پنج شنبه، 9 آبان 1387 - شماره 1807
   
 
صفحه نخست :: هفته نامه :: تاريخ ايران
تخت جمشيد نگين امپراتوري پارس

قاسم آخته

تاريخچه؛ ايران يکي از قديمي ترين مکان هايي است که هنر معماري و شهرسازي را آغاز کرد. آثار معماري که در ايران بنا شده داراي يک وجه مشترک است و آن اينکه تداعي کننده روح ملي، اعتقادي و آداب و رسوم پارسيان است. قدمت عمران و آباداني در ايران به پيشداديان مي رسد؛ زماني که جمشيد جم، هوشنگ، کيومرث، فريدون و ديگران هر يک منشاء خدماتي در اين زمينه شدند. بعدها در تاريخ مادها آثار خوبي از خود بر جا مي گذاشتند. در عصر هخامنشي تداوم و تکميل هنر معماري ايران را توسط اين قوم تمدن ساز شاهديم به علاوه هخامنشيان به ديدگاه ها و قضاوت ملل آن روز اعم از دور يا نزديک درباره خودشان و آنچه از خود بر جاي مي گذارند اهميت فراوان مي دادند، بنابراين در ساخت تخت جمشيد که شاهکار هنر ايران است از ايده هاي مختلف، طراحان، کارگران و اقلام ساير ولايات بهره گرفتند که چهره يي جهاني به آن بدهند. آنچه در تخت جمشيد خودنمايي مي کند قبل از هر چيز، شکوه اقتدار پارسيان است. به علاوه احداث آن در دامنه کوه مهر (رحمت) حائز اهميت است.

ساختار معماري

اوج هنر عصر هخامنشي در ساخت، طراحي و معماري تخت جمشيد نمايان است. ابزار، مصالح، سنگ ها، مواد به کار رفته و جنس مصالح به کار رفته در ساخت تخت جمشيد از آن دورنما و چشم اندازي ساخته است که ديودور سيسلي مورخ يوناني عهد باستان درباره آن گفته است؛ شهري که در زير آفتاب همانند آن وجود ندارد. مصالح تخت جمشيد هرکدام از يکي از سرزمين هاي تابعه امپراتوري تهيه شد و در شيوه و سبک معماري و مهندسان طراح، کارگران از سبک هاي آشوري، مصري، يوناني البته کمتر بهره جسته شده و کارگران هم بيشتر از هند و ساير ممالک به کار گرفته مي شدند.

معماري آشوري بيش از ساير معماري ها بر ساخت تخت جمشيد تاثير گذاشته است به عبارت ديگر معماران تحت تاثير آثار نينوا پايتخت دولت آشور بودند. صفه ها، گاو بالدار، پله ها، کنده کاري، نقش برجسته و پاگردها، صورت هاي درگاه و تنديس هاي بزرگ در مدخل ورودي بنا از جمله آثاري هستند که متاثر از معماري آشوري ساخته شده اند. با اين وصف ساخت ستون ها و سرستون ها مختص هخامنشيان است و از جايي اقتباس نشده است به خصوص سرستون ها و شيارهايي که روي ستون ها تعبيه شده اند. هخامنشينان به ستون سازي اهميت فراوان مي دادند. اگرچه در ساخت همين ستون ها هم حضور سبک معماري معابد و آرامگاه هاي فراعنه مصري را شاهديم اما پس از فتح مصر توسط کمبوجيه در سال 525 ق. م ايرانيان با اين سبک هاي معماري آشنا شدند اگرچه خودشان معبد و محراب نداشتند. به استثناء معبد آناهيتا و مهر. حيواناتي همانند گاو و شير و نباتات و گل و گياه نزد هخامنشيان منزلت خاصي داشتند از اين رو در سرستون هاي تخت جمشيد نمادهاي گاو و شير ديده مي شود و در دست پادشاه به علاوه عصا، گل هم ديده مي شود.

در واقع تالار خشايارشاه که در روزهاي به خصوصي با شکوه در آن بر تخت مي نشست و بار عام مي داد و نمايندگان ملل تابعه را مي پذيرفت، زيباترين چشم انداز تخت جمشيد است.

در ضلع شرقي و غربي ديواره هاي پله ها نقوش برجسته زيبا و حيرت انگيز سربازان پارسي را مشاهده مي کنيم. اين سربازان که براي ايران و پارسيان حماسه هاي جاودانه آفريدند در صفوف منظم با لباس و جنگ افزارهايشان که شامل نيزه بلند پارسي، کمان و زه بر شانه راست و جعبه و تيردان بر پشت آنها است ديده مي شوند. در رواق شرقي هم نقوش خدمتکاران، ارابه هاي جنگي، درباريان و نگهبانان کاخ قرار دارند. نمايندگان ملل با هداياي شان در بخش ديگر قابل رويت اند. در واقع تخت جمشيد تبلور نماي سياست ها، اعتقادات و مشي حکومتي، فرهنگي و اجتماعي و نظامي ايران پارسي است. نقوش برجسته شهريار نيز در سه حالت جلوه گر شده است؛ اول در حالت نيايش، دوم جدال با شير به عنوان سمبل قدرت و سوم نشسته بر تخت. اين حالت ها هر کدام بيانگر جايگاه او در فرهنگ و بافت اجتماعي و اعتقادي ايران کهن است. شاه نماينده اورمزد مظهر قدرت و جنگندگي و اتحاد ملي و طالب خير و صفا و رفاه براي بشر خواه پارسي و خواه قوميت هاي ملل ديگر بوده است.

اگر آرامگاه ساخته دست پارسيان باشد مقابر شاهان هخامنشي که در دل کوه کنده شده ملهم از آرامگاه فراعنه مصر هستند. نقش برجسته هاي تخت جمشيد شباهت فراوان به آثار کشف شده در نينوا دارد اما در طراحي لباس موجود بر تن پيکره ها برخلاف آشوريان، چين و شکن و تاخوردگي ديده مي شود.

در هنر ايراني عصر باستان به خصوص دوره هخامنشي خلاقيت و نوآوري را مي بينيم. به عبارت ديگر الگوهاي معماري مصر و حتي يونان و ديگر نقاط تحت سلسله هخامنشي تبلور خود را در شاهکار معماري اين سلسله يعني تخت جمشيد مي يابد. اين مساله البته ارتباط مستقيمي با ديد فرامليتي مدارا و احترامي دارد که پادشاهان هخامنشي و پارسيان براي اقوام ساير ملل قائل بودند.

سليقه و عقيده پادشاه در هنر ايراني تاثير چشمگير دارد. در واقع هنرمند پيرو آن چيزي است که پادشاه مي خواهد. در تخت جمشيد اين موضوع نمايان است. اين اثر در تامين مصالح مشکل چنداني نداشت. در نزديکي آن معادني بزرگ از سنگ هاي آهکي رگه دار و مرمر در دل کوه قرار داشت و وجود اين رگه ها کار برش، تسطيح و هم شکل ساختن و تراش آنها را آسان مي کرد. الوارهايي که براي نگهداري سقف استفاده شده از چوب سدر تهيه شده اند. کنگره هاي مصنوعي سقف بنا از آشور تقليد شده و پلکان هاي فراخ و زيباي آنکه مشتمل بر 106 پله به عرض 25/4 سانتي متر است و صفه هايي که تالار صدستون را به کاخ خشايارشاه وصل مي کند. پله ها حلقه اتصال صفه هايي هستند که کاخ داريوش و پسرش خشايارشاه بر آن ساخته شده اند.

تخت جمشيد در واقع يک مرکز فرهنگي پارسيان بود و بيشتر براي انجام مراسم خاص همانند جشن ها و آيين هاي ملي به خصوص نوروز مورد استفاده واقع مي شد. در نوروز پادشاه هداياي ملل تحت سلطه امپراتوري را دريافت مي کرد و استراحتگاه و محل توقف مهمانان و مسافران در حاشيه آن قرار داشت. تخت جمشيد صرفاً مقر پادشاهان هخامنشي نبود. اين اثر نمادهاي فراواني را در خود دارد. به عبارت ديگر همه چيز تحت تاثير فرهنگ ايراني و دنباله رو آن است. هر فردي که بر تخت جمشيد قدم بزند به واسطه چشم انداز زيبا و غرورانگيز آن احساس سربلندي،تواضع و شادماني مي کند. احساسات نياکانش را از لابه لاي ستون ها مي شنود. گويي آنها زمزمه يي آشنا را در گوش فرزندان شان نجوا مي کنند. در ابتداي تمامي کتيبه هاي هخامنشي به عنوان تنها اسناد مکتوب و مستند نام اورمزد خداي يکتايي که از جانب آنها پرستش مي شد قرار دارد. زيرا نزد آنها پايبندي به اين اصول و موازين اهميت داشت. ايرانيان با احداث اين بنا مي خواستند همت والا، توانايي ها و انديشه هاي مادي و معنوي شان را به همگان نشان دهند.

فقدان منابعي که به علل مختلف از بين رفته اند، مانع از آن است که بتوان در مورد فلسفه ساخت آن سخن گفت اما تخت جمشيد اثري است که در هيچ جاي گيتي همتاي خود را سراغ ندارد. همه پادشاهان هخامنشي که از خود اثري در تخت جمشيد بر جا گذاشته اند پس از حمد و سپاس اورمزد بشر را به پيروي او و نيکي ها دعوت کرده و به نوعدوستي و صفا و شادي سفارش مي کنند. داريوش به موازين انساني و دستگيري از قشر ضعيف بيشتر تاکيد مي کند. آنها خدايان ساختگي را مطرود مي دانند.

تخت جمشيد روي سکويي سنگي احداث شده که اطراف آن را 43 ديوار از جنس سنگ هاي بدون ملات دربرمي گيرد. اين سنگ ها به وسيله آهن و سرب به يکديگر متصل شده اند که ارتفاع آنها در برخي نقاط به 18 متر مي رسد. مساحت سکويي که ساختمان تخت جمشيد بر آن قرار گرفته 13500 مترمربع در ابعاد 450 +300 متر است و آبراهه زيرزميني به طول دو کيلومتر هم به دل کوه راه دارد. يونانيان به تخت جمشيد، پارسه پوليس، شهر پارسيان مي گفتند، اما آشيل در تراژدي پارسيان آن را به نام پرسپتوليس خوانده است. در آثار مورخان قرون اوليه اسلامي از اين بنا تعابير مختلفي شده است.1

کتيبه ها؛ الواح گلي، پيکره ها و کتيبه هاي تخت جمشيد صرف نظر از آنکه نشان دهنده فهم و دانش و هنر پارسيان است تنها مندرجات معتبر آن دوره هستند. در اين آثار شرح کاملي از تاريخ و عوامل سازنده، ميزان دستمزدها و هداياي شاهانه به کارگران و معماران قوانين اجتماعي و ديني و بسياري متون ديگر که فرهنگ اعتقادي ايرانيان را توضيح مي دهد، صورت دقيق پرداخت ها، خوار و بار، موادغذايي اعانه و فوق العاده دريافت ها ثبت شده اند. وقتي که مردمان ساير سرزمين ها روح بشردوستي، سخاوت و بلندنظري پارسيان را ديدند مجذوب آنها شدند. کتيبه ها اين واقعيت را به ما مي گويند.2 پادشاه هداياي هر مليت را که در نوروز به حضور او آورده مي شد فارغ از ارزش کمي و کيفي آن هر چه که بود با گشاده رويي و طيب خاطر مي پذيرفت و در عوض هديه يي مناسب به آنها مي داد. تبسم خاطري که بر لبان سه مجسمه داريوش، خشايارشاه و ديگر بزرگان پارسي نقش بسته است. پوشش زنان در آثار هخامنشي از يک قاعده که برگرفته از ديدگاه آنان بوده، تبعيت مي کند. تصوير برهنه زن را هيچ گاه در اين دوره نمي بينيم. در تخت جمشيد هم با پوشش مناسب ظاهر شده اند. ملکه که داراي کياست و زيرکي بود در نبود پادشاه امور کشوري را در دست داشت اما در مجالس مردان حاضر نمي شدند.

به طور کلي از مجموع کاخ هاي تخت جمشيد، آپادانا و تچر توسط داريوش، کاخ هديش و دروازه ملل و سيله خشايارشاه و بقيه پادشاهان اعم از اردشير اول و دوم، داريوش دوم و سوم و... هر يک برحسب توانايي هاي خود به وسعت آن افزودند. دخمه يي ناتمام را در دهانه جنوبي کوه داريوش که مان ساخت.

بدون شک چراغاني کاخ ها در شب و آمد و شد پرشکوه روزانه بر سنگفرش آن و برگزاري آيين ها از تخت جمشيد يک فضاي رويايي مي ساخت. فضايي که هلهله شادي پارسيان و قوميت ها آن را دل انگيز مي کرد و تا دورترين سرزمين ها مي پيچيد و رونق مجالس بزرگان براي حل و فصل مسائل عمومي و سياسي ايران و امپراتوري تا صبحدم ادامه داشت و به قول هرودوت براي ايرانيان اين نشست ها اهميت فوق العاده داشت.

کاخ آپادانا؛ اين کاخ جهت پذيرايي از مهمانان ملل تابعه و نمايندگان و برگزاري جشن هاي ملي همانند نوروز و مهرگان در فضايي مناسب طراحي و بنا شده به طوري که چشم انداز زيباي آن از دور نمايان است. داريوش به نحوه ساخت اين کاخ رسمي و تشريفاتي توجه داشته است. تالار اصلي کاخ روي 72 ستون محکم به فاصله 9 متر از يکديگر قرار گرفته و داراي سه ايوان است. پلکان شرقي و شمالي و ستون هايي که در نهايت دقت و ظرافت تراشيده شده اند به حدي که در هيچ اثري اين همه وسواس به خرج نداده اند.

کاخ تچر؛ ويژه فصل زمستان و روي صخره هاي کوهستاني بالاتر از کفه اصلي تخت جمشيد احداث شده و نسبت به آپادانا از دورنماي زيباتري برخوردار است. بخشي از آن توسط اردشير يکم تکميل شد. تالار آيينه يي که به سمت تابش خورشيد در ضلع شرقي باز مي شود به عنوان تالار اصلي و مرکزي محسوب شده که 12 ستون، دو رديف 6 تايي و همانند آپادانا ناوداني براي هدايت آب دارد.

دروازه ملت ها؛ براي ورود و خوشامدگويي به اقوام نمايندگان و هر مهماني در هر لباسي که به تخت جمشيد مي آمد ساخته شد و تداعي گر روحيه فرامليتي پارسيان است.

کاخ هديش؛ هديش به معناي نشيمن و کوشک به علاوه تالار صدستون، به دستور خشايارشاه و شامل ايوان شمالي است که 36 عدد ستون، در شش رديف شش تايي دارد. جدال شير و گاو که روي برخي از ديواره هاي بنا حک شده نشان از توجه مردم به اين دو حيوان دارد. اين حيوانات مظهر قدرت، نعمت و باروري بوده اند. شير نشان مهر است. در نبردها هم هيچ کدام بر ديگري غلبه ندارد و اين به معناي عدم نفرت و چيرگي و خشم در روحيه اقوام ايراني بوده است. گل نيلوفر هم علامت شادي، صلح و دوستي در دستان پيکره هاي حک شده پارسي است. يک حوض (سنگ آبه) فراخ در کنار در ورودي آپادانا جهت نگهداري آب هاي متبرک شده تعبيه کرده اند.

-خزانه؛ يک مکان و حفره وسيع کنار تالار صدستون که محل نگهداري اجناس قيمتي، هدايا و اشيا گرانقيمت سلطنتي بود.3

دخمه شاهان؛ شهرياران هخامنشي و به طور کلي ايرانيان به زندگي پس از مرگ باور راسخ داشتند. به همين علت پادشاهان اين سلسله مقبره خودشان را ماندگار کردند. آنها به شکل ظاهري آرامگاه خود اهميت مي دادند.

در دل کوه رحمت مشرف بر تخت جمشيد سه نمونه از اين مقبره ها به چشم مي خورد که به ترتيب با نشان فروهر، تصويري از پادشاه در حال نيايش و کمان در دست تزيين شده اند. اشراف، فرماندهان عالي رتبه و سربازان پارسي در حال احترام و نقش 28 تن از نمايندگان ملل امپراتوري که نقش ها را روي دست نگاه داشته اند مشاهده مي شود. درون دخمه شمالي دو آرامگاه و دخمه جنوبي شش آرامگاه در دل سنگ کنده شده و دخمه سومي در ضلع جنوبي کوه ناتمام مانده است. احتمالاً بروز اختلافات در اواخر حکومت هخامنشي کار ساخت آن را به وسيله داريوش دوم (که مان) نيمه کاره رها ساخته است. در اينجا هم نمايندگان ملل ديده مي شوند منتها نام آنها و نام مليت شان ذکر شده است.

آبراهه؛ راهروي زيرزميني فراتر از قد انسان که به راحتي و به حالت ايستاده مي تواند در آن قدم بزند، از زير کاخ آپادانا و ساير ابنيه مي گذرد و به درون کوه در ضلع شرقي مي رود. اين آ براهه براي تخليه و هدايت آب باران، سيلاب، استحمام، آشپزي و تمامي آب هاي مورد استفاده در تخت جمشيد تعبيه شده است.4

پي نوشت ها؛------------------------

1- در اين مورد ن. ک تخت جمشيد از نگاهي ديگر، حبيب الله پورعبدالله

2- اين کتيبه ها در فاصله سال هاي 1318- 1309 توسط ارنست هرتسفلد، جرج کامرون، اشميت و... به دانشگاه شيکاگو منتقل و ترجمه شدند و در خاکبرداري هاي همان سال ها تمامي آثار ارزشمند به خارج منتقل شدند

3- کاوشگران اکثر اين اشيا را خرد شده يافته اند و معتقدند به دست سربازان مقدوني شکسته شده اند اما برخي هم به دست همين دانشمندان از بين رفته است. تحقيقات شخصي نگارنده از تخت جمشيد تابستان 1381

4- براي آگاهي بيشتر ن.ک شرح اجمالي آثار تخت جمشيد، محمدتقي مصطفوي، چاپ تابان 1330
روزنه يي به تاريخ دفاع مقدس
تاريخ جنگ هشت ساله ايران پس از گذشت نزديک به 20 سال از پايانش هنوز نقاط کور و مبهم زيادي دارد که به همت نويسندگان و رزمندگان بايد روشن و تدوين شود. راحله صبوري يکي از نويسندگان حوزه دفاع مقدس در ششم آبان ماه جاري در اين زمينه به خبرگزاري کتاب ايران (ايبنا) گفت؛ يادآوري خاطرات پس از سال ها که از فضاي جنگ فاصله گرفته شده، براي راوي سخت است. راويان در يادآوري بسياري از مطالب دچار فراموشي و ابهام مي شوند و اين وضعيت، کارها را با تاخير و نقص روبه رو مي کند. وي خاطرنشان کرد؛ با اينکه جنگ سال هاست به پايان رسيده، اما هنوز سينه هاي پر از اسرار زيادي باقي مانده است. به قول مرتضي سرهنگي «گذشت زمان هميشه به ضرر مستندکاران و شفاهي کاران حوزه ادبيات جنگ است.» يک پژوهشگر دفاع مقدس گفت؛ آثار مستندي که در قالب خاطره يا زندگينامه به چاپ مي رسند، اثر پژوهشي محسوب مي شوند. هر کتاب خاطره گوشه هاي تاريک و مبهمي از تاريخ جنگ تحميلي را روشن مي کند.

اين پژوهشگر دفاع مقدس در مورد کارهاي جديد در اين حوزه اظهار داشت؛ بعد از همکاري در تهيه و تکميل اطلاعات کتاب «دسته يک» نوشته اصغر کاظمي، اين توانايي را در خود ديدم که کار مستقلي را شروع کنم. وي افزود؛ اين کار، نگارش يک زندگينامه مستند است که موضوع هاي بسياري در زمينه هاي اجتماعي، عاطفي و انساني در خود جا داده است. اين کتاب در باره زندگي و خاطرات سيدابوالفضل کاظمي يکي از رزمندگان دوران دفاع مقدس و از همرزمان شهيد مصطفي چمران و جاويدالاثر احمد متوسليان در جنگ هاي نامنظم است. او در عمليات هاي کربلاي 5 و 8 فرمانده گردان بوده است. وي درباره روند تکميل اين اثر گفت؛ جلسات مصاحبه با راوي کتاب در 60 ساعت ثبت و ضبط شد که در يکي، دو جلسه اصغر کاظمي نويسنده کتاب «دسته يک» و قاسم يا حسيني نويسنده حضور داشتند و اکنون در مرحله بازنويسي گفت وگوها هستم. صبوري افزود؛ مهم ترين منابعي که براي تکميل گفته هاي راوي به کار گرفته ام، کتاب هاي پژوهشي، نقشه ها و اطلس هاي جنگ هستند. پژوهشگر و دستيار تحقيق کتاب «دسته يک» يکي از نقاط قوت اثر مستقل خود را زبان گرم وصميمانه راوي دانست و اظهار داشت؛ با وجود ناراحتي ريوي حاصل از گازهاي سمي و شيميايي، اگر بيان خاطرات گرم و صميمانه نبود، اين کار سخت و طاقت فرسا مي شد. هدف اصلي من هم اين است که وقتي کتاب خوانده مي شود، گويي مخاطب در کنار راوي نشسته است. وي همچنين خبر داد؛ به عنوان دستيار تحقيق جلد دوم کتاب «دسته يک» مکالمات بيسيمي رزمندگان و فرماندهان عمليات والفجر 8 و دفترچه يادداشت هاي آنان را بررسي مي کند. وي ادامه داد؛ صد سال ديگر، نسل هاي آينده با مطالعه اين آثار به قضاوت خواهند نشست و به واقعيت ها پي خواهند برد. صبوري در پايان گفت؛ بعضي ها زماني که نامي از ادبيات جنگ به گوش شان مي خورد، توپ و خمپاره و ترکش به ياد مي آورند اما در اين جنگ انسان هايي با هزاران اميد و آرزو، غم و شادي حاضر شدند و از سرزمين شان دفاع کردند و اين حالات و احساسات انساني هستند که معمولاً جذابند.
شکل گيري انجمن اسلامي دانشگاه
وقتي من در سال 1327 وارد دانشگاه شدم، دانشگاه تهران حدود پنج هزار دانشجو داشت و از همان ابتداي ورود به دانشگاه به انجمن اسلامي دانشجويان پيوستم. انجمن اسلامي دانشگاه در آن زمان حدود 30 عضو داشت. در دانشکده فني هم از 250 دانشجو، تنها 5 نفر عضو انجمن اسلامي بودند و نکته قابل توجه نيز آن بود که در آن زمان دانشجويان مذهبي مجبور بودند عقيده خود را مخفي کنند.

اگر کسي در منظر عمومي نماز مي خواند يا نام خدا را بر زبان مي آورد، بايد توضيح مي داد. اين جو غيرمذهبي در دانشگاه هم به دليل غيرمذهبي بودن جامعه بود. جامعه ايران از زمان قاجار به سوي تجدد روي کرده بود. اين تجدد از سوي رضاشاه و اعوان و انصارش که پيشگامان شبه مدرنيسم محسوب مي شدند، گرايش به تجدد و تمدن و پيشرفت را به ظواهر محدود کردند. اقدام رضاشاه در متحدالشکل کردن البسه و کشف حجاب با دو برخورد متفاوت روبه رو شد؛ گروهي به استقبال کشف حجاب رفتند و ديگران به مقابله با آن پرداختند. موافقت با کشف حجاب از سوي گروهي از مردم به واسطه حاکميت شبه مدرنيسم بود که به تبليغ مظاهر تمدن اروپايي مي پرداخت و در نتيجه نفي مذهب و اعمال و ظواهر و احکام مذهبي در جامعه رسوخ کرد.

در جايي مانند دانشگاه که فعاليت توده يي نيز زياد بود و زمينه هاي باقي مانده از دوران رضاشاه نيز وجود داشت، گرايش هاي مذهبي بسيار غريب بود و اگر کسي مذهبي بود و نماز مي خواند با وي برخورد مي شد. اين وضعيت تا زماني که جبهه ملي تشکيل شد و دانشجويان مبارز غيرتوده يي در آنجا متشکل شدند، ادامه داشت.

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران در سال 1323 از سوي تعدادي از دانشجويان مسلمان تشکيل شد. موسسين اوليه آن، تا آنجايي که من به خاطر دارم، عبارت بودند از دکتر حسين عالي که هم اکنون هم در قيد حياتند و از پزشکان معروف و برجسته کشور هستند. ايشان پس از فارغ التحصيلي از دانشگاه هم به مبارزات خود ادامه دادند و از فعالان حرکت ملي - مذهبي بودند و به عضويت نهضت آزادي هم درآمدند و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي هم مدتي استاندار لرستان شدند. به جز ايشان آقاي منصور بيگي دانشجوي پزشکي، آقاي مهدوي شهرضايي دانشجوي رشته معقول و منقول، مرحوم محمد نخشب دانشجوي علوم سياسي، آقاي ابن شهيدي دانشجوي رشته پزشکي و چند نفر ديگر نيز در تاسيس انجمن مشارکت داشتند.

نکته يي که در اينجا لازم به ذکر مي دانم آن است که در پاره يي از کتب و مقالات، مرحوم مهندس بازرگان را به عنوان موسس انجمن اسلامي دانشگاه ذکر کرده اند، که اين مطلب صحيح نيست. در آن زمان مرحوم مهندس بازرگان دانشجو نبودند و در زمره موسسين انجمن نبودند ولي دانشجويان با ايشان ارتباط مستمر داشتند و از ايشان براي سخنراني دعوت به عمل مي آوردند و علاوه بر آن، مهندس بازرگان از آنها حمايت هاي مختلف نيز به عمل مي آوردند، ولي انجمن اسلامي مستقل بود.

انجمن اسلامي دانشجويان در ابتداي حرکت خود جهت گيري خاصي از لحاظ سياسي نداشت و اصولاً جرياني فرهنگي بود و همه نوع گرايشي را درخود جاي مي داد و دانشجويان مذهبي که از لحاظ سياسي نيز ديدگاه هاي متفاوت داشتند به عضويت آن در مي آمدند و چون عموماً جريان هاي دانشجويي از ماهيت ثابت و يکنواختي به دليل تغيير اعضاي آن برخوردار نيستند، لذا پس از فارغ التحصيلي ما شاهد آن بوديم که اعضاي انجمن جهت هاي متفاوتي را انتخاب مي کردند.

برگرفته از خاطرات مهندس عزت الله سحابي
عناوين اين صفحه
تخت جمشيد نگين امپراتوري پارس
روزنه يي به تاريخ دفاع مقدس
شکل گيري انجمن اسلامي دانشگاه

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام