
ايرج جمشيدي
خبر از آنجا آغاز شد که برخي حاميان دولت با اشاره به پرکار بودن رئيس جمهور از ضعف جسماني وي به خاطر فشردگي کارها و کثرت برنامه ها خبر دادند؛ خبري که شايد منتشرکنندگانش گمان نمي بردند به اولين شوک انتخاباتي رياست جمهوري دهم تبديل خواهد شد. از همين رو چند روز بعد آنان مجبور شدند به نحوه انتشار اين خبر در رسانه هاي خارجي واکنش نشان دهند و از جو رواني جديد عليه محمود احمدي نژاد سخن به ميان بياورند چرا که رسانه هاي خارجي بيماري احمدي نژاد را نه به خاطر فشردگي که زمينه سازي احتمالي براي عدم کانديداتوري او ارزيابي کردند. ارائه چنين تفسيري از يک خبر معمولي، غيرعادي مي نمود چرا که تا به حال بحث مهمي مبني بر احتمال عدم کانديداتوري احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري سال آينده مطرح نشده است. اما طي هفته اخير برخي رسانه هاي خبري خارجي به ارائه چنين احتمالي اقدام کردند و آن را نوعي کناره گيري محترمانه محمود احمدي نژاد از رقابت هاي انتخاباتي دانستند. در واقع برخي رسانه هاي حامي محمود احمدي نژاد مانند خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي که حال رئيس جمهور را خسته توصيف کرد و بلافاصله اين خبر هم از سوي حاميان دولت دهان به دهان به ديگران منتقل مي شد تا افکار عمومي را از کار مفرط رئيس دولت آگاه کنند اما به فاصله چند روز ناچار از تغيير موضع شدند چرا که در اين فاصله نه تنها رسانه هاي خارجي که برخي مقامات خارجي هم با ارسال پيامي براي احمدي نژاد آرزوي سلامتي کردند. يوسف رضاگيلاني نخست وزير پاکستان يکي از اين مقامات بود. گيلاني در پيام خود گفته بود من و ملت پاکستان اخباري را درباره بيماري شما با نهايت تاسف دريافت کرده ايم و اطمينان دارم همه پاکستاني ها براي شما دعا مي کنند و مشتاقانه در انتظار بهبودي سريع شما هستند. رد و بدل شدن چنين پيام ها و اخباري باعث واکنش سريع برخي مقامات و حاميان رسانه يي دولت شد چرا که آنان بيم آن داشتند انتشار خبر بيماري احمدي نژاد در سطح وسيع يا بزرگ و مهم نشان دادن اين بيماري برنامه هاي انتخاباتي آنان را با اختلال مواجه کند. هم از اين رو بود که طرفداران احمدي نژاد تاکتيک پرکار نشان دادن احمدي نژاد را فرو گذاشتند و در عوض، بيماري احمدي نژاد يک سرماخوردگي جزيي اعلام شد. حتي محمود احمدي نژاد مقابل دوربين هاي صداوسيما ظاهر شد و حال خود را خوب توصيف کرد. به اين ترتيب احمدي نژاد به مباحث يک هفته يي درباره بيماري شديد خود پايان داد، هر چند حدس و گمانه ها در اين مورد ادامه دارد و بسياري مشتاقانه در انتظار اعلام موضع انتخاباتي احمدي نژاد هستند. در واقع مي توان وضعيت کانديداتوري احمدي نژاد را بخش مغفول انتخابات رياست جمهوري سال آينده دانست و با طرح بيماري احمدي نژاد که شروع کننده آن هم حاميان دولت بودند، اين موضوع به ساير مباحث انتخابات اضافه شد و اکنون همگان در انتظار روشن شدن موضوع هستند. به عبارت روشن تر مي توان گفت تاکنون بحث هاي مهم درباره انتخابات رياست جمهوري به کانديداتوري يا عدم کانديداتوري خاتمي برمي گردد. حتي جناح اصولگرا هم به اين موضوع بيش از ديگر مسائل انتخاباتي توجه مي کند. اکثر رسانه هاي داخلي و خارجي که به تحليل رقابت هاي انتخاباتي ايران مي پردازند کمتر به کانديداتوري احمدي نژاد و بيشتر به کانديداتوري خاتمي توجه مي کنند. شايد چنين وضعيتي به نفع احمدي نژاد هم باشد. همان گونه که چهار سال پيش و در چنين روزهايي کسي به کانديداتوري احمدي نژاد توجهي نشان نمي داد اما غافل از اينکه او گزينه اصلي يک جريان قدرتمند براي ورود به نهاد رياست جمهوري بود و احمدي نژاد در نهايت هم توانست با عبور بحث برانگيز از ساير کانديداها وارد ساختمان رياست جمهوري شود. در واقع حمايت هاي فراواني که پيش از انتخابات از محمود احمدي نژاد مي شد، بعد از انتخابات هم تداوم يافت و در اين ميان شانس و اقبال هم به مدد او آمد و درآمد هنگفت نفتي نصيب رئيس جمهور جديد شد. آمارها نشان مي دهد هيچ رئيس دولتي پيش و پس از انقلاب به اندازه احمدي نژاد دلارهاي نفتي در اختيار نداشته است. همچنين سوابق روساي جمهوري بعد از انقلاب حاکي از آن است که احمدي نژاد در مقايسه با ديگران از بيشترين حمايت ها برخوردار بوده است.
دولت احمدي نژاد در خرج کردن دلارهاي نفتي اختيار عمل زيادي داشته است و هر نوع تصميمي را که فکر کرده است در پيشبرد برنامه هايش موثر است، به اجرا گذاشته است. از حذف گسترده و بي سابقه مديران و کارشناسان ارشد و مياني کشور گرفته تا عزل پي درپي وزرا و مقامات ارشد دولتي جزيي از اين اختيارات بوده است. محمود احمدي نژاد در بعد سياست خارجي از آزادي عملي برخوردار بوده است که حتي رئيس جمهور قدرتمندي مانند هاشمي رفسنجاني هم در آرزوي چنين اختيارات و قدرتي بود. احمدي نژاد بي محابا براي روساي دولت ها از جمله امريکا نامه نگاري مي کرد. مستقيماً درخواست مذاکره با رئيس جمهور امريکا و اخيراً کانديداهاي رياست جمهوري امريکا را مطرح کرد و اعلام داشت اگر مصر موافقت کند به فاصله 24 ساعت سفارت ايران در قاهره داير خواهد شد همچنين براي اولين بار به اجلاس شوراي همکاري خليج فارس رفت. به رغم تمام انتقادات و اعتراضاتي که حتي از ناحيه نزديک ترين حلقه هاي اصولگرا به احمدي نژاد مي شد اما او با اطمينان و استحضار از پشتيباني که از او وجود دارد، بدون توجه به انتقادات به راه خويش ادامه داد. اکنون حدود چهار سال از اين ماجرا مي گذرد و انتخاباتي ديگر نزديک است.
بنابراين اگر به عنوان مثال خاتمي از نبود اختيارات کافي در زمان رياست جمهوري اش مي نالد، لاجرم براي احمدي نژاد اين گونه نيست و از قضا اين ديگران هستند که از اختيارات فوق العاده احمدي نژاد مي نالند چرا که احمدي نژاد براي اولين بار قوانين بودجه يي را از طرق ديگري پشت سر گذاشته است و زماني که در يکي دو مورد مجلس حاضر به همراهي نشد و به او اجازه برداشت بيشتر از ذخاير ارزي را نداد احمدي نژاد از کانال هاي ديگر مجوز لازم را اخذ کرد و با فراغ خاطر و آن گونه که حسن روحاني گزارش داده است، حساب ذخيره ارزي را خالي کرد. به اين ترتيب اکنون که يوم الحساب است هيچ رئيس جمهوري به اندازه احمدي نژاد در تنگناي پاسخگويي قرار ندارد چرا که او نه تنها مانند روساي جمهور سابق به ويژه خاتمي نمي تواند از کمبود اختيارات بنالد بلکه حتي عذر اقتصادي هم ندارد چرا که پرپول ترين دولت تاريخ معاصر ايران را در اختيار داشته است.
احمدي نژاد اگر مي خواهد وارد عرصه رقابت هاي انتخاباتي شود بايد به چند سوال اساسي پاسخ دهد؛ اول اينکه طي اين مدت درآمدهاي نفتي کشور چقدر بوده است؟ دوم اينکه چه مقدار از دلارهاي نفتي هزينه شده است و از آن مهم تر خرج چه اموري شده است؟ سوم اينکه در دولت او چند پروژه مهم اقتصادي و زيربنايي شروع شده است؟
چرا که در اين زمينه برخي مقامات سابق از جمله دکتر ستاري فر رئيس سابق سازمان مديريت معتقد است احمدي نژاد هيچ پروژه مهم اقتصادي را شروع نکرده است. ستاري فر دولت را به مناظره دعوت کرده و خواستار ارائه بيلان پروژه هاي مهم و زيربنايي دولت شده است. اما تاکنون به اين خواسته و ساير خواسته هاي مشابه پاسخي داده نشده است و بالاخره سوال اساسي ديگر به ميزان ذخاير ارزي برمي گردد. براساس تخمين هايي که زده شده است اگر دولت به بودجه هايي که خود به مجلس داده و تصويب شده است، پايبند بوده باشد در حساب ذخيره ارزي دست کم بايد 80 ميليارد دلار موجودي باشد. دکتر ستاري فر و حسن روحاني رئيس مرکز تحقيقات استراتژيک نظام دو شخصيتي هستند که چنين آماري را اعلام کرده اند اما آن گونه که مقامات بانک مرکزي روز يکشنبه به اعضاي کميسيون برنامه و بودجه مجلس اعلام کردند موجودي حساب ذخيره ارزي 25 ميليارد دلار است و اين در حالي است که بسياري اين آمار را خوشبينانه ارزيابي مي کنند؛ از جمله محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس نظر ديگري دارد و معتقد است حساب ذخيره ارزي بين 8 تا 10 ميليارد دلار است و چيز زيادي در آن باقي نمانده است. به اين ترتيب احمدي نژاد در برابر يک سوال اساسي قرار دارد که اگر نتواند به آن پاسخ منطقي بدهد اين امر به دردسرهاي فراواني هم براي خود و هم براي جريان و افراد شناخته شده يي تبديل خواهد شد که طي چند سال اخير مدافع او بوده اند. اکنون احمدي نژاد بايد پاسخ دهد چرا در حساب ذخيره ارزي در خوشبينانه ترين حالت 25 ميليارد دلار موجودي است و مابقي دلارهاي نفتي در کجا و براساس کدام قوانين هزينه شده است و آيا در اين راه آن گونه که مجلس هفتمي ها مي گفتند، بي انضباطي مالي رخ داده است؟ اين سوال و سوالات اساسي ديگري نظير ناتواني دولت در کنترل و مهار تورم، نرخ بيکاري و کاهش سطح زندگي مردم چالش هاي اساسي پيش روي محمود احمدي نژاد و حاميانش به شمار مي آيد. ظاهراً براي اين سوالات پاسخي که بتواند افکار عمومي را قانع کند، وجود ندارد. از اين رو کم کم اين تحليل در محافل سياسي شکل گرفت که شايد جريان حامي احمدي نژاد ترجيح داده است با عبور از احمدي نژاد پاسخ به اين سوالات را براي هميشه به بايگاني بسپارد. طرح هاي گوناگوني که درباره چگونگي عبور از احمدي نژاد مطرح مي شود، همگي ريشه در ناتواني به پاسخ قابل قبول به سوالات منطقي از عملکرد دولت نهم برمي گردد و چون چنين است هر کسي براي فرار از پاسخگويي ناگزير به گونه يي گريز مي زند. محافظه کاران سنتي زير علم استراتژي کانديداي روحاني- به احتمال قوي مصطفي پورمحمدي وزير سابق کشور و رئيس فعلي سازمان بازرسي کل کشور- سينه مي زنند. محافظه کاران ميانه رو در فکر کانديداهايي چون حسن روحاني و علي اکبر ولايتي هستند و بالاخره جريان اصلي حامي احمدي نژاد هم اگرچه باطناً موافق رياست جمهوري دوباره احمدي نژاد هستند اما شايد در حال آزمودن گزينه خارج کردن احمدي نژاد از عرصه رقابت هاي رياست جمهوري باشند. خارج کردن احمدي نژاد از عرصه رقابت ها هر زياني که براي جريان اصلي حامي او داشته باشد، دست کم يک سود مهم خواهد داشت و آن آسودگي خاطر در پاسخگويي به عملکرد چهارساله دولت عدالت خواه است. در واقع برخي تحليل هاي درون گروهي جناح هاي سياسي کشور به اين نتيجه رسيده اند که حتي احتمال دارد عدم کانديداتوري محمود احمدي نژاد در دقيقه 90 اعلام شود، همان گونه که چهار سال پيش عکس اين قضيه رخ داد. هم از اين رو بود که به محض اينکه حاميان رسانه يي احمدي نژاد از خستگي و بيماري او به خاطر کار مفرط خبر دادند محافل رسانه يي و خبري اين خبر را به گونه يي ديگر تفسير کردند و آن را نشانه يي از احتمال عدم کانديداتوري احمدي نژاد و خروج محترمانه او از عرصه رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري در سال آينده قلمداد کردند.