پنج شنبه، 23 آبان 1387 - شماره 1819
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
يزد ريشه در يسن به معناي ستايش و نيايش دارد
دردانه يي در دل کوير ايران

ميراث يزد با همه داشته ها و دارايي هايش قرار است روي ميز بررسي يونسکو قرار بگيرد تا به عنوان معرفي تازه يي از تمدن ايران ارسال شود. رقيبان بافت تاريخي شهر يزد، بازار تاريخي تبريز و بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي است که در نهايت يکي از اين سه مجموعه براي يونسکو ارسال خواهد شد.

---

يزد شهر عجيبي است. از آن نوع عجايبي که مي توان براي بقيه استان ها و شهر هاي ايران هم به کار برد. از جمله شهر هايي که مي توان هم در وصف باقلواهايش نوشت و هم بادگير هايش و هم لاجوردي بودن لعاب کاشي هاي مساجدش که هر کدام به تنهايي حکم يک اثر هنري را دارند. از لهجه و خلق و خوي مردم يزد و آداب و رسوم به جا مانده از زرتشتيان که بسيار گفته شده اما با همه اين تعاريف تکراري با همه گزارش ها و نوشته ها درباره يزد، مي توان گفت که يزد بي نهايت ديدني است.

منطقه يزد يکي از سرزمين هاي باستاني اقوام ايراني و داراي ميراث درخشاني از فرهنگ و تمدن کهن و ادوار مختلف تاريخي با قدمت سه هزار سال است.

برخي از مورخان، بناي اوليه شهر يزد را به زمان اسکندر مقدوني نسبت مي دهند که وي زنداني ساخته و نام آن را چنين نهاده است و به اعتقاد عده يي ديگر از تاريخ نويسان در دوره ساسانيان به فرمان يزدگرد اول (421-339 م) در اين محل شهري به نام «يزد گرد» بنا شده است.

نام يزد از همين عنوان گرفته شده است و به معناي مقدس، فرخنده و درخور آفرين است. اين ناحيه همواره در دوره هخامنشيان از راه هاي معتبر موسسه هاي راهداري، مراکز پستي و چاپاري برخوردار بوده است.

راهداري در يزد قديم چندان اهميتي داشت که خاندان آل مظفر از منصب راهداري ناحيه ميبد به پادشاهي رسيدند.

اينکه در افسانه هاي تاريخي بناي اوليه مناطقي از يزد مثلاً ميبد را به سليمان نبي، و يزد را به ضحاک و اسکندر و ابرکوه را به ابراهيم پيامبرنسبت داده اند، خود از نشانه هاي ديرينگي تاريخ و فرهنگ اين سرزمين کهن است.

اما مجموعه اسناد پراکنده موجود در يزد نيز به سهم خود ميراث شايان توجهي از فرهنگ و تمدن کهن و ريشه دار را در اين سرزمين معرفي مي کند براي مثال دست افزارهاي سنگي يافت شده در تره هاي شيرکوه سنگ نگاره هاي کوه ارنان و سفالينه هاي منقوش کشف شده در نارين قلعه ميبد و نيز غارهاي متعدد استان و مساکن باستاني و آثار معماري و شهرسازي باستاني و يادگارهاي آيين هاي کهن ايراني نظير آيين مهرپرستي و نيايش آناهيتا، که در گوشه و کنار اين استان پراکنده است.

يزد در دوره هخامنشي به ايساتيس مشهور بوده و مرحوم عبدالحسين آيتي محل آن را در دامنه بلندي هاي مهريز ذکر کرده است، که هرفته و سريزد کنوني بازمانده آن است. در جغرافياي بطلميوس ايساتيس در دوره هخامنشي از جايگاه استراتژيک و ارتباطي ويژه يي برخوردار بوده و داراي اهميت نظامي، راهداري و بازرگاني بوده است و تا زمان حمله اسکندر مقدوني نيز وجود داشته است.

روايتي است که اسکندر نام ايساتيس را به کثه تغيير داد و بعدها شهر جديد بر ويرانه هاي آن بنا شد مي گويند هنگامي که شماري از بزرگان ايران در ري عليه اسکندر برخاستند، وي آنها را دستگير کرد و همراه خود به فارس برد. چون به ويرانه هاي ايساتيس رسيد، زندانيان را در چاهي زنداني کرد و آن محل را کثه ناميد که در زبان يوناني به معني زندان يا شهر کوچک است.

اما اسکندر هنگامي که از ري به پارت مي رفت، ايالت هاي پارس و ماد را گشوده بود.

بنابراين خاک يزد را که از جرگه پارس و ماد بيرون نبود، از لحاظ سياسي بايد در رديف سرزمين هاي گشوده شده اسکندر مقدوني دانست.

يزد ريشه در يسن، يشت يا يزش، به معناي ستايش و نيايش در زبان فارسي ميانه دارد. يزد از يزدان به مفهوم پاک و مقدس و به معني ذات خداوند نيز مي تواند گرفته شده باشد؛ پس نام کنوني اين استان يادگاري است از دوره ساساني، و مي توان آن را شهر آفريننده خوبي ها و پاکي ها و شهر خدا دانست.

مردم يزد به زبان فارسي رايج با پاره يي ويژگي هاي گويشي سخن مي گويند و بسياري از واژه ها و ترکيبات زيباي فارسي را در گويش خود حفظ کرده اند. در استان يزد برخي ويژگي هاي گويشي ميان شهرستان هاي مختلف محسوس است.

معتقدان به آيين زرتشتي در ميان خود هنوز به زبان نياکان شان سخن مي گويند و به ويژه مراسم مذهبي خود را با اين زبان انجام مي دهند. مهم ترين صنايع دستي در استان يزد عبارتند از؛ قالي، قاليچه، گليم، مخمل، زري، چادر شب، دستمال، مرس ريزه جيم، قناويز، اجرامي، شمد، ترمه، پرده، زيلو، روفرشي، کرباس، بقچه، لنگ، کيسه حمام، خورجين، پتو، سفال، سراميک، حصير، کاشي و گيوه.

در ميان صنايع دستي قالي بافي، ترمه بافي، زيلوبافي، ساخت سفال، سراميک و کاشي از اهميت ويژه يي برخوردار است. شيريني پزي در يزد سابقه طولاني دارد. در يزد شيريني هاي سنتي مانند باقلوا، قطاب، لوز نارگيل، پشمک، نان برنجي و حاجي بادام و... تهيه مي شود.

طبق گزارش سايت رسمي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري يزد اين استان داراي روستاهاي تاريخي قابل توجهي است که يکي از آنها «بفروئيه» در دو کيلومتري شهرستان ميبد است.

«بنادکوک سادات» در 80 کيلومتري شهرستان تفت يکي ديگر از اين روستاهاي تاريخي است. بافت قديم، غار اسکندر، تپه قلعه، امامزاده شاهزاده علي بن عبدالله از نقاط ديدني اين روستا است.

روستاي بيده در شهرستان ميبد نيز داراي شهرت است که در اين روستا مي توان بافت قديم، مسجد زيرک، خانه بروني، امامزاده سيدابوالقاسم، چاه صاحب الزمان و آسياب قديمي را مشاهده کرد.

روستاهاي «فهرج»، «هفتهر ندوشن» و «هرفته» از ديگر روستا هاي تاريخي استان يزد است.

جشن انار در ميان چشمه هاي آب معدني
با وجود اينکه سرماي زمستان گذشته و کم آبي تابستاني که پشت سر گذاشتيم، مجالي براي به بار نشستن گل هاي سرخ درختچه هاي انار باقي نگذاشته، اما با همه اين سختي ها، نخستين جشن انار امسال در روستاي نوده فاراب در نيمه شرقي شهرستان رودبار در بخش عمارلو، 45 کيلومتري جهت شرقي جيرنده و در جنوب استان گيلان برگزار شد. خبرگزاري ميراث فرهنگي به نقل از مهدي ساعي دانشجوي مديريت جهانگردي دانشگاه علوم و تحقيقات، گزارش کاملي از جشن انار در اين روستا و مراسم انارچيني منتشر کرده که فقط بخش هايي از آن را آورده ايم. جشني که تا سال ها پيش با ساز و دهل، انار هاي آن چيده مي شد. اما در اين سال ها، انار ها در سکوت دستان روستاييان، جشن مي گيرند.

روستاي نوده فاراب 60 خانوار دارد و گويش شان تاتي است و علاوه بر جشن انار، جشن ميش شوران و جشن ميش دبين را نيز در مراسم خود دارند.

روستاي تاريخي نوده از نظر معماري با توجه به مصالح به کاررفته (خشت خام، سنگ، چوب، ملاط، کاهگل) با بافت پيچيده و درهم داراي ويژگي و اهميت خاص خود است. اين روستا با داشتن چهار محوطه شاخص فرهنگي، تاريخي، باستاني، مربوط به دوره هاي پيش از تاريخ و تا دوران تاريخي را شامل مي شود.

يک غار استقراري بسيار مهم به نام غار چپلک و دو محوطه گورستاني به نام هاي قبرستان کول و سياه ريز و يک محوطه استقراري تاريخي به نام قبرستان دوبرادران است که از ديدگاه باستان شناسي در منطقه گيلان و عمارلو اهميت دارد.

روستاي نوده از نظر ذخاير و صنايع يکي از غني ترين روستاهاي شهرستان رودبار است. چشمه هاي آب معدني آسياب رود، سياه ريز، ييلاق زيبا و آبشار آسياب رود در شرق روستا که آب شرب و باغات روستا را تا ساحل شاهرود و در منتهي اليه جنوب آن تامين مي کند.

نحوه دسترسي به روستاي «نوده فاراب» از تهران به نقل قول از اين دانشجوي مديريت جهانگردي به اين شرح است؛ پس از حرکت از تهران و طي 150 کيلومتر به قزوين مي رسيم. داخل قزوين مسير خود را به سمت دانشگاه بين المللي قزوين ادامه مي دهيم. از کنار دانشگاه پس از طي 38 کيلومتر جاده آسفالته به جاده خاکي مي رسيم و پس از عبور از روستاهاي «دستجردي سفلي» به روستاي «لات» و با طي مسافت 64 کيلومتري که 38 کيلومتر آن آسفالته و بقيه خاکي است، به روستاي نوده فاراب مي رسيم.

اين روستا فقط داراي يک روستاي ابتدايي است و دانش آموزان براي ادامه تحصيل ناچار به استفاده از مدارس شبانه روزي روستاهاي اطراف هستند.

اين روستا فاقد تلفن ثابت است و حمام عمومي آن نيز چند وقتي است که خراب است. درآمد مردم روستا از طريق فروش محصولاتي همچون انار، گردو، گندم و جو است. باغات انار روستا نيز در فاصله 10 کيلومتري روستا واقع شده اند.

در گذشته چيدن انار از درختان به همراه ساز و دهل صورت مي گرفته ولي در چند دهه اخير اين مساله کم رنگ شده و در بعضي از سال ها اصلاً سازي در ميان نبوده است. اتفاق جالب در اين مراسم، علاوه بر احياي آداب و رسوم، تجربه مسافر کاشانه (خانه هاي استيجاري) توسط اهالي روستا بود.

اهالي منطقه از کمبود امکانات از جمله تلفن، راه آسفالته و امکانات رفاهي و آموزشي به شدت گله مند بودند و معتقدند با وجود پتانسيل بالاي منطقه، تاکنون هيچ گونه حرکت مفيدي براي رفع محروميت در اين منطقه صورت نگرفته است.
سند جامع گردشگري سلامت
دبير کميته گردشگري سلامت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري گفت؛ تفاهمنامه اين سازمان و وزارت بهداشت و درمان براي تهيه سند جامع گردشگري سلامت کشور امضا مي شود.

سعيد صدري با اشاره به انجام مطالعات اوليه تهيه سند ملي گردشگري سلامت اظهار کرد؛ منتظريم زماني مشخص از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و وزارت بهداشت و درمان براي امضاي تفاهمنامه تهيه سند ملي گردشگري سلامت اعلام شود تا با امضاي اين تفاهمنامه، مقدمات اجرايي تهيه سند عملياتي شود. وي بيان کرد؛ سند ملي گردشگري سلامت شامل شرح وظايف همه دستگاه هاي دولتي در ارتباط با تسهيل شرايط و ارائه خدمات مناسب به گردشگران درماني است.او با بيان اينکه اميدوارم سند ملي گردشگري سلامت تا سال آينده تهيه و تصويب شود، يادآور شد؛ معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با تشکيل کميته هاي استاني و تعيين برنامه کاري براي آنها، برنامه يي مشخص را در حوزه گردشگري سلامت آغاز کرده است اما ما معتقديم کسب موفقيت ملي در اين حوزه منوط به تهيه سند فرابخشي است تا هريک از دستگاه هاي ذي نفع بدانند که بايد براي توسعه گردشگري سلامت چه اقداماتي را انجام دهند. دبير کميته گردشگري سلامت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با بيان اينکه ارتقاي سطح کميته و ملي شدن آن به تهيه سند ملي گردشگري سلامت بستگي دارد، گفت؛ در نظر داريم با تهيه و تصويب دستورالعمل اجرايي آژانس هاي مسافرتي در حوزه گردشگري سلامت به سمت تخصصي کردن آژانس ها گام برداريم. به گفته او براساس اين دستورالعمل که هنوز نهايي نشده است، هريک از آژانس هايي که شرايط پيش بيني شده را مانند پزشک همراه و... داشته باشند، پروانه فعاليت در گردشگري سلامت مي گيرند. وي با بيان اينکه در ايران آژانسي نداريم که فقط در حوزه گردشگري سلامت فعاليت کند، افزود؛ در همايش بزرگ آژانس هاي مسافرتي که پايان هفته در مشهد برگزار مي شود، موضوع راه اندازي شهر سلامت ملک آباد مشهد و پيشرفت فيزيکي اين پروژه را ارزيابي مي کنيم.
تعريف هنر در سراي مشير
پارسا بهمني

راه پله باريک به طبقه دوم منتهي مي شود. دور تا دور اين طبقه، حجره هاي کوچک و بزرگ قديمي قرار گرفته و در ميانش حياط بزرگ «سرا» را مي توان تماشا کرد. شب سايه سياهش را و لامپ هاي زرد، نور کم سوي خود را بر در و ديوار خشتي افکنده اند. برگ سبز درختان نارنج با نسيم کند پاييزي به تلالو درآمده. هر حجره کوچک در خود هنري نقاشي کرده، يکي انواع خاتم و ديگري مجسمه هاي گوناگون و حتي لباس هايي با طرح هاي قديمي. آن طرف تر نورافکني پرقوت تر از آن لامپ هاي کم سو، نورش را چون خورشيدي کوچک روي درهاي چوبي با شيشه هاي سرخ، سبز و آبي مي افکند و با نور مهتابي داخل حجره ها که پيوند مي خورد همه اشياي هنري داخل حجره هاي اطرافش را پيش چشم زرد و طلايي مي نماياند.

شبي است از شب هاي خلوت سراي مشير که در تنهايي غروب، هنرش را به آغوش کشيده. حجره هاي هنرمندسرا در اين غروب پاييزي هر کدام دنيايي دارند؛ دنيايي از ضلع هاي سه گوش و چهارگوش با رنگ هاي قهوه يي، خاکستري، زرد و...

يکي از حجره ها حجره خاتم است و خاتم کاري، خاتم هايي که برخي چون قاب، آينه يي تمام قد در خود جاي داده اند تا هر که داخل مي شود نخست خود را در آن حسابي ورانداز کند. صاحب حجره مي گويد؛ اين خاتم ها به وسيله چوب هاي رنگي، طبيعي و استخوان قلم گاو و شتر نقش شده اند.

روي هر کدام از جعبه هاي کوچک خاتم برچسب قيمت نصب شده است. کوچک تر ها پنج، شش هزار تومان و خيلي بزرگ ترها تا يک ميليون هم مي رسند. مهدي صاحب حجره مي گويد؛ مواد اوليه خيلي گران است و مجبوريم اشياي هنري مان را به قيمت ارزاني بفروشيم. درباره درآمدش مي افزايد؛ درآمد ثابت ماهانه يا روزانه ندارم. گاه اتفاق مي افتد سفارشي گير بيايد که تا آخر عمر تامين مان کند و گاه 30 ،40 سال به طور بخور نمير بايد اين کار را انجام دهيم.

مهدي که 27ساله است و به خاطر انتخاب همان شغل پدري اش از 14سالگي قدم به وادي هنر گذاشته، خودش را جزء گروه دوم يعني همان ها که 30 ،40 سال بايد کار کنند، مي داند. خاتم هاي داخل حجره او همه با سه گوش و چهارگوش هاي منظمي که در خود نقش کرده اند چشم هر بيننده را به خود جلب مي کند.

صاحب حجره مي گويد؛ همين مردم اصلاً براي هنر ارزشي قائل نيستند. آنها ترجيح مي دهند يک قاب PVC را که معمولاً هم اندازه قاب خاتم است، خريداري کنند اما هنر را نه...

مهدي گله مندتر از اين حرف ها است. او ادامه مي دهد؛ به نظرم صدا و سيما و شما خبرنگارها مقصريد که هنر را به مردم نمي شناسانيد. چرا در تلويزيون شبکه يا برنامه خاصي براي شناساندن هنر وجود ندارد.

مي گويد؛ راستش آنقدر ورد زبان همه شده نفت و گاز و اقتصاد که هنر راه متروکه شدن را مي پيمايد. مردم حتي نمي توانند معرق، مشبک، خاتم و... را از هم تشخيص دهند. او با اشاره به نام واژه خاتم که به معناي ختم دهنده است، مي گويد؛ همه هنرها چه نقاشي، چه مشبک و... را مي توان در خاتم ديد. خاتم يعني ختم کننده همه هنرها که حرف اول هنر شيرازي و ايراني را هم به زبان جاري مي کند.

به پنجره حجره که رو به حياط سراي مشير باز مي شود، نگاه مي کند و کمي به صداي تق تق چوب که از کارگاه حجره اش مي آيد، گوش مي کند؛ خارجي ها هم که از ما خريداري نمي کنند. راستش جوانان خارجي که ذوق داشته باشند به ايران نمي آيند آنها هم که مي آيند سالمندترها هستند که براي تفريح آمده اند.

از حجره ديگري صداي گوشخراش اره برقي مي آيد، اما چشمت که به مجسمه هاي جورواجور مي افتد، آن صداي گوشخراش را هم به فراموشي مي سپاري. انگار حجره دريا است، شايد هم جنگل، به اسطوره و افسانه هم شباهت دارد. اينجا پر است از مجسمه لک لک، نهنگ، پرنده و سيمرغ هاي رنگارنگ.

سيمرغ افسانه فردوسي حالا روي چوبي چهارگوش، گوشه طاقچه تاريخي جاخوش کرده و منتظر است يکي بيايد، آن را بخرد و به خانه اش ببرد.

گوشه حجره يک لک لک پادراز قرار دارد و سر سرباز هخامنشي هم آن سوتر روي طاقچه قرار دارد. اينجا بايد بوي رنگ، چسب و چوب را استشمام کرد.

علي و کامبيز دو نفر از شاگردان مجسمه فروشي هستند . علي به مزاح مي گويد؛ بگذار اول مشکلات را بگويم حتي مداد هم نداريم. استادمان نمي خرد و به خاطر همين مجبوريم از زغال استفاده کنيم.

کامبيز اما جدي مي گويد؛ يکي از عمده ترين مشکلات اين کار تهيه چوب خوب است به هر حال اين وظيفه دولت است که کمک کند. دولت واژه صنايع دستي را زياد به کار مي برد اما کاري نمي کند.

از دخل و خرج شان مي پرسم، علي مي گويد؛ بهتر است از اين چيزي نگوييد. او به روپوش خود اشاره مي کند و ادامه مي دهد؛ پول اين روپوش هم از کار ما درنمي آيد. علي از ورود اجناس خارجي به کشور گلايه مند است؛«مجسمه هاي چيني و تايلندي که از نظر کيفيت بسيار پايين تر از مجسمه هاي ايراني هستند به راحتي وارد کشور مي شوند و با دو هزار تومان مي شود آنها را خريد، در حالي که يک مجسمه شير مرغوب ايراني علاوه بر اينکه دو ماه براي ساختش بايد وقت گذاشت به خاطر قيمت 25 هزار توماني اش فروش نمي رود.» کامبيز مي گويد؛ اين هنر عشق و ذوق خاص خودش را دارد. کار چوب، جيب پر مي خواهد و بس؛ مثلاً براي ساخت يک مجسمه به درازاي دست انسان فقط 50 هزار تومان بابت چوب بايد پرداخت و بعد هم بايد 20 هزار تومان بفروشيم اما با اين وجود فکر نمي کنم اين هنر روزي منقرض شود چون چوب علاقه مندان خاص خود را دارد اما اگر کسي بخواهد از اين راه کسب درآمد کند مطمئناً کنار مي کشد.
فلک را بشکافيم و طرحي نو
صبا قاسمي
Sabaghasemi72@yahoo.com

يک ستون کوتاه و جمع و جور کنار صفحه 8 پنجشنبه هاي اعتماد را به عنوان اولين شروع نسل ما ثبت کنيد. نسلي که قرار است حرف هايش را از همين امروز و با همين نوشته ها شروع کند. نسلي که مي خواهد بنويسد تا جواب بگيرد براي نادانسته هايش، نقد شود براي اشتباهاتش و ثابت کند آمده تا بماند. اگر خوب شروع نکرده، اگر در انشايش هنوز ايرادي هست، اگر بايد چيزي را بداند، اگر... بگوييد. ما مي شنويم و مي خوانيم. سال هاست اين وظيفه نسل مان است و هنوز هم خواهد بود تا وقتي کسي بگويد.

---

هنوز زود است از روياهاي بزرگ و آرمان هاي دور بنويسيم؛ لابد.
1-بايد کم کم شروع کنيم و قدم به قدم. از ابتدا، از تيراژ کتاب هايمان و آمار سرانه مطالعه در کشور که به قول معلمي قديمي در حد شوخي است. از اينکه چند بار و چند نفر را ديده ايم و مي شناسيم که در احوالات و بحث هايشان از کتاب و کتابت بگويند و حرف هايشان بويي از قلم و کاغذ برده باشد. چند نفر و چندين جمع که در ديدارهايشان از کتابي که مي خوانند صحبت کنند و به چاپ نهم يا دهم رسيدن يک کتاب برايشان مهم باشد. چند نفر...؟ تعداد محدود است و اين جمع ها و نشست ها غنيمت. اگر اهلش هستيد که بهتر مي دانيد از چه مي گويم و اگر نه...

2 - آخرين دفعه يي که قدم به سالن هاي تاريک سينما گذاشته ايم، آخرين زماني که بدون چيپس و پفک و نه براي گذراندن وقت اضافه بين کلاس ها و تفريح به آن پرده بزرگ نقره يي خيره شده ايم چه هنگام بوده است؟ آخرين باري که نه به بهانه سينماي تازه ساخته شده، نه به بهانه تعطيلات و نه به بهانه... آخرين باري که بي بهانه و براي ديدن فيلم قدم در سالن تاريک گذاشته ايم و چشم دوخته ايم به پرده روشن يادمان هست؟ روي سخنم با شما نيست. در اطرافمان چندين نفر؟

3- عدد گذاشته ام و براي اينکه بتوانم از چند مهم بنويسم برعکس علاقه ام حرف ها و نوشته هايم را شماره گذاري کرده ام. قرار هم بود مقابل عدد سه از موسيقي بنويسم و اينکه اين روزها چه گوش مي دهيم؛ اينکه هر موسيقي از کدام مليت، نسل، گروه و عقيده يي به ما مي رسد، اينکه اصلاً برايمان فرقي هم مي کند اين موسيقي در کجاي دنيا و براي چه ساخته مي شود، اينکه چه چيزهايي را داريم با هم مخلوط مي کنيم و... قرار بود بنويسم اما ديدم طولاني مي شود، ديدم قرار است بگويند دوباره نق زده ام و غر، پس فقط حواس تان که هست هدفون، ضبط، بلندگوي کامپيوتر و... توي گوش شما چه دارد پخش مي کند؟
عناوين اين صفحه
دردانه يي در دل کوير ايران
جشن انار در ميان چشمه هاي آب معدني
سند جامع گردشگري سلامت
تعريف هنر در سراي مشير
فلک را بشکافيم و طرحي نو
تاکيد دوباره براي جايزه صادراتي
گردشگري جايگزين درآمدهاي نفتي

تاکيد دوباره براي جايزه صادراتي
رئيس جامعه تورگردانان ايران گفت؛ با وجود افزايش جايزه صادراتي تورگردان ها، همچنان اصرار داريم پيشنهاد پيشين اين جامعه، يعني اختصاص 10 درصد از درآمد تورگردان ها به عنوان جايزه صادراتي اجرا شود، چون نمي خواهيم از ديگر اصناف مستثني باشيم. ابراهيم پورفرج در گفت وگو با ايسنا با بيان اينکه پيشنهاد تعيين 10 درصد از درآمد تورگردان ها به عنوان جايزه صادراتي از سال گذشته به سازمان توسعه تجارت را داده و دائم پيگيري شد، ولي تاکنون نتيجه يي نداشته است، ادامه داد؛ اين پيشنهاد از آن جهت ارائه شد که گردشگري در ايران، صنعتي نوپا است و با اين اقدام به جذب گردشگر کمک مي شود و بخش خصوصي بازارهاي هدف خود را مي تواند تقويت کند و فعاليت خود را در بازارهاي ديگر توسعه دهد. وي بيان کرد؛ همچنان اصرار داريم 10 درصد از کل درآمد حاصل شده براي هر شرکت تورگردان به عنوان جايزه صادراتي اختصاص يابد. اين کار به تقسيم عادلانه ثروت کمک مي کند.

به گفته او برخي فعالان گردشگري که در بخش هاي طبيعت و شکار، گردشگر جذب مي کنند، درآمد بيشتري به دست مي آورند. بنابراين بايد از تسهيلات بيشتري برخوردار باشند. در اين پيشنهاد، درآمد و ارزآوري آن شرکت ملاک ارزيابي قرار مي گيرد و تسهيلات عادلانه توزيع مي شود. پورفرج بيان کرد؛ اکنون سازمان توسعه تجارت با تعيين 20 دلار جايزه صادراتي براي گردشگران آسيايي و 40 دلار براي گردشگران اروپايي و امريکايي موافقت کرده است و همچنان آن شرايط درخواستي اعمال نمي شود و براساس تعداد افراد، جايزه ها داده مي شوند. رئيس جامعه تورگردانان ايران اظهار داشت؛ مبلغ جايزه صادراتي آن قدر اندک است که گاهي برخي از اين شرکت ها براي اينکه جايزه بگيرند، رغبت نشان نمي دهند. اين موضوع سبب مي شود آن علاقه مندي که بايد، ايجاد نشود در حالي که بايد در کارها جدي تر باشيم. او درباره زمان اجراي افزايش مبلغ جايزه صادراتي گفت؛ احتمالاً اجراي آن، از امسال و براي پرونده هاي سال 1386 باشد، چون پرونده هاي سال 1385 جمع آوري شده و در مرحله پرداخت جايزه صادراتي بر مبناي رقم پيشين اند اما پرونده هاي سال 1386 هنوز جمع آوري نشده اند.

£


گردشگري جايگزين درآمدهاي نفتي
يک عضو کميته گردشگري کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي گفت؛ رشد صنعت گردشگري کشور نيازمند توجه ويژه دولت است. به گزارش ايسنا سيدعلي حسيني عنوان کرد؛ براي رسيدن به جايگاه مطلوب و والا در صنعت گردشگري دست اندرکاران اين عرصه نيازمند حمايت هاي جدي دولت است. وي با بيان اينکه در سال هاي گذشته به صنعت گردشگري کشور کمک چنداني نشده است، تصريح کرد؛ ميزان اين کمک ها بسيار کم بوده است، به طوري که مشکلات اين صنعت حل نشده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام