يكشنبه، 12 آبان 1387 - شماره 1809
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
سرانجام فشار بر طرح مباحث حقوقي زنان در صداوسيما
اردي بهشت به ارديبهشت نرسيد

محبوبه حسين زاده

اين بار هم، پاي همان مجسمه اميرکبير در پارک قيطريه قرار گفت وگو گذاشتيم و باز هم يک دوشنبه ديگر. دفعه قبل صحبت از آينده اردي بهشت بود و اين بار ديگر ارديبهشتي در کار نبود. توران وليمراد تهيه کننده سابق برنامه اردي بهشت از فشارهايي مي گويد که باعث توقف اردي بهشت بعد از 187بار روي آنتن رفتن شد و اين روزها هم اردي بهشت با هويتي تغييريافته در حال پخش مجدد است. اردي بهشت که هر روز از ساعت 12تا يک بعدازظهر از شبکه چهار پخش مي شد، با رويکردي نوين و جسورانه به طرح مباحث و موضوعات مربوط به زنان مي پرداخت و به رغم اقبال بسيار از سوي مخاطبان با انتقاد شديد برخي مراکز و سايت ها و رسانه هاي محافظه کار روبه رو شده بود که نسبت به حضور فمينيست ها در رسانه ملي هشدار مي دادند.فرشته وليمراد که در گفت وگوي قبلي پيشنهاد شنبه هاي سفيد براي حمايت از عدل اسلامي و رفع تبعيض از زنان داده بود اين بار معتقد است در اين شرايط حساس زنان بايد با طرح چند سوال شفاف از طرح، نقشه و برنامه هاي کانديداهاي رياست جمهوري آينده پاسخ بخواهند.

-از شروع کارتان در صدا و سيما برايمان بگوييد.

ورود من به صدا و سيما در ارديبهشت سال 58 بود از طريق دانشگاه، ولي نماندم چون آموزش و پرورشي بودم. سال 60 رسماً تدريس و کارهاي ديگر را رها کردم و کار تمام وقتم شد گروه کودک صدا و سيما. سال هاي نخودي و مدرسه موش ها و قصه هاي جنگل و «باز مدرسه ام دير شد» که اين يکي چانه زني زيادي از من گرفت چون به دنبال نوآوري و شکستن کليشه ها بودم و آن برنامه در حد خودش اين گونه بود. يکي ديگر از برنامه هايي که وقت و کار زيادي از من گرفت هاچ، زنبور عسل بود ولي حيف که آخرش را خراب کردند. با اينکه داستان را خيلي تغيير داده بودم و بر همان اساس کل برنامه ها را بازنويسي مي کردم. در همان سال توليدات خارجي زيادي خريداري شده بود که با بازبيني آنها اشکالات فلسفي به محتواي آنها داشتم؛ يکي از اين برنامه ها همين «هاچ، زنبورعسل» بود. داستان اصلي اين گونه بود که در اولين قسمت، مادر هاچ توسط زنبورهاي قرمز خورده مي شد و هاچ در اين دنيا تنها مي ماند و در هر برنامه به يکي نزديک مي شد که او هم قصد خوردن او را مي کرد و من سعي کرده بودم اين تنهايي و تلخي و اين خشونت زندگي مادي را تا جايي که امکان دارد از برنامه بگيرم. از 100قسمت اين سريال، 10 قسمت آخر به آقايي ديگر سپرده شد. جالب است که حالا با برنامه اردي بهشت هم همين معامله شد.

-يعني قرار است تهيه کننده اردي بهشت، مردي باشد که دغدغه حقوق زنان ندارد؟

همين طور است، البته از من خواستند مجري برنامه باقي بمانم که خب نمي شد. من به عنوان تهيه کننده براي برنامه هويتي قائل بودم. طوري که برنامه با همان هويت براي مخاطب معرفي مي شد. همان طور که افراد شخصيت دارند يک برنامه تلويزيوني هم بايد شخصيت داشته باشد که اين شخصيت با تهيه کننده آن مشخص مي شود. من شاخصه هاي شخصيتي اردي بهشت خودم را اين گونه تعريف مي کنم؛ زبان صريح و بي تکلف، شفافيت، شجاعت، صراحت و صداقت در گفتار، اسلام محوري، تلاش در جهت زدودن زنگار و خرافه و گرد و غبار از چهره اسلام راستين، قائل شدن احترام براي فهم و شعور مخاطب، پرداختن به مسائل و مشکلات واقعي زندگي و تلاش براي يافتن پاسخ هاي واقعي، آشنا بودن به مسائل روز زنان و خانواده ها و جوانان، اعتقاد به کرامت انساني انسان به جاي نادان و ناتوان فرض کردن او، اعتقاد به حق انتخاب انسان ها به عوض صغير فرض کردن انسان ها اعم از زن و مرد، فدا نکردن حقيقت و عدالت به حق خواهي به عوض منفعت طلبي به اسم مصلحت انديشي، پرداختن به اصل و گرفتار حاشيه نشدن و... من که فقط يک مجري براي اين برنامه نبودم. خود من کارشناس محوري و در راس کارشناسي برنامه بودم. چطور مي شود تهيه کننده يک برنامه آن هم يک برنامه گفت وگومحور عوض شود و هويت برنامه باقي بماند؟ چطور مي شود در راس برنامه يي که قرار است به مسائل زنان بپردازد يک آقا باشد؟ جز اينکه مبنا تغيير کند يعني اينکه مسائلي که مطرح مي شود يا مسائل زنان نباشد يا طرح مسائل زنان از نگاه مردان باشد.

دو يا سه سال پيش آقاي ضرغامي با تهيه کنندگان جلسه يي داشتند و آنجا مساله را مطرح کردند که خيلي درست و اصولي بود و آن نکته اين بود که تهيه کننده بايد در موضوعي که کار مي کند، خودش بالاترين سطح از اطلاعات و شناخت را داشته باشد. خيلي از دقت نظر رياست سازمان صدا و سيما در اين مورد خوشم آمد. به نظر من درستش اين بود که وقتي هويت يک برنامه تغيير مي کند اسمش هم تغيير کند.

-چطور شد ديگر اردي بهشت پخش نشد؟ در گفت وگوي قبلي صحبت از ادامه برنامه بود، نه جلوگيري از پخش آن.

از روز اولي که ما برنامه را شروع کرديم، نظر رئيس محترم شبکه چهار اين بود که اين برنامه هيچ وقت قطع نخواهد شد. 187 برنامه رفته بوديم که به شروع ماه مبارک رمضان رسيديم. به من يادآوري کردند که از مخاطبان برنامه خداحافظي نکنم چون برنامه ادامه خواهد داشت. هنوز يک روز به تعطيلي مانده بود و ما حتي اسم ميهمان برنامه آن روز سرکار خانم عفت شريعتي نماينده محترم مجلس را هم اعلام کرده بوديم و موضوع برنامه هم عملکرد مجلس در حوزه زنان بود که اجازه داده نشد برنامه روي آنتن برود. بعد از آن در هفته آخر ماه رمضان، در نشستي به من اعلام شد تهيه کننده را عوض کرده اند. البته تشکر مي کنم که اقلاً اين حق انتخاب را براي من گذاشتند که مجري بمانم. در همان جلسه خواهش کردم از دلايلي که اين تغيير را موجه مي کند، صحبت نشود. تغيير تهيه کننده، تعطيلي يا توليد يک برنامه و خط مشي و تعيين استراتژي از اختيارات مديريت است و من اينها را مي دانم. تصميم ها هم براي توليد، هم براي تغيير، هم براي قطع و هم براي تعيين آدم ها از بالا به پايين است و نه از پايين به بالا. با همان قدرتي که برنامه گذاشته مي شود به وسيله همان قدرت هم برنامه حذف مي شود. اشکال در اين نيست، اشکال در اين است که چارچوب ها با اشخاص تعيين مي شوند. هنوز نقص از عدم قانونمندي و تعيين ضابطه هاي مکتوب است که تکليف آدم ها را معلوم کند. قانون و ضابطه ها با آدم ها و سليقه آدم ها تعريف مي شود.

-فکر نمي کنيد فشارهايي که براي پايان اين برنامه وارد شده است بيشتر از قدرت افرادي بوده که اين برنامه را گذاشتند؟

چقدر مي شود مقاومت کرد؟ نکته اين است. از همان روز اولي که اردي بهشت روي آنتن رفت، فشارها شروع شد. روز دوم از من برنامه روز اول را خواستند و روز سوم برنامه روز دوم را. از همان ابتدا فشارها با تلفن ها و بعد نامه ها و ارزيابي ها شروع شد بعد هم با استفاده از سايت هايي که با گرفتن امکانات از برخي مراکز قدرت اداره مي شوند و نامه هاي محرمانه و تلفن هاي طولاني بازخواست و جلساتي که بيشتر به جلسات محاکمه مي مانست تا هر چيز ديگر. جالب اينجاست که اول از همه بعضي از خانم هايي که در مسند قدرت هستند و امکانات مردمي را در اختيار دارند تا براي زنان کار کنند و مشکلات زنان را حل کنند شروع به اعمال فشار بر برنامه کردند. جالب است در بعضي از اين نشست ها رسماً اعلام مي شد چرا برنامه اردي بهشت مي گويد زن در انسان بودن تفاوتي با مرد ندارد. اين بزرگان از روز اول بر اعمال فشار بر برنامه دست به کار شدند و همه راه ها را رفتند. يکي از خانم هاي نماينده مجلس گفته بود من برنامه اردي بهشت را تعطيل کردم. مي خواهم بگويم اگر به دليل اعمال فشار از جانب زنان بود، بايد اردي بهشت در همان هفته دوم تعطيل مي شد. موضوع آن هفته ما مجلس و خلأهاي قانوني زنان بود و اين عزيزان از اعتراض و سروصدا عليه برنامه هم چيزي کم نگذاشتند. به آن عزيز مي گويم قدرت مردانه است و زنان ابزار.

-فکر مي کنيد چرا اين همه مخالفت با پخش اردي بهشت وجود داشت؟

طرح مباحث زنان به نظر من دو بستر دارد. يک بستر آن است که بايدها را براي زنان تعيين مي کند و بستر ديگر، بايدها را براي ديگران در ارتباط با زنان. بستر دوم يک منطقه ممنوعه است و اگر کسي در اين بستر صحبت کند وارد منطقه ممنوعه شده. راهش هم ساده است؛ يک انگ فمينيست و همين به عنوان جرم کافي است. گوش کسي بدهکار نيست اگر شما 100 آيه و حديث و روش معصومين را بياوريد که زن انسان است و حفظ کرامت انساني زن واجب است رفتار با او بايد انساني باشد. يکي از حرف هاي اصلي ما در اين برنامه اين بود بايد سياستگذاري، قانونگذاري و بسترسازي براي اجرا و براي فرهنگسازي به گونه يي باشد که جامعه يي داشته باشيم که کرامت زن در آن حفظ شود. خوش ندارند کسي وارد شود و براي آقايان از تکليف شان در اين باب بگويد، يعني جدي بگويد و پاي حرفش بايستد يعني پيگير باشد والا شعار را که همه مي دهند. قشنگش را هم مي دهند، گناه اردي بهشت اين بود که در اين وادي وارد شده بود. اردي بهشت خار چشم شده بود چرا که از مراکز قدرت مي خواست بسترسازي کند تا کرامت انساني و حقوق انساني زنان هم رعايت شود. چرا فقط بايدها براي زنان تعريف مي شود؟ از رفتار صحيح خانوادگي و اجتماعي و فداکاري و صبوري و گذشتن از خود و... اينها همه هم خوب است و هم درست ولي ديگران که هم همسر و هم اعضاي خانواده و هم جامعه و هم حکومت و هم سيستم است براي زنان چه کنند؟ چه کسي حقوق زنان را رعايت کند؟ مشکلات زنان کجا حل شود؟ اگر نشود چه مي شود؟ اينجاست که رفتار مي شود رفتار اعتراض. بالا رفتن ميزان مهريه دليل دارد وقتي قانون حمايتي از زنان وجود ندارد، وقتي مردان به شرط پولدار شدن مي توانند زن دوم بگيرند، معلوم است که زنان هم به تجملات روي مي آورند. چرا در اين شرايط نبايد مصرف لوازم آرايش در ايران بالا برود؟ نمي شود که در هر آسيب اجتماعي انگشت اتهام را به سمت زنان گرفت. اين بي انصافي است ديگر.

-خب زنان زيادي هم بودند که از برنامه شما حمايت کردند؟

زن و مرد ندارد. زنان و مردم مي شوند ملت. در تعطيل شدن برنامه مخالفت ها از طرف بخشي از مراکز قدرت بود. يک وقت از مردم حرف مي زنيم و يک وقت از مراکز قدرت. نمي خواهم بگويم که آيا نظر مردم براي مسوولان و مراکز قدرت ما مهم است يا خير. ولي در مورد اردي بهشت نشان داده شد که نظر مردم حداقل در قطع کردن برنامه مهم نبود چون مردم برنامه را مي خواستند همه اين را مي دانند. روشن است که مراکز قدرت از نفوذشان در بسترهاي ديگر براي حفظ و گسترش و توجيه و عمق دادن به خودشان استفاده مي کنند. نمي خواهم بگويم برنامه اردي بهشت مخالف نداشت ولي مخالفت ها نسبت به موافقان و طرفداران برنامه شايد بشود گفت دو درصد بود. عمده تماس ها و انعکاس هاي مردمي تعريف بود و دعاي خير و تقاضاي تداوم برنامه. بعضي حتي خيلي دلسوزانه توصيه مي کردند جوري عمل نکنيد که برنامه تعطيل شود. مردم مي بينند صداهاي مختلف تا چه حد از صدا و سيما منعکس مي شود. من نمي توانستم آنقدر مصلحت انديشي کنم که هويت برنامه از بين برود؛ حاضر نبودم پاي يک شير بي يال و دم و اشکم انرژي بگذارم. خيلي ها مي توانند برنامه يي را در مورد زنان روي آنتن ببرند که نه صداي زنان است، نه مشکلي از زنان را حل مي کند و نه دردي را دوا مي کند. اما من حاضر نبودم اين کار را بکنم. خيلي از تماس ها با برنامه از جانب پدران دختراني بود که در زندگي مشترک به مشکل برخورده بودند يا از جانب آقاياني که در زندگي مشترک مشکل داشتند و به دنبال راه حل بودند، يا نوجوانان و جواناني که به دنبال برقرار کردن رابطه خوب و سالم با والدين شان. دو درصدي هم بودند کساني که با نگرشي که نمي تواند حرف نو را بپذيرد و به استبداد و اعمال قدرت يکطرفه مردمدارانه معتقد است به نظر من اين حسن يک برنامه است که نظرات مختلف و متفاوتي در مورد آن وجود داشته باشد. از همه مهم تر اين بود که برنامه مخاطبان مختلف از همه طيف ها و به خصوص نخبگان و استادان و مسوولان و مردم عادي و دانشجويان و حوزويان و به ويژه جوانان را داشت و شبهات را پاسخ مي داد. يکي از رازهاي موفقيت برنامه اردي بهشت اين بود که مخاطب باور کرده بود که برنامه مشکلات و مسائل واقعي جامعه را مي شناسد و به جاي بازي با کلمات و زدن حرف هاي پرتکلف به دنبال حل مشکل است. اردي بهشت در مسير يک آسيب شناسي از عملکردها بود تا اسلام بهتر معرفي و اجرا شود و اين را مخاطب دريافته بود. تلاشي بود براي عملي شدن اسلام به عوض شعار.

-خانم وليمراد، در مصاحبه قبلي که در زمان پخش برنامه با هم داشتيم، مي گفتيد که تلاش تان اين است که در حوزه زنان جلوتر از اين برويم. مي خواهم بپرسم الان که ديگر تهيه کننده برنامه اردي بهشت نيستيد مي خواهيد در حوزه زنان چه کار کنيد؟

اجازه بدهيد بپرسم در اين سال ها چه کار کرديم؛ يعني اينجا که امروز ما زنان در آن هستيم برمي گردد به اينکه ما در اين جامعه چقدر کار کرده ايم، چطور خودمان را ساماندهي و مديريت مي کنيم و چطور از نيروهايمان درست استفاده مي کنيم. ما موظف هستيم به بهترين شکل به تکليف و وظيفه خود که احياي اسلام عزيز است، عمل کنيم. بعضي ها شايد تکليف را اين طور تعريف کنند که وقتي پست ها و سمت هاي اجرايي را به دست ديگري مي سپاريم، تکليف از ما ساقط مي شود. اما با اين روش به نتيجه نمي رسيم. با انقلاب اسلامي قرار بر اين بوده و هست که جامعه بر اساس عدالت شکل بگيرد، عدالت در همه ابعاد يعني سياسي، اجتماعي، فرهنگي و غيره. از طرف ديگر عدالت يعني رفع تبعيض و ظلم. بياييد موضوع زنان را بر همين مبنا نگاه کنيم. زن به گونه يي است که فرصت هاي زيادي از او به دليل مادرشدنش و ضعيف تر بودنش از لحاظ جسماني نسبت به مرد و به لحاظ خودخواهي ها گرفته مي شود. از سوي ديگر ما معتقديم اسلام، پاسخ نياز بشر است، سعادت بشر در زندگي دنيا و آخرت. وقتي اين دو را کنار هم مي گذاريم، حمايت از زنان که در موضع ضعف هستند، مي شود؛ حرکتي در جهت احياي اسلام يعني نگاه و اعمال افراد در اين ارتباط بايد حرکت رفع تبعيض از زن و حمايت از او باشد. اين مي شود وظيفه همه. اگر اين شد، مي شود گفت اسلامي عمل مي شود. نگرش اسلام اين است که زن و مرد به لحاظ انساني با هم مساوي هستند و بر همين اساس بايد ابزارها و بستر رشدشان فراهم شود، هم زنان و هم مردان. نکته اين است که زنان از اين بسترسازي و از در اختيار داشتن اين ابزارها محروم ترند. جمهوري اسلامي هم ادعا و هم تلاشش بايد اين باشد تا در داخل کشور بستر لازم را براي زنان فراهم کند و اين الگو را به دنيا هم معرفي کند. خب الان وضعيت زنان با تعريف هاي جامعه يي اسلامي فاصله دارد. اين مساله بايد درست شود و به همين دليل ما تکليف داريم که در حوزه زنان کار کنيم. اردي بهشت راهي بود براي اين مسير. اگر اردي بهشت بود، بود، اگر نبود کار ديگري مي کنيم.

- شما گفتيد که شرايط امروز ما زنان برمي گردد به اينکه در اين سال ها چه کار کرديم. از سوي ديگر معتقديد وضعيت زنان با شرايط مطلوب فاصله زيادي دارد.

خطايي که ما زنان تا الان داشته ايم اين بود که اجازه داديم نگاه ابزاري به زنان ادامه داشته باشد. از همان اول که راي مي داديم فرصت ها را در اختيار مردان مي گذاشتيم. در حالي که وقتي از عملکرد مردان در ارتباط با حل و رفع مشکلات زنان ناراضي هستيم بايد با همين قاعده مردمسالاري ديني وارد عمل شويم. جامعه ما جامعه مدني است پس از ابزارهاي جامعه مدني بايد براي پيشبرد اهداف مان بهره ببريم. با تشکل و هماهنگي بايد بتوانيم نيروهايمان را مديريت کنيم. نکرده ايم. ما خودمان عرصه هاي قدرت را به مردان واگذار کرديم و اجازه داديم از ما استفاده ابزاري شود و تا وقتي با وحدت و انسجام حضور اجتماعي خودمان را بازنگري و بازتعريف نکنيم، همين است. چرا برنامه اردي بهشت تعطيل مي شود؟ چون زنان نه قدرت سياسي دارند، نه بلندگو. چرا نمي توانند آنچه را در عرصه اجتماعي مي خواهند، داشته باشند؟ خطاي دوم مان، اعتماد بيش از اندازه ما به افرادي بوده که شايد آدم هاي خوبي باشند ولي ذهن شان با مشکلات زنان آشنا نيست و اصلاً حل مشکلات زنان برايشان اهميتي ندارد. واقعاً چرا بايد تا اين اندازه به آنها اعتماد کنيم؟ مگر خودمان چه ايرادي داريم که بخواهيم مردان يا زنان در خدمت مردان مشکل ما را حل کنند؟ نگاه ابزاري به زن در حضور سياسي و اجتماعي زنان خودش را نشان داده است. به دليل رقابت براي به دست گرفتن مراکز قدرت، جناح هاي مختلف شکل مي گيرند. اما باز در اين جناح ها هم زنان ابزاري شده اند براي ايجاد فرصت براي به قدرت رسيدن مردان. در اين احزاب به زن ها سهميه و جيره مي دهند و باز اين سهميه را هم مردانه تعريف مي کنند. ما زنان توانمند، متعهد، مدير و مدبر کم نداريم. معتقدم مسائل زنان فراجناحي است. زنان بايد ابتدا اهداف، مشکلات و معضلات خودشان را دسته بندي و اولويت بندي کنند و بر همين اساس با هم به انسجام و اتحاد برسند. همان زناني که در انقلاب سهم بيشتري داشتند در اين سال ها از مراکز قدرت چه سهمي برده اند؟ نمي شود همواره به مردان اعتماد کنيم تا آنان براي ما تصميم گيري کنند. نتيجه تصميم گيري مردان را هم در ماده23 لايحه حمايت از خانواده ديديم. هر چقدر زمان از دست بدهيم همين طور به عقب مي رويم. ما زنان در حق خودمان کوتاهي کرديم.

-الان بايد براي جبران اشتباهات چه کار کرد، چه راهکار و پيشنهادي داريد؟

ما انتخابات رياست جمهوري آتي را در پيش داريم. ماده 23 لايحه نشان داد به يک نقطه چرخش سير نزولي در ارتباط با زنان رسيده ايم. آنچه در جريان است، نشان مي دهد دولتمردان نسبت به زنان چگونه فکر مي کنند و چه کار مي کنند. چقدر انرژي ما زنان در اين يک سال هدر رفت تا توانستيم جلوي تصويب نشدن اين ماده را در مجلس بگيريم.جاي تاسف اين است که اين تهمت ها به اسلام عزيز است. نگاهي که اسلام را سياه، متحجر و خشن نسبت به زنان نشان مي دهد و اين واقعاً خطرناک است. فکر مي کنم طرح چند سوال شفاف را مطرح کنيم و از کانديداهاي رياست جمهوري و بعد از آن از کانديداهاي مجلس و از مسوولان بپرسيم و از آنان پاسخ بخواهيم. پاسخ روشن و شفاف و نه حرف هاي کلي. نگذاريم اين مساله به سکوت بگذرد، که نگاه شان به مسائل زنان چيست و در ارتباط با زنان مي خواهند چه کنند؟ ما زنان در هر جايي مي توانيم صداي اين سوالات را بلند کنيم. اين سوالات را به گوش جامعه برسانيم و بعد پاسخ بخواهيم تا مشخص شود طرح و نقشه و برنامه شان نسبت به زنان چيست. بايد پاسخ بخواهيم و به کلي گويي ها بسنده نکنيم. زنان، تاج سر ما هستند، زنان در اسلام کرامت دارند. درست است که زنان در اسلام کرامت دارند اما شما چگونه مي خواهيد اين کرامت انساني را در انديشيدن، در بستر اجرا و در زندگي جاري و عملي کنيد. آيا زنان در اين جامعه تحقير نمي شوند؟ قوانين حمايتي نسبت به زنان چگونه است؟ براي فرهنگ سازي در حفظ کرامت انساني زنان چه برنامه هايي داريد؟ بعد از پاسخ به اين سوالات بايد بگويند که با چه استراتژي، چه برنامه و چه طرح هايي مي خواهند عمل کنند؟ آيا زنان به عنوان نيمي از جمعيت اين کشور که همواره آراي بيشتري در انتخابات نسبت به مردان داشته اند، اينقدر ارزش ندارند که بدانند قرار است چه تصميمي براي آنان گرفته مي شود؟ 35ميليون زن بايد بدانند نگرش کانديداهاي رياست جمهوري نسبت به آنان چگونه است. اگر کرامت انساني زن مراعات نشود خانواده ناسالم خواهد بود و در نتيجه فرزندان در يک خانواده ناسالم رشد خواهند کرد. زن، اïم و ريشه خانواده است و حفظ حرمت، کرامت و هويت انساني او حفظ خانواده و جامعه سالم است. اين سال ها کافي بود که به ما نشان دهد تغيير نگرش مردان نسبت به زنان خودبه خود اتفاق نمي افتد و يک برنامه ريزي و حرکت سياستمدارانه لازم است.

ادامه در صفحه 14
نامه مردم
«به خانه برمي گرديم» يا به جامعه؟
خدمت مشاور محترم رئيس صدا و سيما در امور زنان

سلام خانم پروين سليحي

با ارسال اين نامه مي خواهم از شما تشکر کنم. از آنجا که شما جزء آن دسته از شخصيت هايي هستيد که دسترسي آسان به شما براي ما جود ندارد صلاح ديدم از اين طريق صداي خودم را به گوش شما برسانم و از زحمات شما و همکاران تان قدرداني کنم. حال که با مساعدت شما همه شبکه هاي تلويزيوني همه هفته و هر روز برنامه آشپزي دارند ديگر هيچ وقت من و همسرم سر غذا با هم دعوايمان نمي شود. به يمن زحمت هاي شما من ياد گرفته ام کوفته ريزه چطور درست مي شود و چگونه مي توان آن را لابه لاي انواع پلوهايي که با سبزيجات مختلف آميخته شده اند قرار داد و هر روز غذايي تازه جلوي شوهر گذاشت تا کانون گرم خانواده رو به سردي نرود. ياد گرفته ام خورش هاي سنتي مثل فسنجان و بادمجان را چطوري تزئين کنم که شبيه غذاهاي مدرن امروزي باشند. ياد گرفته ام اسپاگتي با پاستا فرق دارد و ديگر به همه آنها ماکاروني نمي گويم. ياد گرفته ام حتي با چغاله بادام و پسته خام ترشي درست کنم و با هويج پاپيوني مربا. ياد گرفته ام کوسن بدوزم و روي آن را گلدوزي کنم. همين طور درست کردن و رنگ آميزي انواع گل هاي آپارتماني از من برمي آيد. اندکي هم غذاهاي ايتاليايي، چيني و ژاپني بلدم و کمي هم به درست کردن دسرها وارد شده ام. اما... اما گاهي فکر مي کنم همه اينها کافي نيست. من زني خانه دارم و تا ديپلم بيشتر درس نخوانده ام. وقتي چند روز پيش دخترم از من پرسيد بسياري از دوستانش با پسرهاي فاميل خود رفتاري دوستانه دارند و به هم «سي دي» بازي يا درسي قرض مي دهند آيا او هم مجاز است اين کار را بکند يا نه من نمي دانستم چه جوابي بدهم. من نمي دانستم بايد چقدر به دخترم آزادي بدهم و کجاها بايد او را محدود کنم. يا وقتي يکي از دوستانم از اين حرف مي زد که دختر خواهرش شروط ضمن عقد براي داماد گذاشته و حقوقي مثل مسکن و سفر به خارج از کشور را از آن خود کرده نمي دانستم کار آن عروس قانوني است يا نه و از آن مهم تر نمي دانستم چنين کاري چقدر خداپسندانه است. همين طور گاهي پيش مي آيد که دخترم از من مي خواهد برود در خيابان محله خودمان دوچرخه بازي کند اما چون او در دوره راهنمايي درس مي خواند و قدش بلند شده من اجازه نمي دهم. دخترم هم مدام اعتراض مي کند مگر او چه فرقي با برادرش دارد که دو سال هم از او بزرگ تر است و به راحتي با دوچرخه همه جا مي رود. من هر چقدر توضيح مي دهم که اين کار وجهه بدي دارد قانع نمي شود و روي حرف خودش مي ايستد و گاهي دعوايمان مي شود. مي خواهم از شما خواهش کنم اگر امکان دارد برنامه هايي هم در اين زمينه تهيه کنيد که به مادرهايي مثل ما آموزش بدهد با اين سرکشي هاي دختران و پسران مان در دوره بلوغ چطور کنار بياييم؟ يا توضيح بدهد چطور مي توانيم دختران مان را قانع کنيم بعضي از کارها در ايران براي آنها خوب نيست و آنها با پسرها فرق دارند. دختر من تازگي ها مدام از گرفتن حقش حرف مي زند و به من مي گويد «من نمي خواهم زندگي ام شبيه زندگي تو باشد. من هيچ فرقي با برادرم ندارم و بايد به اندازه او آزادي داشته باشم.» و من نمي دانم چطور به او بفهمانم که در فرهنگ ما زنان مجاز نيستند بسياري از کارها را انجام دهند. از قديم در اينجا بين زن ها و مردها فرق زيادي بوده و خيلي از کارهايي را که آنها مي توانند انجام دهند براي ما زن ها قدغن بوده. رويم نمي شود به او بگويم من هم مثل پدرش خيلي وقت ها که از دست اين زندگي خسته شده ام دلم مي خواسته شب هاي باراني با ماشين بروم بيرون و تنهايي براي خودم رانندگي کنم اما خب نه شوهرم اجازه مي دهد و هم اينکه اگر همسايه ها ببينند چه توضيحي مي توانم به آنها بدهم. دلم مي خواهد به او بفهمانم من هم گاهي اوقات کلافه و مستاصل مي شوم و دلم مي خواهد چند روزي تنها به سفر بروم. اما اينجا ايران است و نمي شود چنين کارهايي کرد. هر چه هم اينها را توضيح مي دهم به خرج دخترم نمي رود و اصلاً تازگي ها خيلي پررو و کله شق شده است.

اگر براي شما امکان دارد به همکارانتان دستور بدهيد برنامه هايي هم در اين زمينه ها بسازند که ما مادراني که اصطلاحاً متعلق به نسل قبلي هستيم بهتر بتوانيم حرف بچه هايمان (مخصوصاً دخترها) را بفهميم و بتوانيم جواب آنها را بدهيم.

خيلي متشکرم و از برنامه هاي خوبتان تشکر مي کنم.

امضا محفوظ، يکي از بينندگان شما
آخرين تغييرات آزمون کارشناسي ارشد
معاون سازمان سنجش آموزش کشور با بيان اينکه ثبت نام آزمون کارشناسي ارشد سال 88 از روز يکشنبه 12 آبان آغاز مي شود، گفت؛ ثبت نام اين آزمون تا 20 آبان ادامه خواهد داشت. دکتر خدايي در گفت وگو با ايسنا درخصوص تغييرات آزمون کارشناسي ارشد سال 88 نسبت به سال گذشته با بيان اينکه کليات آزمون کارشناسي ارشد سال 88 همانند آزمون سال 87 است، گفت؛ در آزمون کارشناسي ارشد ناپيوسته سال 88 دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي کشور براي حدود 8 رشته تغييرات در مواد امتحاني ايجاد شده و در برخي رشته ها نيز دروس ادغام و مواد امتحاني کاهش يافته است. وي با اشاره به برگزاري آزمون کارشناسي ارشد 87 در روزهاي23 تا 26 بهمن ماه اظهار کرد؛ ثبت نام اينترنتي آزمون کارشناسي ارشد ناپيوسته سال 88 از طريق سايت اينترنتي سازمان به نشاني www.sanjesh.org از صبح روز يکشنبه 12 آبان ماه آغاز مي شود و تا دوشنبه20 آبان ادامه دارد.
کاري که تنها ساعتي 400 تومان دستمزد دارد
کار سياه؛ بحران خاموش
مسعود رفيعي طالقاني

اگرچه عبدالرضا مصري وزير رفاه دولت نهم تاکنون بارها از بي اهميت بودن اعلام خط فقر سخن گفته و در خلال سخنانش تاکيد کرده است اعلام اين شاخصه معيشت اجتماعي، سبب ايجاد انگيزه منفي در جامعه مي شود و تنها افرادي را وادار به پذيرش فقر مي کند، اما بيراه نيست اگر بگوييم خط فقر شاخصه يي مهم براي نشان دادن وضع عمومي اجتماع و همچنين ناکارآمدي سياست هاي اقتصادي در از بين بردن فواصل طبقاتي است. پس جهت گيري هاي مديران دولتي پيش و بيش از آنکه سويه يي استراتژيک و روانشناختي داشته باشد، مسيري سياسي را طي مي کند. چه آنکه اعلام شاخصه هاي تاثير گذار در وضع عمومي اجتماع در جوامع پيشرفته، امري اجتناب ناپذير محسوب مي شود و دولتمردان موظفند با اعلام آنها در برابر افکار عمومي پاسخگو باشند و اين از قواعد نخستين نظام هاي دموکراتيک است؛ پاسخگويي در برابر افکار عمومي با ارائه آمارها و ارقام.

ذکر اين مقدمه اما راه را براي ورود به بحثي هموار مي سازد که به رغم فراگيري در جامعه ما، سخن چنداني از آن به ميان نيست؛ بحثي که اگر در جوامع مدرن به مهاجران تازه وارد مربوط مي شود، در جامعه ما دامان قشر وسيعي از طبقات فرودست اجتماع را فراگرفته است.

کار سياه؛ اين واژه را شايد بسيار شنيده باشيد. کار سياه به معناي فعاليت اشخاص بدون در نظر گرفتن جايگاه اجتماعي، تحت نظارت کارفرمايي که از قوانين کار تبعيت نمي کند و کارگران تنها به عنوان اشخاصي که امور کارگاه را رفع و رجوع مي کنند، است. در اين کار نه براي کارگران حقوق و دستمزد مکفي براي گذران امور زندگي در نظر گرفته مي شود و نه براي آنها مزايايي همچون بيمه، سنوات و ديگر فاکتورهاي قانون کار لحاظ مي شود.

کار سياه تنها مجالي است براي اشتغال کاذب افراد تا از آن طريق با درآمدي اندک فقط و فقط امور نخستين زندگي خود را بگذرانند. تنها کافي است سري به صفحات نيازمندي هاي روزنامه هاي کثير الانتشار بزنيد تا از اوضاع استخدام افراد در کارهاي سياه مطلع شويد. روزانه ده ها آگهي در صفحات نيازمندي هاي استخدام روزنامه ها منتشر مي شوند تا افراد را با کمترين حقوق و مزايا به استخدام درآورند و از آن طريق نقش قابل توجهي در پروژه هاي اشتغال زايي ايفا کنند.

کارهاي سياه نرخ اميد به زندگي را در ميان طبقات فرودست اجتماع نه افزايش که کاهشي چشمگير مي دهند. خاصه آنکه دولت نيز به رغم نديده گرفتن چنين کارگاه هايي مي کوشد استخدام در آنها را در زمره اشتغال زايي به حساب آورد. چه آمارهاي غيرواقعي بيکاري همه نشان از اين نکته دارد.

امروز سخن گفتن از کار سياه چون يک آسيب اجتماعي، بيراه نخواهد بود.

کارگران کارهاي سياه از کمترين اميد به آينده رنج مي برند و به نظر نمي رسد خود هرگز اين کار را به مثابه اشتغال بنگرند چرا که درآمدهاي حاصل از آن به هيچ عنوان پاسخگوي ابتدايي ترين نيازهاي افراد هم نخواهد بود.

مرتفع شدن موج بيکاري در شرايط کنوني جامعه ايران که مسوولان دولت نهم چندي است وجود تورم و افزايش آن را پذيرفته اند از همين رهگذر است که منجر به افزايش کارهاي سياه شده است؛ کارهايي که براي طبقات آسيب پذير اجتماع نه به مثابه درد که امروزه به عنوان تنها اميدشان به ادامه حيات محسوب مي شود.

اگرچه اين روزها از گفتار مسوولان بر نمي آيد که کارهاي سياه را به رسميت بشناسند اما واقعيت چيز ديگري است. کارگاه هاي بسياري در حاشيه شهر تهران يافت مي شوند که کارگرانش به ازاي هر ساعت کار تنها از 400 تا 600 تومان دستمزد دريافت مي کنند که جمع ماهانه آن به ازاي هشت ساعت کار روزانه، چيزي برابر 90 تا 120 هزار تومان خواهد بود. اين در حالي است که در خوشبينانه ترين حالت، اکنون در پايتخت بي سر و ساماني چون تهران که معضلات بسياري را پيرامون خود دارد، ديگر نمي توان خانه يي يافت که اجاره بهاي ماهانه آن کمتر از 200 هزار تومان باشد.

از سوي ديگر بيشترين آمار کارگران مشغول به کار در کارگاه هاي کار سياه را زناني تشکيل مي دهند که يا از اعتياد همسران شان رنج مي برند يا به هر دليلي همسران شان را از دست داده اند و غالباً مسووليت فرزندي را نيز برعهده دارند و نبود نظارت اداره اماکن به دليل بدون مجوز بودن، بر اين کارگاه ها، خود مي تواند اثرات جبران ناپذير ديگري را نيز به همراه داشته باشد چرا که هيچ کس نمي تواند ارتباط تنگاتنگ آسيب هاي اجتماعي با يکديگر را انکار کند. اگرچه هنوز هم وقتي از اعتياد سخن مي رود، جاي واژه فراگير فقر خالي است.

در اين شرايط اگرچه به نظر نمي رسد وجود چنين کارگاه هايي به هيچ عنوان توسط وزارت کار و ساير نهادهاي مسوول در دولت رصد شود اما از سويي در صورت شناسايي و عزم بر مقابله با کارگاه هاي کار سياه هم هيچ راهکار عملي براي مقابله با آنها وجود نخواهد داشت. سخن گفتن از بحران خاموشي نظير کار سياه البته مجال بيشتر مي طلبد تا به همت چندين گزارش ميداني مفصل، پرده از آنچه در کارگاه هاي گوشه و کنار کلانشهرها مي گذرد، برداشته شود. اگرچه حاشيه نشينان هنوز هم در حاشيه اند و شايد پيش از سراغ گرفتن از کارهاي سياه، بايد فکري به حال حاشيه نشيناني شود که بيشترين جمعيت هدف کارهاي سياه را تشکيل مي دهند.
عناوين اين صفحه
اردي بهشت به ارديبهشت نرسيد
«به خانه برمي گرديم» يا به جامعه؟
آخرين تغييرات آزمون کارشناسي ارشد
کار سياه؛ بحران خاموش

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام