يوسف مولايي

استيضاح آقاي کردان از حيث حقوقي سوالات جديدي را در اين خصوص مطرح کرد که مهم ترين آنها حدود سوالات و مرز استيضاح و محاکمه است. البته شکي نيست که طبق قانون اساسي مجلس شوراي اسلامي در راس امور نظام کشور قرار دارد و در اين خصوص هيچ گونه محدوديتي وجود ندارد مخصوصاً اگر قرار باشد نظارت مجلس بر ساير قوا يعني دولت و قوه قضائيه باشد. مجلس به لحاظ قانوني در نظارت بر دولت مي تواند از ابزار استيضاح نيز استفاده کند که خب اين اتفاق در مورد استيضاح وزير کشور پس از فراز و نشيب هاي فراوان محقق شد اما اين استيضاح سوالات جديدي را در باب استيضاح و سوال از وزير و هر مقام مسوولي به وجود آورد از جمله آنکه آيا استيضاح وزير محدود به اقدامات دوره عملکردش مي شود يا خير؟ بديهي است تا زماني که نظر تفسيري شوراي نگهبان در اين باره اعلام نشود مي توان نظرات و پاسخ هاي متفاوتي را مطرح کرد. از اين رو من نيز معتقدم استيضاح به صورت عام مي تواند مطرح شود و هر زماني که مجلس احساس کند عملکرد دولت در بخشي ضعيف و ابهام برانگيز است، مي تواند از ابزار سوال و استيضاح بهره گيرد اما به لحاظ حقوقي مشخص نشده است استيضاح و دايره سوالات تا چه حد مي تواند گسترده باشد. مثلاً استيضاح آقاي کردان بيشتر به جلسه محاکمه شبيه بود و سوالاتي که مطرح شد تمام امور شخصي و رسمي وزير را دربرمي گرفت.
سياق کار مجلس در جلسات استيضاح کمي متفاوت است اما به نظر مي رسد مدل خاصي براي اين جلسات تعريف نشده است. به عنوان مثال هنوز مشخص نيست مجلس در اين جلسات مي تواند وارد کارهايي شود که معمولاً بر عهده قوه قضائيه است يا خير. واضح نبودن پاسخ ها و ابهاماتي از اين دست شکل جلسات استيضاح را متفاوت مي سازد. از اين حيث استيضاح کردان بيشتر از آنکه هشداري به کردان باشد بايد محل توجه خود نمايندگان قرار گيرد. از سوي ديگر استيضاح کردان هشدار جدي تري را نيز متوجه ساير قوا از جمله مجلس مي کند و آن اينکه چطور يک نفر با روش هاي غيرقانوني و اقدامات نامتعارف به اين جايگاه رسيده است؟ چرا سيستم هاي نظارتي و مراکز مربوطه تا پيش از اين اقدامي نکرده بودند؟ در واقع استيضاح کردان سوالات جدي و اساسي را به وجود آورده است که بايد با کارهاي کارشناسانه برطرف شود.
بنابراين نخست بايد مراکز نظارتي را تقويت کنيم تا متخلفان نتوانند به راحتي اين مراکز را دور بزنند و بعد در بحث سوال و استيضاح بايد به يک مدل تعريف شده برسيم. جزئيات قانوني اين مساله بايد بيش از پيش روشن شود تا ابزارها و وسايل نيز توجيه قانوني پيدا کنند در غير اين صورت تفاوت استيضاح کننده و استيضاح شونده به حداقل مي رسد. اگر قرار باشد براي رسيدن به نتيجه يي همچون برکناري يک وزير به هر وسيله يي متوسل شد، به لحاظ اخلاقي به همان ميزان که استيضاح شونده محکوم است، استيضاح کننده نيز از اصول اخلاق حرفه يي فاصله گرفته است.
اگر شخصي ترين مسائل يک نفر هم مورد سوال قرار گيرد، حد و حدود اخلاقي بودن سوال و استيضاح با ابهام روبه رو مي شود. هرچند در استيضاح آقاي کردان اين مساله وجه ديگري پيدا کرد و او سعي کرد از همين موضوع به نفع خود بهره گيرد چرا که او خواست با استفاده از مسائل شخصي و خانوادگي و هزينه کردن اين موارد جو مجلس را احساسي و عاطفي سازد تا به نتيجه خود برسد که از نظر من شايد سياه ترين بخش دفاعيه کردان همين بخش بود و باعث تاسف بود که پرونده دفاع وي با طرح اين نوع مسائل بسته شد. ولي به هر حال چنين مباحثي چه به نفع استيضاح شونده باشد چه به ضرر آن بايد با قيودي همراه باشد لذا به گمان من مشخص ترين نتيجه يي که از استيضاح کردان مي توان عنوان کرد لزوم کار کارشناسي زياد و دقيق در اين امور است هر چند تا پيش از استيضاح کردان به نظر مي رسيد اين نوع مباحث ابهام خاصي ندارد. بايد تلاش کرد ابعاد فني و حقوقي سوال و استيضاح روشن شود و از نظر و پيشنهاد کارشناسان اين حوزه نيز استفاده شود و اقدامات و مطالعات کارشناسي برجسته و بدون غرض و به شيوه يي علمي به سوالات پاسخ داده شود. بنابراين تا زماني که معضلات و ابهامات مطرح شده باقي است نمي توان خوشبين بود که رفتارهاي مشابه، اصلاح شود. مادامي که چنين مشکلاتي مطرح است افراد مي توانند با تبحر و استفاده از روش هاي غيرقانوني جايگاه خود را ارتقا دهند؛ روش هايي که تاکيد بر ظواهر امر دارد و به واقعيات رفتاري و عملکردي بهايي نمي دهد.
قابل ذکر است مکمل اين روش ها که افراد به آن متوسل مي شوند، بسته بودن فضاي جامعه است. طبيعي است در جامعه يي که روزنه هاي صدا و نقد و اعتراض بسته شود و رسانه ها و مطبوعات نتوانند برخي از واقعيات را انعکاس دهند، چنين اتفاقاتي بيشتر رخ مي دهد و افراد بيشتر فرصت آن را دارند که با ظاهرسازي موانع قانوني را پشت سر بگذارند. از اين رو در اين آشفته بازار خود به خود شکل کالاها ارزش بيشتري از محتواي آنها پيدا مي کند و خريداران اين نوع کالاها نيز سليقه ديگري پيدا مي کنند يا فريب مي خورند.
متاسفانه دستگاه هاي نظارتي ما اعم از دستگاه هاي رسمي همچون مجلس و دستگاه هاي غيررسمي همچون مطبوعات و رسانه هاي فراگير بنا به دلايل جداگانه يي که مطرح شد تا به حال نتوانسته اند جايگاه واقعي خود را پيدا کنند و مورد توجه قرار گيرند. به همين دليل فضا به درستي براي نقد و بررسي مهيا نمي شود و در اين چارچوب است که هميشه در بر پاشنه سابق مي چرخد و اصل ماجراهايي همچون کردان مورد آسيب شناسي قرار نمي گيرد و همگان بيشتر توجه خود را به شخص معطوف مي کنند در حالي که آسيب شناسي اين اتفاق بسيار مهم تر است.
نکته پاياني درباره استيضاح کردان بيشتر مربوط به خود کردان است هرچند طبيعي است موارد مشابه را نيز دربرمي گيرد. در مباحث جامعه شناسي حقوقي مطرح است که با يک متهم يا مجرم چگونه بايد برخورد کرد که از يک طرف مستحق عمل ناصواب وي باشد و از سوي ديگر با رفتارمان تمام فرصت ها را از او نگيريم تا مجدداً به روش هاي غيرقانوني رو نياورد. بين اين دو رويه بايد تعادلي به وجود آيد که نقطه تعادل را نظام ارزشي و فرهنگي و تجارب ملي هر جامعه يي مشخص مي کند. يافتن اين نقطه تعادل نيز نياز به بحث هاي کارشناسي دارد تا با آسيب شناسي و نقد متخصصان به نقطه مطلوب برسيم که در غير اين صورت جامعه مجدد در رفتارهاي احساسي و عاطفي خود درگير مي شود که نتيجه آن افراط و تفريط در برخورد با متخلفان است. برخي بنا به نظام ارزشي خود سختگيري زيادي براي ادامه حيات سياسي و اجتماعي متخلفان قائلند و برخي در مقابل کار را بسيار ساده و آسان مي گيرند لذا در اين بخش نيز لازم است با بحث هاي کارشناسي، رفتار مناسب و مدل تعريف شده يي نيز مشخص شود تا ابهامات و معضلات برطرف شود.
واضح است از مجموع اتفاقات و حوادث پيرامون استيضاح کردان برجسته شدن مباحث کارشناسانه، نتيجه مي شود.