سه شنبه، 21 آبان 1387 - شماره 1817
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: اقتصاد
محمد آزاد رئيس شوراي اصناف کشور؛
گرايش سياسي و تفکر دولتي به درد اصناف نمي خورد

در آخرين روزهايي که محمد آزاد، در سمت رياست بر بزرگ ترين تشکل صنفي در ساختمان شوراي اصناف کشور حضور دارد، ميهمان او شديم تا از نقش و تاثير اين شورا در سياستگذاري ها و تصميم گيري هاي کلان اقتصادي و صنفي بپرسيم و عملکرد دوساله شوراي دوم را به نقد بنشينيم. يک هفته پيش از اين گفت و گو، هيات رئيسه جديد شورا با راي مخفي 140 نفر از اعضا انتخاب شده و دو روز قبل از آن نيز شيرازي رئيس اتحاديه صنف پوشاک تهران از سوي هيات عالي نظارت به عنوان نماينده وزير بازرگاني در هيات رئيسه شوراي اصناف کشور انتخاب شده بود. محمد آزاد در پاسخ به انتقاداتي که از سوي بدنه صنوف نسبت به عملکرد شورا مطرح است، مبني بر اينکه اين شورا تنها شورايي مشورتي است که هيچ کارکرد خاصي در حوزه هاي کلان اقتصادي ندارد، از عملکرد هيات رئيسه اين شورا در دو سال گذشته دفاع کرده و ادعا مي کند با تصويب آيين نامه هاي مختلف، شورا به تشکلي اجرايي و تصميم ساز تبديل شده و در بسياري از سياستگذاري هاي دولت تاثيرگذار بوده است. او اگرچه نواقص قانوني موجود در زمينه اختيارات شورا را مي پذيرد اما همچنان از تمايل وزارت بازرگاني نسبت به تحميل تفکرات دولتي در هيات رئيسه خبر مي دهد. او انتخاب شيرازي را از يک سو تلاشي براي افزايش تاثير وزارت بازرگاني در تصميمات شورا ارزيابي مي کند و از طرفي نزديکي فکري شيرازي به فراهاني رئيس مجمع امور صنفي توزيعي را دليلي بر گرايش او به خط فکري رئيس احتمالي آينده شورا مي داند.

---

-با توجه به حساسيت هايي که اخيراً در حوزه صنوف به وجود آمده از جمله مساله ماليات بر ارزش افزوده، سوال مهمي در اذهان عمومي مطرح شده مبني بر اينکه تشکل هاي صنفي واقعاً چه نقشي در معادلات سياسي و اقتصادي کشور دارند؟ چقدر در تصميم گيري ها و سياستگذاري هاي کلان صنفي و اقتصادي تاثيرگذار هستند؟ جنابعالي با توجه به اينکه دو سال رياست شوراي اصناف کشور را برعهده داشته ايد، بفرماييد به نظر شما شوراي اصناف کشور بيشتر شورايي مشورتي است که تنها مي تواند منعکس کننده ديدگاه هاي فعالان صنوف باشد يا اينکه در مواردي توانسته نظرات و ايده هاي بخش خصوصي را در تصميم هاي اتخاذ شده توسط دولت اعمال کند؟

شايد بسياري با استناد به برخي از مفاد قانون نظام صنفي مدعي باشند شوراي اصناف صرفاً شورايي مشورتي است. زماني که قانون نظام صنفي جديد در مجلس ششم در حال بررسي و تصويب بود، بنده به عنوان نماينده اصناف در کميسيون اقتصادي حضور داشتم. برخي در آن زمان مخالف تشکيل شوراي اصناف بودند و تلاش مي کردند فصل پنجم اين قانون را که مربوط به اين شورا بود، حذف کنند. در حقيقت عده يي تمايلي به تشکيل اين شورا نداشتند.

ما شوراي اصناف را با 12 ماده قانوني پيش بيني کرده بوديم و براي تشکيل آن بسيار اصرار مي کرديم. در پاسخ به اين اصرار اعلام کردند ما مي توانيم شورايي مشورتي تعيين کنيم نه ارگاني اجرايي و تصميم گير. آن زمان به نظر من آمد که بودن يک شورا بهتر از نبودن آن است. ديدم اگر اصرار کنيم طرح را به همين صورت تصويب کنند، مقاومت مي کنند و کل قضيه منتفي مي شود، در نتيجه موافقت و اعلام کرديم شما اين شورا را تشکيل دهيد و هر عنواني که مي خواهيد براي آن بگذاريد. فصل پنجم قانون نظام صنفي را با پنج ماده قانوني به رسميت شناخته و تصويب کردند که مورد تاييد شوراي نگهبان هم قرار گرفت.

در آن زمان عنوان مشورتي به اين شورا دادند. از نظر بنده اين عنوان منافاتي با فعاليت شورا ندارد. خود مجلس شوراي اسلامي و شورا هاي اسلامي شهرها هم مجالسي مشورتي هستند اگر مشورتي در کار نبود چرا اسم آنها را شورا گذاشتند؟ در همه اين مجالس عده يي با هم مشورت مي کنند که اين مشورت ها در نهايت منجر به يک تصميم گيري مي شود. به همين دليل قبول کرديم شوراي مشورتي و هماهنگي باشيم. زماني که قرار باشد نمايندگان اصناف کنار هم بنشينند و مشورت کنند، هماهنگي متعاقب آن به معناي تصميم گيري است. در آيين نامه هايي که در داخل شورا تصويب مي شد کار را به صورتي پيش برديم که شورا وظايف تصميم گيري و اجرايي داشته باشد. زحمات زيادي تاکنون کشيده شده و آيين نامه هايي که به تصويب رسيده شورا را تشکلي فعال، تصميم گير و اجرايي کرده است.

علاوه بر اين، اصلاحيه يي هم از نظر ما براي قانون نظام صنفي در نظر گرفته شده که به زودي به مجلس مي رود و ان شاءالله در آنجا تصويب مي شود تا فعاليت اجرايي شورا رنگ قانوني بيشتري بگيرد و اختياراتش افزايش يابد. در صورت تصويب اين اصلاحيه، شورا عضويت در بسياري از ارگان هاي تصميم گير را به دست خواهد آورد و حق راي خواهد داشت. اين خواسته اول ما بود که در آن زمان قبول نمي کردند اما امروز رويکرد عوض شده است. فارغ از اين اصلاحيه، شورا در بسياري از مسائل صنفي فعال و تاثيرگذار بوده است.

-در حوزه دولتي تاثيرگذار بوده يا خصوصي؟

در حوزه دولتي طرف مشورت بوده و نماينده اصناف بوده براي احقاق حق آنها. جهت و تمايل ما اين نبوده که شورا فقط بازوي دولت باشد و هرچه دولت مي گويد انجام دهد و خواسته هاي فعالان صنوف را در نظر نگيرد. در حقيقت شورا در اين سال ها به صورت مستمر خواسته هاي صنوف را در دولت مطرح کرده و از اين طريق در تصميمات آنها تاثيرگذار بوده است و تصميماتي که در دولت گرفته شده همه در جهت منافع اصناف اتخاذ شده است.

-شما در صحبت هاي خود فرموديد يکي از کاربردهاي شورا ايجاد هماهنگي در صنوف است که منجر به تصميم گيري مي شود. امروزه يکي از مشکلات فعلي صنوف وجود رويکرد ها، ائتلاف ها و تفکرات بسيار گوناگون و گهگاه متضاد است که اين امر يکسان شدن ديدگاه هاي صنفي را در تقابل و تعامل با دولت سخت مي کند. با توجه به شيوه هاي انتخاب هيات رئيسه شوراي اصناف که 140 عضو شورا با ديدگاه ها و دسته بندي هاي مختلف در آن حق راي دارند، آيا اصولاً رسيدن به اجماع و هماهنگي در هيات رئيسه شورا امکان پذير است؟


به هر حال اگر تا به حال به اجماعي نرسيده بوديم که کار متوقف شده بود. در حقيقت شورا هر کاري کرده در زمينه آن به اجماع رسيده است. البته مطمئن باشيد در هيچ هيات رئيسه يي حتي هيات دولت و مجلس اتفاق آراي صد درصدي وجود ندارد. طبيعي است وقتي تصميمي در هيات رئيسه مطرح شده يک يا دو نفر مخالفت هايي داشته باشند اما وقتي پنج نفر از هفت نفر راي داده اند، تصويب و اجرا شده و کسي هم متعاقباً دنبال نظر مخالف خود را نگرفته است. ضمن اينکه ما اجلاس هاي عمومي داريم که هر 140 نماينده در آن حضور داشته اند، مطالبي که مي خواستيم تاييد کلي نمايندگان شورا را بگيريم آنجا مطرح کرده و تصويب کرده ايم. وقتي اين تعداد نظر مي دهند، آن تصميم داراي پشتوانه قوي خواهد بود.

يکي از مشکلاتي که باعث ايجاد تقابل در ديدگاه هاي فعالان صنفي مي شود، اين است که عده يي خود را توليدي مي دانند و عده يي توزيعي. براي اينکه اين تقابل ها از بين برود، در اصلاحيه يي که به مجلس داده شده اين دسته بندي از بين خواهد رفت و ان شاءالله با تصويب مجلس شوراي اسلامي اين معضل هم برداشته مي شود، اصناف يکپارچه مي شوند و نمايندگاني که انتخاب مي شوند ديگر تفاوتي از اين نظر ندارند.

ما در قانون پيش بيني کرديم مجامع تا آنجا که ممکن است ادغام شوند، که اين کار تا حدودي اتفاق افتاد. به جز مراکز استان، تمام شهرهايي که زير 20 هزار واحد صنفي داشتند، ادغام شدند. اين مقدار زيادي به انسجام اصناف کمک کرد و ما از 650 مجمع امور صنفي به 340 مجمع امور صنفي رسيديم. اين تغيير باعث شد مجامع منافع مشترک پيدا کنند و در تصميم گيري ها بيش از پيش با هم همفکر و همدل باشند.

-با توجه به اينکه ادغام بحث کلاني است که مخالفان و موافقان زيادي دارد، اگر اجازه بدهيد باز به موضوع شورا برگرديم. منظور بنده از دسته بندي، بيشتر دسته بندي هاي سياسي و فکري است نه توزيعي و توليدي.

اصلاً اصناف سياسي نيستند و هيچ دسته بندي و موضع گيري خاصي ندارند. برخي مخالفت هايي هم که گهگاه مطرح مي شود از سوي کساني است که خودشان گرايشات خاص سياسي دارند، مثلاً به سمت موتلفه يا کارگزاران گرايش دارند. اين گرايش ها نبايد در کار صنفي تاثيرگذار باشد. اينکه برخي مخالفت مي کنند مخالفت شان از نظر موقعيت هاي اينچنيني است که ما موافق آن نيستيم. اينکه مثلاً قانون مي گويد مجامع بايد ادغام شوند ديگر کسي نمي تواند به دليل گرايشات سياسي خود با آن مخالفت کند.

-اين قانون تصويب شده يا در حال تصويب است؟

اين قانون در حال تصويب است اما روح قانون يکپارچگي اصناف را تصويب کرده است. به همين دليل هم الان از مجموعه مجامع 300 مجمع ادغام شده اند و تنها 14 ، 15 مجمع به صورت تفکيک شده باقي مانده اند. به نظر شما اين 14 يا 15 مجمع مي توانند حرفي بزنند؟ وقتي 300 مجمع ادغام شده داريم که هيچ کدام اعتراضي ندارند، اين 14 ، 15 مجمع هم وقتي قانون تصويب شود بايد ادغام شوند.

-به چه دليل مجامع بايد از ادغام شدن رضايت داشته باشند و از آن استقبال کنند؟


همين مجامعي که ادغام شده اند، الان مي بينند که قدرت شان افزايش يافته است. وقتي در کنار هم قرار گرفتند ديدند امکانات مالي و فيزيکي شان يکپارچه شده است. مجامع ما الان سه نفر هيات رئيسه دارد با اين همه کار و مشغله در صورتي که بعد از ادغام پنج نفر هيات رئيسه خواهد داشت که اين کار را تخفيف مي دهد.

اينکه بعد از انقلاب در مجلس سوم ما را از هم جدا کردند به اين دليل بود که آن زمان مي گفتند دولت مي خواهد سهميه يي ارزي به توليدکننده ها بدهد تا بتوانند مواد مورد نياز خود را واردکنند. به همين دليل يک عده از صنوف توليدي زود رفتند جدا شدند که بتوانند از اين سهميه بهره برداري کنند. خوشبختانه چندسالي تلاش کردند، زحمت کشيدند، التماس کردند، دنبال وزارتخانه ها و تشکيلات دويدند، يک قران هم سهميه ارزي نگرفتند. بعد معلوم شد که اين طمع سهميه ارزي فقط براي تفکيک اصناف بوده است. الان آنهايي که عاقل بودند فهميدند کلاه سرشان رفته است. بايد نگاه به جيب و توانمندي خودشان بکنند. گرايشات سياسي و تصميم گيري هاي دولتي به درد اصناف نمي خورد.

دولت اگر قرار است کمک کند به همه بايد کمک کند. اگر قرار باشد دخالت کند کمکش را هم نمي خواهيم.

-شما در دو سال اخير برنامه هايي را در شورا دنبال کرده ايد تا اختيارات شورا را در حوزه تصميم سازي و داشتن نماينده در جلسات تصميم گيري، افزايش دهيد. آيا ترکيب جديد هيات رئيسه شورا که به تازگي انتخاب شده اند، از جهت همسويي و همفکري با هيات رئيسه فعلي، دنبال کننده اين تلاش ها و برنامه ها هستند؟ اصولاً جنابعالي ترکيب جديد هيات رئيسه آينده را چطور ارزيابي مي کنيد؟

ترکيب جديد بسيار خوب و منسجم است اما بايد عرض کنم که هيات رئيسه جديد نمي تواند برنامه ريزي هاي انجام شده شورا را به اين راحتي ها تغيير دهد. ما آيين نامه هايي را براي شورا تصويب کرده ايم که از اهميت زيادي برخوردار هستند. مثلاً نهاد جديدي را به نام بازرسي و نظارت صنوف ايجاد کرده و آيين نامه اش را مصوب کرديم. به استناد همين آيين نامه، در تمام استان ها اين واحد را راه اندازي کرديم. اين را ديگر نمي توانند کنسل کنند. يعني هيات رئيسه يي که مي آيد بايد اين کار را پيگيري کند. بودجه يي براي اين کار تعيين شده و ضوابطي تعيين شده که به نفع اصناف است.

ما چيزي را وضع نکرده ايم که به ضرر اصناف باشد و هيات رئيسه جديد بخواهد آن را از بين ببرد. ضمن اينکه هيات رئيسه جديد همه کساني هستند که قبلاً هم در شورا حضور داشته اند، يا در هيات رئيسه بوده اند يا به عنوان نماينده استان خود فعاليت کرده اند. بدين ترتيب در جريان تصميم گيري ها و تصميم سازي ها حضور داشته اند و مخالفتي هم ابراز نکرده اند. حتي برخي از اين دوستان معترض بودند که چرا اختيارات بيشتري براي صنوف در نظر نمي گيريم. پس به اعتقاد بنده هيات رئيسه جديد با قدرت بيشتري پيگير برنامه ها خواهد بود.

-جناب آقاي آزاد، شايعاتي در دوره کاري شوراي دوم که جنابعالي رياست هيات رئيسه آن را برعهده داشتيد وجود داشت مبني بر اينکه آقاي رحماني، نماينده وزير در شورا، رئيس پشت پرده شوراست و در بسياري از تصميم گيري ها حرف اصلي را بيان مي کند و از اين طريق تفکرات دولتي را در بدنه شورا تزريق مي کند، آيا چنين چيزي صحت دارد؟

اصلاً چنين چيزي نبود. آقاي رحماني، يک فرد صنفي است که درودگري دارد و عضو اتحاديه درودگران است. البته ايشان حتي عضو هيات مديره اتحاديه مربوطه هم نبود ولي يک فردي است که گرايشات مذهبي دارد. وقتي قرار است وزير کسي را به عنوان نماينده خود در شورا انتخاب کند، آن فرد را مي خواهد و به او مي گويد شما بايد چشم و گوش من در شورا باشي و گزارش هايي از تصميمات و اتفاقات را براي من بياوري. غير از اين نيست. نماينده معنايش همين است وگرنه در هيچ يک از تصميمات هيچ گونه دخالت مستقيمي نداشته است.

-راي که داشته اند.


يک راي داشته اند. يعني مقابل تصميم گيري هيات رئيسه، وقتي شش نفر راي مي دادند ايشان اگر مخالفت داشتند با يک راي مخالف کاري نمي توانستند بکنند. در شورا اگر هفت نفر از هيات مديره در راي گيري حضور داشته باشند پنج راي اکثريت محسوب شده و تصويب مي شود اما ما مي توانيم جلسات هيات مديره را با پنج نفر نيز برگزار کنيم. در چنين شرايطي هم سه راي اکثريت حساب مي شود. به عبارت بهتر تنها در زماني که راي اعضاي هيات رئيسه مساوي باشد راي جناب رحماني تاثيرگذار است. ايشان هم البته بر اساس استدلال هاي طرفين آنچه به نظرشان بهتر باشد را انتخاب مي کنند.
فکر نمي کنم چنين روندي بيانگر القاي تفکرات دولتي در هسته شوراي اصناف باشد.

-پس علت اينکه وزير بازرگاني بعد از دو سال کار با آقاي رحماني، فرد ديگري براي دوره آينده هيات رئيسه شورا معرفي کرده است، چيست؟

شايد آقاي وزير بازرگاني انتظار داشت ايشان بتواند صاحب نفوذ بيشتري شود و اعمال نظر بيشتري داشته باشد اما ديد ايشان در حد خودش کارکرد دارد. ممکن است آقاي وزير به اين نتيجه رسيده که حتماً بايد نماينده قوي تري را انتخاب کند. شايد هم تصميم گرفته براي هيات رئيسه جديد، فرد جديدي را انتخاب کند. در قانون هم پيش بيني شده نماينده وزير که با حکم هيات عالي نظارت فعاليت مي کند براي دو سال انتخاب شود. مي دانيد قبل از آنکه وزير راي دهد، مساله را به هيات عالي نظارت مي برند. هيات عالي نظارت مصوب مي کند که فردي براي دو سال نماينده وزير در شورا باشد. آقاي وزير که نمي تواند خلاف مصوبه هيات عالي نظارت حکم دهد.

-دوباره که مي تواند آن فرد را براي دو سال ديگر انتخاب کند؟


در اين صورت هم مجدداً بايد مساله در هيات عالي نظارت بررسي شود که ممکن است همان فرد را تاييد کند يا نکند. اين دوستان در دوره اخير چهار پنج گزينه داشتند که روي آنها کار کردند و در نهايت آقاي شيرازي را انتخاب کردند.

-قبول بفرماييد که انتخاب اخير دور از ذهن بود. وزارت بازرگاني هميشه به جامعه انجمن هاي اسلامي و موتلفه رويکرد خوبي داشته اما فردي که اين بار انتخاب شده با اين دو تشکل فاصله فکري دارد.

اصلاً مشکلي ندارد. وزارت بازرگاني به سياست دولت نگاه مي کند، اگر به اين نتيجه برسد که اين فرد بهتر مي تواند سياست هاي دولت را دنبال کند قطعاً او را انتخاب مي کند.

اولين دوره شورا هم فردي را انتخاب کردند به نام آقاي غفاري که مديرعامل فروشگاه رفاه بود. گرايشش هم معلوم نبود دولتي است، خصوصي است يا چيز ديگري. ايشان مي آمد اينجا مي نشست هيچ تاثيري هم نداشت غير از يک راي. هيچ حرفي نمي زد، هيچ پيشنهادي نمي داد، هيچ ايده يي نمي داد. خب او را عوض کردند و آقاي رحماني را انتخاب کردند. همين طور در دوره سوم هم فرد ديگري را انتخاب کردند.

-نظر شما با نظر وزير يکسان است. شما هم فکر مي کنيد آقاي شيرازي فرد قوي تري نسبت به آقاي رحماني است؟


من که نبايد نظر بدهم و انتخاب کنم. بنده يکي از اعضاي هيات عالي نظارت هستم که راي خود را به آقاي شيرازي داده ام. همان طور که مي دانيد در ترکيب هيات عالي نظارت برخي از وزرا هستند که مستقيماً امضا مي کنند. آقاي احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي هم است. غير از اينها، رئيس شوراي اصناف و روساي دو مجمع تهران نيز عضو هيات عالي نظارت هستند. با توجه به اينکه همه وزرا اين انتخاب را امضا کرده بودند راي مثبت يا منفي بنده اثري نداشت.

-يعني تصميم را قبل از برگزاري جلسه گرفته بودند؟


وقتي يک صورتجلسه مي آورند که از 15 جاي راي، 14 مورد آن امضا شده ديگر چه اثري دارد که بنده امضا کنم يا بنويسم مخالف هستم.

-در افرادي که نامزد تصدي نماينده وزير در شوراي اصناف بودند، چهار نفر حضور داشتند که مشخصاً وابستگي هاي زيادي به جامعه انجمن هاي اسلامي بازار داشتند اما بعد از مدتي که بررسي ها انجام شد فردي انتخاب شد که خيلي به انجمن نزديک نيست. آيا اين مساله بيانگر ايجاد شکاف بين وزارت بازرگاني و جامعه انجمن هاي اسلامي نيست؟

بنده چنين تصوري ندارم. شايد حتي خود وزير با جامعه هم رايزني کرده و در نهايت به اين انتخاب رسيده است. تازه بعد از آن، وزير اين نماينده را به هيات عالي نظارت معرفي کرده و وزراي مختلفي آن را تاييد کرده اند. وقتي چنين مي شود ديگر اين تصميم ، تصميم شخصي وزير بازرگاني محسوب نمي شود. بنده هم به عنوان يکي از اعضاي هيات عالي نظارت اين انتخاب را امضا کرده ام.

-رئيس بعدي شوراي اصناف را چه کسي مي دانيد؟

هر کسي که بيشتر راي بياورد.

-بله، اما پيش بيني شما چيست؟

بنده پيش بيني نمي کنم.

-عده يي معتقد هستند آقاي فراهاني مقام رياست شوراي اصناف را به دست مي آورد، برخي هم بيان مي کنند که آقاي شيرازي به دليل رابطه خوبي که با ايشان دارند، به نفع آقاي فراهاني راي خواهد داد. نظر شما در اين رابطه چيست؟

بنده باز هم بيان مي کنم که هر کسي بيشتر راي بياورد رئيس خواهد شد اما قطع مسلم اين است که آقاي شيرازي هم به آقاي فراهاني راي خواهد داد. چون ايشان رئيس اتحاديه پوشاک است و اين اتحاديه هم زيرمجموعه مجمع امور صنفي صنوف توزيعي است. يعني زيرمجموعه آقاي فراهاني است. بنده هم اگر جاي آقاي شيرازي بودم نمک نشناسي نمي کردم و به آقاي فراهاني راي مي دادم.

-پس با اين استدلال آقاي شيرازي نمي تواند نماينده خوبي هم براي وزير در شوراي اصناف باشد چراکه بازهم طرف آقاي فراهاني را مي گيرد.

قدر مسلم نماينده وزير يک حق راي دارد مگر اينکه وزير تاکيد کند که به کسي راي دهد يا ندهد. اگر به اختيار خودش باشد به آقاي فراهاني راي مي دهد. اگر از وزارتخانه به او توصيه کنند که به آقاي فراهاني راي ندهد، نمي دهد.

-جناب آقاي آزاد، فرض کنيم دولت هم در برابر خواسته مجامع و شوراي اصناف در واگذاري تصدي گري هاي خود به شورا کوتاه بيايد و تصميم به واگذاري برخي از مسووليت هاي خود به شورا بگيرد. آيا خود شورا با امکانات و پتانسيل هاي موجود فعلي اش مي تواند در حد يک تشکل قدرتمند که رهبري مسائل کلان صنفي را برعهده داشته باشد ايفاي وظيفه کند؟ آيا توان کافي در شورا براي برنامه ريزي و اجراي مسووليت هاي کلان صنفي وجود دارد؟

شورا بسته به نيازهاي روز خود اقدام به به کارگيري پتانسيل ها و امکانات جديد مي کند. بنده با مثالي منظور خودم را واضح تر مي کنم. شوراي دور اول اينجا مجموعاً شش نفر پرسنل داشت. چرا؟ کار آنقدر نبود که نياز به استفاده از افراد بيشتر باشد. شوراي دوم مجموعاً 40 پرسنل دارد. اين تعداد حتماً کاري برايشان تعريف شده است. اين امکان را نيز داشتيم که تا 100 نفر که داراي مدارک علمي بالا هستند را به کار بگيريم که براي اصناف کار کنند اما متاسفانه يکي از مشکلات عمده يي که ما در اين دوره داشتيم کمبود جا بود يعني در اين جاي محدود نمي توانستيم کار کنيم. بنده بارها اين مساله را به دولت انعکاس دادم اما گفتند خودتان مي دانيد، برويد جايي را پيدا کنيد. مي دانيد که دولت اخيراً برخي از ساختمان هايي که نياز ندارد را واگذار مي کند. ما حتي به دولت پيشنهاد داديم يکي از اين ساختمان ها را به ما بدهيد، پولش را هم مي دهيم، فقط اين امکان را به ما بدهيد که پول ساختمان را به صورت تدريجي بدهيم که قبول نکردند. ما چند جايي را هم خودمان ديديم که متاسفانه به دليل اينکه صاحبان آنها خواستار دريافت نقدي کل مبلغ ساختمان بودند نتوانستيم جايي را براي فعاليت شورا خريداري کنيم.

-جناب آزاد، يکي از مباحث مورد نظر بنده از سوال اخير هم همين بود. آيا اصلاً شورا بودجه کافي براي پذيرش تصدي گري هاي دولت دارد؟

اجازه بدهيد بنده به نکته يي اشاره کنم. در دوره اول شورا بودجه يي کمتر از 300 ميليون تومان پيشنهاد شد که کمتر از 100 ميليون تومان آن محقق شد. در دوره دوم که ما آمديم بودجه 5/1 ميليارد توماني مطرح کرديم که برخي نيز به ما خنديدند اما دو برابر آن محقق شد. امسال بودجه يي را به هيات عالي نظارت پيشنهاد کرديم که ترسيدند تصويب کنند.

-اين بودجه چقدر بود؟


بنده پيشنهاد 9 ميليارد تومان کردم و مطمئن هستم که بيش از 10 ميليارد هم محقق خواهد شد ولي متاسفانه اين بودجه را تصويب نکردند و گفتند غيرواقعي است. بنده دلايلي را در ادامه ارائه کردم که نگه داشته اند و فکر مي کنم اين بودجه را در هيات رئيسه بعدي تصويب مي کنند و مي گويند اين کادوي ما به شماست.

-جناب آزاد منابع بودجه يي شورا شامل چه مواردي است؟ به نظر نمي رسد سه درصد از درآمدهاي مجامع که در قانون ذکر شده چنين مبلغي که شما معرفي مي کنيد را براي مجمع ايجاد کند؟

ما براي صدور يا تمديد هر پروانه در سراسر کشور پولي را دريافت مي کنيم. اين رقم، بودجه شورا را تامين مي کند. حق با شماست، سه درصدي که مجامع پرداخت مي کنند تنها مي تواند هزينه هاي روزمره و پرسنلي شورا را تامين کند. براي کارهاي تحقيقاتي، علمي و آموزشي و کارهاي ستادي و اجرايي و بازرسي، نياز به بودجه بسيار بيشتري داريم. طبق مصوبه يي که به هيات عالي نظارت پيشنهاد کرديم و آنها نيز تصويب کردند، قرار شد در شهرهاي بزرگ، از هر صدور يا تمديد، 20 هزار تومان دريافت کنيم. در مراکز استاني کوچک تر 15 هزار تومان و در شهرهايي که مرکز استان نيستند، 10 هزار تومان دريافت کنيم. اين پول که هنوز عده يي از اتحاديه ها پرداخت نکرده اند و تنها معدودي از آنها تمکين کرده اند، ما را به بودجه يي که اعلام کرديم رسانده است لذا اگر مطابق قوانين و آيين نامه يي که به همه استان ها ابلاغ شده عمل شود و يک حسابرسي از همه استان ها صورت گيرد، اين بودجه محقق خواهد شد.
مسووليت حساس شوراي سوم اصناف کشور
تلاشي براي احقاق حقوق اصناف
بهروز واثقي؛ امروز تاريخ صنوف کشور در مرحله حساسي از دوران پرفراز و نشيب خود قرار دارد. اين اهميت و حساسيت نه تنها از جهت تغييراتي است که اخيراً در هيات رئيسه شوراي اصناف کشور رخ داده و افرادي با گرايشات چپ تر به هسته مرکزي بزرگ ترين تشکل صنفي راه يافته اند بلکه مسائلي همچون سياست کلان نظام در راستاي اجرايي شدن مفاد اصل 44 قانون اساسي در حوزه کاهش تصدي گري دولت و خصوصي سازي و همچنين تلاش دولت براي افزايش سهم درآمدهاي مالياتي در بودجه سرانه کشور اين حساسيت را تشديد کرده است. کمااينکه مساله دريافت سه درصد ماليات بر ارزش افزوده و تحصن هايي که توسط برخي از صنوف در بازار شهرهاي بزرگ صورت گرفت چالش ها و اختلاف نظرهاي دولت و بدنه صنوف را بيش از پيش نمايان کرد. در شرايطي که سال هاي سال جامعه انجمن هاي اسلامي بازار و اصناف با پشتوانه تشکل ها و احزاب قدرتمندي همچون حزب موتلفه که مدت زمان درازي نهادهاي کليدي اصناف مثل اتاق بازرگاني تهران و ايران را در اختيار داشت خود را متولي و نماينده تام الاختيار کليه اقشار و گرايش هاي صنوف معرفي مي کرد و با به خدمت گرفتن رويکردي کاملاً محافظه کارانه همواره نمايشي از وحدت و همسويي را با دولت نشان مي داد، تغيير و تحولات اخير در شوراي اصناف و البته مساله ماليات بر ارزش افزوده، عدم صحت اين ادعا و ادعاي نمايندگي صنوف توسط اين انجمن و حزب موتلفه را به خوبي نشان داد. در حقيقت مساله ماليات بر ارزش افزوده، بحراني بود که گروه هاي سنتي اصناف و دولت از پس مديريت صحيح آن برنيامده و ناخودآگاه مشکلات في مابين را نمايان کردند. کار تا بدان جا بالا گرفت که عده بسياري انتخاب شيرازي رئيس اتحاديه صنف پوشاک تهران به عنوان نماينده وزير بازرگاني در شوراي اصناف کشور و عدم انتخاب رحماني عضو فعال و شناخته شده جامعه انجمن هاي اسلامي بازار و اصناف را نشانه يي از فاصله گرفتن سياست هاي اجرايي وزير بازرگاني از اين جامعه و تمايل او به افزايش مراودات اين وزارتخانه با افراد ميانه رو در بدنه صنوف تفسير مي کنند. در شوراي دوم اصناف کشور اصلاحيه يي بر قانون نظام صنفي به مجلس شوراي اسلامي ارائه شد که در بخشي از آن، بخش خصوصي خواستار افزايش اختيارات اين شورا و حضور نمايندگان صنوف در جلسات مهم تصميم گيري هاي اقتصادي و صنفي دولت شده است. آيا شوراي جديد توانايي پيگيري اين خواسته و فراهم آوردن تصويب اين مفاد از اصلاحيه را خواهد داشت؟ فعالان صنفي ذهنيت ها و نظرات مختلفي در پاسخ به اين سوالات دارند، عده يي با نااميدي از شرايط موجود و با اشاره به قانون نظام صنفي فعلي، شوراي اصناف را تشکلي بسيار کم اثر و فاقد کارکردهاي واقعي صنفي در حوزه هاي کلان اقتصادي به شمار مي آورند و عده يي از جمله محمد آزاد، رئيس فعلي اين شورا، شوراي اصناف کشور را تشکلي بسيار تاثيرگذار و داراي پتانسيل بسيار قوي براي ورود به عرصه هاي اجرايي و تصميم سازي مي دانند. نگاهي ميانه به عملکرد شورا و ديگر تشکل هاي مطرح صنوف بيانگر آن است که اين تشکل ها در سال هاي اخير و مخصوصاً در ارتباط با دولت نهم، اگرچه بر خواسته ها و حقوق صنوف در برابر دولت تاکيد کرده و از راه هاي کم خطر و کم هزينه؛ افزايش تاثير تشکل ها در سياستگذاري ها و تصميم سازي هاي دولتي را دنبال کرد ه اند اما در مواقع حساس و بحراني اغلب با قرباني کردن برخي از تشکل ها و چهره هاي شناخته شده صنوف، روابط حسنه خود با دولت را مديريت کرده اند. مثالي از اين دست اتفاقي است که سال گذشته در اتحاديه صنف چاپخانه داران تهران رخ داد و ظرف تنها دو روز تغييرات عديده يي را در بدنه هيات مديره اين اتحاديه که مدتي بود با تشکيل مجمع اتحاديه هاي چاپ سراسر کشور و از طريق

به کارگيري برخي ابزارها همچون برگزاري همايش ها و سمينار ها خواستار سهم بيشتر در معادلات دولت و صنوف بود، ايجاد کرد و در نهايت به حذف عملي چهره هاي تاثيرگذاري چون محمد کلاري رئيس باسابقه و شناخته شده اين اتحاديه انجاميد. اين تغييرات در شرايطي با سرعت چشمگير رخ داد که اگر قرار بود شکايت هاي طرح شده در زمينه صلاحيت برخي از افراد هيات مديره اتحاديه از روش هاي معمول بررسي شود بيش از شش تا هشت ماه زمان نياز داشت. نتيجه اين تغيير و تحولات که شوراي اصناف کشور و حتي مجمع امور صنفي صنوف توليدي در برابر آن سياست سکوت را در پيش گرفتند چيزي نبود جز تبديل اين اتحاديه به تشکلي کم اثر که نزديک به يک سال است از پيگيري مسائل مهم چون معافيت مالياتي چاپخانه داران، شرکت چاپ و قانون جامع صنعت چاپ که توسط هيات مديره قبلي به خوبي دنبال مي شد باز ماند و درگير مسائل کم اهميت و کم اثري همچون بررسي اختلاف هاي صنفي و صدور پروانه شد.

در هر حال دوره مديريت هيات رئيسه فعلي شوراي اصناف کشور کوتاه مدتي ديگر به پايان مي رسد و هيات رئيسه جديد که به احتمال زياد، قاسم نوده فراهاني رئيس مجمع امور صنفي صنوف توزيعي را در راس خود خواهد ديد، سکان رهبري بزرگ ترين تشکل صنفي کشور را بر عهده خواهد گرفت. انتظار دلسوزان و خبرگان صنوف از اين هيات رئيسه آن است که در جهت ايجاد همبستگي و هماهنگي لازم در بدنه صنوف و حل اختلاف نظرهاي موجود گام هاي موثري را بردارد تا با پشتوانه قدرتمند مجامع امور صنفي و اتحاديه هاي سراسر کشور بتواند نقش و هويتي جديد را براي تشکل هاي صنفي تعريف کرده و جايگاه واقعي آنها را در تعامل و تقابل با دولت ايجاد کند. آيا ترکيب هيات رئيسه جديد چنين انگيزه يي را دارد و داراي چنين قدرت و توانمندي براي انجام اين مهم هست؟ اين سوالي است که پاسخ به آن نيازمند گذر زمان است.
تاريخچه شورا و مجامع امور صنفي
اصناف کشور از ديروز تا امروز...
عليرضا صدقي؛ در زمينه ايجاد و پيدايش اصناف، اقوال و اعتقادات مختلف و متفاوتي وجود دارد. برخي ريشه آن را در دوران ساسانيان يافته و بعضي ديگر بر اين باورند که اصناف پس از اسلام و همزمان با ظهور قرامطه به وجود آمده اند. ردپاي نقل هاي مختلف تاريخي را مي توان در رساله اخوان الصفا و آثار ابن بطوطه جست وجو کرد. آنچه درخصوص تاريخ پيداش اصناف در کتاب هاي تاريخي آمده است آنقدر مهم و به اندازه يي تاثيرگذار است که خود مجالي وسيع و بسيط مي طلبد و طرح آن در حوصله اين مقال نيست.

در سال 1350 اولين قانون نظام صنفي به تصويب مجلسين سنا و نمايندگان رسيد، اتاق اصناف تاسيس شده و متولي امور اصناف و صدور مجوز کسب براي واحدهاي صنفي شد. پيش از آن اتحاديه هاي صنفي به طور خودجوش و به منظور ايجاد هماهنگي بين فعاليت اقتصادي اعضاي هر صنف به وجود آمده بودند که بيشتر امور مربوط به تهيه کالا، قيمت گذاري ها، ساماندهي موارد تشکيلاتي و اداري و همچنين رفع مشکلات صنفي را عهده دار بودند.

در سال 1357 و همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي اتاق اصناف منحل شده و کميته امور صنفي که به کميته نايب الامام شهرت يافت، تاسيس شد. اين کميته به ساماندهي تشکيلات و رفع مشکلات صنفي اتحاديه ها مي پرداخت. در تاريخ 10 اسفند 1357 حجت الاسلام محي الدين انواري به عنوان مسوول اين کميته و از طرف امام خميني(ره) انتخاب شد. در حکم ماموريت صادره توسط امام خميني آمده است؛ «به حضرت آيت الله آقاي حاج شيخ محي الدين انواري ماموريت داده شده است که به امور انتظامي و مسائل صنفي و انتخابات و تدوين آيين نامه اصناف و پيشه وران محترم بازار توسط افراد متدين و مورد اعتماد ايشان نظارت کنند و امور شرعي و صنفي بازار را سامان بخشند.» طي اين حکم آقاي محي الدين انواري فعاليت خود را در حوزه صنوف آغاز کرده و به ساماندهي فعاليت اتحاديه ها پرداخت. در 18 ارديبهشت ماه سال 1358 و به دنبال تاکيد امام خميني مبني بر قانوني بودن فعاليت هاي مختلف کشور، هيات دولت موقت مصوبه يي را در هيات وزيران گذراند که به موجب آن تشکيل اتاق هاي اصناف کشور با حضور نمايندگان دولت و استانداران الزامي بود. در اين تاريخ آقايان تقي سيدخاموشي، عليرضا اماني، مجتبي قائم مقامي، حسين خيرخواه، محمد خندان و احمد ميرمعز به عنوان نمايندگان اصناف تهران انتخاب شده و به آنها ماموريت داده شد تا زمان تشکيل هيات رئيسه اتاق اصناف تهران، به امور صنفي پايتخت رسيدگي کنند.

به دليل نياز مفرط به قانونمند بودن فعاليت هاي صنفي در کشور اولين قانون نظام صنفي جمهوري اسلامي در 10 فصل، 85 ماده و بيش از 40 تبصره در تيرماه 1359 به تصويب شوراي انقلاب رسيد. از اين پس رسيدگي به امور اصناف کشور در قالب هيات عالي نظارت انجام مي پذيرفت. اعضاي اولين هيات عالي نظارت در تاريخ 18 شهريور 59 و با ترکيب آقايان منصور کريمي تبريزي نماينده وزارت کشور، محمدرضا لباف نماينده وزارت صنايع و معادن، حسينعلي منصور نماينده وزارت بازرگاني، تقي سيدخاموشي، مصطفي نيل فروشان، سعيد اماني و اصغر ثاني نمايندگان اصناف فعاليت خود را آغاز کردند. با توجه به نقش هيات عالي نظارت در امور اصناف تهران، به تاريخ 13 خرداد 1360 در اين هيات به تصويب رسيد که دو نفر از نمايندگان وزارتخانه هاي بازرگاني و صنايع و معادن به همراه پنج نفر نماينده از بخش خصوصي به طور موقت مديريت کميته امور صنفي تهران را تا تشکيل شوراي مرکزي اصناف بر عهده گيرند. در تاريخ 20 آبان ماه 1360 از سوي آقاي حبيب الله عسگراولادي وزير بازرگاني وقت، سرپرستان کميته امور صنفي ايران متشکل از آقايان سعيد اماني، تقي سيدخاموشي و محسن لباني انتخاب شدند. از سوي ديگر آقايان مهدي سعيدي نژاد، اصغر ديبازر، حسينعلي جواهريان، غلامحسين فولادي، علي پزشکيان، سيداصغر مرتضوي و حسن پوربختياري به عنوان مسوولان و سرپرستان کميته امور صنفي تهران انتخاب شدند. آقايان قائم مقامي، محمدصادق عسگراولادي و بنکدار نيز به عنوان نمايندگان وزارت بازرگاني در امور اتحاديه هاي صنفي تعيين شده و وظيفه آنان بررسي و تجديدنظر در آيين نامه انتخاباتي اتحاديه هاي صنفي مصوب 23 ارديبهشت ماه1360 تعيين شد. اين ترکيب پنج ماه به فعاليت خود ادامه داد و در 21 فروردين 1361 آقاي عسگراولادي وزير بازرگاني وقت، اين ترکيب را تغيير داده و چهار نفر از نمايندگان اصناف تهران را به سرپرستي اين کميته منصوب کرد. طي حکمي مهدي سعيد محمدي به همراه سعيد اماني، تقي سيدخاموشي، محسن لباني و سيدعلي اکبر رخ صفت به عنوان مسوولان و سرپرستان کميته صنفي ايران منصوب شدند.

اين ترکيب نيز تا 30/2/1363 فعاليت کرد و همزمان با انتخاب آقاي حسن عابدجعفري به سمت وزير بازرگاني و رئيس هيات عالي نظارت، موضوع غيرقانوني بودن اين تشکيلات در جلسات هيات عالي نظارت مطرح شد و طي نامه يي مراتب غيرقانوني بودن و ابطال اين تشکيلات به منظور جلوگيري از بي نظمي، دخالت و عدم اخلال در امور اصناف کشور به سرپرستان آن ابلاغ شد و از طريق رسانه ها به اطلاع عموم رسيد.

پس از آن در تاريخ دوم مهرماه 1363 کميته امور صنفي تهران با ترکيب جديد متشکل از آقايان سعيد اماني، حسين بنکدار، هبت الله فاضلي، ميرحميد باقري شبستري و محسن لباني فعاليت خود را آغاز کرد. در تاريخ 11 دي ماه 1363 و با توجه به استعفاي تعدادي از اعضاي کميته امور صنفي، ترکيب جديدي متشکل از آقايان محمدعلي خوانساري عتيق، ابوالقاسم رحيمي فر، امرالله زماني علويجه و غلامعلي شاهمرادي به اين شورا پيوستند. در اين دوره جنجال ها و درگيري هاي سياسي اوضاع اصناف کشور را نابسامان کرد تا جايي که امام خميني(ره) به منظور پايان بخشيدن به اين جنجال ها به موضوع ورود يافته و حجت الاسلام مهدي کروبي را به عنوان نماينده خود در امور اصناف کشور منصوب کردند. با نظارت نماينده حضرت امام(ره) مجمع امور صنفي و شوراي مرکزي اصناف تهران در 18 دي ماه 1364 تشکيل شد اما تنها دو سال دوام يافت و در اسفند ماه 1366 هيات عالي نظارت تصويب کرد اقدامات قانوني به منظور برگزاري و تجديد انتخابات اتحاديه هاي صنفي و انتخاب هيات رئيسه هاي جديد از سوي انجمن نظارت بر انتخابات اتحاديه هاي صنفي تهران به انجام برسد. دامنه اختلافات در اين دوران تا آنجا بالا گرفت که نخست وزير وقت مهندس ميرحسين موسوي را ناگزير ساخت با مراجعه به بيت حضرت امام(ره) موضوع را به ايشان منتقل و کسب تکليف کند. با نظر نخست وزير و تاييد و تاکيد حضرت امام(ره) مقرر شد ابتدا انتخابات شوراي مرکزي اصناف به وسيله مجمع امور صنفي صورت گيرد لذا در تاريخ 25 خردادماه 1366 انتخابات اعضاي شوراي مرکزي اصناف صورت پذيرفت. اين شورا تا ارديبهشت 68 به فعاليت خود ادامه داد و در اين تاريخ قانون نظام صنفي به منظور برخي اصلاحات به صحن مجلس شوراي اسلامي رفت و در 31 ارديبهشت همان سال با اصلاحاتي به تصويب رسيد. از جمله اصلاحات اين قانون ماده 4 بود که اصناف را به چهار گروه توليدي، خدمات فني، توزيعي و خدماتي تقسيم مي کرد.

پس از آن در تاريخ 13 اسفندماه 68، اصلاحيه جديدي از طرف مجلس به تصويب رسيد و نام شوراي مرکزي اصناف از متن قانون حذف شده و فهرست صنوف و اتحاديه هاي توليدي، خدمات فني، توزيعي و خدماتي تعيين شد. اولين دوره انتخابات هيات رئيسه مجمع امور صنفي صنوف توليدي و خدمات فني تهران در تاريخ 2 خردادماه 1369 برگزار شده و به موجب اين انتخابات آقايان محمد پورمزرعه، محمدعلي خوانساري عتيق و تقي علي اکبري به عنوان رئيس، نايب رئيس و منشي اين مجمع برگزيده شدند. دومين و سومين دوره هاي اين انتخابات نيز در سال هاي 1370 و 1371 برگزار شده و ترکيب اعضاي آن تغييرات چنداني نداشت. چهارمين و پنجمين دوره هاي انتخابات نيز روال گذشته را به دنبال داشت. از طرفي در مجمع امور صنفي صنوف توزيعي و خدماتي تهران نيز تا سال 1373 پنج دوره انتخابات برگزار شد که در مجموع آقايان سيدمجتبي قائم مقامي، سيدفرامرز کي نيا، ناصر حجازي نياک، سيدجلال عجايبي، جلال درويش، محمدحسين رجايي، منصور حاجي آخونديان و پرويز تابان بخش در طول اين سال ها به عنوان اعضاي هيات رئيسه اين مجمع انتخاب شدند. از سال 1382 نيز با تصويب قانون نظام صنفي جديد شوراي اصناف کشور تشکيل شده و تاکنون سه دوره انتخابات در آن برگزار شده است.
عناوين اين صفحه
گرايش سياسي و تفکر دولتي به درد اصناف نمي خورد
تلاشي براي احقاق حقوق اصناف
اصناف کشور از ديروز تا امروز...

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام