سه شنبه، 14 آبان 1387 - شماره 1811
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سياسي
انتخابات امروز، آينده روابط تهران - واشنگتن

هنگامه شهيدي

به باور تحليلگران امور امريکا، مبارزات انتخابات رياست جمهوري 2008 ايالات متحده منعکس کننده «چرخش هاي چشمگيري در جامعه امريکا» خواهد بود. «استيون اشميت» استاد علوم سياسي دانشگاه ايالتي آيووا بر اين عقيده است که؛ انتخابات 2008، انتخاباتي تعيين کننده و بسيار مهم خواهد بود. انتخاب هاي مهم هنگامي روي مي دهند که «چرخشي کلي در باورهاي جامعه اتفاق مي افتد»؛ برخي نمونه هاي آن در تاريخ ايالات متحده عبارتند از جنگ هاي داخلي 1865- 1861 و رکود بزرگ دهه 1930 ميلادي. سال 2008 آستانه زماني است که تاثير کامل جهاني سازي با تمام قدرت احساس مي شود و اقتصاد ايالات متحده اکنون به نحوي تغيير کرده که بيشتر امريکايي ها ديگر داراي مشاغل مادام العمر و امن نيستند.

«استيون اشميت» مدعي است؛ امريکايي هاي مسن تر در سال 2008 بسيار مهم خواهند بود، چرا که تعدادشان زياد است و آنها در حال روبه رو شدن با پيامدهاي اقتصادي از جمله درآمد، شغل و حقوق بازنشستگي، بهداشت و اقتصاد قرن بيست ويکم هستند. کانديدايي، انتخابات 2008 را خواهد برد که «بتواند تشخيص دهد نيازهاي ما طي 50 سال آينده در جهت بقاي رقابت پذيري، ثروتمندي و نيرومندي چيست و بتواند اين نيازها را به راي دهندگان منتقل کند.»

«آلن ليشتمان» استاد تاريخ دانشگاه آمريکن در واشنگتن معتقد است انتخابات رياست جمهوري 2008 «در رده مهم ترين انتخابات تاريخ ايالات متحده قرار مي گيرد؛ چرا که امروز امريکا در نقطه عطف قرار دارد.» اين استاد تاريخ همچنين بر اين نظر است که «انتخابات رياست جمهوري امريکا نشانگر فشار متضادي خواهد بود که راي دهندگان مسن تر هنگام راي دادن با آن مواجه خواهند شد. بسياري از راي دهندگان مسن به مک کين احساس نزديکي مي کنند، چرا که اين سناتور آريزونا، 71 سال سن دارد؛ ولي در مورد مسائل جاري ديدگاه شان به اوباما که هنگام انتخابات 47 سال سن خواهد داشت، نزديک تر است. سناتور ايلينويز طي انتخابات مقدماتي حزب دموکرات نشان داد مي تواند به راي دهندگان جوان انگيزه بدهد؛ اما پرسشي که هنوز مطرح است اينکه آيا اين گروه که قبلاً راي نمي داده است، سر صندوق هاي راي حاضر خواهند شد و راي خواهند داد، يا نه؟ راي دهندگان جوان از همه سخت تر جلب مي شوند و از همه راحت تر دلسرد مي شوند.»

يکي ديگر از تحليلگران امريکايي، «کري کاوينگتون» استاد علوم سياسي در دانشگاه آيووا، اين انتخابات را حداقل از دو نظر مهم ارزيابي کرده است. نخست و واضح تر از همه، از نظر نمادين اينکه يک امريکايي آفريقايي تبار براي بالاترين پست کشور مبارزه مي کند، بدون در نظر گرفتن اينکه برنده مي شود يا نه، اهميتي تاريخي دارد. از نظر ماهوي انتخاب ميان مک کين و اوباما براي امور خارجي بسيار مهم خواهد بود. البته اختلافات ميان اين نامزدها در مورد مسائل داخلي نيز اهميت زيادي دارد؛ ولي نقش روساي جمهور در تعيين مسير امريکا در زمينه مسائل داخلي به اندازه نقش آنها در تعيين مسير امور خارجي حائز اهميت نيست. روساي جمهور مي توانند از نقش رهبري شان در امور خارجي براي فشار آوردن بر کنگره ايالات متحده استفاده کنند تا کنگره از سياست هاي مورد ترجيح آنها حمايت کند. در حالي که در زمينه مسائل داخلي تا اين حد قدرت ندارند.

به گمان «کري کاوينگتون»، سناتور مک کين بيشتر به رويکرد يک جانبه بوش به سياست خارجي و اتکاي وي به ابزارهاي سخت سياست خارجي مانند ارتش نزديک است. در حالي که به نظر مي رسد باراک اوباما ترجيح مي دهد به طور چندجانبه اقدام کند؛ که از اين جهت شباهت زيادي به بوش پدر و روشي که وي براي آماده سازي جنگ خليج فارس در سال 1991 به کار برد، دارد. همچنين به نظر مي رسد اوباما به استفاده از ابزارهاي نرم ديپلماسي تمايل داشته باشد و تنها در صورتي که تلاش هاي ديپلماتيک به نتيجه نرسند، به نيروي نظامي تکيه خواهد کرد. اين تفاوت ها اهميت زيادي دارند؛ چرا که احتمالاً دولت ها و مردم جهان به ادامه رويکرد بوش از سوي مک کين واکنشي متفاوت از تغييري که سناتور اوباما با خود مي آورد، نشان خواهد داد. اوباما به متحدان امريکا اين احساس را مي دهد که آنها نيز شرکت داده شده اند و در نتيجه نهايي نيز سهيم هستند. تفاوت ميان رويکردهاي مک کين و اوباما، احتمالاً بر سياست خارجي تاثير مهم تري خواهند داشت، تا بر سياست داخلي.

نظرسنجي انجام شده توسط «موسسه امريکايي پيو» در بهار 2008 در 24 کشور نشان مي دهد با توجه به انتخابات نوامبر ايالات متحده و تقويت اين احتمال که يک رئيس جمهور متفاوت از جرج بوش زمام امور اين کشور را در دست بگيرد، تصوير ايالات متحده تا حدودي بهبود يافته است. کشورهاي غربي و اسلامي بيشترين ميزان نارضايتي را نشان داده و تنها کشورهاي اندونزي، کره جنوبي و تانزانيا بيشترين افزايش ميزان خوش بيني را داشته اند.

گزارش «موسسه پيو» حاکي است بر خلاف روند افزايش ميزان تنفر از امريکا در اوايل قرن 21، سال 2008 زمان توقف اين روند خواهد بود؛ اميدواري نسبت به رئيس جمهور آينده امريکا و ايجاد تغيير در رويه حاکم بر اين کشور، مهم ترين عامل اين «اميد» معرفي شده است.

صاحب نظران و ناظران سياست خارجي و متخصصان روابط جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده امريکا بر اين باورند در صورتي که «باراک اوباما» که سناتور برجسته و تعاملگراي دموکرات «جوزف بايدن» را نيز به عنوان معاون خويش معرفي کرده است، نفر پيروز انتخابات نوامبر 2008 باشد، به موازات بهبود تصوير و وجهه ايالات متحده نزد افکار عمومي کشورهاي اسلامي و ساير نقاط جهان، به احتمال قوي شاهد تغيير رويکرد تاکتيکي و اعلامي واشنگتن در قبال کشورمان خواهيم بود. اوباما و بايدن که از مدت ها قبل بر تعامل و گفت وگو با تهران اصرار داشتند، در صورت راهيابي به کاخ سفيد، انتظار مي رود تا با اندکي تعديل در مواضع، خواهان مذاکرات همه جانبه و بدون پيش شرط با ايران شوند. در چنين هنگامه يي، اگر جمهوري اسلامي ايران پاسخ مناسب، منطقي و درخور ندهد باشد، به گمان تحليلگران روابط بين الملل، فضاي سياسي و تبليغاتي در واشنگتن به نفع جريان جنگ طلب و حاميان اسرائيل، و به زيان مدافعان گفت وگو با ايران تغيير خواهد کرد.

اميد است تصميم سازان و تصميم گيران سياست خارجي ايران از هم اکنون با برآورد منطقي از شرايط پيش رو آمادگي لازم را براي روبه رو شدن با تحولات آينده فراهم کنند؛ تا شاهد تامين منافع و امنيت حداکثري و دفع زيان هاي آتي باشيم. بي گمان تحقق اين مهم نيازمند حضور انديشمندان و بلندنظران سياسي و فرهنگي اين مرز و بوم در عرصه سياست و تصميم خواهد بود.

توصيه رئيس شوراي روابط خارجي امريکا به رئيس جمهور منتخب اين کشور
بسته جديدي به تهران ارائه دهيد
گروه سياسي؛ رئيس شوراي روابط خارجي امريکا خطاب به رئيس جمهوري آتي ايالات متحده بر ضرورت گفت وگوي بدون پيش شرط و مستقيم واشنگتن با تهران و ارائه يک بسته ديپلماتيک جديد به ايران تاکيد کرد.

ريچارد هاس با بيان اين مطلب در مقاله يي همچنين عصر حاکميت امريکا را رو به پايان دانست و گفت؛ تنها دو ماه و نيم بين روز انتخاب و روز آغاز فعاليت دولت جديد امريکا فاصله وجود دارد و شما به هر روز آن نياز داريد تا براي جهاني که وارث آن خواهيد بود، آماده شويد.

به گزارش مهر به نقل از مجله فارن افرز رئيس شوراي روابط خارجي امريکا در ادامه افزود؛ اين جهاني نيست که شما در تبليغات خود طي سال گذشته يا بيشتر درباره آن گفت وگو کرده ايد. بين تبليغات و حکومت تفاوت زيادي وجود دارد. تبليغات مردم را براي زمان هاي سخت آينده آماده نمي کند.

در ادامه اين مطلب آمده است؛ روزهايي خواهد آمد که شما تعجب خواهيد کرد چرا اينقدر سخت تلاش کرديد تا به اين سمت برسيد. آنچه وظيفه شما را دشوار مي کند، فشارهايي است که آنچه را مي خواهيد واقعاً انجام دهيد، محدود مي کند. هاس افزوده است؛ وقتي که «جرج بوش» رئيس جمهوري امريکا هشت سال پيش پيروز شد، جهان تا حد زيادي در آرامش بود، ارتش امريکا تا حد زيادي در حال استراحت بود، بهاي نفت حدود 23 دلار و اقتصاد در حال رشد بود و حملات 11 سپتامبر تمايل جهان را براي همکاري با ما افزايش داد.اين نويسنده خاطرنشان کرده است؛ اما شما وارث جنگ هاي عراق و افغانستان خواهيد بود، نيروهاي مسلح خسته که فشار زيادي بر آنها وارد شده، تلاش جهاني عليه تروريسم، نفتي که بهاي آن تا 150 دلار در هر بشکه رسيد، کاهش ارزش دلار، افزايش حس ضدامريکايي، کسري بودجه يي که در اولين سال رياست جمهوري شما مي تواند تا يک تريليون دلار برسد، افزايش بدهي ها و روند نزولي اقتصاد جهاني که بي ثباتي را در کشورهاي زيادي افزايش خواهد داد.

در بخش ديگري از اين مطلب آمده است؛ در اين زمان، امريکا ديگر نمي تواند حکمفرما باشد و از ديگران انتظار داشته باشد از آن پيروي کنند. محدوديت هايي براي منابع امريکا وجود دارد و همزمان اين کشور از آسيب پذيري هاي جدي رنج مي برد. ابوغريب، کاترينا و بحران مالي تلفات خود را گرفته اند و توانايي امريکا براي اينکه به ديگران بگويد چه بکنند بسيار کاهش يافته است.

هاس تصريح کرده است؛ شما با چالش هاي خاصي روبه رو خواهيد شد. به موضوع عراق توجه کنيد که مهم ترين مساله در سياست خارجي بوش بود. اولويت ها در اين کشور کاهش تدريجي نيروهاي امريکايي، وارد کردن اقليت سني به نهادهاي ملي، متقاعد کردن کشورهاي عربي براي کمک به دولت و از سرگيري گفت وگو با ايران درباره آينده عراق است.

رئيس شوراي روابط خارجي امريکا افزوده است؛ موضوع ديگر، افغانستان است. طالبان در اين کشور در حال خيزش هستند، امنيت در حال بدتر شدن و کشت مواد مخدر و فساد در اوج قرار دارد. به نيروهاي بيشتر امريکا و ناتو در آنجا نياز است اما هرگونه افزايشي با توجه به افزايش ناسيوناليسم افغان بايد موقتي باشد.

در بخش ديگري از اين مطلب به ايران به عنوان چالش بعدي اشاره و گفته شده که اگر ايران همچنان به برنامه غني سازي اورانيوم خود ادامه دهد، رئيس جمهور آينده امريکا با دو گزينه حمله به ايران يا کنار آمدن با يک ايران هسته يي روبه رو است. اما اقدام نظامي مشکل را حل نمي کند و اقدام تلافي جويانه ايران عليه پرسنل و منافع امريکا در عراق و افغانستان را به همراه دارد و به افزايش هر چه بيشتر بهاي نفت منجر خواهد شد.

نويسنده همچنين پيشنهاد داده امريکا با اروپايي ها، روسيه و چين براي ارائه يک بسته جديد ديپلماتيک به ايران کار کند. در اين صورت ايران متقاعد خواهد شد فعاليت هاي غني سازي خود را متوقف کند يا در صورت خودداري از پذيرش آن مساله قبول محدوديت هاي روشن بر غني سازي و بازرسي هاي سرزده را بررسي خواهد کرد. امريکا بايد براي گفت وگوهاي رودررو و بدون پيش شرط با ايراني ها آماده شود. به طور کلي اينکه به مذاکرات نه به عنوان مشوق بلکه به عنوان ابزار امنيتي نگاه شود، عاقلانه تر است.

به عقيده هاس، افزايش سطح ديپلماسي در برابر اسرائيلي ها و فلسطيني ها هم حائز اهميت است. مشکل اين دو طرف را نمي توان به سرعت حل کرد اما امريکا مي تواند ميانه روهاي فلسطيني را تقويت کند. رئيس جمهور آينده امريکا بايد هر چه زودتر ديدگاه خود را مبني بر برقراري يک صلح پايدار نشان دهد، اسرائيل را تحت فشار قرار دهد تا شهرک سازي هاي خود را متوقف کند و بر دولت هاي عربي و اتحاديه اروپا فشار وارد کند تا براي افزايش استانداردهاي زندگي فلسطيني ها کار بيشتري انجام دهند.
نياز ايران و امريکا به يکديگر
سردار حسين علايي گفت؛ ايران و امريکا به عنوان دو کشوري که در تاريخ وجود خواهند داشت، نياز به رابطه يي طبيعي دارند.

فرمانده اسبق ستاد مشترک سپاه در گفت وگو با ايلنا اظهار داشت؛ امريکا ممکن است کوچک شود ولي وجود خواهد داشت به همين خاطر وقتي اين دو کشور وجود دارند، نياز به ارتباط هم دارند.

وي افزود؛ روابط دو کشور از خصمانه تا دوستانه تعريف مي شود اما امريکا چون نتوانست از طريق روش خصمانه به اهداف خود دست يابد و ايران نيز مي خواهد در شرايط طبيعي در دنيا زندگي کند، هر دو کشور به سمت روابط بيشتر سياسي حرکت مي کنند.

علايي تصريح کرد؛ همه کشورها در دنيا علاقه مند هستند با يکديگر رابطه داشته باشند، چرا که روابط اقتصادي و اجتماعي نيز به روابط سياسي مربوط مي شود.
مذاکره با سوريه با هدف فشار بر ايران
گروه سياسي؛ تصميم جديد نخست وزير سابق اسرائيل براي از سرگيري مذاکرات غيرمستقيم با سوريه در حالي اتخاذ شده است که بسياري بر اين باورند هدف ايهود اولمرت از اين تصميم تحت فشار گذاشتن ايران است.

اين باور پس از آن تقويت شد که تزيپي ليوني وزير خارجه اسرائيل نيز يک بار ديگر خواسته تل آويو مبني بر قطع رابطه سوريه با ايران را تکرار کرد. پيش از اين نيز همزمان با آغاز گفت وگوهاي اسرائيل و سوريه با وساطت ترکيه مقامات اسرائيل بارها بر اين خواسته پافشاري کرده بودند، اما اين بار ظاهر اين درخواست متفاوت است چرا که پس از حمله نظاميان امريکا به منطقه بوکمال در نزديکي مرزهاي عراق و سوريه بسياري آن را نوعي هشدار مشترک امريکا و اسرائيل به دمشق و خصوصاً ايران قلمداد کردند. به هر حال برخي منابع ديپلماتيک غربي اعلام کرده اند هدف نخست وزير مستعفي اسرائيل از اصرار براي از سرگيري مذاکرات غيرمستقيم با سوريه تحت فشار قرار دادن ايران است.

اين منابع مدعي شده اند تعليق مذاکرات صلح سوريه و اسرائيل به ايران کمک مي کند. همچنين اسرائيل نگران است چنانچه مذاکرات تا بعد از انتخابات ماه فوريه اين رژيم و تشکيل دولت جديد به تعويق بيفتد، با شکست مواجه شود. از سوي ديگر به گزارش ايسنا «وجدي گونول» وزير دفاع ترکيه هفته گذشته سفري به اسرائيل داشت و در همين راستا منابع رسمي ديپلماتيک اعلام کرده اند مذاکرات دو طرف بر ايران متمرکز شده بود.

طي اين ديدار بود که اولمرت براي از سرگيري مذاکرات غيرمستقيم با سوريه که دور چهارم آن بعد از اعلام استعفاي اولمرت به حالت تعليق درآمده بود، ابراز تمايل کرد. هرچند دفتر اولمرت تاريخ دقيقي براي برگزاري دور جديد اين گفت وگو ها اعلام نکرده است ولي منابع ترک گزارش داده اند احتمال برگزاري مذاکرات در هفته جاري دور از ذهن به نظر مي رسد.

در تحولي ديگر در اين خصوص و بنا به گفته مقامات ترک، سوريه به روشني آمادگي خود را براي مذاکرات غيرمستقيم با اسرائيل به محض آنکه کسي در اسرائيل مجوز رياست مذاکرات را دريافت کند، اعلام کرده است. به گزارش ايسنا به نقل از يک روزنامه اسرائيلي حمله اخير امريکا به سوريه که هفته گذشته رخ داد به تمايل سوريه براي اين مذاکرات افزوده است.بنا به گفته مقامات ديپلماتيک غربي دور بعدي گفت وگوهاي غيرمستقيم احتمالاً بر مشارکت امريکا در مذاکرات و نيز پاسخ اسرائيل به سند شش مرحله يي که بشار اسد رئيس جمهور سوريه به رجب طيب اردوغان نخست وزير ترکيه ارائه کرده است، متمرکز خواهد شد.
الياس حضرتي در يک گفت وگوي تفصيلي
کروبي و خاتمي مکمل يکديگرند
عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي گفت؛ آمدن ميرحسين موسوي اصلاً مطرح نيست و برنامه يي براي آمدن ندارد، اما اگر بيايد، من باز هم کنار کروبي خواهم ماند.الياس حضرتي مديرمسوول روزنامه اعتماد و عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي در گفت وگويي با خبرگزاري فارس به بيان نظرات و ديدگاه هاي خود درباره مسائل انتخاباتي در جبهه دوم خرداد پرداخت که مشروح آن در ذيل آمده است.

---

-آقاي حضرتي چند وقت پيش در جمع دانشجوها گفتيد «احمدي نژاد دور بعد هم رئيس جمهور ايران خواهد بود»، اين حرف را بر اساس چه تحليلي گفتيد؟

اين پيش بيني من يک مقدمه داشت و آن اين بود که با توجه به عملکرد و تجربه يي که در انتخابات مجلس هشتم به صورت کامل ديده شد و در دور دوم رياست جمهوري نهم هم ديده شده بود، به نظر مي رسيد مهندسي و مديريت انتخابات به گونه يي است که يک اراده خيلي قوي و مهندسي با تجربه يي پشت کار وجود دارد و اگر اراده بر اين باشد که آقاي احمدي نژاد دور بعد هم رئيس جمهور باشد، ايشان باز هم رئيس جمهور خواهد بود اين اراده تا به امروز که اين گفت وگو انجام مي شود، کاملاً پررنگ مشاهده مي شود و آنچه ما دنبالش هستيم به هم ريختن اين فرمول است، چرا که براي مردم اصلاً مفيد نيست. بي ثباتي امروز در جريان مديريتي کشور و عزل و نصب هاي فراواني که صورت مي گيرد، تصميماتي که هر روز تغيير مي کند، سياست هاي پولي متغير و... آن هم در دوره يي که ما بالاترين سطح قيمت فروش نفت را در تاريخ ايران داشته ايم، ما را مصمم مي کند با جديت تلاش کنيم مهندسي انتخابات را تغيير دهيم. چهار سال پيش با معدل 17 دلار قيمت نفت، زماني که آقاي خاتمي صندوق ذخيره ارزي را تحويل داد، 30 ميليارد دلار در اين صندوق وجود داشت اما امروز با وجود قيمت بالاي فروش نفت، معلوم نيست يک دلار هم در اين صندوق وجود داشته باشد و اين در حالي است که تمام کشورهاي صادرکننده نفت از موقعيت خوب قيمت بالاي نفت استفاده و پول اضافه يي را در صندوقي براي روز مبادا ذخيره کرده اند.

-برخي دوستان مشکلات ريشه دار کشور را به آقاي احمدي نژاد نسبت مي دهند و بسياري معتقدند اين رفتار، چيزي جز «سياه نمايي» نيست.

ما دنبال سياه نمايي نيستيم. مشکلات اين کشور دو بخش دارد؛ يکي مشکلات ساختاري و اساسي در سياست هاي کلي و مجموعه ساختار کشور است که در دولت هاي قبلي و قبل از انقلاب هم وجود داشته و الان هم وجود دارد. مشکلات اساسي و ساختاري کشور شبيه يک بيماري است که بيماري مزمن دارد اما زماني که کسي بخواهد اين بيمار را پشت ماشين بنشاند و با سرعت وحشتناکي از چراغ قرمز ها و دره ها عبور دهد که اينجا ديگر موضوع فرق مي کند. در دولت هاي قبل هم مشکلاتي وجود داشت، اما سياست هاي آنان در راستاي تکامل بود ولي در حال حاضر سياست هاي دولت از جاده تکامل سياسي، اقتصادي، فرهنگي کشور خارج شده است. ما نبايد اين تصور را داشته باشيم که تمام دنيا با ما دشمن است يا اينکه امريکا خيلي قوي شده باشد. در واقع اين ما هستيم که به دست طرف مقابل مان بهانه هايي را داده ايم که آنها را گستاخ کرده است والا همين امريکا در عراق و افغانستان، گير کرده است. نبرد ايران و امريکا از اول انقلاب هم وجود داشته، اما در برهه کنوني به دليل بهانه هايي که دست اين دشمن داده شده، او ميدان را بر ما تنگ تر کرده و گستاخ تر شده است. در اوج جنگ تحميلي هم با چنين شرايطي که امروز داريم، روبه رو نبوديم. بي ثباتي در مديريت کشور و عزل و نصب هاي فراوان ما ربطي به امريکا ندارد بلکه خود دولت اين کار را انجام مي دهد. آمدن آقاي احمدي نژاد يک مساله استثنايي بود اما نبايد ماندن او هم استثنايي شود. آقاي احمدي نژاد شخصيتي است که در طول اين چهار سال، شب و روز با پشتکار و جديت کار کرد و ما هم به او خدا قوت مي گوييم اما فکر مي کنيم بيشتر از چهار سال نبايد مديريت ايشان طول بکشد.

-آقاي حضرتي چه شد که براي ادامه فعاليت سياسي، حزب اعتماد ملي را انتخاب کرديد؟ چرا به سازمان مجاهدين يا حزب مشارکت نرفتيد؟

اين کاملاً طبيعي است که هر کس بر اساس سليقه و تجربه کاري اش هر حزبي را که با عقايدش سازگار و منطبق مي بيند، براي فعاليت سياسي انتخاب کند. ضمن اينکه دوستان حزب مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب از دوستان بسيار خوب من و علاقه مند به امام و انقلاب هستند، ولي به خاطر نزديکي فکري ام با آقاي کروبي که به قديم الايام برمي گردد، ترجيح دادم فعاليت هاي سياسي خودم را در يک حزب جديد التاسيس به نام اعتماد ملي دنبال کنم که شاخص آن آقاي کروبي باشد. اين انتخاب هم به گونه يي نبود که من به اعتماد ملي بپيوندم بلکه خودم از موسسان اعتماد ملي بودم.

-ولي برخي مي گويند بر اساس مشي سياسي شما و با توجه به مشي اعضاي مشارکت و سازمان مجاهدين، دليل عدم همکاري حزبي شما با اين دو جريان، به تندروي آنان برمي گردد.

بخشي از صحبت شما را قبول دارم و بخشي از آن را هم قبول ندارم. اينکه عده يي مي گويند سازمان مجاهدين انقلاب و حزب مشارکتي ها افراطي هستند، من اين را قبول ندارم بلکه بايد نوع حوادث و اتفاقاتي را که منجر به اقدامات و موضع گيري هايي از سوي اين دوستان شد، بررسي کنيم. زماني فردي در مورد تحصن مجلس ششم از من پرسيد که آيا تحصن خوب است يا بد؟ من گفتم به خوب يا بد بودن تحصن مجلس کار ندارم، ولي اينکه چرا دست به اين کار زدند، خيلي مهم است. وقتي يک نفر چاقويي را در شکم شما فرو کند طبيعتاً شما جيغ مي کشيد. بعد آن وقت يک کسي بپرسد جيغ کشيدن خوب است يا بد، سوالش خطاست چون بايد دليل جيغ زدن را بپرسيم. ما بايد علت عکس العمل ها را پيدا و بررسي کنيم تا بتوانيم فهم دقيقي از آن عکس العمل داشته باشيم. البته عکس العمل ها هم مي تواند به شيوه هاي گوناگوني صورت گيرد. ممکن است کسي صبرش زياد باشد و ديرتر جيغ بزند يا اصلاً جيغ نزند و حتي لبخند هم به لبش بيايد و تحمل کند اما يکي تحملش کم باشد و فوراً جيغ بکشد. با اين بخش از صحبت شما هم موافقم که حزب اعتماد ملي را به خاطر علاقه ام به مشي ميانه روي در سياست انتخاب کردم.

-بعد از گمانه زني هايي که در مورد حضور آقاي خاتمي در عرصه رقابت انتخاباتي رياست جمهوري دهم صورت گرفت و پس از تبليغاتي که در اين زمينه انجام شد، ايشان براي حضورش دو پيش شرط گذاشت. برخي اين پيش شرط ها را دليل بر نيامدن آقاي خاتمي تحليل کردند و بعضي مثل آقاي شمس الواعظين آن را ناشي از «ننربازي سياسي» ايشان دانست. تحليل شما از اين پيش شرط ها چيست؟

ببينيد، آقاي خاتمي يک سياستمدار صادق است. ايشان نقطه قوت هاي زيادي دارد در عين حال، نقاط ضعفي هم دارد ولي علاقه يي ندارد به هر قيمتي قدرت را به دست بگيرد و با هر حيله و دروغي که شده قدرت را حفظ کند. به نظر من اين دو موردي که آقاي خاتمي گفتند اصلاً شرط يا پيش شرط نبود بلکه واقعيتي بود که بيان کرد. آقاي شمس الواعظين هم نظر خودش را گفته و من بخشي از حرف هاي ايشان را قبول ندارم. اطلاق لفظ «ننر بازي» درباره آقاي خاتمي اصلاً حرف درستي نيست. آقاي خاتمي يک سياستمدار معتقد به امام و انقلاب است که نه دنبال براندازي است و نه قصد سياستگذاري براي ولنگاري را دارد. ايشان با صحبت هايي که کردند خودشان را تعريف کردند تا کساني که دنبال ولنگاري و براندازي هستند، بيخودي درباره ايشان فکرهاي عوضي نکنند و کساني که قصد دارند اسلاميت و جمهوريت نظام را زير سوال ببرند از او فاصله بگيرند.

-با توجه به اينکه آقاي کروبي رسماً حضور خودش را براي کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري اعلام کرد، فکر مي کنيد آقاي خاتمي وارد عرصه رقابت مي شود؟

دقيقاً نمي توانم بگويم آقاي خاتمي مي آيد يا نه اما در هر حال چه ايشان بيايد و چه نيايد، آقاي کروبي و آقاي خاتمي مکمل هم هستند. يک سيب هستند که از وسط نصف شده. کروبي به اضافه خاتمي زيباترين تصوير خط و انديشه امام و ذخيره هاي انقلاب و نظام هستند. هم آقاي کروبي و هم آقاي خاتمي، هر دو ذوب شده در تفکر امام(ره) هستند. ما در حوزه اصلاح طلبي مشکلي درباره کانديداهاي رياست جمهوري نداريم اما بحران و اختلاف شديدي در اين زمينه که چه کسي کانديدا شود و چه کسي نشود، در ميان اصولگراها وجود دارد.

-ولي زماني که زمزمه هاي حضور آقاي کروبي شنيده مي شد، سازمان مجاهدين انقلاب و حزب مشارکت اعلام کردند کانديداي آنها خاتمي است و اگر خاتمي نيايد، پشت سر عبدالله نوري مي ايستند. همين نشان مي دهد در جبهه اصلاحات تشتت و چند پارگي وجود دارد.

خير، سازمان مجاهدين و حزب مشارکت به هيچ وجه اين حرف را نزده اند و اين فقط شيطنت رسانه يي بود. اتفاقاً دوستان سازمان مجاهدين و حزب مشارکت، کانديداتوري آقاي کروبي را تبريک گفتند و استقبال کردند. من مصاحبه هاي همه دوستان حزب مشارکت و سازمان مجاهدين را در اين مورد دنبال کردم و همه آنها به اتفاق تبريک گفتند و استقبال کردند. اصلاً تفکر اصلاح طلبي از اينکه کسي کانديدا شود، استقبال مي کند. هر گروهي و هر حزبي اگر شخصيت شايسته يي دارد، بايد کانديدايش کند و همه بايد بتوانند خودشان را عرضه کنند. پس مرحله اول فرمولي که ما به آن معتقديم، اين است که همه فرصت عرضه کردن خود را داشته باشند. مرحله دوم اين فرمول هم اجماع است. در مرحله اول همه آزادند. نفس و جوهره اصلاح طلبي، استقبال از تکثر و تنوع افکار، انديشه ها و شخصيت هاست.

-اين صحبت شما در حيطه مسائل ايده آليستي و آرمانشهري قابل فرض است اما با وضعيتي که اصلاح طلبان در مقطع کنوني و تشتتي که در اين جبهه وجود دارد، اين حرف شما نمي تواند به حقيقت نزديک باشد. از يک طرف آقاي کروبي کانديداتوري اش را اعلام مي کند و مرتباً هشت ساله دولت و مجلس اصلاحات را نقد مي کند؛ از سوي ديگر آقاي مهرعليزاده اعلام مي کند کانديدا مي شود. کمي آن طرف تر سازمان مجاهدين و حزب مشارکت، کانديداتوري عبدالله نوري را به سنجش افکار عمومي مي گذارند. عده يي ديگر نام ميرحسين موسوي را مطرح مي کنند. آقاي عبدي مي گويد اصلاً در حال حاضر جريان موثري به نام اصلاحات وجود ندارد. اين همه اختلاف و تشتت چگونه مي تواند منتهي به اجماع شود؟

من عرض کردم دو مرحله در فرمول اصلاح طلبان وجود دارد؛ مرحله عرضه و معرفي کانديدا و مرحله اجماع. اصلاح طلبان در حال حاضر در مرحله اول هستند. در انتخابات امريکا هم همين گونه است و هر کدام از دو حزب جمهوريخواه و دموکرات کانديداهايشان را عرضه مي کنند و در نهايت کسي را که مقبول مردم واقع مي شود، به عنوان کانديداي حزبي خود معرفي مي کنند. اصلاح طلبان هم در مرحله دوم از طريق شوراي حکميت يا نظر سنجي به اجماع خواهند رسيد.

-شما آقاي خاتمي را رهبر جريان اصلاحات مي دانيد يا آقاي کروبي را؟

در اصلاحات، تکثر نظر و آرا کاملاً پذيرفته شده است. آقايان کروبي، خاتمي و خوئيني ها شخصيت هاي بزرگواري هستند که طي جلسات و صحبت هايي که با هم دارند، اصلاح طلبان را در نهايت به اجماع مي رسانند.آقاي خاتمي اگر يک نفر دلسوز و پشتيبان قوي در اين کشور داشته باشد، بالاتر از آقاي کروبي نيست و آقاي کروبي هم اگر يک نفر علاقه مند، مشتاق، عاشق و رفيق شفيق داشته باشد او آقاي خاتمي است. موضوع رهبري اصلاحات اصلاً مساله ما نيست بلکه مهم ترين موضوع ما اعوجاجات و انحرافاتي است که در روند مديريتي کشور در حوزه دولت پيش آمده است.

-شما به عنوان يکي از اعضاي شوراي مرکزي اعتماد ملي اگر آقاي ميرحسين موسوي را کانديداي انتخابات آتي ببينيد، باز هم پشت سر آقاي کروبي مي مانيد يا به سمت آقاي موسوي مي رويد؟

آقاي موسوي که اصلاً آمدنش مطرح نيست و ايشان هم تا جايي که ما خبر داريم، نمي آيد و برنامه يي هم براي آمدن ندارد. اما چون فرض محال، محال نيست اگر آقاي موسوي هم بيايد من باز هم کنار آقاي کروبي خواهم ماند.

-چرا؟ آقاي کروبي چه ويژگي هاي مثبتي دارد و براي شما ارجح از آقاي موسوي است؟

بايد اين طور بگويم که آقاي کروبي چه ويژگي هاي مثبتي که ندارد، شما اگر با آقاي کروبي دوست و همکار باشيد آنقدر با اشتياق با ايشان کار مي کنيد که حد ندارد. ايشان سابقه طولاني در مبارزات انقلابي دارد.

کتک هايي که ايشان خورده، هيچ کس نخورده. فداکاري هايي که آقاي کروبي انجام داده، هيچ کس ديگر انجام نداده. ايشان به لحاظ افکار و انديشه هميشه ثابت قدم بوده اند و مواضع شان بسيار آشکار و بي پرده است و اهل دروغ و دوز و کلک نيست. اگر آقاي کروبي با اين همه سابقه مديريتي و سياسي کانديدا نشود، پس چه کسي کانديدا شود؟

-برخي شنيده ها حاکي از آن است که آقايان کروبي و حسن روحاني قصد گرم کردن فضاي انتخابات به نفع اصلاح طلبان را دارند و نزديک انتخابات به نفع آقاي خاتمي کنار مي روند.

اصلاً چنين چيزي در مورد آقاي کروبي صحت ندارد، چرا که آقاي کروبي به هيچ وجه براي گرم کردن فضاي انتخابات وارد نمي شود و با قطعيت آمده است که باشد و بماند.

-آقاي حضرتي،شما در اسفند 86 طي مصاحبه يي گفتيد «با طناب کروبي با اطمينان ته چاه مي روم»؛ به گفته بعضي ها اين حرف شما اين نکته را به ذهن متبادر مي کند که گويي روابط اشخاص در حزب اعتماد ملي براساس ضوابط «مريدي و مرادي» است نه براساس ضوابط حزبي و گروهي، درست است؟

خير قبول ندارم. اعتماد ملي يک حزب خيلي جدي است و جلسات همه کميته هاي آن با جديت و بر اساس ضوابط حزبي و آموزشي برگزار مي شود. آقاي کروبي بعد از شهيد بهشتي در جمهوري اسلامي، دومين فردي است که حزبي است و به تحزب ايمان دارد؛ هم به لحاظ انرژي و زماني که براي اين کار مي گذارد و هم به لحاظ تقيدي که به فعاليت در چارچوب تشکيلاتي و خرد جمعي دارد. مثلاً زماني که تصميم حزب بر اين مي شود که ايشان مصاحبه هاي پراکنده نداشته باشد، ايشان خيلي رک و صريح به خبرنگاران اعلام مي کند چون تشکيلات از من خواسته مصاحبه نمي کنم.

-آقاي حضرتي،فکر مي کنيد چه اتفاقي افتاد و چرا پس از هشت سال دولت اصلاحات که داعيه توسعه سياسي داشت شخصي با ويژگي هاي احمدي نژاد، رئيس جمهور شد؟

ببينيد، جمعيتي در اين کشور بودند که موقعيتي براي حکومت کردن پيدا نکرده بودند و لذا هميشه در جريان هاي مختلف و زمان هاي گذشته سعي مي کردند اخلال هايي ايجاد کنند، البته هرچند آنها حرکت شان اعتقادي بود اما اين اخلال ها را انجام مي دادند، مثل لباس شخصي ها و کفن پوش ها که کارناوال عصر عاشورا را راه انداختند يا در دوره آقاي هاشمي عليه بدحجابي راهپيمايي کردند، جزء همين جمعيتي که گفتم بودند و هستند. اين جمعيت دنبال فرصتي بودند که خودي نشان بدهند. اينها در انتخابات رياست جمهوري نهم توانستند به قدرت برسند و با وجود اينکه بدحجابي امروز به مراتب بيشتر از دوره آقاي هاشمي است اما ديگر خبري از کفن پوش ها نيست. اين جريان هم حقش بود که خودش را عرضه کند و به محک آزمايش بگذارد. اگر در دولت آقاي خاتمي يکي از وزرا مدرک دکترايش جعلي بود،کشور به هم مي ريخت.

-البته در دولت آقاي خاتمي هم وزير با مدرک جعلي حضور داشت مثلاً وزير آموزش و پرورش.

البته آقاي حاجي هيچ وقت شخصاً اعلام نکرد مدرک دکترا دارد. امکان دارد شما از يک دانشگاه با اعتبار کم، دکترا گرفته باشيد اما اعلام نکنيد. آقاي حاجي ادعايي درباره مدرکش نداشت. مثلاً اين تناقض چگونه قابل حل است که نماينده هاي مجلس هشتم 100 ميليون تومان وام مي گيرند اما در مقابل، وقتي به حرم امام(ره) مي روند يک دسته گل با خودشان نمي برند و مي گويند نخواستيم اسراف کنيم، 100 ميليون تومان را باور کنيم يا گل نخريدن را. مجلس ششم فقط پنج ميليون تومان به نماينده ها وام داد آن هم بعد از گرفتن چک ضمانت. بعد هم در طول چهار سال، پنج ميليون را از حقوق نماينده ها کم کرد.

-ارزيابي شما از مجلس ششم چيست؟ با توجه به اينکه بسياري از جمله خود اصلاح طلبان بر اين باورند که تندروي ها، تحصن و ساختارشکني هاي مجلس ششمي ها بود که جريان اصلاحات را زمين زد و نماينده هاي ششم از مسائل اقتصادي مردم فاصله گرفته بودند، شما چه فکر مي کنيد؟

اصلاحات را عوامل ديگري مثل تبليغات وحشتناک صدا و سيما و کارشکني هاي عجيب و مستمر برخي ارکان در حاکميت بر زمين زد. اين دو عامل، جو سياهي را عليه اصلاح طلبي ايجاد کرد. مجلس ششم هم مثل بقيه مجالس ديگر امتيازات خيلي خوبي داشت در عين اينکه نقاط ضعفي هم داشت، ولي در مقايسه با مجالس دوم، سوم، چهارم، پنجم، هفتم و هشتم يک مجلس بي نظير بود. ما بزرگ ترين مصوبات و قوانين اقتصادي را در مجلس ششم داشتيم که در مجالس ديگر (به جز مجلس اول که قصه ديگري دارد) نداشتيم.

-مثلاً چه مصوبات و قوانيني؟ چند نمونه را نام ببريد لطفاً.

قانون ماليات يکي از «قوانين مادر» کشور است. درصد نرخ ماليات تا پيش از مجلس پنجم، 64درصد بود يعني به توليد کننده مي گفت از هر 100 تومان درآمدي که داري بايد 64 تومانش را به عنوان ماليات به دولت پرداخت کني. مجلس پنجمي ها اين نرخ را از 64 به 54 درصد کاهش دادند اما باز هم رقم وحشتناکي بود. مجلس ششم کل اين قانون را با عنوان «بررسي موانع توليد» مورد بررسي قرار داد و نرخ ماليات را از 54 به 25 درصد کاهش داد که تمام اقتصاددانان از چپ و راست گرفته تا توليد کننده ها و بازاريان همگي گفتند يک انقلاب مالياتي در کشور رخ داده. کساني که تا پيش از تصويب اين قانون، دو دفتر براي حساب هايشان داشتند و دست به «حساب سازي» دروغين مي زدند تا ماليات کمتري پرداخت کنند ديگر دليلي براي حساب سازي نديدند و از 25 درصد استقبال کردند. يک نمونه ديگر به سرمايه گذاري خارجي برمي گردد. قانون سرمايه گذاري خارجي به سال 1347 برمي گشت و سرمايه گذاران خارجي با يک ابهام و عدم امنيت براي سرمايه گذاري در ايران مواجه بودند اما ما در مجلس ششم، شش ماه شبانه روز در مجلس مانديم و تمامي قوانين کشورهاي مختلف که نزديک به 64 کشور مي شد را بررسي کرديم و در نهايت يک قانون مترقي و جامع تدوين کرديم که 80 درصد آن از فيلتر شوراي نگهبان بيرون آمد و يکي از افتخارات اين کشور است. «قانون تجميع عوارض» هم از کارهاي مثبت اقتصادي مجلس ششم بود. پيش از تصويب اين قانون، سرمايه گذار مجبور بود مثلاً يک در هزار به آموزش و پرورش، يک در هزار به هلال احمر، يک در هزار به تربيت بدني، يک در هزار به شهرداري، يک در هزار به کانون هاي قرآن و... عوارض بدهد. ما آمديم و تصويب کرديم که همه اين عوارض فقط از يک طريق پرداخت شود و آن هم ماليات بود. اداره ماليات موظف شد به نيابت از سرمايه گذار، اين عوارض را بين نهادها تقسيم کند و سرمايه گذار را از سردرگمي درآورد. نمونه ديگر، قانون اصناف بود. در زمان مشروطيت، قانون براي اصناف نوشته شده بود که تا پيش از مجلس ششم همان قانون پابرجا بود.

-آقاي حضرتي،شما با تحصن مجلس ششمي ها و آن رفتارهاي سياسي و نطق هاي ساختارشکن موافق بوديد يا نه؟

مجلس ششم يک مجلس فوق العاده زنده و فعالي بود و نسبت به حوادث سريعاً از خودش عکس العمل نشان مي داد . مجلس ششم تلاش مي کرد پويا باشد و از دچار رکود شدن مجلس جلوگيري کند و طبيعي بود در آن تنش هايي به وجود بيايد. تنشي که در مجلس ششم به وجود آمد، تنش هاي موجود در بخش هاي مختلف جامعه را گرفت و از رخ دادن تنش در جامعه جلوگيري کرد زيرا بخش هاي مختلف جامعه وقتي مشاهده کنند نمايندگان شان از حقوق آنها دفاع مي کنند سعي مي کنند آرامش خود را حفظ کنند زيرا مي بينند نماينده آنها مثل شير ژيان مي غرد و زنده است. اينکه مجالس نماينده ها دچار تنش شود در دنيا يک امر طبيعي است و عيب به شمار نمي آيد.
عناوين اين صفحه
انتخابات امروز، آينده روابط تهران - واشنگتن
بسته جديدي به تهران ارائه دهيد
نياز ايران و امريکا به يکديگر
مذاکره با سوريه با هدف فشار بر ايران
کروبي و خاتمي مکمل يکديگرند
براي گفت وگو درباره پرونده هسته يي ايران هياتي از ايران به بروکسل مي رود
دولت بوش اهل مذاکره نيست
پيشنهاد مذاکره ايران و امريکا براي حل بحران افغانستان
تاکيد بر همکاري ايران و سوريه در امنيت عراق
ديدار فراکسيون اقليت با مراجع قم
تنگناي معيشتي را انکار نکنيد
فاطمه رجبي؛صدا و سيما احمدي نژاد را تخريب مي کند
نشست 13 آبان در دانشکده فني تهران
احتمال برگزاري آزمون وکلا در 29 آذر
تحليل روانبخش از استيضاح کردان
استعفا به معناي تاييد اتهامات
اصولگرايان واقعي راه شان را جدا کنند
محکوميت پيغمبرزاده به حبس تعليقي

براي گفت وگو درباره پرونده هسته يي ايران هياتي از ايران به بروکسل مي رود
گروه سياسي؛ پنج نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به منظور پيگيري وضعيت پرونده هسته يي ايران سفري سه روزه به بروکسل خواهند داشت.بر اين اساس کاظم جلالي مخبر کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در تشريح برنامه هاي خود در اين سفر توضيح داد؛ مذاکره نمايندگان ايران و اروپا، پيگيري وضعيت پرونده هسته يي ايران و مسائل مربوط به همسايگان ايران ازجمله عراق و افغانستان و موضوع مواد مخدر در جهان از برنامه هاي سفر سه روزه نمايندگان به بلژيک خواهد بود.به گزارش ايلنا جلالي افزود؛ ديدار با «رابرت کوکر» مديرکل روابط خارجي شوراي حکام يکي از مهم ترين برنامه هاي اين سفر خواهد بود.گفتني است هياتي از نمايندگان مجالس دوره ششم و هفتم سفر مشابهي به پارلمان اروپا داشته اند که البته نمايندگان پارلمان اروپا نيز که يک نهاد مهم و تاثيرگذار در اتحاديه اروپاست طي سفري از ايران ديدار کردند.جلالي سفر آتي به بروکسل را به منظور پاسخ به دعوت متقابل نمايندگان پارلمان اروپا از نمايندگان ايران براي ملاقات با مقامات مختلف پارلمان اروپا و گفت وگو و مذاکره با آنها عنوان کرد.او افزود؛ در جريان اين سفر با معاونان گروه هاي سياسي پارلمان اروپا و مديرکل روابط خارجي کميسيون اروپايي ديدار خواهيم کرد. همچنين ملاقات هايي با نمايندگان عضو هيات پارلماني اروپا که با ايران ارتباط دارند، خواهيم داشت. در ديدار با رئيس کميته روابط خارجي سناي بلژيک، رئيس کميته سياست خارجي پارلمان و وزير مشاور لوکزامبورگ نيز شرکت خواهند کرد.جلالي به نوع همکاري هاي پارلماني اشاره کرد و گفت؛ در مورد نوع همکاري هاي پارلماني ميان جمهوري اسلامي ايران و پارلمان اروپا، مسائل مربوط به بحران مالي جهان، حقوق بشر در ايران و... نيز مواضع جمهوري اسلامي ايران در عرصه بين الملل را تشريح و تبيين خواهيم کرد. کاظم جلالي به همراه جواد جهانگيرزاده و طيبه صفايي، پرويز سروري و مره صدق اعضاي کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي هيات اعزامي به بروکسل خواهند بود.


محمد صدر؛
دولت بوش اهل مذاکره نيست
معاون وزارت خارجه دولت خاتمي گفت؛ در سياست خارجي، اصل بر داشتن رابطه با همه کشورهايي است که ما آنها را به رسميت مي شناسيم و اگر امريکا در پي رابطه سالم و مساوي همراه با احترام متقابل باشد، اين رابطه اشکالي ندارد.

محمد صدر در گفت وگو با ايلنا با بيان اينکه بايد در بررسي هر پديده يي به شرايط خاص آن دوره توجه شود، اظهار داشت؛ تلاش براي رابطه با امريکايي که رئيس جمهور آن جرج بوش است، تلاش صحيحي نيست. نشستن رئيس جمهور ما هنگام سخنراني بوش در سازمان ملل در حالي که وي و همراهانش در سخنراني رئيس جمهور ما حاضر نشدند، براي جايگاه بين المللي ايران مناسب نبود. وي افزود؛ دولت بوش افراطي ترين دولت امريکا ست که اهل مذاکره نيست و حتي اوباما که نفس مذاکره با ايران را پذيرفته، گفته است با رئيس جمهور فعلي ايران مذاکره نمي کند.

صدر شرايط سالم، مساوي و همراه با احترام متقابل را در مذاکرات ضروري دانست و اضافه کرد؛ امريکا نبايد به دنبال توطئه سياسي، اقتصادي و تبليغاتي عليه جمهوري اسلامي ايران باشد و اگر روش فعلي اش تغيير کند، مذاکره نيز مشکلي ندارد.


پيشنهاد مذاکره ايران و امريکا براي حل بحران افغانستان
عضو سابق وزارت دفاع امريکا با انتقاد از سياست امريکا در ناديده گرفتن نقش ايران تاکيد کرد بدون تجديدنظر در سياست امريکا و مشارکت ايران هيچ موفقيتي در افغانستان حاصل نخواهد شد و نقش ايران در روند صلح افغانستان اجتناب ناپذير است. به گزارش فارس «لورنس کورب» يک مقام ارشد وزارت دفاع امريکا در دولت «ريگان» و عضو ارشد مرکز پيشرفت امريکا با چاپ مقاله يي در روزنامه «بوستون گلاب» تاکيد کرد که پيروزي امريکا در جنگ افغانستان بعيد است مگر آنکه در روابط خود با ايران تجديدنظر کند. وي در ادامه اين مقاله تصريح کرده است؛ قبل از حمله 11 سپتامبر، ايران از دشمنان طالبان بود و نيروهاي متحد شمال را حمايت مي کرد و پس از حملات 11 سپتامبر نيز براي حمايت دولت افغانستان پا پيش نهاد و 560 ميليون دلار براي امور بازسازي افغانستان اختصاص داد. کورب در ادامه يادداشت خود به نقل از «جيمز روبينز» نخستين فرستاده ويژه دولت بوش به افغانستان آورده است؛ همکاري قابل توجه ايران در آموزش و تجهيز ارتش افغانستان و همچنين همکاري هاي اين کشور در کنفرانس بن براي بازسازي افغانستان در سال 2001 قابل ستايش است.


تاکيد بر همکاري ايران و سوريه در امنيت عراق
رئيس جمهور عراق تاکيد کرد ايران نقش مهمي در برقراري ثبات در عراق ايفا کرده و در مبارزه با شورشيان اين کشور به بغداد کمک کرده است.

به گزارش ايسنا جلال طالباني رئيس جمهور عراق در گفت وگو با تلويزيون اين کشور در پاسخ به سوالي درباره ادعاهاي امريکا مبني بر اينکه ايران در تلاش است در عراق بي ثباتي ايجاد کند به ديدار خود با جرج بوش رئيس جمهور امريکا اشاره کرد و گفت در اين ديدار وي تاکيد داشته است عراق روابط خوبي با ايران و سوريه دارد و اين دو کشور در برقراري امنيت در عراق به بغداد کمک کرده اند. طالباني به گفت وگوي اخير مسعود بارزاني رئيس منطقه کردستان عراق که در آن گفت در صورتي که عراق اين توافقنامه امنيتي با امريکا را رد کند منطقه کردستان پايگاه هاي نظامي در اختيار امريکا قرار خواهد داد، اشاره داشت.


ديدار فراکسيون اقليت با مراجع قم
نمايندگان عضو فراکسيون اقليت طي دو هفته آينده به منظور ديدار با جمعي از مراجع تقليد، به شهر قم سفر خواهند کرد. داريوش قنبري سخنگوي فراکسيون خط امام(ره) در گفت وگو با ايلنا با اعلام اين خبر افزود؛ شوراي مرکزي اين فراکسيون پيش از اين تصويب کرد پيش از برگزاري انتخابات رياست جمهوري دهم ديدارهايي با مراجع عظام، مسوولان ارشد نظام و ديگر مقامات عالي رتبه به ويژه روساي قوا داشته باشد.وي با بيان اينکه در اين ديدارها در مورد انتخابات آينده گفت وگوهايي انجام خواهد شد، گفت؛ قرار بر اين شد در نخستين گام ديداري با مراجع عظام تقليد داشته باشيم. به همين منظور روز پنجشنبه هفته آتي يا هفته پس از آن به قم مي رويم تا با برخي از آقايان ديدار و گفت وگو کرده و نظرات آنان را نسبت به موضوع انتخابات آينده جويا شويم.قنبري در پاسخ به اينکه با کدام يک از مراجع تقليد ديدار خواهيد کرد، گفت؛ در حال حاضر با آقايان صانعي، مکارم شيرازي و موسوي اردبيلي صحبت هايي داشته و درخواست ملاقات کرده ايم. البته در نظر داريم با مراجع ديگري هم ديدار کنيم که پس از قطعي شدن ديدارمان با آنها، زمان آن را اعلام خواهيم کرد.


تنگناي معيشتي را انکار نکنيد
دبيرکل مجمع نمايندگان ادوار انکار تنگناي معيشتي مردم را راهکار مناسبي عنوان نکرد.يدالله اسلامي در گفت وگو با ايسنا اظهار داشت؛ بايد پذيرفت که دشواري هاي مردم به بحث گذاشته و شفاف سازي شود. اگر کسي از تنگناهاي معيشتي سخن مي گويد ايجاد ضعف در دولت نيست. تنها با انکار کردن چيزي حل نمي شود بلکه اين امر به توسعه و غيرقابل درمان شدن بيماري مي انجامد. به هر حال نقد دلسوزانه جزيي از يک برنامه قابل قبول است که بايد به آن توجه شود. وي با بيان اين اعتقاد که «هر کسي مي خواهد به عرصه قدرت پابگذارد بايد انتظار نقد تند و تيز را داشته باشد»، تاکيد کرد؛ نمي شود کسي بخواهد رئيس جمهور شود و بگويد از من درباره گذشته، آينده و سياست هايم نپرسيد. اين افراد بايد نقد جدي شوند و نسبت به برنامه هاي خود پاسخگو باشند. اگر هر کسي که در کشور قدرت و مسووليتي دارد پاسخگو باشد آن وقت مي توان گفت فضا، فضاي سالمي است. اگر کسي بخواهد با رفتار نادرست خود فضاي ناامني ايجاد کند، جامعه او را طرد خواهد کرد.


فاطمه رجبي؛صدا و سيما احمدي نژاد را تخريب مي کند
«فاطمه رجبي» با ابراز اين عقيده که صدا و سيما رئيس جمهور را تخريب مي کند، افزود؛ صدا و سيما در هيچ دوره يي به اندازه رياست جمهوري احمدي نژاد دست به تخريب نزده است. به گزارش ايسنا همسر سخنگوي دولت در نشستي با عنوان «تب سکولار - 13 آبان و رمزگشايي از نفوذ سکولارها در مناصب حکومتي» که از سوي جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد در دانشکده علوم تربيتي اين دانشگاه برگزار شد، افزود؛ برخوردهاي اين گونه با احمدي نژاد به اين دليل است که او خارج از منافع حلقه هميشه حاکم صحبت مي کند. رجبي ابراز عقيده کرد؛ در صدا و سيما ظاهراً تبليغ احمدي نژاد مي شود و آن طور برداشت مي شود که رسانه ملي دربست در اختيار رئيس جمهور است، ولي در عين حال بخش تخريبي که کنار آن در صدا و سيما انجام مي شود در هيچ دوره يي نبوده است. شگردهاي صدا و سيما اين گونه است که مسوولي موضوعي را مطرح مي کند و با پخش آن، بلافاصله با چند کارشناس که نقدهاي تخريبي انجام مي دهند تماس مي گيرند و صحبت هاي او را پخش مي کنند.وي در خصوص تسخير لانه جاسوسي يادآور شد؛ دانشجوياني که اين کار را انجام دادند در ابتداي امر نمي دانستند کاري که انجام مي دهند مي تواند تا اين حد گسترده باشد، ولي امام(ره) و ساير مسوولان با تاييد و پيگيري به صورت لحظه به لحظه اين موضوع را پيگيري مي کردند. رجبي گفت؛ دو خانم در 13 آبان هر سال در رابطه با تسخير لانه جاسوسي مصاحبه مي کنند و مي گويند؛ ما از ديوار بالا رفتيم و در تسخير نقش داشتيم در صورتي که هيچ کدام از آن دو نفر در اين اقدام نقشي نداشتند و بعد از تسخير زماني که نياز به ترجمه و ارتباط با امريکايي ها به وجود آمد آنها با گروگان ها ملاقات کردند. رجبي با بيان اينکه خودم در تسخير لانه جاسوسي نقش نداشتم، گفت؛ فرض مي کنيم آنها واقعاً در تسخير لانه جاسوسي نقشي داشتند با اين وجود مطرح مي شود چرا نسبت به اين کار دوگانگي دارند. وي ادامه داد؛ يکي از خانم ها در مصاحبه سال گذشته خود از اين سوال که اگر دوباره شرايط گذشته به وجود آيد شما کار خود را تکرار مي کنيد، طفره مي رود و حاضر نيست کار ارزشمند خود را تکرار کند و همان خانم، امسال با روزنامه يي مصاحبه و ارزش هاي تسخير لانه جاسوسي را عنوان مي کند. وي گفت؛ تسخير لانه جاسوسي به عنوان پايگاه سياسي و ابزاري درآمده است و افراد از آن به عنوان نردبان ترقي استفاده کردند.

£3



آغاز فعاليت انتخاباتي سازمان معلمان

دبير کل سازمان معلمان ايران از تصميم جدي اين تشکل براي فعاليت در عرصه انتخابات رياست جمهوري خبر داد.

عليرضا هاشمي در گفت وگو با ايسنا گفت؛ اگرچه به دليل احکام صادر شده براي فعالان اصلي سازمان در پي تجمع فرهنگيان مقابل مجلس شوراي اسلامي در حال حاضر فعاليت رسمي در راستاي انتخابات رياست جمهوري نداريم اما اين به معني عدم حضور ما در عرصه انتخابات نيست. وي همچنين ديدار اعضاي اين سازمان با سيدمحمد خاتمي که دو هفته قبل انجام شد را يکي از فعاليت هاي انتخاباتي اين سازمان عنوان و اظهار کرد؛ قرار است با عبدالله نوري نيز جلسه يي داشته باشيم و ما از بهمن ماه فعاليت هاي رسمي و مشخص مان را در راستاي انتخابات رياست جمهوري آغاز خواهيم کرد و با توجه به اينکه اکثريت اعضاي ما جزء نيروهاي اصلاح طلب هستند بسته به کانديدايي که از سوي اين جناح معرفي شود همگام با آنها خواهيم بود. دبيرکل سازمان معلمان ايران تصريح کرد؛ ما دوست داريم آقاي خاتمي براي انتخابات رياست جمهوري آينده نامزد شوند و در انتخابات رياست جمهوري هشتم نيز از شخص ايشان حمايت مي کرديم.


نشست 13 آبان در دانشکده فني تهران
انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني دانشگاه تهران به مناسبت 13 آبان، امروز نشستي را با حضور کولايي، زيباکلام و اصغرزاده برگزار مي کند.باقرپور دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني دانشگاه تهران در گفت وگو با ايسنا گفت؛ در اين برنامه از ساعت 30/12 تا 30/13، الهه کولايي و صادق زيباکلام با موضوع «از انقلابيگري تا ديپلماسي» و ابراهيم اصغرزاده از ساعت 30/13 تا 45/14 با موضوع «بازخواني پرونده 13 آبان» سخنراني خواهند کرد.


احتمال برگزاري آزمون وکلا در 29 آذر
رئيس کانون وکلاي دادگستري مرکز از احتمال برگزاري آزمون وکالت کانون وکلا در 29 آذر خبر داد.به گزارش ايسنا محمد جندقي در جلسه هيات عمومي سالانه کانون وکلاي دادگستري مرکز گفت؛ فعلاً روز 29 آذر براي آزمون وکالت تعيين شده است که احتمالاً با همين تاريخ با سازمان سنجش قرارداد خواهيم بست.وي در ادامه با تاکيد بر اينکه هيچ مخالفتي با اتحاديه نداريم، اظهار داشت؛ شرط رفع تعليق هيات مديره کانون مرکز از اتحاديه اين است که اساسنامه پيشنهادي کانون مرکز مورد پذيرش قرار گيرد.


تحليل روانبخش از استيضاح کردان
«قاسم روانبخش» معتقد است نمايندگان مجلس در راي اعتماد به کردان دچار ترديد هستند و مي خواهند با استيضاح وي اين ترديدها را از ميان بردارند.اين روحاني حامي دولت، استيضاح کردان را نشان دهنده اعتقاد اصولگرايان بر اصلاح خويش دانست و از اين موقعيت استفاده کرد تا عملکرد اصلاح طلبان را مورد حمله قرار دهد.وي به ايلنا گفت؛ «استيضاح کردان نشان داد اصولگرايان چشم خود را بر خطاها نمي بندند، هرچند اين خطاها از جانب جريان خودشان باشد و مطبوعات اصلاح طلب به فضاسازي در مورد آن بپردازند.» وي با اشاره به پخش چک هاي پنج ميليون توماني ميان نمايندگان از سوي عباسي گفت؛ «اين موضوع اولين بار از سوي روزنامه کيهان مورد نقد قرار گرفت. بايد به شريعتمداري تبريک گفت زيرا هرگاه خطايي رخ مي دهد، فارغ از علايق سياسي به تذکر دادن مي پردازد. مشاهده کرديد که تذکر کيهان موجب عزل عباسي شد.»وي افزود؛ در دولت اصلاحات اين مسائل مطرح نمي شد و اگر موضوع خطايي پيش مي آمد، تمام اين جريان سعي در پنهان کردن آن داشتند، در زماني که دولت و مجلس در دست حزب مشارکت بود، موضوع مدرک تحصيلي حاجي به صورت گسترده مطرح نشد البته کيهان در آن زمان تذکر داد اما اکنون دولت احمدي نژاد موضوع مدرک تحصيلي وزيرش را مطرح مي کند که تيتر و سوژه اصلي روزنامه هاي اصلاح طلب مي شود.روانبخش در پايان با تاييد عملکرد مجلس در استيضاح کردان، گفت؛ اصولگرايان برخلاف اصلاح طلبان درصدد اصلاح خطاهاي خود هستند.


استعفا به معناي تاييد اتهامات
«مريم بهروزي» معتقد است استعفا يا برکناري کردان به معناي اثبات حرف و حديث ها عليه وزير کشور است.دبيرکل جامعه زينب(س) به ايلنا گفت؛ «به نظر من کردان و رئيس جمهور بايد در جلسه استيضاح حضور يابند و اگر دفاعي دارند، در آنجا مطرح کنند.»وي اظهار داشت؛ مجلس بايد براساس عدالت راي دهد و حتي اگر استيضاح کردان راي بياورد، باز هم به نفع ايشان و رئيس جمهور است زيرا فرصت دفاع از خود را پيدا کرده اند؛ اما اگر احمدي نژاد، کردان را برکنار کند يا وزير کشور استعفا دهد، فرصت دفاع براي او باقي نمي ماند و اين به معناي اثبات تمام حرف و حديث ها است.عضو شوراي مرکزي جبهه پيروان خط امام و رهبري استعفاي کردان يا برکناري او از سوي رئيس جمهور را به ضرر وزير کشور دانست و ادامه داد؛ اگر احمدي نژاد هنوز بر حرف خود تاکيد دارد و هنوز کردان را براي وزارت کشور مفيد و موثر مي داند، بيايد و از او دفاع کند اما اگر استعفا يا برکناري کردان اتفاق بيفتد، تمام اتهامات به قوت مي رسد.وي همچنين با اشاره به اخراج مديرکل دفتر دولت در مجلس به علت اعطاي چک هاي پنج ميليون توماني به برخي نمايندگان براي پس گرفتن امضاي خود جهت استيضاح کردان ادامه داد؛ مجلس بايد با اين گونه مسائل برخورد جدي کرده و از قدرت نظارتي خود استفاده کند. اقدام لاريجاني در اخراج عباسي بسيار مناسب بود و ساحت مجلس را پاک نگه داشت. مجلس بايد با برخوردهاي عادلانه مانع اين کارهاي ناهنجار و خلاف شود.


اصولگرايان واقعي راه شان را جدا کنند
دبيرکل جمعيت آبادگران جهادي از اصولگرايان واقعي خواست مرز خود را با کساني که تيشه به ريشه اصولگرايي مي زنند، مشخص کنند.«علي دوراني» در گفت وگو با ايسنا يکي از ويژگي هاي انتخابات آتي را مشخص شدن مرز اصولگرايي واقعي با جريان غيرمعتقد به اين انديشه ارزيابي کرد.دوراني افزود؛ متاسفانه اخيراً شاهد بوديم يک سري برخوردهاي غيراخلاقي و غيرشرعي صورت گرفته که در واقع مصداق عملکردي خلاف اصولگرايي است و کساني که اين اقدامات را انجام مي دهند اصولگراي واقعي نيستند، بلکه نومحافظه کاراني هستند که در فضاي سياسي ايران رشد کرده اند و متاسفانه تيشه به ريشه اصولگرايي مي زنند. وي گفت؛ مجلس بايد نشان دهد در واقع به معناي واقعي کلمه اصولگراست و نيازي نيست آقاي کردان را مجبور به استعفا کند، بلکه بايد از حق نظارتي خود استفاده کند و استيضاح را انجام دهد تا نقش مجلس را در افکار عمومي روشن کند.


محکوميت پيغمبرزاده به حبس تعليقي
زينب پيغمبرزاده در دادگاه تجديد نظر به يک سال حبس به مدت سه سال تعليق محکوم شد.اين حکم را شعبه 21 دادگاه تجديد نظر به دليل حضور پيغمبرزاده مقابل دادگاه انقلاب در اسفند سال گذشته صادر کرد.محمدعلي دادخواه وکيل اين فعال حقوق زنان با تاييد اين خبر گفت؛ اين حکم قطعي است و چون راي دادگاه تجديد نظر صادر شده است جاي اعتراض و تغيير ندارد، مگر اينکه رئيس قوه قضائيه از اختيارات خود استفاده کرده و حکم را لغو کند. دادخواه گفت پيغمبرزاده هر چهار ماه يک بار بايد خود را به مراجع ذي ربط معرفي کند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام