
علي عبدي پور*
قرار بود از 15 مهرماه امسال تصويربرداري مجموعه مستند آبزيان خليج فارس (گروه دانش شبکه اول) را از جزيره قشم شروع کنيم. از مدت ها قبل، برنامه ريزي دقيقي کرديم تا به خاطر شرايط خاص خليج فارس در بهترين زمان ممکن تصويربرداري زير آب انجام شود. نيمه مهرماه تا اواخر آبان و نيز ارديبهشت ماه روزهاي خوبي براي تصويربرداري زير آب به حساب مي آيند و در اغلب ماه ها و روزهاي ديگر سال شرايط مناسبي براي تصويربرداري حاکم نيست. اما امسال اتفاق بي سابقه يي در خليج فارس روي داد که توليد فيلم را با مشکل بزرگي مواجه ساخت. بلوم جلبکي يا شکوفايي پلانکتون ها موجب قرمزرنگ شدن صدها کيلومتر از خليج فارس شد. اين پديده از بندر سيريک در حوضه جاسک تا جزاير کيش و فارور را تحت تاثير قرار داد. حتي سواحل کشور عمان و امارات نيز درگير اين پديده شد. در اين شرايط به ناچار توليد مجموعه را متوقف کرديم و به تحقيق و تصويربرداري از اين پديده پرداختيم. شکوفايي پلانکتون ها يا همان جزر و مد قرمز اگرچه پيش از اين همه ساله در آب هاي خليج فارس و درياي عمان روي داده است اما هيچ گاه به اين شدت و وسعت و مدت زمان طولاني مشاهده نشده بود. ظاهراً پلانکتون ها از گونه مهاجم بوده که احتمالاً از طريق پساب کشتي ها يا بر اثر توفان گونو، وارد خليج فارس شده و به دليل وجود مواد مغذي بيش از حد موجود در دريا و آماده بودن شرايط محيطي به سرعت تکثير و گسترش يافته است. شکوفايي پلانکتون ها اخيراً موجب وارد آمدن خسارت زيادي به محيط زيست دريايي خليج فارس شده که عوارض ثانويه آن طي 3 ،4 ماه آينده مشخص خواهد شد. تاکنون بيش از هشت تن از انواع آبزيان در حوضه آب هاي استان هرمزگان بر اثر شکوفايي جلبک ها از بين رفته اند و تا امروز بلوم جلبکي هنوز در سواحل مختلف خليج فارس از جمله در اطراف جزيره قشم، بندر لنگه و... به صورت پراکنده وجود دارد.
هرچند در روز هاي گذشته بر اثر توفان و کاهش دماي آب، از شدت و وسعت اين پديده کاسته شده است ولي به دليل تخم ريزي اين نوع پلانکتون ها (ککلو دينيوم) اين واقعه ازبين رفتني نيست و با مهيا شدن شرايط محيطي (دماي آب، آلودگي دريا، ورود مواد مغذي، فاضلاب هاي صنعتي و کشتي ها) شکوفايي پلانکتون ها، مجدداً شروع مي شود. برآورد ميزان خسارت هاي زيست محيطي و اقتصادي و حتي اجتماعي اين پديده موضوعي است که در ماه هاي آينده ممکن است مشخص شود. به ويژه آنکه اين پلانکتون ها پس از آنکه از بين مي روند يا به صورت نيمه فعال درمي آيند يا در بستر دريا انباشته مي شوند و به زيستگاه هاي مرجاني و آبزيان کف زي خسارت عمده يي وارد مي کنند. آنچه مي خوانيد مشاهدات و يادداشت هاي روزانه يي است که هنگام ساخت فيلم مستندي درباره Red Tide نوشته ام.
تهران پنجم مهرماه 87
حدود يک ماه از برنامه ريزي کار گذشته تا برويم قشم. امروز صبح خبر دادند که در سواحل جزيره قشم بلوم جلبکي اتفاق افتاده و احتمالاً تا يک هفته يا 10 روز آينده از بين مي رود. ته دلم آرزو مي کنم اين دفعه که مي خواهم فيلم جديدي بسازم، شرايط دريا مناسب باشد. تا حالا هيچ وقت در شرايط خوبي نتوانستم کار کنم. در روز تولدم با آنکه خبر خوبي بهم نرسيد ولي اميدوارم به آرزويم برسم.
تهران بيست و چهارم مهرماه
با جنوب تماس مي گيرم، بخش هاي مختلفي از سواحل استان هرمزگان درگير بلوم جلبکي شده است. به وسعت 60 کيلومتر از سواحل قشم، نوار قرمزرنگ تيره يي ساحل را پوشانده. چند روز پيش از سوي صيادان محلي گزارشي درباره مرگ و مير ماهي ها به شيلات داده شده. بلوم جلبکي گسترش پيدا کرده. هنوز شرايط براي رفتن به جنوب مساعد نيست.
تهران دوم آبان ماه
اطراف جزاير قشم، هرمز، خارک، هنگام و سواحل بندرعباس، ميناب و... تحت تاثير شکوفايي پلانکتون ها قرار گرفته و به مردم توصيه شده از خوردن ماهي تا اطلاع ثانوي پرهيز کنند. يکي از آب شيرين کن هاي قشم به دليل بلوم جلبکي، نمي تواند آب را تصفيه کند و تعطيل مي شود. مردم با مشکل آب مواجه شده اند. با اين وضعيت بايد به سمت کيش و جزيره فارور برويم. شرايط قشم فعلاً مناسب نيست.
جزيره کيش، هشتم آبان ماه
امروز به جزيره کيش رسيديم. دو روز قبل مقداري از وسايل و تجهيزات را فرستاديم و بخشي از آنها را با خودمان آورديم. نزديک 800 کيلو. اينجا هزينه هاي توليد فيلم سرسام آور است.
جزيره کيش، چهاردهم آبان ماه
دريا خيلي توفاني و متلاطم بود. خيلي سعي کرديم به جزيره فارور برويم ولي نشد. ديروز رفتيم به سمت سمبروم ولي آنقدر دريا توفاني بود که اگر شناور مناسبي نداشتيم، ممکن بود دچار حادثه شويم. قبل از حرکت از برج مراقبت وضعيت هوا را پرسيديم و گفتند وضعيت آرام است و براي رفتن به دريا مشکلي نيست. خيلي عصباني و ناراحتم. اگر اتفاقي براي گروه مي افتاد.... سعي مي کنم به اين موضوع فکر نکنم. بلوم جلبکي به جزيره کيش رسيده، بايد برگرديم تهران.
جزيره قشم هجدهم آبان ماه
امروز آمديم قشم و تصميم گرفتم درباره بلوم جلبکي فيلم مستقلي بسازم. تا به امروز هيچ فيلمي در اين خصوص ساخته نشده و حتي اطلاعات زيادي به صورت کتاب، عکس و مقاله هم نداريم. برايم تعجب آور است که چگونه در مراکز دانشگاهي درباره علوم دريايي به دانشجو ها درس داده مي شود. از دکتر حميد رضايي عضو هيات علمي مرکز ملي اقيانوس شناسي اطلاعاتي درباره بلوم جلبکي اخير گرفتم.
جزيره قشم- جزيره هنگام، بيست و دوم آبان ماه
باور اينکه تعداد زيادي از انواع خرچنگ، ميگو و... کنار دريا به صورت مرده ديده باشم، خيلي سخت است. طي سال هاي گذشته، چيزهاي زيادي در اعماق دريا ديدم اما اين يکي واقعاً آدم را متاثر مي کند. انگار اجساد ماهي ها را با کاميون خالي کرده بودند در ساحل. با هر جزر و مد مقدار زيادي ماهي مرده به ساحل مي آيد. سمت سوزا، جزاير ناز، بندر سلخ بوي تعفن شديدي مي آيد که غيرقابل تحمل است. امواج کف آلود دريا نشان دهنده اين است که دريا حامل چيزهاي فاسد و آلوده يي است.
حد فاصل روستاي شيب دراز و مسن ( به کسر ميم و سين) گونه هاي مختلفي از ستاره دريايي، ماهي مرکب، خرچنگ و حتي مارماهي (موراي) مرده اند و وقتي رسيديم بعضي از آنها در حال جان دادن بودند. تعداد زيادي توتياي دريايي و خيار دريايي کنار هم از بين رفته بودند. با آقاي احمدي مسوول تعاوني صيادي سلخ صحبت کردم. گفت روزهاي اول دريا دائماً تغيير رنگ مي داد، بعضي وقت ها شيري رنگ و بعد زرد تيره و بعد قرمز مايل به قهوه يي تيره شد. مصاحبه با مدير محيط زيست استان هرمزگان را در روزنامه هاي محلي مي خوانم. گفته است پلانکتون ها سمي اند و سم شان قابل سرايت به انسان است. با اينکه تا الان هيچ آزمايش دقيق و جدي انجام نشده، دوباره اظهارنظر هاي غيرکارشناسي شروع شده است. بيشتر از چهل روز از شکوفايي جلبک ها گذشته و تا الان مردم اين منطقه بلاتکليف هستند. صياد ها وقتي ما را مي بينند از علت مرگ ماهي ها سوال مي کنند. مطمئن مي شوم که اطلاع رساني خوبي به مردم نشده است. از خودم مي پرسم چرا مديران سازمان هاي مسوول کاري نکرده اند؟ سعي کردم با مدير محيط زيست استان هرمزگان تماس بگيرم اما با وجود دستور دکتر نبوي معاونت دريايي سازمان محيط زيست براي همکاري با گروه توليد فيلم، آقاي محسني اعلام کرده که با ما همکاري نمي کند و به سوالات پاسخ نخواهد داد. حتي آقاي فداکار معاون دريايي را از مصاحبه با ما منع کرده است. پيغام دادم طبق قانون موظف به همکاري با رسانه ها هستند، در غير اين صورت هم در فيلم و هم در مطبوعات، قصور شما را اعلام مي کنم.
به جزيره هنگام که رفتيم، خيلي بلوم شديد بود. تقريباً آب به رنگ قهوه يي مايل به سياه بود. يک قايق اجاره کرديم و از ماهي هاي مرده يي که روي سطح آب بودند، تصوير گرفتيم. سمت کندالو، آنقدر پرنده روي سطح آب پرواز مي کردند که يک دفعه احساس کردم، آسمان سياه شده. تا حالا اين همه پرنده نديده بودم. به سرعت به سطح آب شيرجه مي رفتند و ماهي مرده ها را شکار مي کردند. فضاي بهت آور و خيلي ناراحت کننده يي بود. دو تا گرگور (نوعي وسيله صيد ماهي که به اعماق دريا مي اندازند) را از آب بيرون کشيديم ولي هيچ ماهي صيد نشده بود. صياد مي گفت چهار روز پيش آنها را به آب انداخته.
با اينکه دريا توفاني بود، چاره يي نداشتيم جز اينکه به زير آب برويم و تصويربرداري کنيم. جريان آب خيلي شديد بود و به هيچ وجه نمي شد زير آب تعادل را حفظ کرد. روي خيلي از مرجان ها با پلانکتون ها پوشيده شده بود.يک لحظه به لباس غواصي ام نگاه کردم و ديدم پلانکتون ها به تمام بدنم چسبيده اند. مثل توفان شديدي از خاک بود. دکتر رضايي گفته بود اين پلانکتون ها سم توليد نمي کنند پس با آرامش خاطر، به زير آب رفتم. ( بعضي از پلانکتون ها سمي هستند و تنها يک ميلي گرم از آنها مي تواند يک انسان را بکشد.) طعم دريا عوض شده بود و بوي بدي مي داد. چيزي که خيلي عجيب بود و تا حالا زير آب نديده بودم، چسبيدن پلانکتون ها به شاخک هاي توتيا بود. تعدادي از ماهي ها نيمه جان بودند و جريان آب آنها را با خود به اين سو و آن سو مي برد. پلانکتون ها اکسيژن آب را مصرف کرده و باعث کاهش آن در دريا مي شوند و همين طور به آبشش ماهي ها مي چسبند و باعث خفگي آنها مي شوند.
بندرعباس، بيست و ششم آبان ماه
صبح به اتفاق دکتر رضايي و همکارش آقاي سنجاني رفتيم جزيره هرمز. دريا توفاني بود و اجازه تردد به قايق ها نمي دادند. يک قايق مسافران را به صورت قاچاقي سوار مي کرد. مجبور بوديم هر طور شده خودمان را به وسط دريا برسانيم. به همراه تعدادي از مردم بومي هرمز سوار قايق شديم. موج هاي بلند زير قايق مي خوردند و درد شديدي در سراسر تنم مي کوبيد. امواج متلاطم دريا نزديک بود ما را به بي مهرگان تبديل کنند،
در مسير جزيره هرمز، تعقيب و گريز ماموران حفاظت دريا با قاچاقچي ها ديدني بود. خودمان يک قايق جدا اجاره کرديم و از هرمز به سمت بندرعباس به دنبال پلانکتون ها گشتيم. به خاطر توفان و کاهش دما از شدت red tide کم شده بود و احتمالاً اين وضعيت موقتي است. بين بندرعباس و هرمز به توده هاي پلانکتون ها برخورديم و دکتر رضايي با دستگاه CTD به نمونه برداري پرداخت. از دريا که به ساحل نگاه مي کردم انگار اشباحي از سطح دريا در حال هجوم به سمت شهر بودند. مثل يک ارتش عظيم، بي صدا دريا را تسخير کرده بودند. غلظت آنها يکسان نبود. بعضي جاها خيلي قهو ه يي تيره و بعضاً قرمز روشن بودند. شب به تهران برگشتيم.
---
روزهاي گذشته که زير آب تصوير مي گرفتم، ياد فيلم هاي علمي- تخيلي افتاده بودم؛ موجودات عجيب و غريبي که به يک شهر يا منطقه يي حمله مي کنند و باعث مرگ و مير آدم ها مي شوند. يکي از دفعاتي که مي خواستم زير آب بروم، قايق را در حد فاصل فضاي پلانکتوني و غيرپلانکتوني قرار دادم. به آب پريدم، در عمق هشت متري يک دفعه اطرافم تيره شد و به سختي نور خورشيد را مي شد ديد. در محاصره پلانکتون ها قرار گرفتم، جريان آب پلانکتون ها را با سرعت از مقابل صورتم عبور مي داد و من بهت زده مانده بودم در ميان اين هجوم از پيش مشخص شده، چه کار مي توانم بکنم. به مرجان هايي که به تسخير مهاجمان از راه رسيده درآمده بودند، به ماهي هاي نيمه جان، و بستر دريا که مرگ تدريجي را تجربه مي کرد، چشم دوخته بودم. براي لحظاتي حس کردم از دنياي واقعي فاصله بسياري دارم. وهم انگيز و دلهره آور بود. فاصله 30 سانتي متري را هم نمي شد ديد. هر لحظه منتظر حضور چيز غيرمنتظره يي بودم. آيا اين همان دريايي بود که هميشه در آن شنا و غواصي مي کردم. ما بيگانگان را به دريا راه داديم. چند شب پيش تلويزيون را روشن کردم، يک برنامه ورزشي بود. مجري برنامه با چند تا کارشناس درباره اينکه پنالتي درست بود يا غلط، چهل دقيقه خيلي جدي و با انرژي بحث مي کردند. ديدم در يک شبکه سراسري چقدر به مسائل جزيي ورزش اهميت مي دهند در حالي که براي حادثه بزرگي که جان ميليون ها انسان را در معرض خطر قرار داده و در آينده نزديک تبعات اقتصادي و اجتماعي زيادي خواهد داشت، اطلاع رساني جدي و دقيقي انجام نمي شود. حتي بيشتر مطبوعات هم با اين ماجرا به شکل خبري برخورد کردند. به سازمان محيط زيست، بنادر و دريانوردي، مراکز دانشگاهي و تحقيقاتي و... مي نگرم. مي پرسم آيا آنها براي حل اين بحران عزم و اراده يي خواهند داشت؟ چرا درخصوص اين پديده مسوولان محيط زيست استان هرمزگان پس از گذشت دو ماه هنوز نتوانسته اند اطلاعات دقيقي به جامعه ارائه دهند؟ شايد مثل هر مصيبت ديگري که در اين سرزمين به وقوع مي پيوندد، مانند زلزله، ده ها هزار مرگ جاده يي در سال، از بين بردن جنگل ها و تالاب ها، ويران کردن مناطق تاريخي و باستاني به بهانه توسعه و... به اهميت و عمق خسارت ها پي نبريم و پس از چند صباحي آن را به فراموشي بسپاريم. ولي آنچه در اعماق دريا در حال وقوع است به سرعت ديدني نيست و پيش از آنکه اين پديده ناخوشايند به يک تراژدي بزرگ تبديل شود، مي توان از اثرات ويرانگر آن کاست. اقتصاد بسياري از خانواده ها به صنعت شيلات وابستگي کامل دارد و اغلب مردم سراسر ايران از مصرف کنندگان آبزيان دريايي هستند. شکوفايي جلبک هاي اخير موضوعي بسيار جدي است و بي توجهي و کوتاهي در مقابله با اين پديده، عواقب ناگواري خواهد داشت.
چه بخواهيم و چه نخواهيم، شکوفايي جلبک ها مجدداً رخ خواهد داد و شايد در آينده يي نزديک، نوع سمي آن.
* محقق و فيلمساز