دوشنبه، 6 آبان 1387 - شماره 1804
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: ورزش
علي کفاشيان خطاب به اعضاي تيم هاي ملي فوتسال و نوجوانان
فعلاً منتظر پاداش نباشيد
به نظر مي رسد فوتساليست ها و بازيکنان تيم ملي نوجوانان نبايد به زودي منتظر پاداش هاي خود باشند. از حرف هاي علي کفاشيان رئيس فدراسيون فوتبال اين گونه برداشت مي شود که بايد حداقل دو ماهي براي گرفتن پاداش صبر کنند. کفاشيان در اين باره مي گويد؛ «حين رقابت هاي نوجوانان به اين تيم نفري يک ميليون تومان و به تيم فوتسال نفري دو ميليون تومان از منابع مالي فدراسيون پاداش داديم اما بازيکنان تيم نبايد به اين پاداش ها نگاه کنند. همين که اين افراد مردم را خوشحال کردند بسيار ارزشمند است. بازيکنان دو تيم عجله نکنند.ما از طريق سازمان، فدراسيون و... به آنها پاداش خواهيم داد. همان طور که سري قبل هم که اول شدند، پاداش خوبي به آنها داديم.

فدراسيون جايگاه پاداش دادن نيست، چون منابع مالي کافي براي پاداش ندارد. تيم بزرگسالان هم از فدراسيون پول نمي گيرد. از طرفي پول هايي که ما مي دهيم مقابل پاداش باشگاه ها چيزي نيست. وظيفه فدراسيون ايجاد شرايط مناسب براي تيم هاي ملي، برگزاري اردوها و بازي هاي تدارکاتي است.» قهر و آشتي کريمي و دايي موضوعي است که حتي به رياست فدراسيون فوتبال هم کشيده شده است، البته کفاشيان از موضوع اظهار بي اطلاعي کرده و اظهارنظر در اين مورد را فقط به کادر فني مربوط مي داند. او پيشتر بارها اعلام کرده بود به رغم مخالفت دايي، تلاش مي کند کريمي را از خداحافظي منصرف کند. حضور تيم هاي ايراني در مسابقات بين المللي با حجاب اسلامي يکي از مسائل مورد بحث است. کفاشيان در اين مورد مي گويد؛ تصاوير بازي هاي دوستانه يي که در ايران برگزار شد را تهيه کرده و به زودي فريده شجاعي نايب رئيس فدراسيون فوتبال بانوان تصاوير بازي ها با حجاب اسلامي را به AFC ارائه خواهد داد و ما نيز گزارشات مکتوبي را به فيفا ارائه مي کنيم تا بتوانيم مسوولان را قانع کنيم. علي کفاشيان يکي از معضلات فعلي فدراسيون فوتبال را مشکلات مالي مي داند و در اين باره مي گويد؛ تا زماني که منابع مالي مشخص نشود، مشکلات مالي ما وجود خواهد داشت. فدراسيون فوتبال با توجه به ماهيت خود بايد به اسپانسرهاي بزرگ و منابع دولتي متصل باشد. هزينه هاي ما مشخص است که فعلاً با صرفه جويي مشکلات مالي خود را حل مي کنيم. هنوز نتوانستيم اسپانسري پيدا کنيم و بيشتر منابع ما کمک هاي دولت و شخص رئيس جمهور بوده است. کفاشيان که تا فردا دبيرکل کميته المپيک است در مورد نحوه انتخابات اين کميته مي گويد؛ «خبرنگاران در ابتداي جلسه مجمع حضور دارند اما زمان راي گيري براي ايجاد آرامش در مجمع و تمرکز اعضا از خبرنگاران مي خواهيم که مجمع را ترک کنند. اين روال معمول همه دنياست و در فوتبال شوراي المپيک آسيا نيز انجام انتخابات همين گونه بوده است و قصد توهين به خبرنگاران را نداريم.»
سوءاستفاده از تماشاگران



علي ميرزايي



اگر با حوصله به تصويرهاي بسته يي نگاه کنيد که گاه دوربين تلويزيون از تماشاگران مسابقه هاي فوتبال مي گيرد، متوجه مي شويد که اکثريت نزديک به تمام اين تماشاگران را پسران نوجوان(زير 17- 16 سال) و در موارد اندکي جوانان تا 21- 20 سال تشکيل مي دهند- اکثريت تعيين کننده با نوجوانان است. چهره هاي مردان بيش از 21 سال را تک و توک مي بينيم- زنان که هيچ. در مورد اين نوجوانان يک واقعيت قطعيت دارد و آن اينکه آستانه تحريک پذيري آنان بسيار بالا است. يعني خيلي زود تحت تاثير قرار مي گيرند و از خود واکنش نشان مي دهند. اگر يکباره اين جمعيت عليه علي دايي سرمربي تيم ملي شعار مي دهد(روز بازي پرسپوليس- برق در تهران) و علي کريمي را به اوج مي برد، نشانه يي از همين تحريک پذيري است و اگر در شروع نيمه دوم همان بازي از علي دايي دلجويي مي کنند، باز هم نشانه يي از همان تحريک پذيري است. ماجرا ساده است؛ تماشاگران را «ليدر»ها رهبري مي کنند، اين ليدرها گوش به فرمان پيام هاي تلفني موبايل چند نفر خاص هستند که روانشناسي تماشاگران نوجوان را مي دانند و مي شناسند و به زبان هاي رايج از آنان سوءاستفاده مي کنند. نوجوان و جوان ما نيز که جاي ديگري را براي فرياد کشيدن، جز ورزشگاه ها نمي شناسد، با خواسته اين اشخاص همنوايي مي کند و مي کند آنچه را که نبايد بکند؛ به سرمربي تيم ملي بي احترامي مي کنند. به کسي بي احترامي مي کنند که امروز سکان هدايت تيم ملي براي رفتن به جام جهاني فوتبال به دست او سپرده شده است. مي خواهند روحيه او را تضعيف کنند، مي خواهند اعتماد به نفس او را بگيرند و همه اينها، به انتهاي ماجرا که نگاه کنيد، معلوم نيست چه فايده يي براي ملت و مملکت دارد ولي براي آن اشخاص قطعاً فايده دارد. من که زماني در هيات مديره پرسپوليس به عنوان «رئيس» و سپس «مديرعامل» حضور داشته ام چوب اين بي اخلاقي هاي ناجوانمردانه را خورده ام و به چم و خم ماجرا آگاه شده ام. منظورم تماشاگران نوجوان و جوان نيستند. حتي منظورم ليدرها نيستند. منظورم بي اخلاق هايي هستند که با تلفن موبايل دستور صادر مي کنند و تماشاگران را به اين سو و آن سو مي کشانند. نمونه ديگري از برخورد ناشايست را در بازي ابومسلم- پيام شاهد بوديم که تماشاگر مشهدي به مربي ابومسلم(آقاي برگي زر) دستور مي داد که حيا کند و ابومسلم را رها کند، اين مربي که اين گونه مورد بي احترامي قرار گرفت مربي همان تيمي است که پرسپوليس را در مشهد شکست داد. واقعاً چقدر تلخ و نادرست است که تماشاگر ما، اين گونه وجه المصالحه اشخاص قرار مي گيرد که به دنبال مطامع خودشان هستند و قطعاً رشد و توسعه و تعالي اين فوتبال نيمه جان را دنبال نمي کنند. باز به آن تصوير بسته يي که دوربين تلويزيون مي گيرد برمي گرديم و آن را مقايسه مي کنيم با تصويرهايي که همين جعبه جادويي از تماشاگران منچستريونايتد، بارسلونا، رئال مادريد و بايرن مونيخ نشان مي دهد. در آنجا هم نوجوانان و جوانان حاضر هستند، در آنجا هم آستانه تحريک پذيري نوجوانان و جوانان بسيار بالا است ولي اولاً نه به اندازه نوجوان و جوان ما چون آنان براي جوانان و نوجوانان طراحي هايي کرده اند که در صد جا انرژي خود را تخليه کنند يکي هم در ورزشگاه، ولي تماشاگر فوتبال ما هيچ جاي ديگري براي تخليه انرژي ندارد و ثانياً در کنار آن جوانان و نوجوانان زنان و مرداني را مي بينيد که به اصطلاح در «سن عقل» هستند و حتي موهايشان کاملاً سفيد شده است و تيم مورد علاقه خود را تشويق مي کنند. ما چه کرده ايم که اين زنان و مردان در سن عقل و موي سپيد (مگر انگشت شمار) ديگر به ورزشگاه ها نمي آيند. اين از ديدگاه جامعه شناسي ورزشي و مديريت قابل بررسي است. علاقه مندان به تيم هاي پرطرفدار ما چرا وقتي به سن عقل مي رسند به ورزشگاه ها نمي آيند؟ و چرا در گذشته مي آمدند؟ چرا در سال هاي دهه 1340 و نيمه اول دهه 1350 هزاران پزشک و مهندس و مدير و هنرمند و دانشگاهي طرفدار پرسپوليس به ورزشگاه امجديه مي آمدند و در سمت چپ جايگاه قرار مي گرفتند و امروز نمي آيند؟ يا اگر مي آيند به آن شکل در ورزشگاه حضور ندارند؟ بگذريم. موضوع مورد نظرم اين نيست. مي خواهم درباره نوجوانان و جوانان بيشتر صحبت کنم. برمي گرديم به آن تصوير بسته. چهره ها و لباس ها نشان مي دهد علاقه مندان سرسخت فوتبال ما (که اگر دنيا به کامشان نباشد، صدها صندلي ورزشگاه را مي شکنند و به داخل زمين پرتاب مي کنند) از اقشار کم درآمد جامعه هستند. آمدن به ورزشگاه، فرياد کشيدن به شادي يا اندوه، تنها تفريح ممکن آنها است. آنها معصومان جامعه ما هستند. اگر از اقشار فقير باشند، از قربانيان فقر و وضعيت بد اقتصادي هستند. از مواهب اقتصادي و فرهنگي جامعه کمتر بهره مندند. گذران اوقات فراغت بالنده و سازنده برايشان بي معنا است. فقر اقتصادي تجربه جهاني اين است، محرومان را محروم تر مي کند. نوجواني که در برابر دوربين تلويزيون از اعماق وجودش فرياد مي کشد عضوي از جامعه ما است که محروم از بسياري از امکانات، به ورزشگاه مي آيد و در آنجا با دست آموزي هاي «ليدر»ها که خود دست آموز عده يي غوغادوست و منفعت طلب هستند، فرياد و فغان مي کنند. گريه بسياري از آنان را ديده ايم که باخت تيم مورد علاقه خود را پايان جهان مي دانند (در واقع از جهان و آنچه در آن مي گذرد غافل مي شوند) و با پيروزي تيم محبوب خود در عرش سير مي کنند (باز هم غافل از آنچه در جهان و مافيا مي گذرد). اين تماشاگر متاسفانه آموزش لازم را نديده است. متاسفانه به او آموزش نداده ايم که صندلي ورزشگاه را نبايد بشکند و چرا نبايد بشکند. اقتصاد دولتي ما که ورزش دولتي از کنار آن زاييده شده امکان مشارکت علاقه مندان فوتبال به تيم محبوب شان را به صفر رسانده است. هواداران فقط در ورزشگاه است که هوادار مي شوند در حالي که آن طرفدار سپيدموي مثلاً اينترميلان يا يوونتوس سهامدار باشگاه محبوب اش هست و مي داند هر ريال که به باشگاهش زيان برساند به خود زيان رسانده است. اين تماشاگر ممکن است ورزشگاه را آتش هم بزند ولي اگر اين کار را بکند آگاهانه است و پيامدهاي آن را مي داند. ولي نوجوانان حاشيه نشين شهر تهران که به ورزشگاه آزادي مي آيند هيچ پيوندي جز همين فرياد کشيدن کور با تيم مورد علاقه شان ندارند از اين صداقت و معصوميت هم البته سوءاستفاده مي شود وگرنه چه دليلي دارد که به مربي تيم فوتبال ابومسلم اهانت شود آن هم به وسيله تماشاگران طرفدار همين تيم؟

باشگاه هاي ورزشي همه پسوند «فرهنگي» را در نام هاي خود يدک مي کشند ولي بگويند کدام کار فرهنگي را براي آموزش و راهنمايي تماشاگران نوجوان و گاه جوان خود انجام داده اند در مورد بازيکنان هم همين طور است ضمن اينکه در باشگاه هاي معتبر دنيا قواعد و اصولي حاکم است که رئيس باشگاه و مربي و طرفدار و بازيکن تکليف خود را مي دانند و مي دانند اگر دست از پا خطا کنند چه بر سرشان خواهد آمد در حالي که اصلاً پسوند «فرهنگي» پشت سر نام شان نيست.ما اين «فرهنگي» را داريم و مي کنيم آنچه را نبايد بکنيم. فکر نمي کنيد ما به جاي پرداختن به اصول و مباني به ظواهر چسبيده ايم. اين بمب آماده انفجار در ورزشگاه (نوجوانان حاضر در آن تصوير بسته را عرض مي کنم) پديده قابل مطالعه يي است. اصولاً تماشاگراني که در ورزشگاه ها حاضر مي شوند و آنها که طرفداران واقعي هستند و به عدم حضور در ورزشگاه ها مجبور شده اند پديده هاي قابل مطالعه يي هستند. چرا آنها مي آيند چرا اينها نمي آيند؟
استقلال- پيکان آخرين بازي هفته دوازدهم
تکذيب ارتباط باجادوگر


شايعه استفاده از جادوگر اين فصل گريبان استقلال را گرفته که چند هفته گذشته را موفق پشت سر گذاشته است؛ شايعه يي که هر فصل به يک تيم و يک مربي منتسب مي شود و اين بار قلعه نويي است که مجبور شده است نتايج هفته هاي گذشته تيمش را به موضوعي جز استفاده از جادوگر ارتباط دهد. استقلال در حالي فردا به مصاف پيکان مي رود که هر دو در روزهاي اوج خود هستند. شاگردان مديرروستا هفته هاي اول ليگ بسيار نااميدکننده ظاهر شدند و حتي تا آستانه اخراج سرمربي نيز پيش رفتند اما از هفته چهارم به بعد روند نتايج پيکان تغيير کرد و به صدر جدول نزديک شدند تا اينکه به صدر جدول تا پايان هفته دهم رسيدند در حالي که هيچ کس انتظار اين نتايج را نداشت. امير قلعه نويي در اين مورد مي گويد؛ ابتدا بايد به مديرروستا تبريک بگويم چرا که او يکي از مربيان خوب کشور است که با وجود سن کم و آغاز کارش داراي سبک است و نتايجي که به دست آورده نيز براساس همين تفکر و سبک خاص بوده است. پيکان که در دو فصل گذشته در هر دو بازي رفت و برگشت استقلال را شکست داده است، در اين بازي به دنبال سه امتياز است تا با توجه به تساوي ذوب آهن فاصله خوبي در صدر جدول ايجاد کند. مديرروستا به خوبي مي داند بازي هاي سخت اين تيم در هفته هاي پاياني دور رفت است و اگر مي خواهد همچنان مدعي قهرماني باشد، بايد سه امتياز را بگيرد. در سوي ديگر استقلال با نتايج خوب چند هفته اخير يکي از تيم هاي برتر ليگ بوده است. براي استقلال بردن اين بازي به منزله صعود به رده هاي بالاي جدول است و با توجه به خط حمله فوق العاده اين تيم که در پنج بازي اخير 20 گل زده بعيد نيست در اين بازي نيز موفق به سه امتياز شود.
پورمحمدي رئيس سازمان بازرسي اعلام کرد
قراردادهاي فوتبال زير ذره بين


شفاف نبودن قراردادهاي بازيکنان فوتبال و ثبت قراردادهاي دوگانه پس از آنکه بارها مورد توجه رسانه ها شد، اين بار زير ذره بين سازمان بازرسي کشور قرار گرفته است. هرچند اين مساله در بسياري از تشکل هاي دولتي و غيردولتي حل وفصل شده است اما در مورد فوتبال هنوز هيچ جوابي به دست نيامده است. پورمحمدي رئيس سازمان بازرسي کشور در رابطه با شفاف سازي قراردادهاي بازيکنان فوتبال مي گويد؛ «سال گذشته چهار باشگاه پيروزي، استقلال، سايپا و پيکان از سوي سازمان مورد بازرسي قرار گرفتند و گزارش ها حاکي از روند رو به جلو و مثبت است.» او رسيدگي به تيم هاي صباي قم، مس کرمان و تيم هاي اصفهاني را جزء دستور کار امسال سازمان بازرسي شمرده است. همچنين او در مورد رسيدگي به معضل دلالي در ورزش معتقد است؛ «ما به فرآيندها، خروجي ها، اصول کلي حاکم و زيرساخت ها نگاه مي کنيم.بناي ما اين نيست که در موضوعات ريز شويم.» همچنين حجت الاسلام والمسلمين پورمحمدي عقيده دارد رسيدگي به مقوله دلالي در ورزش از عهده رسانه ها بيشتر برمي آيد و رسانه ها هستند که با فعاليت هاي خود مي توانند سالم سازي و اصلاح به وجود بياورند.

وي همچنين دوشغله بودن برخي اعضاي هيات مديره باشگاه هاي پرسپوليس و استقلال را نيز از موارد بازرسي مي داند؛ «در ميان حقوقدانان سازمان بازرسي نظرات متفاوتي وجود دارد. البته ما در اين رابطه حساس هستيم و اگر منع قانوني باشد تذکر مي دهيم. اکنون براي من محل تامل است که آيا خلاف قانون است يا خير؟»
گفت وگوي مارکوتي با ديويد بکام در آستانه انتقال به ميلان
شماره 75 را مي پوشم

ترجمه؛ شيوا آباء

ديويد بکام در تازه ترين خبرسازي خود اعلام کرده تصميم گرفته به شکل قرضي به روسونري بپيوندد و اين بهترين حالت ممکن براي تيمي مثل لس آنجلس گالکسي است که يکي از بهترين بازيکنانش که تصادفاً البته سوپراستار فوتبال جهان هم هست به يکي از تيم هاي اروپايي بپيوندد.البته شايد او تصميم بگيرد در ايتاليا بماند. اما اين مساله هنوز مشخص نيست.از همين حالا داستان هاي ديويد و ميلان سوژه داغ مطبوعات اروپايي شده؛ مردي که هميشه غيرقابل پيش بيني ترين تصميم هاي دنياي فوتبال را مي گيرد باز به صدر اخبار بازگشته است.

---

-خب چرا ديويد تصميم گرفته تا لس آنجلس گالکسي را با دستمزدي حدود 50 ميليون دلار در سال ترک کند؟

خونسرد باش، اول از همه اينکه واقعاً سالي 50 ميليون دلار به من نمي دادند. اين نمايي است که از بيرون ديده مي شود و همه فکر مي کنند که همه اين 50 ميليون دلار مستقيم در حساب بانکي من ذخيره مي شود. اين اعداد و ارقام خيلي هيجان انگيز است. اما ماليات و اتفاقات مالي باعث مي شود بخش عمده يي از اين رقم کاهش يابد.

اما ترک کردن گالکسي و رفتن به ميلان برنامه از پيش تعيين شده يي نبود، هفته آينده فصل فوتبال امريکا به پايان مي رسد و زمان خوبي است که براي برنامه هاي آتي و آينده فوتبالم تصميمات جديدي بگيرم.

-اما من فکر مي کردم که مي توانستي در نيم فصل نقل و انتقالات به تيم ديگري بروي، اين چيزي نبود که بروس آره نا و ساير مديران گالکسي گفته بودند؟

ممکن است بروس چنين حرفي زده باشد، اما خب در واقع صحت ندارد. در موارد خاصي شما مي توانيد ميان فصل به شکل قرضي به تيم ديگري برويد. البته اين مساله در انگليس بيشتر اتفاق مي افتد. ترجيح مي دادم اجازه بدهم فصل فوتبال امريکا به پايان برسد و در ميانه راه تيم را رها نکنم.

-خب، برگرديم به سوال اصلي، جواب درستي به سوال من ندادي. چرا اين کار را انجام دادي و تصميم گرفتي به اروپا برگردي؟

اول از همه اينکه مي خواهم آمادگي فيزيکي و روحيه جنگندگي ام را حفظ کنم. نياز داشتم با فوتبال هيجاني و قدرتمند درگير باشم که در اروپا اين اتفاق بيشتر مي افتد و با حضورم در تيمي مثل ميلان اين امکان برايم فراهم مي شود. از طرف ديگر ادامه حضور فعال و جنگنده در تيم ملي انگليس برايم ارزش زيادي داشت، مي خواهم يکي از اعضاي تيم ملي کشورم در جام جهاني 2010 باشم و کاپلو هم صراحتاً اعلام کرده هر يک از بازيکنان انگليسي که 5 ماه در تيم باشگاهي اش به طور مداوم حضور نداشته باشد و عملکرد قابل قبولي از خود به جاي نگذارد، حضورش در تيم ملي به مخاطره مي افتد و البته اين مساله در مورد او بيش از همه صدق مي کند. خيلي برايم سخت است که تيم ملي را از دست بدهم. ماه مه آينده 34 ساله خواهم شد و هيچ ماه و روزي برنمي گردد.

-اوه، بله... کاپلو به فوتبال ايتاليا عادت دارد، چون هم خودش ايتاليايي است و هم تجربه مربيگري در ايتاليا را دارد. فکر نمي کني او بيشترين حس خوشحالي را از انتقال تو به ميلان داشته باشد و حتي بخواهد به اين تيم کمک کند؟

خيلي ساده است، کاپلو ميلان را 10 سال پيش ترک کرد و رابطه اش با تيم سابقش در طول اين سال ها اصلاً خوب نبوده است. مساله اصلي و اوليه اين است که کاپلو مي خواهد من در تيم باشگاهي ام بهترين بازي و عملکرد را داشته باشم. اين اتفاق به سود تيم ملي است و فراموش نکنيد که جداي از اينها او سرمربي تيم انگليس است.

-اما چرا ميلان؟ بکام مي توانست به تيم ديگري برود.

از تيم هاي انگليس و ساير تيم هاي اروپايي پيشنهادهاي زيادي داشتم اما نسبت به ميلان احساس خوبي پيدا کردم. تيم پزشکي ميلان واقعي حرفه يي و عالي است و من اين شانس را دارم تا بتوانم در سطح بالاتري در کنار بازيکنان تاپ و بزرگ بازي کنم. به علاوه اينکه بازيکنان زيادي در سطح فوتبال اروپا نيستند که براي منچستريونايتد، رئال مادريد و ميلان بازي کرده باشند. بله، اين رزومه خيلي دلچسب است و دوست دارم کارنامه ام درخشان باشد.

-خب، بگذار از يک منظر ديگر به ماجرا نگاه کنيم. چرا ميلان ديويد بکام را مي خواهد آن هم زماني که ستاره هايي مثل رونالدينيو، کاکا، اندري پيرلو، کلارنس سيدورف، رينو گتوزو، متيو فلاميني و ماسيمو آمبروزيني را دارد؟

فکر مي کنم جواب اين سوال بسيار ساده است. نه؟ آنها به نام هاي بزرگ در باشگاه شان نياز دارند. ميلان باشگاهي است که با رونالدينيو، رونالدو و شوچنکو قرارداد مي بندد آن هم زماني که همه فکر مي کردند عمر فوتبال اينها به پايان رسيده، ميلان علاقه عجيبي به داشتن ستاره ها دارد برايش سن و سال هم مطرح نيست. آنها مي دانند چطور با پول يک ستاره را به روزهاي اوج بازگردانند تا آن ستاره هم برايشان پولساز شود.

به رونالدينيو نگاه کنيد. او به ميلان کمک کرد تا بيش از 20 هزار تي شرت تيم به فروش برسد. نام بکام در ميلان هم چنين پيامدي را به دنبال خواهد داشت. هواداران فوتبال در اروپا و سراسر جهان جذب نام هاي بزرگ و مطرح مي شوند و اين چيزي است که هرگز نمي توان کتمان کرد. آدريانو گالياني هميشه کارهاي عجيب و فوق العاده انجام مي دهد و نمي شود او را دست کم گرفت.

-اما براي گالکسي چه اتفاقي مي افتد؟ قرارداد تو با آنها...

اين بستگي به اتفاقات آينده دارد، اينکه من به تيم بازگردم يا قرارداد اصلي ام را با ميلان يا هر تيمي ديگر امضا کنم.

فعلاً مي خواهم در صورت توافقات نهايي با قراردادي قرضي به ميلان بروم. البته براي همسرم و فرزندانم کمي شرايط متفاوت است. ويکتوريا و پسرها در کاليفرنيا مي مانند، اما شما هم نمي دانيد چه اتفاقي قرار است بيفتد.

اگر در ميلان مربي از شرايط راضي باشد و خودم هم احساس رضايت کنم ممکن است در سن سيرو بمانم اما بايد ديد چه اتفاقي مي افتد،

-آخرين سوال و شايد از همه مهم تر. قرار است همه يک بکام جديد را با پيراهن مشکي و قرمز ميلان ببينند، چه شماره يي را به تن خواهي کرد؟

سوال خوبي است. در ميلان همه شماره ها از يک تا 25 اشغال شده اند(با خنده) فقط 17 ، 2 و 6 باقي مانده است. پيراهن فرانکو بارزي از وقتي بازنشسته شد به هيچ بازيکني داده نشد و البته فکر مي کنم نمي توان به شماره بارزي فکر کرد. شماره 2 را خيلي دوست ندارم فکر مي کنم همان کاري را انجام دهم که شوچنکو کرد. او سال تولدش را انتخاب کرد و حالا پيراهن شماره 76 را مي پوشد، رونالدينيو 80 و فلاميني 84، در نتيجه به نظرم عدد 75 را انتخاب کنم.

عناوين اين صفحه
فعلاً منتظر پاداش نباشيد
سوءاستفاده از تماشاگران
تکذيب ارتباط باجادوگر
قراردادهاي فوتبال زير ذره بين
شماره 75 را مي پوشم
پيروزي پرحاشيه پرسپوليس
حرف
ديدار ايران - کويت در هاله يي از ابهام
شرايط طبيعي نيست
حسن رنگرز؛ استعفا نداده ام که برگردم
«عليرضا پورسلمان» دبيرکل کنفدراسيون آسيا شد
پيروزي پرگل بايرن مونيخ
ليون و اوسر به تساوي بدون گل رسيدند
توقف منچستريونايتد در گوديسون پارک
بارسلونا پنج گل به آلمريا زد تغييرات پپ نتيجه مي دهد
ردنپ، سرمربي جديد تاتنهام

هفته دوازدهم ليگ برتر آغاز شد
پيروزي پرحاشيه پرسپوليس
هفته دوازدهم ليگ برتر در حالي آغاز شد که ديدار ملوان- صباباتري به خاطر بارش شديد باران در شهر انزلي لغو شد. هنگامي که محمود رفيعي براي بازديد از شرايط زمين وارد ورزشگاه تختي انزلي شد برگزاري مسابقه را امکان نا پذير ديد و راي به تعويق بازي داد.

اين وضعيت امکان برگزاري مسابقه در روزهاي آينده را نيز منتفي کرد. عليرضا کرد نماينده سازمان ليگ هم پس از لغو بازي گفت؛ مسوولان هيات فوتبال و اداره تربيت بدني انزلي تمام تلاش خود را به خرج دادند تا امکان برگزاري بازي فراهم شود اما به رغم تلاش آنها و به دليل شدت بارش باران زمين آماده نشد و اگر در اين شرايط بازيکنان به ميدان مي رفتند امکان آسيب ديدگي آنها خيلي بالا بود. اما به جز اين ديدار که لغو شد، ذوب آهن در فولادشهر مقابل استقلال اهواز تن به تساوي يک - يک داد و يک امتياز کسب کرد؛ يک امتيازي که ذوب آهن را موقتاً به صدر جدول هدايت کرد. مس کرمان در ورزشگاه امام علي کرمان در حالي به تساوي سه - سه رسيد که نيمه اول را با يک گل محمد سهيمي به پيام خراسان واگذار کرده بود. شکست داماش گيلان در مشهد نشان داد امير عابديني براي تغيير شرايط داماش بايد به فکر باشد. نيمه اول بازي با نتيجه دو بر يک به سود ابومسلم به پايان رسيد. مختاري در دقيقه 10 با گل به خودي داماش را عقب انداخت. دو دقيقه بعد آلوز از نقطه پنالتي بازي را به تساوي کشاند اما ميثم بائو که چند هفته يي است در گلزني موفق عمل مي کند در دقيقه 32 ابومسلم را پيش انداخت و در نهايت و در نيمه دوم بائو از روي نقطه پنالتي خيال داماش را از شکستي ديگر راحت کرد. مقاومت سپاسي با استعفاي غلام پيرواني (که مورد قبول واقع نشد) شوک مثبتي را تجربه کرد و با دو گل خالقي در کرج سايپا را برد. سايپا با اين شکست همچنان روند نااميدکننده اش را ادامه مي دهد. برق شيراز نيز پس از شکست مقابل پرسپوليس هنوز نتوانسته به حالت قبلي بازگردد و اين بار مقابل تيمي شکست خورد که به گفته ياوري تا نيم فصل ليگ برتر قرار است به ميانه هاي جدول صعود کند. گل دقيقه 21 سهراب انتظاري در طول بازي قابل جبران نبود تا عباسي و شاگردانش براي بازگشت به حالت عادي به دنبال شيوه يي مناسب باشند. پرسپوليس نيز با نتيجه سه بر دو سپاهان را پشت سر گذاشت. اين بازي با حواشي زيادي همراه بود که از آن جمله مسائل داوري (روي گل اول سپاهان و عدم اعلام پنالتي به سود پرسپوليس) و اخراج هادي عقيلي بود. به هر حال اين بازي را پرسپوليس با پيروزي پشت سر گذاشت تا مشکلات گل نزدن دي کارمو پنهان بماند. فولاد نيز پس از پيروزي مقابل پرسپوليس روند رو به رشد خود را ادامه داد تا ديدار مقابل پاس همدان که با نتيجه 5 بر يک پيروز از ميدان خارج شد و سومين برد پياپي را کسب کند.


حرف
? اکبر ميثاقيان؛ در طول هفته گذشته روي سيستم بازي ذوب آهن کار کرده بوديم و گلي که به ثمر رسانديم بر اساس تمرينات طول هفته بود. به طرفداران اين تيم قول مي دهم روند رو به رشد استقلال ادامه يابد و موفقيت هاي سال هاي گذشته اين تيم را تکرار کند.

? منصور ابراهيم زاده؛ هيچ وقت آمار و ارقام در فوتبال نشان دهنده نتيجه بازي نيست، در حالي که بايد از 9 موقعيت ديگر، 9 گل به دست مي آورديم، آنها را نيز از دست داديم تا استقلال اهواز از تک موقعيت خود نهايت استفاده را برده و بازي را به تساوي بکشاند. نبايد از اين نکته غافل شويم که دروازه بان استقلال نيز روز خوبي را مقابل حملات ما سپري کرد.

? هادي برگي زر؛ بعضي مسائل را نبايد به زبان آورد، چون وقتي اين اسرار فاش شود، حرمت هايي شکسته خواهد شد. ولي من بعد از بازي با پيام غمگين ترين فرد در استاديوم بودم. من حق را به تماشاگران مي دهم چون آنان انتظار دارند تيم شان در هر بازي پيروز شود. اگر استرس نداشتيم مطمئناً بيشتر گل مي زديم و من اعتقاد دارم بازيکنان ما با تمام وجود فوتبال بازي کردند و مهم ترين مساله کسب سه امتياز بود.

? بيژن ذوالفقارنسب؛ تيم ما در شرايط روحي مناسبي قرار ندارد.ما تحول بنياديني را پشت سر گذاشته ايم و هنوز اين تغييرات تاثير مثبت خود را نشان نداده و اميدوارم در آينده شرايط مناسب را به دست آوريم. ابومسلم تيم بسيار قابل احترامي است و نتايج اين تيم با توجه به وضعيت امسال و دگرگوني هايي که ايجاد شده براي نيم فصل اول بد نيست و من اين پيروزي را به کادر فني اين تيم تبريک مي گويم.

? محمود ياوري؛ برق نباخت و اين نتيجه را بايد به حساب شناخت خوب من از اين تيم و تاکتيک آن گذاشت. ما يک برتري نسبت به برق داشتيم و آن اين بود که بازي قبل ما روز سه شنبه بود ولي برق روز چهارشنبه گذشته يک بازي دشوار برابر پرسپوليس داشت و فرصت کمتري براي ريکاوري داشت.


ديدار ايران - کويت در هاله يي از ابهام
ديدار دوستانه تيم هاي ملي فوتبال ايران و کويت به علت تعليق کويت در هاله يي از ابهام قرار دارد. طبق بند 2 ماده 78 اساسنامه فدراسيون فوتبال ايران، براي برگزاري بازي دوستانه بين ايران و کويت، فدراسيون ايران مجوز بازي را از کنفدراسيون آسيا و فيفا درخواست کرد. بر همين اساس با توجه به تعليق فدراسيون کويت در دو روز گذشته، فدراسيون فوتبال ايران ديروز

(5 آبان) با ارسال نامه يي به فيفا و کنفدراسيون آسيا درخواست مجوز براي بازي دوستانه را کرد و تا اعلام رسمي از دو مرجع فوق برگزاري ديدار دوستانه مشخص نيست. ديدار دوستانه تيم هاي ملي فوتبال ايران و کويت از دو ماه پيش تدارک ديده شده بود.


محمد بنا در آستانه بازگشت به کشتي فرنگي
شرايط طبيعي نيست


«به خاطر کشتي دوباره مي آيم نه به خاطر منافع شخصي ام.» اين آخرين گفته محمد بنا در آستانه بازگشت دوباره اش به تيم ملي کشتي فرنگي است. محمد بنا سرمربي سابق تيم ملي کشتي فرنگي در آستانه بازگشت به فدراسيون کشتي و مسووليت سابقش است. مذاکرات ميان او و فدراسيون آغاز شده است ولي مذاکرات در مراحل اوليه است. بنا با اشاره به شکست تيم در المپيک و نتايج ضعيفي که کسب کرد با اظهار اميدواري درباره بازگشت تيم به دوران گذشته اش گفت؛ «در حال حاضر شرايط ملي پوشان طبيعي نيست ولي بايد هرچه زودتر آنها را از نظر روحي به شرايط آرماني بازگردانيم چون جوان هستند و سال ها مي توانند در خدمت کشتي باشند.» همچنين او با اشاره به اين مطلب که کشتي گيران در اين دوره از مسابقات با برنامه ريزي دقيق تري شانس کسب مدال را داشته اند، يادآور شد؛ «ما در هر پنج وزن شانس کسب مدال را داشتيم چون اين تيم بهترين تيم تاريخ کشتي فرنگي بوده و استحقاق گرفتن مدال در المپيک را داشت.» او اميدوار است بعد از اين المپيک شرايط بهتري براي کشتي گيران فراهم شود و درباره چگونگي برنامه هاي آينده تيم ملي گفت؛ «برنامه بايد چهارساله باشد و تا المپيک لندن ادامه داشته باشد و بهتر است همه چيز را به صورت مکتوب درآورد تا شرح وظايف افراد مشخص باشد. مشاوره بهتر است در همه کارها انجام شود اما دخالت هرگز.» بنا همچنين راجع به شرايط محمد سوريان پس از شکست در المپيک با وجود سه سال قهرماني در جهان معتقد است؛ «در وهله اول سوريان بايد خودش را حفظ کند و بداند تا چهار سال آينده مي تواند در سطح اول دنيا باشد به شرطي که خود را هماهنگ و تمرينات مرتب را دوباره آغاز کند.» سابقه نشان داده در اختيار داشتن هر سه رده سني کار دشواري است و با توجه به اينکه هدايت همزمان دو تيم جوانان و بزرگسالان در سال 2006 هم نتيجه خوبي براي بنا نداشته، شنيده مي شود او مي خواهد اين کار را تکرار کند. با اين حال او اين مساله را تکذيب مي کند؛ «امکان ندارد چنين مساله يي دوباره رخ دهد چون هر کس بايد مسووليت يک رده را در اختيار بگيرد و بايد بين آنها تعامل وجود داشته باشد.» او يکي از مخالفان اصلي برگزاري ليگ کشتي است؛ «من هميشه با ليگ مخالف بوده ام. آنهايي که از ليگ ذي نفع هستند، مي گويند ليگ مکاني است براي شناسايي جوان ها ولي تيمي که براي قهرماني بسته مي شود دنبال جوان نمي رود بلکه به فکر جذب بهترين ها است.» او همچنين راجع به نفع مالي کشتي گيران به خصوص در کشتي فرنگي معتقد است؛ «اگر مي خواهيد کشتي گيران نفع مالي ببرند مي توانيم در طول سال چهار يا پنج مسابقه جايزه بزرگ در استان ها بگذاريم و به هر کشتي گيري هم که در سه مسابقه قهرمان شد يک جايزه نقدي ويژه بدهيم.» بنا اگرچه با برگزاري ليگ مخالف است ولي معتقد است؛ «اگر مجبوريم ليگ را برگزار کنيم بايد در زمان مناسبي باشد و قرارداد تيم ها نيز طوري باشد تا کشتي گيران جوان و بزرگسال در کنار هم قرار بگيرند و وزن کم کردن ها هم به کشتي گيران لطمه نزند.» وي در مورد اينکه با تغيير قانون کشتي فرنگي، آيا ايران مي تواند نتايج چند سال اخير را باز هم به دست آورد، مي گويد؛ «قانون جديد هنوز آزمايشي است و کشورها بايد با برگزاري آن پيشنهادات خود را به فيلا ارسال کنند و هر قانوني تصويب شود بايد تابع فيلا باشيم و نبايد فراموش کرد که با کار شبانه روزي مي توان با هر قانوني کنار آمد.» وي در پايان معتقد است؛ «اتاق فکر فدراسيون با ضريب هوشي دو يا 100 به کارش مي پردازد اما بهتر است اين ضريب هوشي 100 باشد تا کشتي لطمه نبيند.»


حسن رنگرز؛ استعفا نداده ام که برگردم
سرمربي تيم ملي کشتي فرنگي جوانان پس از استعفا از سمت خود گفت؛ ادامه تحصيل در مقطع دکترا دليل اصلي اين تصميم بود. حسن رنگرز اظهارکرد؛ به دليل ادامه تحصيل در مقطع دکترا و مشغله هاي شخصي که دارم، تراکم کاري به وجود آمده که ايجاب مي کند فراغتي از مسائل تيم ملي داشته باشم. به هر حال اولويت هايم تغيير کرده و عمده دليل استعفايم همين موارد ذکر شده است. وي ادامه داد؛ از همه کساني که در اين دو سال با من کار کردند، تشکر مي کنم و پس از کسب دو عنوان جهاني، تيم را با يک شرايط خوب تحويل نفر بعدي مي دهم که اميدوارم هر کس هم اين مسووليت را قبول مي کند، آن را به سرمنزل مقصود برساند. رنگرز در پاسخ به اين سوال که آيا اين استعفا ربطي به حضور مجدد محمد بنا دارد، گفت؛ کار حرفه يي ايجاب مي کند وقتي يک گروه جديد سر کار مي آيد، افراد قبلي استعفا دهند تا دست مسوول بالاتر باز باشد. البته آمدن بنا خيلي هم در اين تصميم تاثير نداشت. به هر حال بنا، سيم خواه و بابک از سرمايه هاي کشتي فرنگي هستند و حضورشان در کنار هم مي تواند موفقيت را در کشتي فرنگي رقم بزند. البته من هم جزء خانواده کشتي هستم و هر جا باشم دلم براي کشتي مي تپد.


«عليرضا پورسلمان» دبيرکل کنفدراسيون آسيا شد
نمايندگان ايران در مجمع عمومي کنفدراسيون شمشيربازي آسيا صاحب چهار کرسي شدند. در بيست و ششمين مجمع عمومي کنفدراسيون شمشيربازي آسيا که صبح ديروز در شهر يانگو کره جنوبي برگزار شد، عليرضا پورسلمان دبير فدراسيون شمشيربازي با اختلاف قابل توجهي به عنوان دبيرکل کنفدراسيون شمشيربازي آسيا انتخاب شد. همچنين علي محمد عزيزي به عنوان عضو کميته توسعه شمشيربازي آسيا، آسادوريان عضو کميته فني و عليرضا وصالي به عنوان عضو کميته داوران کنفدراسيون شمشيربازي آسيا انتخاب شدند.


پيروزي پرگل بايرن مونيخ
هفته نهم رقابت هاي فوتبال باشگاه هاي دسته اول آلمان عصر ديروز با برگزاري 5 ديدار پيگيري شد. در پرگل ترين بازي ديروز بايرن مونيخ در ورزشگاه «آليانس آر نا» با نتيجه 2-4 ولفسبورگ را شکست داد و تا رده چهارم جدول رده بندي صعود کرد. همچنين اينتراخت فرانکفورت نيز در حالي که 2 بر صفر از ميزبانش کوتبوس عقب بود، در نهايت 3 بر 2 پيروز شد و در رده دوازدهم قرار گرفت. در ساير بازي ها نيز مونشن گلادباخ يک بر صفر کارلسروهه را مغلوب کرد، وردربرمن برابر ميزبانش هانوفر يک - يک متوقف شد و شالکه نيز در زمين خود مقابل آرمينيابيلفلد تن به تساوي بدون گل داد.


ليون و اوسر به تساوي بدون گل رسيدند
در مسابقات هفته دهم ليگ دسته اول فرانسه (لوشامپيونا) صدرنشين پيکارها در خانه اوسر متوقف شد. اين پيکارها عصر روز شنبه با انجام هفت مسابقه آغاز شد که تيم ليون با وجود برتري در طول بازي بر ميزبان، به نتيجه يي بهتر از تساوي بدون گل دست نيافت. ليوني ها با وجود کسب يک امتياز از اين ديدار خارج از خانه با 21 امتياز همچنان در صدر باقي ماندند. ساير نتايج به قرار زير است؛

ليل 2 - کن 2، لوهاور2 - والنسين يک،

نيس 2 - بوردو 2، لوريان 3 - نانت صفر، اوسر صفر - ليون صفر، رن 2 - لومان 2، تولوز صفر - موناکو صفر


توقف منچستريونايتد در گوديسون پارک
هفته نهم رقابت هاي فوتبال باشگاه هاي دسته برتر انگليس روز گذشته با پيروزي تيم هاي هال سيتي و ساندرلند و تساوي منچستريونايتد برابر اورتون ادامه يافت. در مهم ترين بازي ديروز جدال تيم هاي اورتون و منچستريونايتد در ورزشگاه «گوديسون پارک» با تساوي 1-1 خاتمه يافت. اين نتيجه در حالي رقم خورد که ميهمان قرمزپوش ابتدا با گل دقيقه 21 «دارن فلچر» پيش افتاد، اما «ماروآنه فلايني» در دقيقه 63 گل تساوي شاگردان «ديويد مويس» را به ثمر رساند.

در ساير بازي هاي برگزارشده ديروز بلکبرن با هدايت «پل اينس» در ورزشگاه «ايوود پارک» برابر ميهمانش ميدلزبورو 1-1 متوقف شد، هال سيتي در ادامه روند رو به رشد خود 3 بر صفر ميزبانش وست بروموويچ را شکست داد و ساندرلند نيز 2 بر 1 نيوکاسل را مغلوب کرد. اين رقابت ها امروز با برگزاري شش ديدار پيگيري مي شود که در مهم ترين آن تيم صدرنشين چلسي در ورزشگاه «استمفوردبريج» ميزبان ليورپول است.


بارسلونا پنج گل به آلمريا زد تغييرات پپ نتيجه مي دهد
بردهاي پرگل بارسلونا به يک عادت براي اين تيم تبديل شده است. برد پرگل شنبه شب مقابل آلمريا که تنها يک رده با آبي و اناري پوشان رده پنجمي فاصله داشت، نشان مي دهد اين تيم نه تنها با فصل گذشته تفاوت اساسي کرده است، بلکه حتي با چند هفته گذشته نيز قابل مقايسه نيست. پپ گوارديولا که با شعار تغييرات گسترده به اين تيم آمد و حتي فوق ستاره هاي اين تيم را نخواست و حالا ثمره پافشاري خود را مي بيند تيمي را سازماندهي کرده است که همه تيم ها در روبه رويي با اين تيم به فکر کم گل خوردن هستند. برد شنبه شب اين تيم بيشتر از اينکه نشان ضعف آلمريا باشد، نشان دهنده قدرت بارسلونا در همه خطوط اين تيم است. جالب اينجاست که در هر بازي ستاره هاي بارسلونا متغير است و اين گونه نيست که فقط مسي يا اتوئو ستاره اين تيم باشند، ژاوي، اينيستا و کرکيچ نشان دادند خودشان به تنهايي بعضي از نتايج را مي توانند تغيير دهند و حالا نبود مسي، آنري و اتوئو نمي تواند باعث عدم نتيجه گيري اين تيم شود.بارسلونا در مقابل آلمريا نوع ديگري از فوتبال را به نمايش گذاشت که ما را ياد جام جهاني فوتسال مي انداخت. اين تيم بيشتر گل هاي خود را از داخل محوطه جريمه زد که نشان مي داد حرکات تاکتيکي اين تيم براي تيم ها تا داخل محوطه جريمه غيرقابل پيش بيني است.بارسلونا اگر تا آخر نيم فصل همين گونه ادامه دهد، حتي در ليگ قهرمانان نيز حرف هاي زيادي براي گفتن خواهد داشت. به نظر مي رسد شعارهاي تغييرات پپ در اول فصل کم کم به نتيجه برسد.


ردنپ، سرمربي جديد تاتنهام
هري ردنپ سرمربي کنوني باشگاه پورتسموث انگليس خود را به عنوان سرمربي آتي تاتنهام هاسپور معرفي کرد. خوان د راموس سرمربي اسپانيايي بعد از کسب نتايج ضعيف و قرار گرفتن تيم تاتنهام در انتهاي جدول رده بندي ليگ برتر باشگاه هاي انگليس برکنار شد. اندکي بعد ردنپ اعلام کرد تا پايان روز يکشنبه رسماً به عنوان سرمربي جديد معرفي خواهد شد. به گزارش سايت گل، ردنپ کار بسيار سختي براي بازگرداندن تاتنهام به مسير متعادل در پيش دارد. اين تيم در هشت مسابقه خود در ليگ برتر انگليس تنها دو امتياز کسب کرده است و در رقابت هاي جام يوفا در پنجشنبه گذشته نيز 2 بر صفر برابر اودينزه ايتاليا تن به شکست داد. مسوولان باشگاه اواخر روز شنبه اعلام کردند راموس اسپانيايي، سرمربي اسبق سويا و ساير اعضاي کادر فني از تاتنهام جدا شده اند. بنابر اعلام تاتنهام، مسوولان پورتسموث با بي ميلي تمام اجازه انجام مذاکره با ردنپ را صادر کرده اند. ردنپ نيز به تلويزيون اسکاي اسپورتس گفت؛«فرصت بسيار ارزشمندي براي من است. تاتنهام باشگاه بزرگي است. من پورتسموث را دوست دارم و دوران خوبي در اينجا سپري کرده ام به علاوه موفقيت هاي مهمي که نمي توانستم خوشحال تر از اين باشم.»


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام