ابوالحسن داوودي
1- من به آقاي احمدي نژاد راي نداده ام. خود را همفکر ايشان نمي دانم. اما به عنوان بالاترين مسوول اجرايي مملکت به ايشان احترام مي گذارم. با بعضي از موضع گيري هايشان موافقم و بعضي را نمي پسندم و منتقدشان هستم. از جمله موضعي که ايشان تاکنون در مورد فرهنگ و به خصوص سينما داشته اند (يا حداقل من شنيده بودم) و تا جلسه کارگردانان هيچ گاه نقش و اهميت سينما اين «هنر - صنعت» بي همتا و پويا و افتخار آميز ملي را در ذهن رئيس دولت مان نفهميدم. اما جلسه با کارگردانان با همه شائبه هاي سياسي و تبليغاتي که بعضي از دوستان فيلمساز بر آن داشتند، براي من فرصت مناسبي بود که اين مواضع را اگر چه ديرهنگام، از زبان رئيس جمهور بشنوم.
2- شخصاً تا به حال توجه قابل اعتنايي از رئيس جمهور به پديده سينما در طول اين سه سال و اندي رياست شان نديده بودم. و اين خود باعث شده بود انتظاري هم از ايشان در اين زمينه نداشته باشم. اما بعد از اين جلسه با کمال احترام نسبت به ايشان، به عنوان يک سينماگر، خود را طلبکارشان مي دانم. قطعاً براي خودم هيچ خواسته يي ندارم اما به عنوان يک اهل سينما، خواستار تحقق همه وعد ه هاي ايشان براي سينما و کل جامعه سينمايي هستم.
3- به نظرم بسياري از دوستان منتقد، اشتباه کردند و به اين جلسه نيامدند، به خصوص آنها که اهل صنف بودند و رفتار صنفي را با سليقه سياسي اشتباه گرفتند، چرا که جلسه با رئيس جمهور فرصت مناسبي بود براي ارائه مشکلات و کاربردها و غلط و درست سياست هاي اجرايي دهه آن، چيزي که انتظار داريم رئيس جمهور کشورمان از اين «بزرگ ترين سفير فرهنگي جمهوري اسلامي ايران» بداند و ايشان - حداقل در آن جلسه - نشان داد که آماده شنيدن است و قول هاي صريحي که براي رفع مشکلات در زمان باقي مانده رياست جمهوري شان دادند، و ميزان اجرايي شدن اين وعده ها در آينده نزديک مي تواند سند و دليل خوبي باشد که اهل سينما بدانند و بفهمند تعالي سينما به عنوان يک ابزار اصلي فرهنگي (و شايد مهم ترين شان) براي نشان دادن ارزش هاي انساني و معنوي و تصوير مناسب از يک ملت و سرزمين، در برنامه کاري اين دولت قرار دارد يا نه؟...
4- براي آن دوستان منتقدي که بحق و ناحق يا نبودند يا نيامدند، مي گويم که بعضاً تصوير بي انصافانه و نامناسبي که در جلسه از جانب عده يي عرضه شد (و با الفاظي همچون تشبيه سينماي جمهوري اسلامي ايران به يک گودال متعفن که بايد سال ها تعطيل شود. و دست اندرکارانش به استخدام دولت دربيايند،) مي رفت که تعبيري يک طرفه و بدبينانه و سياه را در ذهن رياست جمهور محترم به وجود آورد که با اظهارنظر چند تن از دوستان ديگر، اين تصوير مطلق گرا و سياه اندکي خاکستري شد. قطعاً اين جلسه با حضور بعضي دوستان نيامده مي توانست رنگ و بويي ديگر بگيرد، و تصويري همه جانبه و جامع الاطراف از سينما را ارائه دهد. تصويري نه سياه بلکه رنگارنگ از همه جنبه هاي سينماي ملي...
5- اختلاف سليقه هاي مديريتي و ديدگاهي به وضوح سايه خود را بر بحث ها و مشکلات انداخته بود و به نظر من آقاي رئيس جمهور، به خوبي متوجه شد تا زماني که اين تفاوت ديدگاه ها (حداقل در عرصه مديريت سينما) به يک منظر درست و يکسان نرسد، نيروها همديگر را خنثي مي کنند. و از برخورد ها جز تخريب و زمين سوخته حاصلي بر جاي نخواهد ماند.
6- فکر مي کنم براي دوستان منتقدي که نيامدند هنوز فرصت هست تا با اعلام فهرست مشکلات و مطالبات بحق سينما (که مي تواند سند روشني باشد براي آنکه خواسته هاي همه جانبه اهالي سينما را به گوش رئيس دولت برساند) دين خود را به صنف و حرفه و رسالت شان ادا کنند و حجت را بر آنان که وظيفه صيانت از کيان فرهنگي و زيربنايي سينماي ايران را دارند، تمام کنند. طبعاً اين فهرست مي تواند سندي ماندگار باشد که حقوق و رفتار مناسب شأن سينما را در اين دولت و دولت هاي بعدي خواستار شود و تصويري مناسب و واقعي و بدون شائبه هاي سياسي و اختلافات سليقه يي از سينما ارائه دهد.