حميدرضا ابراهيم زاده
مي گويند در اين دنيا همه چيز به همديگر مرتبط است. براي مثال همين توده هاي ابري که يحتمل الان بالاي سر شما است مي تواند اوضاع و احوال اقتصادي، سياسي و بلکه روحي شهري را به هم بريزد. مصداق بارزش همين برج ميلاد و باران هاي اخير است که رستوران آدم هاي خيلي مهم يا همان از ما بهتران يا همان VIPاش را کمي دچار آب گرفتگي کرد. البته قدما در تواريخي که نوشته اند هرگز از آب گرفتگي در ارتفاع سيصدوخرده يي متري سخني نگفته اند اما اين هم از اقتضائات دنياي مدرن است.
اينکه چرا اين طور شد در بحث هاي کارشناسي چندان مکشوف نشد چرا که يکي از مسوولان برج از اول منکر وجود چنين مشکلي در اين بلندبالاي بالابلند پايتخت شد و بعد از کمي اصرار آب گرفتگي را مرتبط با انزال نابهنگام نازل اطفاي حريق رستوران آدم هاي خيلي مهم برج دانست اما يکي که خيلي مسوول تر بود مشکل را عايق کاري ناقص سقف همان رستوران صدرالذکر دانست. چند منبع آگاه هم که نخواستند نامشان فاش شود اساساً آب گرفتگي را ناشي از تعجيل سازندگان براي افتتاح بهنگام اين برج در يک ماه گذشته دانستند و شرايط شتاب زده را باعث فراموشي امر مهمي مانند عايق کاري عنوان کردند.
در اين ميانه مقدار معتنابهي شهردار از کلانشهرهاي بزرگ 30 کشور دنيا هم قرار است وارد تهران شوند تا در اجلاس کلانشهرهاي آسيايي شرکت کنند و از قضا در همين رستوران VIP با شهردار تهران چاي بنوشند و از ويو يا به قول فارسي زبانان چشم انداز تهران لذت ببرند. حالا آبروي پايتخت پيش اين اجنبي ها بسته به توده هاي پرفشار يا نمي دانم کم فشاري است که آخر ما ملتفت نشديم کدامشان باران زا است. بازهم همان منابع آگاه از عايق نشدن سقف و بي مهري پيمانکار خارجي براي پايان دادن به اجراي نماي شيشه يي خبر دادند که عنقريب باران بيايد و زحمت مهندسان ايراني را پيش چشم شهلاي خارجي ها از رونق بيندازند.
حالا تصور کنيد شهردار فلان کلانشهر آسيايي، بلکم اروپايي در رستوران زيباي برج نشسته است که ابرهاي حامل باران مانند تير جفا و خدنگ بلا روي شهر مي نشينند و نم نم باران زيبايي شب تهران را دوچندان مي کند و آقاي شهردار در خلسه اين زيبايي کلي حال مي کند که سقف چکه مي کند و حال بنده خدا را مي گيرد.
اين اصرار به افتتاح نيمه کاره چند صباحي است که بلاي جان مديريت شهري تهران شده و پروژه هاي تهران را به سرنوشت رستوران برج ميلاد دچار کرده است. هر چه اصحاب رسانه و دلسوزان از سر همان سوزش دل لابه مي کنند که برادران لطفاً اين روزشمارهاي کنار طرح را برداريد در عوض پروژه ها را صحيح و سالم تحويل دهيد متاسفانه خريداري ندارد.
در پايان اشاره به اين نکته هم خالي از لطف نيست که پيگيري ابتدايي اين خبر از مدير محترم روابط عمومي يادمان سازه صورت گرفت و جناب جعفري البته اين خبر را تاييد و فقط درخواست کرد نامي از ايشان آورده نشود اما درست فرداي همان روز در مصاحبه با خبرگزاري ايرنا اين خبر را گاف «روزنامه به اصطلاح اصلاح طلب» اعتماد دانست و رجانيوز و چند سايت ديگر هم با شادماني توضيحات ايشان را منتشر کردند. پيشترها انصاف خبري هم موضوعي در دنياي رسانه بود، يادش به خير.