سه شنبه، 28 خرداد 1387 - شماره 1701
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
مديريت پايدار آب و نيرو بدون سدسازي

فاطمه ظفرنژادہ

آب تجديدپذير کشور سالانه 130-120 ميليارد مترمکعب برآورد مي شود. تجربه کشور نشان مي دهد کاربرد حقيقي اين آب با سدسازي کاهش مي يابد البته با تبخير سالانه بيش از 5 ميليارد متر مکعب از سطح مخزن سدهاي کشور. گزينه هاي تامين پايدار آب در حقيقت کاربرد آب تجديدپذير را افزايش مي دهند. مديريت پايدار آب عبارت است از برنامه ريزي کاربرد درست و کارآمد آب تجديدپذير و نيز بازگرداندن آن به محيط با کمترين پيامدهاي زيست محيطي و آلودگي. ناشفاف بودن فرآيند تصميم گيري درباره سدها در کشور ما به سبب مغايرت بخش آب با اصل 44 قانون اساسي، به سبب مغايرت با دستورالعمل هاي توسعه پايدار و به سبب وجود شرکت هاي دولتي پيمانکار و مشاور سدساز و کميته هاي وابسته به آنها، به مديريت بدون پاسخگويي با صرف بودجه نجومي انجاميده است. رويکرد مديريت سازه يي، گذشته از ساخت سدهاي ناکارآمد، خالي، سوراخ و خطرناک، ترويج مصرف بي رويه آب، ويراني سامانه هاي پايدار ملي، ويراني آبخيزها، محو رودخانه ها، تخريب سيلابدشت ها، از ميان رفتن تالاب ها و نابودي جنگل هاي کشور را نيز در پي داشته است. راهکارهاي بدون سدسازي تامين آب و نيرو با دستورالعمل هاي توسعه پايدار همخواني دارند. اين راهکارها از ساخت هر سدي کم هزينه ترند و البته ريخت و پاش هاي مرسوم کنوني بخش آب در اين رويکرد ناممکن است. امکان ورود بخش خصوصي به ويژه در زمينه احياي سامانه هاي پايدار ملي يا در زمينه احداث نيروگاه هاي گازي، احداث سامانه هاي فاضلاب شهري و بازيافت و بازچرخاني آب، يا راه اندازي تاسيسات آب شيرين کن در اين رويکرد بسيار افزايش مي يابد. آلوده سازي آب تا حد زيادي کاهش مي يابد و نيز کاهش مصرف و هدررفت را با ساده ترين روش ها ميسر مي سازد. اين راهکارها هم اينک در ژاپن، اروپا و امريکا به اجرا درآمده اند و به دو گروه اصلي دسته بندي مي شوند؛راهکارهاي مديريت تقاضا و راهکارهاي مديريت عرضه غيرسازه يي. در اين مقاله 10 راهکار عملي و بسيار کم هزينه تر از سدسازي براي تامين آب و نيرو و همچنين پيشنهاداتي براي اعمال مديريت پايدار آب ارائه مي شود.

مديريت پايدار آب چنان براي مصرف انسان از آب تجديدپذير برنامه ريزي مي کند که ويراني آبخيزها، رودها، پيکره هاي آبي، جنگل ها و اکوسيستم هاي آبي و سيلابدشتي و زيستگاه هاي آنها را در پي نداشته باشد. مديريت پايدار آب از کنفرانس استکهلم در اوايل دهه 1970 مطرح شد و سپس در پژوهش هاي سياست جهاني آب و کتاب ها و نوشته هاي ساندرا پوستل، دستورالعمل هاي کنفرانس هاي آرژانتين، ريودوژانيرو (دستورالعمل 21 به فارسي ترجمه شد) و ژوهانسبورگ بازتاب يافت. با تشکيل کميسيون جهاني سدها و انتشار دو کتاب «رودهاي خاموش» و «سدها و توسعه» که سال گذشته ترجمه فارسي آنها نيز منتشرشد، مديريت پايدار آب از رويکرد ساخت وساز در آبخيزها بسيار فاصله گرفت.

الگوهاي نادرست بيش از 5 دهه است که بخش آب کشور را به ساخت سدهاي ناکارآمد و مشکل دار از يکسو و ويراني سامانه هاي پايدار ملي، ويراني آبخيزها و رودخانه ها و سيلابدشت ها و جنگل هاي کشور از سوي ديگر کشانيده است. ايالات متحده از دهه 1990 بيش از 500 سد خود را برچيد. هر روزه در جهان از برچيدن سدها در امريکا، اروپا و آسيا خبر مي رسد. برچيدن سدها هزينه گزافي دارد که نسل آينده را نيز ناگزير از پرداخت هزينه سنگين آن مي کنيم. ارزيابي تطبيقي در هر خط توليد کم هزينه نيز از اصول اوليه کاراست و ما بايد دست کم از هرچند سد، براي يکي، بررسي تطبيقي مستقل انجام مي داديم که نداديم. تغيير اين وضعيت، به هم انديشي و تعامل گسترده و عزم ملي نياز دارد. وقت آن رسيده که حرفي از جنس زمان بشنويم.

راهکارهاي بدون سدسازي تامين آب و نيرو با دستورالعمل هاي توسعه پايدار همخواني دارند. بخش خصوصي به خوبي مي تواند در اين رويکرد به همکاري بپردازد و البته اين راهکارها از ساخت هر سدي کم هزينه ترند. تامين آب و نيرو در چارچوب مديريت تقاضاي آب چهار راستاي کاهش هدررفت، کاهش مصرف، کاربرد ابزارهاي مالي و مشارکت انجمن هاي غيردولتي و ذي نفعان در تصميم گيري هاي بخش آب را در بر مي گيرد.

1- برنامه ريزي کاهش هدر رفت. ميزان تلفات آب کشاورزي کشور بيش از70 درصد و تلفات آب شهري نزديک به 50 درصد است. کاهش هدررفت در شبکه هاي شهري به انجام پژوهش و اقدام براي کاهش فشار لوله ها، نوسازي شبکه ها و نصب سامانه هاي نشت ياب سريع نياز دارد. در اين زمينه اگر کمتر از هزينه يک سد سرمايه گذاري کرده بوديم سدهاي پرهزينه يي مانند طالقان، ماملو و... با پيامدهاي گسترده اجتماعي و زيست محيطي، به بودجه کشور تحميل نشده بود. همچنين اگر هزينه تنها يک سد را به تحقيق براي کاهش تلفات آب کشاورزي تخصيص مي داديم تاکنون به دستاوردهاي بزرگي در اين راه رسيده بوديم. کشاورزي هدف اعلام شده بسياري از سدهاي کشور بوده است اما بررسي هاي عباس محمدي پژوهشگر محيط زيست نشان داده است که تنها 10 درصد آب کشاورزي کشور از سدها تامين مي شود. بنابراين تغيير کوچکي در کاهش هدررفت آب به راحتي 10 درصد يادشده را تامين مي کرد و اين همه هزينه براي ساخت سدها صرف نمي شد.

محمد درويش دکتراي محيط زيست بازدهي ميزان خشک محصول به ازاي هر متر مکعب آب مصرفي را 63/0 کيلوگرم اعلام کرده است که حاکي از ناکارآمدي شديد مصرف آب است. کاهش هدررفت آب کشاورزي به خوبي با جايگزيني روش هاي آبياري با هدررفت کم امکان پذيراست. بنابر برآوردهاي دکتر درويش 5/1 ميليون هکتار اراضي منسوب به سدهاي ساخته شده هنوز شبکه انتقال و توزيع شان ساخته نشده و بنابر بررسي هاي او 70 سال طول مي کشد که سدهاي با هدف کشاورزي کنوني به شبکه آبياري مجهز شوند که تا آن زمان همه سدهاي يادشده عمر مفيد خود را تمام کرده اند. پيشنهاد مي شود شروع يا ادامه ساخت همه سدهايي که با هدف کشاورزي ساخته مي شوند متوقف شود.

2- برنامه ريزي کاهش مصرف آب کشاورزي در سامانه هاي ملي مانند قنات با هماهنگي سال هاي خشک و تر به خوبي ميسر است. قنات ها مانند سدها آب را در سطح گسترده در برابر آفتاب قرار نمي دهند تا در حجم وسيع تبخيرشود. برنامه ريزي سمت گيري به سوي کشت هاي کم نيازتر به آب با بازدهي غذايي مساوي ترويج الگوهاي تغذيه کم نيازتر به آب، کاربرد روش هاي آبياري موثر، ترويج رعايت نرخ پايداري آب و تفهيم کاهش مصرف متناسب با حجم محدود آب کشور از روش هاي شناخته شده در دنيا هستند. سرمايه گذاري در تحقيقات براي يافتن شيوه هاي کاهش مصرف، کم هزينه تر از ساخت هر سد و نتايج آن نيز موثرتر است.

کاهش مصرف برق در کشور و آنچه پتريک مک کالي در کتاب رودهاي خاموش آن را توليد نگاوات به جاي مگاوات خوانده، بسيار ساده تر از ساخت هر سد برقابي است. در کشوري مانند ايران با شمار کم روزهاي ابري و آفتاب پرسخاوت، بهترين گزينه تامين نيرو نيروگاه خورشيدي است. تخصيص هزينه ساخت يک سد به تحقيق در اين زمينه تاکنون شايد به ساخت نيروگاه هاي ارزان خورشيدي در داخل کشور انجاميده بود. يادآوري مي شود که فناوري نوين در سال هاي اخير چنان پيش رفته که در امريکاي شمالي دانشمندان اعلام کردند مي توانند با نصب سامانه هاي بازتاب دهنده همه 24 ساعت شبانه روز را به روز روشن بدل کنند و بي گمان خورشيد در چند سال آينده تنها روش پايدار تامين نيرو خواهدبود.

در اين فاصله نيز نيروگاه گازي گزينه برتر پيشنهادي سازمان ملل و توسعه پايدار است. مک کالي در رودهاي خاموش جدول کاملي از گزينه هاي تامين نيرو و مقايسه اقتصادي و نشرگازهاي گلخانه يي از هريک را ارائه داده است که براي مقايسه و تصميم گيري بسيار مفيد است. کشورهاي اروپا هم اينک به عنوان گام مياني، به خريد گاز از روسيه و نروژ و توليد برق با نيروگاه هاي گازي پرداخته اند. در کشور ما با منابع گاز طبيعي فراوان اين نيروگاه ها، اقتصادي ترين و پاک ترين روش توليد نيرو (تا زمان به بازار آمدن نيروگاه هاي خورشيدي) به شمار مي روند. بنابراين پيشنهاد مي شود ساخت سدهاي برقابي در کشور به حال تعليق درآيد و نيروگاه هاي گازي جايگزين آنها شود، که دوره ساخت کوتاه تري نيز دارند. (2 سال در مقابل ميانگين 9 سال براي ساخت يک سد)

کاهش مصرف آب در شهرها به کمک کاربرد شيرهاي پايشگر، نصب کنتورهاي مجزا در مجتمع هاي مسکوني، ظرفيت سازي و آموزش صرفه جويي مصرف آب امکان پذير است. در اين زمينه نيز سرمايه گذاري بسيار کمتر از هزينه تنها يک سد، بسيار موثرتر از ساخت سدهايي در صدها کيلومتري تهران و انتقال بسيار گران قيمت آب آنها بود.

3- کاربرد ابزارهاي مالي يکي از مهم ترين دستورالعمل هاي توسعه پايدار و مديريت پايدار بخش آب است که اصلاح شيوه مصرف و کاهش هدر رفت را به دنبال خواهد اشت. اين راهکار به طور مستقيم در دستورالعمل 21 کنفرانس ريودوژانيرو که ايران نيز امضاکننده آن بوده توصيه شده است. حذف يارانه، نرخ گذاري بر پايه نرخ پايداري آب، فروش حجمي آب کشاورزي، تعيين آب بها با توجه به تخصيص موثر منبعي محدود، تعيين جريمه براي مصرف زياد و تعيين جريمه براي آلودن آب از مهم ترين ابزارهاي مالي است که در کشورهايي بدون هيچگونه محدوديت آبي نيز به خوبي به اجرا درآمده است و مسلماً در کشوري با محدوديت معني دار آب، بايد از سال ها پيش جاي خود را باز مي کرد که متاسفانه به سبب تمرکز بر مديريت سازه يي عرضه، در مديريت بخش آب کشور راهي نيافت. يادمان باشد که مانند هر يارانه ديگر، يارانه آب نيز بيشتر به سود اقشار ثروتمند جامعه است. انجام پژوهش و تحقيقات در زمينه کاربرد سنجيده ابزارهاي مالي در مديريت بخش آب ضروري است اما تاکنون انجام نشده است. اين رويکرد يکي از اثرگذارترين روش ها براي ذخيره منابع آب و نيرو تا حد پاسخگويي به نيازهاي آتي جمعيت خواهد بود. روش هاي گوناگون رويکرد بازار و سودمندي کاربرد ابزار مالي در اقتصاد رفاه و مديريت زيست محيطي به طور کامل تشريح شده است.

4- مشارکت انجمن هاي غيردولتي و ذي نفعان در تصميم گيري ها از موثرترين روش هاي مديريت پايدار بخش آب به شمار مي رود. در حقيقت انجمن هاي ذي نفعان، يا آب بران، يا مصرف کنندگان به سبب پيوند نزديک با مساله، بيشترين اصلاح کنندگان بالقوه سامانه مديريت بخش آب به شمار مي روند. متاسفانه تاکنون مديريت بخش آب در برقراري ساده ترين ارتباط با انجمن ها و ذي نفعان (و نيز با ذي ضرران طرح هاي سدسازي) ناموفق بوده است. انجام طرح هاي تحقيقاتي در اين زمينه نيز راه را براي اعمال روش هاي موثر مديريت آب توام با کمترين پيامد اجتماعي هموار خواهدکرد. يادمان باشد مردمي که به وسيله پيشکسوتان و انجمن هاي صنفي يا محلي خود به کاري رغبت پيدا کنند آن کار به بهترين شيوه به اجرا درخواهد آمد.

تامين آب و نيرو در چارچوب مديريت عرضه آب اشکال مختلفي دارد که زمينه هاي غيرسازه يي مانند بازيافت، بازچرخاني، بازکاربرد، افزايش کاربرد هر متر مکعب آب در سطح ملي، نيز توسعه و احياي قنات ها و سامانه هاي پايدار همانند آب بندان ها و نيز آب شيرين کن ها را در بر مي گيرد.

5- بازيافت زهاب کشاورزي به معني کاربرد و مصرف دوباره در کشت محصولات کشاورزي مقاوم به شوري و محصولات غيرخوراکي، باغات غيرمثمر، فضاي سبز، جنگل کاري و صنعت است که به معناي به دست آوردن حجم معادل ده ها ميلياردمتر مکعب آب جديد است. بازيافت آب شرب شهرها نيز به ذخيره حجم آب زيادي مي انجامد که پس از تصفيه براي آبياري باغات غيرمثمر، کشت محصولات کشاورزي غيرخوراکي، فضاي سبز، جنگل کاري و صنعت مي تواند به کار گرفته شود. متاسفانه در اين زمينه نيز تاکنون تحقيق و بررسي انجام نداده ايم، درحالي که با سرمايه گذاري در چنين پژوهش هايي راهکارهاي بسيار ارزان استحصال حجم بسيار زيادي از آب را خواهيم يافت و گذشته از آن، از ورود آب آلوده به طبيعت نيز جلوگيري خواهيم کرد. لازم است که به جاي تخصيص بودجه هنگفت و غير موثر براي ساخت سدها، براي تحقيقات بازيافت آب به ويژه آب کشاورزي سرمايه گذاري کنيم.

6- بازچرخاني، بازکاربرد؛ بازچرخاني و بازکاربرد آب يکي ديگر از روش هاي استحصال آب به ميزان زياد است که در کشورهايي مانند ژاپن دامنه گسترده يي دارد. نشريه «آب صنعتي با تکيه بر جنبه هاي اقتصادي» که در سال 1380 از سوي دفتر اقتصاد آب، منتشرشد مطالب بسيار مفيدي در اين زمينه ارائه داد. بنا بر اين نشريه، دفعات مصرف آب صنعتي در ژاپن و ايالات متحده تا 25 بار هم رسيده است. الزام صنايع به تصفيه کامل زهاب، مصرف فاضلاب تصفيه شده در واحد صنعتي، در فضاهاي سبز و جنگل کاري با کمک قوانين و رويکردهاي راهبري و مهار آلودگي از مهم ترين دستورالعمل هاي اقتصاد رفاه و تخصيص موثر منابع است. کاربست ابزارهاي مالي نيز به افزايش شمار بازچرخاني آب در واحدهاي صنعتي کمک مي کند. در اين زمينه نيز تاکنون هيچ تحقيق و پژوهشي در سطح ملي انجام نداده ايم. تخصيص بودجه يي بسيار کمتر از ساخت حتي يک سد به چنين پژوهشي مي توانست راه گشاي دستيابي به منابع آب بسيار زياد با پيامدهاي کمتر اقتصادي و اجتماعي و زيست محيطي باشد.

بازچرخاني و بازکاربرد آب کشاورزي در پاره يي نقاط ايران، در کرت بندي هاي دامنه يي و... از پيش معمول بوده است، اما انجام بررسي کامل در زمينه روش هاي مرسوم و بازکاربرد آب کشاورزي ضرورت دارد.

7- افزايش کاربرد هر متر مکعب آب؛ در حقيقت تاکنون هيچ بررسي جامعي درباره افزايش بازدهي کاربرد آب در سطح ملي انجام نداده ايم. افزايش کاربرد هر مترمکعب آب در کشور بايد از سال ها پيش در برنامه هاي بخش آب گنجانده مي شد اما سيطره رويکرد سازه يي عرضه، هرگونه اقدام در اين زمينه را ناميسر ساخت. لازم است در اين زمينه پژوهش هاي لازم انجام و براي رساندن کاربرد هرمترمکعب آب از نزديک به

3/0 کنوني به بيش از يک بار برنامه ريزي شود.

8- توسعه و احياي روش هاي بهره برداري پايدار منابع زيرزميني مانند قنات هاي کشور به مثابه پايدارترين روش کاربرد آب زيرزميني، نياز به بازبيني دقيق گذشته و اصلاح خط مشي کلي بخش آب کشور دارد. قنات ها مسائل مزمن سفره هاي زيرزميني تخليه شده در پي چاه کني و تلمبه بي رويه آب را در پي ندارند. قنات ها توهم دسترسي به آب نامحدود ايجاد نمي کنند. قنات ها به نشست زمين در اثر برداشت بي رويه آب و خالي شدن سفره ها نمي انجامند.

قنات بهره برداري متناسب در سال هاي کم آب و پرآب را ميسر مي سازد. متاسفانه نه تنها براي اين بزرگ ترين تامين کننده آب کشور تا 4 دهه پيش هيچ بودجه پژوهشي تخصيص نيافت که با ساخت سدهاي ناکارآمد بسياري از قنات هاي کشور زير مخزن آنها از ميان رفت. (سد بار نيشابور، سد نهرين طبس، سد ماشکيد و...) مطالعاتي با انگيزه هاي فردي يا ملي در اين باره از سوي جواد صفي نژاد، علي اصغر سمساريزدي، محمدحسين پاپلي يزدي و ديگران انجام شده است که در اسناد همايش قنات 1379 بازتاب يافته است. بررسي کامل و درخور اين شاهکارهاي بهره برداري پايدار آب زيرزميني، به مطالعاتي عميق توام با نگاه احيا و توسعه نياز دارد که خود نيازمند تغيير رويکرد کنوني بخش آب کشور است.

9- گردآوري و دروي باران همانند آب بندان هاي مازندران و گيلان از ديگر روش هاي تامين آب است که با موفقيت کامل از صدها سال پيش انجام مي شده است. متاسفانه در اين زمينه نيز بخش آب هيچ عنايتي نداشته و بررسي و تحقيق در باره اين سامانه هاي خردمندانه تامين آب را هرگز در دستور کار خود قرار نداده است. به عکس در بسياري از طرح هاي سدسازي، از ميان بردن آنها در دستور کار بوده که ظاهراً با پادرمياني مراجع بين المللي و بانک جهاني در برخي جاها جلوي تخريب آنها گرفته شده است (سد تجن).

10- کاربرد آب شيرين کن ها؛ اين دستگاه ها در خليج فارس به خوبي به کار گرفته مي شوند و جزاير خليج فارس از اين دستگاه ها براي همه مصارف خود استفاده مي کنند. استفاده از اين دستگاه ها در استان هاي جنوبي کشور بسيار کم هزينه تر و داراي پيامدهاي اجتماعي زيست محيطي کمتر است اما متاسفانه در اين زمينه نيز مشاوران و پيمانکاران سدساز هيچ گونه بررسي حقيقي انجام نداده اند و بخش آب همواره اين گزينه را مطلقاً ناديده انگاشته است. کيفيت آب اين دستگاه ها دست کم براي مصارف غيرشرب بسيار خوب است و براي شرب نيز از آب خوراکي شده سد ميناب که براي شرب بندرعباس ساخته شد بدتر نخواهد بود. يادمان باشد که سدهاي شميل، نيان، سميلان و... نيز با همه هزينه هاي بسيار سنگين و پيامدهاي زيست محيطي خود سرنوشتي بهتر از سد ميناب نخواهند داشت و آب آنها بسرعت خوراک ور و بويناک خواهد شد. پيشنهاد مي شود راه اندازي آب شيرين کن ها به عنوان گزينه هاي ارزان تر، سريع تر، با پيامدهاي زيست محيطي بسيار کمتر و با پوشش جغرافيايي مناسب تر و اقتصادي تر، برنامه ريزي شود. * پژوهشگرآب
مرگ درياچه اروميه زودتر از پيش بيني ها
مونا قاسميان

بعد از سال ها که آرزوي ديدن درياچه اروميه را داشتم، وقتي بر نمک هاي ساحل درياچه قدم مي زدم، پر از غم بودم. مدت ها بود که دوستان و همکارانم از خشک شدن اين درياچه زيبا مي گفتند، اما شنيدن کي بود مانند ديدن. در طول مسير؛ ساحل اين درياچه زيبا به مسافت چند کيلومتر پسروي کرده بود. درياچه يي که مسوولان مدعي اند خشکسالي امسال باعث بروز چنين فاجعه يي در آن شده است. اما وقتي به چند سدي که روي حوضه آبخيز اين درياچه زده شده است، مي روم با سدهاي پرآبي روبه رو مي شوم که بر روي جريان هاي حياتي درياچه اروميه ساخته شده اند. سدهايي که جلوي آب هاي ورودي به اين درياچه را گرفته اند و مسوولان حتي از دادن حق آبه طبيعي به اين درياچه خودداري مي کنند.

نابود شدن درياچه اروميه بيش از آنکه فکر مي کردم سريع اتفاق افتاده بود. به گفته مديرکل محيط زيست استان آذربايجان غربي سطح آب پارک ملي درياچه اروميه در فروردين ماه امسال نسبت به زمان مشابه سال گذشته 29 سانتيمتر کاهش يافته است. در حال حاضر بيش از 120 هزار هکتار از سطح پارک ملي درياچه اروميه تبديل به شوره زار شده. هرچند که اين روزها مسوولان از سازمان هاي مختلف با برنامه ريزي هاي گوناگون قصد نجات درياچه اروميه را دارند، اما اگر از همان روز اول با احداث سدهاي بي رويه و غيراصولي مخالفت مي کردند، شايد امروز شاهد اين وضعيت نبوديم.

سال گذشته معاون برنامه ريزي استاندار آذربايجان شرقي از خشکيدن درياچه اروميه در 20 سال آينده خبر داد اما وضعيت بحراني اين تالاب باعث شد رئيس پژوهشکده آرتمياي دانشگاه اروميه در گفت وگو با همشهري اين رقم را به هفت سال کاهش دهد. وي در ادامه گفته بود؛ «هفت سال ديگر درياچه اروميه به شوره زاري به وسعت چهار هزار کيلومتر مربع تبديل مي شود که کمترين پيامد آن، تغيير آب وهواي منطقه، پيشروي نمک به سمت اراضي کشاورزي و تخريب آن و خالي شدن صدها روستا از سکنه است.»

روزگاري نه چندان دور درياچه اروميه به خاطر داشتن ويژگي هاي منحصر به فرد محل مهاجرت پرندگان زمستاني و زاد و ولد آنها بود. اما همان طور که ديگر به خاطر بالا رفتن شوري آب کمتر خبري از تنها موجود زنده درياچه، آرتميا است، مهاجرت پرندگان بسيار محدود شده و جوجه آوري آنها در درياچه اروميه کاملاً متوقف شده است.

در بستر خشک شده درياچه اروميه چند پرنده نمک سود شده توجهم را جلب مي کند؛ پرندگاني که شايد يکي از دلايل مرگ شان مسموميت نمکي و از دست دادن قدرت پرواز به خاطر رسوب نمک بين بال و پر آنها باشد.

هر چند پوکه هاي خالي فشنگ نيز يکي ديگر از مناظر جالب توجه در بستر خشک شده درياچه بود.

دوستانم برايم از زماني که درياچه هنوز زنده بود مي گفتند که به راحتي مي توانستي آرتمياهاي قرمز رنگ را ببيني. اما هر چه نشستم و نگاه کردم به جز کف هاي سفيد رنگي که روي آب بودند چيزي نديدم.

امروزه درياچه اروميه با مشکلاتي از قبيل وصل شدن برخي از جزاير به خشکي، از کار افتادن اسکله ها و سختي در تردد شناورها، افزايش شوري آب و رسيدن املاح به 330 گرم در ليتر، توقف زادآوري آرتميا، گرفتار شدن پرندگان در نمک، ضعيف شدن پوشش گياهي جزاير و کاهش ميزان آبدهي چشمه هاي آب شيرين موجود در داخل جزاير روبه رو است. ريشه همه مشکلات به وجود آمده در درياچه اروميه کم آبي است. 12 سال است که تراز آب پارک ملي درياچه اروميه رو به پايين است. هم اکنون تراز آب نسبت به ماکزيمم آن 47/5 متر و نسبت به تراز اکولوژيک

40/1 متر پايين تر است. دوره طولاني خشکسالي باعث شد حدود 5/5 متر از عمق درياچه 5 هزار کيلومتر مربعي کاسته شود و ميزان آب هاي ورودي از حدود پنج ميليارد مترمکعب در سال به حدود 5/1 ميليارد متر مکعب کاهش يابد. به جز احداث سدهاي مخزني که به اين بحران دامن زده است، وجود هزاران حلقه چاه مجاز و غيرمجاز باعث تخليه آب هاي زيرزميني و به يکي از عوامل تشديد بحران تبديل شده است. استفاده بي رويه و غيراصولي روان آب ها براي آبياري زمين هاي کشاورزي يکي ديگر از عوامل تشديدکننده بحران به شمار مي رود. متاسفانه اکثريت مردم و مسوولان هنوز عمق فاجعه را احساس نمي کنند چون اعتقاد بر اين است که درياچه اروميه داراي آب کافي هست و با اين توجيه که در سال هاي 1342-1341 بحران خشکسالي از وضعيت موجود نيز بدتر بوده است روند بازگشت طبيعي درياچه اروميه به شرايط عادي را قريب الوقوع مي دانند.

به درياچه نگاه مي کنم، و به اينکه مسوولان چه خوش خيالند.

به روزي فکر مي کنم که درياچه اروميه همانند هامون خشک شده و همانطور که روستاهاي اطراف از توفان شن در امان نماند، درياچه اروميه نيز از توفان نمک در امان نماند. روزي که يکي از قطب هاي کشاورزي ايران به علت پراکندگي نمک بستر خشک شده درياچه، فلج شود. روزي که ديگر رنگ سفيد نمک درياچه غالب بر رنگ سبز زيباي اروميه شده است.
چرا نبايد سد بسازيم
محمد درويش

لطفاً اين هشدار را جدي بگيريد. ساخت همزمان 90 سد بزرگ مخزني در کشوري که هنوز نمي داند يا نمي تواند از آب ذخيره شده در پشت 93 سد بزرگ مخزني خود به درستي و با راندماني 50 درصدي بهره برداري کند، نه تنها افتخاري ندارد، بلکه در خوش بينانه ترين حالت، عملي نابخردانه است. هرچند نگارنده ايمان دارد که نسل آينده از اين اقدام با عنوان عملي نابخشودني ياد خواهد کرد.

چگونه است در کشوري که صاحب يکي از بالاترين نرخ هاي فرسايش و جابه جايي خاک است، سدسازي در اولويت قرار مي گيرد؟، آيا نبايد نخست اولويت را به اقدامات آبخيزداري و اصلاح مراتع، به ويژه در کوهستان ها و دامنه هاي پرشيب و مستعد بدهيم؟

چگونه است که بر طبل سدسازي مي کوبيم، در حالي که نرخ فرسايش در ديم زارهاي ما به بالاي 100 تن در هکتار رسيده است. آيا نبايد در گام اول بکوشيم توليد در واحد سطح را ارتقا دهيم؟

چگونه است که وقتي همه مي دانند راندمان آبياري در بخش کشاورزي چيزي در حدود 30 درصد است، به جاي کمک نرم افزاري و سخت افزاري به اين بخش، ثروت مملکت را در مسير ذخيره سازي آبي به هدر مي دهيم که نمي توانيم به درستي آن را به ماده خشک تبديل کنيم؟

چرا نبايد ابتدا براي کاهش ضايعات غذايي چاره انديشي کنيم و نرخ آن را از 15 درصد کنوني به کمتر از پنج درصد برسانيم و بعد به فکر احداث سدهاي بيشتر برآييم.لطفاً يک نفر و فقط يک نفر به من پاسخ دهد که چرا با وجود آنکه قرار بود تا پايان برنامه نخست پنج ساله کشور، بيش از 3 ميليون هکتار از اراضي کشاورزي به سامانه هاي آبياري تحت فشار مجهز شود، تا امروز اين رقم حتي به 700 هزار هکتار هم نرسيده است، يعني حتي نيمي از اهداف يک برنامه پنج ساله را در طول 20 سال هم نتوانستيم محقق سازيم.

يک نفر به من پاسخ دهد تاکنون چند درصد از کانال هاي آبياري پشت همين سدهاي ساخته شده، به بهره برداري رسيده و اگر نرسيده، چرا به جاي اختصاص بودجه براي تکميل شبکه هاي آبياري موجود - که با روند کنوني 70 سال زمان براي تکميل آن مورد نياز است - باز هم با افتخار از ساختن سدهاي جديد سخن مي رانيم؟ جنابان آقايان مسوول واحدهاي رنگارنگ نظارتي کشور، چرا هيچ اقدامي نمي کنيد؟ باور کنيد مصداق بارز حيف و ميل بيت المال همين عدم توازن در اختصاص بودجه به بخش هاي مرتبط وابسته به مديريت سرزمين در کشور است. مگر ما همه در يک مملکت زندگي نمي کنيم؟ پس چرا همچنان بخشي مي نگريم و جزيره يي فکر مي کنيم و شخصي عمل مي کنيم. کجا رفت منافع ملي که همه بايد در پاي آن بايستيم؟،

به پرسش نخستين اين يادداشت بازگرديم، آيا سزاوار است که همزمان و با افتخار از ساخت 90 سد بزرگ مخزني دفاع کنيم؟،
عناوين اين صفحه
مديريت پايدار آب و نيرو بدون سدسازي
مرگ درياچه اروميه زودتر از پيش بيني ها
چرا نبايد سد بسازيم
کنفرانس بي نتيجه اين بار در آلمان

کنفرانس بي نتيجه اين بار در آلمان
کنفرانس جهاني محيط زيست در شهر بن آلمان پس از دو هفته گفت وگو بدون به دست آوردن نتيجه روز جمعه 13 ماه جاري ژوئن به پايان رسيد. به گزارش ايسنا کارشناسان زيست محيطي و مقام هاي سازمان ملل متحد از طولاني شدن تلاش هاي وصول به يک توافق بين المللي تازه که جايگزين کيوتو شود، اظهار نگراني کردند. بي بي سي همچنين نوشت؛ نرسيدن به يک توافق عمومي در مورد مشکلات فزاينده زيست محيطي و به درازا کشيدن گفت وگوها و کنفرانس هاي مختلف سبب نگراني مسوولان زيست محيطي سازمان ملل متحد و کارشناسان جهان شده و به همين علت از کشورهايي چون امريکا، روسيه و چين به علت عدم همکاري لازم انتقاد شده است. هارالد داولاند سرپرست يک گروه فعال در کنفرانس محيط زيست گفت؛ «اگر ما با اين کندي و شيوه کار بخواهيم پيش برويم بيم آن مي رود به هدف خود نرسيم.» کنفرانس بن يکي از گام هاي متعددي است که در کنفرانس بالي تصويب شده بود به اين اميد که تا پيش از آغاز کار کنفرانس کپنهاگ در ماه دسامبر 2009 توافق هاي لازم حاصل شده باشد. کشورهاي عضو سازمان ملل متحد در دسامبر سال 2007 در کنفرانس بالي پس از مشاجرات زياد به اين توافق رسيدند تا سال 2009 براي امضاي يک پيمان گسترده جهاني مقدمات لازم را تدارک ببينند و به توافق هايي دست يابند که بتوان پيمان جديد را جانشين پيمان «کيوتو» کرد. پيمان کيوتو تا سال 2012 اعتبار دارد و تلاش هاي جهاني مصروف اين است که با امضاي يک ميثاق تازه از افزايش خطرناک گرماي زمين جلوگيري شده و آلودگي هاي ناشي از گازهاي گلخانه يي را در سطح جهان کاهش داده شود. در کنفرانس بن که قرار بود پيشنهادها مشخص و قابل اجرا باشد به گفته سخنگويان سازمان «صلح سبز» کشورهاي صنعتي همکاري نکردند و تعهدات خود را انجام ندادند. بي نتيجه ماندن کنفرانس بن که با شرکت 192 کشور و 2000 نماينده سازمان هاي دولتي و غيردولتي و همچنين کارشناسان تشکيل شده بود باعث تاسف شديد کارشناساني شد که عدم توجه کافي به آلاينده ها و وضعيت دماي زمين را براي حيات انسان و موجودات روي زمين بسيار خطرناک مي دانند. دانشمندان محيط زيست بر اين عقيده اند که تا سال 2020 بايد 25 تا 40 درصد گازهاي گلخانه يي را به نسبت ميزان آن در سال 1990 کاهش داد و اين امري است که بدون خواست و همکاري کشورهاي بزرگ صنعتي به ويژه امريکا تحقق پذير نخواهد بود. تا پيش از کنفرانس کپنهاگ در دسامبر 2009 قرار است کنفرانس هاي ديگري در کشورهاي غنا و لهستان تشکيل شود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام