
کامبيز نوروزي اظهار کرد؛ «توقيف نشريات از سوي هيات نظارت بر مطبوعات اگرچه با ظاهر تبصره ماده 12 قانون مطبوعات مغايرت ندارد، اما با مباني قانون و اصل آزادي مطبوعات در قانون اساسي سازگار نيست.»
به گزارش ايسنا اين مدرس حقوق مطبوعات درباره اقدام هيات نظارت بر مطبوعات در توقيف نشريات بيان کرد؛ «اين تحولي است که در اصلاحيه قانون مطبوعات سال 1379 به قانون مطبوعات وارد شده و اختياراتي براي توقيف و لغو امتياز مطبوعات به هيات نظارت بر مطبوعات داده شده است. در همان زمان و بعد از آن هم شخص بنده و بسياري از دوستان اعلام داشتيم اين اصلاحيه با مباني قانون اساسي سازگار نيست و محدوديت هايي را براي حوزه مطبوعات ايجاد مي کند.»
وي افزود؛ «هيات نظارت بر مطبوعات طبق قانون فعلي اختيار اين کار را دارد اما بايد به نکاتي توجه داشت.» و سپس اينها را چنين برشمرد؛ «درست است که هيات نظارت طبق قانون اين اختيار را دارد اما از جهت اينکه اين اختيار مي تواند به نقض بخشي از حقوق اساسي مطبوعات منجر شود، بنا بر مقتضيات و منطق حقوق لازم است هيات نظارت مقدماتي را در جهت دفاع مطبوعات از حقوق شان فراهم کند.»
نوروزي بيان کرد؛ «بنابراين اگرچه در قانون اين مسائل نيامده اما مقتضيات حقوقي اقتضا مي کند که آيين نامه ها يا تشريفاتي براي اعمال اين اختيار هيات نظارت بر مطبوعات پيش بيني شود که پيش از لغو امتياز يا تصميم گيري به لغو امتياز و توقيف نشريات از مطبوعاتي که در مظان اتهام و تخلف هستند، دعوت شود تا بتوانند به دفاع از خود بپردازند.»
به اعتقاد اين حقوقدان، «اگرچه تصميم بر توقيف نشريات از سوي هيات نظارت با ظاهر تبصره ماده 12 قانون مطبوعات مغايرتي ندارد اما با مباني قانوني مطبوعات و مباني اصل آزادي مطبوعات در قانون اساسي سازگار نيست و با حق دفاع شهروندان مغايرت دارد که يکي از مصاديق آن روزنامه نگاران و مديران مسوول هستند و اين روال پسنديده يي نيست.»
وي افزود؛ «در تبصره ماده 12 قيد شده هيات نظارت بر مطبوعات مي تواند اقدام به توقيف يا لغو امتياز نشريه کند که کلمه «مي تواند» يعني هيات نظارت بر مطبوعات مکلف به لغو امتياز يا توقيف نيست بلکه «اختيار دارد». براي من از لحاظ حقوقي جاي تعجب دارد که چرا هيات نظارت از کلمه «مي تواند» تفسيري مي کند که عليه مطبوعات تمام مي شود.»
اين مدرس حقوق مطبوعات اظهار کرد؛ «در واقع هيات نظارت بر مطبوعات يک نگاه محدودکننده به مطبوعات دارد و قانون مطبوعات را تفسير مضيق مي کند در حالي که اين نوع نگاه تفسيري به قانون مطبوعات يک وجه دارد که مغاير با تبعات تفسير حقوق اساسي است. در تفسير حقوق اساسي معتقديم حقوق اساسي ملت را بايد به نفع ملت تفسير کرد و بايد حقوق اساسي ملت را تفسير موسع دانست.»
وي با بيان اينکه موارد محدودکننده حقوق اساسي ملت را بايد تفسير مضيق کرد، تاکيد کرد؛ «اين به جهت آن است که اصولاً حق حاکميت متعلق به ملت است و ملت حاکم بر سرنوشت خود و ملت است که منشاء مشروعيت قدرت است و اين مساله در اصل 56 قانون اساسي هم آمده است و هرجا هم ترديد پيش آمد بين آنکه ملت اين حق را دارد يا خير بايد بگوييم دارد و تفسير به نفع اصل کنيم اما متاسفانه هيات نظارت اين قواعد را رعايت نمي کند و وضعيت دشواري را براي مطبوعات ايجاد کرده است.»
وي درباره احتمال افزايش توقيف يا لغو امتياز نشريات با توجه به نزديک شدن به زمان انتخابات ابراز داشت؛ «شخصاً با روندي که ملاحظه کردم احساس مي کنم اين احتمال وجود دارد اما اميدوارم اين احتمال محقق نشود.»