
اميد روحاني
يار آسماني
تکنوازي تنبور علي اکبر مرادي
نشر موسيقي هرمس
وسوسه نمي شدم که تنها به خاطر افزوده شدن يک قطعه - که CD نامش را از همين قطعه گرفته است- که در آن «اولاش اوزدمير»، نوازنده ترک با ساز باقلاما و آواز، مرادي را همراه کرده است- اين مجموعه 40 دقيقه يي موسيقي را تکنوازي تنبور علي اکبر مرادي تنبورنواز و رديف دان موسيقي کردي ندانم و نخوانم. اما مشکل «يار آسماني» در کوتاهي قطعه (يا قطعات) نيست، يا در يکنواخت بودن قطعات (که مجموعاً يک آنسامبل را ساخته است) يا در بي نوانس بودن و تخت بودن موسيقي يا در ارائه مقام ها و گوشه هاي موسيقي کردي يا در اينکه اين CD اساساً بيشتر شکل ارائه آموزشي و آشنا کردن علاقه مندان به يک نوع موسيقي است (که همه اينها هست) بلکه در اين است که «رامين صديقي» به عنوان تهيه کننده و انتخاب کننده اکثر اين 40 آلبوم تاکنون پخش شده، از نشر موسيقي هرمس (يا گروه و هيات انتخاب)، وظيفه ارائه اين نوع رويکرد به موسيقي را در نهايت وسواس و دقت و ريزبيني براي خود برگزيده اند و اين مهم را در نهايت جديت انجام مي دهند. حتي اگر بعضي از وقت ها، نوع موسيقي ارائه شده ديگر شکل شنيدني و جذاب به خود نگيرد. آقاي مرادي تنبورنواز کم نظيري است. اين را در کنسرت هايشان هم ديده ام. به همه گوشه ها و ظرايف اين نوع موسيقي آشنا و در آن خبره است. در 50 سالگي به اوج مهارت و توانايي هاي فني و موسيقايي رسيده است. ساز را با مهارت و استادي تمام مي نوازد و شعر را درنهايت زيبايي مي خواند و بچه هاي هرمس هم با نهايت وفاداري به اصل و رعايت قواعد حرفه يي آن را منتشر مي کنند. اما همه اينها يک چيز کوچک را کم دارد و همين نکته به ظاهر کوچک است که لذت بردن از CDهايشان را- گهگاه (مثل اين دفعه و اين CD)- دشوار مي کند. به نظرم اين چيز ظريف، کار يک تهيه کننده است که بتواند يا بايد با رعايت بعضي از اصول، افزودن يا کاستن، ترکيب يا رنگ آميزي يا هر شگرد و لم ديگري کاري کند که بشود يک آلبوم را بيش از يک بار شنيد و از آن لذت برد. کاري که حتماً بايد با «يار آسماني» مي شد.
|
کنسرت گروه دنگ شو
تالار اجتماعات بيمارستان محک
دومين کنسرت گروه دنگ شو، کمي پس از يک سال از کنسرت اول - در مردادماه 1386 در فرهنگسراي هنر- و البته کامل تر و پر و پيمان تر، توجهي را به سوي نوعي رويکرد بديع تر به موسيقي ايراني و نوع ديگري تلفيق طلب مي کند، رويکردي کمي متفاوت با نوع موسيقي تلفيقي(و فيوژن) و رويکرد گروه هايي ديگر- مثلاً کيهان کلهر يا محسن نامجو و نوع ديگري از تلفيق(و نزديک تر به پاپ راک) مثلاً گروه هاي «127» يا «کيوسک»- گروه «دنگ شو» متشکل از دو نوازنده ثابت- برادران شجاع نوري- طه شجاع نوري نوازنده ساکسفون (متولد 1360) و رضا شجاع نوري نوازنده پيانو (متولد 1365) و نوازندگان ميهمان سازهاي ضرب، مجموعه کوبه يي و خواننده که در هر يک از کنسرت ها متفاوت بودند و هر دو بسيار خوب رويکردي به ظاهر وفادارانه به ساختمان و چارچوب موسيقي ايراني را در کليت برنامه و قطعات خود رعايت مي کنند. قطعات انتخابي و شکل اجرايي از تصنيف ها و ترانه هاي معروف و آشنا و سنتي مي آيد و ملودي اصلي آشنا و شناخته شده است و پرداخت و گسترش قطعه هم به رغم همه بداهه نوازي ها و دورنماي ظاهري از شکل گسترش متعارف، در واقع در چارچوب لحن کلي ترانه و تصنيف مي ماند. همين آشنايي گوش و شنونده با کليت موسيقي ايراني و رعايت و حفظ ساختمان و چارچوب کلي نه فقط به شنونده کمک بسيار مي کند بلکه اساساً بداعت و نوآوري هاي گروه را برجسته تر، جذاب تر و شنيدني تر مي کند؛ مثل شروع ها- يا اورتورهاي قطعه هاي مختلف با ساکسفون يا استفاده از دو صداي آوازي و دو شکل خواندن در بسياري از قطعه ها، يا شروع هايي با مختصر بداهه نوازي کنترل شده پيانوي جاز يا اساساً تلفيق يا ترکيبي از رويکرد جاز سبک با موسيقي ايراني اصيل. بنابراين نوع رويکرد «دنگ شو» با تکيه اصلي بر سنت موسيقي ايراني، تصنيف ها و ترانه ها و ملودي هاي آشناي آن،رعايت قواعد و اصول اين موسيقي و ترکيب با يک جاز کنترل شده سبک، بداهه نوازي هاي محدود و سبک، استفاده از دو نوع آواز(سنت آواز ايراني با تکيه بر رديف و گاه به عنوان يک ساز و استفاده از يک صدا براي خواندن شعرها و پاساژها) و در نهايت رسيدن به يک RB ايراني. (و مي کوشم از واژه پست مدرن استفاده نکنم.)
در کنسرت اخير در کامل ترين و بهترين نوع اين ترکيب دو ترانه يا قطعه درخشان وجود داشت که همه اين ترکيب را مي شد در آن ديد؛ قطعه «تا بيايي» با شروعي با پيانوي مدرن جاز، دو صدايي و استفاده از همه شگردها و «دست بر سر زلفش زنم» که اينجا هم همه ويژگي هاي موسيقايي گروه در آن متجلي مي شد. شکل سنتي تر را مي شد در قطعه «من اگر زبانم آتش» ديد که در آن با ترانه يي کلاسيک روبه روييم که تصنيف در آن با همراهي ضرب خوانده مي شود. يا «پديد» («از نک مژگان مي زني تيرم چند» يا «خوش تر از فکر جام و مي چه خواهد بودن») که در آن با بداهه نوازي ساکسفون در عين وفاداري به ريتم کلي و ملودي قطعه روبه روييم. «دنگ شو» غيرآشناترين رويکرد را براي شعرهاي شاعران نورپرداز ايراني انتخاب مي کند. «ناگه غروب کدامين ستاره» شاملو با بداهه نوازي ضرب همراه است يا «من بهارم، تو زمين» که با هيچ کدام از اجراهاي اين نوع اشعار (که معمولاً به شکل Chansonها اجرا مي شوند) قرابت ندارد و همان شکل معمول و آشناي خود را به کار مي برند. اما «قطعه کودکي»- «يک راه»- يکي ديگر از اوج هاي کار گروه، دو همسراي زن را هم همراه داشت که بخش هايي از شعر ترانه را اجرا کردند.
و حالا- اين روزها- صحنه موسيقي ايراني- جدا از آنچه که بخش سنتي يا اصيل آن را مي سازد (که اتفاقاً بسيار پرکار و پر بار و پر از کنسرت هم شده است) و جدا از شکل عام تر و مردم پسندتر آن که سنتي صد و چند ساله را پشت سر دارد جدا از انواع شکل هاي پاپ، از پاپ معترض (به قول استاد مسعود کيميايي) تا شکل هاي گوناگوني از شعرخواني همراه با موسيقي و... وجه جذاب ديگري هم يافته است. اگر «127» تلفيق رپ ايراني با ريتم راک باشد اگر «کيوسک» نوعي RB ايراني با شعرهاي شالوده شکن باشد و اگر محسن نامجو به سوي نوعي تلفيق پيچيده و گسترده تر مي رود (که به زودي شکل راک شده آن را در قالب يک CD خواهيم شنيد)، نوع رويکرد «دنگ شو» از شکل تازه تر و بديع تري پيروي مي کند؛ ترکيب سنت هاي موسيقي ايراني (با ترکيبي از سازهاي متعارف موسيقي جاز، ساکسفون و پيانو و ضرب و آواز ايراني) و ريتم هاي آزاد راک و جاز و استفاده از اشعار کهن (مولوي و...) تا نوسرايان و رسيدن به يک ترکيب تازه و آشنا.