دوشنبه، 13 آبان 1387 - شماره 1810
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
گفته هاي مادر و پدر اميرحسين شش ساله در جلسه دادگاه
اعترافات تکان دهنده مردي که کودکش را دار زد

گروه حوادث؛ زني که فرزند شش ساله اش توسط شوهرش به دار آويخته شده بود، در جلسه محاکمه تراژدي تلخ زندگي اين کودک و خواهرش را بازگو کرد. به گزارش خبرنگار ما، در جلسه رسيدگي به پرونده قتل اميرحسين شش ساله ابتدا علي دلداري نماينده دادستان تهران کيفرخواست عليه مصطفي- پدر کودک- را خواند. وي گفت؛ پرونده يي که من به عنوان نماينده دادستان در آن مسووليت دارم، يکي از تلخ ترين پرونده هاي سال هاي اخير است و در آن کودکي شش ساله به نام اميرحسين به طرز بسيار دلخراشي به قتل رسيده و قاتل اين کودک پدر 33 ساله اش يعني مصطفي است. گزارش اين قتل دلخراش از سوي درمانگاهي در شادآباد به ماموران کلانتري يافت آباد داده شد. تحقيقات پليسي نشان داد اميرحسين به قتل رسيده و قاتل، پدر او است. بلافاصله ماموران موضوع را به بازپرس اصغرزاده اطلاع دادند. صحنه جرم بسيار دلخراش بود. در گزارش بازپرس پرونده از آن صحنه آمده است؛ «در اتاق شماره دو درمانگاه، جسد کودک شش ساله يي به نام اميرحسين قرار دارد، پاهاي اين کودک خاک آلود و ترک هاي کوچکي روي آن مشهود است. هيچ کفشي پاي بچه مشاهده نشد. تن بيمار جسد نشان مي دهد فشار بر سينه کودک وارد شده و ناحيه سينه کاملاً خون آلود است و آثار جراحت روي آن وجود دارد. پدر طفل اعتراف کرده اين کودک را با طناب خفه کرده است.»دلداري در ادامه خطاب به هيات قضات گفت؛ مصطفي پسر شش ساله اش را در برابر چشمان دختر چهار ساله اش به قتل رسانده است. در حالي که اميرحسين کودکي بي گناه و معصوم بود و با التماس هاي کودکانه از پدرش مي خواست او را دار نزند. مصطفي در گوشه يي از اعترافاتش آورده است؛ «اميرحسين التماس مي کرد و مي گفت؛ بابا منو نکش، قول مي دهم پسر خوبي باشم. با گريه هاي اميرحسين خواهرش هم به گريه افتاد و به من التماس مي کرد اميرحسين را نکشم اما من اين کار را کردم تا او را از بدبختي نجات دهم.»نماينده دادستان تهران افزود؛ متهم حاضر در دادگاه اين کودک را قرباني اعتياد و خودخواهي خودش کرده و از آنجايي که افکار عمومي را به شدت تحت تاثير قرار داده و کودکي بي گناه نيز از بين رفته است بنابراين تقاضاي صدور اشد مجازات را براي وي دارم.در ادامه رسيدگي به پرونده، مادر اميرحسين تنها ولي دم کودک در برابر قضات قرار گرفت و براي شوهرش تقاضاي قصاص کرد اما قضات به او تذکر دادند پدر به جرم قتل فرزندش قصاص نمي شود و او بايد تقاضاي ديه کند. زن جوان در حالي که به شدت اشک مي ريخت، در ادامه زندگي تلخش را براي قضات بازگو کرد. وي گفت؛ اوايل ازدواجم با مصطفي متوجه اعتيادش شدم. ما با هم اختلاف داشتيم و تصميم گرفتيم جدا شويم اما مصطفي در دادگاه تعهد داد دست از کارهايش بردارد. بعد از آن بود که من دوباره به خانه مان برگشتم. ما صاحب دو فرزند شديم. اميرحسين فرزند بزرگم بود. مصطفي هيچ زحمتي براي او نکشيد. من بودم که با سختي بچه هايم را بزرگ کردم. چند سال گذشت و متوجه شدم شرايط آنقدر برايم سخت است که ديگر نمي توانم تحمل کنم. بچه ها را برداشتم و به خانه مادرم رفتم. هفته يي يک بار مصطفي و مادرش مي آمدند و فرزندانم را با خود مي بردند.مادر اميرحسين افزود؛ چند روز قبل از حادثه، اميرحسين و خواهرش را آماده کردم تا با پدرشان ديدار کنند. قرار بود اميرحسين را در مدرسه ثبت نام کنم. به او گفتم با پدرت به آرايشگاه برو، عکس هم بينداز تا بتوانيم ثبت نام کنيم. اما روزي که قرار بود بچه ها را تحويل بگيرم، عموي اميرحسين به من خبر داد مصطفي پسرم را در پارک دار زده است.روز قبل از حادثه به مصطفي گفتم اميرحسين را بياور، امروز تولدش است اما او بچه را به من نداد.نمي دانستم چه قصدي دارد. فکر مي کردم به خاطر لجبازي با من اين کار را مي کند. اگر مي دانستم چنين قصدي دارد، هر طور شده اجازه اين کار را نمي دادم.در اين هنگام قاضي از مادر اميرحسين پرسيد آيا پسرت مواد مصرف مي کرد چون در نسوج او مرفين پيدا شده است. زن جوان پاسخ داد؛ پسر من فقط شش سالش بود. او اعتياد نداشت. اما نمي دانم زماني که مصطفي او را به خانه مي برد، چه بلايي سرش مي آورد. او قبلاً هم پيشنهاد داده بود همگي مواد مصرف کنيم و معتاد شويم. يادم مي آيد چند سال پيش زمستان بود که شوهرم پيشنهاد کرد با گاز خودمان را خفه کنيم. گفت اگر همگي خفه شويم، ديگر در فلاکت زندگي نمي کنيم. من قبول نکردم. گفتم من و بچه ها مي خواهيم زندگي کنيم. اگر تو نمي خواهي خودت مي داني.زن جوان اضافه کرد؛ از عيد سال گذشته من خانه را ترک کردم. چهار ماه بچه ها پيش من بودند. بعد مصطفي آنها را برد. چندين بار به دنبال بچه ها رفتم. گفتند مصطفي آنها را برده. يک بار هم به قصد کشت مرا مقابل خانه زد و در حالي که پسرم گريه مي کرد، اجازه نداد اميرحسين پيش من بيايد. او مرد سنگدلي است.قاضي عزيزمحمدي در ادامه از متهم خواست در برابر قضات قرار گيرد. پدر اميرحسين گفت؛ اتهام قتل را قبول دارم. در زمان قتل در حالت طبيعي نبودم. اميرحسين پسر من بود و هيچ انگيزه اي براي قتل او نداشتم. مقصر اين بدبختي ها همسرم بود. وقتي او قهر کرد و رفت، خانواده ام را واسطه کردم تا وي آشتي کند. من به خاطر بچه ها اين کار را کردم اما همسرم قبول نکرد. او هيچ وقت سر سازش با من نداشت.سپس قاضي دادگاه از متهم پرسيد چرا پسرت را معتاد کردي؟ مصطفي گفت؛ من اين کار را نکردم. او بيشتر در خانه مادر همسرم بود و از اينکه چه اتفاقي برايش افتاده، خبر ندارم.قاضي دادگاه در ادامه پرسيد؛ چطور توانستي پسرت را در حالي که به تو التماس مي کرد او را نکشي، دار بزني.به گفته خود تو او مي گفته قول مي دهد پسر خوبي باشد. اما تو او را کشتي. متهم جواب داد؛ من مواد مصرف کرده بودم. در حالت عادي نبودم و نمي دانم چرا اين کار را کردم و حالا هم پشيمان هستم.پس از دفاعيات متهم و وکيل مدافعش، هيات قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران (رحيمي، مرادي، مهدي کشکولي، معصومي و عزيزمحمدي) وارد شور شدند و متهم را به پرداخت ديه در حق مادر، 10 سال حبس و تبعيد محکوم کردند.
قاضي جديد پرونده به زودي درباره قتل همسر ناصر محمدخاني تصميم گيري مي کند
رئيس قوه قضائيه ايرادهاي پرونده شهلا را اعلام کرد
گروه حوادث؛ رئيس قوه قضائيه ايرادهاي پرونده شهلا جاهد را که باعث شد حکم قصاص وي خلاف بين شرع تشخيص داده شود در 14 صفحه براي قاضي جديد پرونده فرستاد.

به گزارش خبرنگار ما حکم قصاص شهلا جاهد اوايل سال جاري و زماني که پرونده براي استيذان نزد آيت الله هاشمي شاهرودي فرستاده شده بود، نقض شد. شهلا که متهم است مهرماه سال 81 لاله سحرخيزان همسر ناصر محمدخاني را به قتل رسانده از زمان بازداشت همچنان در زندان به سر مي برد و به رغم اينکه حکم قصاص وي چندين بار در ديوان عالي کشور و شعبه تشخيص ديوان مورد تاييد قرار گرفت، قضات دفتر رئيس قوه قضائيه که پرونده هاي قتل را مورد بررسي قرار مي دهند با وارد آوردن ايراداتي پرونده را نزد آيت الله هاشمي شاهرودي فرستادند. 14 صفحه ايراد در اين پرونده باعث نقض حکم شد و پرونده براي محاکمه دوباره شهلا به شعبه 1147 دادگاه عمومي تهران فرستاده شد اما قاضي حسيني پور رئيس شعبه با اين استدلال که راي بايد در ديوان نقض شود پرونده را بازگرداند و اين بار حکم قصاص از سوي ديوان عالي کشور نقض و دوباره نزد قاضي حسيني پور فرستاده شد. اما اين بار قاضي حسيني پور از رئيس قوه قضائيه خواست ايرادهايي را که باعث شده حکم قصاص خلاف بين شرع تشخيص داده شود، اعلام کند. در نهايت چند روز پيش اين ايرادها در 14 صفحه نزد قاضي پرونده فرستاده شد. از جمله ايراداتي که به اين پرونده وارد شده اعتبار نداشتن اقارير شهلا به دليل نحوه بازجويي است. در ادامه اين ايرادها آمده است؛ تحقيقات به صورت کامل انجام نشده و از چندين نفر که مي توانستند نقش کليدي در اين زمينه داشته باشند بازجويي نشده است. اگر بپذيريم اقارير شهلا درست است با نظريه پزشکي قانوني مطابقت ندارد چون شهلا اقرار کرده با چوب به سر لاله کوبيده در حالي که پزشکي قانوني اعلام کرده جسمي برنده بر سر مقتول فرود آمده است.

ايراد بعدي که بر اين پرونده وارد شده، راست دست بودن شهلاست و با توجه به آنچه متهم توضيح داده نمي توانسته ضربات را به سمت مخالف بدن مقتول وارد کند و بايد به سمت موافق ضربه مي زد حال آنکه اين اتفاق نيفتاده است. در اين 14 صفحه به نامه قاضي الهي زاده يکي از قضات رسيدگي کننده به پرونده شهلا نيز اشاره شده و ايراداتي که او وارد آورده از سوي رئيس قوه قضائيه قابل بررسي تشخيص داده شده است. ته سيگارهاي پيدا شده در محل حادثه از جمله ايرادهاي پرونده است که مورد بررسي قرار نگرفته و معلوم نيست با توجه به سيگاري نبودن متهم و مقتول چه کسي در آنجا سيگار کشيده است. همچنين در نامه اخير آمده است؛ لباس هايي که هنگام کشف جسد بر تن لاله بوده بعد از وارد کردن ضربات به وي پوشانده شده چرا که لباس ها کاملاً سالم بوده و هيچ پارگي در آن وجود نداشته حال آنکه در اين باره تحقيق نشده است.

رئيس قوه قضائيه همچنين دلنگراني هاي ناصر محمدخاني در آلمان را در زمان قتل که از سوي دوستانش مطرح شده مهم و قابل بررسي دانسته است.

عبدالصمد خرمشاهي وکيل مدافع شهلا روز گذشته در اين خصوص به خبرنگار ما گفت؛ يکي ديگر از ايراداتي که به پرونده وارد است رد اعتراض من به صلاحيت قاضي براي رسيدگي بعد از صدور راي قصاص است. چون من مدت ها قبل از صدور راي به صلاحيت قاضي رسيدگي کننده اعتراض کردم اما سه روز بعد از صدور راي دادگاه اين درخواست رد شد و خوشبختانه قضات زبده دفتر آيت الله شاهرودي به اين مساله توجه کردند.وي افزود؛ به هر حال به نظر مي رسد قاضي دادگاه به زودي در مورد اينکه شهلا را دوباره محاکمه يا اينکه بدون محاکمه در مورد پرونده راي صادر کند، اظهارنظر خواهد کرد.
اعتراف سارقان حرفه يي به سرقت از چهار جواهرفروشي
گروه حوادث؛ دو سارق سابقه دار که ظهرها اقدام به دزدي از طلافروشي ها مي کردند پس از دستگيري به سرقت ميليون ها تومان جواهر اعتراف کردند.

به گزارش خبرنگار ما روز هفتم اسفندماه سال گذشته صاحب يک طلافروشي با مراجعه به کلانتري نواب از دستبرد به مغازه اش خبر داد. وي به افسر نگهبان کلانتري گفت؛ امروز - روز حادثه - حدود ساعت 30/13 براي خوردن ناهار از مغازه ام بيرون رفتم. چون قصد داشتم چند ساعت بعد برگردم فقط در شيشه يي مغازه را بستم و جواهراتي را که در ويترين چيده بودم به همان صورت رها کردم. اما چند ساعت بعد که به محل کارم برگشتم، متوجه شدم شيشه ويترين شکسته و طلاهايم دزديده شده است. اين مرد ادامه داد؛ من و ساير همکارانم معمولاً هر روز ظهر بدون بستن در اصلي، مغازه هايمان را ترک مي کنيم و من فکر نمي کردم سارقان بتوانند در اين فرصت اموالم را غارت کنند.

به دنبال شکايت اين مرد پرونده يي تشکيل و براي بررسي بيشتر به شعبه پنج دادسراي ناحيه 10 تهران ارجاع شد. تحقيقات از شاهدان آشکار کرد سارقان دو نفر بودند که در مدت زماني کوتاه شيشه ويترين طلافروشي را شکستند و پس از ربودن جواهرات به وسيله موتورسيکلت فوراً از محل گريختند.

در ادامه به کمک افرادي که چهره سارقان را ديده بودند، تصوير فرضي آنان ترسيم شد و در اختيار کارآگاهان پايگاه هشتم پليس آگاهي قرار گرفت. ماموران با تطبيق تصاوير به دست آمده با آلبوم مجرمان سابقه دار توانستند يکي از دزدان را که علي نام دارد، شناسايي کنند.ادامه بررسي ها نشان داد علي از سارقان سابقه دار است و مدتي قبل به اتهام حمل و نگهداري مواد مخدر دستگير شده و هم اکنون در زندان قزل حصار به سر مي برد. بدين ترتيب وي به دادسرا احضار شد و تحت بازجويي قرار گرفت. اين متهم دستبرد به طلافروشي را پذيرفت و گفت اين کار را با همکاري شخص ديگري به نام ابوالفضل انجام داده است. اعترافات علي به اين يک مورد سرقت محدود نشد و با ادامه يافتن بازجويي ها وي چندين دزدي ديگر را نيز گردن گرفت.او گفت؛ در روزهاي 16 و 26 اسفندماه سال گذشته نيز همراه با ابوالفضل از دو مغازه جواهرفروشي در خيابان هاي مالک اشتر و مهرآباد مقداري طلا و زيورآلات به قيمت تقريبي سه ميليون تومان سرقت کرديم. او همچنين از سرقت ديگري نيز پرده برداشت و گفت در سال 81 نيز با همدستش 16 حلقه انگشتر به همراه

5/2 کيلوگرم طلا جمعاً به ارزش 30 ميليون تومان از يک جواهرفروشي در خيابان زمزم به سرقت برده است.به دنبال اعترافات اين سارق، تحقيقات براي دستگيري همدست وي ادامه يافت و پس از ماه ها تلاش سرانجام ابوالفضل نيز طي عملياتي پليسي حوالي خيابان زمزم به دام افتاد.با دستگيري ابوالفضل بار ديگر دو سارق تحت بازجويي قرار گرفتند و اتهامات شان را پذيرفتند. همچنين بررسي سوابق علي نشان داد که او علاوه بر سرقت از طلافروشي ها و قاچاق مواد مخدر 9 سابقه کيف قاپي نيز دارد.

او در مورد سرقت از جواهرفروشي ها گفت؛ همراه با ابوالفضل مغازه هاي طلافروشي را که ظهرها براي ناهار تعطيل مي کردند، تحت نظر مي گرفتيم و از آنجايي که مطمئن بوديم صاحبان مغازه تا يکي، دو ساعت ديگر به محل کارشان برنمي گردند ويترين مغازه هايشان را مي شکستيم و جواهرات شان را مي دزديديم.سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ با اشاره به اين پرونده هشدار داد؛ صاحبان جواهرفروشي ها براي امنيت بيشتر از شيشه هاي ضدضربه و نشکن استفاده و هنگام خارج شدن از مغازه جواهرات چيده شده داخل ويترين را به طور کامل جمع آوري کنند چرا که قرار گرفتن زيورآلات در معرض ديد سارقان مي تواند به انگيزه يي براي ارتکاب سرقت تبديل شود.بنابراين گزارش هم اکنون دو متهم در زندان به سر مي برند و تحقيقات در اين باره همچنان ادامه دارد.
عناوين اين صفحه
اعترافات تکان دهنده مردي که کودکش را دار زد
رئيس قوه قضائيه ايرادهاي پرونده شهلا را اعلام کرد
اعتراف سارقان حرفه يي به سرقت از چهار جواهرفروشي
قتل عام خانوادگي با انگيزه ناموسي
متهمان، جنايت 30 هزار توماني را گردن هم انداختند
دزد سابقه دار با چک هاي رمزدار جعلي خودرو مي خريد
گازگرفتگي در تهران 10 نفر را مسموم کرد
کلاهبرداري هاي دو زن با وعده سفرهاي زيارتي
اعتراف به قتل نوزاد شش ماهه
اخاذي از دختر جوان با درجه قلابي سرگردي

قتل عام خانوادگي با انگيزه ناموسي
مردي در کرمانشاه با ادعاي مسائل ناموسي، زن، مادرزن و خواهرزاده خود را در حضور پسر دوساله اش به قتل رساند. سرهنگ اسفنديار اميدي- رئيس پليس آگاهي استان کرمانشاه- در اين باره گفت؛ روز شنبه مردي که پيش از اين سابقه جعل سند داشت، به وسيله يک سلاح کلاشينکف سه تن از اعضاي خانواده اش را پيش چشمان کودک دوساله اش به قتل رساند و از صحنه جنايت گريخت. اما با تلاش پليس دستگير شد. سرهنگ اسفنديار اميدي در ادامه با بيان اينکه مقتولان سه زن 25 ،27 و 45ساله بودند، گفت؛ همسر اين قاتل، همسر دوم او بود و اين مرد از زن اول خود که 11 سال پيش فوت شده سه فرزند دارد. وي افزود؛ قاتل پس از دستگيري انگيزه اين قتل ها را مسائل ناموسي عنوان کرد، اما تحقيقات پليس همچنان درباره اين قتل ادامه دارد. وي با اشاره به اينکه از محل قتل دو قبضه نارنجک، مقداري فشنگ، اسلحه کلاشينکف و پول جعلي کشف شد، گفت؛ کودک دوساله اين خانواده به بهزيستي تحويل داده شده است.


متهمان، جنايت 30 هزار توماني را گردن هم انداختند
گروه حوادث؛ دو مرد که متهم هستند به خاطر سرقت 30 هزار توماني همکار خود را به قتل رسانده اند در جلسه دوم محاکمه همانند جلسه قبل قتل را گردن يکديگر انداختند.به گزارش خبرنگار ما اين جنايت روز 29 تيرماه سال 84 در يک کارگاه مبل سازي در دهکده المپيک رخ داد و مردي به نام حسين کشته شد. پس از آغاز تحقيقات دو همکار مقتول به نام هاي سعيد و بابک به عنوان متهم شناخته شدند و در حالي که به شهرستان گريخته بودند، دستگير شدند. پس از برگزاري جلسات بازپرسي سعيد به عنوان متهم رديف اول و بابک به عنوان معاون جرم شناخته شد و براي آنها از سوي نماينده دادستان کيفرخواست صادر شد اما در جلسه اول محاکمه سعيد قتل را گردن دوستش انداخت و مدعي شد اعترافاتش در مراحل بازپرسي صحت ندارد. او گفت؛ بابک در زندان نامه يي برايش نوشته و در آن اتهام قتل را پذيرفته است.

در اين جلسه بابک نيز اتهام قتل را رد کرد و گفته هاي متهم رديف اول را نادرست دانست. به اين ترتيب قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران تصميم گرفتند صدور راي درباره دو متهم را به بعد برگزاري جلسه دوم و تحقيقات بيشتر موکول کنند. ديروز هنگامي که سعيد براي دومين بار در برابر هيات قضات قرار گرفت بار ديگر اتهام قتل را انکار و ماجراي نامه را تکرار کرد. او گفت؛ يکي از هم بندي هايم در زندان به کلاس رفته بود. او وقتي برگشت نامه بابک را برايم آورد. در آن نوشته شده بود، پشيمانم و مي دانم مقصر بودم اما اگر تو بيشتر اصرار مي کردي حالا اينجا نبوديم.در اين هنگام قاضي دادگاه از متهم درباره منظور بابک از اصرار بيشتر پرسيد و سعيد جواب داد؛ موقع قتل من به بابک گفتم گلوي حسين را رها کند تا او نميرد ولي بابک به حرفم گوش نکرد. در ادامه جلسه محاکمه بابک در جايگاه ايستاد و دوباره ادعاهاي دوستش را انکار کرد و مدعي شد سعيد قتل را انجام داده است.پس از آن قضات از يک شاهد خواستند هر آنچه را که ديده توضيح دهد تا شايد از اين طريق گره پرونده گشوده شود اما گفته هاي اين مرد هم راهگشا نشد و او توضيح داد؛ وقتي از همسايه ها شنيدم در کارگاه صداي زد و خورد مي آيد در را شکستم و داخل رفتم. من فقط جنازه حسين را ديدم.با انجام تحقيق از دو متهم و شاهد، هيات قضات براي تصميم گيري وارد شور شدند.


دزد سابقه دار با چک هاي رمزدار جعلي خودرو مي خريد
کلاهبردار سابقه دار با صدور چک هاي بين بانکي جعلي اقدام به خريد خودروهاي گرانقيمت مي کرد.

عصر روز پنجم شهريور سال جاري مردي با مراجعه به کلانتري نياوران اعلام کرد خودرو پژو سازماني خود را در خيابان پاسداران پارک کرده بود اما ساعتي بعد پس از مراجعه مشاهده کرد يکي از پلاک هاي آن به سرقت رفته است.تحقيقات در خصوص اين پرونده آغاز و مشخص شد در اين مدت چند مورد شکايت مبني بر وقوع کلاهبرداري هنگام خريد يا فروش خودرو به پايگاه يکم پليس آگاهي واصل شده است.با بررسي اظهارات شاکيان پرونده معلوم شد متهم از طريق آگهي روزنامه ها فروشندگان خودرو را پيدا کرده و با پرداخت چک رمزدار جعلي، خودروها را به همراه مدارک مربوطه تحويل گرفته و از آنجايي که ساعات معامله بعد از ساعت اداري بانک ها بوده، فروشندگان در روز بعد با مراجعه به بانک متوجه جعلي بودن چک ها شده اند.کارآگاهان همچنين پي بردند متهم در ادامه نقشه هايش از طريق نمايشگاه هاي اتومبيل يا آگهي روزنامه خودروها را با قيمت مناسب به نفر بعدي فروخته و با دريافت 90 درصد مبلغ توافق شده، گرفتن 10 درصد باقيمانده را به روزهاي بعد و هنگام انتقال سند در محضر موکول کرده است.بررسي در اين خصوص ادامه داشت تا اينکه در ساعت 13 روز 20 مهر سال جاري ماموران گشت اداره نهم پليس آگاهي حين گشت زني در خيابان نواب به پلاک يک دستگاه خودرو تويوتا کمري مظنون و پس از استعلام از مرکز متوجه شدند پلاک مسروقه و متعلق به خودرو پژو دولتي است.با توقيف خودرو تويوتا و دستگيري راننده و انتقال وي به پايگاه يکم، راننده خود را حميد معرفي کرد اما در ادامه هويت اصلي اش به نام اصغر 32 ساله شناسايي و معلوم شد وي با صدور چک هاي بلامحل موفق شده بود 9 دستگاه خودرو سواري گران قيمت را خريداري کند و مجدداً به فروش برساند. بنابراين گزارش تحقيقات از متهم همچنان ادامه دارد.


گازگرفتگي در تهران 10 نفر را مسموم کرد
10 تهراني طي روز گذشته بر اثر گازگرفتگي مسموم شدند.اعضاي سه خانواده و يک کارگر ساختماني بامداد و صبح روز يکشنبه به دليل استفاده نادرست از وسايل گرمايشي دچار مسموميت شدند. به گزارش روابط عمومي اورژانس تهران صبح ديروز در خيابان کامرانيه شمالي در يک کارگاه ساختماني، کارگري که براي گرم شدن از علاءالدين نفتي استفاده کرده بود به دليل پراکندگي گاز در هوا مسموم شد. اين حادثه ساعت 18/9 به اورژانس 115 اطلاع داده شد و کارگر ساختماني به بيمارستان لقمان انتقال يافت. همچنين در ساعت 10/7 صبح ديروز در بلوار مرزداران زن و شوهر سرايداري که براي گرم شدن از گاز خوراک پزي استفاده کرده بودند بر اثر مسموميت به بيمارستان حضرت رسول(ص) منتقل شدند. يک خانواده پنج نفري نيز در بلوار فردوس براي گرم شدن از اجاق گاز استفاده کردند که با اعلام حادثه در ساعت 30/4 بامداد و حضور به موقع اورژانس و ارائه کمک هاي اوليه در محل درمان شدند. همچنين ساعت 5 دقيقه بامداد گزارشي به اورژانس 115 اعلام شد که در خيابان انديشه جنوبي مادر و دختري بر اثر نشتي گاز از لوله بخاري مسموم شدند. هم اکنون حال تمامي مصدومان اين حوادث مساعد است.


کلاهبرداري هاي دو زن با وعده سفرهاي زيارتي
دو زن شياد که در استان گيلان در قالب تور سفرهاي زيارتي و سياحتي به عتبات عاليات از افراد ساده لوح کلاهبرداري مي کردند، دستگير و تحويل مقامات قضايي شدند. سرهنگ کريمي ـ رئيس پليس آگاهي استان گيلان ـ ضمن تاييد اين خبر گفت؛ پس از گزارش چندين شکايت درباره اخاذي يک زن کلاهبردار به نام کبرا موضوع در دستور کار کارآگاهان پليس قرار گرفت. با تحقيقات اوليه مشخص شد، وي در سطح وسيعي با معرفي خود به عنوان يکي از خيران استان و ادعاي تامين هزينه ازدواج جوانان به مناطق مختلف مي رفته و در ازاي دريافت وجه نقد يا طلاجات به خصوص از جوانان، به آنها وعده پرداخت وام هاي ميليون توماني مي داده است. وي افزود؛ با استفاده از اطلاعات مالباختگان، چهره نگاري و شناسايي محل اقامت اين کلاهبردار به صورت شبانه روزي ادامه يافت تا اينکه سرانجام با کنترل دقيق مناطق مختلف توسط کارآگاهان هويت اين زن براي کارآگاهان آشکار و وي طي يک اقدام سريع دستگير شد. پس از انتقال متهم به پليس آگاهي و بازجويي هاي به عمل آمده، متهم به جرم خود اعتراف و عنوان کرد به همراه يکي از همدستانش بيش از چهار ميليارد ريال با اين شيوه و با وعده سفرهاي زيارتي کلاهبرداري کرده اند. سرهنگ کريمي افزود؛ کارآگاهان در ادامه تحقيقات ضمن کشف و ضبط وجوه کلاهبرداري شده بيش از 150 نفر از مالباختگان را شناسايي کردند و اموال مکشوفه به آنان بازگردانده شد. همچنين متهمان با صدور قرار قانوني راهي زندان شدند و تحقيقات تکميلي در اين زمينه ادامه دارد.


اعتراف به قتل نوزاد شش ماهه
گروه حوادث؛ مردي که به اتهام قتل نوزاد شش ماهه اش بازداشت شده بود بالاخره به جرم خود اعتراف کرد. به گزارش خبرنگار ما اين نوزاد که پريا نام داشت روز جمعه گذشته در بيمارستان فوت شد و پس از آن پدر و مادر او ادعا کردند جهيدن شير به گلوي پريا باعث مرگ وي شده است. به رغم اين ادعا

پزشکي قانوني به خاطر وجود لکه خون در مغز و ساير شواهد گفته هاي مادر نوزاد را مردود دانست و اعلام کرد اين کودک بر اثر اصابت ضربه به سرش کشته شده است. بعد از اعلام اين نظريه بازپرس محمدحسين شهرياري پدر و مادر کودک را که همچنان منکر قتل بودند بازداشت کرد تا اينکه در بازجويي هاي مجدد مادر پريا شوهرش را به عنوان قاتل معرفي کرد و به اين ترتيب مرد جوان کشتن دخترش را پذيرفت. او گفت؛«دخترم شير نمي خورد و مدام گريه مي کرد، من هم براي تنبيه کردن او به سرش مشت زدم که وي فوت شد.»به گفته بازپرس شهرياري اين مرد و همسر 18 ساله اش معتاد هستند و پدر پريا به احتمال زياد بر اثر عوارض ناشي از سوءمصرف مواد دست به اين قتل زده است. از سويي اين زوج يک سال قبل نيز بچه دار شدند اما نوزادشان 40 روز بعد از تولد به علت نامعلومي فوت شد.


اخاذي از دختر جوان با درجه قلابي سرگردي
مرد جواني که يک لباس سرگردي پوشيده بود از دختر جوان اخاذي کرد و وي را مورد آزار و اذيت قرار داد.به گزارش فارس چند روز قبل دختر جواني با مراجعه به دادسراي امور جنايي تهران مدعي شد توسط مردي مورد آزار و اذيت قرار گرفته است.اين دختر جوان گفت؛ مردي که لباس سرگردي بر تن داشت با نشان دادن بيسيم، گاز اشک آور و دستبند وي را تهديد کرد و به خانه يي در حوالي تهرانپارس برد و در آنجا پس از آزار و اذيت وي اقدام به سرقت اموالش کرد. پس از طرح اين شکايت ماموران به خانه موردنظر رفتند و پس از دو روز موفق شدند جوان 34 ساله را دستگير کنند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام