معصومه ستوده
محمد سلامتي دبيرکل سازمان مجاهدين انقلاب بحث شوراي حکميت را با محوريت نظرسنجي مهم ترين بحث مطرح بين اصلاح طلبان مي داند چون در مورد ساير راهکارها اجماعي در جبهه اصلاحات وجود ندارد و نظرسنجي تنها راهکاري است که مي تواند نيل به کانديداي واحد را هموارتر سازد هرچند برخي آن را نظرسازي مي دانند.
---
- سازمان مجاهدين انقلاب کانديداي حزبي خود در انتخابات رياست جمهوري دهم را آقاي خاتمي عنوان کردند. با توجه به اينکه آقاي خاتمي هنوز تصميم خود را اعلام نکردند بسياري معتقدند گروه هاي اصلاح طلب در صورت نيامدن آقاي خاتمي دچار بحران مي شوند، آيا اين مساله را قبول داريد؟
گرچه آقاي خاتمي کانديداي سازمان ما هستند اما کانديداي حزبي به شمار نمي روند. اگر ايشان به هر دليلي کانديداي رياست جمهوري نشوند، براي بعد از ايشان، سازمان هيچ تصميمي در اين مورد اتخاذ نکرده است. البته جبهه اصلاحات به دنبال ساختار و راهکار معيني براي نيل به کانديداي واحد تلاش خود را متمرکز مي کند.
- بسياري معتقدند عدم بحث روي يک ساختار معين براي نيل به يک کانديداي واحد به اين دليل است که شايد خود اين مساله موجب شود آقاي خاتمي حضور پيدا نکنند شما چقدر اين مساله را قرين به واقعيت مي دانيد؟ و به همين دليل است که بسياري از تصميمات جبهه اصلاحات بحث هاي رسانه يي نمي شود.
تا انتخابات حدود هفت ماه باقي مانده و اين زمان کمي نيست.
- پس چطور در اين زمان کوتاه مي خواهيد به کانديدايي واحد دست پيدا کنيد، وقتي آقاي خاتمي نيايد؟
در بررسي منشور اصلاح طلبان بدون در نظر گرفتن اينکه کانديدا چه کسي است، بحث ها انجام مي شود. اما اينکه بسياري از بحث ها رسانه يي نمي شود به اين خاطر است که پيشنهادات هنوز به ساير گروه ها براي بررسي منتقل نشده است بنابراين نمي توان نظراتي را که هنوز ساير گروه ها آن را تاييد نکرده اند که بتوان آن را در سطح جامعه منتشر کرد.
- اما شما 22 بهمن را زمان اعلام کانديداي خود مشخص کرديد.
اين زمان پيشنهادي است. نمي توان با قاطعيت در مورد آن نظر داد. همه گروه ها بايد در مورد زمان هم به توافق برسند.
- تا برگزاري انتخابات رياست جمهوري تنها هفت ماه باقي مانده است و زمان براي اصلاح طلبان بسيار محدود است و انتخابات پيش رو بسيار سرنوشت ساز است. به هر حال با عدم معرفي کانديدا، جبهه اصلاحات فرصت را از دست مي دهد به خصوص اينکه اگر آقاي خاتمي حضور پيدا نکند، مساله معرفي کانديدا و سفرهاي استاني براي اصلاح طلبان بسيار حساس مي شود. آيا براي حل اين مساله تدبيري انديشيده ايد؟
همان طور که اشاره کردم به نظر من، ما تا انتخابات فرصت زيادي داريم. در سال 76 زماني که آقاي خاتمي اعلام کانديداتوري کردند فقط حدود دو ماه و نيم به انتخابات مانده بود. توانستند در اين فرصت اندک با تبليغات محدود نزديک به 20 ميليون راي بياورند ولي حالا شرايط فرق مي کند. ايشان در جامعه محبوبيت دارد و هيچ نيازي به تبليغ ندارد بنابراين ما در اين مورد عجله يي نداريم.
- اما نمي شود انتخابات سال 76 را با انتخابات سال 88 سنجيد چون در حال حاضر جامعه ما از اکثريت خاموشي برخوردار است که شايد به راحتي پاي صندوق راي نيايد اما در عوض جناح رقيب راي ثابتي دارد که به هر حال پاي صندوق مي آيد و اگر اصلاح طلبان نتوانند اکثريت خاموش را مجاب به حضور در انتخابات کنند، بازنده انتخابات مي شوند؟
اگر آقاي خاتمي حضور پيدا کنند نياز زيادي به تبليغات ندارند. وقتي در سال 76 در عرض دو ماه و نيم ايشان توانست جمعيت خاموش را به عرصه انتخابات بکشاند با توجه به عملکرد مسوولان فعلي به نظر مي رسد در حال حاضر بهتر مي تواند اين اکثريت را ترغيب به حضور بر سر صندوق هاي راي کند. به خصوص که آقاي خاتمي در اين مدت ظرفيت جديدي کسب کرده است.
- پس سازمان در صورت نيامدن خاتمي چگونه مي خواهد در اين فرصت اندک به يک کانديداي واحد دست پيدا کند؟
موضوع مساله سازمان نيست. مساله کل احزاب و گروه هاي جبهه اصلاحات است و همان طور که قبلاً هم اشاره کردم، براي حل آن، ساز و کار نيل به کانديداي واحد در جبهه اصلاحات در حال تهيه است. من احتمال وحدت نظر در جبهه اصلاحات را بسيار بالا پيش بيني مي کنم.
- آيا تلاش سازمان براي حضور آقاي خاتمي، صرف حضور است يا اينکه اين سازمان سياسي برنامه هاي خاصي نيز براي بعد از اعلام حضور آقاي خاتمي تهيه کرده است؟
اين امر صرفاً به سازمان مربوط نيست بلکه به همه احزاب و گروه ها در جبهه اصلاحات مربوط مي شود و از اين مهم تر شخص آقاي خاتمي است که محور اصلي تهيه برنامه قرار مي گيرد. گروه ها نيز نظرات خود را ارائه مي دهند. البته بي ترديد تهيه برنامه کاري جمعي است. در اين خصوص لازم به ذکر است که در انتخابات دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي جبهه اصلاحات براساس چشم انداز 20 ساله، برنامه چهارم و مطالبات اقشار مختلف مردم برنامه يي تنظيم کرد که در صورت ورود کانديداهاي اين جبهه به مجلس آنها آن را پيگيري مي کردند. آن برنامه که از کار کارشناسي قابل قبولي برخوردار است، مي تواند به عنوان محور اصلي مورد بررسي گروه هاي جبهه اصلاحات قرار گيرد و پس از اصلاحات احتمالي به عنوان برنامه کانديداي جبهه اصلاحات مورد استفاده واقع شود. دقت اين برنامه از آنجا بيشتر روشن مي شود که در تهيه آن نه فقط احزاب و گروه ها و ديگر نهادهاي مدني بلکه همکاران نزديک آقاي خاتمي در دولت اصلاحات در آن مشارکت داشتند.
- شما به اين مساله اشاره کرديد که راهکارهاي مختلفي براي نيل به کانديداي واحد مورد بحث قرار گرفته است همچنان که آقاي نجفي طرح پارلمان اصلاحات با حضور احزاب اصلاح طلب و آقاي الويري بحث مجمع بزرگان اصلاح طلب را عنوان کردند و آقاي کروبي بحث حکميت را مهم ترين راهکار قلمداد کردند. آيا بحث جدي در مورد اين راهکارها صورت گرفته است؟
راهکارهاي پارلمان اصلاحات يا مجمع بزرگان اصلاح طلب در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات رد شده است فعلاً بحث شوراي حکميت با محوريت نظرسنجي مورد بحث است.
- همان طرح حکميت که آقاي کروبي داده اند؟
بله، اما تاکيد بيشتر گروه ها، حکميت با محوريت نظرسنجي است که البته اين مساله نهايي نشده است اما در کارگروه ها مورد بحث قرار گرفته است.
- اما آقاي کروبي نظرسنجي را نظرسازي عنوان و آن را رد کرده اند و اصرار دارند تعيين کانديداي مقبول بايد از طرف شوراي حکميت باشد؟
البته نظرسنجي که صورت مي گيرد، بايد مورد قبول همه گروه ها باشد. هرچند هنوز جمع بندي صورت نپذيرفته و زماني که به تصويب همه گروه ها برسد، ملاک عمل است.
- در اين جلسات اعتماد ملي نيز حضور دارد؟
بله، اعتماد ملي حضور مرتب دارد و نماينده آنها جناب آقاي گرامي مقدم است.
- آيا شرط خاصي از سوي اعتماد ملي مطرح شده است؟
روي شرط خاصي بحث نشده است اما هر يک از احزاب ديدگاه هاي خود را مطرح مي کنند که پس از بحث رد يا قبول مي شود اما چيزي که مهم است، اين است که چه ايده يي مورد تصويب همه گروه ها واقع مي شود.
- پس شوراي حکميت بيشتر مورد اجماع است؟
در مورد شوراي حکميت دو ديدگاه وجود دارد؛ يک ديدگاه معتقد به محوريت نظرسنجي در شوراي حکميت است و ديدگاه ديگر راي آوري فرد را ملاک قرار مي دهد بدون اشاره به مکانيسم کار.
-اين مساله درست است که حزب اعتماد ملي منشوري را امضا کرده اند و گفته اند از نظر شوراي حکميت تبعيت مي کنند حتي اگر کانديداي آن آقاي کروبي نباشد؟
بله، اين امر واقعيت دارد که حزب اعتماد ملي اين مساله را پذيرفته است ولي هنوز سندي امضا نشده است.
-فارغ از بحث رسيدن به کانديداي واحد که يک مساله مقدماتي است، به نظر مي رسد نگراني جدي بين اصلاح طلبان در مورد صيانت از آرا وجود دارد. به گونه يي که خود آقاي خاتمي نيز مهم ترين دغدغه خود را برگزاري انتخابات سالم و رقابتي عنوان کردند حال حتي اگر خاتمي نيز حضور پيدا کند اگر صيانت از آرا صورت نگيرد مشخص نيست نتايج چگونه بيان شود. در اين مورد آيا تدابيري انديشيده شده است؟
ما نيز نگران هستيم و آن را بارها در جريان انتخابات اعلام کرديم و اينکه يک حزب به شکل گسترده نمي تواند بر جريان برگزاري انتخابات نظارت کند يک ضعف محسوب مي شود اما متاسفانه همه ابزارها در دست جناح رقيب است. ما به تنها چيزي که اميدواريم اين است که حضور گسترده مردم در انتخابات و اختلاف آشکار راي اصلاح طلبان با ساير رقبا مانع تخلف شود چنان که در سال 76 نيز اختلاف بسيار زياد آقاي خاتمي با رقيب خود توانست زمينه تخلف را به هم ريزد.
- اما به نظر مي رسد شما بسيار خوشبين هستيد چون بسياري معتقدند نگراني از آرا جدي است اما شما و ساير دوستان سعي داريد اثبات کنيد در صورت حضور آقاي خاتمي امکان تخلف از بين مي رود. درثاني اين سوال پيش مي آيد که شما با چه اطميناني اين طور سخن مي گوييد که اختلاف راي ميليوني آقاي خاتمي با رقيب عامل پيروزي مي شود و آقاي خاتمي قطعاً راي ميليوني مي آورند؟
من نگفتم نگراني از آرا جدي نيست يا با حضور آقاي خاتمي تخلف از بين مي رود بلکه معتقدم شايد تشديد هم بشود. اما معتقدم با حضور آقاي خاتمي و مشارکت گسترده مردم فاصله آرا آنقدر زياد خواهد شد که تخلفات چاره ساز نخواهد بود.
- بسياري از کارشناسان معتقدند متاسفانه اصلاح طلبان با سنجش و مقايسه شرايط فعلي با سال 76 دچار خطا مي شوند چون شرايط جامعه بسيار متفاوت شده است و اصولاً اصلاح طلبان با توسل به کدام رويکرد مي خواهند از مردم راي بگيرند؟
در انتخابات آينده اصلاح طلبان از سه امتياز برخوردارند که در سال 76 فاقد آن بودند؛ 1- با حضور خاتمي اصلاح طلبان از کانديدايي حمايت مي کنند که در درون جامعه و ميان اقشار گوناگون مردم از محبوبيت روز افزوني برخوردار است و تفاوت دارد با خاتمي سال 76 که در جامعه خيلي مطرح نبود. 2- شرايط اقتصادي - سياسي (اعم از سياست داخلي و خارجي) و فرهنگي به جايي رسيده است که بسياري از مردم را به شکل بي سابقه ناراضي کرده است. 3- کسب تجربه ارزنده اصلاح طلبان ظرف سال هاي گذشته هم در عرصه کارهاي اجرايي و هم سياسي و خاصه درخصوص انتخابات ها، آنها را مجرب تر از گذشته براي ارائه برنامه و عمل سياسي در عرصه اجتماعي بار آورده است. با اين وصف به نظر من نمي توان موفقيت جناحي را با اين ويژگي ها دور از ذهن تلقي کرد.