سه شنبه، 5 آذر 1387 - شماره 1829
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: محيط زيست
بررسي و مشاهدات يک محقق از رشد بلوم جلبکي در خليج فارس و درياي عمان
روزنگاري يک فاجعه

علي عبدي پور*

قرار بود از 15 مهرماه امسال تصويربرداري مجموعه مستند آبزيان خليج فارس (گروه دانش شبکه اول) را از جزيره قشم شروع کنيم. از مدت ها قبل، برنامه ريزي دقيقي کرديم تا به خاطر شرايط خاص خليج فارس در بهترين زمان ممکن تصويربرداري زير آب انجام شود. نيمه مهرماه تا اواخر آبان و نيز ارديبهشت ماه روزهاي خوبي براي تصويربرداري زير آب به حساب مي آيند و در اغلب ماه ها و روزهاي ديگر سال شرايط مناسبي براي تصويربرداري حاکم نيست. اما امسال اتفاق بي سابقه يي در خليج فارس روي داد که توليد فيلم را با مشکل بزرگي مواجه ساخت. بلوم جلبکي يا شکوفايي پلانکتون ها موجب قرمزرنگ شدن صدها کيلومتر از خليج فارس شد. اين پديده از بندر سيريک در حوضه جاسک تا جزاير کيش و فارور را تحت تاثير قرار داد. حتي سواحل کشور عمان و امارات نيز درگير اين پديده شد. در اين شرايط به ناچار توليد مجموعه را متوقف کرديم و به تحقيق و تصويربرداري از اين پديده پرداختيم. شکوفايي پلانکتون ها يا همان جزر و مد قرمز اگرچه پيش از اين همه ساله در آب هاي خليج فارس و درياي عمان روي داده است اما هيچ گاه به اين شدت و وسعت و مدت زمان طولاني مشاهده نشده بود. ظاهراً پلانکتون ها از گونه مهاجم بوده که احتمالاً از طريق پساب کشتي ها يا بر اثر توفان گونو، وارد خليج فارس شده و به دليل وجود مواد مغذي بيش از حد موجود در دريا و آماده بودن شرايط محيطي به سرعت تکثير و گسترش يافته است. شکوفايي پلانکتون ها اخيراً موجب وارد آمدن خسارت زيادي به محيط زيست دريايي خليج فارس شده که عوارض ثانويه آن طي 3 ،4 ماه آينده مشخص خواهد شد. تاکنون بيش از هشت تن از انواع آبزيان در حوضه آب هاي استان هرمزگان بر اثر شکوفايي جلبک ها از بين رفته اند و تا امروز بلوم جلبکي هنوز در سواحل مختلف خليج فارس از جمله در اطراف جزيره قشم، بندر لنگه و... به صورت پراکنده وجود دارد.

هرچند در روز هاي گذشته بر اثر توفان و کاهش دماي آب، از شدت و وسعت اين پديده کاسته شده است ولي به دليل تخم ريزي اين نوع پلانکتون ها (ککلو دينيوم) اين واقعه ازبين رفتني نيست و با مهيا شدن شرايط محيطي (دماي آب، آلودگي دريا، ورود مواد مغذي، فاضلاب هاي صنعتي و کشتي ها) شکوفايي پلانکتون ها، مجدداً شروع مي شود. برآورد ميزان خسارت هاي زيست محيطي و اقتصادي و حتي اجتماعي اين پديده موضوعي است که در ماه هاي آينده ممکن است مشخص شود. به ويژه آنکه اين پلانکتون ها پس از آنکه از بين مي روند يا به صورت نيمه فعال درمي آيند يا در بستر دريا انباشته مي شوند و به زيستگاه هاي مرجاني و آبزيان کف زي خسارت عمده يي وارد مي کنند. آنچه مي خوانيد مشاهدات و يادداشت هاي روزانه يي است که هنگام ساخت فيلم مستندي درباره Red Tide نوشته ام.

تهران پنجم مهرماه 87

حدود يک ماه از برنامه ريزي کار گذشته تا برويم قشم. امروز صبح خبر دادند که در سواحل جزيره قشم بلوم جلبکي اتفاق افتاده و احتمالاً تا يک هفته يا 10 روز آينده از بين مي رود. ته دلم آرزو مي کنم اين دفعه که مي خواهم فيلم جديدي بسازم، شرايط دريا مناسب باشد. تا حالا هيچ وقت در شرايط خوبي نتوانستم کار کنم. در روز تولدم با آنکه خبر خوبي بهم نرسيد ولي اميدوارم به آرزويم برسم.

تهران بيست و چهارم مهرماه

با جنوب تماس مي گيرم، بخش هاي مختلفي از سواحل استان هرمزگان درگير بلوم جلبکي شده است. به وسعت 60 کيلومتر از سواحل قشم، نوار قرمزرنگ تيره يي ساحل را پوشانده. چند روز پيش از سوي صيادان محلي گزارشي درباره مرگ و مير ماهي ها به شيلات داده شده. بلوم جلبکي گسترش پيدا کرده. هنوز شرايط براي رفتن به جنوب مساعد نيست.

تهران دوم آبان ماه

اطراف جزاير قشم، هرمز، خارک، هنگام و سواحل بندرعباس، ميناب و... تحت تاثير شکوفايي پلانکتون ها قرار گرفته و به مردم توصيه شده از خوردن ماهي تا اطلاع ثانوي پرهيز کنند. يکي از آب شيرين کن هاي قشم به دليل بلوم جلبکي، نمي تواند آب را تصفيه کند و تعطيل مي شود. مردم با مشکل آب مواجه شده اند. با اين وضعيت بايد به سمت کيش و جزيره فارور برويم. شرايط قشم فعلاً مناسب نيست.

جزيره کيش، هشتم آبان ماه

امروز به جزيره کيش رسيديم. دو روز قبل مقداري از وسايل و تجهيزات را فرستاديم و بخشي از آنها را با خودمان آورديم. نزديک 800 کيلو. اينجا هزينه هاي توليد فيلم سرسام آور است.

جزيره کيش، چهاردهم آبان ماه

دريا خيلي توفاني و متلاطم بود. خيلي سعي کرديم به جزيره فارور برويم ولي نشد. ديروز رفتيم به سمت سمبروم ولي آنقدر دريا توفاني بود که اگر شناور مناسبي نداشتيم، ممکن بود دچار حادثه شويم. قبل از حرکت از برج مراقبت وضعيت هوا را پرسيديم و گفتند وضعيت آرام است و براي رفتن به دريا مشکلي نيست. خيلي عصباني و ناراحتم. اگر اتفاقي براي گروه مي افتاد.... سعي مي کنم به اين موضوع فکر نکنم. بلوم جلبکي به جزيره کيش رسيده، بايد برگرديم تهران.

جزيره قشم هجدهم آبان ماه

امروز آمديم قشم و تصميم گرفتم درباره بلوم جلبکي فيلم مستقلي بسازم. تا به امروز هيچ فيلمي در اين خصوص ساخته نشده و حتي اطلاعات زيادي به صورت کتاب، عکس و مقاله هم نداريم. برايم تعجب آور است که چگونه در مراکز دانشگاهي درباره علوم دريايي به دانشجو ها درس داده مي شود. از دکتر حميد رضايي عضو هيات علمي مرکز ملي اقيانوس شناسي اطلاعاتي درباره بلوم جلبکي اخير گرفتم.

جزيره قشم- جزيره هنگام، بيست و دوم آبان ماه

باور اينکه تعداد زيادي از انواع خرچنگ، ميگو و... کنار دريا به صورت مرده ديده باشم، خيلي سخت است. طي سال هاي گذشته، چيزهاي زيادي در اعماق دريا ديدم اما اين يکي واقعاً آدم را متاثر مي کند. انگار اجساد ماهي ها را با کاميون خالي کرده بودند در ساحل. با هر جزر و مد مقدار زيادي ماهي مرده به ساحل مي آيد. سمت سوزا، جزاير ناز، بندر سلخ بوي تعفن شديدي مي آيد که غيرقابل تحمل است. امواج کف آلود دريا نشان دهنده اين است که دريا حامل چيزهاي فاسد و آلوده يي است.

حد فاصل روستاي شيب دراز و مسن ( به کسر ميم و سين) گونه هاي مختلفي از ستاره دريايي، ماهي مرکب، خرچنگ و حتي مارماهي (موراي) مرده اند و وقتي رسيديم بعضي از آنها در حال جان دادن بودند. تعداد زيادي توتياي دريايي و خيار دريايي کنار هم از بين رفته بودند. با آقاي احمدي مسوول تعاوني صيادي سلخ صحبت کردم. گفت روزهاي اول دريا دائماً تغيير رنگ مي داد، بعضي وقت ها شيري رنگ و بعد زرد تيره و بعد قرمز مايل به قهوه يي تيره شد. مصاحبه با مدير محيط زيست استان هرمزگان را در روزنامه هاي محلي مي خوانم. گفته است پلانکتون ها سمي اند و سم شان قابل سرايت به انسان است. با اينکه تا الان هيچ آزمايش دقيق و جدي انجام نشده، دوباره اظهارنظر هاي غيرکارشناسي شروع شده است. بيشتر از چهل روز از شکوفايي جلبک ها گذشته و تا الان مردم اين منطقه بلاتکليف هستند. صياد ها وقتي ما را مي بينند از علت مرگ ماهي ها سوال مي کنند. مطمئن مي شوم که اطلاع رساني خوبي به مردم نشده است. از خودم مي پرسم چرا مديران سازمان هاي مسوول کاري نکرده اند؟ سعي کردم با مدير محيط زيست استان هرمزگان تماس بگيرم اما با وجود دستور دکتر نبوي معاونت دريايي سازمان محيط زيست براي همکاري با گروه توليد فيلم، آقاي محسني اعلام کرده که با ما همکاري نمي کند و به سوالات پاسخ نخواهد داد. حتي آقاي فداکار معاون دريايي را از مصاحبه با ما منع کرده است. پيغام دادم طبق قانون موظف به همکاري با رسانه ها هستند، در غير اين صورت هم در فيلم و هم در مطبوعات، قصور شما را اعلام مي کنم.

به جزيره هنگام که رفتيم، خيلي بلوم شديد بود. تقريباً آب به رنگ قهوه يي مايل به سياه بود. يک قايق اجاره کرديم و از ماهي هاي مرده يي که روي سطح آب بودند، تصوير گرفتيم. سمت کندالو، آنقدر پرنده روي سطح آب پرواز مي کردند که يک دفعه احساس کردم، آسمان سياه شده. تا حالا اين همه پرنده نديده بودم. به سرعت به سطح آب شيرجه مي رفتند و ماهي مرده ها را شکار مي کردند. فضاي بهت آور و خيلي ناراحت کننده يي بود. دو تا گرگور (نوعي وسيله صيد ماهي که به اعماق دريا مي اندازند) را از آب بيرون کشيديم ولي هيچ ماهي صيد نشده بود. صياد مي گفت چهار روز پيش آنها را به آب انداخته.

با اينکه دريا توفاني بود، چاره يي نداشتيم جز اينکه به زير آب برويم و تصويربرداري کنيم. جريان آب خيلي شديد بود و به هيچ وجه نمي شد زير آب تعادل را حفظ کرد. روي خيلي از مرجان ها با پلانکتون ها پوشيده شده بود.يک لحظه به لباس غواصي ام نگاه کردم و ديدم پلانکتون ها به تمام بدنم چسبيده اند. مثل توفان شديدي از خاک بود. دکتر رضايي گفته بود اين پلانکتون ها سم توليد نمي کنند پس با آرامش خاطر، به زير آب رفتم. ( بعضي از پلانکتون ها سمي هستند و تنها يک ميلي گرم از آنها مي تواند يک انسان را بکشد.) طعم دريا عوض شده بود و بوي بدي مي داد. چيزي که خيلي عجيب بود و تا حالا زير آب نديده بودم، چسبيدن پلانکتون ها به شاخک هاي توتيا بود. تعدادي از ماهي ها نيمه جان بودند و جريان آب آنها را با خود به اين سو و آن سو مي برد. پلانکتون ها اکسيژن آب را مصرف کرده و باعث کاهش آن در دريا مي شوند و همين طور به آبشش ماهي ها مي چسبند و باعث خفگي آنها مي شوند.

بندرعباس، بيست و ششم آبان ماه

صبح به اتفاق دکتر رضايي و همکارش آقاي سنجاني رفتيم جزيره هرمز. دريا توفاني بود و اجازه تردد به قايق ها نمي دادند. يک قايق مسافران را به صورت قاچاقي سوار مي کرد. مجبور بوديم هر طور شده خودمان را به وسط دريا برسانيم. به همراه تعدادي از مردم بومي هرمز سوار قايق شديم. موج هاي بلند زير قايق مي خوردند و درد شديدي در سراسر تنم مي کوبيد. امواج متلاطم دريا نزديک بود ما را به بي مهرگان تبديل کنند،

در مسير جزيره هرمز، تعقيب و گريز ماموران حفاظت دريا با قاچاقچي ها ديدني بود. خودمان يک قايق جدا اجاره کرديم و از هرمز به سمت بندرعباس به دنبال پلانکتون ها گشتيم. به خاطر توفان و کاهش دما از شدت red tide کم شده بود و احتمالاً اين وضعيت موقتي است. بين بندرعباس و هرمز به توده هاي پلانکتون ها برخورديم و دکتر رضايي با دستگاه CTD به نمونه برداري پرداخت. از دريا که به ساحل نگاه مي کردم انگار اشباحي از سطح دريا در حال هجوم به سمت شهر بودند. مثل يک ارتش عظيم، بي صدا دريا را تسخير کرده بودند. غلظت آنها يکسان نبود. بعضي جاها خيلي قهو ه يي تيره و بعضاً قرمز روشن بودند. شب به تهران برگشتيم.

---

روزهاي گذشته که زير آب تصوير مي گرفتم، ياد فيلم هاي علمي- تخيلي افتاده بودم؛ موجودات عجيب و غريبي که به يک شهر يا منطقه يي حمله مي کنند و باعث مرگ و مير آدم ها مي شوند. يکي از دفعاتي که مي خواستم زير آب بروم، قايق را در حد فاصل فضاي پلانکتوني و غيرپلانکتوني قرار دادم. به آب پريدم، در عمق هشت متري يک دفعه اطرافم تيره شد و به سختي نور خورشيد را مي شد ديد. در محاصره پلانکتون ها قرار گرفتم، جريان آب پلانکتون ها را با سرعت از مقابل صورتم عبور مي داد و من بهت زده مانده بودم در ميان اين هجوم از پيش مشخص شده، چه کار مي توانم بکنم. به مرجان هايي که به تسخير مهاجمان از راه رسيده درآمده بودند، به ماهي هاي نيمه جان، و بستر دريا که مرگ تدريجي را تجربه مي کرد، چشم دوخته بودم. براي لحظاتي حس کردم از دنياي واقعي فاصله بسياري دارم. وهم انگيز و دلهره آور بود. فاصله 30 سانتي متري را هم نمي شد ديد. هر لحظه منتظر حضور چيز غيرمنتظره يي بودم. آيا اين همان دريايي بود که هميشه در آن شنا و غواصي مي کردم. ما بيگانگان را به دريا راه داديم. چند شب پيش تلويزيون را روشن کردم، يک برنامه ورزشي بود. مجري برنامه با چند تا کارشناس درباره اينکه پنالتي درست بود يا غلط، چهل دقيقه خيلي جدي و با انرژي بحث مي کردند. ديدم در يک شبکه سراسري چقدر به مسائل جزيي ورزش اهميت مي دهند در حالي که براي حادثه بزرگي که جان ميليون ها انسان را در معرض خطر قرار داده و در آينده نزديک تبعات اقتصادي و اجتماعي زيادي خواهد داشت، اطلاع رساني جدي و دقيقي انجام نمي شود. حتي بيشتر مطبوعات هم با اين ماجرا به شکل خبري برخورد کردند. به سازمان محيط زيست، بنادر و دريانوردي، مراکز دانشگاهي و تحقيقاتي و... مي نگرم. مي پرسم آيا آنها براي حل اين بحران عزم و اراده يي خواهند داشت؟ چرا درخصوص اين پديده مسوولان محيط زيست استان هرمزگان پس از گذشت دو ماه هنوز نتوانسته اند اطلاعات دقيقي به جامعه ارائه دهند؟ شايد مثل هر مصيبت ديگري که در اين سرزمين به وقوع مي پيوندد، مانند زلزله، ده ها هزار مرگ جاده يي در سال، از بين بردن جنگل ها و تالاب ها، ويران کردن مناطق تاريخي و باستاني به بهانه توسعه و... به اهميت و عمق خسارت ها پي نبريم و پس از چند صباحي آن را به فراموشي بسپاريم. ولي آنچه در اعماق دريا در حال وقوع است به سرعت ديدني نيست و پيش از آنکه اين پديده ناخوشايند به يک تراژدي بزرگ تبديل شود، مي توان از اثرات ويرانگر آن کاست. اقتصاد بسياري از خانواده ها به صنعت شيلات وابستگي کامل دارد و اغلب مردم سراسر ايران از مصرف کنندگان آبزيان دريايي هستند. شکوفايي جلبک هاي اخير موضوعي بسيار جدي است و بي توجهي و کوتاهي در مقابله با اين پديده، عواقب ناگواري خواهد داشت.

چه بخواهيم و چه نخواهيم، شکوفايي جلبک ها مجدداً رخ خواهد داد و شايد در آينده يي نزديک، نوع سمي آن.

* محقق و فيلمساز

آيا حيات روي کره زمين ادامه خواهد داشت
آميتيس فلاح امير شاهي*

شايد بهتر باشد اين پرسش را بدين شکل مطرح کنيم که آيا ادامه زندگي بشر روي زمين در آينده يي نه چندان دور، همچنان ممکن خواهد بود؟ اين پرسشي است که ذهن بسياري از انديشمندان جوامع بشري را به خود مشغول داشته است. حقيقت تلخ آن است که اگر چنانچه در شيوه برخورد انسان با محيط زيست اطرافش تغييرات اصولي ايجاد نشود، جواب اين پرسش با احتمالي نزديک به يقين منفي خواهد بود. ميليون ها سال، گونه هاي مختلف حيات به رغم آتشفشان ها، زلزله ها، سيل ها و حتي عصر يخبندان و اصابت شهاب سنگ ها روي اين کره خاکي دوام آورده اند، اما با توجه به رشد روزافزون جمعيت انسان که نه تنها مصرف کننده هوا، آب و خاک زمين است، بلکه با سهل انگاري و حتي بي رحمي که در نوع خود بي نظير است، بدان آسيب نيز مي رساند. پربيراه نيست که در اندک زماني اين امر دگرگون شود. شايد به همين دليل است که برخي از انديشمندان بر اين باورند که مساله محيط زيست حتي از مساله صلح جهاني نيز در ادامه، سلامت و کيفيت زندگي بشر موثر است. از مساله کمبود ذخاير و منابع طبيعي و بحران انرژي که بگذريم، مشکل توليد افزاينده زباله و ايجاد آلودگي توسط انسان غير قابل چشم پوشي است و راه حلي که از آن با عنوان «بازيافت» نام برده مي شود هم در واقع هنوز جاي خود را با دادن پاسخي قاطع و روشن باز نکرده است. مساله وقتي پيچيده تر مي شود که بدانيم همه صدمات وارده به محيط زيست در وهله اول ممکن است به سادگي درک نشوند. به عنوان مثال همه کس متوجه دود خارج شده از اگزوز يک خودرو مي شود ولي در مورد گازهاي سمي توليد شده توسط برخي مصالح ساختماني کمتر کسي آگاهي دارد. گاه حتي پيش مي آيد که خود کارخانه سازنده هم به درستي از آن مطلع نيست. بر اساس آمار «انستيتوي منابع جهان» ساختمان ها 17 درصد از جريان هواي تازه و 25 درصد از محصولات چوبي را مصرف مي کنند؛ همچنين مسوول توليد 50 درصد از گاز سمي CFC (کلروفلوروکربن ها) و انتشار 33 درصد از گاز دي اکسيد کربن بوده و 40 درصد از جريانات انرژي را مصرف مي کنند. اين آمار تکان دهنده، بر نقش خطير همه دست اندرکاران امر ساخت و ساز در همه جاي دنيا در حفاظت يا آسيب رساني بيشتر به محيط زيست تاکيد مي کند. دست اندرکاران امر ساخت و ساز از آن رو که قدرت تصميم گيري در مورد نوع مصالح، سيستم ها و فرآورده هاي مختلف ساختماني را دارند، بايد با دقت و احساس مسووليت بيشتر نسبت به انتخاب هاي خود عمل کنند. زمان آن رسيده است که ديدگاه هاي تک نگر را کنار گذاشته و انديشه يي جهاني داشته باشيم. فراموش نکنيم ارزش تمام شده يک ساختمان نه فقط ارزش مواد و مصالح به کار رفته در آن بلکه به اندازه ارزش زندگي تمامي افراد استفاده کننده از آن است و چه کسي مي تواند براي ارزش زندگي انساني قيمت تعيين کند. راه حل هاي سودمند و همسو با محيط زيست، در معماري سنتي ايران بسيار است. با تکيه بر تجارب پيشينيان و استفاده از تکنولوژي روز از قافله دانش بشري بيش از اين عقب نمانيم. در اينجا لازم به تاکيد است که منظور تقليد کورکورانه و سطحي و استفاده بدون فکر از موتيف ها و عناصر به کار رفته در آن معماري و تکرار آن نيست بلکه هدف استفاده معنايي و درک ديدگاه ها و روح اين معماري است که بيش از آنکه توسط بي اعتنايان به آن ضربه ديده باشد، به واسطه تقليد هاي شکلي بي محتوا آسيب ديده است.

* کارشناس ارشد معماري
تصحيح و پوزش
کوتاه کردن گزارش نابخشودني است

کانون ديده بانان زمين طي نمابري نسبت به تغيير تيتر و حجم مطلب ارسالي از سوي اين کانون به دفتر روزنامه اعتراض کرد. روزنامه اعتماد بنا به محدوديت جا مجبور شده بود گزارش شش هزار کلمه يي را به دو هزار و پانصد کلمه تقليل دهد. در اين جوابيه آمده است؛ کانون ديده بانان زمين يک تشکل زيست محيطي است که بدون اتکا به هيچ گروه و دسته يي و به طور کاملاً مستقل و خودگردان در مدت هفت سال تلاش کرده است با گزارش هاي مستند، گامي در شفاف سازي اخبار و اطلاعات وضعيت محيط زيست اين مرز و بوم بردارد. به علاوه توانسته است در بخش اخبار زيست محيطي جهان به ويژه اخبار تغييرات آب و هوا، جنگل هاي جهان، سموم، بلاياي طبيعي، تالاب ها و... بيش از 250 گزارش و خبر، ترجمه و به رايگان در اختيار علاقه مندان در سايت خود (www.earthwatchers.org) قرار دهد و در اين زمينه آنچنان موفق بوده است که چندين بار رونويسي روزنامه شما از گزارشات و ترجمه هاي سايت کانون خود گواهي بر اين مدعا است. از روزنامه اعتماد به عنوان روزنامه يي مستقل انتظار مي رفت به وظيفه رسانه يي خود عمل کرده و در حفظ جامعه مدني و تقويت نهادهاي غيردولتي بکوشد نه اينکه مبادرت به حذف نام اين تشکل (کانون ديده بانان زمين) از کل گزارش منتشر شده تحت عنوان «بررسي آثار تصويب و اجراي طرح هاي توسعه در شمال کشور طي دو سال اخير - تخريب و نابودي جنگل هاي باستاني شمال» در روزنامه شماره 1818 مورخ 22 آبان 1387 صفحه محيط زيست. به علاوه اگر جنابعالي به متن اين گزارش که از طريق فکس (در هفت صفحه در تاريخ 23 مهرماه) با عنوان «ادامه تراژدي اسفبار تخريب و نابودي جنگل هاي باستاني شمال اين ميراث ملي و جهاني در دو سال گذشته» به روزنامه شما و بسياري ديگر از مطبوعات و رسانه ها ارسال گرديد، دقت نماييد متوجه مخدوش شدن اين گزارش چه در عنوان و چه در خلاصه کردن گزارش مي شويد، اگر سياست هاي آن روزنامه مانع از انتشار گزارش هاي سازمان هاي غيردولتي مي باشد هيچ لزومي به سانسور، مخدوش و استحاله کردن گزارش به ويژه محو کامل نام کانون ديده بانان زمين از جاي جاي گزارش به ظاهر خلاصه شده، نبود و نيست. اين امر چه سهواً يا عمداً رخ داده باشد براي اين تشکل امري نابخشودني است.
عناوين اين صفحه
روزنگاري يک فاجعه
آيا حيات روي کره زمين ادامه خواهد داشت
تصحيح و پوزش
افزايش نگهداري از «ايگوانا و کروکوديل» در ايران
اعتراض روستاييان به ورود غيرمجاز عشاير در دنا

افزايش نگهداري از «ايگوانا و کروکوديل» در ايران
نگهداري از سوسمارهاي درختي «ايگوانا» و «کروکوديل » به عنوان حيوان خانگي، در ميان طبقات مرفه تهران به طور بي سابقه يي رواج يافته است. آرش مقدمي متخصص و مشاور دامپزشکي در اين زمينه به مهر مي گويد؛ بعد از پخش سريال تلويزيوني «مرد هزار چهره» با هنرآفريني مهران مديري فروش اين جانور به شدت افزايش يافته است. در قسمت هاي پاياني سريال «مرد هزارچهره» عليرضا خمسه هنرپيشه نقش پدرخوانده گروه مافيايي اين سريال به همراه خود يک سوسمار «ايگوانا» داشت که به عنوان نمادي از ترسناک بودن و نافذ بودن او در سريال تلقي مي شد. سوسمار درختي «ايگوانا» بيش از دو دهه است که در کشورهاي پيشرفته و صنعتي به جرگه حيوانات خانگي پيوسته است. اخيراً اين حيوان از ديگر کشور ها منجمله از امريکاي جنوبي به کشور ما نيز راه يافته است. به گفته اين متخصص، ايگوانا سوسمار گياه خوار و بي آزاري است که طول بدن آن طي مدت دو تا سه سال به دو متر خواهد رسيد و دائماً رنگ خود را با محيط اطرافش هماهنگ مي کند. اين حيوان نياز به حوضچه يي دارد که حداقل 30 تا 40 سانتيمتر عمق داشته باشد و ابعاد اين حوضچه بايد متناسب با طول بدن حيوان باشد. علاوه بر آن ايگوانا بايد همه روزه خود را روي تنه يي از درخت بالا بکشد. به همين خاطر خريداران اين حيوان مجبورند همراه آن اقدام به خريد درخت هاي طبيعي يا مصنوعي کنند. بررسي هاي خبرنگار اجتماعي مهر نشان مي دهد نوع نوزاد ايگوانا در بازار با قيمت 300 الي 400 هزار تومان و نوع بالغ آن با قيمتي حتي بالاتر از يک ميليون تومان خريد و فروش مي شود. خريداران اين حيوان بايد حتماً نوع آن را از پيش سفارش داده باشند و نمي توان به صورت حضوري اين حيوان را در بازار خريداري کرد. مدير يکي از کلينيک هاي تهران در گفت وگو با مهر مي گويد؛ علاوه بر ايگوانا اخيراً تقاضا براي خريد «کروکوديل» در ميان برخي از خانواده هاي مرفه تهراني افزايش يافته است. پيمان غفاري مي افزايد؛ در حال حاضر برخي خانواده هاي مرفه تهراني به طور محدود در خانه هايشان از «کروکوديل» نگهداري مي کنند. برخي از کارشناسان اجتماعي معتقدند به دليل افزايش برخوردهاي انتظامي با موضوع نگهداري و حمل حيواناتي نظير سگ، گرايش خانواده ها به نگهداري حيواناتي نظير کروکوديل، ايگوانا، خرگوش، سنجاب و ساير جوندگان به شدت افزايش يافته است. با اين حال بررسي هاي خبرنگار اجتماعي مهر حاکي از آن است که سگ و گربه همچنان در صدر پرفروش ترين حيوانات خانگي قرار دارند. خريد و نگهداري سگ در ميان مردها بيش از زن ها و خريد و نگهداري گربه در ميان زنان تقاضاي بيشتري دارد.


اعتراض روستاييان به ورود غيرمجاز عشاير در دنا
مردم روستاهاي سيور، علي آباد، ماندگان، خفر و آب ملخ طي نامه يي خطاب به مديريت صندوق تسهيلات جهاني و پروژه حفاظت از تنوع زيستي در سيماي زاگرس مرکزي، با موضوع «ادامه بحران زيست محيطي» به دليل دومين سال ورود غيرمجاز عشاير، خواستار رسيدگي به وضعيت چراي غيرقانوني در منطقه حفاظت شده دنا شدند. به گزارش سبز پرس، از بهار 86 تاکنون عشاير تيره «مورول قشقايي» براي گذراندن ييلاق به منطقه حفاظت شده دنا آمده که در نتيجه تخريب گونه هاي گياهي و عرصه هاي جنگلي و مرتعي و نيز آلودگي آب در دو سال اخير شدت گرفته است. طبق گفته اهالي روستا، سابق بر اين عشاير در يکي از مناطق آزاد تحت نظارت اداره حفاظت محيط زيست ياسوج ساکن مي شدند، اما از سال 86 با ممنوعيت رفتن به منطقه آزاد از طرف اين اداره، مجبور به سکني گزيدن در منطقه حفاظت شده دنا شده اند. اهالي روستاها ضمن اعتراض به اين موضوع خواستار ارتقاي وضعيت حفاظت از محيط زيست منطقه و رسيدگي به حقوق عشاير تيره مورول و وضعيت زندگي آنها شدند. در بخشي از اين نامه ضمن اشاره به تلاش سازمان محيط زيست در حفاظت از اين منطقه در طول بيش از 16 سال و ذکر ارزش هايي از قبيل تنوع گونه هاي گياهي بيش از هزار گونه با احتساب 27 درصد از گونه هاي نادر، تنوع گونه هاي جانوري و دارا بودن 47 قله فراتر از 4هزارمتر، به عنوان يکي از اکوسيستم هاي باارزش ملي و جهاني و ارزش هاي بالقوه گردشگري، بي توجهي به امر آموزش و پوشيده ماندن ارزش هاي فوق بر اقشار مختلف مردم و بي برنامگي در امر حفاظت از تنوع زيستي که از آن به عنوان «ارزشمند ترين منبع» ياد شده، خواستار توجه بيشتر به حفاظت از منطقه شدند. با توجه به اينکه عشاير تيره مورول سال ها پيش از شروع حفاظت در منطقه دنا زندگي مي کرده اند و در طول 17 سال گذشته از شروع حفاظت، به حقوق آنها رسيدگي نشده، اهالي روستاها از مسوولان ارگان هاي ذي ربط خواسته اند به وعده اسکان آنها در خارج از منطقه امن عمل شود و اموري از قبيل تقويت پاسگاه ها، افزايش محيط بانان، ارتقاي دانش محيط زيستي، تجهيز به سيستم سخت افزار، نرم افزار و دانش روز مد نظر قرار گيرند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام