حميدرضا ميرزاده
جمعه گذشته يکصد و دهمين سالگرد تولد رنه ماگريت نقاش سوررئاليست بلژيکي بود؛خالق آثار منحصربه فردي چون «انسان هاي پشت به بيننده»، «راهي به سوي آسمان» و به وجودآورنده فضاهاي خيال انگيز و عجيب. همان هنرمندي که پايين طرحي از يک پيپ نوشت؛ «اين يک پيپ نيست» و باز اين کار را با يک سيب تکرار کرد. رنه در دوران کودکي، مادر خود را از دست داده بود. مادرش پنهاني خانه را ترک کرده بود و چند روز بعد جسدش در کنار رودخانه پيدا شد. مادر صورتش را با پارچه يي سفيد پوشيده بود و مردم مي گفتند که او از رويارويي با مرگ هراس داشته است. خودکشي مادر و صورت پوشيده جسدش تاثير عجيبي در زندگي «رنه» داشت و بعدها در آثارش، عشاقي را خلق کرد که صورتشان را با پارچه سفيد پوشانده بودند. ماگريت در سنين جواني، نقاشي را به صورت حرفه يي ادامه داد. وي کارمند يک شرکت توليدکننده کاغذ ديواري شد و ساعت هاي طولاني روي کاغذهاي سفيد گل هاي تکراري مي کشيد. با اينکه او نقاشي زبردست بود، اما هيچ وقت از کار خود رضايت کامل نداشت. به همين دليل نقاشي روي کاغذ ديواري را کنار گذاشت و تلاش کرد دنيا را از زاويه ديد خود ترسيم کند. اما عادت تکرار را نتوانست ترک کند و در چند اثر آدم هاي زيادي را بدون کوچک ترين تفاوت ظاهري روي يک بوم کشيد. حتي آسماني کشيد که آدم هاي باراني پوش و کلاه شاپويي از آن مي باريد. عادت تکرار فقط در يک يا چند اثر ماگريت وجود نداشت، بلکه در بسياري از آثارش آدم هاي مرموز باراني پوش، در حالي که به بيننده پشت کرده بودند حضور داشتند. آنها گاه به ماه نگاه مي کردند، گاه در قاب پنجره ايستاده بودند و گاه در آينه خود را مي نگريستند، هر چند به جاي ديدن صورت، پشت سر خود را در آينه مي ديدند. دنياي پردرد ماگريت به وضوح در آثار رخ نشان مي دادند. آنجا که مردي نشسته است، ولي بدنش قفسي است که چند پرنده را در خود اسير کرده و مرد، عصا به دست روي صندلي انتظار مي کشد. ماگريت پير در آخرين سال هاي عمر خانه يي اجاره يي را براي زندگي برگزيد. همان خانه که حالا موزه آثار رنه ماگريت است. همان جا که يک بار از شومينه اش يک لوکوموتيو خارج شد و ماگريت آن را با نام «زمان ميخکوب شده» به تصوير کشيد. امسال 110 سال از تولد ماگريت مي گذرد. از تولد مردي که کمتر عکس از چهره اش وجود دارد. تولدتان مبارک آقاي ماگريت،