شنبه، 25 آبان 1387 - شماره 1820
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
علي مصفا؛ تقريباً هيچ چيز باقي نمانده است
-چه وقت متوجه آتش سوزي سينما شديد؟

ساعت چهار صبح از سينما تماس گرفتند و خبر دادند. آتش نشاني هم خبر شد اما آنقدر آتش سوزي زياد بود که تا مهار کردنش همه چيز سوخت.

-چقدر از سينما کاملاً از دست رفته است؟

راستش تقريباً چيزي باقي نمانده است. همه چيز يا کاملاً سوخته يا آب شده است. طبقه اول که کاملاً سوخته.

-کافه «آنتراکت» چه وضعي پيدا کرده است؟

کافه آتش نگرفته اما به دليل آتش سوزي ساختمان کافه هم کاملاً ذوب شده است.

- علت آتش سوزي چه بوده؟

هنوز علت آتش سوزي مشخص نشده. فردا کارشناسان براي پيدا کردن علت به سينما مي آيند اما هنوز هيچ چيز مشخص نيست.
صابري؛ با توجه به مسائل ايمني مجوز داده ايم
سخنگوي انجمن سينماداران با اشاره به اينکه هيچ کس نمي داند دليل آتش سوزي سينما جمهوري چيست، گفت؛ «سينما جمهوري قطعاً رعايت مسائل ايمني را در بازسازي لحاظ کرده و توانسته مجوز فعاليت دريافت کند.» محمدرضا صابري سخنگوي انجمن سينماداران با اشاره به آتش سوزي سينما جمهوري گفت؛ «هيچ کس نمي داند دليل اين آتش سوزي چيست و بايد ببينيم نظر کارشناسان در اين رابطه چه خواهد بود. از آنجا که اين سينما مورد بازسازي قرار گرفته بود، در بازسازي آن مسلماً جديدترين موارد ايمني لحاظ شده و با توجه به اين قضيه مجوز فعاليت دريافت کرده است.» صابري درباره اين شائبه که پيش از اين به سينما جمهوري به دليل عدم برخورداري از ايمني هاي لازم، اخطار داده شده، گفت؛ «من شخصاً هيچ اطلاعي از اين موضوع ندارم.»
پس از نگرفتن مجوز نمايش در داخل کشور
نخستين نمايش « آن جا» در تسالونيکي
گروه فرهنگي؛ چهل ونهمين دوره جشنواره بين المللي فيلم تسالونيکي ديروز با نمايش فيلم امريکايي «کشتي گير» ساخته «دارن آرنوفسکي» که سال پيش شير طلايي ونيز را از آن خود کرد، آغاز شد. امسال 14 فيلم در بخش مسابقه اين جشنواره که بزرگ ترين جشنواره سينمايي منطقه بالکان است براي دريافت جايزه اسکندر طلايي داوري مي شوند. فيلم هاي «سه موش کور» به کارگرداني متيو نيوتن از استراليا، «فراق» به کارگرداني ناندتياداس از هندوستان، «پسران عادي» به کارگرداني دانيل هرناندز از اسپانيا، «يک جارو يک ماهي طلايي مي شود» به کارگرداني جوکيم دونگ از کره، «بادهاي سپتامبر» ساخته يولين تام شيو از تايوان، «يک هفته تنهايي» به کارگرداني سلينا مورگا از آرژانتين و فيلم يوناني «بدون» ساخته الکساندروس آواراناس جزء 14 فيلم شرکت کننده در بخش مسابقه هستند.

---

فيلم «آن جا» به کارگرداني عبدالرضا کاهاني هم از ايران براي داوري در بخش مسابقه اين جشنواره انتخاب شده است. «آن جا» دومين ساخته کاهاني بعد از فيلم «آدم» است که در ايران از سوي ارشاد پروانه نمايش دريافت نکرد . عبدالرضا کاهاني در گفت وگو با اعتماد قصه فيلمش را اين طور تعريف مي کند؛ «پسر جواني به نام پيمان 10 روز فرصت دارد براي تمديد گرين کارتش خود را به امريکا برساند. او در آستانه جدايي با همسرش قرار دارد. همسر پيمان مهريه خود را که 500 سکه طلا است به اجرا گذاشته. پيمان در اين 10 روز بايد مهريه را بپردازد تا بتواند از کشور خارج شود. تمام فيلم در اين 10 روز مي گذرد و تلاش پيمان را براي رسيدن به امريکا به تصوير مي کشد.» او درباره توقيف اين فيلم از سوي وزارت ارشاد براي نمايش در داخل کشور مي گويد؛ «من براي گرفتن مجوز با نماينده شوراي پروانه نمايش صحبت کردم. راستش دلايل شان براي عدم اکران متقاعدم نکرد، اما به نظرشان احترام مي گذارم. وزارت ارشاد مي گويد در اين فيلم تنها آدم خوب پيمان است که ايراني خالص نيست و از يک نظرهايي امريکايي است. بقيه آدم هاي فيلم که ايراني هستند، آدم هاي خوبي نيستند.»عبدالرضا کاهاني که به تازگي تدوين فيلم «بيست» سومين ساخته خود را به پايان رسانده، درباره ديگر دلايلي که براي توقيف فيلم دومش «آن جا» از سوي وزارت ارشاد شنيده مي گويد؛ «راستش آخر سر تنها يک جمله گفتند که اين فيلم قابل نمايش نيست.» کارگردان اين فيلم حالا از حضور فيلم ناکامش در يک جشنواره بين المللي راضي است. او مي گويد؛ «14 فيلم در بخش مسابقه جشنواره تسالونيکي که جشنواره آبرومندي است، شرکت مي کنند. فيلم من هم به اندازه آن 14 فيلم براي گرفتن جايزه شانس دارد، اما براي من مهم تر اين است که بالاخره اين فيلم را روي پرده سينما و همراه تماشاگر مي بينم. من هنوز نسخه 35 اين فيلم را روي پرده نديده ام و ديدن فيلم روي پرده سينما برايم خيلي ارزشمند است.» مزدک ميرعابديني، شهرزاد سخن سنج، مسعود مطلوبي و ابراهيم ريحاني بازيگران فيلم «آن جا» هستند.

---

بخش نمايش هاي ويژه جشنواره تسالونيکي به 10 فيلم اختصاص داده شده است. فيلم هاي «رود يخ زده» کورتني هانت از امريکا، «درياچه تاهو» ساخته فرناندو ايمبک از مکزيک، «بره خدا» از لوسيا گلدرن فيلمساز آرژانتيني و فيلم «دبليو» ساخته اليور استون که درباره جرج بوش ساخته شده در اين بخش به نمايش در مي آيند.ضمناً فيلم «به همين سادگي» ساخته رضا ميرکريمي که تاکنون جوايز زيادي از جشنواره هاي داخلي و خارجي دريافت کرده در بخشID-80 جشنواره به نمايش درمي آيد.امسال در جشنواره تسالونيکي تاکشي کيتانو فيلمساز ژاپني جايزه يک عمر دستاورد را دريافت مي کند و فيلم جديد او «آشيل و لاک پشت» به نمايش در مي آيد.ژان پي ير و لوک داردن برادران فيلمساز بلژيکي، گوستاوو سانتائولايا آهنگساز آرژانتيني، ترنس ديويس فيلمساز، بازيگر و رمان نويس بريتانيايي و والتر سالس فيلمساز برزيلي و لتيا استانتيک تهيه کننده آرژانتيني از ديگر چهره هايي هستند که در دوره چهل ونهم اين جشنواره از آنها تقدير مي شود.
روز چهارم
ازدحام جمعيت و نشست هاي پرحاشيه
امروز در کنار نمايش فيلم هايي که در جدول اعلام شده اند، دو کارگاه آموزشي در مرکز فرهنگي هنري صبا برگزار خواهد شد. کارگاه «جلوه هاي ويژه در سينماي کوتاه» با حضور لاساد جموسي و کارگاه «چيستي و چرايي مکاتب نوپديد ديني و عرفاني با تکيه بر تحليل فيلم شوک» با حضور دکتر محمدجواد ادبي ساعت 9 برگزار خواهند شد.پنجشنبه و جمعه جشنواره فيلم کوتاه روزهاي پرخبري داشت. حضور تصادفي رضا کيانيان در يک نشست و جنجال هايي که در نشست بررسي فيلم کوتاه «آندو- سي» ساخته شهرام مکري پيش آمد، از جمله حاشيه هاي روزهاي دوم و سوم بودند. در نخستين روزهاي جشنواره فيلم کوتاه نکته قابل توجه استقبال مردم و مخاطبان است که به گفته برگزارکنندگان جشنواره بي سابقه به حساب مي آيد. نشست سينماي اقتباسي با حضور هوشنگ مرادي کرماني، گردهمايي اتحاديه فيلمسازان مسلمان که به طرح مباحثي با زيرمجموعه فيلمسازان مسلمان مي پرداخت و همچنين نشست آسيب شناسي فيلم کوتاه با حضور مهدي صباغ زاده و بيژن ميرباقري به همت انجمن منتقدان از جمله برنامه هاي روزهاي سپري شده بود. در نخستين نشست فيلم کوتاه حضور رضا کيانيان هم يکي از نکات قابل توجه بود. طهماسب صلح جو که با تاخير در اين نشست حضور پيدا کرده بود، گفت؛ «در ترافيک خيابان وليعصر رضا کيانيان را ديدم و به او گفتم چنين برنامه يي در سينما فلسطين برگزار مي شود و او را همراه خودم به جشنواره آوردم.» سرانجام کتاب جشنواره هم روز پنجشنبه منتشر شد.
فرهنگ کپي سازي


(فيلمساز فيلم کوتاه)؛ سال پيش، در چنين روزهايي در يکي از جلسات نقد و بررسي شبانه جشنواره فيلم کوتاه تهران، بحثي درباره کپي بودن يکي از فيلم هاي حاضر در جشنواره پيش آمد. فيلم مورد نظر «تناوب» بود که بعضي ها آن را کپي خوبي از «محدوده دايره» شهرام مکري مي دانستند. جالب اينجا بود که سال قبل ترش باز در شبي مشابه شب مذکور، همين بحث درباره فيلم مرجع يعني «محدوده دايره» درگرفت که باز معترضان آن را کپي واضحي از فيلم «فيل» (گاس ون سنت) مي دانستند (البته نگارنده چنين نظري ندارد). جالب آنکه در نهايت هر دو فيلم توانستند جايزه «بهترين فيلم کوتاه تجربي» را نصيب خودشان کنند. امسال باز همين بحث درباره فيلم «آندو- سي» (شهرام مکري) و شباهتش به «تايم کد» مايک فيگيس فقيد، وقت دوساعته يک جلسه را به خودش اختصاص داد و دست آخر با زدن انگ «حسادت به موقعيت فيلمساز» از طرف مجري جلسه، طهماسب صلح جو، متاسفانه بحث به مسائل حاشيه يي و بي ربط کشيده شد. با کمي بالا و پايين همين بحث، سال هاي پيش درباره فيلم هاي ديگري مثل «پيرمرد و خط»، «تجربه» و... هم پيش آمد که متاسفانه همه شان در همان نطفه ضربه يي مهلک از سوي طرفداران دوآتشه شان خوردند و ابتر ماندند. متاسفانه هيچ وقت نشد بحث کلي تري که بيشتر به بهانه يکي از اين فيلم ها (نه فقط درباره آنها) طرح شده به نتيجه درست و درماني برسد و پرونده اش براي هميشه بسته شود. واضح است که سال بعد تعداد اين فيلم ها زيادتر خواهد شد و باز در شب هايي مشابه، بحث چالشي «فيلم هاي کپي» و تفاوت آنها با کارهاي «اقتباسي» و «نظيره سازانه» (به زعم جناب صلح جو) و «تقليدي» در مي گيرد و چند نفر اعتراضي مي کنند و چند نفري هم دفاع مي کنند و دست آخر هم هيات داوري محترم (که عملاً در طول سال تعاملي با سينماي فيلمً کوتاه ندارند) به يکي دو تا از اين کپي هاي مثلاً خوش ساخت جايزه مي دهند و براي بعضي از کارگردانان ما اين توهم را به وجود مي آورند که «کار مهمي انجام داده اند و فيلم خوب و متفاوتي ساخته اند». البته نگارنده اين وسط تسلط شهرام مکري بر مقوله «کارگرداني دوربين» و «روايت» را به هيچ وجه زير سوال نمي برد و او را از جرگه کپي سازان صرف و بي ايده جدا مي کند.با اين حال چه فايده حتي اگر بلند داد بزنيم «وا اسفا»؟ چه فايده وقتي منتقد صاحب نامي مثل آقاي صلح جوي عزيز آن بالا مي نشيند و از کپي نبودن فيلمي مثل «تناوب» از روي «محدوده دايره» دفاع مي کند و يک سال بعدش خودش در همان جشنواره از دهانش درمي رود که اخيراً فيلم «محدوده دايره» را ديده است. چه فايده وقتي مي داني امثال «تناوب» فقط يکي از ده ها فيلم کپي است که برحسب اتفاق به خاطر شهرت مکري اسمش در رفته و بقيه فيلم ها به راحتي و بدون اينکه نگاهي را به خود جلب کنند سري دوزي مي شوند و صداي هيچ کس هم درنمي آيد؟ چه فايده وقتي مي بيني در جمع هاي خصوصي اکثريت بالاتفاق موافق «اپيدمي شدن کپي سازي در سينماي کوتاه» هستند ولي وقتي پاي گفتن همين حرف در يک رسانه رسمي به ميان مي آيد، مي ترسند که حرف بزنند؟ هرچند اين بي جرات بودن از سر و شکل فيلم هاي جشنواره هم معلوم است. فيلم هاي ترسو و محافظه کارانه يي که صدي نودشان بويي از جسارت و نوگرايي نبرده اند. غير از «وا اسفا» چه مي توان گفت؟ بحث اين نوشته يک فيلم يا يک فيلمساز خاص نيست يا ارزشگذاري فيلم هاي نامبرده نيست؛ بحث از بي ايد گي و تکرار مکررات است، بحث از فرهنگ غلطي است که دارد بين (مثلاً) آينده سازان سينماي اين مملکت جا مي افتد و آقايان به جاي اينکه با آن مخالفت کنند، دارند ازش پشتيباني مي کنند. وا اسفا.
خود مرده است يا ما کشته ايم؟


مهدي کرم پور



1- اين روزهاي ابري تيتر مطالب و مصاحبه ها هم خاکستري شده است. خاکستري تيره. چپ و راست و دوست و دشمن هم ندارد. همه در يک اجماع شوم به حال بد بيشتر مي انديشند و غرولند. «سينما مرده است» تيتر نه يک مصاحبه دوست کارگرداني است که در همين جريده به اظهار مي پردازد بلکه تئوري و استراتژي است که خيلي ها در طرفين ماجرا پچ پچ کنان و درگوشي دنبال مي کنند. از مدير و مشاور و فيلمساز تا منتقد و به ظاهر دلسوز. اين طرفي و آن طرفي هم ندارد. به اجتهاد و روشنفکري که برسند سينماي ايران را دوست ندارند. اين يک پز است يا سليقه در نتيجه فرقي نمي کند. گرچه به هاليوود بد و بيراه بگويند يا ستايش اش کنند اما در دل شيفته آنند و باقي ماجراست. عيبي هم ندارد اما در مقام مقايسه به دنبال چه هستيم؟ راهکار؟ هيچ کس نمي گويد که آخر همه چيزمان بايد به همه چيزمان بيايد، مگر شما اسپيلبرگ هستيد يا فلان مدير و مجري و صنعتگر و پزشک و تاجر و مهندس و وزير و نماينده و روزنامه نگار حتي کوچک ترين شباهتي به همتايان خود در جهان دارند که... ناصرالدين شاه فيلم کمال الملک زنده ياد حاتمي رو به صدر اعظمش مي گويد؛ مگر شما بيسمارک هستيد که از کمال الملک توقع آنچناني داريد؟ (نقل به مضمون)

2- مگر هنر و رسانه و ابزار مي ميرد که «سينما مرده است»؟ آدم هاي اين حرفه هستند که مي ميرند، اگر فرض صورت مساله پابرجا باشد.همه ما از مدير و فيلمساز و دست اندرکار و سياستگذار بايد از خود بپرسيم چه بلايي به سرش آورده ايم که مديران فرهنگي اداره کننده اش حالا کمتر رغبتي براي مديريت و ساماندهي از خود نشان مي دهند. سينماگرانش به انکار نشسته اند و رخت چرک مان بر بند رسانه ها پهن شده است.حالا رسيدن به همان سينماي هدايتي- نظارتي دهه 60 هم برايمان آرزوست. قرار بود جلو برويم و... حالا مضمحل و بي اعتماد به نفس به سوگ گذشته نشسته ايم. لااقل آن سينماي گلخانه يي مخاطب داشت و تنوع مضامين. اگر درجه بندي اش اواخر به نظارت سليقه يي مبدل شده بود، اما کساني را از درجه «ج» و «د» به شرمساري مي کشاند. نمي خواهم با نوستالژي دهه اوج سينماي ملي (اگر همسوي سليقه تان هم نباشد) که هم ديد و نگاه استراتژيک و هم حميت ملي را توأمان داشت و در زماني که موشک و بمب برمان مي ريخت بارهاي کشتي ها و هواپيماها، دارو و غذا و نگاتيو مي آوردند به تخطئه اکنون بنشينم. حالا ساکنين به مجاورت نشسته مجلس و مقيمان گذراي خانه قوام السلطنه را سياستي دگر آمده است، شايد.

3- اما عندليبان را چه پيش آمد، هزاران را چه شد؟در نتيجه عدم توالي سياست هاي متمرکز و يکسان، نسل دوم فيلمسازان ايران که تا پايان دهه 60 مانند کودکان تازه پا گرفته با تمام امکانات ملي کشور حمايت مي شد و سرپا آمد، تا پايان دهه 70 نيز دوام آورد. در دهه 80 از قافله جا ماند. در اين دهه هيچ فيلمساز نسل دومي هيچ فيلم مهم و جريان سازي نساخت.تهيه کنندگاني که در اتاق هاي مصنوعي و حفاظت شده از دل همين کارگردانان زاده شدند يا در بهترين حالت برنامه ريزان و مديران توليد دوران شاخص تئوري مولف بودند يا سياستگذاران دولتي سياست هاي کنوني حالا به سهم خواهي به هزاران تکه بدل شده اند. آنان امروز از عدم تنوع مضامين و ريسک پذيري سرمايه گذاري و هدايت سينماي ايراني سخن مي گويند که خود زماني مولود برداشته شدن سد حمايت هاي بي دريغ و کلان کشور و ماحصل رشد مالي و فرهنگي در کنار همان فيلمسازان هستند.در مديريت دولتي نيز بنياد سينمايي فارابي به عنوان نهادي که خارج از بدنه دولت طراحي و بنا گرديد تا کمک حال و حامي عام سينماي ملي باشد، آنقدر عريض و طويل شد و ساختار ساده اش را به سليقه و تمايلات شخصي مديرانش به پيچيدگي رساندند که امروز در ماهيتي معکوس، قسمت عمده يي از بودجه تخصيص يافته بخش فرهنگي و سينمايي کشور را بي دليل و خارج از حوزه وظايفش مي بلعد.چنين شد که در مروري گذرا بر آنچه برمان رفت و حتماً نيازمند تحليل مفصل کارشناسي است، امروز يا مرثيه خوان گذشته ايم يا در کلي گويي رهايي بخش همه هنر - صنعت - رسانه را به گورستان رهسپار مي کنيم تا خود را از زير بار گناه لااقل سکوت گذشته مان به رهايي درآوريم.واقعيت آن است که در اين تعبير تشييع، همه ما متهميم. دستان آلوده مان را حتي اگر پنهان کنيم، گواهي خواهند داد. info@mehdikarampour.com
عناوين اين صفحه
علي مصفا؛ تقريباً هيچ چيز باقي نمانده است
صابري؛ با توجه به مسائل ايمني مجوز داده ايم
نخستين نمايش « آن جا» در تسالونيکي
ازدحام جمعيت و نشست هاي پرحاشيه
فرهنگ کپي سازي
خود مرده است يا ما کشته ايم؟
پيشنهادها
دريچه
چهره ها
جشنواره «دوربين دات نت» عکاسان برتر را انتخاب کرد
سومين همکاري ايستوود با اسپيلبرگ

پيشنهادها
? خط نقاشي هاي اسرافيل شيرچي؛ امروز آخرين فرصت براي تماشاي کارهاي خط نقاشي «اسرافيل شيرچي» است که در فرهنگسراي نياوران برپا شده و مخاطبان زيادي هم داشته است. نمايشگاه شيرچي را مي توانيد از ساعت 10 تا 19 مشاهده کنيد.

? شانزدهمين شماره مشق آفتاب؛ با عکس روي جلد مصطفي پورمحمدي و خبري که او مبني بر داشتن برنامه در انتخابات آينده رياست جمهوري داده، وزنه سياست در اين شماره دوهفته نامه «مشق آفتاب» سنگين تر است. شغلي تازه به نام جعل مدارک تحصيلي، دو گفت وگو با دو لژيونر ايراني مقيم اروپا يعني مهدي مهدوي کيا و وحيد هاشميان و گفت وگوهايي ديگر با سعيد ليلاز، مريلا زارعي، عرفان اولروم و احمدرضا عابدزاده همراه با پرونده يي به مناسبت بازگشت ديه گو مارادونا به تيم ملي آرژانتين از ديگر مطالب اين شماره است.

? نمايشگاه عکس سپهوند؛ «آشتي زنان معتاد با زندگي» هفتمين نمايشگاه حجت سپهوند عکاس مطبوعاتي است که از امروز به مدت يک ماه در خانه خورشيد برپا مي شود. سپهوند در اين نمايشگاه 105 قطعه عکس رنگي را به نمايش گذاشته که با حضور زنان معتاد افتتاح و در پايان همه عکس ها براي حمايت از زنان آسيب پذير به خانه خورشيد هديه مي شود.


دريچه
? تغيير کاربري سينما «کانون»؛ «سينما کانون با تغيير کاربري از چرخه اکران سينماي تهران خارج شده است.» اين خبر زماني روي خروجي خبرگزاري ها قرار مي گيرد که شش ماه از اين تغيير کاربري مي گذرد و مديران مربوطه در سکوت خبري تصميم به اجراي اين تغيير گرفته اند. عيسي ملک محمدي مدير اين سينما در گفت وگو با ايسنا مي گويد؛ «از 15 اسفندماه بعد از اکران فيلم «مصائب دوشيزه» با توجه به اينکه سينما بازده مالي و فروش نداشت، براي تغيير کاربري تعطيل شد.» او افتتاح سينما «آزادي» را در تعطيلي اين سينما موثر و دليل آن را اختصاص سالني به نمايش فيلم کودک در اين سينما مي داند. مهدي باقري معاونت توليد کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان نيز علت تعطيلي اين سينما را مطلوب نبودن وضعيت سينماي کودک مي داند؛ «دائم نمي توانستيم فيلم هاي کودکان و نوجوانان را اکران کنيم و با تغيير کاربري، اين سالن براي کودکان موثرتر خواهد بود.»

? مهاجر تدوينگر «سرو ساعي»؛ مستانه مهاجر مستند بلند «سرو ساعي» به نويسندگي و کارگرداني «مجيد توکلي» و تهيه کنندگي «احسان دلاويز» را که در مورد زندگي «هادي ساعي» است، تدوين مي کند. توکلي خبر داد؛ «روز خداحافظي «هادي ساعي» از دنياي ورزش، کار تصويربرداري فيلم به پايان رسيد و سکانس فينال فيلم با حضور پژمان بازغي، کامبيز ديرباز، سام درخشاني، هادي طباطبايي، اميررضا خادم، محمود ميران و چند تن ديگر از قهرمانان ورزشي همراه با مادر و همسر هادي ساعي تصويربرداري شد.»


چهره ها
? شجاع نوري در يک نقش منفي؛ عليرضا شجاع نوري مدت ها پس از بازي در «روز واقعه» دوباره جلوي دوربين رفته و در «ترديد» نقش منفي اصلي را بازي کرده است؛ عموي «هملت». خود شجاع نوري دراين باره گفته؛ «ادامه دادن بازيگري بستگي به نقش ها و پروژه هايي دارد که به من پيشنهاد مي شود. تا وقتي در بنياد سينمايي فارابي مديريت بخش بين الملل را برعهده داشتم، ترجيح مي دادم کار بازيگري نکنم، چون فرصتي نداشتم.

? فيلمنامه حاتمي کيا بازنويسي مي شود؛ محمد پيرهادي تهيه کننده کارهاي اخير ابراهيم حاتمي کيا اعلام کرد پروژه «پيش از دعوت» که مردادماه پروانه ساخت دريافت کرد در مرحله بازنويسي فيلمنامه است؛ «اين فيلم ارتباط مستقيمي با «دعوت» ندارد و به يکي از موضوعاتي مي پردازد که قشرهاي عمده يي از جامعه با آن دست به گريبان هستند.»

? گلايه مستور؛ مصطفي مستور درباره «روي ماه خداوند را ببوس» گفته است «چاپ هاي مجدد اين رمان مرا کمي اندوهگين مي سازد زيرا از خود مي پرسم چرا اين نسل، رماني سرشار از رنج را مي خواند و اقبال عمومي نسبت به اين کتاب که فقط در آن رنج است، يک اخطار بزرگ است.» مستور اين نظر را در مراسم نقد کتاب «روي ماه خداوند را ببوس» و بررسي داستان هاي معناگرا عصر پنجشنبه در فرهنگسراي خانواده مطرح کرد.


جشنواره «دوربين دات نت» عکاسان برتر را انتخاب کرد
مراسم اختتاميه سومين جشنواره «دوربين دات نت» با معرفي عکاس برتر سال، تقدير از عکاسان فعال در بخش اينترنت، عکاسان فعال دوربين دات نت و تجليل از پيشکسوتان اين رشته برگزارشد. در آغاز اين مراسم، احسان رأفتي دبير جشنواره روي سن رفت و درباره برگزاري اين جشنواره توضيح داد؛«اين جشنواره يک جريان مستقل و کاملاً خصوصي است که از دل يک جريان خودجوش عکاسي شکل گرفته و در راستاي آن جوانان عاشق عکس وارد آن شده و تجربه کسب مي کنند.» او برنامه دوربين دات نت را اين طور بيان کرد؛ «اين مجموعه برنامه يي 10 ساله براي عکاسان دارد که تنها چهار سال آن سپري شده است. اضافه کردن بخش انگليسي و عربي، بخش صوت و تصوير و فعال سازي 100 فتوبلاگ براي عکاسان از جمله برنامه هاي دوربين دات نت طي شش سال آينده است.»در جشنواره دوربين دات نت مهدي قاسمي عکاس خبرگزاري ايسنا موفق شد با 38 امتياز عنوان «عکاس برتر سال» را از آن خود کند و تنديس طلاي جشنواره به همراه لوح تقدير و سپاس به او اهدا شد.همچنين نشان طلا و لوح تقدير جشنواره به جواد مقيمي عکاس خبرگزاري فارس به عنوان نفر دوم و آرش خاموشي عکاس ايسنا به عنوان برگزيده سوم جشنواره اهدا شد.حسن سربخشيان از خبرگزاري AP به عنوان برگزيده چهارم و جاويد نيک پور از خبرگزاري برنا برگزيده پنجم معرفي شدند که با اهداي لوح سپاس از آنها قدرداني شد.


سومين همکاري ايستوود با اسپيلبرگ
کلينت ايستوود کارگردان بلند آوازه هاليوود که تاکنون در فيلم هاي «پرچم هاي پدران مان » و «نامه هايي از ايووجيما» با اسپيلبرگ در کسوت تهيه کننده اين پروژ ها همکاري داشته براي سومين همکاري خود با استيون اسپيلبرگ، در حال مذاکره است. ايستوود احتمالاً فيلم تريلر « پس از اينجا» را با همکاري کمپاني «دريم وورکز» به رياست استيون اسپيلبرگ مي سازد. اين سومين همکاري اين دو چهره شاخص محسوب مي شود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام