.jpg)
گروه اقتصادي؛ ماده 60 برنامه سوم توسعه پايه گذار حسابي شد که بر اساس آن دولت بايد مازاد درآمد نفتي پيش بيني شده در بودجه را به آن حساب واريز کند. حساب فوق «حساب ذخيره ارزي» نام گرفت. اين حساب با هدف مصون نگه داشتن کشور از شوک هاي نفتي تاسيس شد اما فلسفه آن به اين مساله محدود نمي شد. حساب ذخيره در حکم صندوقي بود که درآمد نفتي را فقط براي نسل کنوني تصور نمي کرد بلکه آن را ثروتي مي پنداشت که آيندگان نيز بايد از آن بهره ببرند. تصميم گيران وقت براي حساب هيات امنايي پيش بيني کردند در کنار تحقق اين هدف به منظور توسعه بخش خصوصي، 50 درصد موجودي حساب به اعطاي تسهيلات به اين بخش اختصاص يابد. دبير خانه هيات امنا در سازمان مديريت و برنامه ريزي مستقر شد و عملکرد حساب به صورت ماهانه و مرتب منتشر مي شد. دولت نهم در يک اقدام عجيب هيات مديره حساب را منحل کرد. روزنامه خورشيد ديروز ادعا کرد «با انحلال هيات امناي صندوق (حساب) عملاً چيزي به نام صندوق (حساب) وجود ندارد و با سپرده گذاري درآمدهاي نفتي در بانک هاي خارجي مانند مالزي، چين و تايلند آنچه هم اکنون وجود دارد صندوق سپرده ارزي است که زير نظر کميسيون عالي اقتصادي دولت است.» (خورشيد شماره 19، ص 2) اگر اين ادعا صحت داشته باشد دولت از قانون برنامه تخلف آشکار داشته است زيرا حساب ذخيره در ماده يک برنامه چهارم نيز تکرار شده است و انحلال آن نيازمند کسب مجوز از مجلس است. عملکرد غيرشفاف دولت نهم درخصوص اين حساب چالش جدي ميان کارشناسان و دولت به وجود آورده است، به طوري که کارشناسان با استناد به عملکرد بودجه از وضعيت مبهم 80 ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي سخن مي گويند؛ نکته يي که همواره با فرافکني دولت همراه بوده است. در ميزگردي که در اين خصوص در راديو گفتگو برگزار شد مهندس بيژن نامدار زنگنه وزير سابق نفت و دکتر محمد باقر نوبخت معاون پژوهش هاي اقتصادي مرکز تحقيقات استراتژيک به تفصيل در اين باره سخن گفته اند.
.jpg)
زنگنه؛ اقتصاد ايران از 4 منظر به نفت وابستگي دارد؛ اولين تاثير سهم نفت از توليد ناخالص داخلي ايران است که حدود 50 درصد آن را تشکيل مي دهد. بخش دوم اين ارتباط تاثير نفت بر تراز پرداخت هاي خارجي ايران است. به عبارتي بيش از 80 درصد ارزي که براي واردات استفاده مي کنيم ارزي است که از محل صادرات نفت خام به دست مي آيد. از طرفي ميزان وابستگي درآمدهاي عمومي دولت به فروش نفت خام است که در سال 83 زير 50 درصد بود اما الان با رشد چشمگير به بالاي 60 درصد رسيده است.چهارمين مولفه هم ميزان يارانه هايي است که بابت فرآورده هاي نفتي مصرف داخل پرداخت مي شود. اين وابستگي نفت تنها در اقتصاد خودش را نشان نمي دهد. من هميشه به شوخي هم شده مي گويم حتي در ايران يک تيم فوتبال خصوصي هم نداريم و همه وابسته به دولت هستند و بخش خصوصي در کشور ما بسيار کوچک شده و سهم بخش خصوصي از توليد ناخالص ملي الان به کمتر از 25 درصد مي رسد. شايد 75 درصد توليد ناخالص داخلي وابسته به دولت است. ساختار قدرت تحت تاثير اين ماجرا قرار گرفته است.
درآمدهاي نفت در سال هاي بعد از انقلاب چند دوره نوسان داشت. با پيروزي انقلاب و به دليل شوکي که به خاطر کاهش صادرات نفت ايران ايجاد شد- صادرات از متوسط 8/5 ميليون بشکه در روز به 8/1 ميليون بشکه کاهش يافت- يک جهش عمده در قيمت نفت به وجود آمد که قيمت هر بشکه نفت تا مرز 40 دلار هم پيش رفت. اما با شروع جنگ و اختلافات دروني اوپک قيمت نفت سقوط کرد و در سال 65 تا مرز 6 تا 7 دلار رسيد اما با اصلاح قيمت ها تقريباً در يک دوره 15 ساله تا اوايل دولت خاتمي در سال 1998 قيمت نفت بين 15 تا 20 دلار در نوسان بود. در اوايل دولت خاتمي به دلايل رقابت هاي داخلي اوپک و دعواهاي ونزوئلا و عربستان، قيمت نفت به 8-7 دلار رسيد و اين داستان يک سال و نيم ادامه پيدا کرد تا اينکه اوپک- با نقش ويژه ايران- توانست قيمت نفت را در اوايل سال 77 به بالاي 16 دلار برساند. در همين زمان که قيمت ها به سمت بالا رفت به اين فکر افتاديم که بايد از اين افزايش قيمت ها استفاده کرد و وابسته کردن کشور به پول نفت خدمتي به کشور نيست. به همين دليل در آن زمان اين بحث مطرح شد که از تجاربي که در ساير کشورها است استفاده کنيم. در ارديبهشت 77 پيشنهاد ايجاد «صندوق توسعه ملي» را به دولت خاتمي دادم تا «مازاد پول نفت» از طريق اين صندوق به «بخش خصوصي» در قالب وام داده شود. بدين ترتيب نفتي که در دست دولت است محدود مي شد. اين پيشنهاد در سازمان مديريت و برنامه ريزي مورد بررسي قرار گرفت و يک ماموريت ديگر هم براي اين صندوق اضافه شدتا نوسانات درآمدهاي بودجه عمومي را از طريق نوسانات قيمت نفت کنترل کند. اين نوسانات قيمت نفت تاثير عمده يي در بودجه مي گذاشت. به همين دليل براي برنامه سوم، ميزان پرداخت از اين صندوق را نصف- نصف کردند و گفتند نصفش براي وام دادن، نصفش براي ذخيره در صندوق؛ پيشنهاد صندوق را هم گفتند فعلاً حساب باشد.در دوره بعد يعني سال هاي 2002 و 2003 بهاي نفت رو به افزايش گذاشت و تا 45 الي 47 دلار- در سال 2005 که آخرين سال کاري من بود- رسيد که اين قيمت ها، قيمت هاي کم سابقه نفتي بود. درآمدهاي نفتي ايران بسيار بالا رفت چون ما در سال 900 ميليون بشکه صادر مي کنيم که تقريباً الان هم همين طور است، اين فرصت بسيار خوبي بود. از طرفي در برنامه چهارم توسعه هم مشخص کرده بوديم مقدار برداشت از نفت چقدر باشد. به طور کلي در برنامه سوم 56 ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي را به بودجه عمراني جاري کشور اختصاص داده بوديم.
دکتر نوبخت که در مجلس پنجم مخبر کميسيون برنامه و بودجه بود هم در تشريح اين دوره از تاريخ نفت و کشور، به دغدغه هاي مشترک مجلس و دولت هفتم براي استفاده بهينه از قيمت نفت و ايجاد «حساب ذخيره ارزي» عنوان کرد؛ مجلس از پيشنهاد دولت خاتمي مبني بر تشکيل «حساب ذخيره ارزي» استقبال کرد و در ماده 60 قانون برنامه سوم اين حساب براي دو هدف «ايجاد محلي جهت نگهداري مازاد درآمدهاي نفتي» و در برنامه چهارم 75 تا 81 ميليارد دلار براي هزينه کرد دولت از درآمدهاي نفتي پيش بيني شده بود.
درآمدهاي نفتي جز سال 80 که نسبت به 79 پايين آمد در بقيه سال ها افزايش قابل ملاحظه يي يافت و هيچ گاه در سال هاي برنامه نسبت به سقفي که تعيين کرديم کاهش درآمد نداشتيم که از حساب برداشت کنيم. پرداخت وام هم به بخش خصوصي تاحدي تحقق پيدا کرد چنانچه تا آغاز سال 87 حدود 18 درصد از اين حساب در اختيار بخش خصوصي قرار گرفته و به يقين چه دولت قبل و چه دولت فعلي براي فعاليت هاي توسعه يي بيش از برنامه برداشت کردند.
تا آغاز سال جاري حدود 8/63 ميليارد دلار از اين حساب براي فعاليت هاي مختلف دولت برداشت شده است. حتي بخشي براي تامين هزينه هاي جاري بوده که دقيقاً مغاير و مخالف برنامه چهارم بوده است.
ريز اين ارقام قابل احصا است. مثلاً در سال هاي 79 و 80 برداشت از حساب ذخيره رقم قابل توجهي نبوده است اما سال 81 حدود 5/4 ميليارد دلار، در سال 82 معادل 4/5 ميليارد دلار و در سال 83 معادل 5/7 ميليارد دلار برداشت هايي از حساب ذخيره شده است.
اما قابل توجه است که از سال 84 برداشت از حساب ذخيره ارزي در دولت نهم اوج مي گيرد به نوعي که در سال 84 معادل 8/11 ميليارد دلار، در سال 85 معادل 8/17ميليارد دلار و معادل 8/16 ميليارد دلار در سال 1386 از حساب ذخيره برداشت مي شود. به عبارتي معادل 46 ميليارد دلار در سه سال اخير از اين حساب برداشت شده است. در سه سال قبل تر مجموع اين برداشت حدود 16 ميليارد دلار بوده است.
شايد اطمينان دوستان از اين بود که ديگر آن سال هاي سخت کاهش قيمت نفت تکرار نمي شود و مجازند براي فعاليت هاي توسعه يي اين پول را برداشت کنند. البته با يک مشکل ديگر مواجه هستيم، آن هم اينکه برداشت هايي که از ذخيره ارزي صورت مي گيرد براي مخارجي است که بايد به ريال تبديل شود. جايي بايد اين ارزها به ريال تبديل شود. چون بخش خصوصي آمادگي دريافت اين ارز و دادن ريال را نداشت، بانک مرکزي اين دلارها را از حساب ذخيره ارزي دولت خريده است. بدين ترتيب بانک مرکزي دلار مي گرفت و ريال مي داد. بدين ترتيب يک پول پر قدرت را از طريق بانک مرکزي وارد اقتصاد مي کرديم که از نظر منابع مرتبط با پايه پولي است، به نوعي تراز دارايي هاي خارجي بانک مرکزي افزايش مي يافت و سبب افزايش نقدينگي در جامعه مي شد.
دوستان بايد در نظر مي گرفتند که بازار نفت همانطور که بالا مي رود ممکن است پايين بيايد. در همين چند ماه اخير هم با تمام اطميناني که به اين بازار بود و مسوولان هم عنوان مي کردند که هيچ گاه اين قيمت به زير 100 دلار نمي آيد اما ديديم به زير 65 دلار هم رسيده است. اگر بحث کاهش رشد اقتصاد جهاني ادامه داشته باشد، باز هم با کاهش قيمت نفت همچنان مواجه خواهيم بود و مي تواند شوک هايي بياورد. متاسفانه اين پولي که براي روز مبادا گذاشته بوديم از دست داديم و تقريباً خلع سلاح شديم و آنچه در اين حساب بود را سال هاي گذشته هزينه کرديم و قدرت مانورمان را از بين برديم. در خصوص حرف هاي اخير احمدي نژاد در مورد حساب ذخيره ارزي بايد به دو نکته توجه داشت؛ يکي «حساب ذخيره ارزي» و ديگري «ذخاير ارزي» است. حساب ذخيره ارزي همان حسابي است که از سال 1379 نزد بانک مرکزي افتتاح شده است و قرار شد مازاد درآمدهاي نفتي نسبت به ارقام برنامه هاي توسعه در اين حساب قرار گيرد و براي برداشت هر کسي نمي تواند اين منابع را برداشت کند مگر آنکه از مجلس اجازه بگيرد. اما ذخاير ارزي کشور بحث ديگري است.مجموع ذخاير ارزي بخش خصوصي به علاوه دارايي هاي ارزي بخش دولتي است که يا در داخل يا در بانک هاي خارجي نگهداري مي شود. بخش مرتبط با دولت خود دو بخش است؛ يکي دارايي هاي خارجي بانک مرکزي که به عنوان پايه پولي استفاده مي شود و يک بخش هم حساب ذخيره ارزي است که طبق قانون مي تواند با اجازه مجلس برداشت کند. اما ذخاير ارزي کشور که خالص دارايي هاي خارجي بانک مرکزي است و مربوط به آنجاست چيزي نيست که با يک قانون آن را برداريم و بياوريم در بودجه استفاده کنيم.
الان بحث بر سر حساب ذخيره ارزي است. طبق آماري که در اختيار ما قرار دارد تا آغاز سال 1387 حدود 16 ميليارد دلار در اين حساب وجود دارد. از سويي دولت تلاش کرد ارقامي از اين حساب بردارد تا به عنوان پرداخت بدهي به بانک ها استفاده کند که تاکنون مجلس چنين اجازه يي را نداده است اما اينکه گفته شود آمار حساب ذخيره ارزي محرمانه است هم برخلاف برنامه چهارم و هم برخلاف ابلاغيه اصل 44 است که مقام معظم رهبري در يکي از بندهايش تصريح کردند بايد اطلاع رساني شفاف صورت گيرد. 50 درصد حساب متعلق به بخش خصوصي است ما چه طور مي خواهيم عنوان کنيم اين رقم محرمانه است.اين حساب بايد علني و رقمش مشخص باشد. برخي عنوان مي کنند به خاطر دشمنان رقم را نمي گويند تا آنها مطلع نشوند که اصلاً اين طور نيست. صندوق بين المللي پول و بانک جهاني از ريز اين حساب ها باخبرند چون حساب ها پيش اينهاست مگر اينکه بخواهيم اين حساب را از مردم خودمان مخفي کنيم و از بخش خصوصي که 50 درصد اين حساب بايد براي سرمايه گذاري آنها استفاده شود. اين کتمان کردن حساب سبب مي شود يکي بگويد صد ميليارد دلار و ديگري بگويد هفت ميليارد دلار. حال آنکه دولت حق اين مخفي کاري را ندارد و يکي از نشانه هاي حکمراني خوب شفاف سازي و اطلاع رساني است.
به هرحال آمارها مي گويد الان موجودي اين حساب 16 ميليارد دلار است اما در اين حساب حداقل بايد 1/96 ميليارد دلار تا آغاز سال 87 وجود داشته باشد. بنابراين وسوسه هايي براي دولت هميشه وجود دارد. از سويي مجلس بايد بداند هاضمه اقتصادي ايران چند ميليارد دلار است، تا اگر دولت خواست بيشتر از اين حساب استفاده کند حتي با افزايش نقدينگي در جامعه روبه رو خواهد شد و مشکل تورم ايجاد خواهد شد. بنابراين اين مجلس است که نبايد به دولت اجازه مي داد بيشتر از برنامه توسعه از اين حساب استفاده کند. پرداخت از حساب ذخيره ارزي توسط دولت نهم صرفاً براي کارهاي عمراني نبوده و براي پرداخت هزينه هاي خشکسالي، پرداخت ديون و کمک به بهزيستي بوده است. -درآمدهاي نفتي دولت هاشمي (1375- 1368) 32/136 ميليارد دلار بود که متوسط سالانه 8/15 دلار قيمت فروش نفت بود. در دولت خاتمي (1383- 1376) 27/173 ميليارد دلار درآمد ارزي داشتيم و قيمت متوسط هر بشکه نفت سالانه 7/21 دلار بود. در سه ساله دولت احمدي نژاد (1386 تا 1384) در کل 1/198 ميليارد دلار درآمد نفتي داشتيم که به طور متوسط 66 دلار هر بشکه سالانه به فروش رفته است.
بيژن زنگنه؛ به طور کلي در طول برنامه سوم توسعه 56 ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي را به بودجه عمراني و جاري کل کشور اختصاص داديم.مازاد اين رقم به حساب ذخيره رفت و کار وام دادن به بخش خصوصي شروع شد. حتي آنجا اکراه داشتيم و حتي در هيات امنا يادم نمي آيد تصويب کرده باشيم که به بخش هاي عمومي وام داده شود.براي برنامه چهارم توسعه از منابع نفتي مقداري بيشتر براي بودجه کشور گذاشته شد چون درآمدهاي نفتي هم بالاتر آمده بود اما باز هم زير 25 دلار بود.
الان خوشبختانه دولت در اين سه سال و نيم از درآمدهاي نفتي، بالاي 200 ميليارد دلار نصيبش شده است. اين رقم به تنهايي از هشت سال دولت آقاي خاتمي بيشتر است. يعني در سال 2003 (سال 1382) متوسط قيمت نفت اوپک حدود 28 دلار در هر بشکه، در سال 2004 (سال 1383)، 36 دلار در هر بشکه بوده است اما در سال 2005 (1384) هر بشکه نفت 51 دلار بوده است. در سال 2006 (1385) هر بشکه نفت 61 دلار بوده و در سال 2007 (1386) هر بشکه 70 دلار بوده است و در سال 2008 ميلادي 108 دلار است که جمع اينها در سه سال و نيم 200 ميليارد دلار مي شود.
به عبارتي در برنامه چهارم توسعه، نفت با 25 دلار بسته شد و الان با افزايش قيمت نفتي که حاصل شده انتظار مي رود حساب ذخيره ارزي حداقل معادل 100 ميليارد دلار موجودي داشته باشد و از اين رقم هم بايد حداقل 50 ميليارد دلار آن تا الان به بخش خصوصي در قالب وام پرداخت شده باشد. از طرفي انساني که 50 ميليارد دلار پول دارد، 50 ميليارد دلار قدرت مانور ندارد. يعني با يک دلار حداقل مي توان سه تا چهار دلار تجهيز منابع کرد. کاري که يک بازاري ساده يا بقالي ساده مي کند.
اينکه الان موجودي صندوق چقدر است، من نمي دانم. تا الان گزارشي نديدم که از اين پول چقدر هزينه شده است. طبق اصل 44 که به نوعي آزادسازي اقتصادي است بايد دولت در طول پنج سال تمام تصدي هاي خود را واگذار کند، اما اگر دولت دوباره به اين اقتصاد وارد شود و دوباره اين پول ها را حتي به شکل طرح هاي عمراني - اگرچه بيشتر پول نفت در بخش جاري هزينه شده است - هزينه کند، باز کارايي کافي براي اقتصاد ايران ندارد. دولت پول نفت را در کارهاي کم بازده هزينه کرده است. شايد مردم الان توقعي داشته باشند اما برآوردن توقعات الان مردم معلوم نيست که منجر شود ايران در آينده کشور توسعه يافته يي شود. به عبارتي نيت خير اگر باشد يا نباشد معلوم نيست به بهبود زندگي مردم منجر شود. سياست هاي برنامه پنجم توسعه براي بررسي به دفتر مقام معظم رهبري ارسال شد. در اين سياست ها به خاطر وضعيتي که الان وجود دارد، بحث هاي مفصلي را در مجمع تشخيص مصلحت نظام و کميسيون اقتصادي و تلفيق صورت گرفت و نهايتاً براي برداشت مازاد از حساب ذخيره تصميم گيري شد. در اين پيشنهاد مطرح کرديم که نفت سرمايه ملي است و نبايد درآمد دولت حساب شود و بايد صرف سرمايه گذاري هاي موجه و تجديدپذير شود. لذا مقدار برداشت دولت از درآمد نفتي در پنج ساله بعد محدود خواهد بود و دولت بايد هرساله ميزان وابستگي بودجه جاري به درآمد نفت را کاهش دهد؛ کاري که دولت تاکنون آن را اجرا نکرده است. از طرفي تصويب کرديم صندوق ذخيره بايد تصويب شود که همان صندوق توسعه ملي دهه 70 است، بايد احيا شود و اين صندوق بايد به نحوي اداره شود که مستقل از دولت باشد. به اين معنا که تحت تاثير سياست هاي جاري دولت و نوسانات سياسي در دولت و مجلس قرار نگيرد. اگر اين موضوع توسط مقام معظم رهبري ابلاغ شود مجلس هم خلاف اين مواد نمي تواند قانونگذاري کند. اين موارد در حال حاضر مصوبات کميسيون تلفيق مجمع تشخيص مصلحت نظام است که اگر رهبري به صورت قانون در طول برنامه پنجم توسعه ابلاغ کنند، مجلس نمي تواند مصوبه يي خلاف اينها داشته باشد. اين مطلب مهمي است. در واقع کليد توسعه کشور اين است که وابستگي به نفت را بايد کاهش دهيم و يک عزم ملي مي خواهد و جايي که بايد چنين تصميمي بگيرد بايد جاي بالايي باشد. اين طور نباشد که پولي هست و هر روز وسوسه شوند لايحه يي بدهند و از اين پول خرج کنند. اين صندوق پيشنهادي در قوه مجريه است اما همان طور که بحث استقلال بانک مرکزي پيش مي آيد، جايي که براي برداشت از صندوق ذخيره ارزي تصميم مي گيرد بايد نهادي باشد که تحت تاثير نوسانات سياسي دولت ها و مجلس ها قرار نگيرد.