
کيوان مهرگان
انتخاب باراک اوباما کانديداي حزب دموکرات در انتخابات رياست جمهوري امريکا از نگاه هوشنگ اميراحمدي مي تواند فرصتي براي تغيير سياست خارجي اين کشور باشد.
رئيس شوراي روابط امريکاييان - ايرانيان که به تازگي سفري به ايران براي ثبت درخواست تاسيس اين شورا داشت بر اين نظر است که ايران در سياست خارجي باراک اوباما از جايگاه ويژه يي برخوردار است و رئيس جمهور امريکا تيم بزرگي را براي اين کار فراهم خواهد کرد تا مشکل ارتباط با ايران را حل کند.
او البته در گفت وگو با «اعتماد» يک بار ديگر موضوع تاسيس شوراي روابط امريکاييان- ايرانيان در ايران را مطرح کرد و عدم اجازه تهران براي گشايش چنين دفتري را با توجه به انتخاب اوباما به رياست جمهوري امريکا به ضرر ايران توصيف کرد. اميراحمدي سپس اظهار اميدواري کرد سياست هاي ايران نيز در قبال امريکا با توجه به سياست هاي اوباما مبني بر تغيير،تغيير کند.
---
-بعد از دو سال رقابت نفسگير و هيجان برانگيز در انتخابات امريکا خبر پيروزي آقاي باراک اوباما اعلام شد و سراسر امريکا و سراسر جهان در انتظار عملي کردن شعار آقاي ابوما يعني «تغيير» هستند. شما که براي روابط ايران و امريکا در بيست سال گذشته تلاش بسياري کرده ايد، چه تغييري براساس شعار آقاي ابوما در روابط دو کشور اتفاق مي افتد؟ آيا ما به سمت تشديد بحران حرکت خواهيم کرد يا انتخاب آقاي اوباما از سوي مردم امريکا آغازي براي تغيير وضعيت و بهبود وضعيت است؟
همان طور که گفتيد، شعار آقاي اوباما تغيير است و اين تغيير را هم در سياست هاي داخلي امريکا و هم در سياست خارجي تعقيب و جست وجو مي کند. در سياست خارجي امريکا، مهم ترين مساله يي که اکنون روي ميز آقاي اوباما قرار دارد رابطه با ايران است. بنابراين مطمئن هستيم حتماً بيشترين توجه از طرف آقاي اوباما به رابطه با ايران جلب خواهد شد و به نظرم آقاي اوباما تيم بزرگي را براي اين کار فراهم خواهد کرد و احتمالاً مشاوران برجسته يي را جمع مي کند تا اين مشکل را به جايي برساند. همان طور که مي دانيد رابطه ايران و امريکا دو سمت دارد، يک طرف آن امريکا و طرف ديگر آن ايران است و اگر اوباما به دنبال تغيير باشد ولي ايران تغيير را نپذيرد، قطعاً اين اتفاق در اين رابطه به وجود نخواهد آمد و اگر ايران نخواهد و اوباما بخواهد مشکل ما صد درصد چندين برابر خواهد بود زيرا اين سيلي بزرگي به اوباما خواهد بود و اوباما به سادگي از اين وضعيت نمي گذرد. بنده به عنوان کسي که اگر بخواهم به اوباما مشورتي بدهم به او خواهم گفت اگر ايران هم بخواهد خود را آماده کند، براي تغيير در رابطه دو کشور، اوباما بايد از جاي خوبي آغاز کند، من فکر مي کنم اوباما بايد با يک سخنراني مهم و عملاً فلسفي و نگرشي در مورد ايران اين تغيير را آغاز کند. اولاً آقاي اوباما اعلام کرده که قصد دارد براي ايران مستقيماً صحبت کند و اين بسيار خوب است و شروع خوبي است. سوال اين است که قصد دارد اين صحبت را در کجا آغاز کند و چگونه آن را ادامه دهد؟ من اگر به جاي آقاي اوباما باشم به اين مضمون سخنراني مي کنم.
1- من به ايراني ها خواهم گفت مي خواهم با آنها صحبت کنم و فکر مي کنم رابطه ما به يک تغيير مثبت نيازمند است.
2- به اين دليل اين صحبت را مي کنم که متاسفانه وضعيت نه جنگ و نه صلحي که بين دو ملت به مدت چندين سال است برقرار شده نه به نفع ملت ايران است و نه به نفع ملت امريکا، اين وضعيت بايد به سمت يک وضعيت صلح که به نفع هر دو ملت است پيش برده شود، و در همان سخنراني به ايراني ها خواهم گفت من (يعني اوباما) فکر مي کنم حل مشکل ايران و امريکا بايد در چارچوب بخشي از مسائل منطقه مطرح باشد، يعني يک روش منطقه يي پيش گرفته شود و امريکا بايد ضمن حل مشکل ايران و امريکا بحث مشکل اسرائيل با فلسطيني ها، مشکل اسرائيل با حزب الله، مشکل امريکا در عراق، مشکل ايران با اسرائيل و ساير کشورهاي منطقه را هم روي ميز بگذارد، در واقع يک برخورد منطقه يي انجام شود و من اگر به جاي اوباما باشم به ايران خواهم گفت در اين برخورد و راه حل منطقه يي ايران بايد نقش بزرگي بازي کند زيرا يک کشور بزرگ و قدرت منطقه است و بدون بازي مهم ايران و بدون شرکت ايران در اين بازي منطقه يي کاري از پيش نخواهد رفت.
3- من به ايران خواهم گفت تاکنون ما(غربي ها) عقيده داشته ايم يک ايران ضعيف به نفع منطقه است.من فکر مي کنم اين درک اشتباه است و لزوماً يک ايران ضعيف به نفع منطقه نيست و همچنين لزوماً يک ايران قوي هم به ضرر منطقه نيست بنابراين من (اوباما) حاضر هستم با ايران پارت شيپ درست کنم که به قدرت منطقه يي ايران افزوده شود و در چارچوب اين همکاري ما بتوانيم کارهاي اساسي را در جهت تکنولوژي، اقتصاد و مسائل ديگر انجام دهيم. اين مسائل بسيار مهم است و اوباما بايد به مردم و دولت ايران اعلام کند براي ايران، فرهنگ آن، تاريخ آن و مردم آن احترام قائل مي شود و اين احترام عميق و صادقانه و صميمانه است. من اگر به جاي اوباما باشم به ايراني ها خواهم گفت تا اين اواخر تکيه اسلاف من روي مسائلي بوده که ايران و امريکا را از يکديگر جدا مي کرده اند. مثل مساله انرژي هسته يي، مساله تروريسم، مساله صلح خاورميانه، حقوق بشر و...، من حاضر هستم نه تنها بر سر اين مسائل با شما صحبت کنم بلکه مهم تر از آن علاقه دارم بر سر مسائل و جريان هايي که با هم منافع مشترک داريم و ما را متحد مي کند با يکديگر صحبت کنيم. من اميدوارم ايران کمک کند که اين مسائل بيشتر روي ميز آورده شود. من اگر به جاي آقاي اوباما باشم کاملاً مشخص و مستقيم خواهم گفت اعتقاد دارم در گذشته غربي ها در امور داخلي ايران دخالت هاي بي مورد انجام داده اند و دخالت در امور داخلي ايران جزء سياست خارجي من قرار ندارد و در هر جهت و در چارچوب هر نوع تفکري در مورد رژيم برنامه ما عدم دخالت است و بايد کاملاً مشخص و مطمئن به ايراني ها بگويد اينکه ايران چه نوع حکومتي داشته باشد به امريکا ارتباط نخواهد داشت.
-شعارهاي آقاي اوباما تاکنون در حد نامزدي رياست جمهوري بود، از اين به بعد ما با آقاي اوباما و رئيس جمهور ايالات متحده روبه رو هستيم که بالاخره ساختار قدرت حقوقي و حقيقي در امريکا طبيعتاً براي او موانعي ايجاد مي کند. با علم به آن موانع و ساختاري که در امريکا حاکم است آيا آقاي اوباما اجازه پيدا خواهد کرد که چنين پيشنهادات شما را به مرحله اجرا بگذارد؟
اين سوال بسياربسيار مهم است. اگر اوباما قصد داشته باشد مواردي را که من اشاره کردم بيان کند، فرد بسيار باجرات و باشهامتي است زيرا اين رابطه دشمنان زيادي در منطقه و در امريکا دارد و هم براي منطقه در جاهاي ديگر دشمن وجود دارد، اما براي اينکه اوباما بتواند اين صحبت ها را انجام دهد ابتدا بايد به صورتي به او ثابت شود که اگر اين گونه صحبت کند از طرف ايران با استقبال روبه رو خواهد شد و ايران اجازه نخواهد داد روي آقاي اوباما سياه شود.به نظر من بايد به صورت خصوصي و معقول ايران به گوش اوباما برساند اگر چنين سخنراني را انجام دهد ايران روي او را به زمين نخواهد زد و با او همکاري خواهد کرد زيرا اگر اوباما اينچنين صحبت کند و ايران دست همکاري دراز نکند و روي اوباما سياه شود، اين رابطه دچار مشکل خواهد شد و اين بسيار خطرناک و بد خواهد بود. به همين دليل بسيار مهم است که به طريقي به او ثابت شود نظر تهران هم همين است و اگر بتواند در مورد فرضيات مطرح شده در مورد ايران به صورت واضح و شجاعانه برخورد صحيح انجام دهد، ايراني ها هم نه دست برادري و برابري و دوستي بلکه دست عادي کردن و يک رابطه منطقي به سوي امريکا را دراز مي کنند و سعي مي کنند ضمن اينکه امريکا به نيازهاي ايران توجه دارد، ايران هم به نيازهاي امريکا توجه کند و همان طور که آنها به منافع ما توجه مي کنند ما هم به منافع آنها توجه کنيم. در واقع لازم نيست رابطه ايران و امريکا يک رابطه صفر يا همه باشد.
-شما به مخالفان منطقه يي رابطه ايران و امريکا اشاره کرديد، هم در کشورهاي عربي اين مخالفان وجود دارند و طبيعتاً تلاش مي کنند ايران و امريکا به هم نزديک نشوند و هم اسرائيل مخصوصاً لابي آيپک که ضد ايران است و در راه رابطه ايران و امريکا سنگ اندازي مي کند از مخالفان اين وضعيت هستند. آيا ما بايد منتظر يک اتفاق باشيم؟ يعني اسرائيل و کشورهاي عربي به صورتي آرايش نمي چينند که آقاي اوباما اساساً به اين مرحله نرسد؟
حتماً اينطور است، من مطمئن هستم اکنون در واشنگتن بين لابي هاي مختلف در منطقه دعوا است و اسرائيلي ها به سرعت اطراف آقاي اوباما جمع خواهند شد و عرب ها هم به همين صورت پول خرج مي کنند تا خودشان را به او نزديک کنند. متاسفانه ايران در واشنگتن بسياربسيار تنها است و آن عده محدودي که مانند ما از حقوق ايران دفاع مي کنند در تهران شديداً مورد تهاجم و بي لطفي قرار مي گيرند و اين آقايان واقعاً متوجه نيستند که چه مي کنند و ما را هم ضعيف مي کنند. بنابراين ميدان براي اسرائيل و عرب ها و دشمنان ايران باز مي شود، اولاً ايران بايد به اين نکته توجه کند و دوستان خود را در واشنگتن قوي کند مخصوصاً که زمان آن در يک يا دو ماه آينده است.
-چگونه بايد دوستان خود را قوي کند؟
اولين کاري که بايد انجام دهند اين است که بر سر افرادي مانند بنده در تهران سد نزنند. ما دفتر شوراي امريکا- ايران را مي خواهيم ايجاد کنيم ولي هر کس که از راه مي رسد اظهار مخالفت مي کند و بازي هاي شخصي و خصوصي انجام مي دهند و هر کس مي خواهد به نفع خود نتيجه گيري کند. در ايران متاسفانه عده يي از افراد که به ظاهر در وضعيت مهمي قرار دارند(نام نمي برم) بدون آنکه توجه کنند در چه مورد صحبت مي کنند، نيروهاي دوستدار ايران در امريکا را ضعيف مي کنند، بنابراين اولين کاري که بايد انجام دهند اين است که مثلاً بايد دفتر شوراي امريکاييان- ايرانيان اکنون به سرعت در تهران باز شود. نظير اين شورا در اسرائيل، واشنگتن و دنياي عرب وجود دارد.مسوولان ايراني بايد به اين جريان به دقت توجه کنند و دوستان خود را تقويت کرده و سعي کنند به آنها اطمينان، اعتماد و انرژي دهند تا به ميدان آيند و اين مساله بسيار مهم است. بنابراين دو يا سه ماه آينده زمان تسخير قلب و فکر اوباما و نيروهاي او است. هر کس سريع تر به آنجا برود خواهد برد و براي 8 سال آينده مشکل نخواهد داشت و هر کس به آن بازار نرود خواهد باخت و ورود به آن بازار براي او در آينده مشکل خواهد بود.
-آيا فکر مي کنيد با توجه به صحبت هاي آقاي اوباما موضع ايران تغيير کند؟
به نظر من آقاي اوباما تاکنون صحبت هاي بسيار خوبي کرده است.
-موضع ايراني ها چه خواهد بود، آيا تغيير مي کند؟
کدام يک از ايرانيان؟
-مسوولان دولت جمهوري اسلامي؟
من اميدوارم تغيير کند. دولت جمهوري اسلامي اگر بر سر مسائل با امريکا با اوباما هم کنار نيايد، نمي دانم در انتظار چه کسي خواهد ماند. اوباما يک فرد سياهپوست است، نام وسط او حسين است، پدر او مسلمان بوده است، خود او کنيايي است و از يک خانواده فقير بالا آمده است و پدر او هنوز در کنيا است.
-البته در ايران ضرب المثل بي ادبانه يي استفاده مي شود که متاسفانه براي رساندن مطلب مجبور هستم از آن استفاده کنم، گفته مي شود خر همان خر است، پالان آن عوض شده است. در راديو امروز اين مساله صراحتاً تبليغ شد و اين نگرش به اوباما وجود دارد.
اين غيرمنطقي است و برخوردي غيرسياسي و غيرعاقلانه است. اين همان خر نيست که پالان آن عوض شده است. ملت امريکا در خيابان ها جشن گرفته اند، دنيا هم جشن گرفته است. اين فرد اکنون مشهورترين، خوشنام ترين و بهترين رئيس جمهوري است که امريکا در چندين دهه گذشته داشته است. ايشان يک تغيير است، يک فرد جديد است. چهره او جديد است و سياهپوست است، فکر و طرز صحبت کردن او جديد است. من تعجب مي کنم آيا ايراني ها اين مسائل را مشاهده نمي کنند؟ صحبت او را نمي شنوند؟
-آقاي دکتر، فکر مي کنيد آقاي اوباما منتظر بماند انتخابات رياست جمهوري ايران در خردادماه آينده تقريباً هشت ماه ديگر برگزار شود و بعد تصميم بگيرد يا با دولت آقاي احمدي نژاد که سال آخر را مي گذراند يا شش ماه آخر را سپري مي کند، وارد مذاکره مي شود؟
من فکر مي کنم نبايد منتظر بماند، زيرا اصلاً به اوباما مربوط نيست چه کسي رئيس جمهور مي شود. تصادفاً يکي از مشکلات سياست خارجي امريکا، دخالت در امور داخلي ايران بوده است. اوباما بايد اعلام کند براي او تفاوتي ندارد در ايران چه کسي رئيس جمهور است و با هر کس که در ايران رئيس جمهور باشد و قدرت صحبت داشته باشد صحبت کند. قبلاً آقاي اوباما اين مساله را با شهامت و شجاعت بيان کرده و گفته است با هر کس که قصد صحبت با من را داشته باشد مستقيم صحبت خواهم کرد. بنابراين اوباما نبايد منتظر بماند و بايد يک سخنراني تاريخي در رابطه با ايران انجام دهد و يکسري از فرضيات اشتباهي که غرب در مورد ايران دارد را رد کند و يکسري فرضيات جديد و درست را به ميان بياورد و برخورد او با ايران بايد محترمانه تر از هميشه باشد و منطقي و صادقانه باشد که من فکر مي کنم اوباما مي تواند اين کار را انجام دهد. همان طور که عرض کردم بر سر اين مساله دو مشکل وجود دارد؛ يکي از آنها خود جمهوري اسلامي است.
-فکر مي کنيد وزير خارجه آقاي اوباما چه کسي است؟
من فکر مي کنم مي توانيم اميلي کلينتون، جان کري و چاک هگل را ببينيم. چاک هگل حتي مي تواند وزير دفاع هم باشد. يکي ديگر از آنها مي تواند تام داشل باشد که من تمام آنها را از نزديک مي شناسم و با آنها کار کرده ام.
-آيا روابط نزديک شما با دموکرات ها مي تواند آن قدرتي که انتظار داريد لابي ايراني ساکن در امريکا برآورده کند؟
باز هم به ايران بستگي دارد. بزرگ ترين سازمان بين دو کشور به نام شوراي امريکاييان - ايرانيان را ما ساختيم. که در تاريخ روابط خارجي در دنيا سابقه ندارد که دو کشور با هم دشمن باشند و بين آنها چنين شورايي وجود داشته باشد که وزراي سابق، سناتورهاي سابق، رهبران بازرگاني و تجارت امريکا در آنجا جمع شده باشند اما دولت جمهوري اسلامي نه تنها در جهت تقويت اين شورا عمل نکرده بلکه هميشه سعي در تضعيف آن داشته است. ما اجازه گرفتيم دفتر شورا را به ايران بياوريم ولي بر سر اين جريان غوغا راه افتاده بود. آقاي کردان گفته بود اجازه نمي دهيم چنين شود. اصلاً او نبايد در مورد بزرگ ترين مشکل يعني رابطه ايران و امريکا اظهارنظر بکند. مملکت رهبر و رئيس جمهور و وزير امور خارجه دارد، يعني عده يي صحبت هايي مي کنند که اصلاً به آنها هيچ ارتباطي ندارد. رئيس جمهور و رهبر بايد اجازه آن را بدهند، عده يي اين وسط بازي مي کنند.