ها و غفلت هاي خود را پوشش دهند. گويا مسوولان ما فراموش کرده اند مخازن پارس جنوبي بين ايران و قطر مشترک است و هر روز غفلت از برداشت اين مخازن برابر با از دست دادن ميليون ها دلار است. قطر در برداشت از اين ميدان عظيم گازي حدود 10 سال از ايران پيش است و به گونه يي برنامه ريزي کرده که تا سال 2012 ميلادي، 77 ميليون تن گاز ال ان جي توليد و روانه بازار کند. قطري ها در اجراي برنامه هاي بلندمدت خود، پروژه هاي ال ان جي، جي تي ل و انتقال گاز قراردادهاي بسياري با شرکت هاي معتبر امريکايي و انگليسي منعقد کرده اند. اين در حالي است که ايران نيز سه پروژه ايران ال ان جي، پارس ال ان جي و پرشين ال ان جي را در برنامه هاي خود در نظر گرفته که توسعه و اجراي اين پروژه ها به دليل خروج شرکاي خارجي همچون شل، رپسول و توتال، در ادامه سياست هاي تحريم عليه ايران همچنان بلاتکليف باقي مانده است. ما نبايد فراموش کنم که 16 درصد ذخاير گاز طبيعي دنيا که حدود 30 تريليون مترمکعب مي شود در ايران واقع شده است. گاز طبيعي با توجه به خصوصيات فيزيکي و زيست محيطي که دارد، در حال پيدا کردن جايگاه واقعي خود در دنياست و در برخي صنايع ديده شده که در حال گرفتن جاي نفت است. سرمايه گذاري روي صنعت گاز و مشتقات آن مي تواند راهي باشد براي جلوگيري از خام فروشي نفت. محصولات پتروشيمي که خوراک آنها گاز طبيعي است داراي ارزش افزوده بسيار بالايي هستند و با صادرات آنها درآمد هنگفتي به خزانه کشورمان سرازير خواهد شد. ايران با توليد 5/5 درصد گاز طبيعي جهان چهارمين توليدکننده بزرگ دنيا به شمار مي آيد که البته از اين حجم ذخاير که مجموعاً در 28 فاز طراحي شده تا به امروز تنها پنج فاز به طور کامل راه اندازي و به شبکه سراسري تزريق شده اند. سازمان هاي بين المللي انرژي پيش بيني کرده اند نياز جهان تا سال 2015 به بيش از 500 ميليون تن ال ان جي خواهد رسيد و چنانچه ايران بتواند سه طرح پيش بيني شده خود را تا آن موقع سر و سامان بدهد تنها شش درصد از اين بازار را در اختيار خواهد گرفت که به هيچ وجه با حجم ذخاير و پتانسيل واقعي ما مطابقت نخواهد داشت. از سوي ديگر و با توجه به مشکلات صادرات و انتقال گاز به ويژه به مناطق دوردستي همچون اروپا، جايگاه بالاي ال ان جي بيشتر به چشم خواهد آمد. بجاست که ايران با مديريتي منظم و با برنامه در توسعه پروژه هاي ال ان جي خود، نقشي فراخور ذخاير گاز خود در بازارهاي جهاني را کسب کند. |
|
|
|
|
|
|
|
|