
شيرزاد عبداللهي
مرکز پژوهش هاي مجلس اواخر هفته گذشته با انتشار گزارشي تحت عنوان بحران منابع مالي در آموزش و پرورش، کسري 6700 ميليارد توماني بودجه اين وزارتخانه در سال جاري را تاييد کرد. عنوان بحران بر پيشاني اين گزارش که توسط علاء الدين کيا و محمد قاسمي در 26 صفحه تهيه شده است، مويد حساسيت وپيچيدگي مشکلات بزرگ ترين وزارتخانه کشور است.دراين گزارش نظر يکي از کارشناسان سازمان مديريت درج شده که معتقد است؛ «سيستم مديريت دولتي آموزش و پرورش از نظر بلعيدن هزينه چاه عميقي است که هرگز پر نمي شود و هرچه بودجه بيشتري به اين دستگاه اختصاص مي يابد، کسري بودجه آن نيز بيشتر مي شود.» اما تنها اين کارشناس نيست که چنين نظري دارد. مقامات سابق و وزير کنوني هم مديريت دولتي را عامل تداوم بحران مي دانند. اما نکات جالب ديگري نيز در اين گزارش ديده مي شود. از جمله اينکه در سال 1370 اعتبارات آموزش و پرورش 3/19 درصد بودجه عمومي دولت بوده اما اين نسبت در سال 85 به 7/11 درصد کاهش يافته است.
از نجفي تا علي احمدي
در کنار نظر کارشناس سازمان مديريت اظهارنظر سه تن از مقامات پيشين آموزش و پرورش نيز بيان شده است. از قول محمدعلي نجفي نقل شده آموزش و پرورش با اتکاي صرف به منابع دولتي در قالب بودجه سنواتي غيرممکن است که بتواند مشکلات خود را حل کند. حداد عادل نيز با اشاره به سابقه خود در آموزش و پرورش مي گويد؛ «هر راهي را که رفتم و طالب هر اصلاحي که بودم و هر تحولي که مي ديدم به اقتصاد ختم مي شد. اگر دولت نمي تواند بودجه لازم را در اختيار آموزش و پرورش بگذارد، آيا سرمايه گذاري بخش خصوصي به نوعي الگوسازي و ايجاد تحرک و تشويق براي خود دولت منجر نمي شود؟» مرتضي حاجي نيز مي گويد؛ «منابع دولتي ما کفايت نمي کند که يک آموزش و پرورش مطلوب يا حداقلي را تامين کند. يک قرص نان دارم و20 نفر آدم گرسنه، منابع دولتي براي اجراي اصل 30 کفايت ندارد. اگر مي خواهيم در 20 سال آينده سرآمد باشيم با آموزش دولتي موجود و امکانات اينچنيني اين امر محقق نخواهد شد.» عليرضا علي احمدي وزير کنوني نيز پس از چند ماه کشمکش با مشکلات آموزش و پرورش در سخنراني هاي خود از واگذاري مدارس به تعاوني هاي معلمان و بازنشستگان سخن گفته است.
هزينه ها دوبرابر بودجه مصوب
در اين گزارش مي خوانيم که در 18 سال گذشته، آموزش و پرورش هر سال ميانگين کسري 30 درصدي بودجه را تجربه کرده است. بودجه مصوب سال جاري 6900 ميليارد تومان است اما عملکرد بودجه با توجه به رشد 12 درصدي افزايش سنواتي حقوق ها و اجراي بازنشستگي پيش از موعد کارکنان، 11500 ميليارد تومان برآورد شده است. ميزان کسري اعتبارات سال جاري بالغ بر 4600 ميليارد تومان است که با احتساب 2100 ميليارد تومان کسري سال گذشته که به امسال منتقل شده است، کسري بودجه امسال به رقم باورنکردني 6700 ميليارد تومان مي رسد. کسري امسال تقريباً برابر بودجه مصوب سال 87 است. چنين فاصله يي بين بودجه مصوب و عملکرد اعتبارات بي سابقه است. دفتر بودجه آموزش و پرورش به دليل ضعف کارشناسي قادر به پيش بيني اعتبار مورد نياز وزارتخانه نيست و مديران ارشد اين دستگاه هم قدرت چانه زني محدودي دارند و توان دفاع از برآوردهاي بودجه يي خود را ندارند و به عبارتي در مقابل مديران و کارشناسان خبره سازمان مديريت کم مي آورند. نتيجه چنين فرآيندي کسري مزمن بودجه به مانند يک بيماري کهنه در آموزش و پرورش است.
چگونه کسري بودجه را صفر کنيم
اگر بخواهيم کسري بودجه اين وزارتخانه را به صفر برسانيم، تامين اعتبار 6700 ميليارد تومان در چند ماه آينده ضروري است. تهيه کنندگان گزارش برداشت اين رقم از درآمدهاي حاصل از صادرات نفت را عامل افزايش نقدينگي و تورم مي دانند و پيشنهاد مي کنند که دولت بخشي از منابع خود را صرف تامين اين کسري کند يا با وضع عوارض روي يک يا چند کالاي ضروري عوايد آن را صرف تامين کسري ها کند. هر کدام از اين دو پيشنهاد با موانعي روبه رو است. دولت در بخش هاي ديگر نيز با کسري بودجه مواجه است به گونه يي که برخي کارشناسان کسري بودجه دولت را 35 هزار ميليارد تومان برآورد مي کنند بنابراين جابه جايي اعتبارات ممکن نيست. وضع عوارض روي کالاهاي مصرفي هم باعث فشار بر مصرف کنندگان مي شود و حداقل در ماه هاي نزديک به انتخابات دولت چنين ريسکي را نمي پذيرد. از چند ماه پيش قرار است دولت لايحه يي براي جبران کسري آموزش و پرورش تقديم مجلس کند که به دليل نامعلوم بودن محل تامين اين اعتبارات تاکنون به تعويق افتاده است.
وزيران گرفتار
آموزش و پرورش دستگاهي است عظيم که نيمي از کارکنان دولت در آن کار مي کنند و متولي تعليم و تربيت 14 ميليون دانش آموز است. اين دستگاه با توقعات فزاينده حداقل 15 ميليون خانواده ايراني مواجه است که خواستار آموزش باکيفيت و رايگان هستند. جالب اينکه مديران آموزش و پرورش به جاي بيان صادقانه مشکلات و ناتواني ها گاهي خود به تحريک تقاضا مي پردازند. 95 درصد بودجه جاري صرف هزينه هاي پرسنلي مي شود و تنها 5 درصد براي ساير امور و کيفيت بخشي و تجهيز مدارس مصرف مي شود. در داخل سيستم هم نارضايتي وسيع است. پرسنل اين وزارتخانه حقوق و مزاياي خود را با دستگاه هاي برخوردار دولتي مقايسه مي کنند و به تبعيض در پرداخت ها معترضند. در چنين فضايي گفتمان آموزشي و تربيتي جاي خود را به گفتمان معيشتي و اقتصادي داده است. وزير آموزش و پرورش همواره با سيلي از مطالبات گوناگون و مختلف الجهت مواجه است و قدرت تفکر و برنامه ريزي از او سلب مي شود. حداکثر کاري که از وزير برمي آيد، مديريت اين دستگاه ناهمگون به شکل روزمره است. هرگونه طرح اصلاحي با مقاومت مراکز قدرت خارج از آموزش و پرورش و بي اعتمادي و سوء ظن معلمان خنثي مي شود. آموزش و پرورش از واقعيت هاي متناقض و متقاطع رنج مي برد. از سال تحصيلي 80-79 تا سال 87- 86 تعداد دانش آموزان
2/27 درصد کاهش يافته، اما تعداد آموزشگاه ها 10 درصد اضافه شده است. کلاس ها با کاهش 5 درصدي مواجه بوده اند. تعداد کارکنان با احتساب ده ها هزار نيروي حق التدريس تغيير چنداني نکرده است. با اين حال هنوز هم يکي از مشکلات، تراکم بيش از استاندارد دانش آموزان در کلاس هاي درس است. در چنين شرايطي مجلس در حال بررسي مصوبه يي براي استخدام حق التدريسي ها و آموزشياران نهضت سوادآموزي است. اين مصوبه به هر صورتي که تصويب شود راه را براي ورود 10 هزار نيروي غيررسمي به آموزش و پرورش هموار مي کند. در کنار اين مساله وجود يکصد هزار معلم مازاد در حال تبديل شدن به بحران جديدي است. طرح ساماندهي که مي توانست نقطه آغازي براي حل مشکلات پيچيده نيروي انساني وزارتخانه باشد با اجراي بد مديران، باعث افزايش تراکم دانش آموز در کلاس ها و بيشتر شدن تعداد معلمان مازاد و کمبود معلم در برخي مدارس شد. همچنان که پيش از آن طرح نظام جديد متوسطه در اجرا به شکست انجاميد.
ميانگين حقوق و مزايا
به رغم افزايش کمي بودجه آموزش و پرورش از سال 70 تاکنون، به نظر مي رسد تنها حجم پول افزايش يافته است. در سال 70 بودجه جاري آموزش و پرورش کمتر از 120 ميليارد تومان بوده و در سال جاري به لحاظ عددي 58 برابر شده است. اما بخش اصلي اين افزايش حجم ناشي از تورم و کاهش ارزش پول ملي است. نسبت اعتبارات آموزش و پرورش به توليد ناخالص داخلي در سال هفتاد، 2/3 بوده و در سال 85 به 3/3 رسيده است. اين شاخص که در کشورهاي توسعه يافته بالاي 5 درصد است يکي از شاخص هاي توجه دولت ها به امر آموزش است. نسبت اعتبارات آموزش و پرورش به بودجه عمومي دولت نيز از 3/19 به
7/11 کاهش پيدا کرده است. اين موضوع نشانه عدم توجه دستگاه هاي تخصيص بودجه به نياز هاي آموزش و پرورش است. بر اساس اين گزارش ميانگين کل حقوق و مزاياي کارکنان از سال 83 تا 86 به قيمت ثابت تنها حدود 8 درصد افزايش يافته است. از سوي ديگر ميانگين حقوق فرهنگيان در سال 85 ، 347 هزار تومان و ميانگين هزينه هاي يک خانوار شهري در همان سال، 560 هزار تومان بوده است.